عوامل حسرت ابدی از نظر قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم

حسرت در فارسی به معناى دریغ، افسوس، تأسّف و غصّه خوردن از چیزى است که از دست رفته است که به دنبال آن شخص گرفتار ندامت و پشیمانى از آن فقدان از دست رفته می شود و بر آن است تا اگر می شود، جبران کند و چیز از دست رفته از زن و مال و دنیا و آخرت و مانند آن ها را باز ستاند.

در حقیقت، حسرت، حالتی است انسان در هنگام مواجه شدن با حقیقت و واقعیتی بدان گرفتار می شود و در می یابد فرصت از دست رفته است و آن چه که بدان نیاز دارد غیر قابل دست یافتنی است. از آن جایی که حسرت هماره نسبت به چیزهایی است که می توانست داشته باشد و اینک ندارد، خود را در از دست دادن آن «مقصر» می یابد و با ابراز پشیمانی و ندامت بر آن است تا به جبران مافات بپردازد و به شکلی از دست رفته را به دست آورد. بنابراین، می بایست گفت که حسرت هماره پشیمانی را به دنبال خواهد داشت؛ زیرا انسان نسبت به چیزی که بیرون از اراده و قوت و قدرت خویش باشد، حسرت نمی خورد و ابراز پشیمانی نمی کند؛ بلکه نسبت به چیزی حسرت می خورد و پشیمان می شود که «می توانست و نکرد». پس شخصی که گرفتار حسرت است می داند که دارای «توانایی» داشتن چیز و حفظ آن را داشته است، ولی به قصور یا تقصیر آن را از دست داده است.

از نظر آموزه های وحیانی، قرآن، روز قیامت «یوم الحسره» است؛ زیرا آن روز آشکار می شود که انسان چه «فرصت های بی بدیلی» را از دست داده است و چیزی برای خویش یا نیاورده یا کم آورده است؛ زیرا روز قیامت، «روز حسابرسی اعمال» است، نه روز «اعمال»؛ چنان که امیرمومنان امام علی(ع) می فرماید: وَ إِنَّ الْیَوْمَ عَمَلٌ وَ لَا حِسَابَ وَ غَداً حِسَابٌ وَ لَا عَمَلَ؛ امروز دنیا، زمان عمل است و باز خواستى نیست، و فردای قیامت، روز باز خواست است و عملى در آن میسّر نیست.(نهج البلاغه، خطبه ۴۲)

این که قیامت روز حسرت است؛ به دلیل آن است که انسان سرمایه های وجودی عمر خویش را که همه چیز برای دست یابی به تمامیت کمالات فراهم است(عصر، آیات ۱ تا ۳)، در معامله دنیا می بازد و سرمایه گذاری را در اموری انجام می دهد که «شکوفه های بی میوه»(طه، آیه ۱۳۱) است. پس زمانی که می بایست به میوه دهی برسد و از میوه آن بهره مند شود، می بیند که میوه ای بر شاخسار عملش نیست و این گونه «سرمایه نقد» را به ازای لذت دو روزه بهره مندی از زیبایی های دروغین حیات دنیوی و «شکوفه های بی بار» آن، برباد داده است.

البته از نظر قرآن، اهل حسرت، خود را «عالمانه و عامدانه» به چنین خسران و زیانی سنگین و غیر قابل جبرانی دچار و گرفتار کرده است؛ زیرا با آن که برایش حقیقت زندگی دنیوی و بی ارزشی آن نسبت به آخرت روشن است، با این همه دنبال خوشی و زیبایی دو روزه دنیا از «زندگی ابدی» خویش در آخرت «غافل» می شود؛ زیرا «غفلت» به معنای نادیده گرفتن چیزی است که در برابرش است، ولی شخص چنان خود را سرگرم اموری پس می کند که از آن امور مهم و اهم غافل می شود و آن را نمی بیند. از همین روست که خدا برای بیداری و هوشیاری اهل غفلت به پیامبرش فرمان می دهد تا «انذار و هشدار» دهد و آنان را از آن روز حسرت آگاه سازد و از خواب غفلت بیدار نماید. خدا می فرماید: وَأَنْذِرْهُمْ یَوْمَ الْحَسْرَهِ إِذْ قُضِیَ الْأَمْرُ وَهُمْ فِی غَفْلَهٍ وَهُمْ لَا یُؤْمِنُونَ؛ و آنان را از روز حسرت بیم ده! آنگاه که داورى انجام گیرد، و حال آنکه آنها اکنون در غفلت هستند، و سر ایمان آوردن ندارند.(مریم، آیه ۳۹)

عوامل حسرت از نظر قرآن

از نظر قرآن، سرگرمی به اموری از دنیا موجب می شود تا انسان گرفتار حسرت ابدی شود؛ زیرا این امور موجب غفلت انسان از حقیقت زندگی و فلسفه آن می شود و انسان را در سبک زندگی به اموری سوق می دهد که بر خلاف اهداف و فلسفه زندگی دنیوی است. اگر زندگی دنیوی مقدمه و هم چون کشتزار آخرت است، پس هر کسی بر سر سفره اعمال خودش می نشیند. البته باید توجه داشت که بهشت و دوزخ هر کسی همان اعمالش است و اگر چنین است، کسی که حتی در بهشت های هشتگانه اصلی در هر بهشتی قرار گیرد، از همان لذت می برد؛ زیرا بیش از این قدرت و قوت درک لذت بالاتر را ندارد.

از جمله مهم ترین عوامل حسرت می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. کفر کافران: از نظر قرآن، کفر از مهم ترین عواملی است که کافران را در روز قیامت دچار حسرت ابدی می کند در حالی که توانایی برگشتی ندارند؛ زیرا دیگر نه دنیایی مانده است و نه اجازه بازگشتی برای جبران.(کهف، آیه ۶ ؛ فاطر، آیه ۸؛ زمر، آیات ۵۶ تا ۵۹؛ حاقه، آیات ۴۹ و ۵۰) از نظر قرآن کافران وقتی در قیامت با حقایقی از جمله حقانیت رسالت پیامبران و کتب الهی از جمله قرآن(احزاب، آیات ۶۴ و ۶۶؛ حاقه، آیات ۴۹ و ۵۰)، مسخره کردن پیامبران و مومنان (زمر، آیات ۵۶ تا ۵۹) و بی ایمانی(حجر، آیه ۲) و نداشتن کارهای نیک(اعراف، آیات ۵۰ و ۵۳؛ فاطر، آیات ۳۶ و ۳۷) و عدم بهره مندی از شفاعت شافعان(اعراف، آیات ۵۰ و ۵۳) مواجه می شوند، حسرتی می خورند که قابل توصیف نیست؛ آن گاه خواهان بازگشت می شوند تا دیگر کفر نورزند و به گونه ای دیگر عمل کنند، ولی چنین چیزی شدنی نیست.( زمر، آیات ۵۶ تا ۵۹)
  2. ضلالت گمراهان: حسرت گمراهانِ غوطه‌ور در جهل مرکّب در قیامت، چنان است که حتی از همنشینى با شیطان خود را در شرایط عذاب آوری می بینند و دوست ندارند «قرین» و هم نشین با او باشند؛ در حالی که چاره ای برای خودشان نگذاشته اند؛ زیرا در دنیا هم نشین او بودند و اینک در دوزخ این هم نشینی به شکل ابدی و عذاب آور ادامه می یابد.(زخرف، آیات ۳۶ و ۳۸)
  3. شرک مشرکان: شرک از نظر قرآن، از مصادیق «ظلم عظیم» است که انسان نسبت به پروردگار جهانیان دارد.(لقمان، آیه ۱۳) بنابراین، مشرکان خود را در قیامت چنان در شرایط سختی می یابند که دوست دارند از آن رهایی یابند و پشیمان هستند که چرا شرک ورزیدند و به جای توحید مشرک بودند(شعراء، آیات ۹۲ تا ۱۰۲)؛ زیرا آنان هم چنین خود را در شرایطی می بینند که نمی توانند از شفیعان واقعی بهره مند ببیند، در حالی که در دنیا گمان می کردند که آن چه بدان شرک می ورزند می تواند شفیعان آنان در دنیا و آخرت باشد. این گونه است که آنان دچار حسرت ابدی می شوند که کاری از دست آنان نیز بر نمی آید.(شعراء، آیات ۹۲ تا ۱۰۲)
  4. نفاق منافقان: نفاق از نظر قرآن، بدتر از کفر است؛ زیرا کافر مرز خویش را با مومن مشخص کرده است؛ اما منافق با دروغگویی و نهان کردن کفر خویش در میان مومنان زیست می کند و «فتنه ها» بر افروزد و امت را دچار بلایا و گرفتارهای بسیار می کند و حتی رهزن دین و ایمان مردم می شود.(بقره، آیات ۷ تا ۱۵) از همین روست که منافقان در پایین ترین و پست ترین درکات دوزخ سقوط می کنند.(نساء، آیه ۱۴۵) از نظر قرآن، حسرت منافقان در دنیا و آخرت خواهد بود و حتی آنان در همین دنیا از بى‌اعتنایى مؤمنان به توطئه‌هاى تبلیغاتى منافقان(آل عمران، آیه ۵۶؛ مجمع‌البیان، ج ۱ – ۲، ص ۸۶۷) و محرومیّتشان از غنایم جنگى(نساء، آیات ۷۲ و ۷۳) گرفتار حسرت و ندامت می شوند؛ چه رسد که حقایق هستی چنان که هست آشکار می شود و ایشان در هنگام مرگ مواجه با از دست رفتن و مال و فرزند خویش می شوند و نمی توانند به سادگی جان دهند و از تعلق و متعلق رهایی یابند(توبه، آیه ۵۵) چنان که در می یابند همه اندیشه ها و عقاید و افکارشان درباره زندگی و ارزش های آن باطل بوده است؛ ولی دیگر فرصتی ندارند و نمی توانند جبران کنند. این گونه است که دچار حسرت ابدی می شوند.(آل عمران، آیه ۱۵۶)
  5. ظلم ظالمان: کسانی که در زندگی دنیوی نسبت به خدا ظلم کفر و شرک و نسبت به مردم انواع و اقسام ظلم ها را اعمال کرده اند، در هنگام قیامت در می یابند که چه ظلم بزرگی را به خودشان کرده اند و این ظلم آنان به خدا و خلق، چیزی جز ظلم به خودشان نبوده است؛ در حقیقت آنان گمان می کردند به خدا یا خلق ظلم روا می دارند، در حالی که آنان به خودشان ظلم روا می داشتند. این جاست که حقیقت ظلم به دیگران بر آنان آشکار می شود و خود را در بدترین خسران می یابند و می کوشند تا جبران کنند که شدنی نیست. این گونه است که دچار حسرت و ندامتی می شوند که سودی برای آنان ندارد. پس انگشت ندامت گزیدن در هنگام مواجه با عذاب اخروی برای ظالمان سودی به دنبال ندارد و موجب نجات یا ترحم خدا بر ایشان نمی شود.(انبیاء، آیات ۱۱ تا ۱۵ و ۴۶ و ۹۷ )
  6. طغیان طاغیان: از نظر قرآن، کسانی که به جای «اطاعت از خدا و رسول» به طاغیان رو آورده اند، وقتی با حقیقت اعمال خویش مواجه می شوند در می یابند که بدترین بازگشت را داشته اند و اعمالشان به سوی آنان به شکل همان حقیقتی در آمده است که توانایی مواجه شدن با آن را ندارند. در حالی که خود را در دنیا جزو ممتازان می دانستند و مومنان را «اشرار» قلمداد می کردند، می بینند که آنان در بهشت آرامش و آسایش و خود گرفتار انواع عذاب ها هستند؛ پس حسرت می خورند ولی هیچ سودی برای آنان ندارد؛ زیرا زمانی برای بازگشت وجبران نیست.(ص، آیات ۵۵ تا ۶۲؛ تفسیر التحریروالتنویر، ج ۱۳، جزء ۲۳، ص ۲۹۲) از نظر قرآن کسانی که به جای اطاعت از خدا و پیامبران به عصیان و طغیان مشغول شدند در روز قیامت گرفتار حسرت و ندامت خواهند شد.(بقره، آیات ۱۶۶ و ۱۶۷)
  7. جرم مجرمان: کسانی که بر خلاف قوانین عقل و نقل مرتکب انواع جرم و جنایت می شوند، وقتی با حقیقت اعمال خویش مواجه می شوند می خواهند از آن بگریزند و آن را جبران کنند که چنین شرایطی برای آنان فراهم نیست.(شعراء، آیات ۲۰۰ تا ۲۰۳؛ کهف، آیه ۴۹)
  8. اتراف مترفان: برخی از مردم به جای شکر عملی از نعمت و استفاده از آن در چارچوب فلسفه آفرینش، گرفتار بدمستی و خوشگذرانی می شوند و این گونه منابع اقتصادی جامعه را که قوام اجتماع بدان است(نساء، آیه ۵) تباه می سازند. خدا این گونه افراد خوشگذران و تباه کننده منابع اقتصادی را در قیامت به عملش مجازات می کند. این جاست که گرفتار حسرت می شوند که چرا از این منابع به درستی استفاده نکرده و به جای شکر نعمت کفران کرده اند؛ ولی این حسرت سودی برای آنان نخواهد داشت.(انبیاء، آیات ۱۳ و۱۴)
  9. غفلت غافلان: کسانی که از خدا و یادکرد آن غافل می شوند، در دنیا و آخرت زندگی سختی خواهند داشت تا جایی که هم نشینی با شیطان که عامل غفلت ایشان در دنیا است، در قیامت و دوزخ برایشان آزار دهنده خواهد بود.(زخرف، آیات ۳۶ و ۳۸) اصولا کسانی که سرگرم لعب و لهو زندگی دنیا می شوند و کاری برای آخرت خویش انجام نمی دهند، در روز قیامت گرفتار حسرت می شوند.(مریم، آیه ۳۹؛ فجر، آیات ۲۳ و ۲۴؛ انبیاء، آیه ۹۷)
  10. گناه گناهکاران: گناه به معنای انجام کارهایی است که عقل و نقل آن را منع کرده و اسلام آن را حرام دانسته است. روز قیامت گناهکاران وقتی با گناهان خویش مواجه می شوند دوست دارند که هر گز چنین کارهایی را انجام نداده بودند؛ زیرا این اعمال حقیقت وجودی و هویتی آنان را ساخته است و نمی توانند آن را از خود جدا سازند؛ این گونه است که حسرت می خورند که ای کاش در دنیا به جای گناه کار نیک و خیر و عمل صالح انجام داده بودند.(آل عمران، آیه ۳۰) انسان می بایست به جای گناه و کارهای زشت به کارهای نیک و خوب بپردازد تا از حسرت ابدی در امان ماند، اما کسانی که این گونه نبودند، گرفتار آثار کارهای زشت خویش خواهند شد و هرگز از آن آثار رهایی نیابند و دوزخی از اعمال زشت ایشان بر پا می شود که درون و برون آنان را می سوزاند و عذاب می دهد.(بقره، آیه ۱۶۷) به سخن دیگر، گناهکار با بی تقوایی خویش برای خویش دوزخ می سازد نه آن که دوزخ از جایی دیگر برایش آورده شود و او را در آن اندازند.(همزه، آیات ۱ تا ۹) این گناهکاران نابکار زمانی درخواست تقوا می کنند که دیگر فرصت از دست رفته است.(زمر، آیات ۵۶ و ۵۷)
  11. هم نشینی شیاطین: هم نشینان شیاطین در دنیا در قیامت گرفتار حسرتی می شوند که از آن رهایی ندارند؛ زیرا می بایست با زشت ترین و بدترین فرد هستی یعنی شیطان هم نشین شوند و از بوی گناهان و شیطنت او عذاب ببیند.(زخرف، آیات ۳۶ و ۳۸) کسانی که به جای خدا، خلقی چون شیطان را دوست گرفتند ناچارند با او باشند و از شرور او هرگز رهایی نیابند.(فرقان، آیه ۲۷ تا ۲۹)
  12. دنیاطلبی دنیاخواهان: همان طوری که برخی از دنیا طلبان با مواجه شدن بدبختی های هم فکران خویش گرفتار حسرت می شوند(قصص، آیات ۷۶ و ۷۹؛ قلم، آیات ۱۷ و ۳۱) هم چنین در آخرت گرفتار حسرت ابدی می شوند که چرا به جای آخرت گرایی و طلب سعادت ابدی دنبال دنیای ناپایدار رفته اند؛ یعنی در قیامت می فهمند که آن چه برای زندگی دنیوی داشتند برای آن بود که برای آخرت خویش کاری کنند، ولی آنان مال و فرزند را اصالت بخشیده و به دنبال مقام و منزلت و ثروت رفتند. این گونه است که در قیامت دست خالی هستند و چیزی در اختیار ندارند و خود را خوار و ذلیل می یابند؛ زیرا از مال و مقام و منزلت و امتیازات دنیوی چیزی نمانده است.(توبه، آیه ۵۵) در حقیقت از نظر قرآن، این امور از اسباب دنیوی است که در آخرت هیچ ارزشی ندارد و همانند حباب روی آب است که می ترکد و اثری جز حسرت و ندامت به جا نمی گذارد. این گونه است که همه اعمالشان به شکل «حسرات» برایشان جلوه می کند و هر چیزی را که در دنیا داشتند و امروز از آن چیزی باقی نمانده برایشان حسرت آور می شود؛ زیرا دست خالی هستند.(بقره، آیات ۱۶۶ و ۱۶۷) به سخن دیگر، از نظر قرآن، امور دنیوی اسبابی برای زندگی دنیا و انجام کارهایی است که بتوان با آن به نتایج اخروی رسید. این ها همانند نردبانی برای رفتن به پشت بام است، نه آن که این نردبان ها را جمع کرده و خود را به آن سرگرم نماید و هرگز به پشت بام نروید. داشتن میلیون ها نردبان بدون آن که از آن برای رفتن به پشت بام استفاده شود، چه سودی دارد؟!(همان) بنابراین، مال و ثروت و قدرت در قیامت می شود عامل حسرت کسانی که دنیاطلبی آنان را از آخرت طلبی دور داشت و به جای حرکت برای آخرت در روی پل نشستند و سرگرم آن شدند.(کهف، آیات ۳۲ تا ۴۵؛ توبه، آیه ۵۵؛ قصص، آیات ۷۶ تا ۷۹) همین مال دوستی بلکه مال پرستی موجب می شود که هرگز دست به کار خیر و نیک نزنند و به جای انفاق گرفتار بخل شوند تا جایی که وقتی با حقیقت انفاق مواجه می شوند از خدا می خواهند تا فرصتی اندک داده شود تا برای جبران هر چه دارند صدقه نمایند و از آثار صدقات و انفاقات بهره مند شوند و برای خویش سعادت ابدی را رقم زنند که البته دیگر دیر شده است.(منافقون، آیه ۱۰؛ زمر، آیات ۵۶ و ۵۸؛ قلم، آیات ۱۷ و ۳۱)