عوامل و آثار ایمان به قرآن

samamosقرآن آخرین کتاب آسمانی است که خداوند برای راهنمایی و هدایت بشر فرستاده است. این کتاب ویژگی های اختصاصی و انحصاری چندی دارد که آن را در مرتبه ای بلند و رفیع قرار داده است. از آن جایی که الفاظ آن همانند محتوایش از سوی خداوند فرستاده شده است؛ از قداست و احترامی خاص نیز برخوردار می باشد؛ زیرا توقیفی بودن الفاظ به معنای آن است که هر یک از واژگان و الفاظ و کلمات و جملات آن دارای بار معنایی خاص است؛ چرا که قرآن به عنوان آفریده و مخلوق الهی، همانند دیگر آفریده های عالم تکوین و موجودات هستی، به گونه ای از اتقان و عدالت و استوا آفریده شده است که هیچ جزئی از آن بیهوده و بی حکمت و فلسفه نیست؛ هر چند که برای بیش تری مردم به سبب عدم احاطه عملی، آگاهی از چند و چون همه اسرار و رازهای آن امکان پذیر نیست، چنان که در عالم تکوین نیز این گونه است.

ایمان به قرآن در چنین سطحی یا فراتر از آن که بیرون از درک انسان عادی و معمولی است، موجب می شود تا زاویه دید و نگاه انسان به قرآن به گونه ای دیگر تغییر یابد و انسان حتی در جست و جو راز و رمزهای واژگانی قرآن و اسرار و رموز آن بر آید چنان که برخی بر آمده و اسراری را بر خواندن، نگاه کردن و مانند آن یافته اند که شاید نگارش آن در ادعیه و طلسمات برای شفای دردهای بی درمان و سخت درمان و رفع گرفتاری ها و مصیبت ها تنها گوشه ای از آن باشد.

نویسنده در این مطلب بر آن است تا زمینه ها و بسترهایی که سبب می شود تا آدمی به قرآن ایمان آورده و با تدبر و تامل در آیات آن در جست وجوی اسرار و رموز آن بر آید، از منظر قرآن به دست داده و به برخی از علل و عوامل و نیز آثار این ایمان آوری اشاره داشته باشد. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

علل و عوامل ایمان آوری به قرآن

بی گمان پذیرش برخی از امور برای انسان هایی که در دامن طبیعت رشد کرده و با امور مادی و لذات آن سر و کار داشته اند، سخت و دشوار باشد. این دشواری از آن جا افزایش می یابد که آدمی در مدتی از عمر خویش را در جست و جوی لذات مادی و دنیوی صرف کرده باشد و برای خویش هدفی جز دست یابی به بهترین حالات آسایشی و ارامش از طریق کسب درآمد بیش تر و التذاذ فزون تر در نظر نداشته باشد.

در یک فرآیندی که طبیعت دنیوی برای آدمی فراهم می آورد، غفلت از حکمت و فلسفه آفرینش پدید می آید ، هر چند که هر از گاهی مرگ دوستان و آشنایان سبب می شود تا به خود آید و در برای مرگ و هدف از زندگی و حقایق پس از مرگ به تفکر و تدبر پردازد و یا اندکی از حرکت های شتابان در دنیای مادی باز ایستد و واکنشی به مرگ نشان دهد که با زندگی آمیخته و دمی از آن جدایی ندارد؛ با این همه بیش تری مردم پس از اندکی درک و ابراز و اظهار واکنشی تند عاطفی و احساسی ، در مسیر طبیعی زندگی قرار می گیرند و همه چیز را به دست فراموشی و نسیان می سپارند و به گونه ای زندگی می کنند که گویی مرگ تنها برای همسایه است.

به سخن دیگر، انسان ها در یک فرآیند حضور در دنیا و زندگی در آن به گونه ای تغییر ماهیت و هویت می دهند که فطرت سالم و عقل سلیم ایشان دچار بیماری می شود و نمی تواند بازتابی از حقایق هستی را به نمایش بگذارد و آینه زنگار گرفته دلهایشان تصاویری گنگ و خاکستری از حقایق هستی به نمایش می گذارد که بیش تر به خیالات و توهمات مالیخولیایی و هستریک شبیه و همانند است. براین اساس اصولا چنین دل های زنگارگرفته و بیمار نمی تواند چیزی از حقایق را برتابد و آدمی را به واکنش نسبت به حقیقتی چون مرگ و سرنوشت آدمی پس از مرگ برانگیزاند.

البته در این میان هستند کسانی که هم چنان رگه هایی از فطرت سالم و عقل سلیم را در خود حفظ کرده و نگه داشته اند و با هر نشانه ای از حقایق در درون و بیرون از خود می پرسند که حقیقت هستی و آفرینش و زندگی چیست و حکمت و هدف و فلسفه بودن آدمی در دنیا کدام است؟

این جاست که خداوند یکی از مهم ترین علل و عوامل گرایش به ایمان و قرآن را بقای آدمی بر فطرت سالم و عقل سلیمی می داند که به طور طبیعی گرایش به زیبایی ها، کمالات ، خوبی ها و خیرها دارد و از زشتی ، نقص، بدی و شر می گریزد. بر این اساس هنگامی که با امری چون آموزه های وحیانی قرآن مواجه می شود که تفکر و تدبرش را بر می انگیزد و نسبت به هدف آفرینش و حکمت آن پرسش های جدی را مطرح می سازد به تدبر و اندیشه فرو می رود و به قرائت و تدبر در آن آموزه ها و ایات وحیانی قرآن می پردازد تا پاسخی در خور و مناسب برای پرسش های اساسی و فلسفی خود بیابد.

از این روست که خداوند در گام اول، ایمان را در انسان هایی جست و جو می کند که بر سلامت عقل و فطرت هستند و به طور طبیعی از زشتی ها و نقص ها و بدی ها گریزان هستند. بنابراین از آن جایی که مرگ را نوعی نقصان می یابند از خود در باره آن می پرسند و خواهان آن هستند تا دریابند که حقیقت مرگ چیست؟ البته این واکنش تنها به مرگ نیست بلکه این گروه حتی نسبت به عهد شکنی ، دروغگویی ، ظلم و ستم و مانند آن نیز واکنش منفی از خود نشان می دهند چنان که نسبت به عدالت و نیکوکاری و عفو و وفای به عهد و راستی و راستگویی علاقه و محبت نشان می دهند. از این روست که به طور طبیعی می خواهند تا به پرسش های اساسی و اصلی خود پاسخ های مناسب و درستی بدهند. این جاست که به دین و آموزه های وحیانی آن به عنوان یک پاسخ منطقی و درست می نگرند و به آن ایمان می آورند.

خداوند در آیاتی چند از قرآن از جمله آیات نخست سوره بقره ، از مهم ترین علل پذیرش وایمان آوری مردمان به قرآن و آموزه های وحیانی آن را ،همین بقای آدمی بر فطرت سالم و عقل سلیم می داند و از آن به تقوا تعبیر می کند. متقین در این آیات به معنای کسانی است که به طور طبیعی و فطری نسبت به زشتی ها و پلشتی ها واکنش منفی نشان می دهد و به سوی خیر و خوبی ها گرایش دارد. چنین انسان هایی به حکم عقل سلیم و فطرت سالم خویش، آینه از آیات الهی می شوند و به اسانی و سادگی نه تنها به عوالم شهادت و غیب ایمان می آورند بلکه با درنگی اندک فلسفه زندگی در دنیا و آخرت را در می یابند و می کوشند تا به گونه ای زندگی کنند تا آخرت ایشان در زندگی پس از زندگی دنیوی ، به شکلی کامل تر و بهتر باشد. این جاست که نماز را در مقام شکر و اطاعت و تعظیم به جا می اورند و نیکی و انفاق را راهی به سوی دست یابی به کمالات می دانند و به آن عمل می کنند.

بنابراین ، هدایت یابی به سوی قرآن و حقایق آن زمانی برای آدمی تحقق می یابد که زمینه و بستری مناسب وجود داشته باشد که همان تقوای عقلانی است؛ زیرا تقوای عقلانی که فطرت سالم اقتضای آن را دارد، فرمان به گریز و دوری از پلشتی ها و زشتی ها و گرایش به خوبی ها و نیکی ها را می دهد که شخص آن را در آموزه های وحیانی قرآن نیز می یابد.

خداوند در آیه ۲۰ سوره نحل ، تقوا پیشگی را از مهم ترین علل و عوامل ایمان آوری انسان به قرآن می داند و به این مطلب توجه می دهد که همین فطرت سالم اهل تقوا و عقل سلیم ایشان است که قرآن را به عنوان خیر می شناسد و از آن پیروی می کند.

اصولا این گرایش اهل تقوا به قرآن تنها اختصاص به این کتاب آسمانی ندارد، بلکه در طول تاریخ حضور انسان در زمین همواره کسانی که بر فطرت سالم و اهل تقوا بوده اند، گرایش به کتب آسمانی و وحیانی داشته و به آن ایمان آورده اند؛ از این روست که در آیات ۴۰ و ۴۱ سوره بقره در هنگام گزارش چگونگی ایمان آوری بنی اسرائیل به تورات می فرماید که عامل این ایمان آوری را می بایست در همان تقوای آنان جست و جو کرد.

در برابر کسانی که اهل فسق و فجور هستند و از مرزهای تقوا و عدالت بیرون می روند و راه ظلم و ستم در پیش می گیرند به طور طبیعی چون فطرت خویش را به گناه پوشانیده و زنگار بر آن نشانیده اند، ناتوان از درک حقایق قرآن بوده و هرگز به آن ایمان نمی آورند. از این روست که خداوند در آیه ۵۹ سوره مائده فسق را مهم ترین مانع از ایمان آوری مردمان به قرآن بر می شمارد.

عامل دیگری که قرآن برای ایمان آوری مردمان بیان می کند، علم و معرفت بشر است. به این معنا که بهره مندی آدمی از علم و معرفت موجب می شود تا گرایش به حقیقت یافته و آن را بپذیرد و از ان جایی که قرآن حقیقت صرف است به آن ایمان می آورد (اسراء ، ایات ۱۰۶ و ۱۰۷)

خداوند در آیات ۴۰ تا ۴۲ سوره بقره ، آگاهی و علم مردمان به زشتی ها و فرجام کتمان حق و عدم پذیرش آن را ، عاملی مهم برای ایمان آوری به قرآن معرفی می کند؛ زیرا انسان هنگامی که نسبت به زشتی ها آگاهی یافت و سرانجام بد زشتکاران را در دنیا نیز مشاهده کرد، به خود می آید و نسبت به زشتی ها و پلشتی ها واکنش منفی نشان می دهد و به کسانی که وی را به خوبی ها و نیکی ها دعوت می کنند علاقه مند شده و به سوی ایشان گرایش نشان می دهد. از این روست که این دسته از مردمان به سوی قرآن که دعوت کننده به خوبی ها و نیکی های چون عدالت و انفاق و احسان و مانند آن است گرایش می یابند و به آن ایمان می آورند.

البته گاهی این علم و دانش نسبت به سرانجام شوم کسانی است که رفتارهای زشت را در پیش گرفته و ظلم و فسق و فجور داشته اند. آگاهی از عذاب و سختی ها و فرجام شوم زشتکاران آدمی را به این اندیشه فرو می برد که راهی دیگر برگزیند تا همانند آنان گرفتار نشود. از این روست که برخی از مردمان از ترس و خوف گرفتاری به عذاب های آن چنانی که زشتکاران به آن مبتلا شده اند به قرآن و دیگر کتب آسمانی که حقایق هستی راتبیین می کند ایمان می آورند. خداوند در آیات ۵۱ و ۵۲ سوره سبا بیان می کند که خوف برخی از مشرکان در هنگام مرگ و یا قیامت سبب می شود که ایشان به قرآن ایمان آورند. هر چند که این ایمان آوری ایشان دیگر سودی برایشان ندارد ولی این معنا را می توان از آیه به دست آورد که کسانی هستند که به سبب خوف و ترس از عاقبت دیگران به قرآن و آخرت ایمان می آورند.(المیزان، ج ۱۶ ، ص ۳۹۰)

به سخن دیگر، انسان ها یا به سبب گرایش به خوبی ها و پاداش ها ایمان می آورند یا از ترس گرفتاری ها و خوف از عذاب به آن رو می آورند. البته هستند کسانی که تنها از روی تعظیم و اطاعت و شکر به خداوند ایمان می آورند و قرآن را باور کرده و به آن عمل می کنند که این دسته بسیار اندک می باشند.

ناگفته نماند که مراتب ایمان اشخاص بر اساس علل و عوامل و بسترهای ایجادی آن متفاوت است. ازاین رو نمی تواند بی توجه به علل و عوامل نسبت ایمان را یکسان دانست و همه را در یک سطح قرار داد و ارزیابی کرد. بر همین اساس است که خداوند در آیه ۱۷ سوره هود، ایمان کسانی که از بصیرت بهره مند هستند ، ایمانی خاص می داند؛ زیرا اهل بینه و بصیرت ، حقایق هستی را به گونه ای دیگر درک می کنند و ایمان و عواطف و احساسات ایشان نسبت به حقایق با کسانی که اهل خوف هستند بسیار متفاوت است. از این روست که در برخی از روایات از ایمان تجاری و عشقی و برده واری سخن به میان آمده است و از بازرگانان و بردگان و عاشقان به عنوان گروه های ایمانی متفاوت با درجات و سطوح مختلف یاد شده است.

خداوند در آیات ۸۳ و ۸۴ سوره مائده بیان می کند که انسان هایی که بر فطرت سالم و عقل سلیم هستند می دانند که دست یابی به آسایش و آرامش کامل تنها از طریق کارهای نیک و صالح شدنی است و از آن جایی که انسان گاه در تشخیص کارهای صالح دچار تردید و خطا و اشتباه می شود در جست و جوی امری است که این کارهای صالح را بشناساند . از این روست که قرآن را چنین کتابی می یابد و به آن ایمان می آورد تا از طریق عمل به آن خود را به مقام صالحان برساند و از پاداش های آن بهره مند گردد.

در همین رابطه تصدیق کسانی چون امیرمومنان علی (ع) و یا اقوام موفق و سربلند پیشین که توانسته اند مسیر سیرو سلوک درست را بیابند عاملی مهم برای پیروی برخی از مردم از قرآن و ایمان آوری آنان می شود. از این روست که در آیه ۱۷ سوره هود از گواهی وتصدیق امیرمومنان علی (ع) و برخی از اهل کتاب به عنوان عوامل تاثیرگذار در پذیرش قرآن به عنوان کتاب آسمانی یادمی شود؛ زیرا بسیاری از مردم در پی حرکت و پیروی از الگوهایی هستند که آنان را موفق بر می شمارند.(مجمع البیان ، ج ۵ و ۶ ،ص ۲۲۶ و نیز روح المعانی ، ج ۷ ، جزء ۱۲، ص ۴۱)

انسان هایی که از روحیه حق پذیری برخوردارند به آسانی تن به آموزه های قرآنی می دهند و به آن ایمان می آورند(سجده ، آیه ۱۵) چنان که تواضع و فروتنی در برابر حق و نداشتن روحیه استکباری از دیگر عوامل ایمان آوری مردم به قرآن است.(مائده ، آیات ۸۲ و ۸۳) از این روست که خداوند روحیه استکباری را روحیه ضد حق می داند و آن را به عنوان یکی از مهم ترین موانع ایمان آوری به قرآن و حقایق آن می شمارد.(نحل ، آیات ۲۲ تا ۲۴)

کسانی که به حقایق ایمان داشته و نسبت به حق واکنش مثبت نشان می دهند و تفاوتی برای آنان ندارد که این حق در کجا یافت شود، به طور طبیعی به قرآن ایمان می آورند. از این روست که خداوند کسانی که به انجیل و تورات ایمان داشته و آن را تصدیق و تایید می کردند ؛ زیرا آن را حق دانسته و به سبب همان ویژگی وجود حق در آن به آن کتب آسمانی ایمان آورده بودند، به طور طبیعی به قرآن نیز به سبب همین ویژگی حق، ایمان می آورند.(نساء، آیه ۴۷ و نیز بقره ، آیات ۴۰ تل ۴۲)

چنان که گفته شد روی حق طلبی و حق خواهی در انسان ها یکی از عوامل مهم گرایش به قرآن به عنوان یک حقیقت مطلق و کامل الهی است. بر این اساس است که حق طلبانی که از کتمان حق ناخرسند هستند به قرآن ایمان می آورند و آن را تصدیق و تایید می کنند هر چند که این کتاب آسمانی ناسخ کتب دیگر آسمانی باشد که آنان به آن ها ایمان دارند. این خصلت را می توان در برخی از اهل کتاب از یهود و نصارا یافت که در آیات ۴۰ تا ۴۲ سوره بقره به آن اشاره شده است.

خداوند در همین آیات اجتناب بنی اسرائیل ازروحیه اختلاط حق با باطل را از زمینه ساز ها و عوامل ایمان آوری آنان به قرآن بر می شمارد و نشان می دهد که اجتناب آنان از کفر و سودا گری با آیات الهی در این بستر سازی نقش مهم و اساسی ایفا کرده است.

ایمان به وجود آخرت و حساب و کتاب و زندگی پس از مرگ از دیگر عوامل در ایمان آوری مردم به قرآن است که در آیه ۹۲ به آن اشاره شده است.

آثار ایمان به قرآن

بی گمان کسانی که اهداف مختلف و گوناگونی را با توجه به سطح ادراکی و فهم خود دنبال می کنند می توانند امیدوار باشند که با ایمان به قرآن ا فزون بر آن اهداف ، از پاداش های مضاعف الهی نیز برخوردار خواهند شد (نساء، آیات ۱۶۰ و ۱۶۲ و قصص ، ایات ۵۲ تا ۵۴ و آل عمران ، آیه ۱۹۹)

از جمله پاداش های الهی دست یابی به بهشت جاودان و زندگی سعادت مند در آن بی هیچ خوف و اندوهی است.(مائده ، آیات ۸۳ تا ۸۵)

غیر از این امور می توان برای ایمان به قرآن کارکردها و آثار دیگری در زندگی دنیوی و اخروی و نیز مادی و معنوی بر شمرد که در آیات قرآنی به آن ها اشاره شده است.

از جمله می توان به آثاری چون دست یابی به رستگاری(بقره ، آیات ۴ و ۵) ، فراوانی نعمت در زندگی دنیوی و اخروی(مائده ، آیه ۶۶) ، دست یابی به سلامت کامل (انعام ، آیه ۵۴) جلب رحمت الهی (همان و نیز اعراف ، آیات ۵۲ و ۲۰۳ و یونس ، آیات ۵۷ و ۵۸) دست یابی به هدایت خاص الهی و راه مستقیم (جن ، آیات ۱۳ و ۱۴ و بقره ، آیات ۴ و ۵ و اعراف ، ایه ۲۰۳ و آیات دیگر)، سبقت و سرعت در خیرات (مومنون ، آیات ۵۸ و ۶۱) اشاره کرد.

ایمان به قرآن و آیات آن ، زمینه ای برای حق شنوی (نمل ، ایات ۸۰ و ۸۱ و روم ، آیات ۵۳) حق پذیری و تسلیم در برابر آیات و آموزه های آن (نمل ، آیه ۸۱) و استفاده و تاثیرپذیری از معارف قرآنی (روم ،ایه ۵۳) ، درک و فهم درست و صحیح از آموزه های قرانی (نمل ، آیات ۸۰ و ۸۱) و نیز مراقبت و اهتمام به اموری دینی و آموزه های قرآنی چون نماز و زکات(انعام ،آیه ۹۲) می شود.

هم چنین خداوند در آیاتی چند از کارکردهای ایمان آوری به قرآن را اجتناب از ولایت طاغوت و کافران (مائده ،آیات ۸۰ و ۸۱) سبقت گرفتن در کارهای خیر و نیک(مومنون ، آیات ۵۸ و ۶۱) ، وصول و رسیدن به مقام شاهدان (مائده ،آیه ۸۳) صابران (قصص ، آیات ۵۱ و ۵۴) ، صالحان (مائده ، آیات ۸۳ و ۸۴) و محسنان (مائده آیات ۸۳ تا ۸۵) می داند.

هم چنین کسانی که به قرآن ایمان می آورند چیزهایی که برای دیگران حرام است برای ایشان مباح می شود که در آیه ۱۱۹ سوره انعام به آن اشاره می کند.(روح المعانی ، ج ۵ ،جزء ۸ ، ص ۲۰) بنابراین حتی اگر بخواهیم برخی از امور بر ما مباح و مجاز شود بی آن که تحت تاثیر اثار سوء تکلیفی و وضعی آن قرار گیریم می بایست به قرآن ایمان آوریم. این همانند آن است که بسم الله تاثیر سوء و وضعی برخی از غذاها را از میان می برد و آن را برای بدن مناسب قرار می دهد. بنابراین ایمان به قرآن نیز چنین کارکردی در طیب و پاک کردن وتاثیر مثبت گذاردن غذاها در تن و روان و جان آدمی می گذارد.

این ها تنها گوشه ای از آثار و کارکردهای ایمان آوری به قرآن است که در آیات قرآنی به آن اشاره شده است. از آن جایی که مقاله جای تفصیل و تشریح و تحلیل همه این آثار نبوده است به گزارشی گذارا از آن بسنده شده است.