عوامل و آثار آرامش قلب

samamosقلب در فرهنگ قرآنی، از مهم ترین اعضای بشر است که از آن به عنوان مرکز ادارکی یاد می شود. احساسات و عواطف و نیز فهم و ادارک بشر به این مرکز حساس انسان بستگی دارد. از این روست که قلب در فرهنگ قرآن، به معنای خرد و دانش و عقل و قوه ادراکی به کار رفته است.

در آموزه های قرآنی، مطالب بسیاری درباره قلب، بیماری های آن، اطمینان و آرامش قلبی و مانند آن بیان شده است. نویسنده دراین مطلب تنها به بخشی از آموزه های قرآنی در ارتباط با عوامل و آثار آرامش قلب پرداخته است. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

گستره معنایی و اصطلاحی قلب

قلب که در زبان فارسی از آن به دل یاد می شود، در وهله نخست آن چه از آن به ذهن متبادر می شود، همین قلب جسمانی صنوبری شکلی است که در بیش تری مردم در سمت چپ سینه قرار دارد و مرکز تلنبه و پمپاژ و نیز تصفیه و تغذیه خون می باشد.

اما در کاربردها و فرهنگ قرآنی و هم چنین در اصطلاحات عرفانی، معنا و مفهوم دیگری دارد و مراد و مقصود این عضو صنوبری نیست؛ بلکه مفهوم دیگری از آن اراده می شود که بسیار فراتر و اساسی می باشد، به گونه ای که اصولا می توان گفت که انسانیت انسان ارتباط تنگاتنگی با قلب به مفهوم دیگر آن پیدا می کند.

راغب اصفهانی دانشمند به نام ایرانی در کتاب ارزشمند مفردات الفاظ قرآن، قلب را به معنای خرد و دانش و گاهی بر عقل اطلاق می گردد، مانند آیه ۳۷ سوره ق که خداوند می فرماید: ان فی ذلک لذکری لمن کان له قلب، در قرآن یادآوری برای کسانی است که دارای قلب (عقل) می باشند.(مفردات الفاظ قرآن ، ص ۶۸۱ ، ذیل واژه قلب)

قلب در اصطلاحات عرفانی، لطیفه ای ربانی است که به قلب جسمانی صنوبری شکل تعلق دارد که در طرف چپ سینه است. این لطیفه عبارت از حقیقت انسان است که حکیم آن را نفس ناطقه می نامد و روح ، باطن آن است و نفس حیوانی نیز مرکب از آن می باشد.

همین قلب است که ادراک و علم و آگاهی دارد و مخاطب کلام و معاتب خدا می شود و خطاب و عتاب به آن تعلق می گیرد. در هر کجای قرآن و سنت از قلب نام برده می شود، مراد همین معناست.(کشاف اصطلاحات الفنون و العلوم، محمد علی التهانوی، ج ۲ ،۱۳۳۴ و نیز لغت نامه ، دهخدا، ج ۱۱ ، ص ۱۵۵۸۵ ، ذیل واژه قلب)

در آیات قرآنی از قلب به این معنا و مفهوم با واژگانی دیگر چون فواد و صدر و مشتقات آن استفاده شده است؛ هر چند که تفاوت های ظریف و لطیفی در کاربرد هر یک از واژگان وجود دارد، ولی با این همه در اصل معنای پیش گفته با هم متحد می باشد و همه آن ها این بار مفهوم کلی را با خود حمل می کند.

قلب مرکز ادراکی و منشای آگاهی

قلب انسان از مهم ترین نقاط بشری با پیچیدگی ها و اسرار بسیار می باشد. از نظر قرآن، قلب انسان کانون ادراک و شناخت بشر است و انسان هر گونه شناختی از خود و بیرون را از طریق آن به دست می آورد. آیات بسیاری به این مساله پرداخته است که به طور صریح و شفاف بیش از ۶۳ آیه قرآن به آن اشاره دارد. از جمله این آیات می توان به آیات ۷ ، ۸۸ ، ۹۳ ، ۹۷ ، ۲۰۴، ۲۲۵، ۲۶۰ و ۲۸۳ سوره بقره اشاره کرد. در همه این آیات، این معنا مورد تاکید و توجه است که قلب آدمی می بایست به عنوان کانون ادراکی و شناختی بشر به خوبی محافظت شود و اجازه داده نشود تا به بیماری دچار شده و قدرت خود را از دست دهد و یا دچار ختم و مهر شده و راه ادراک و شناخت بشر بسته شود.

خداوند در آیات ۲۹ و ۱۵۴ سوره آل عمران و نیز ۷ و ۱۱۶ سوره مائده و آیات دیگر، قلب آدمی را مخزن اسرار او می داند. بنابراین می بایست پذیرفت که همه هستی آدمی و انسانیت وی در این نقطه قرار دارد و انسان هر آن چه آموخته و عمل کرده و خود را بدان ها ساخته است، در این مرکز حفاظت می شود. براین پایه ، اگر قلب آدمی را برداریم چیزی از انسانیت وی باقی نخواهد ماند. پس قلب را می بایست صندوقچه اسرار بشر دانست. این اسرار هر چند که بر خداوند پوشیده نیست و خداوند به همه اسرار قلبهای آدمی آگاهی دارد(آل عمران، آیات ۲۹ و ۱۵۴ و آیات دیگر) ولی در روز رستاخیز ، همه این پرده ها فرو می افتد و اسرار دل ها برای همگان آشکار می شود.(عادیات ، آیات ۶ تا ۱۰)

از ویژگی های قلب آن است که منبع احساسات و عواطف بشر نیز می باشد. به این معنا که قلب دارای دو کارکرد و نقش اصلی و اساسی است که در به حوزه های ادراکی و شناختی و نیز احساسی و عاطفی مرتبط می باشد. از این روست که خداوند به انعطاف و تاثیرپذیری قلب از رخدادها و حوادث بیرونی و خارجی اشاره می کند تا به این کارکرد دیگر قلب و دل اشاره داشته باشد. از جمله آیاتی که به این مساله پرداخته است می توان به آیه ۳۵ سوره حج و ۲ و ۱۰ و ۱۱ و ۶۳ سوره انفال اشاره کرد که به مساله تاثیرپذیری و انعطاف قلب در واکنش به رخدادهای بیرونی اشاره دارد.

قلب کانون آرامش

چنان که گفته شد قلب افزون بر این که کانون ادراکی و شناختی بشر است، هم چنین کانون عواطف و احساسات بشر نیز می باشد. از آن جایی که انسان به این دو شناخته و از دیگر موجودات متمایز می شود می توان گفت که قلب کانون اصلی بشر و انسان از دیگر موجودات هستی می باشد.

آن چه در این مقاله مورد توجه و تاکید است، نگاهی گذرا به علل و عواملی است که موجب می شود تا قلب این آرامش را ایجاد و یا حفظ کند و این که آثار این آرامش چگونه ظهور و بروز می یابد.

خداوند در آیاتی چند، قلب آدمی را کانون اصلی و محل واقعی و حقیقی آرامش بر می شمارد که از آن جمله می توان به آیه ۲۶۰ سوره بقره و نیز ۱۰۳ و ۱۲۶ سوره آل عمران و ۱۱۳ سوره مائده و ۲۸ سوره رعد و ۱۰۶ سوره نحل اشاره کرد.

از نظر قرآن، آرامش حقیقی در ایمان است؛ از این رو، دلی که از ایمان خالی و تهی است، هرگز رنگ آرامش واقعی را به خود نمی بیند؛ زیرا آن چه به نظر آرامش است، تنها توهم آرامش زودگذری است که با مصیبت و گرفتاری از میان می رود، ولی آرامش ایمانی ، آرامشی پایدار و مانا می باشد و تحولات و رخدادها و مصیبت ها نیز تاثیر شگرفی و چندانی در این قلوب به جا نمی گذارد. از این روست که خداوند در آیات ۲۷ تا ۳۰ سوره فجر ، قلوب آرامش یافته و مطمئن را برخوردار از عنایت های ویژه الهی به چنین قلوبی می داند. به این معنا که قلوبی که در سختی ها و گرفتاری ها نیز در آرامش به سر می برند، بهره مند از آثار ایمانی هستند که به خدا دارند؛ زیرا ایمان به خداوند موجب جلب عنایات و رحمت خاص خداوندی می شود و شخص را در حالتی قرار می دهد که هیچ تندبادی از گرفتاری ها نمی تواند آرامش درونی اش را از میان بردارد و به تلاطم افکند.

آثار آرامش قلب

آرامش دلهای آدمی به ایمان واقعی است. دلی که ایمان واقعی بر آن تابیده باشد، هیچ توفان و تندباد بلایا و مصیبت ها نمی تواند در آن تاثیری به جا گذارد. خداوند در آیات ۹ تا ۱۱ سوره انفال با اشاره به ایمان مجاهدان می فرماید که همین ایمان واقعی است که موجبات ثبات قدم واستقامت آنان در برابر دشمنان تا بن دندان مسلح می شود؛ زیرا آنان هیچ قدرتی را فراتر از قدرت الهی نمی دانند و با ایمان به ربوبیت و حاکمیت الهی در همه امور هستی ، تکیه گاه خویش را خداوند قرار داده ا ند، از این روست که هیچ تندبادی آنان را نمی لرزاند چه رسد که از جا بر کند و پراکنده ساز.

تاثیر چنین ایمان آرامش بخشی را می توان در همه صحنه های جهادی و زندگی عادی یعنی حالت های فوق العاده و معمولی دید. بنابراین با تکیه و اعتماد به قدرت و حکمت الهی گام در راه های سخت می گذارند و از هیچ کسی و چیزی بیم و ترسی ندارند. صلابتی که این گونه در آنان پدید می آید، خود منشای پیروزی و اقتدار کامل مومنان بر دشمنان کافر می شود. از این روست که خداوند در آیات ۱۲۳ تا ۱۲۶ سوره آل عمران ، به تاثیر قلب مطمئن از ایمان در پیروزی بر دشمنان در میادین جنگی اشاره می کند و خواهان برخورداری از این صلابت ایمانی و اقتدار واقعی می شود. اگر انسان از چنین صلابت ایمانی و آرامش قلبی برخوردار گردد، هرگز هیچ چیز و کسی نمی تواند بر او سیطره یابد و چیره گردد و همواره عزیز و سربلند خواهد بود.

قدرت کامل و اقتدار تمام، از دیگر آثاری است که خداوند برای آرامش قلب های مومنان بیان می کند. از نظر خداوند تنها قلب های مطمئن از ایمان به خداست که قادر و توانا بر انجام کارهای سخت و مخاطره آمیز می باشند و ترسی و خوفی از هیچ عملیات خطرناک و جان گیر در دل ندارند.(قصص ، ایات ۷ و۱۰)

چنین اقتدار و قدرتی به شخص این امکان را می دهد تا حافظ اسرار نظامی و امنیتی از هر نوع و در هر درجه ای باشد. خداوند با اشاره به مادر موسی در آیه ۱۰ سوره قصص این معنا را تبیین می کند که اطمینان قلبی موجب می شود تا شخص در حالتی از اقتدار و عزت قرار گیرد که به هیچ وجه نتوان اسرار مهم را از او به دست آورد و به افشای آن وادار ساخت. بنابراین اطمینان ایمانی مومنان عامل مهم حفظ اسرار نظامی و امنیتی امت و کشور می شود.

از آن جایی که ایمان را درجاتی است ، آرامش و اطمینان قلبی نیز بر پایه درجات ایمانی متفاوت خواهد بود. با این همه عنایات الهی به مومنان موجب می شود تا از آرامش برتر و کامل تر سود برند. خداوند در آیات ۲۷ و۲۸ سوره رعد به این معنا توجه می دهد که اطمینان قلب انابه کنندگان به درگاه خداوندی، زمینه ساز برخورداری ایشان از هدایت خاص می شود. به این معنا که اگر انسان یک گام به سوی خداوند برود ، خداوند چندین گام به سوی او می آید و از عنایات خاص الهی بهره مند می شود. همین معنا را خداوند در آیات ۲۷ تا ۳۰ سوره فجر نیز بیان کرده است. در آن آیات این معنا مورد توجه قرار می گیرد که قلب های اطمینان یافته با یاد و وعده های خداوندی، از عنایت ویژه الهی نیز برخوردار خواهند شد. این گونه است که در مسیر تعالی و کمالی دم به دم به خدا تقرب جسته و از عنایات خاص و بیش تر و بهتری بهره مند می شود.

قلب های مطمئن به ایمان در مسیر تعالی و کمال، با یاد و وعده های خداوند دل گرم می شود و به سبب آن که هر گام آدمی با پاسخ چندین گام الهی رو به رو می شود، خداوند بنده خویش به فضل و عنایات خاص تشکر و قدردانی می کند. این گونه است که خداوند محبت خویش را در دل بندگان مومن می افکند. پس خداوند نخست محبت می ورزد تا بنده محبت ورزد. بر این اساس خداوند زمینه خشنودی دو سویه را فراهم می آورد. در آیات ۲۷ تا ۳۰ سوره فجر از رضایت از خدا و رضایت خدا سخن به میان آمده است که نتیجه طبیعی اطمینانی است که به ایمان واقعی پدید می آید.

به هر حال، آرامش و اطمینان قلبی مومنان موجب ازدیاد ایمان و یقین آنان (فتح آیات ۱ و ۴) و قوت و قدرت ایمانی و توانایی انکار و مقابله با شرک در هر مرتبه و درجه (کهف آیات ۹ و ۱۴) و بازگشت و توبه و انابه به خدا(رعد، آیات ۲۷ و ۲۸) می شود که نتیجه طبیعی آن ، دست یابی به مقامات عالی تر ایمانی و بهره مندی از فواید و آثار آن می شود که بالاترین درجه این ایمان و اطمینان و آثار آن رضایت و خشنودی خداوند و محبت دو سویه و رسیدن به مقام جنات ذات می باشد.(فجر ، ایات ۲۷ تا ۳۰)

عوامل آرامش قلب

چنان که گفته شد قلب می تواند به علل و عوامل چندی به آرامش دست یابد که از جمله آرامش های قلبی می توان به ازدواج اشاره کرد که نوعی آرامش را در آدمی پدید می آورد. با این همه آرامشی که از راه ایمان به دست می آید از نظر کمی و کیفی و گونه بسیار متفاوت می باشد. درجات آرامش در آدمی با توجه به درجات ایمانی متفاوت می باشد. از این روست که کسی با پیروزی به آرامش می رسد و کسی دیگر با بلا و گرفتاری و مصیبت به آرامش دست می یابد؛ زیرا برخی آرامش را در پیروزی می جویند و برخی دیگر، عنایت الهی را در گرفتار شدن به بلا می جویند و بر این باورند که " آن کس به او مقرب تر است جام بلا بیش تر می دهند". بنابراین چنین شخصی بلا را عین آرامش می داند و برخی دیگر نیز بر این باورند که هر چه از دوست رسد نیکوست؛ پس برای او تفاوتی میان نعمت و نقمت نیست بلکه خواهان توجه و عنایت اوست به هر شکلی به او برسد؛ زیرا به این باور رسیده است که بسیاری از نقمت ها و بلاها برای دست یابی شخص به کمالات و فعلیت یابی توانمندی های بشر است.

به هر حال، آن چه می تواند عامل اصلی و علت واقعی ، آرامش و اطمینان واقعی و حقیقی باشد، همان ایمان است. از این روست که خداوند ایمان به خداوند در آیاتی چون ۲۸ سوره رعد و ۱۰۶ سوره نحل، موجب آرامش قلوب دانسته است. هر چه ایمان واقعی و کامل تر باشد، ارامش نیز پایا و ماناتر خواهد بود.

در همین راستای می توان گفت که عواملی دیگر که در قرآن بیان شده است در راستای همان تفسیر ایمان و یا بیان مصادیقی از ایمان به خدا می باشد. بنابراین احیای مردگان به شکل اعجاز آمیز که برای حضرت ابراهیم (ع) در آیه ۲۶۰ سوره بقره به عنوان عامل اطمینان و آرامش دانسته شده است؛ در حقیقت بیان دیگری از ایمان است. به این معنا که اموری چون اعجاز و دلایل روشن و بینات الهی، موجب ازدیاد ایمان و در نتیجه تولید و یا افزایش اطمینان و آرامش می شود.

به سخن دیگر، عواملی چون اعجاز و مشاهده حسی از امری معنوی چون رستاخیز مردگان، می تواند موجبات افزایش ایمان و در نتیجه افزایش اطمینان خاطر شخص شود.

هم چنین امدادهای الهی در جنگ و صلح می تواند به این تولید و یا ازدیاد ایمان بیانجامد که خود عامل ایجادی و یا ازدیادی اطیمنان و آرامش است.(فتح ، ایات ۱ و ۴)

خداوند در آیاتی چون ۱۲۳ تا ۱۲۶ سوره آل عمران و نیز ۹ و۱۰ سوره انفال و ۲۵ و ۲۶ سوره توبه و نیز ۴۳ سوره انفال به مساله امدادهای الهی با فرستادن فرشتگان در جنگ، اندک نشان دادن مشرکان در رویای پیامبر(ص) به منظور اطمینان بخشی قلب مسلمانان و مانند آن اشاره می کند که در حقیقت برای تقویت وازدیاد ایمان مومنان می باشد که به طور طبیعی موجبات ازدیاد اطمینان و آرامش آنان می شود.

براین اساس ، پیروزی در جنگ که سبب آرامش قلبی می شود، به سبب آن که است که مومن به عنایت الهی توجه می یابد و ایمان وی افزایش می یابد.(آل عمران ، آیات ۱۲۳ تا ۱۲۶)

ایجاد اطمینان و افزایش آرامش در مومنان به دنبال نزول مائده آسمانی به شکل خارق العاده (مائده آیات ۱۱۲ و ۱۱۳) نیز این گونه توجیه و تفسیر می شود ؛ زیرا این نزول موجب می شود تا ایمان تشدید و افزایش یابد و اطمینان در مومنان تشدید گردد.

ذکر و یادکرد نام الهی نیز عامل ایجادی و یا افزایش ایمان و در نتیجه اطمینان و آرامش واقعی است که در آیاتی چون ۳۸ سوره رعد و ۲۳ سوره زمر بر آن تاکید شده است.

به هر حال خداوند منشای آرامش است و همه آرامش قلوب تحت قدرت الهی می باشد (بقره آیه ۲۶۰) وهر کسی که آرامش واقعی را می جوید می بایست به خداوند ایمان آورده و به او توکل و تکیه و اعتماد نماید.