عوامل و آثار اذیت و آزار اجتماعی

بسم الله الرحمن الرحیم

رنجور کردن و آزردن دیگر با ایجاد ضرر دنیوی یا اخروی یا مادی یا معنوی به تن و روان انسان، عملی حرام و مذموم از نظر آموزه های وحیانی اسلام است. البته برخی از مردم گرفتار بیمار خطرناک «خودآزاری» هستند که غیر از «دیگرآزاری» است. مباحث خودآزاری بیش تر در روان شناسی مورد تبیین و تحلیل قرار می گیرد، در حالی که دیگرآزاری را می توان از منظر روان شناسی اجتماعی، اخلاق، جامعه شناسی، فقه و حقوق مورد تحلیل قرار داد و عوامل و آثار آن را تبیین کرد.

از آن جایی که «دیگرآزاری» تاثیرات مخرب اجتماعی به جا می گذارد و بیش تر مردم به نوعی دیگر این مساله هستند، تحقیق در عوامل و آثار آن با توجه به آموزه های وحیانی قرآن می تواند ابعاد مختلف و گوناگون آن را باز کند و راهکارهایی برای درمان یا مهار آن به دست دهد. نویسنده در این مطلب بر آن است تا به این مهم بپردازد.

اهداف و آثار اذیت و آزاررسانی

شخص یا گروهی که به آزاررسانی زبانی از استهزاء، تمسخر، تهمت و افتراء و مانند آن ها(احزاب، آیات ۱۹ و ۵۳ و ۶۱؛ حجر، آیه ۹۵) و رفتاری مانند تعرض جنسی، سنگ پرانی، نشستن بی جا ، گفتگو مرد غریبه با همسر شخص و مانند آن ها (احزاب، آیات ۵۳ تا ۶۱؛ یوسف، آیات ۸ تا ۱۵ و ۵۹) اقدام می کند، اهدافی دارد که می توان به عنوان آثار مستقیم آزاررسانی نیز مطرح کرد. در حقیقت آزاررسانی تاثیراتی را در نظر دارد که از آن به اهداف و فلسفه و انگیزه ایجادی آن یاد می شود. از مهم ترین اهدافی که می توان برای آزاررسانی اجتماعی از سوی افراد یا گروه های اجتماعی اشاره کرد، موارد زیر است:

  1. حفاظت از عقاید: یکی از مهم ترین عواملی که موجب می شود تا شخص یا گروهی به آزاردیگری بپردازد، حفاظت از عقاید خویش است. هر کسی عقیده ای دارد که شخصیت او را می سازد و اعمال او را ساماندهی می کند.(اسراء، آیه ۴۲) بنابراین، وقتی احساس می کند عقیده و در نتیجه رفتارش مورد انتقاد دیگری است، برای دفاع از فلسفه و سبک زندگی خویش به مبارزه می پردازد و اگر نتواند به طور منطقی و عقلی از آن ها دفاع کند، به اذیت و آزار متوسل می شود تا این گونه خطر واقعی یا احتمالی از شخصیت خویش را دفع کند. یکی از مهم ترین عوامل اذیت و ازار پیامبران، از سوی کافران همین حفاظت از عقاید و فلسفه و سبک زندگی باطل خودشان دانسته شده است.(ابراهیم، آیات ۱۲ تا ۱۴)
  2. حفاظت از مرزهای جغرافیایی: همان طوری که برای انسان ها جان و مال و عرض ارزش و اهمیت دارد و برای دفاع از آن به هر کاری اقدام می کنند، حفاظت از محیط زیست و مرزهای جغرافیایی خویش نیز از چنان اهمیتی برخوردار است که جان در این راه می گذارند. جانوران از سگ و گرگ و کبوتر و مانند آن ها نیز برای خود محدوده جغرافیایی قرار می دهند و با نشانه گذاری اجازه نمی دهند، جانوری از آن خطوط قرمز و محدوده تجاوز کند. انسانی که خردمند است برای دفاع از خویش از جمله محیط زیست از ابزارهای منطقی و عقلی بهره می گیرد؛ و در صورت نیاز از قوه غضبی برای دفع دشمن بهره می گیرد. یکی از راه های دفع دشمن واقعی یا محتمل، آزاررسانی و ایجاد ضرری است که دشمن به سبب آن از حمله یا تهدید یا ادامه هجوم باز می ایستد و امنیتی برایش ایجاد می شود. از نظر قرآن، یکی از علل آزاررسانی کافران نسبت به پیامبران، دفع خطر سرزمینی است؛ زیرا آنان گمان می کردند که پیامبران با رسالت خویش دنبال غصب سرزمینی آنان و اخراج ایشان از محیط زیست ایشان است. .(ابراهیم، آیات ۱۲ تا ۱۴)
  3. حفاظت از مقام و منزلت اجتماعی: از دیگر عواملی که شخص یا گروه را به اذیت و آزاردیگران وادار می سازد، احتمال یا یقین نسبت به از دست رفتن موقعیت اجتماعی و مقام و منزلت ایشان است. کسانی که خود را در یک اجتماع عزیز و صاحب مقام و منزلت می دانند، تغییراتی که منجر به تغییرات اجتماعی بنیادین شود، بر نمی تابند؛ از این روست که نسبت به تغییرات واکنش منفی نشان می دهند و با نگره محافظه کاران با هر گونه تغییراتی مبارزه و مقابله می کنند. از نظر قرآن، یکی از علل مهم مخالفت کافران و مشرکان با تغییرات در فلسفه و سبک زندگی ایجاد شده از سوی پیامبران، احتمال یا قطع به یقین نسبت به از دست رفتن مناصب و مقامات اجتماعی آنان به دنبال دعوت پیامبران و ایجاد فلسفه و سبک جدید مبتنی بر آن است.(یونس، آیه ۷۱؛ منافقون، آیه ۸)

عوامل اذیت و آزاررسانی

در آیات قرآنی عوامل چندی برای این که شخص یا گروهی به دیگران آزار می رسانند بیان شده است. این عوامل شامل مجموعه ای متنوع از عوامل روانی، خلق و خوی، تربیتی و مانند آن ها است. بنابراین، در این جا به دور از دسته بندی آنها به مهم ترین عوامل اشاره می شود تا دلیل آزاررسانی بیان شود:

  1. جهالت علمی: از نظر قرآن، ریشه آزاررسانی نسبت به دیگران می تواند ریشه در جهالت علمی افراد داشته باشد؛ یعنی کسانی که گرفتار وهم و خیال هستند و بر اساس ظنون و گمانه ها کار می کنند، به داعی همین اوهام و خیالات و ظنون رفتارهای ایذایی می کنند تا مثلا این گونه از فلسفه و سبک زندگی ، عقاید و افکار، منش و کنش، مرزهای اخلاقی و اجتماعی و محیط زیستی خویش حفاظت و دفاع کنند. این رفتار عموما از سوی کافران و مشرکان نسبت به پیامبران در پیش گرفته می شود تا این گونه نظام جاهلی خویش را حفاظت کنند و به دفاع از آن بپردازند.(ابراهیم، آیات ۱۲ تا ۱۴) از نظر قرآن، جهالت علمی و نادانی موجب می شود تا اشخاص نسبت به دیگران بهتان و افترا بزنند و ایشان را به امری متهم سازند که مرتکب آن نشده اند و این گونه موجبات آزار روحی و روانی افراد دیگر را فراهم آورند.(نور، آیه ۵۸)
  2. جهالت عقلی: از دیگر عوامل اصلی که می توان برای آزاررسانی بیان کرد، جهالت عقلی افراد آزار رسان و اذیت کننده است. این افراد به دور از هر گونه مبانی عقلی و تنها بر اساس شهوت و غضب رفتاری را در پیش می گیرند تا این گونه از فلسفه و سبک زندگی خویش محافظت کنند. از نظر قرآن، نظام جاهلی بر اساس «اندیشه ظنی و انگیزه شهوَی» سامان یافته است و بر همین اساس با افکار و اندیشه های عقلانی در تضاد است و نسبت به انگیزه های عقلانی و مدیریت عقل نسبت به شهوت و غضب واکنش منفی نشان می دهد.(نجم، آیه ۲۳؛ اسراء، آیه ۳۶؛ عنکبوت، آیه ۸؛ لقمان، آیه ۱۵؛ هود، آیه ۴۶)

از آن جایی که قوه ادارکی بشر در اصطلاح قرآنی همان «قلب» است، هر گونه تاثیرگذاری شهوت بر آن موجب می شود تا «قلب» دفن و دسیسه یا مختوم و مطبوع شود(شمس، آیات ۷ تا ۱۰؛ بقره، آیه ۷) و نتواند «تعقل» داشته باشد و مطالب را با تفکر تعقلی دریابد و به حقیقت واقع دست یابد. این گونه است که دچار «زیغ» و انحراف و وارونگی می شود و در برابر حق از جمله اصلاحات پیامبران و تغییرات مثبت ایشان موضع گیری منفی نشان می دهد و در مقام دفاع و حفاظت از فلسفه و سبک زندگی جاهلی مبتنی بر ظنون و شهوت به اذیت و آزار پیامبران مصلح و حق طلب و عدالت خواه با اشکال گوناگون از جمله استهزاء ، تمسخر، اتهام زنی و مانند آن ها می پردازد.(صف، آیه ۵؛ بقره، آیات ۷ تا ۱۵؛ ابراهیم، آیات ۹ تا ۱۴)

از نظر قرآن، کسانی که گرفتار جهالت عقلی هستند در رفتار خویش انسان هایی فاسق هستند که به سبب همین فسق و دفن و دسیسه نفس و ختم و طبع قلوب خویش نمی توانند راه هدایت را بیابند و در مسیر علم و عقل گام بردارند.(صف، آیه ۵) این گونه افراد نه تنها در حق دیگری ظلم روا می دارند بلکه در حق خویش نیز ظلم می کنند که اجازه نمی دهند نفس ایشان در مسیر تعالی و کمال گام بردارد و بر اساس عقل و علم عمل کند.(ابراهیم، آیات ۱۰ تا ۱۲ و آیات دیگر)

خدا در قرآن، وقتی به اذیت و آزار برادران یوسف نسبت به یک دیگر اشاره می کند، بر عنصر «جهالت» تاکید می کند(یوسف، آیه ۸۹) که می تواند شامل جهالت علمی و عقلی باشد؛ هر چند که ظاهر آن جهالت علمی و نادانی است؛ اما می توان به شهوت محبت خواهی اشاره کرد که ایشان را وادار به اذیت و آزار یوسف(ع) کرد و حتی زمینه و بستر قتل ایشان را فراهم آورد. این شهوت خود بیانگر آن است که این افراد از جهالت بی خردی نیز رنج می برند و همین موجب شد تا دست به آزاررسانی بزنند.(یوسف، آیات ۸ و ۱۵)

هم چنین خدا بیان می کند که شهوت جنسی موجب می شود تا برخی متعرض زنان شوند و به آزار آنان اقدام کنند. از همین روست که برای دفع چنین آزاررسانی نسبت به زنان می بایست، زنان با حجاب خویش به گونه ای در اجتماع حرکت کنند که بیماردلان شهوت پرست ایشان را نیازارند(احزاب، آیات ۵۹ و ۶۰) یا موجبات اذیت و آزار همسر و خانواده نشود.(احزاب، آیه ۵۳)

شکی نیست که شهوت جنسی از مصادیق جهالت عقلی است که شهوت در این موارد اجازه نمی دهد تا عقل مهار و مدیریت نفس را به دست گیرد و رفتاری متعادل در اجتماع مبتنی بر «حیا» و عفت در پیش گیرد که از مهم ترین نشانه های عقلانیت از نظر آموزه های وحیانی اسلام است.(کافی، ج ۱، ص ۱۱) خدا در قرآن افراد شهوت پرست و منافقان را جزو بیماردلانی دسته بندی می کند که «قلب مریض» ایشان اجازه نمی دهد تا تعقلی داشته و عقلانی عمل کنند، بلکه شهوانی عمل و رفتار می کنند.(احزاب، آیه ۶۰) بنابراین، در واکنش نسبت به اذیت و ازار این افراد می بایست افزون بر رعایت حجاب و ابزارهای عفت وحیا، از عنصر تهدید به طرد اجتماعی، قتل و مجازات دنیوی و کیفر اخروی بهره برد.(احزاب، آیه ۵۹ تا ۶۱)

خدا در قرآن بیان می کند که واکنشی چون آزار متقابل به عنوان مجازات و کیفر و مقابله به مثل در دنیا می تواند به عنوان یک بازدارنده عمل کند و کسانی که گرفتار جهالت عقلی و شهوت پرستی و بیماردلی هستند از تکرار باز دارد یا درس عبرتی برای دیگران باشد و هم چنین امکان تکرار از این افراد بیماردل گرفته شود.(نساء، آیات ۱۵ و ۱۶)

در همین رابطه در راستای مقابله به مثل نسبت به آزاررسانی زنان شهوت ران، آنان را طلاق داده و از خانه مسکونی که برای حتی مطلقه ثابت است، اخراج کرد تا این گونه بی خردان شهوت پرست آزاردهنده خانواده های پاک و با ایمان بتوانند از حیثیت خویش نسبت به زنان شهوت ران دفاع کنند.(طلاق، آیه ۱؛ کافی، ج ۶، ص ۹۷، حدیث ۱؛ مجمع البیان، ج ۳، ص ۴۰)

راه رهایی از آزار و اذیت

به نظر می رسد که برای رهایی از آزار و اذیت می بایست دو رویکرد اساسی را در پیش گرفت:

  1. درمان آزار رسان با تغییر در افکار و عقاید و سبک زندگی او، از طریق مباحث اخلاقی، روان شناسی، روان کاوی، بهره گیری از روش های تربیتی و ایجاد نوعی عقلانیت علمی و عملی در ایشان تا به جای ظنون و ابتناء بر آن به علم و یقین رو آورده و به جای شهوت اجازه دهند تا عقل غضب را در دست گیرد و مهار و مدیریت کند و از حالت روحی و روانی آزاررسانی خارج سازد و به یک انسان متعادل و سالم و صالح تبدیل کند ؛ البته دست یابی به این مهم نیازمند صبر(انعام، آیه ۳۴؛ ابراهیم، آیات ۹ تا ۱۲؛ ص، آیه ۱۷؛ مزمل، آیه ۱۰؛ ق، آیه ۳۹؛ طه، آیه ۱۳۰) و حلم بسیار است؛ زیرا با واکنش تند در برابر اذیت ها و آزارهای جاهلانه این افراد نمی توان نتایج مثبتی را هماره کسب کرد؛ پس باید با سلام و صلوات و مرور کریمانه از این مشکل عبور کرد(فرقان، آیات ۶۲ و ۷۵؛ ابراهیم، آیات ۱۲ تا ۱۴ و آیات دیگر)
  2. دفع آزار رسان از طریق تهدید یا مقابله به مثل یا تطمیع چنان که تهدید به آثار اخروی چون عذاب آخرت، یا عذاب دنیوی و مجازات در مواردی که خلاف قوانین و دارای مجازات کیفری است یا احسان و ایثار نسبت به آنانی که احساس خطر می کنند تا این وهم و خیال از آنان زدوه شود. همه این راه ها در قرآن بیان شده و از سوی پیامبران به کار گرفته شده است. از همین روست که حضرت نوح(ع) و حضرت موسی(ع) بیان می کنند که دنبال مقامات ظاهری و مناصب مادی نیستند و هرگز نمی خواهند از طریق آن به اجر و مزدی دست یابند یا سرزمین را به دست گیرند و مردمان و صاحبان آن را اخراج کنند یا بخواهند برای خویش ربوبیت در عرض ربوبیت خدایی قایل شوند.(یونس، آیات ۷۱ و ۷۲)

خدا در قرآن بیان می کند که اذیت و آزار نسبت به اهل حق به هر داعیه و انگیزه ای حرام است و شخص می بایست خود را برای مجازات دنیوی و اخروی خدا آماده کند. این تهدید نسبت به آزارسان می تواند او را از مسیر آزاررسانی دور کند، هر چند که در نهان خواهان ادامه و استمرار آزاررسانی است، ولی تهدید به ویژه با توجه به نشانه های تحقق احتمالی آن می تواند بازدارندگی خود را به نمایش گذارد.(ابراهیم، آیات ۱۲ تا ۱۴)

از نظر قرآن، در راستای دفع و رفع آزاررسان می بایست فعالیت های چندی را به کار گرفت که شامل اموری چون بی اعتنایی نسبت به آزار آنان و واگذاری مجازات آنان به خدا در سایه توکل(احزاب، آیه ۴۸)، پرهیز و دور شدن از آنان یا دور کردن ایشان(مزمل، آیات ۹ و ۱۰)، دستگیری و اسارت در صورت استمرار(احزاب، آیات ۵۷ تا ۶۱)، تبعید(همان)، اعدام و قتل(همان)، لعنت (همان)، عذاب خوار کننده دنیا و آخرت(همان؛ توبه، آیه ۶۱) و مانند آن ها می شود.