عوامل شکست مومنان از نظر قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم

به نظر می رسد که مومنان به سبب ایمان به خدا می بایست در هر کاری که وارد می شوند، پیروز و سر بلند بیرون آیند و هرگز طعم شکست را تجربه نکنند، در حالی که در واقعیت این گونه نیست؛ زیرا بارها مومنان حتی در عصر پیامبر(ص) با رهبری پیامبر(ص) و در عصر امامان معصوم(ع) حتی با رهبری امیرمومنان امام علی(ع) و بسیج نیمی از امت غرب آسیای آن روز، در جنگ ها و میادین نبرد شکست خوردند.

نویسنده با مراجعه به آموزه های قرآنی بر آن است تا عوامل شکست مومنان از نظر قرآن را تبیین کند تا دانسته شود چرا و چگونه امت اسلام به ویژه مومنان در میادین گوناگون گرفتار شکست و آثار تلخ و زیانبار آن می شوند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

مهم ترین عوامل شکست مومنان از نظر قرآن

در آیات قرآنی هر چند که بیان شده سنت الهی بر این قرار گرفته تا امت حزب الله بر دشمنان غلبه کنند(مائده، آیه ۵۶) و اصولا سنت الهی بر قرآن گرفته تا هر کسی که به عنوان جنود الهی مطرح هستند، مورد نصرت قرار گرفته و غالب و چیره در معارک نبرد باشند(صافات، آیات ۱۷۱ تا ۱۷۳) یا در جنگ آخرالزمانی در نهایت این مومنان صالح مصلح هستند که زمین را به ارث می برند و حاکمیت مطلق می یابند(انبیاء، آیه ۱۰۵)؛ اما سنت الهی بر این است که هر کسی حتی مومنان اگر شرایطی را مراعات نکنند، گرفتار شکست شوند و دشمنی که شرایط را مراعات کرده در میدان نبرد پیروز و سر بلند بیرون آید. از نظر قرآن، مهم ترین عواملی که موجب شکست مومنان در میادین گوناگون و معارک با دشمنان می شوند، عبارتند از:

  1. اختلاف و نزاع: از نظر قرآن، یکی از مهم ترین عوامل شکست هر امتی از جمله مومنان، وجود اختلاف و نزاع در میان آنان است. اختلاف و تفرقه و نزاع موجب می شود که رخنه در امت ایجاد شود و در میدان نبرد گرفتار شکست و آثار تلخ و زیانبار آن شوند.(آل عمران، آیه ۱۵۲؛ انفال، آیه ۴۶) از نظر قرآن، دشمنان اسلام، هر چند که به ظاهر دارای اتحاد هستند، ولی در باطن از اختلافات شدید رنج می برند و نمی بایست تحت تاثیر ظاهر متحد آنان قرار گرفت، بلکه می توان با شناسایی و دقت در امور آنان، نقاط ضعف و اختلاف آنان را یافت و به آنان ضربه زد؛ خدا می فرماید: لَا یُقَاتِلُونَکُمْ جَمِیعًا إِلَّا فِی قُرًى مُحَصَّنَهٍ أَوْ مِنْ وَرَاءِ جُدُرٍ بَأْسُهُمْ بَیْنَهُمْ شَدِیدٌ تَحْسَبُهُمْ جَمِیعًا وَقُلُوبُهُمْ شَتَّى ذَلِکَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا یَعْقِلُونَ؛ آنان به صورت دسته جمعى جز در قریه ‏هایى که داراى استحکاماتند یا از پشت دیوارها با شما نخواهند جنگید؛ جنگشان میان خودشان سخت است؛ آنان را متحد مى ‏پندارى، ولى دلهایشان پراکنده است؛ زیرا آنان مردمانى‏ اند که نمى‏ اندیشند.(حشر، آیه ۱۴) از این آیه هم چنین به دست می آید که ریشه اتحاد و اختلاف را می بایست در تعقل و سفاهت یعنی عدم تعقل یافت. از آن جایی که مومنان نه بر اساس هواهای نفسانی، بلکه بر اساس عقلانیت فکر و عمل می کنند، می بایست متحد باشند؛ و دشمنان به سبب هواهای نفسانی و عدم تعقل گرفتار اختلاف هستند. پس اگر امت اسلام گرفتار شکست است، می بایست ریشه آن را در سفاهت و هواهای نفسانی دانست.
  2. بیماردلان: از نظر قرآن، حضور گروه بیماردلان در صفوف امت اسلام، عامل شکست است؛ زیرا قدرت مالی و بدنی آنان برای مبارزه در محاسبات دیده می شود، ولی آنان نه تنها قوتی بر قوت امت اسلام نمی افزایند، بلکه در بزنگاه به امت ضربه زده و پشت آنان را خالی می کنند.(مائده، آیه ۵۲)
  3. منافقان: جریان های نفاق و نفوذ در میان امت از دیگر عوامل شکست هستند که قرآن به آن توجه می دهد. از آن جایی که بیماردلان و سست ایمانها و منافقان و نفوذی در میان امت و هم شکل آنان در ظاهر عمل می کنند، قابل شناسایی نیستند و همین امر کار را بر امت اسلام سخت تر می کند و امکان شناسایی آنان را نمی دهد. این گونه است که ضربات این گروه ها و جریانات بسیار سنگین تر و سخت تر از ضربات دشمنان بیرونی است. حضور آنان در میان امت اسلام موجب می شود تا از نقاط قوت و ضعف امت آگاه باشند و اخلال در عملیات ایجاد کنند؛ بلکه باید گفت حضور آنان خود خلل آفرین است؛ زیرا وقتی در چینش نیروها از آنان استفاده می شود، همان جایی که آنان قرار می گیرند، خلل امت و بستری برای رخنه دشمنان خواهد بود.(توبه، آیات ۴۷ و ۴۸؛ مجمع البیان، ج ۵ – ۶ ، ص ۵۴؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۴، ص ۱۴۱( از نظر قرآن، جریان نفاق در خدمت مستقیم و غیر مستقیم دشمن خواهد بود و به عنوان جاسوسان به دشمنان خدمت می کنند و در صفوف مومنان فتنه گری کرده و آشوب و بلوا ایجاد می کنند و امور را بر مومنان متشبه می سازند.(همان)
  4. عصیان و تخلف از فرماندهی و رهبری: از دیگر عوامل شکست مومنان از نظر قرآن، تخلف امت از فرمان های فرماندهان و رهبری است. وقتی فرمانی صادر شد همگان می بایست به آن عمل کنند و اراده و عزم به کار داشته باشند؛ اما هرگاه امت یا گروهی از آنان از این فرمان سرباز زنند و به مخالفت و عصیان بپردازند، زمینه شکست را برای امت فراهم می آورند.(آل عمران، آیه ۱۵۲) از نظر قرآن، یکی از عوامل عصیان ورزی افراد از فرماندهی گرایش های مادی دنیوی و هواهای نفسانی است.(همان) باید توجه داشت که مقصود از «عصیتم» در آیه نافرمانى مسلمانان از فرمان رسول خدا(صلى الله علیه وآله) جهت ماندن در مراکز خود است. (المیزان، ج۴، ص ۴۳-۴۴؛ الدرالمنثور، ج ۲، ص ۸۵)
  5. عدم سرمایه گذاری مناسب: از نظر قرآن، امت اسلام در حوزه نظامی می بایست از نظر نفرات و تجهیزات در کمال باشد. تجهیزات و نفرات می بایست با انفاق و سرمایه گذاری مناسب فراهم آید و نیروها در کمال آمادگی نظامی باشند و از نظر تجهیزات و پشتیبانی با مشکلی مواجه نباشند؛ بلکه امت می بایست چنان در این حوزه سرمایه گذاری و انفاق داشته باشد که دشمن از میزان آمادگی تجهیزاتی و نفراتی و قوت برتر امت اسلام در هراس باشد و این تجهیزات و نفرات و قوت برتر دشمن را بهراساند و موجب ارهاب آنان شود.(انفال، آیه ۶۰) از نظر قرآن، عدم سرمایه گذاری مناسب در حوزه نظامی و فقدان انفاق مالی یا کمبود آن موجب می شود تا در هنگام نبرد امت اسلام دچار شکست شوند؛ زیرا نیازهای جنگی می بایست از قبل تامین شده باشد و هیچ کمبودی در تجهیزات و نفرات و امکانات رخ ندهد.(بقره، آیات ۱۹۴ و ۱۹۵)
  6. فقدان فقاهت: فقاهت به معنای ژرف اندیشی است که انسان های سالم با بهره گیری از ابزارهای شناختی و قوای ادراکی و گرایشی به آن می رسند. انسانی که از قلب بیمار برخوردار باشد یا ابزارهای حسی شناختی خود را ناکارآمد کند، ناتوان در شناخت خواهد بود، چه رسد که به تعمق و ژرفای امور پی برد. از نظر قرآن کافران و منافقان که در سطح انعام و چارپایان بلکه پست تر از آن از نظر قوای شناختی و ادراکی و گرایشی قرار دارند(اعراف، آیه ۱۷۹) فاقد فقاهت و ژرف اندیشی هستند.(همان) بنابراین، از عوامل شکست آنان می بایست به همین فقدان فقاهت اشاره کرد(انفال، آیه ۶۵)؛ زیرا جمله «باَنّهم قوم لایفقهون» تعلیل براى «یغلبوا» است و مقصود این است که جبهه باطل از امور جنگ و مسائل آن آگاهى صحیح ندارند. (المیزان، ج ۹، ص ۱۲۲) بر همین اساس می توان گفت که یکی از علل شکست امت اسلام در میادین نبرد، همین فقدان فقاهت به سبب رفتارهای نادرست است. در میان امت اسلام افزون بر منافقان و بیماردلان، افراد سست ایمان و به تعبیر قرآن مسلمانان اسمی حضور دارند که هنوز گرفتار آزمون ها و فتنه ها نشده و حقیقت ایمان در دلهای آنان شکوفا و نور آن دمیده نشده است.(حجرات، آیه ۷) پس می بایست مواظب این دسته از افراد بود که عامل شکست امت مومن می شوند.
  7. خوف جاهلانه: از نظر قرآن، خوف و ترس به دو نوع تقسیم می شود، خوف و ترس عاقلانه و عالمانه که از آن به خشیت تعبیر می شود(فاطر، آیه ۲۸) و خوفی که ریشه جاهلانه دارد. خدا از امت اسلام می خواهد تا نسبت به خدا خشیت داشته باشند واز هیچ کسی دیگر خشیت نداشته باشند؛ زیرا اگر عظمت و جلال و جبروت خدا را با هر چیزی دیگر مقایسه کنید، هیچ کسی به چنین سطحی نمی رسد که انسان از او بترسد.(احزاب، آیه ۳۹) از نظر قرآن، کافران چون گرفتار خوف جاهلانه هستند، در هر نبردی که وارد می شوند، شکست می خورند(آل عمران، آیه ۱۵۱؛ انفال، آیه ۱۲؛ احزاب، آیه ۲۶؛ حشر، آیه ۲)؛ اما مومنان چون از خدا خشیت دارند، شجاعانه وارد میدان نبرد شده و پیروزی یا شهادت را طلب می کنند.(توبه، آیه ۵۲) پس اگر امت اسلام گرفتار شکست شد، می بایست ریشه آن را در خوف جاهلانه ای دید ؛ زیرا اگر خشیت داشتند به میدان می رفتند و دنبال شهادت و پیروزی بودند؛ اما چون چنین نمی کنند، نشان می دهند که گرفتار خوف بزدلانه و جاهلانه هستند.
  8. خیانت: از نظر قرآن از مهم ترین صفات فطری هر انسانی، گرایش به اصول اخلاقی چون امانت و صداقت و عدالت است؛ اما کسانی که فطرت خویش را دفن و دسیسه کرده اند به این اصول اخلاقی – فطری گرایشی ندارند. این گونه است که کافران و منافقان گرفتار خیانت می شوند. در میان امت اسلام اگر شکستی رقم خورد می بایست در عاملی چون خیانت آن را جست و جو کرد؛ زیرا گروهی که بستر شکست را فراهم می آورند، خائنانی از سست ایمان ها، منافقان و بیماردلان هستند؛ همان طوری که کافران به سبب دفن فطرت اهل خیانت هستند و موجبات شکست خویش را فراهم می آورند.(انفال، آیات ۷۰ و ۷۱؛ المیزان، ج ۹، ص ۱۳۷؛ التبیان، ج ۵، ص ۱۶۰)
  9. دشمنی با اسلام: از نظر قرآن کسانی که خدا و رسول الله دشمنی می کنند ، دشمن اسلام بوده و همین دشمنی موجب شکست آنان می شود.(مجادله، آیه ۲۰) پس اگر در میان امت اسلام شکستی دیده می شود، ریشه و خاستگاه آن را در مخالفت عملی با اسلام و خدا و پیامبرش می بایست جستجو کرد؛ یعنی امت اسلام در عمل دشمنی کردند و بر خلاف آموزه های اسلامی و رهبری عمل کردند که گرفتار شکست شده اند.(آل عمران، آیه ۱۵۲)
  10. دنیاطلبی: انسان هایی که دنیاطلب هستند، در جایی که احتمال بدهند دنیایشان از دست برود، رفتاری را انجام می دهند که موجب شکست امت می شود. یکی از علل اصلی شکست مومنان در جنگ احد این بود که گروهی از مسلمانان سست ایمان و بیماردل دنبال دنیا و کسب غنایم جنگی رفتند و مواضع خویش را ترک کردند. این گونه شکست سختی نصیب امت اسلام شد.(آل عمران، آیه ۱۵۲؛ المیزان، ج ۴، ص ۴۳؛ تفسیر الجوامع الجامع، ج ۱، ص ۲۲۳)
  11. وهن و سستی: امتی که در کارهای خویش گرفتار سستی و وهن است، شکست را می بایست به جان بخرد. از نظر قرآن، اگر امت تحت پرورش ربوبی پیامبران قرار می گرفتند و ربانی و ربیون می شدند، پیروزی را برای خودشان رقم می زدند؛ اما سستی آنان موجب می شود که شکست بخورند.(آل عمران، آیات ۱۴۶ و ۱۵۲؛ نساء، آیه ۱۰۴؛ انفال، آیه ۴۳؛ محمد، آیه ۳۵)
  12. شایعات: از دیگر عوامل شکست می بایست به شایعات بی اساس اشاره کرد که در جنگ روانی از سوی دشمنان با بهره گیری از جریان نفاق و نفوذ و سست ایمان ها و بیماردلان در میان امت انجام می شود. ایجاد و گسترش شایعات روحیه امت را سست کرده و آنان را از استقامت و صبر و مقاومت باز می دارد.(آل عمران، آیه ۱۴۴) سیاق آیه، شاهد بر این است که سپاه اسلام در روز احد بعد از گرم شدن جنگ، ظن قوى پیدا کردند که رسول خدا(صلى الله علیه وآله) کشته شده و به همین جهت متفرق شدند و به جنگ پشت کردند. (المیزان، ج ۴، ص ۳۷)
  13. عدم توکل به خدا: از نظر قرآن، هر چیزی در هستی تنها به اراده و مشیت الهی انجام می شود که بر اساس حکمت است؛ این بدان معنا ست که اسباب و ابزارها هر چند که خوب و کارساز هستند و انسان می بایست با تعقل و تفقه در امور ابزارها و اسباب مناسب را فراهم آورد، اما باید توجه داشت که نتیجه عمل در گرو مشیت الهی است. بنابراین، اگر امت اسلام اهل توکل به خدا باشد، پیروز میدان خواهد بود و عدم توکل موجب می شود تا شکست سختی بخورد.(آل عمران، آیات ۱۵۹ و ۱۶۰)
  14. عُجب و خودپسندی: چنان که گفته شد امت اسلام می بایست با سرمایه گذاری مناسب در تجهیزات و نفرات از آمادگی بالا و برتری نسبت به دشمنان برخوردار باشد؛ اما نمی بایست در دام اسباب و ابزارها گرفتار شود و بدان مغرور گردد؛ زیرا عجب و غرور نسبت به قدرت و قوت نیرو و تجهیزات موجب می شود که درجه هوشیاری کاهش یابد و عملکرد ضعیفی از خود بروز دهند؛ افزون بر این که چنین روحیه موجب می شود تا خدا و توکل به او از دست برود و شکست را برای خویش و امت رقم زنند.(توبه، آیه ۲۵؛ حشر، آیه ۲)
  15. فرار از تقابل: از نظر قرآن، وقتی دشمن ضربتی زد، می بایست ضربتی متقابل را بچشد و اگر امت کوتاهی کند و از موضع تقابل عقب نشینی کند و مقابله به مثل نکند و جواب موشک را با موشک ندهد، نتیجه آن چیزی جز فرار نیست که شکست را برای امت رقم می زند.(آل عمران، آیات ۱۵۲ و ۱۵۳؛ بقره، آیات ۱۳۷ و ۱۶۴؛ نحل، آیه ۱۲۶)
  16. فسادگری: امت اسلام می بایست نه تنها مقابل فساد و مفسد بیایستد، بلکه می بایست در اجرای اصلاحات پیشگام باشد و اموری که فساد کشیده شده را اصلاح و بازسازی نماید. از نظر قرآن، امتی که در هر کاری گرفتار فساد است و رفتار مفسدانه هم چون کشتن بی گناهان، غارت اموال مردمان و مانند آن ها انجام می دهد و از عدالت قسطی خارج می شود، گرفتار شکست خواهد بود حتی اگر اهل اسلام و شرایع آن باشد؛ زیرا اسلام مدافع صلح و اصلاح و مخالف فساد و افساد است.(اسراء، آیات ۴ و ۶)
  17. از دست رفتن فرماندهی: فرماندهی قلب امت و سپاه است و می بایست همگان به گونه ای عمل کنند که فرمانده در سلامت باشد؛ از دست رفتن و قتل فرماندهی موجب شکست است.(بقره، آیه ۲۵۱) بر این اساس اگر امت اسلام شکست خورد، به خاطر آن است که یا نسبت به فرماندهی و رهبری چون امیرمومنان(ع) عصیان ورزیدند و او را قبول نکردند یا آن که او را به شهادت رساندند.
  18. پذیرش ولایت دشمنان: هر گونه پذیرش ولایت کافران و دشمنان حتی در سطح دوستی و محبت به آنان عامل شکست امت اسلام است. پس کسانی که با دشمنان ارتباط دوستانه بر قرار می کنند یا ولایت و سرپرستی آنان را می خواهند، شکست را برای امت اسلام رقم می زنند.(مائده، آیات ۵۴ تا ۵۶)