عوامل شکست امت اسلام از نظر قرآن

مکه

بسم الله الرحمن الرحیم

یکی از پرسش هایی که در میان مسلمانان به ویژه جوانان مسلمان مطرح است، علل و عوامل شکست امت اسلام در طول تاریخ است. این پرسش گاهی این گونه مطرح می شود که اگر بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، «پیروزی برای حق و اهل حق است»، و «اگر امت اسلام و پیروان قرآن، حق و اهل حق هستند»، پس «چرا امت اسلام شکست خورده و شکست می خورد؟!» بنابراین، با توجه به شکست های پیاپی امت اسلام می بایست در صدق و صحت دو مقدمه نخست شک کرد؛ یعنی یا این گزاره باطل است که می گوید: حق و اهل آن پیروز هستند، یا این که گزاره دوم باطل است که می گوید: امت اسلام، امت حق و اهل حق هستند. به سخن دیگر، با توجه به خروجی شکست امت اسلام و مسلمانان می بایست در دو مقدمه نخست شک کرد و آن را نپذیرفت و مردود دانست.

پیروزی حق بر باطل از نظر قرآن

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، حق مطلق، خداوند تبارک و تعالی است؛ زیرا در هستی جز او حق ثابت نیست و هر چیزی که غیر از او و شئونات و مظاهر تجلیات اسماء و صفاتش باشد، باطل است.

خدا در قرآن در وصف خویش می فرماید: ذَلِکَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ؛ آن به سبب این است که الله او فقط همان حق است.(حج، آیه ۶) و نیز می فرماید: أَنَّهُ الْحَقُّ؛ به تحقیق او حق است.(فصلت، آیه ۵۳)

از نظر قرآن، همه هستی به اعتبار این که مظاهر تجلیات اسمایی خدا هستند(نور، آیه ۳۵)، حق هستند؛ چنان که خدا خاستگاه هر حقی است.(بقره، آیه ۱۴۴؛ حج، آیه ۵۴)

پس باطل، حقیقت نیست، بلکه توهم و تخیلی است که با بهره گیری از حق خود را نشان می دهد. از همین رو، فاسد، ضایع، خاسر و امر بی فایده و بیهوده را باطل می گویند؛ زیرا حقیقی ثابت در خارج ندارد، بلکه چیزی است که با حقی بر آن است تا خود را بروز و ظهور دهد. پس باید گفت که تا زمانی که حق آشکار نشده باشد، باطل جولان می دهد و با ظهور و آشکار شدن حق، باطل از صحنه خارج می شود.(اعراف، آیه ۱۱۸؛ اسراء، آیه ۸۱)

از نظر قرآن، امری که باطل باشد، در نهایت نیست و نابود می شود؛ زیرا بنیاد و اساسی ندارد. خدا در قرآن می فرماید: وَقُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ کَانَ زَهُوقًا ؛ و بگو حق آمد و باطل نابود شد. آرى باطل همواره نابودشدنى است. (اسراء، آیه ۸۱)

خدا در قرآن، خاستگاه حق را خودش معرفی می کند، این بدان معناست که باطل، هیچ است؛ زیرا خاستگاهی جز توهم و تخیل ندارد که نوعی شیطنت است. از همین روست که خدا می فرماید: ذَلِکَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَأَنَّ مَا یَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ هُوَ الْبَاطِلُ وَأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْعَلِیُّ الْکَبِیرُ ؛ آرى این بدان سبب است که خدا خود حق است؛ و آنچه به جاى او مى‏ خوانند، آن باطل است؛ و این خداست که والا و بزرگ است. (حج، آیه ۶۲)

اراده الهی بر این است که باطل «محو» شود؛ زیرا خدا می فرماید: وَیَمْحُ اللَّهُ الْبَاطِلَ وَیُحِقُّ الْحَقَّ بِکَلِمَاتِهِ ؛ و خدا باطل را محو و حقیقت را با کلمات خویش پا برجا مى ‏کند.(شوری، آیه ۲۴)

وقتی حق آمد و باطل برود، دیگر بازگشتی برای باطل نخواهد بود: قُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَمَا یُبْدِئُ الْبَاطِلُ وَمَا یُعِیدُ ؛ بگو حق آمد و دیگر باطل از سر نمى‏ گیرد و برنمى‏ گردد. (سباء، آیه ۴۹)

پس بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، حق پیروز شده و باطل نابود می شود و دیگر راه بازگشتی برای باطل نخواهد بود. این بدان معناست که «حق هماره پیروز و باطل نابود شدنی است.»

عوامل حقانیت امت اسلام از نظر قرآن

اما مقدمه دیگر که می گوید: «امت اسلام، حق و اهل حق هستند»، زمانی درست خواهد بود که ویژگی ها و صفات حق و اهل حق را داشته باشد؛ زیرا از نظر قرآن، امت اسلام تنها به ادعای امت اسلام بودن، اهل حق نخواهند بود؛ بلکه می بایست صفات و ویژگی هایی را دارا باشند تا به عنوان اهل حق شناخته شوند و پیروزی به عنوان اهل حق برای آنان رقم بخورد.

به سخن دیگر، از نظر قرآن، صرف ادعای «امت اسلام» بودن کفایت نمی کند تا پیروزی برایش رقم بخورد؛ زیرا لازم است تا حقانیت این امت اسلام ثابت شود، و این حقانیت زمانی ثابت می شود که عوامل حقانیت در آنان بروز و ظهور کند.

خدا در قرآن به صراحت بیان می کند که ما به صرف ادعای اسلام، شخص یا امتی را حق نمی دانیم، بلکه باید این ادعا در قالب آزمون ها و ابتلائات روشن شود تا مدعی صادق از مدعی کاذب و دروغگو باز شناخته شود؛ خدا در قرآن می فرماید: قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَلَکِنْ قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا یَدْخُلِ الْإِیمَانُ فِی قُلُوبِکُمْ وَإِنْ تُطِیعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَا یَلِتْکُمْ مِنْ أَعْمَالِکُمْ شَیْئًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ ؛ إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ یَرْتَابُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ أُولَئِکَ هُمُ الصَّادِقُونَ؛ برخى از بادیه‏ نشینان گفتند: ایمان آوردیم. بگو: ایمان نیاورده‏ اید، لیکن بگویید: اسلام آوردیم؛ و هنوز در دلهاى شما ایمان داخل نشده است؛ و اگر خدا و پیامبر او را فرمان برید از ارزش کرده ‏هایتان چیزى کم نمى ‏کند، خدا آمرزنده مهربان است. در حقیقت مؤمنان کسانى‏ اند که به خدا و پیامبر او گرویده و دیگر شک نیاورده، و با مال و جانشان در راه خدا جهاد کرده‏ اند، اینانند که صادقان و راستکردارند. (حجرات، آیات ۱۴ و ۱۵)

از این آیات به دست می آید که زمانی می توان امت اسلام را امت حق دانست که به عنوان «امت ایمان» دست یافته باشند. چنان که از آیات روشن می شود، امت ایمان نیز کسانی هستند که در حوزه اندیشه و انگیزه نسبت به خدا و پیامبر(ص) یقین داشته و هیچ شک در آن نداشته باشند و در مقام عمل و اراده با مال و جان مجاهدت کنند تا این گونه قول و فعل آنان مطابق هم شود و به عنوان «صادقان» مورد قبول خدا قرار گیرند.

به سخن دیگر، ایمان قولی و فعلی می بایست در شخص به جایی برسد که هیچ شک علمی یا تردید عملی نداشته باشد. این گونه است که اهل ایمان شده و به عنوان حق مورد نصرت الهی قرار می گیرند و پیروزی برای آنان رقم می خورد.

بر این اساس، می بایست گفت که مقدمه «امت اسلام، حق است»، زمانی معنا می یابد که به امت ایمان و مومنان بر آنان صادق باشد. پس امت اسلامی به عنوان حق و اهل حق پیروز خواهند بود که دارای صفات مومنان باشند؛ و گرنه هیچ تضمینی نیست که امت اسلام پیروز شوند؛ زیرا ممکن است که این امت اسلامی جز یاوه گویانی نباشند که گرفتار نفاق یا سستی در عمل هستند و هیچ عزم و اراده ای برای احقاق حق ندارند. بر اساس سنت های الهی، هیچ تضمینی نیست که چنین گروهی بر باطل پیروز شوند.

عوامل شکست امت اسلام از نظر قرآن

هر چند به شکلی کلی مشخص شد که امت اسلام چرا در برابر دیگران شکست می خورد، ولی قرآن تبیین کاملی از عوامل شکست می دهد تا معلوم شود که چگونه افکار و رفتار باطل امت اسلام که به سطح ایمان حقیقی بالا نیامده می تواند موجبات شکست آنان را فراهم آورد. از نظر قرآن، عوامل شکست به دو ساحت نظری و عملی باز می گردد؛ یعنی شک در عقاید و تردید در اعمال صالح. بر این اساس از مهم ترین عواملی که موجب شکست امت اسلام است، می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. نفاق به جای ایمان: از نظر قرآن، کسانی که گرفتار نفاق هستند، در میان امت اسلام عامل شکست می شوند؛ زیرا اینان سخنی را بر زبان می رانند که هیچ اعتقاد و ایمانی بدان ندارند. در حقیقت کافرانی هستند که جامه اسلام و ایمان را پوشیده و به تن کرده اند. این افراد به سبب همان نفاق، امت را دچار فتنه می کنند و حق و باطل را به هم می آمیزند به طوری که تشخیص حق و باطل برای اکثریت مسلمانان سخت یا ناشدنی باشد. اینان با چنین شیوه زیست در میان مسلمانان عامل فتنه و جاسوسی و شکست امت اسلام می شوند.(توبه، آیات ۴۷ و ۴۸؛ مجمع البیان، ج ۵ – ۶ ، ص ۵۴؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۴، ص ۱۴۱)
  2. بیماردلان: بیماردلان کسانی هستند که گرفتار انواع و اقسام بیماری روانی و قلبی ، چون نفاق و طمع و حرص و هواپرستی و مانند آن ها هستند. از نظر قرآن، شکی نیست که اهل نفاق، بیمار دل هستند، ولی همه بیماردلان منافق نیستند؛ از همین روست که گاه در آیات قرآنی بیماردلان و سست ایمان ها در کنار منافقان مطرح شده است. از نظر قرآن، حضور بیماردلانی در میان مومنان و مجاهدان حقیقی عاملی مهم در شکست آنان است؛ زیرا آنان هم چون درخت بید به ورزش بادی به سو می روند که گمان می کنند برایشان سود و منفعت دارد. بنابراین افرادی ثابت قدم و استوار در امور و کارها نیستند و به سادگی و آسانی جا خالی می کنند.(مائده، آیه ۵۲)
  3. دنیاطلبی: از نظر قرآن، در میان امت اسلام دنیا طلبانی هستند که برای کسب منافع دنیوی در میدان جهاد حضور می یابند؛ اینان با همین روحیه دنیاطلبی، رویه ای را در پیش می گیرند تا منافع آنان تامین شود؛ براین اساس، برخی از رفتارهای منفعت جویانه بی جا موجب تزلزل مواضع مجاهدان شده و بستری برای شکست فراهم می آورد؛ چنان که این گروه در جنگ احد برای گرفتن غنایم مواضع خویش را ترک کرده و شکست سخت را تحمیل کردند.(آل عمران، آیه ۱۵۲؛ مجمع البیان، ج ۵ – ۶ ، ص ۵۴؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۴، ص ۱۴۱)
  4. سستی و فقدان عزم: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، جزم اندیشه در کنار عزم عملی یعنی اندیشه قطعی بدون شک و انگیزه قوی بدون تردید مهم ترین عامل در پیروزی است؛ اما کسانی که گرفتار شک یا تردید باشند، شکست را برای خویش و همراهان رقم می زنند. بنابراین، یکی از علل شکست امت اسلام همان گروه سست ایمان ها و سست اراده ها هستند.(آل عمران، آیه ۱۴۶ و ۱۵۲؛ نساء، آیه ۱۰۴؛ انفال، آیه ۴۳؛ محمد، آیه ۳۵)
  5. فقدان توکل: از نظر قرآن، کاری به سرانجام می رسد که مشیت الهی بر آن قرار گرفته باشد؛ مشیت قوانین حاکم بر هستی است و هرگز تبدیل و تحویل و تغییری در آن را نمی یابد. اراده الهی پس از مشیت قرار می گیرد. خدا در قرآن می فرماید که مومن وقتی جزم اندیشه را با عزم ارادی آمیخت نمی بایست به این بسنده کند، بلکه باید توکل کند تا خدا بر اساس مشیت و اراده خویش به شخص توفیق دهد. پس کسانی که اهل توکل نیستند، ممکن است پیروز نشود.(آل عمران، آیات ۱۵۹ و ۱۶۰) همین فقدان توکل عامل شکست در غزوه احد بود.(همان)
  6. عصیان و فقدان اطاعت از فرماندهی : چنان که خدا در آیات ۱۴ و ۱۵ سوره حجرات بیان کرده ، اطاعت از خدا و پیامبر(ص) و مجاهدت مالی و جانی از مهم ترین نشانه های ایمان است که حقانیت را برای آن افراد اثبات می کند. بر این اساس، هر گونه عدم اطاعت از پیامبر(ص) و فرماندهی موجب شکست خواهد بود.(آل عمران، آیه ۱۵۲) پس از نظر قرآن، عصیانگری امت و مجاهدان در میدان جهاد عاملی برای شکست امت اسلام است؛ چنان که در جنگ اُحد همین نافرمانی و عصیان موجب شد تا شکست بخورند.(همان؛ المیزان، ج۴، ص ۴۳-۴۴؛ الدرالمنثور، ج ۲، ص ۸۵)
  7. ترک انفاق: بر اساس همان آیات سوره حجرات، لازم است تا مومنان اهل انفاق مالی به ویژه در حوزه آماده سازی تجهیزات و نفرات باشند؛ زیرا بدون امکانات مادی و اسباب ظاهری نمی توان در میادین نبرد و جهاد حاضر شد. پس امتی که سرمایه گذاری در بخش نظامی ندارد، نمی تواند امیدی به پیروزی هم داشته باشد.(بقره، آیات ۱۶۴ و ۱۶۵؛ انفال، آیه ۶۰)
  8. عدم جانفشانی و فرار از معرکه: مجاهدان زمانی می توانند پیروز شوند که جانفشانی داشته باشند. پس کسانی که از مرگ و شهادت هراسان هستند و می ترسند و می گریزند نمی توانند امید به پیروزی داشته باشند.(آل عمران، آیات ۱۵۲ و ۱۵۳؛ حجرات، آیات ۱۴ و ۱۵)
  9. عُجب: از نظر قرآن، لازم است تا مجاهدان هماره آماده باش بوده و از کمین دشمن خود را در امان ندانند. این روحیه آمادگی و آمادباش دایمی موجب می شود، بیانگر روحیه شجاعت عاقلانه است(نساء، آیه ۱۰۲)؛ اما کسانی که دچار عجب می شوند در دام فریب تجهیزات و نفرات می افتند و گمان می کنند که این ها عامل پیروزی است. این گونه است که عجب آنان را به شکست می کشاند؛ زیرا آمادگی و آمادباش را از دست می دهند و در کمین دشمن می افتند.(توبه، آیه ۲۵؛ حشر، آیه ۲)
  10. فقدان رهبری و جنگ روانی: یکی از عوامل مهم در شکست می توان به فقدان رهبری یا احساس آن بر اساس شایعات و جنگ روانی است. کسانی که در میدان نبرد هستند به دلیل وابستگی به فرماندهی ممکن است روحیه خویش را هنگام شهادت فرمانده یا احساس آن به دنبال شایعات از دست بدهند و به جای همکاری و هماهنگی دچار تشتت و تزلزل و شکست شوند.(آل عمران، آیه ۱۴۴) سیاق آیه، شاهد بر این است که سپاه اسلام در روز احد بعد از گرم شدن جنگ، ظن قوى پیدا کردند که رسول خدا(صلى الله علیه وآله) کشته شده و به همین جهت متفرق شدند و به جنگ پشت کردند. (المیزان، ج ۴، ص ۳۷)
  11. فساد: هر گونه رفتار مفسدانه موجب می شود تا شکست بر امت اسلام تحمیل شود؛ زیرا فساد ضد صلاح است و کسانی که گرفتار فساد هستند از صلح و صلاح خارج شده و بستری برای خشم الهی برای خویش فراهم می آورند و شکست را تجربه خواهند کرد.(اسراء، آیات ۴ و ۶)
  12. نزاع و درگیری: از جمله عوامل شکست امت اسلام نزاع و درگیری میان امت اسلام به ویژه مجاهدان است که شکست را بر آنان تحمیل می کند(آل عمران، آیه ۱۵۲)؛ زیرا مقصود از «تنازعتم فى الأمر» نزاع در مورد فرمان پیامبر(صلى الله علیه وآله) مبنى بر ماندن در گردنه اُحُد است. (روح المعانى، ج ۳، جزء ۴، ص ۱۴۰؛ انوار التنزیل، ج ۲، ص ۴۳) در حقیقت ریشه این تنازعات را عدم پیروی از فرمان های خدا و پیامبر(ص) و صاحبان امر ولایت است.(نساء، آیه ۵۹) پس کسانی که اهل ولایت باشند هرگز تنازع و نزاع نخواهند کرد و به اطاعت کامل از فرمان ها می پردازند و پیروز می شوند، ولی کسانی که چنین نیستند به سبب فقدان شرایط ایمانی گرفتار شکست خواهند شد.
  13. ولایت دشمنان و بیگانگان: از نظر قرآن، یکی از عوامل مهم شکست امت اسلام در طول تاریخ پذیرش ولایت بیگانگان است؛ این در حالی است که لازم است که انسان نسبت به بیگانگان از کافران و غیر مسلمانان، تبری داشته باشد و هرگز ولایت آنان را نپذیرد. به سخن دیگر، تولی نسبت به اولیاء الله و تبری نسبت به اولیاء الطاغوت از مصادیق مهم و اساسی ایمان است. پس فقدان آن به معنای شکست خواهد بود که برای امت رقم می خورد.(مائده، آیات ۵۴ تا ۵۶) البته فرقی میان بیگانگان از کافران و مشرکان و مسیحیان و یهودیان و دیگران نیست؛ زیرا همگی از نظر قرآن، بیگانگانی هستند که تولی و ولایت آنان باطل است.(همان)