عوامل ضلالت از نگاه قرآن

samamosانسان به طور طبیعی و فطری در جست و جوی کمال است و ازهر آن چه نقص است گریزان می باشد. همین گرایش طبیعی به کمال است که حتی مفسدان وا می دارد تا برای بقای خود در جامعه ای که عموم آن به طور فطری و عقل سلیم گرایش به خوبی ها و زیبایی ها و اصلاحات دارند ، خود را مصلح نامند و ظالمان در سایه شعار عدالت خواهی به ظلم و ستم پردازند؛ زیرا در غیر انسان از سوی جامعه طرد می شوند و امکان حضور وعمل از آنان در اجتماع سلب می شود.

به نظر می رسد که حتی برخی از مفسدان و ظالمان گرایش به اصلاحات و عدالت دارند و به سبب اشتباه در تطبیق یا تغییر جزیی در فطرت و بیماردلی، گرایش به فساد و ظلم یافته اند. این بدان معنا خواهد بود که گرایش طبیعی به ظلم و بی عدالتی و فساد، وجود ندارد و به علل درونی و عوامل بیرونی چنین گرایش و تبدیل و تغییری رخ داده است.

اکنون این پرسش پیش می آید که چرا انسان به سوی ظلم و بی عدالتی و فساد می رود و چگونه از مسیر اصلی فطرت و عقل سالم دور و گمراه می شود؟ نویسنده در این مطلب با بررسی آموزه های قرآنی می کوشد تا تحلیل و تبیینی از چرایی و چگونگی گمراهی بشر از فطرت سالم و عقل سلیم به دست دهد. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

عوامل درونی و بیرونی

در یک کلمه می توان عوامل گمراهی بشر را از مسیر فطرت پاک و عقل سالم به دو دسته عوامل بیرونی و درونی دسته بندی کرد. خداوند در آیات بسیاری به این عوامل اشاره و توجه داده است. عوامل بیرونی نیز خود به دو دسته عوامل انسانی و غیر انسانی تقسیم می شود ، چنان که عوامل درونی نیز به دو دسته عوامل اعتقادی و عوامل رفتاری بخش می شود. بنابراین عوامل و مصادیق آن را با مراجعه به آموزه های قرآنی در این جا بیان می کنیم.

عوامل درونی، اعتقادی

۱. تعطیلی ابزار شناخت: استفاده نکردن از ابزارهای شناخت ، شاید مهم ترین عامل ضلالت و گمراهی بشر باشد؛ زیرا به سبب این تعطیلی ، امکان شناخت درست و صحیح از هستی از شخص سلب می شود و نمی تواند تحلیل و تبیین درستی از موقعیت خود در هستی به دست دهد و رابطه خود با خدا و هستی را تفسیری درست بکند. از این روست که در منابع اسلامی و آموزه های قرآنی بر بهره گیری از منابع و ابزارهای شناختی چون حواس و عقل و قلب تاکید بسیار شده است؛ زیرا بی این ابزارها و منابع ، قدرت شناخت از انسان سلب می شود و نمی تواند به چیزی آگاهی و علم یافته و مومن به امری شود؛ زیرا ریشه وخاستگاه ایمان واقعی ، شناخت درست از هستی و حقایق آن است که بی ابزارها و منابع شناختی امکان پذیر نیست. از این روست که خداوند در آیاتی از جمله آیه ۱۷۹ سوره اعراف ، ۵۷ سوره کهف و ۴۰ سوره زخرف و ۲۳ سوره جاثیه و ۹ و ۱۰ سوره ملک ، مهم ترین زمینه ساز و عامل گمراهی و ضلالت بشر را عدم بهره گیری از ابزارهای شناختی و تعطیلی آن دانسته است.

۲. جهل : شاید بتوان گفت که این عامل تفسیری دیگر از همان عامل نخست و بیانی دیگر از همان معناست؛ زیرا ریشه جهل را می بایست در عدم بهره گیری از منابع و ابزارهای شناختی دانست. علم است که آدمی را از جهل می رهاند و علم نیز تنها از طریق ابزارها و منابع شناختی برای فراهم می آید. بنابراین تعطیلی آن ها به معنای فقدان علم و جهل خواهد بود. به هر حال آدمی به هر دلیل و علتی از علم و دانش سود نبرد و در وادی جهل زیست کند، نمی تواند راه خویش را به درستی بیابد و در مسیر حق گام بردارد و از گمراهی و ضلالت ایمن باشد. این مطلبی است که آیاتی چون ۱۱۹ و ۱۴۴ سوره انعام و نیز ۲۵ سوره نحل و ۲۹ سوره روم و ۶ سوره لقمان به آن توجه داده است.

۳. علم اندک: برخی از انسان ها گرفتار جهل و فقدان علم نیستند ولی دارای دانش ناقص و اندکی هستند که موجب گمراهی آنان می شود. به این معنا که حق را چنان که هست نمی شناسند و تنها اطلاعات و دانش اندکی از تعالیم الهی و حقایق هستی دارند. همین نقصان دانش موجب می شود تا نتوانند تفسیر کامل و درستی از حقایق هستی داشته باشند و نسبت به مسایل هستی واکنش مثبت و درستی نشان دهند. این گونه است که دچار ضلالت و گمراهی می شوند. آیه ۴۴ سوره نساء به عامل توجه می دهد.

۴. شک و تردید: همان گونه که فقدان علم و گرفتاری در جهل، عامل گمراهی بشر می باشد، هم چنین تردید و دو دلی در حقانیت دین و خدا و مانند آن موجب می شود تا انسان گرفتار ضلالت و گمراهی شود. خداوند در آیات ۳۴ و ۳۵ سوره غافر بیان می کند که برخی با وجود دلایل روشن و آشکار، هم چنان دچار تردید و شک می باشند و همین مساله موجب می شود تا در مسیر حق قرار نگیرند و هم چنان در وادی ضلالت گام بردارند.

۵. پیروی از ظن: پندارگرایی و پیروی از ظن و گمان از نظر قرآن عامل گمراهی اکثریت مردمان می باشد؛ زیرا آنان به ظنون غیر معتبر و پندارهای واهی خویش به عنوان علم و قطع می نگرند و این گونه است که خیالات و ظنون سست و بی دلیل ، آدمی را به سوی ضلالت و گمراهی می کشاند.(نجم آیات ۲۷ تا ۳۰ و انعام آیه ۱۱۶)

۶. شرک: شرک به معنای تفسیر نادرست انسان از هستی و معبود است. انسان هر گاه در یکی از مراتب هستی ، غیر از خدا را قرار دهد و برای او جایگاهی همسان خداوند قایل شود، به یکی از اقسام شرک گرفتار می شود که عبارت از شرک ذاتی ، صفاتی ، افعالی و عبادی است. بنابراین در برابر هر یک از مراتب و اقسام توحید ، مرتبه و قسمی از شرک قرار می گیرد. پس شرک ذاتی; یعنی اعتقاد به دو، سه یا چند خدا و توحید ذاتی، یعنی اعتقاد به یگانگی ذات خداوند. شرک صفاتی; یعنی اعتقاد به این که صفات خداوند زاید بر ذات اوست و توحید صفاتی، یعنی اعتقاد به این که صفات خدا عین ذات اوست. شرک افعالی; یعنی اعتقاد به آفریننده ای غیر از خداوند برای هستی(شرک در خالقیت) و یا اعتقاد به موجودی که در فاعلیت و تاثیرگذاری، مستقل از اراده و قدرت خداوند باشد(شرک در ربوبیت). شرک در عبادت و پرستش; یعنی پرستش غیر خدا(مانند پرستش چوب، سنگ، ستاره و خورشید). شناخت این نوع شرک، متوقف بر روشن شدن مفهوم عبادت و پرستش است. این گونه است که شخص دچار گمراهی اعتقادی می شود و در عمل نیز آن را بروز و نمایش می دهد.

۷. بیمار دلی : خداوند در آیه ۳۱ سوره مدثر از جمله عوامل گمراهی بشر را بیماردلی ایشان می داند؛ زیرا دل های بیمار و قلوب مریض ، به جای آن که به سوی حق گرایش یابد به سوی باطل می گراید و از هر چیزی، تفسیری نادرست به دست می دهد. از این روست که مثال های قرآنی که به طور طبیعی موجب می شود تا انسان به حق نزدیک شود و تفسیر درستی از مساله به دست آورد، موجب می شود تا همان عامل هدایتی و روشنگری برای این دسته از مردمان بیمار دل ، به عنوان عامل ضلالت و گمراهی در آید. ایشان به جای آن که موردی که مثال به آن توجه داده ، رو آورند، دراندیشه ابعاد و جهاتی می روند که ارتباطی با موضوع ندارد و همواره جنبه منفی را لحاظ می کنند. از این رو می توان آنان را کسانی دانست که همواره به جای نیمه پر آب به نیمه خالی آن توجه می کنند و می گویند لیوان نیمه خالی است به جای آن که بگویند لیوان نیمه پر است.

۸. کفر ورزی: کفر به معنای پوشاندن حق است و کافر کسی است که حق را به هر دلیلی می پوشاند. خداوند کفر را مهم ترین عامل در گمراهی بشر بر می شمارد ؛ زیرا نمی خواهد تا آن چه حق است آشکار شود و پیرو و مطیع آن گردد. از این رو به جای حق دنبال ضلالت و گمراهی می رود .(بقره آیه ۲۶ و نیز نساء آیه ۱۳۷ و ۱۶۷ و ۱۶۸ و آیات بسیار دیگر)

۹. ارتداد: ارتداد به معنای کفرورزی بعد از ایمان است. به این معنا که نخست به هر عللی حق را یافته است ولی به عللی واهی و تفسیر نادرست و یا خواسته های باطل نفسانی و وسوسه های بیرونی، ایمان را به کنار گذاشته و کفر را اعتقاد خود می سازد و به جای خداوند یکتا و یگانه، یا اصولا کسی را معبود و اله خود نمی گیرد و یا آن که دیگرانی به جای خداوند قرار می دهد و به پرستش آنان می پردازد. خداوند در آیاتی از جمله ۱۰۸ سوره بقره و ۸۶ و ۹۰ سوره آل عمران و نیز ۱۳۷ سوره نساء و ۱۲ سوره مائده ارتداد را عامل ضلالت از راه درست و صحیح معرفی می کند.

۱۰. اعراض از حق: حق به معنای ثابت همان حق تعالی است و هر چیزی که وصف حق و حقانیت می برد به پیوند با او از این صفت بهره مند می شود. کسی که از حق پرهیز می کند در حقیقت از خدا تعالی اجتناب می کند و این گونه است که به جای راه رسیدن به حق وخدا از مسیری می رود که بیراهه است و موجبات گمراهی و ضلالت وی می شود. این معنا را خداوند در آیاتی از جمله ۳۲ سوره یونس تبیین کرده است.

۱۱. ولایت غیر خدا: پذیرش ولایت معبودان شرک ، از دیگر عوامل اعتقادی دور افتادن از حق و حقیقت و فرورفتن در وادی تاریک گمراهی هاست که خداوند در آیه ۱۶ سوره رعد به آن توجه می دهد.

۱۲. نسبت های ناروا به خدا: از عوامل گمراهی اعتقادی آن است که انسان برای خداوند صفات و نسبت های ناروایی را باور داشته باشد. خداوند در آیات ۳۴ و ۳۵ و ۳۸ سوره مریم روشن می سازد که چگونه اعتقاد به فرزندی عیسی بن مریم (ع) برای خداوند، موجب شد که گروهی بزرگ دچار گمراهی شوند و از راه حق بیرون رفته و در جاده ضلالت گام بردارند.

۱۳. عدم باور به آخرت: از مهم ترین و اساسی ترین علل و عوامل گمراهی بشر این عامل می باشد ؛ زیرا موجب می شود تا انسان به سوی دنیاطلبی به آخرت طلبی گرایش یابد و در اندیشه مال و ثروت اندوزی باشد .(یونس آیات ۴۵ و ۸۸ و واقعه آیات ۴۷ و ۵۱ و نوح آیات ۲۱ تا ۲۴)

۱۴. غیر خدا پرستی : این که به جای خداوند ، چیزهای دیگری را بپرستد. هر چند که بازتابی از جهل و عدم علم وکفر و شرک بشر دارد ودر مقام عمل ظهور می یابد ولی می بایست آن را در حوزه اعتقادی نیز مطرح کرد. به این معنا که بازتاب باورهای نادرست و غلط از هستی و جهل و مانند آن موجب می شود تا گروهی از انسان ها به سوی ماه پرستی (انعام آیه ۷۷ ) و خورشید پرستی و بت پرستی و طاغوت و جبت پرستی و مانند آن رو آورند که آیات بسیاری در قرآن به این موضوع اشاره کرده است.

عوامل درونی، رفتاری

۱. هواپرستی: شاید بتوان گفت که هواپرستی و پیروی از هواهای نفسانی و تمایلات و گرایش های آن مهم ترین عامل درونی رفتاری در آدمی باشد که وی را به سوی ضلالت و گمراهی سوق می دهد. از این روست که قرآن بخش عظیمی از آموزه های خود را در ارتباط با این عامل گمراهی بیان کرده است. آیاتی چون ۱۳۵ سوره نساء و ۷۷ سوره مائده و ۵۶ و ۱۱۹ سوره انعام و نیز ۱۷۵ تا ۱۷۸ سوره اعراف و آیات دیگر به نقش و کارکرد هوا پرستی در ضلالت و گمراهی بشر توجه دارد.

۲. تکبر و خودبزرگ بینی : شاید بتوان گفت که بسیاری از مردم به سبب خودبزرگ بینی از حق و اهل آن تبعیت نمی کنند و همین مساله مانع جدی در سر راه ایمان و انتخاب راه کمال و عامل گرایش به ضلالت و گمراهی آنان می شود که آیه ۱۴۶ سوره اعراف به آن پرداخته است.

۳. تکذیب آموزه های وحیانی: تکذیب قرآن و دیگر کتب آسمانی و تکذیب پیامبران، از جمله عواملی هستند که آدمی را به جای حرکت در مسیر کمال و حق به سوی ضلالت و گمراهی می کشاند و در نهایت تباه و نابود می سازد. این مطلبی است که در آیاتی چون ۷۰ و ۷۲ سوره غافر و ۳۲ سوره احقاف به آن توجه داده شده است.

۴. تفرقه و پیروی از راه های گوناگون: بسیاری از مردم به سبب این که راه های گوناگونی را در پیش می گیرند و از راه مستقیم به در می روند، دچار اختلاف و تفرقه می شوند و در میان راه های گوناگون نمی توانند حق را از باطل تشخیص دهند و این گونه است که دچار گمراهی وضلالت می شوند.(انعام آیه ۱۵۳ و نحل آیه ۹۳)

۵. اعراض از حق: کسانی که به جای حق در پی باطل می روند و با آن که حق را می شناسند از آن اعراض می کنند، در نهایت دچار ضلالت و گمراهی می شوند و از مقام انسان سقوط می کنند و نمی توانند به کمالات انسانی برسند.(یونس آیه ۳۲)

۶. اعراض از خدا و یادش: کسانی که از حق اعراض می کنند ، در مقام عمل از خداوند به عنوان منشای حق و حق مطلق نیز اعراض می کنند. بسیاری از مردم نمی دانند که اعراض از خدا و یا یاد و ذکر او به معنای رفتن به سوی ضلالت است. این گونه است که با اعراض از حق در نهایت در دام اعراض از خدا می افتند و ذکر ویاد او را فراموش می کنند و در مسیر سقوط در جاده ضلالت گام بر می دارند.(نجم آیات ۲۹ و ۳۰)

۷. افترا به خدا: از دیگر عوامل گمراهی بشر ، افترا و تهمت به خداست که به سبب جهل و نادانی و یا دانش اندک انجام می گیرد. خداوند در آیاتی چون ۱۴۰ و ۱۴۴ سوره انعام و ۴ تا ۹ سوره فرقان و ۷ سوره صف به این عامل توجه داده است.

۸. تهمت به پیامبران: تهمت به پیامبران از جمله عوامل ضلالت بشر است. کسانی که به پیامبران این راهنمایان الهی تهمت و افتراهایی چون جنون (قلم آیات ۲ تا ۷) ، احتیاج و ناتوانی (فرقان آیات ۴ تا ۹)، جادو زدگی و سحر (همان ) آموزش انسانی به جای وحیانی (همان ) می زنند ، خود را دچار ضلالت و گمراهی می کنند و در تشخیص حق و راه حق باز می مانند.

۹. اطاعت از اکثریت: یکی از رفتارهای نادرست بشر این است که از اکثریت بی برهان و منطق ودلیل پیروی می کنند. این گونه است که بی دلیل از عقاید و معارف اکثریت به عنوان دلیلی بر حقانیت پیروی و خود را دچار گمراهی و ضلالت می کنند. خداوند در آیه ۱۱۶ سوره انعام به این منطق و رفتار باطل خرده گرفته و آن را گمراهی اشکار معرفی می کند.

۱۰. اسراف و تجاوز از حد از دیگر عوامل گمراهی بشر می باشد که آیاتی چون ۲۸ و ۳۲ سوره غافربه آن می پردازد.

۱۱. بهانه جویی : بهانه جویی و برخورد عناد آمیز نسبت به حق و قرآن و خدا و پیامبر از دلایل گمراهی مردمان می باشد که در آیه ۲۷ سوره رعد و ۳۲ و ۳۴ سوره فرقان به آن اشاره شده است.

۱۲. بی تقوایی : شاید بتوان آن را مهم ترین عامل گمراهی بشر دانست؛ زیرا اگر انسان بر اساس فطرت پاک و عقل سلیم عمل کند، نسبت به هر پلیدی وزشتی واکنش منفی نشان می دهد ولی گرایش به بی تقوایی موجب می شود که از مسیر حق و کمال دور شود و در مسیر ضلالت و تباهی گام بردارد.(اعراف آیات ۲۰۱ و ۲۰۲ و نیز توبه آیه ۱۱۵)

۱۳. تجاوز ناحق: تجاوز ناحق به حقوق مردم بر اساس آیات ۴۲ و ۴۴ سوره شوری عاملی در گمراهی و ضلالت آدمی است.

۱۴. ترک احکام و حقوق: نادیده گرفتن مسایل حقوقی و ترک احکامی هم چون احکام ارث نیز مایه گمراهی و ضلالت بسیاری ازمردم می شود که آیه ۱۷۶ سوره نساء به آن توجه می دهد.

۱۵. ترک یاری پیامبران: اصولا ترک یاری اهل حق چون پیامبران و مصلحان موجب می شود تا آدمی از راه میانه و اعتدال بیرون رود و اندک اندک به باطل و ضلالت گرایش یابد. این مطلبی است که خداوند درآیه ۱۲ سوره مائده به آن پرداخته است.

۱۶. ترک واجبات مالی: ترک انفاق و خودداری از آن و نیز ترک زکات و نپرداختن آن می تواند اندک اندک آدمی را به سوی ضلالت بکشاند.(مائده آیه ۱۲)

۱۷. ترک واجبات دینی غیر مالی : ترک نماز و روزه و دیگر واجبات دینی غیر مالی نیز همین تاثیر گمراه کننده را در آدمی به جا می گذارد که آیاتی از جمله آیه ۱۲ سوره مائده به آن توجه داده است. ضایع و تباه کردن نماز با تکاهل و تساهل نسبت به آن نیز می تواند عامل برای گمراهی بشر مومن شود.(مریم آیه ۵۹)

۱۸. تقلید کورکورانه: تقلید کورکورانه از سنت ها و آداب و روش های نیاکان و دیگران ، مایه گمراهی بشر است که در آیاتی از جمله ۱۷۰ سوره بقره و ۱۰۴ سوره مائده به آن اشاره شده است. د رهمین رابطه می توان به تغییر و جابه جایی ماه های حرام از سوی مردم به عنوان مصداقی از تقلید کورکورانه اشاره کرد که در جامعه جاهلی رواج داشته و موجبات گمراهی و ضلالت آنان را فراهم آورد.(توبه ایه ۳۷)

۱۹. حس گرایی : از دیگر عوامل گمراهی بشر اعتماد بیش از اندازه به حس و اصالت بخشی به ماده و حس می باشد که موجب نفی امور غیر مادی و جهان غیر مادی و اخرت و موجودات غیر حسی می شود که در نهایت گمراهی بشر را به دنبال خواهد داشت ؛ زیرا اصالت را به ماده و دنیا می دهد.(بقره آیات ۵۱ تا ۵۴ و ۹۲ و نساء آیه ۱۵۳ و اعراف آیات ۱۳۸ تا۱۴۹ و طه آیات ۸۵ تا ۹۲) ریشه دنیا طلبی را می بایست در همین حس گرایی و اصالت بخشی به آن جست و جو کرد.(بقره آیات ۱۷۴ و ۱۷۵ و ابراهیم آیه ۳ و نجم آیات ۲۹ و۳۰)

۲۰. دروغ: دروغگویی موجب محرومیت از هدایت الهی می شود و در نهایت ثمره ای جز ضلالت و هلاکت نخواهد داشت.(زمر آیه ۳ و غافر آیه ۲۸)

۲۱. رفاه : رفاه زدگی و بهره مندی زیاد از امکانات مادی از جمله عوامل گمراهی و ضلالت بشر است که در آیات ۱۷ و۱۸ سوره فرقان به آن اشاره شده است.

۲۲. ریاکاری: اصولا یکی از علل ضلالت وگمراهی منافقان در پیش گرفتن شیوه ریاکاری است که ایشان را در بلند مدت در دام شیطان و ضلالت گرفتار می کند.(نساء آیات ۱۴۲ و ۱۴۳)

۲۳. بیهودگویی: سخنان بیهوده عامل دیگر گمراهی بشر است که خود و دیگری را گمراه می کند.(لقمان آیه ۶)

۲۴. شهوت رانی : پیروی از شهوات عامل دیگر گمراهی و ضلالت بشر است که آیه ۵۹ سوره مریم به آن اشاره دارد.

عوامل بیرونی، انسانی

۱. اهل کتاب: خداوند در آیه ۹۹ سوره آل عمران اهل کتاب را عامل گمراهی مردم از دین اسلام مطرح می کند ؛ زیرا آنان با کژ نشان دادن حقیقت تلاش می کنند تا مردم حق را رها کرده و دنبال ضلالت بروند.

۲. التقاط : آمیختن حق و باطل و کتمان حق ، از وسایلی است که برخی از دشمنان حق به کار می گیرند تا مردم را از راه حق باز داشته و گمراه کنند.(آل عمران آیات ۷ و ۶۹ و ۷۱ )

۳. بدعت : از دیگر روش هایی که برای گمراهی مردم مورد استفاده قرار می گیرد، بدعت گذاری در دین است که بیش تر از سوی عالمان دینی انجام می شود.(انعام آیات ۱۳۸ و ۱۴۰ و ۱۴۴)

۴. بدنمایی راه خدا: کج جلوه دادن راه خدا از دیگر زمینه های گمراهی و ضلالت بشر است که از سوی برخی از انسان ها به کار گرفته می شود.(اعراف آیات ۴۵ و ۸۶ و ابراهیم آیه ۳)

۵. تبلیغات سوء : بی گمان بسیاری از مردم در دام تبلیغات می افتند و به جای آن که با تحقیق و علم عمل کنند بر اساس تبلیغات دروغین رفتار و عمل می کنند. ازاین روست که خداوند در آیات ۵۱ تا ۵۴ سوره زخرف به نقش اساسی و موثر تبلیغات در گمراهی انسان توجه می دهد و از ایشان می خواهد تا هوشیار شوند و با بصیرت عمل کنند.

۶. حاکمان گمراه: حاکمان و فرمانروایان گمراه نیز نقش تعیین کننده و اساسی در گمراهی بشر دارند که آیاتی چون ۹۷ سوره هود و ۷۹ سوره طه و ۶۷ سوره احزاب به آن اشاره کرده است. خداوند در آیه ۲۵۶ سوره بقره و نیز ۳۶ سوره نحل پیروی از طاغوت را عامل گمراهی انسانها معرفی می کند. و در آیه ۶۰ سوره نساء برای جلوگیری از تاثیر این عامل از مردم می خواهد تا حتی برای داوری به نزد ایشان نروند ؛ زیرا حکومت های طاغوتی به سبب طغیان ورزی طبیعی خود هرگز به عدالت رفتار نمی کنند و حق را به حق دار نمی دهند.

۷. جدایی از راهبران الهی و دینی : این نیز از جمله عوامل اساسی است که در آیات از جمله ۸۵ و ۸۶ سوره طه به آن اشاره شده است.

۸. دوست بد : خداوند در آیات ۲۷ تا ۲۹ سوره فرقان به نقش موثر دوست ناباب در گمراهی بشر توجه می دهد.

۹. دوستی با کافران: دوستی پنهان با کافران و دشمنان خدا در نهایت آدمی را از مسیر حق باز داشته و در گمراهی و ضلالت غرق می کند.(ممتحنه آیه ۱)

۱۰. سوء استفاده از مقدسات: سوء استفاده از مقدسات چنان که سامری با بهره گیری از خاک جاپای جبرییل انجام داد، از دیگر عوامل گمراهی و ضلالت بشر است.(طه آیات ۹۵ و ۹۶)

عوامل بیرونی، غیر انسانی

۱. محیط زیست: اصولا یکی از عوامل گمراهی بشر را می بایست زندگی انسان در دنیا دانست که جلوه های فریبنده و گمراه کننده آن موجب می شود تا آدمی به جای کمال اخروی به مادیات زندگی بچسبد.(بقره آیات ۱۷۴ و ۱۷۵ و آل عمران ایه ۱۴ و انعام آیات ۱۲۵ تا ۱۳۰)

۲. زینت های فراوان دنیایی: زینت ها و آرایه های فریبنده و زیاد دنیا موجب گمراهی بسیاری از مردم می شود که آیه ۱۴ سوره آل عمران و ۸۸ سوره یونس به آن اشاره دارد.

۳. ابلیس وشیاطین: ابلیس و دیگر پیروان جنی وی که از آنان به شیاطین یاد می شود از عوامل بیرونی غیر انسانی گمراهی بشر است که خداوند بخش بزرگی از آموزه های قرآنی رابه آنان اختصاص داده است.(نساء آیات ۶۰ و ۱۱۷ و ۱۱۸ و اعراف آیات ۲۷ و ۳۰ و ۱۷۵ و آیات بسیار دیگر)

این ها بخشی از عوامل گمراه کننده ای است که در قرآن به آنها پرداخته شده است. بیان همه آنها با تفصیل در این جا امکان پذیر نیست و به همین مقدار بسنده می شود.