عوامل رفتارهای غیر متعارف جنسی

samamosبسم الله الرحمن الرحیم

آموزه های قرآنی، بیانگر بهترین سبک زندگی مبتنی بر عقل و فطرت است؛ زیرا راهنمای بشریت به کمالاتی است که در اوج آن بندگی خدا، خدایی شدن، خلافت الهی و مظهریت در ربوبیت الهی است.

بنابراین، بخشی از آموزه های قرآنی به عوامل و موانعی اشاره دارد که یا در عامل بازدارندگی یا مانع از حرکت رشدی و کمالی است. آیات قرآنی دربردارنده دو دسته از بشارت و انذار است؛ بشارت بیانگر مسیر حرکت درست رشدی و مقامات و کمالاتی است که انسان با بهره گیری از هر یک از عوامل رشدی به دست می آورد؛ چنان که انذارها، هشدارهای الهی نسبت به هر یک از عوامل بازدارنده و موانعی است که آدمی را در نقص نگه داشته و اجازه فعلیت یابی توانایی ها و قوای درونی را نمی دهد و موجب می شود تا گرفتار نقصی شده و از رسیدن به اهداف آفرینش باز ایستد.

پس می توان به صراحت گفت آموزه های قرآنی دربردارنده همه عوامل سعادت یا شقاوت بشری است.

نویسنده در این جا به نمونه ای از رفتارهای بازدارنده ای اشاره می کند که موجبات شقاوت آدمی را فراهم می آورد. در این مطلب نویسنده به رفتارهای پرخطر و غیر متعارف جنسی اشاره کرده و نگره قرآن را درباره آن تبیین نموده است. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

اسلام، پاسخ گویی به نیازهای فطری

اسلام بر اساس آن چه که قرآن این کتاب وحیانی اشاره دارد، دین فطرت است. از این روست که انسان های مومن کسانی هستند که بر فطرت سالم خود باقیمانده اند؛ چرا که اینان به سادگی با آموزه های قرآنی و اسلامی کنار می آیند و عمل مطابق آن را عین سلامت، بهترین قانون، کامل ترین راه و سبک زندگی بر می شمارند.

اسلام به سبب همین نگاه بر اساس فطرت است، از این توانایی برخوردار می باشد که به همه نیازهای طبیعی و فطری بشر بی کم و کاست پاسخی مناسب و در خور توجه دهد. در اسلام حکمی را نمی توان یافت که بر خلاف فطرت و طبیعت رشدی بشر باشد؛ چرا که همه احکام آن بر اساس مصالح و مفاسد تنظیم وساماندهی شده است. به این معنا که هر آن چه برای سعادت و رسیدن انسان به کمالات مفید فایده ای باشد، به عنوان واجبات و مستحبات و هر آن چه موجب شقاوت و بقای انسان در نقص یا سقوط می شود، به عنوان محرمات و مکروهات دسته بندی شده است.

همین نگره درست از سوی اسلام و آموزه های قرآنی به انسان موجب شده که هر انسان سالمی، دین اسلام را دین آسان (سهله و سمحه) بیابد و عمل بر اساس آن را در دستور کار زندگی خویش قرار دهد.

اصولا انسان ها، هر آن چه را مخالف فطرت و طبیعت سالم و خواسته های به حق باشد، به سرعت طرد می کنند حتی اگر تحت فشارهای بیرونی ناچار به پذیرش آن به عنوان سنت اجتماعی و یا قانون جامعه باشند.

بر اساس همین تحلیل است که مسیحیت در برابر خواسته های مسیحیان عقب نشینی کرد؛ زیرا آموزه های آن بر خلاف فطرت ساماندهی شد و در برابر عقل و قلب سلیم بشریت قرار گرفت. اما عقلانیت و مطابقت با فطرت و طبیعت سالم، از عوامل رشدی اسلام در جوامع بشری به ویژه میان خردمندان و تحصیل کردگان است؛ هر چند که رفتارهای نادرست و خلاف منطق یعنی مسلمانی مسلمانان، خود به عنوان یک عمل بازدارنده موجب شده تاکنون دین اسلام جهانی نشود و به عنوان سبک زندگی در میان همه بشریت مقبولیت پیدا نکند.

اما هر خردمندی با نگاهی به آموزه های وحیانی اسلام در می یابد که اسلام به سبب پاسخ گویی به همه نیازهای مادی، معنوی، دنیوی و اخروی بشر بر اساس عقل و منطق سلیم می تواند به عنوان بهترین و کامل ترین سبک زندگی معرفی شود.

پاسخ های مناسب به نیازهای جنسی

یکی از نیازهای طبیعی بشر، نیازهای جنسی است. هر انسانی به طور طبیعی در شرایطی به بلوغ جنسی می رسد و می بایست به شکل طبیعی و مناسب به آن پاسخ مناسبی دهد. در آموزه های قرآنی، ازدواج به عنوان یک اصل اساسی نه تنها برای انسان ها بلکه برای همه موجودات بیان شده است. بنابراین، اگر نظام هستی بر پایه عدالت سامان یافته و بر محور و مدار آن می گردد و هر گونه ظلم و ستمی را بر نمی تابد، هم چنین نظام هستی بر نظام زوجیت بناگذاری شده است.(طه، آیه ۵۳؛ نبا، آیه ۸؛ حج، آیه ۵)

در آیات قرآنی درباره انسان به گونه ای اشاره شده که بی همسر نمی تواند به حقیقت و مفهوم واقعی زندگی اش دست یابد؛ زیرا رسیدن به بسیاری از کمالات و فعلیت یابی آن در گرو همراهی همسر است؛ از جمله مهم ترین کلید واژه های سعادت و بنیاد آن یعنی آرامش و آسایش در گرو همسر و زوج است. از این روست که خداوند در آیاتی بسیار به این نکته اشاره می کند که همسری از نفس شما آفریده است(نحل، ایه ۷۲؛ روم، آیه ۲۱؛ فاطر، ایه ۱۱؛ شوری، ایه ۱۱) تا این گونه انسان به آرامش(روم، آیه ۲۱) و آسایش(نور، آیه ۳۲) برسد.

در حقیقت سعادت یعنی آرامش و آسایش در گرو همسر و زوجی است که انسان اختیار می کند. حضرت آدم(ع) پس از خلافت در کنار همسرش در بهشت به آرامش و آسایش می رسد.(بقره، آیه ۳۵) بخشی از این آرامش به سبب پاسخ گویی به نیازهای جنسی به دست می آید.

بنابراین، هر گونه حرکتی بر خلاف جریان آفرینش و قوانین آن به معنای حرکتی بر خلاف فطرت و طبیعت است. خداوند در پاسخ به کسانی که از شرایط پیامبری ترک همسری دانسته اند، می فرماید که پیامبران را دارای همسر و فرزند قرار دادیم.(رعد، آیه ۳۸) بنابراین هر گونه ترک رفتارهای طبیعی حتی اگر به قصد رضایت خداوندی باشد،‌ امری بر خلاف آموزه های قرآنی است. از این روست که خداوند رهبانیت و ترک زندگی مشترک را از سوی برخی مسیحیان و کشیشان نمی پسندد (حدید، آیه ۲۷) و پیامبر(ص) نیز می فرماید: لارهبانیه فی الاسلام؛‌ در اسلام رهبانیت نیست.

افراط و تفریط در رفتارهای جنسی

اسلام بر اصول عدالت و اعتدال پایه گذاری شده است و از مومنان خواسته شده تا بر اساس آن زندگی خود را سامان دهند؛ چرا که عدالت نمادی مهم از تقوای الهی است؛ (مائده، آیه ۸؛ انعام، آیه ۱۵۲) از این روست که خداوند از هر گونه رفتارهای افراطی و تفریطی به شدت پرهیز می دهد.(کهف، آیه ۲۸ و ایات دیگر)

از جمله رفتارهای تفریطی،‌ ترک زناشویی و تشکیل خانواده است. برخی به قصد تزهد و زهدورزی و پارسایی، راه ترسایان را در پیش گرفته و به سمت رهبانیت می روند. این گونه رفتارها در آیات و روایات، رفتاری نادرست دانسته شده است؛ زیرا فرصت دست یابی به بسیاری از کمالات را از شخص می گیرد.

در سیر تکاملی انسان به سوی خدا، ازدواج نه تنها مانع نیست، بلکه می تواند به انسان کمک کند؛ یعنی ازدواج در این سیر در تعارض و تخالف با عشق به خداوند نیست. ازدواج هرگز به معنای وابسته شدن به عشقی همتراز با عشق الهی نیست، بلکه در مسیر رسیدن به عشق و حب خداوندی قرار دارد. ازدواج مهم ترین ابزاری است که انسان می تواند به آن نه تنها به آرامش و آسایش برسد بلکه رضایت و محبوبت خداوند را نیز به دست آورد.

از این روست که امام باقر (ع) از قول پیامبر (ص) نقل می کند که آن حضرت(ص) فرمود: در اسلام هیچ بنایی نزد خداوند محبوب تر از ازدواج نیست.(عاملی، شیخ حر، وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۱۳، نشر آل البیت (ع))

در روایت دیگری از حضرت صادق (ع) روایت شده که حضرت امیر المؤمنین (ع) فرمود: ازدواج کنید زیرا رسول خدا (ص) فرمود: کسی که دوست دارد از سنت و روش من پیروی کند، پس همانا ازدواج و همسر اختیار نمودن از سنت و روش من است‏.(همان،‌ص ۱۵)

مسألۀ ازدواج در اسلام آن قدر مورد توجه و اهمیت قرار داده شده است که انجام آن در بعضی از روایات مساوی با احراز نیمی از دین است. با ازدواج ، شخص نیمی از دین خود را تحصیل کرده است، (همان، ص ۱۷) هم چنین درباره نقش بسیار مهم ازدواج در رسیدن انسان به کمال در روایات آمده است: قَالَ (ع): رَکْعَتَانِ یُصَلِّیهِمَا الْمُتَزَوِّجُ أَفْضَلُ مِنْ سَبْعِینَ رَکْعَهً یُصَلِّیهَا غَیْرُ مُتَزَوِّجٍ؛ دو رکعت نماز انسانی که ازدواج کرده برتر از هفتاد رکعت نماز شخص مجرد است.(وسائل‏الشیعه، ج۲۰ ، ص ۲۰)

اثر ازدواج حتی در آسایش مادی و دنیوی نیز بروز می کند، چنان که خداوند این مطلب را در آیه ۳۲ سوره نور گفته است و پیامبر (ص) نیز می فرماید: ازدواج کنید زیرا رزق شما بیشتر می شود.( وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۱۹)

پیامبر(ص) ترک ازدواج را امری مذموم و ناپسند دانسته و فرموده است: پست ترین مُردگان شما افرادی هستند که از از دواج کردن خودداری کرده و عَزَب مانده اند.

هم چنین آن حضرت فرمود: أَکْثَرُ أَهْلِ النّارِ الْعُزّابُ ؛ اکثر اهل آتش در قیامت آنانى هستند که از ازدواج و تشکیل خانواده امتناع کردند.(ازدواج در اسلام، ص ۲۶. به نقل از نظام خانواده در اسلام شیخ حسین انصاریان ص ۶۵)

و نیز آن حضرت فرمود: شِرارُ مَوْتاکُمُ الْعُزّابُ بدترین اموات شما عزبها(مجردها) هستند. (بحارالانوار، ج ۱۰۰، ص ۲۲۰ ـ ۲۲۱.)

آن حضرت هم چنین فرمود: لَوْ خَرَجَ الْعُزّابُ مِنْ مَوْتاکُمْ إِلِى الدُّنْیا لَتَزَوَّجُوا؛ اگر آنان که عزب مردند به دنیا برگردند، حتماً ازدواج خواهند کرد. (ازدواج در اسلام، ص ۲۷. به نقل از نظام خانواده در اسلام شیخ حسین انصاریان ص ۶۶)

لواط و مساحقه، رفتارهای جنسی غیر متعارف

هم چنان که گفته شد، اسلام دین فطرت و طبیعت و عقل است و به همه نیازهای انسانی پاسخی مناسب و در خوری داده است؛ زیرا همه آن چه در طبیعت و فطرت بشر نهاده شده،‌عاملی برای رشد و دست یابی انسان به کمال است و عدم پاسخ گویی یا پاسخ گویی غیر مناسب به معنای از دست دادن کمالی یا تمامیت در کمالی است. بنابراین، اگر انسانی می خواهد انسان کاملی شود و به تمامیت هر کمالی نیز دست یابد، می بایست از همه ابزارهای موجود در خود بهره گیرد و با عمل تعدیلی و مبتنی بر عدالت، زمینه متاله شدن و رسیدن به کمالات مطلق را فراهم آورد.

با این همه برخی به سرکوب فطرت و طبیعت و غرایز خود اقدام می کنند. این افراد همانند کسانی هستند که عقل خویش را دفن کنند. از سوی دیگر برخی رفتارهای افراطی را در پیش می گیرند و بیش از اندازه و حدود مورد نیاز به خواسته های طبیعت و غرایز خود پاسخ می دهند و این گونه فرصت پاسخ گویی به دیگر نیازهای طبیعی و فطری و عقلی را از دست می دهند.

ز جمله رفتارهای افراطی می توان به رفتارهای جنسی چون لواط و مساحقه اشاره کرد که در اصطلاحات امروزی از آن به هم جنس گرایی یا هم جنس بازی یاد می کنند. مساحقه رفتاری غیر متعارفی است که از سوی دو زن انجام می گیرد و لواط همان رفتار جنسی غیر متعارف میان مردان است.(فرهنگ فارسی، ج ۳، ص ۳۶۳۸)

خداوند با اشاره به آثار منفی این گونه رفتارهای جنسی به انسان ها هشدار می دهد که از آن پرهیز کنند، زیرا عاملی مهم در دوری انسان از تقرب به خدا و خدایی شدن و عدم رسیدن به کمالات انسانی است.

از آیات قرآنی به دست می آید که این رفتارجنسی غیر متعارف، سبب فسق و خروج انسان از طاعت الهی می شود.(انبیاء ، آیه ۷۴ و عنکبوت، آیات ۲۸ تا ۳۴) هم جنس بازی هم چنین موجب می شود تا انسان از دایره عدالت بیرون رفته و ظالم و ستمکار گردد.(هود، آیات ۷۷ تا ۸۳؛ عنکبوت، آیات ۲۸ تا ۳۱)

مرتکبین این عمل شنیع، به عنوان مسرف،‌ زیاده خواه، متجاوز و متعدی معرفی شده اند.(اعراف، ایات ۸۰ و ۸۱؛ مومنون، آیات ۵ تا ۷؛ معارج، آیات ۳۰ و ۳۱)

هم چنین این افراد از مصادیق انسان های فاسد و مفسد می باشند(عنکبوت، آیات ۲۸ تا ۳۱) زیرا با این کار خویش موجب می شوند تا نسل بشریت قطع شود و تناسل میان انسان ادامه نیابد.(همان) هم چنین انسانی که گرفتار رفتار جنسی غیر متعارف می شود و به عمل شنیع لواط و مساحقه اقدام می کند، در نهایت از نظر شخصیتی نیز از تعادل و اعتدال بیرون می رود و در زمره انسان های بی شخصیت قرار می گیرد و رفتارهایش موجب می شود تا رسوا و بی آبرو گردد و در جامعه از شخصیت سالم اجتماعی بی بهره شود.(هود، آیات ۷۷ و ۷۸؛ حجر، ایات ۵۸ تا ۶۹)

این عمل به سبب آن که خروج از تعادل و عدالت می باشد، مانع جدی بر سر راه تکامل و رشد شخص خواهد بود. از این روست که در نهایت دچار هلاکت می گردد و دوزخ به عنوان میقات و میعادگاه انسان های غیر کامل مکانی برای اقامت ابدی آنان خواهد بود.(هود، آیات ۷۷ تا ۸۳)

به سبب همین آثار و کارکردهای زیانباری که برای لواط و مساحقه گفته شده می توان دریافت که چرا اسلام عمل لواط را حرام دانسته و آن را بسیار زشت و قبیح شمرده است(نساء، آیات ۱۵ و ۱۶ ؛‌اعراف، ایات ۸ تا ۸۴ و آیات دیگر )زیرا این رفتار نادرست جنسی موجب می شود تا انسان از مسیر رشدی خود باز ایستد و از آن جایی که هر عامل یا مانعی که در مسیر هدف آفرینش قرار گیرد، به عنوان مفسده شناخته و تحریم می شود، حکم تحریم و حرمت آن صادر شده است.

به سبب آن که این رفتار تاثیرات فرافردی دارد و منحصر به حوزه فردی نیست و اجتماع بشری نیز متاثر از این رفتار خواهد بود،‌ به عنوان عمل مجرمانه و رفتاری ضد هنجاری و ارزشی شناخته شده و افزون بر حکم اخلاقی رذیلت،(انبیاء، ایه ۷۴) حکم قانونی عمل مجرمانه بر آن بار شده است و هر کسی این عمل را مرتکب شود به عنوان مجرم شناخته و مجازات می شود. این مجازات از تعزیر و ایذاء هشتاد ضربه تازیانه تا حکم اعدام بر مجرمان ثابت می شود.(نساء، ایات ۱۵ و ۱۶؛ المیزان،‌ج ۴، ص ۲۵۰ ؛ مجمع البیان، ج ۳ و ۴، ص ۳۵)

خداوند در آیات ۳۱ تا ۳۴ سوره ذاریات و ۵۷ تا ۵۹ سوره حجر به صراحت عمل لواط را عمل مجرمانه دانسته و قوم لوط را به عنوان قوم مجرم معرفی می کند. قوم لوط به سبب همین گناه و جرم، با بارانی از سنگ های آسمانی کیفر و عذاب می شوند و به هلاکت می رسند.(حجر، آیات ۶۷ تا ۷۹)

زمینه های رفتارهای جنسی نادرست

این گونه رفتارهای جنسی نامتعارف در انسان ها به اسباب و عللی رخ می دهد؛ زیرا انسان به طور طبیعی و فطری گرایشی به این گونه رفتارها ندارد؛ از این روست که اکثریت مردم به چنین اموری گرایش نداشته و آن را زشت و ناپسند می دانند.

بنابراین می بایست در گرایش برخی به سوی این رفتارهای نابهنجار، زشت و ناپسند، به علل و عوامل بیرونی توجه یافت. قرآن خود به تحلیل و تبیین علل و عواملی که موجب گرایش به زشتکاری می شود، پرداخته و آن ها را در آیاتی بیان کرده است.

از نظر قرآن ریشه بسیاری از رفتارهای پرخطر، زشت و نابهنجار را می بایست در جهل و نادانی مردمان جست. جهل معانی چندی دارد که از آن جمله هر آن چیزی است که به خلاف حلم و عقل باشد. انسان ها به طور طبیعی دارای خرد هستند و آن را به کار می گیرند. عقل نیز به طور طبیعی گرایش به خیر و کمالات داشته و از هر آن چیزی که سد راه شناخت و عمل به خیر و کمال باشد، پرهیز می کنند؛ اما کسانی که عقل خویش را دفن کرده و آن را به کار نمی گیرند، دچار رفتارهای ضد کمالی می شوند که از آنان به نابخردان، جاهلان و سفیهان یاد می شود.

سیر طبیعی حرکت جوهری انسان، بهره گیری از خرد و خردورزی است. این گونه است که در یک فرآیندی انسان ها به رشد می رسند و عنوان رشید بر آنان اطلاق می شود. اما کسانی که بر خلاف جریان طبیعی حرکت می کنند و اجازه بلوغ و فعلیت یابی خرد و عقل را نمی دهند،‌ انسان های غیر رشید می باشند. خداوند در آیات ۷۷ و ۷۸ سوره هود بیان می کند که قوم لوط، انسان های غیر رشیدی بودند. از این روست که حضرت لوط(ع) در جست و جوی مردی رشید در میان قوم می باشد. در این ملتی که باشگاه منکرات راه انداخته و به هم جنس گرایی وضعیت قانونی داده بودند، حتی یک انسان رشید و خردمندی یافت نمی شد تا به مخالفت با این رفتار ضد هنجاری آنان بپردازد.

عامل دیگری که موجب هم جنس گرایی می شود و افراط در این حوزه را سبب می گردد، شهوت پرستی است. شهوت پرستی مانند دنیا پرستی به معنای هدف قراردادن شهوت در زندگی است. به این که یک امر طبیعی و ابزاری به عنوان یک هدف جایگزین اهداف واقعی مانند خدایی شدن و کمال یابی شود. اگر انسان ابزاری را هدف قرار دهد، در حقیقت گمراه است. به هر حال شهوت پرستی به معنای جایگزین سازی ابزار به جای هدف از مهم ترین عوامل سقوط انسان و رفتارهای نامتعارف جنسی است که خداوند در آیات ۸۰ و ۸۱ سوره اعراف به آن توجه می دهد. شهوت پرستی زمانی رخ می دهد که انسان در پاسخ گویی به یک نیاز طبیعی راه افراط و اسراف را در پیش گیرد(ذاریات، آیه ۳۴) در این صورت است که پاسخ گویی در حد اسراف و افراط به آن موجب می شود که انسان از طرق عادی دیگر اشباع نشود و در جست و جوی راهی برای ارضای بیش تر و بهتر بر آید. همین عدم ارضای از طرق عادی موجب می شود تا راه های نامتعارفی را جست و جو کند. چنین شخصی مانند کسی است که هر چه بیش تر از آب شور می نوشد، به جای رفع عطش، تشنگی بیش تری به دست آورد.

رفاه طلبی و سرمستی از دیگر عوامل گرایش به هم جنس بازی است. اصولا افراط گرایی و اسراف موجب می شود تا انسان به جای رفتارهای هنجاری به رفتارهای نابهنجار رو آورد، زیرا رفتارهای هنجاری او را ارضاء و اشباع نمی سازد.(حجر، ایات ۶۱ تا ۷۲)

تجاوز از حدود و قوانین طبیعی و هنجاری از دیگر عوامل، هم جنس گرایی می باشد. خداوند در آیاتی از جمله ۸۰ و ۸۱ سوره اعراف و ۱۶۰ تا ۱۶۶ سوره شعراء، تجاوزگری از حدود را زمینه ساز ارتکاب لواط و دیگر رفتارهای جنسی غیر متعارف از جمله مساحقه بر می شمارد. بنابراین هشدار می دهد که از این گونه رفتار پرهیز کرده تا در دام تباهی وهلاکت نیافتد.

خداوند به انسان ها هشدار می دهد برای آن که در دام رفتارهای جنسی نامتعارف و مجرمانه گرفتار نشوند، به خدا ایمان آورده و برای هستی و افرینش حکمت و هدفی والا را بشناسند و بدان سو با راهنمایی آموزه های وحیانی و پیامبران حرکت کنند. بنابراین، کسانی که در مسیر حقیقت آفرینش حرکت می کنند هرگز گرفتار رفتارهای نابهنجار و مجرمانه ای چون لواط و مساحقه نمی شوند و از این گونه رفتارها پرهیز می کنند.(شعراء، ایات ۱۶۰ تا ۱۷۴)

هم چنین می بایست به تقوای عقلانی که بر اساس فطرت و طبیعت بشر است، توجه خاص داشت؛ زیرا تقوای فطری و طبیعی موجب می شود تا انسان از هر گونه گرایش به این گونه رفتارهای زشت و پلید پرهیز کند؛ چرا که طبیعت فطری بشر از این گونه رفتارها پرهیز دارد و آن را ناخوش و ناپسند می شمارد و از آن اشمئزاز دارد. مهم ترین مانع در سر راه بسیاری از رفتارهای نابهنجار و زشت را می بایست در تقوای بشر جست.(حجر، آیات ۶۱ تا ۶۹)

در همین چارچوب می بایست به عقل رشید و مبتنی بر آموزش و پرورش فطری و طبیعی به عنوان مهم ترین مانع در سر راه این گونه گرایش ها و رفتارها اشاره کرد. ما پیش از این به این نکته اشاره کردیم و گفتیم که از آیات ۷۷ و ۷۸ سوره هود به دست می اید که انسان عاقل و رشیدی که بر اساس فطرت و طبیعت سالم رشد کرده و به بلوغ رسیده است، به طور طبیعی گرایشی جز به راه های طبیعی ارضای خواسته های غریزی ندارد و نسبت به هر گونه رفتارهای نامتعارف جنسی واکنش منفی نشان می دهد و از آن بیزاری می جوید.

به هر حال، انسانهایی که دارای شخصیت سالم و عقل ، فطرت و قلب سلیم هستند، از هر گونه رفتارهای غیر متعارف جنسی پرهیز می کنند و تنها بر اساس روش های طبیعی و قانونی به پاسخ گویی نسبت به نیازهای جنسی خود اقدام می کنند.

پیوست : ازدواج در روایات( می توان از این روایات در این بحث استفاده کرد.)

۱- تاثیر ازدواج

قال رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم:اذا تزوج الرجل احرز نصف دینه.

کسى که ازدواج کند، نصف دینش را حفظ کرده است.

مستدرک الوسائل، ج ۱۴، ص۱۵۴٫

۲ -ازدواج در هنگام تنگدستى

قال الامام الصادق علیه السلام:من ترک التزویج مخافه الفقر فقد اساء الظن بالله-عز و جل-، ان الله- عز و جل – یقول: «ان یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله.» (۲)

هر کس از ترس فقر ازدواج نکند نسبت‏ به لطف خداوند بدگمان شده است. چرا که خداوند مى‏فرماید: اگر آنان فقیر باشند خداوند از فضل و کرم خود بى نیازشان مى‏کند.

هر که با زنى به خاطر مالش ازدواج کند، خداوند او را به مال وى واگذار مى‏کند، و هر که با او به خاطر جمال و زیبائى‏اش ازدواج نماید، در او چیزى را که خوشایند او نیست، خواهد دید، و هر که با وى به خاطر دینش ازدواج کند، خداوند تمامى این مزایا را براى او جمع مى‏کند.

من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۲۵۱

۳ -ازدواج رحمت است

قال النبى صلى الله علیه و آله و سلم:یفتح ابواب السماء بالرحمه فى اربع مواضع: عند نزول المطر، و عند نظر الولد فى وجه الوالدین، و عند فتح باب الکعبه، و عند النکاح.

درهاى رحمت آسمانى در چهار وقت گشوده می‏شود:۱- موقع بارش باران.۲- زمانى که فرزند به چهره پدر و مادرش مى‏نگرد.۳- هنگام گشوده شدن در کعبه.۴- هنگام برپایى مراسم عقد و عروسى.

بحار الانوار، ج ۱۰۳، ص ۲۲۱

۴ -آفات بى همسرى

قال رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم:اکثر اهل النار العزاب.

بیشترین اهل جهنم انسانهاى بى همسرهستند.

من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۲۵۱

۵ -تلاش در ازدواج بى همسران

عن الصادق علیه السلام قال:من زوج اعزبا کان ممن ینظر الله- عز و جل-الیه یوم القیامه.

کسى که مجردى را تزویج کند و امکان ازدواج او را فراهم نماید از کسانى است که در قیامت‏ خداوند به آنان نظر لطف مى‏کند.

وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۴۵

۶-در سایه عرش

قال موسى بن جعفر علیه السلام:ثلاثه یستظلون یظل عرش الله یوم القیامه، یوم لا ظل الا ظله: رجل زوج اخاه المسلم او اخدمه او کتم له سرا.

سه دسته در روز قیامت، روزى که سایه و پناهى جزء سایه خداوند نیست، در سایه و پناه خدا هستند:۱- مردى که زمینه ازدواج برادر مسلمانش را آماده نماید.۲- مردى که (به برادر مسلمانش خدمت کند.)۳- کسى که سر برادر مسلمانش را بپوشاند.

وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۴۶

۷ -منظور نظر حق

قال الامام الصادق علیه السلام:اربعه ینظر الله الیهم یوم القیامه:من اقال نادما او اغاث لهفان او اعتق نسمه او زوج عزبا.

چهار کس در قیامت مورد نظر پروردگارند:۱-آنکه چون طرف معامله پشیمان شود، معامله را برگرداند.۲- کسى که غم از دلى برگیرد.۳- کسى که برده‏اى را آزاد کند.۴- کسى که بى همسران را به ازدواج درآورد.

وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۴۶

۸ -بهترین وساطت

قال امیرالمؤمنین على علیه السلام:افضل الشفاعات ان تشفع بین اثنین فى نکاح یجمع الله بینهما.

از بهترین شفاعتها، شفاعت‏ بین دو نفر در امر ازدواج است تا اینکه خداوند آنان را مجذوب یکدیگر گرداند.

تهذیب، ج ۷، ص ۴۰۵، وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۴۵

۹ -ازدواج با دینداران

عن النبی صلى الله علیه و آله و سلم قال:من تزوج امراه لمالها وکله الله الیه، و من تزوجها لجمالها راى فیها ما یکره، و من تزوجها لدینها جمع الله له ذلک.

هر که با زنى به خاطر مالش ازدواج کند، خداوند او را به مال وى واگذار مى‏کند، و هر که با او به خاطر جمال و زیبائى‏اش ازدواج نماید، در او چیزى را که خوشایند او نیست، خواهد دید، و هر که با وى به خاطر دینش ازدواج کند، خداوند تمامى این مزایا را براى او جمع مى‏کند.

وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۳۱

۱۰ -دیدار قبل از وصلت

عن الصادق علیه السلام قال:لا باس بان ینظر الرجل الى المراه اذا اراد ان یتزوجها. ینظر الى خلفها و الى وجهها.

مانعى ندارد که مرد قامت و صورت زنى را که قصد ازدواج با او دارد، ببیند.

وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۸۸

۱۱ -دیدار عروس و داماد قبل از ازدواج

عن محمد بن مسلم قال: سالت ابا جعفر علیه السلام‏عن الرجل یرید ان یتزوج المراه، اینظر الیها؟ قال: نعم انما یشتریها باغلى الثمن.

محمد بن مسلم مى‏گوید: از امام باقر علیه السلام پرسیدم:مردى که مى‏خواهد با زنى ازدواج کند آیا حق دارد او را ببیند؟امام علیه السلام فرمود: آرى، چون در برابر آن بهاى سنگینى مى‏پردازد.

وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۸۸

۱۲ -سؤال از اوصاف

قال على علیه السلام:اذا اراد احدکم ان یتزوج فلیسال عن شعرها کما یسال عن وجهها فان الشعر احد الجمالین.

هر وقت ‏یکى از شما، بخواهد، ازدواج کند، از اوصاف موى سر زن نیز سؤال کند همچنانکه از چگونگى رخسار او مى‏پرسد. چون که موى زن یکى از دو زیبایى (مو و صورت) اوست.

من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۲۵۴

۱۳ -خواستگار مذهبى و خوش اخلاق

قال الامام الرضا علیه السلام:اذا خطب الیک رجل رضیت دینه و خلقه فزوجه و لا یمنعک فقره و…

هنگامى که مردى از شما خواستگارى کرد که از دین و اخلاق او راضى بودید به ازدواج با او رضایت دهید. و مبادا فقر او ترا از این رضایت‏باز دارد و…

میزان الحکمه، ج ۴، ص ۲۸۰

۱۴ -داماد هم شان

قال النبی صلى الله علیه و آله و سلم:اذا جائکم الاکفاء فانکحوهن و لا تربصوا بهن الحدثان.

وقتى که اشخاص هم شان به خواستگارى دختران شما آمدند، به آنها دختر دهید و در کار آنها منتظر حوادث نباشید.

نهج الفصاحه، ص ۳۷، ح ۱۹۳

۱۵ -عروس شایسته

قال رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم:ما استفاد امرء فائده بعد الاسلام افضل من زوجه مسلمه تسره اذا نظر الیها، تطیعه اذا امرها و تحفظه اذا غاب عنها فى نفسها و ماله.

پس از اسلام، هیچ نعمتى براى مرد بهتر از زن مسلمانى نیست که هر گاه به او بنگرد، مسرورش کند و هر گاه به او فرمان دهد، اطاعتش نماید و در غیاب او حافظ ناموس و مالش باشد.

من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۲۵۵

۱۶ -دقت در انتخاب

قال الامام الصادق علیه السلام:انما المراه قلاده فانظر ما تتقلد.

زن همانا گردنبندى است، نیک بنگر که چه گردنبندى را به گردنت آویزان مى‏کنى.

وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۳۳

۱۷ -وصلت نکردن با خانواده ناشایست

عن النبى صلى الله علیه و آله و سلم قال:ایاکم و خضراء الدمن، قیل: یا رسول الله و ما خضراء الدمن؟ قال: المراه الحسناء فى منبت السوء.

بپرهیزید از سبزه‏هایى که در مزبله مى‏روید. عرض شد: یا رسول الله! سبزه‏هایى که در مزبله مى‏روید چیست؟ حضرت صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: زن زیبایى که در خانواده پست و ناشایست ‏پرورش یافته باشد.

من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۲۵۶، مکارم الاخلاق، ص ۲۰۵

۱۸ -ازدواج با دوشیزگان

قال رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم:تزوجوا الابکار فانهن اعذب افواها و ارتق ارحاما و اسرع تعلما و اثبت للموده.

با دختران باکره ازدواج کنید زیرا که دهان آنان شیرین و رحمشان مناسبتر است و زود چیزى را یاد مى‏گیرند و محبتشان پایدارتر است.

بحار الانوار، ج ۱۰۳، ص ۲۳۷

۱۹ -رضایت داماد

سئل عن الصادق علیه السلام:انى ارید ان اتزوج امراه و ان ابوى اراد غیرها. قال: تزوج التى هویت ودع التى هوى ابواک.

من مى‏خواهم با زنى ازدواج کنم ولى پدر و مادرم مایلند با دیگرى ازدواج کنم. امام علیه السلام فرمود: با زنى که خودت مایل هستى ازدواج کن، و زنى را که پدر و مادرت [بدون رضایت تو] انتخاب کرده‏اند، رها کن.

تهذیب، الاحکام، ج ۷، ص ۳۹۲

۲۰ -سهولت ‏خواستگارى

قال رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم:ان من یمن المراه تیسیر خطبتها.

از نشانه‏هاى برکت زن آن است که خواستگاریش بى تکلف و آسان انجام گیرد.

کنز العمال، ج ۱۶، ص ۳۲۲، ح ۴۴۷۲۱

۲۱ -آداب خواستگارى

قال النبی صلى الله علیه و آله و سلم:لا یخطب احدکم على خطبه اخیه.

هیچ یک از شما زنى را که دیگرى خواستگارى مى‏کند، خواستگارى نکند. [تا اینکه با او ازدواج کند و یا اینکه منصرف شود. اگر منصرف شد خواستگاریش بلامانع است.]صحیح مسلم، ج ۲، ص ۱۰۳۴، ح ۵۶

۲۲ -خواستگار شرابخوار

قال رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم:شارب الخمر لا یزوج اذا خطب.

شرابخوار اگر تقاضاى ازدواج کرد قبول نکنید.

وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۷۹

۲۳ -مراسم عروسى در شب

قال الامام الرضا علیه السلام:من سنته [رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم]التزویج باللیل، لان الله تعالى جعل اللیل سکنا و النساء انما هن سکن.

مراسم عروسى در شب، سنت پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله و سلم است، چرا که خداوند شب را مایه آرامش قرار داده و زن هم آرامش خاطر است.

وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۹۱

۲۴ -سور عروسى

قال النبى صلى الله علیه و آله و سلم:لا ولیمه الا فى خمس: عرس او خرس او عذار او وکار او رکاز.

سور و ولیمه در پنج مورد است:۱- عروسى ۲- تولد اولاد ۳- ختنه کردن نوزاد ۴- خریدن خانه ۵- بازگشت از سفر مکه.

من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۲۶۳

۲۵ -ولیمه در عروسى

قال الامام الصادق علیه السلام:ان رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم حین تزوج میمونه بنت الحارث اولم علیها و اطعم الناس الحیس.

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و سلم در هنگام تزویج «میمونه‏» دختر «حارث‏» ولیمه داد و با غذاى معجون خرما از حاضرین پذیرایى فرمود.

فروع کافى، ج ۵، ص ۳۶۸٫

۲۶ -طعام دادن در عروسى

قال رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم:ان من سنن المرسلین الاطعام عند التزویج.

سور دادن و اطعام در ازدواج، از سنت پیامبران است.

فروع کافى، ج ۵،ص ۳۶۷

۲۷ -برترین زنان امت

قال رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم:افضل نساء امتى اصبحهن وجهان و اقلهن مهرا.

بهترین زنان امت من زنانى هستند که خوشروتر و مهریه ایشان کمتر باشد.

من لایحضره الفقیه، ج ۳، ص ۲۵۲

۲۸ -کمى مهریه برکت زن

قال الامام الصادق علیه السلام:ان من برکه المراه قله مهرها.

از برکات زن کمى مهریه اوست.

من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۲۵۴

۲۹ -سنگینى مهریه

قال امیرالمؤمنین على علیه السلام:لا تغالوا بمهور النساء فتکون عداوه.

مهریه زنها را سنگین نگیرید که موجب کدورت و دشمنى گردد.

وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص ۱۱

۳۰ -جهیزیه بى منت

قال رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم:لو ان جمیع ما فى الارض من ذهب و فضه حملته المراه الى بیت زوجها ثم ضربت على راس زوجها یوما من الایام، تقول: من انت؟ انما المال مالى، حبط عملها و لو کانت من اعبد الناس الا ان تتوب و ترجع و تعتذر الى زوجها.

اگر تمام چیزهایى که در روى زمین از طلا و نقره وجود دارد و زن آنها را به خانه شوهرش بیاورد. آنگاه یک روز از روزها بر سر شوهرش منت‏بگذارد و بگوید تو کیستى؟ این اموال مال من است. در این صورت اجر و عمل زن از بین مى‏رود اگر چه از عابدترین مردم باشد. مگر اینکه توبه کند و برگردد و از شوهرش عذرخواهى کند.

مکارم الاخلاق، باب ۸، ص ۲۰۲

۳۱ -مهریه چیست؟

عن ابى جعفر علیه السلام قال:الصداق ما تراضیا علیه من قلیل او کثیر فهذا الصداق.

مهریه همان چیزى است که طرفین بر آن توافق مى‏کنند، کم باشد یا زیاد.

فروع کافى، ج ۵، ص ۳۷۸

۳۲ -ندادن مهریه

عن ابى عبدالله علیه السلام قال:من امهر مهرا ثم لا ینوى قضاءه کان بمنزله السارق.

کسى که مهریه‏اى (براى زن قرار دهد) و قصدش این باشد که به او ندهد او همانند دزد است.

فروع کافى، ج ۵، ص، ۳۸۳٫

۳۳ -خانه دوست داشتنى

قال الامام الصادق علیه السلام:ان الله یحب البیت الذی هو العرس.

خداوند خانه‏اى را که در آن عروسى انجام گرفته، دوست مى‏دارد.

وسائل الشیعه، ج ۲۲، ص ۷

هنگامى که مردى از شما خواستگارى کرد که از دین و اخلاق او راضى بودید به ازدواج با او رضایت دهید. و مبادا فقر او ترا از این رضایت‏باز دارد و…

۳۴ -بیدارى در شب عروسى

قال رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم:لا سهر الا فى ثلاث: متهجد بالقرآن، او فى طلب العلم، او عروس تهدى الى زوجها.

شب بیدارى روا نیست، مگر در سه مورد:۱-تلاوت قرآن.۲-تحصیل علم.۳-بردن عروس به خانه داماد.

وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۹۲

۳۵ -بدرقه عروس

امر النبی صلى الله علیه و آله و سلم بنات عبدالمطلب و نساء المهاجرین و الانصار: ان یمضین فى صحبه فاطمه علیها السلام و ان یفرحن و یرجزن و یکبرن و یحمدن و لا یقلن ما لا یرضى الله.

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و سلم امر فرمود، دختران عبدالمطلب و زنان مهاجر و انصار در شب عروسى حضرت فاطمه علیها السلام به همراه او بروند و شادى کنند، شعر و سرود بخوانند، تکبیر و حمد بگویند. و از گفتن حرفهایى که خدا بدان راضى نیست، بپرهیزند.

مستدرک الوسائل، ج ۱۴، ص ۱۹۸

۳۶ -زفاف و مهمانى

عن الصادق علیه السلام قال:زفوا عرائسکم لیلا و اطعموا ضحى.

مراسم عروسى را در شب و مهمانى را در روز انجام دهید.

من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۲۶۲

۳۷ -دعاى شب زفاف

قال الصادق علیه السلام:اذا دخلت علیک اهلک فخذ بناصیتها و استقبل بها القبله و قل: اللهم… فان قضیت لى منها ولدا فاجعله مبارکا سویا.

چون همسرت به خانه تو آمد، دست‏بر پیشانیش بگذار، و رو به قبله‏اش برگردان و [دعا کن و] بگو: خداوندا!… اگر از این همسرم، فرزندى براى من تقدیر نمایى، فرزند مبارک و سالم عنایت فرماى.

من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۲۶۳

۳۸ -هفته عروسى

سئل عن ابى عبدالله علیه السلام فى الرجل یتزوج البکر، قال:یقیم عندها سبعه ایام.

از امام صادق علیه السلام سؤال شد در مورد مردى که با دختر باکره‏اى ازدواج مى‏کند، امام علیه السلام فرمود:شوهر یک هفته در پیش او باشد.

وسائل الشیعه، ج ۲۱، ص ۳۳۹

۳۹ -آب دادن زن به شوهر

قال الامام الکاظم علیه السلام:ما من امراه تسقى زوجها شربه من ماء الا کان خیرا لها من عباده سنه.

هر زنى که به شوهرش قدرى آب آشامیدنى بدهد، پاداش آن از عبادت یک ساله بالاتر است.

وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۱۷۲

۴۰ -محبت ‏به زن

قال الامام الصادق علیه السلام:العبد کلما ازداد للنساء حبا ازداد فى الایمان فضلا.

هر چه محبت مرد بر زن بیشتر گردد، بر فضیلت ایمانش افزوده مى‏شود.

من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص۲۵۱