عوامل وحدت آفرین در قرآن و حدیث

samamosواژگانی چون وحدت،‌ اتحاد، جماعت و مانند آن بارها در آموزه های قرآنی در بیان اخلاق اجتماعی و مصالح جامعه مطرح و مسلمانان نسبت به آن تشویق و ترغیب و از اضداد آن چون کثرت گرایی، اختلاف، تفرقه و فرقه گرایی به شدت منع و باز داشته شده است؛ چرا که اصولا جامعه چیزی جز اتحاد مردمان در هدف و رویه زندگی نیست. البته اموری چون همبستگی، پیوند، همدلی و الفت و مانند آن در افزایش اتحاد و انسجام اجتماعی و همگرایی نقش مهمی را ایفا می کند.

نویسنده در این مطلب با نگاهی به آموزه های وحیانی بر آن است تا نقش وحدت و نیز عوامل اتحادآفرین را بررسی و تبیین نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

وحدت و اتحاد، مولفه اصلی جامعه

وحدت اجتماعی و اتحاد امت، به معنای همبستگی و هم رایی(فرهنگ لاروس، ذیل واژه اتحاد) مهم ترین مساله در موضوع جامعه است؛ زیرا جامعه چیزی جز همبستگی و هم رایی افراد انسانی نیست که جهت تحقق اهداف معنوی و مادی بر اساس یک مدل و سبک زندگی و رویه و سنت ها و رسوم اجتماعی گرد هم آمده اند. بنابراین می توان گفت که جامعه برای تحقق خود به وحدت و اتحاد افراد جامعه نیازمند است و هرگاه این عنصر تضعیف یا از دست رفت، جامعه دچار بحران یا فروپاشی می شود و رشته اتحاد و پیوند اجتماعی می گسلد و مردمان از هم دور شده و یا حتی به جنگ علیه یک دیگر کشیده می شوند. با نگاهی به تاریخ می توان جوامع بسیاری را یافت که به سبب تضعیف و از میان رفتن عوامل اتحاد و وحدت اجتماعی، دچار بحران شده و قدرت مقابله با دشمنان را از دست داده و از هم فروپاشید و حتی می توان جوامعی را شناسایی کرد که به سبب از دست رفتن عوامل اتحاد و وحدت اجتماعی از درون بدون فشار بیرونی از هم پاشیده و به جوامع خردتر و کوچک تر تبدیل شده است.

شگفت انگیزتر آن که برخی از جوامع بشری به سبب از دست رفتن عوامل اتحاد نه تنها از هم جدا شده و به جوامع خردتر تبدیل شده اند، بلکه عوامل اختلاف در آنها چنان تقویت شده که به خون یک دیگر تشنه بوده و هر از گاهی علیه یک دیگر دست به سلاح برده و جنگ و خونریزی به راه می اندازند. فروپاشی جوامع و ملت ها و تبدیل شدن یک جامعه و ملت به چند ملت در حال حاضر به ویژه در منطقه بالکان بسیار دیده و تجربه شده است. نوعی ملی گرایی مبتنی بر عواملی مورد توجه و تشویق قرار می گیرد که جوامع بزرگ را به جامعه های کوچک تر تبدیل کرده تا امکان تسلط بر آنان فراهم تر آید؛ زیرا جوامع بزرگ تر در مرزهای جغرافیایی بزرگ تر دارای شرایط جغرافیایی راهبردی است به گونه ای که می توان به اقتصاد غیر وابسته تبدیل شده و نیز در برابر تجاوزات دشمن مقاومت بیش تری داشته و حتی بر دشمن غلبه و چیره شود.

بنابراین، شناسایی عوامل اتحاد اجتماعی و وحدت جوامع امری مهم و اساسی است؛ زیرا شناخت از این عوامل می تواند موجب توجه بیش تر به آن شده و به کسی از درون یا بیرون اجازه داده نشود تا این عوامل را تضعیف یا از میان بردارد و زمینه اختلاف و فروپاشی درونی جامعه را فراهم آورده و فرصت های بی نظیری به دشمنان بیرونی جامعه بدهد.

جامعه اسلامی، وحدت در سبک زندگی

جامعه اسلامی یک جامعه مبتنی بر قومیت و نژاد، یا وحدت زمین و جغرافیایی زیست، یا وحدت زبانی و مانند آن نیست،‌ بلکه می بایست جامعه اسلامی را یک واحد فرهنگی بر شمرد که عامل های معنوی در ایجاد آن نقش به سزایی بلکه بی بدیل و بی نظیری را ایفا می کند؛ چرا که جامعه اسلامی که در آموزه های اسلامی از آن به امت تعبیر می شود، مجموعه ای از انسان ها از نژادها و اقوام گوناگون، با اختلاف در زبان و رنگ در گستره جغرافیایی زمین با همه تنوع زیستی هستند که آنان را عاملی به عنوان اسلام گرد هم آورده است.

این جامعه هر چند از نظر جغرافیایی بیش تر در یک منطقه زندگی می کنند، ولی این بدان معنا نیست که کسانی که در سرتاسر مثلا زمین زندگی می کنند و از این منطقه جغرافیایی بیرون هستند، جزو جامعه اسلامی و امت نیستند؛‌ بلکه هر انسانی در هر جایی که زندگی می کند به سبب پیوند آن چه اسلام نامیده شده و با شهادتین اعلام می شود، جزو امت به شمار می رود و از اعضای آن است.

آن چه جامعه اسلامی را شکل می دهد، هدف متعالی همراه با سبک زندگی است که در اسلام تعریف شده است. بر این اساس، هر مسلمانی برای رسیدن به آن هدف متعالی در دنیا و آخرت می بایست، سبک زندگی خاصی را در پیش گیرد که از آن به سبک زندگی اسلامی تعبیر می شود. شاخص هایی که این سبک زیست را از دیگر سبک های زیست و زندگی جدا می کند، شاخص هایی است که می بایست مورد توجه قرار گیرد و به کار بسته شود. هر مسلمان خود را موظف و مکلف می داند که این شاخص ها را در سبک زندگی چه فردی و چه اجتماعی خود مراعات نماید. شاخص هایی که مثلا در حوزه فرهنگی شامل صله رحم، احسان و ایثار، عدالت، محبت، حسن همسایه داری، کرامت اجتماعی، تکافل اجتماعی و مانند می شود و تنها محدود به سینما و مطالعه کتاب و روزنامه، سالن های ورزش و مانند آن نمی شود؛ چرا که اصولا سبک زندگی اسلامی تنها ناظر با امور مادی یا منحصر به امور دنیوی نیست، بلکه هم چنین شامل امور معنوی و روحی و روانی و نیز امور اخروی انسان است و حتی امور معنوی و اخروی در درجه اهمیت بیش تری قرار دارد؛ چرا که آن چه هدف اصلی و غایی است همان آخرت است؛ از این روست که نقش احسان و ایثار و عفو و گذشت در مسایل عمومی و اجتماعی خیلی پررنگ تر از حقوق شخصی است و افراد جامعه حاضرند تا برای اهداف متعالی خود از حقوق شخصی خود نیز بگذرند و در مقام احسان و ایثار و عفو از خود گذشتگی کنند تا این گونه رضایت الهی را به دست آورد و آخرت خود را به بهترین شکل ایجاد و تضمین کنند.

عوامل اتحاد و وحدت در جامعه اسلامی

با درنگ و تامل در آن چه گذشت، می توان دریافت که عوامل وحدت در جامعه اسلامی بسیار می تواند متمایز و متفاوت از جوامع دیگر بشری باشد و این گونه نیست که همان عوامل وحدت در جامعه مثلا مادیگرای غربی همان عوامل وحدت اجتماعی باشد.

به عنوان نمونه در جوامع غربی به ویژه در رویکردهای ملی گرایانه آن، وحدت قومی و نژادی، وحدت جغرافیایی و زبانی و مانند آن نقش بسیار مهمی را در ایجاد جامعه بازی می کند. این گونه است که گاه یک جامعه به سبب پررنگ شدن جنبه ای از این عوامل از جامعه بزرگ تر جدا شده و خود یک جامعه جداگانه ای را شکل می دهد. این جدایی می تواند مسالمت آمیز و دربیش تر موارد خشونت آمیز باشد. جامعه ای به عنوان چکسلواکی مدت ها در به عنوان یک واحد زندگی می کردند، ولی به سبب تقویت جنبه های قومیتی از هم جدا شدند. مثلا کشور بلژیک به علت دوزبانگی، همواره با بحران وحدت و هویت روبروست. گرچه اختلافات بیشتر در ظاهر، جنبه زبانی و فرهنگی دارند، ولی در دهه‌های اخیر مولفه اقتصادی نیز بیش از پیش در آنها عمده شده‌است. در فلاندر حزب ناسیونالیست «ائتلاف نوین فلامن» که هدف نهایی‌اش تجزیه بلژیک است تشکیل شده و قدرت مهمی یافته است. اختلاف میان فرانسوی زبان ها و هلندی زبان ها(فلاندری ها یا فلامن ها) شرایط تجزیه کشور را فراهم آورده است با آن که از نظر قومی دارای وحدت هستند ولی دوگانگی زبان موجب دوگانگی کشور و اختلاف شدید برای تجزیه شده است.

در بالکان نیز ما بارها شاهد تجزیه جوامع واحد و کشورها بوده ایم، کشور یوگسلاوی که همه از نژاد اسلاو هستند و یوگسلاوی به معنای اسلاوهای جنوبی است، به سبب برخی از اختلافات جزیی دچار فروپاشی و تجزیه به بیش از شش کشور شده است.

اما عوامل وحدت آفرین و اتحاد بخش در فرهنگ اسلامی و قرآنی چنان که گفته شد عوامل معنوی و فرهنگی است و عوامل مادی و دنیوی هر چند که نقشی دارند ولی بسیار کم رنگ است؛ چرا که مهم ترین عامل در ایجاد جامعه اسلامی، همان اسلام است که از آن به حبل الهی و ریسمان خدایی تعبیر شده است.(آل عمران، آیه ۱۰۳) در حقیقت رشته پیوند همه مسلمانان با نژادهای گوناگون و اختلاف در رنگ و زبان و جغرافیایی زیستی، همان اسلام است. این حبل و ریسمان الهی است که همه افراد گوناگون و مختلف جامعه اسلامی را در یک رشته همانند رشته تسبیح گرد آورد و در یک جهت و هدف آنان را بسیج و سامان داده است تا هم از نظر جهت و هم رویه و روش همانند هم شوند و عمل کنند و از هر گونه پراکندگی و تشتت و تفرقه رهایی یابند.

خداوند در آیات ۱۰۳ و ۱۰۸ سوره آل عمران به زیبایی به تحلیل و تبیین عامل وحدت در جامعه اسلامی پرداخته است. خداوند می فرماید که عامل وحدتی که جامعه اسلامی را در یک رشته الهی پیوند داده، همان عقیده اسلام است. این عقیده یک امر غیر مادی و معنوی است و جایگاه آن نیز قلب ها و جان ها و دل های مردمان است. خداوند عنایت کرده تا عقیده اسلام در جان مومن نشیند و آنان را به هم چنان پیوند زند که هیچ پیوندی استوارتر از آن نتوان یافت. این پیوند به دلیل این که عقلانی و عاطفی است همه جنبه های بشری را مورد توجه قرار می دهد. پیوندی عقلانی و عاطفی هم جنبه های عقلانی را پاسخ می دهد و هم نسبت به جنبه های احساسی بشر پاسخ گوست.

از آن جایی که پیوند عاطفه و عقل و عمل در فرهنگ اسلامی به عنوان ایمان شناخته می شود، در آموزه های قرآنی از نقش هر یک به عنوان عوامل اتحاد سخن به میان آمده است. مثلا در آیه ۲۱۳ سوره بقره و ۱۰ سوره حجرات از ایمان به عنوان مهم ترین عامل اتحاد میان مومنان سخن به میان آورده است و در آیه ۵۹ سوره نساء و ۴۶ سوره انفال و نیز ۶۲ سوره نور از اطاعت از خدا و پیامبرش(ص) در مقام عمل نیز به عنوان عامل اتحاد سخن گفته است. خداوند هم چنین در همین راستا به مساله عبادت و بندگی خداوند به عنوان وحدت آفرین توجه می دهد(بقره، آیه ۱۳۳ و ۱۳۴) و از مومنان می خواهد تا با پیروی از سبک زیستی که خداوند از طریق پیامبران و آموزه های وحیانی(همان و شوری، آیات ۱۳ و ۱۵) عنایت کرده خود را در مسیر وحدت الهی قرار دهند که برخاسته از توحید الهی است. توحید الهی به معنای این است که همه چیز در مدار حق می گردد و همان مسیر را می پیماید و هر چیزی که از این مدار خارج و بیرون شود نابود و نیست می شود. پس حرکت در مدار توحید که با عبادت الهی به دست می آید موجب اتحاد و همدلی افراد بشر شده و ایشان را از هر گونه جدایی رهایی می بخشد.

خداوند خود را منشای اصلی هدایت و نیز اتحاد قلوب مومنان معرفی می کند و به هدایت خود وتالیفی که در میان قلوب ایجاد کرده توجه می دهد تا دانسته شود که آن چه موجب هدایت عقل و الفت قلب مومنان شده منتی که خداوند بر بشر به ویژه مومنان گذاشته تا ایشان را به سوی کمال رهنمون سازد.(بقره، آیه ۲۱۳؛ آل عمران، آیات ۱۰۳ و ۱۰۸)

پس در یک کلمه می توان گفت که مهم ترین عوامل اتحاد یکی همان قرآن به عنوان مهم ترین و اصلی ترین آموزه های الهی و تعالیم خداوندی در هدایت بشر و ایجاد ایمان واقعی و دیگر، عمل به آن از طریق اطاعت از رهبری و حاکم اسلامی است که خداوند به عنوان پیامبر یا امام نصب کرده است؛‌ چرا که اطاعت از ایشان همان اطاعت از خداوند و تجلی و مظهر آن است.(آل عمران، آیات ۳۲ و ۱۳۲ ؛ نساء، آیه ۵۹ ؛ مائده، آیه ۹۲ و آیات دیگر)

حضرت زهرا سلام الله علیها در بیان نقش بی بدیل رهبری در ایجاد نظم و انضباط اجتماعی و وحدت می فرماید: فَجَعَلَ اللهُ…اِطاعَتَنا نِظاماً لِلمِلَّهِ وَ اِمامَتَنا أماناً لِلفِرقَه؛ خدا اطاعت و پیروی از ما اهل بیت را سبب برقراری نظم اجتماعی در امت اسلامی و امامت و رهبری ما را عامل وحدت و درامان ماندن از تفرقه ها قرار داده است.(بحار الانوار، ج ۴۳، ص ۱۵۸)

پس می توان گفت که اتحاد واقعی را می بایست در همان حقی دانست و شناخت که به عنوان اسلام همراه با اطاعت از رهبری معرفی شده است امیرمومنان (ع) در این باره می فرماید:ـ وَ قَدْ سُئِلَ عَنْ تَفسیرِ السُّنَّهِ وَ الْبِدْعَهِ وَ الْجَماعَهِ وَ الْفُرْقَهِ ـ : اَلسُّنَّهُ ـ و اللّه‏ِ ـ سُنَّهُ مُحمِّدٍ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله وَ الْبِدْعَهُ ما فارَقَها وَ الْجَماعَهُ ـ وَ اللّه‏ِ ـ مُجامَعَهُ اَهْلِ الْحَقِّ وَ اِنْ قَلّوا وَ الْفُرقَهُ مُجامَعَهُ اَهْلِ الْباطِلِ وَ اِنْ کَثُروا؛ در پاسخ به پرسش از معناى سنّت، بدعت، جماعت و تفرقه فرمودند: به خدا سوگند، سنّت، همان سنّت محمّد صلى‏الله‏علیه‏و‏آله است و بدعت آنچه خلاف آن باشد و به خدا قسم، جماعت، همدست شدن با اهل حق است هر چند اندک باشند و تفرقه، همدستى با اهل باطل است هر چند بسیار باشند. (کنزالعمّال، ح ۱۶۴۴)

از نظر اسلام باطل نمی تواند موجب همرنگی و همدلی و اتحاد و وحدت شود. پس اهل باطل هر چند به نظر دارای اتحاد و وحدت هستند ولی در باطن خویش در تفرقه هستند و به کوچک ترین فشاری خود را آشکار می سازند؛ چرا که باطل هر یک سنگ خود را به سینه می زند و در هنگام فشارها هر کسی می کوشد تا کم تر اسیب ببیند و هم چنین هنگامی که در اوج موفقیت هستند فرو می پاشند؛ زیرا خواسته های متضاد و متقابل آنان موجب می شود تا به جان هم بیافتند.

از این روست که پیامبر(ص) هر گونه اختلاف در حق را امری نادرست می دانست و وحدت در مدار حق را ارزش مند دانسته و آن را موجب خیر و برکت برای جامعه می داند. ایشان می فرماید: ایّاکُمْ وَ التَّلَوُّنَ فى دینِ اللّه‏ِ فَاِنَّ جَماعَهً فیما تَـکْرَهونَ مِنَ الْحَقِّ خَیْرٌ مِنْ فُرْقَهٍ فیما تُحِبّونَ مِنَ الْباطِلِ وَ اِنَّ اللّه‏َ سُبْحانَهُ لَمْ یُعْطِ اَحَدا بِفُرْقَهٍ خَیْرا مِمَّنْ مَضى وَ لا مِمَّنْ بَقىَ ؛ از چند رنگى و اختلاف در دین خدا بپرهیزید، زیرا یکپارچگى در آنچه حق است ولى شما آن را ناخوش مى‏دارید، از پراکندگى در آنچه باطل است اما خوشایند شما مى‏باشد، بهتر است. خداى سبحان به هیچ یک از گذشتگان و باقى ماندگان بر اثر تفرقه و جدایى خیر و خوبى عطا نکرده است. (نهج البلاغه، از خطبه ۱۷۶) و در جایی دیگر می فرماید: أیُّها النّاسُ ، علَیکُم بالجَماعهِ ، وإیّاکُم والفُرْقهَ؛ اى مردم! به جماعت (یکپارچگى) روى آرید و از پراکندگى بپرهیزید.(میزان الحکمه، ح ۲۵۸۹)

در میان آموزه های وحیانی و عبادی اسلامی نقش عدالت و انصاف و قسط نقش بی بدیلی است؛ چرا که جامعه چنان عقل و شرع می گوید تنها در سایه آن است که می تواند مسیر درستی را بپماید و موجبات اتحاد و وحدت بیش از پیش را فراهم آورد. از این روست که در آموزه های اسلامی بر نقش عدالت و انصاف و قسط به عنوان عامل وحدت آفرین توجه داده شده است.امیرمومنان علی(ع) در این باره می فرماید:اَلانصافُ یَرفَعُ الخِلافُ وَیوجِبُ الایتِلافَ؛ انصاف، اختلافات را از بین مى‏برد و موجب الفت و همبستگى مى‏شود.(غررالحکم، ج۲، ص۳۰، ح۱۷۰۲)

به هر حال، مهم ترین عوامل در وحدت جامعه اسلامی را می بایست در همان قرآن و رهبری و عمل به آموزه های عدالتی دانست و هر گز از آن دور نشد؛ چرا که دوری از این سه گانه به معنای تضعیف وحدت و بحران های اجتماعی و یا فروپاشی جامعه است.