عوامل برخورداری از نعمت

بسم الله الرحمن الرحیم

نعمت هر چیزی است که انسان برای زندگی بدان نیاز دارد و مایه رفاه و خوشی و آسایش در زندگی می شود. برای روستاییان چارپایانی به ویژه گاو، گوسفند، بز و شتر از مهم ترین نعمت هایی است که بدان می تواند رفاه و آسایش خویش را تامین کنند؛ از همین روست که انعام به این چارپایان اطلاق می شود؛ اما این بدان معنا نیست که حقیقت نعمت همین چیزها باشد، بلکه چنان که گفته شد: «هر چیزی که نیازهای زندگی بشر را تامین کند و مایه رفاه و آسایش و خوشی باشد، نعمت است.»

البته این تعریف از نعمت برخاسته از نگرش مادیگرایانه است؛ زیرا تعریف و تفسیری که قرآن با بیان مصادیقی بی شمار از نعمت می دهد ، فراتر و گسترده تر از این تفسیر و تعریف فروکاهانه است؛ زیرا از نظر قرآن، «نعمت هر آن چیزی است که نیازهای آرامشی و آسایشی و سعادت انسان را تامین می کند». از همین روست که از نظر قرآن، افزون بر خوراکی ها و نوشیدنی ها، پوشیدنی ها، اسباب و اثاث آسایش و رفاهی زندگی، مهم ترین نعمتی که برای بشر است، همان نعمت ولایت و اسلام و قرآن و مانند آن ها است. از همین روست که در سوره حمد از نعمت «صراط مستقیم» و در آیه ۳ سوره مائده از نعمت «ولایت» که با اتمام و اکمال اسلام تحقق می یابد، سخن به میان آمده است؛ چرا که این ها مهم ترین عوامل سعادت ابدی انسان هستند و انسان با صراط مستقیم اسلام و ولایت است که به آرامش و آسایش ابدی دست می یابد.

از نظر قرآن، همه نعمت های دنیوی هر چند که تامین کننده بخشی از نیازهای آسایشی و آرامشی هستند، ولی برخی از آن ها هم چون اسلام و ولایت الهی از اهمیت بسیاری برخوردارند؛ زیرا تامین کننده سعادت ابدی انسان هستند. از همین روست که از انسان در آخرت درباره چگونگی بهره مندی از این نعمت ها بازخواست می شود؛ چنان که خدا می فرماید: ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ یَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِیمِ؛ سپس آن روز از آن نعمت بزرگ و مهم پرسش می شوند.(تکاثر، آیه ۸)

در حدیثی نقل شده است که یک روز «ابو حنیفه» خدمت امام صادق(علیه‌السلام) آمد و از معناى این آیه سوال کرد، حضرت به او فرمودند: «اى نعمان! نعیم در نزد تو چه معنایى دارد؟ ابو حنیفه گفت: مراد، قوت و غذاى انسان از طعام و آب و مانند آنها است.

حضرت فرمود: اگر خداوند تو را در روز قیامت، در برابر خود متوقف کند تا آن‌که از یکایک غذاهایى که خورده‌اى و از یکایک آشامیدنی‌هایى که نوشیده‌اى پرسش به عمل آورد، وقوف تو در پیش‌گاه او بسیار طولانی خواهد بود.

ابو حنیفه گفت: فدایت شوم، مراد از نعیم در نزد شما چیست؟ حضرت فرمودند: ما «اهل بیت» نعیم هستیم که خداوند به سبب ما نعمت خود را بر بندگان خود ارزانى داشته است و به برکت ما، بندگان خدا الفت گرفتند بعد از آن‌که با یکدگر اختلاف داشتند و به برکت ما خداوند بین دل‌هاى آنان مهر و عطوفت و محبت را ایجاد کرد و آنان را برادر یکدیگر قرار داد و به واسطه ما، خداوند آن‌ها را به اسلام هدایت کرد؛ و اسلام نعمتى است که جاویدان است».( مستدرک‏الوسائل، ج ۱۶، ص ۲۴۷.)

هم‌چنین نقل شده در مناظره دیگری بین آن دو، حضرت فرمودند: «می‌گویند: تو «نعیم» در این آیه را به طعام لذیذ و آب خنک در روز گرم تفسیر کرده‏‌اى؟ ابو حنیفه گفت: آرى؛ حضرت فرمودند: اگر مردى تو را به میهمانى خود بخواند و غذاى گوارایى به تو بدهد و آب خوش‌گوارى نیز به تو بنوشاند و پس از آن بر تو منّت گذارد؛ تو او را به چه چیزى نسبت می‌دهى؟ او گفت: به بخل نسبت می‌دهم.‏ حضرت فرمودند: آیا خداوند متعال بخل می‌ورزد؟ او گفت: بنابراین، معناى نعیم چیست؟ حضرت فرمودند: محبت ما اهل بیت است».( بحارالأنوار، ج ۱۰، ص ۲۲۱)

«ابراهیم بن عباس صَولى» می‌گوید: روزى در محضر امام رضا(علیه‌السلام) بودیم، آن حضرت فرمودند: در دنیا نعیم حقیقى وجود ندارد. بعضى از فقهایى که در محضر او بودند، گفتند: خداوند(عزوجل) می‌فرماید: «ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ یَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِیمِ» و البته منظور همین نعیم در دنیاست، و آن آب خوش‌گوار است.

حضرت رضا(علیه‌السلام) در حالی‌که صداى خود را بلند کردند، فرمودند: شما این‌طور تفسیر می‌کنید؟ بدانید که خداوند(عزوجل) از تفضّلى که به بندگان خود نموده است، پرسش نمی‌کند، و بر این کار منت نمی‌گذارد؛ و منت گذاردن در مقابل نعمتى که مخلوقان به هم می‌دهند، قبیح است تا چه رسد به این‌که به خداوند متعال نسبت داده شود؟

ولیکن نعیم، محبت و موالات ما اهل بیت است، که خداوند بعد از سوال از توحید و نبوّت از آن سوال می‌کند؛ زیرا چون بنده خدا به این مهم وفا کند، او را به بهشت و سعادتى می‌رساند که زائل شدنى نیست».( عیون‏ أخبارالرضا(ع)، ج ۲، ص ۱۲۹)

از نظر قرآن منشاء و خاستگاه همه نعمت های بی شماری که در اختیار بشر است، کسی جز خدا نیست(بقره، آیه ۴۰؛ نحل، آیه ۱۸؛ زمر، آیه ۴۹) و خدا همان طوری که انسان را جان داد، به او هر آن چیزی را داده است که بتواند زندگی کند که از جمله آن ها نعمت هایی است که مایه خوشی و آسایش اوست. این در حالی است که بیش ترین مردم و حتی برخی از خداباوران به سبب شرک به ویژه شرک در توحید فعل، گرفتار این هستند که نعمت را با منشاء عقل و علم و قدرت خویش می دانند(زمر، آیه ۴۹)، چنان که قارون بر این باور بود که هر چه از نعمت و ثروت دارد، برخاسته از علم و دانش اقتصادی اوست.(قصص، آیات ۷۶ تا ۷۸)

عوامل ایجادی و بقایی نعمت

از نظر قرآن، عواملی در ایجاد نعمت و نیز بقای آن نقش دارد؛ همان طوری که عواملی نیز در زوال نعمت نقش دارد که دانستن آنها می تواند کمک کند تا انسان در مسیر درست بیاندیشد و عمل کند.

با نگاهی به آموزه های وحیانی قرآنی می توان به دو دسته عامل اصلی ایجادی و بقایی نعمت اشاره کرد:

  1. نعمت هایی که بر اساس حکمت الهی به همه داده می شود؛ بنابراین، این دسته از نعمت ها هیچ ارتباطی به اعمال و کارهای انسانی چه خوب یا بد ندارد؛ زیرا در کتاب مبین الهی و لوح محفوظ برای هر چیزی مقدراتی مشخص شده که خوب و بد نصیب آن شخص می شود(حدید، آیات ۲۲ و ۲۳)؛
  2. نعمت هایی که بر اساس حکمت الهی سامان یافته، ولی اعمال انسانی در ایجاد و یا بقای آن نقش دارد؛ مانند نعمت گنج کودکان در داستان خضر و موسی علیهما السلام که به سبب اعمال نیک والدین به آنان رسیده است.(کهف، آیه ۸۲)

هم چنین از نظر قرآن، دو دسته عامل اصلی در زوال نعمت نقش دارد که عبارتند:

  1. زوال نعمت به سبب آن که حکمت الهی به آن تعلق گرفته است؛ زیرا یکی از آزمون های الهی گرفتن نعمتی است تا واکنش شخص دانسته شود.(حدید، آیات ۲۲ و ۲۳)
  2. زوال نعمت به سبب کارهای بد و اعمال زشتی که شخص انجام می دهد؛ چنان که خدا می فرماید: ذَلِکَ بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ یَکُ مُغَیِّرًا نِعْمَهً أَنْعَمَهَا عَلَى قَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ وَأَنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ؛ این کیفر بدان سبب است که خداوند نعمتى را که بر قومى ارزانى داشته تغییر نمى‏ دهد، مگر آنکه آنان آنچه را در دل دارند تغییر دهند و خدا شنواى داناست.(انفال، آیه ۵۳)

بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، این گونه نیست که هر نعمتی به معنای پاداش باشد، بلکه بیش تر نعمت های برای آزمون و ابتلای انسان است. در قرآن نعمتهاى داده شده به انسان، به عنوان وسیله آزمون او از جانب خداوند مطرح شده است(بقره، آیه ۴۷؛ جن، آیات ۱۶ و ۱۷) هر چند که اکثر انسانها از آزمایشى بودن نعمتهاى الهى براى آنان ناآگاه هستند(زمر، آیه ۴۹) و برخی گمان می کنند که افزایش نعمت به معنای تکریم الهی و کاهش آن به معنای اهانت خدا نسبت به آنان است(فجر، آیات ۱۵ و ۱۶) در حالی که این گونه نیست و تنها کسانی واقعا از آزمون شکر نعمت بیرون می آیند که بتوانند از نعمت های الهی به درستی بهره گیرند و این گونه شاکر حقیقی خدا و نعمت هایش باشند.(نمل، آیه ۴۰؛ بقره، آیه ۴۹ و آیات دیگر)

از نظر قرآن، عوامل کلی و جزیی در ایجاد و بقای نعمت ها نقش دارند که در این جا به برخی از آن ها اشاره می شود:

  1. حکمت الهی: از نظر قرآن نعمت های الهی که نصیب انسان می شود، بر اساس حکمت و فلسفه ای است که خدا برای آفرینش انسان و یا بهره برداری از آن نعمت تعیین و مشخص کرده است؛ زیرا خدا هیچ کاری را عبث و لغو انجام نمی دهد و همه چیز بر اساس حکمت و فلسفه ای است.(لقمان، آیات ۸ و ۹)
  2. عزت الهی: عزت به معنای چیز غیر قابل نفوذ یا غیر قابل غلبه و سلطه است. بر این اساس، وقتی سخن از عزت الهی در نعمت است، به این معنا است که خدا به مشیت حکمیانه ای خویش هر نعمتی را به هر که بخواهد می دهد و این گونه نیست که تحت تاثیر عاملی قرار گرفته است که عزت او را مخدوش کند.(همان)
  3. علم الهی: علم الهی به معنای علم شهودی است. بنابراین، علم الهی به سمیع و بصیر باز می گردد. این بدان معنا است که خدا همه چیز را می بیند(علق، آیه ۱۴) و بر اساس علم به همه هستی، نعمت هایی را به چیزها می دهد و می بخشد. پس علم الهی خاستگاه و منشای نعمت ها است.(حجرات، آیه ۸؛ مائده، آیه ۷)
  4. رحمت الهی: رحمت الهی در ایجاد وجود چیزها به رحمت رحمانی و در بسط وجود کمالی برای آنان از رحمت رحیمی است. بر همین اساس، هر نعمتی که در اختیار انسان قرار می گیرد برخاسته از رحمت الهی است.(الرحمن، آیات ۱ تا ۱۳)

عوامل افزایش نعمت و کاهش آن

همان طوری که گفته شد، نعمت های الهی به دو دسته متاثر از عملکردها و غیر متاثر از عملکردهای بشر است؛ بر این اساس، برخی از نعمت های الهی متاثر از عملکردهای انسان افزایش یا کاهش می یابد؛ چنان که صله رحم موجب افزایش و قطع آن نیز موجب کاهش نعمت می شود.

از نظر قرآن، خدا نعمت ها را بر انسان اتمام می کند به شرطی که انسان قدر دانی کند و کفران نعمت نکند. البته خدا هرگز بر انسان کم نگذاشته و به اشکال گوناگون نعمت های خویش را بر انسان تمام کرده است. از همین روست که در قرآن از اتمام‌نعمت خدا بر انسان، با تدارک امکانات مختلف زندگى و متناسب با نیازهاى متنوّع وى سخن به میان آمده است(نحل، ایه ۸۱؛ یوسف، آیه ۶) و خدا در تعلیل این اتمام بر این نکته تاکید دارد که اتمام‌نعمت خدا بر انسانها، باید زمینه‌ساز تسلیم آنان در برابر خدا باشد(نحل، آیه ۸۱)

از نظر قرآن برای افزایش نعمت و حتی بهره وجودی از نعمت و ایجاد شرح صدر لازم است که انسان از نعمت به درستی بهره گیرد؛ زیرا چنین رویه و رفتاری موجب افزایش کمی و کیفی نعمت از یک سو و هم چنین بقای آن و نیز افزایش بهره مندی خود انسان در قالب شرح صدر می شود و انسان به سعه وجودی دست می یابد که پیش از این از آن بی بهره بوده است.(ابراهیم، آیه ۷)

از آن جایی نعمت های باطنی و معنوی مهم تر از نعمت های ظاهری و مادی است، خدا بارها از اتمام نعمت هایی چون اسلام، ولایت و مانند آنها سخن به میان آورده و بر انسان منت نهاده که این گونه نعمت ها را بر او اتمام کرده است.(مائده، آیه ۳؛ بقره ، آیات ۱۵۰ و ۱۵۲؛ الدرالمنثور، ج ۳، ص ۱۹؛ تفسیر نورالثقلین، ج ۱، ص ۵۸۷، ح ۲۳ و ۲۶ و ص ۵۸۸، ح ۲۸؛ التبیان، ج ۳، ص ۴۳۵ – ۴۳۶؛ مجمع‌البیان، ج ۳ – ۴، ص ۲۴۶)

به نظر می رسد بهره گیری درست از نعمت و شکر عملی نقش تعیین کننده در افزایش و بقای نعمت و حتی اتمام و اکمال آن دارد. از همین روست که خدا بر لزوم پایبندى به حدود و قوانین الهى، در چگونگى استفاده از نعمتهاى الهى(طه، آیه ۸۱؛ قصص، آیه ۷۷؛ زخرف، آیات ۱۲ تا ۱۴) تاکید می کند؛ زیرا این گونه است که شکر عملی انجام می شود و برکت باقی می ماند و تغییر در نعمت بد در قالب زوال نعمت در آن رخ نمی دهد. پس انسان باید در چگونگی بهره برداری از نعمت ها به مساله حلال و حرام و نیز طیب و خبیث (طه، آیه ۸۱؛ بقره، آیه ۱۷۲) و فلسفه خدای تبارک تعالی نسبت به آن نعمت(زخرف، آیات ۱۲ تا ۱۴) و آخرت نگری و آخرت گرایی در استفاده (همان) و مانند آن ها توجه داشته باشد.

از نظر قرآن کسانی که از نعمت های الهی بهره مند می شود ولی کفر و کفران می ورزند، هر چند که در این دنیا ممکن است خانه هایی از زیر و سیم داشته باشند(زخرف، آیات ۳۲ تا ۳۵) ولی در آخرت هیچ بهره ای آن نخواهند برد.(نحل، آیات ۵۳ تا ۵۵؛ روم، آیات ۳۳ و۳۴)

هم چنین از نظر قرآن، کسانی که تکذیب نبوت، گناه، ظلم، کفر و کفران نعمت می کنند، نعمت های خویش را از دست می دهند و گرفتار نقمت می شوند.(انفال، آیات ۵۲ و ۵۳؛ نساء، آیه ۱۴۷؛ مائده، آیه ۱۱۴؛ و آیات بسیار دیگر)

در برابر کسانی که اهل اطاعت خدا و پیامبر(آل عمران، آیات ۱۷۲ تا ۱۷۴)، ایمان(مائده، آیه ۶۵؛ توبه، آیات ۲۰ و ۲۱)، تقوا(همان)، اخلاص(صافات، آیات ۴۰ تا ۴۹)، توکل(آل عمران، آیات ۱۷۲ تا ۱۷۴)، جهاد(توبه، آیات ۲۰ تا ۲۲)، هجرت(همان)، صبر(یوسف، آیه ۹۰)، عمل صالح(انفال، آیه ۶۳)، احسان به والدین(لقمان،؛ آیه ۱۴)، وفا به عهد و نذر(انسان، آیات ۵ و ۷) و مانند آن ها دارند، از بقا و افزایش نعمت بهره مند خواهند بود.

کارکردها و آثار نعمت

انسان باید از نعمت های الهی به درستی استفاده کند تا شکر حقیقی تحقق یابد؛ هر چند از نظرقرآن، شکر زبانی و شکر قلبی لازم است؛ ولی آن چه مهم تر و اساسی تر است، همانا شکر عملی است که با بهره مندی درست از نعمت در راستای اهداف و فلسفه آفرینش باشد؛ وقتی نعمتی در جای مناسب و برای اهداف متعالی آفرینش مورد استفاده قرار می گیرد، این همان شکر واقعی و عملی نعمت است. بنابراین از خدا باید خواست تا به ما توفیق دهد که بتوانیم شکر عملی نعمت را به جا آوریم و مثلا از قدرت و ثروت برای تعالی خود و بشریت بهره گیریم؛ نه آن که قدرت و ثروت را برای کارهای نادرستی چون خدمت به ظالمان و ستمگران و تفاخر و مانند آن ها به کار گیریم. چنان که حضرت موسی (ع) می فرماید: قَالَ رَبِّ بِمَا أَنْعَمْتَ عَلَیَّ فَلَنْ أَکُونَ ظَهِیرًا لِلْمُجْرِمِینَ؛ موسی گفت: پروردگارا! به پاس نعمت – توانای بدنى – که بر من ارزانى داشتى، هرگز پشتیبان مجرمان نخواهم بود. (قصص، آیه ۱۷) هم چنین حضرت سلیمان نبی(ع) با قدرت و ثروت خویش از خدا می خواهد تا شکر عملی را به او عنایت فرماید: وَقَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِی أَنْ أَشْکُرَ نِعْمَتَکَ الَّتِی أَنْعَمْتَ عَلَیَّ وَعَلَى وَالِدَیَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَأَدْخِلْنِی بِرَحْمَتِکَ فِی عِبَادِکَ الصَّالِحِینَ؛ و گفت پروردگارا در دلم افکن تا نعمتى را که به من و پدر و مادرم ارزانى داشته اى سپاس بگزارم و به کار صالح و شایسته‏ اى بپردازم که آن را مى ‏پسندى و مرا به رحمت‏ خویش در میان بندگان شایسته‏ ات داخل کن.(نمل، آیه ۱۹)

انسان باید هماره از خدا بخواهد تا توفیق آن دهد از نعمت های الهی به شکر عملی بهره گیرد. خدا می فرماید: قَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِی أَنْ أَشْکُرَ نِعْمَتَکَ الَّتِی أَنْعَمْتَ عَلَیَّ وَعَلَى وَالِدَیَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَأَصْلِحْ لِی فِی ذُرِّیَّتِی إِنِّی تُبْتُ إِلَیْکَ وَإِنِّی مِنَ الْمُسْلِمِینَ؛ پروردگارا بر دلم بیفکن تا نعمتى را که به من و به پدر و مادرم ارزانى داشته اى سپاس گویم و کار شایسته‏ اى انجام دهم که آن را خوش دارى و فرزندانم را برایم شایسته گردان در حقیقت من به درگاه تو توبه آوردم و من از فرمان‏پذیرانم. (احقاف، آیه ۱۵)

در آیات قرآنی آثار و کارکردهای برای نعمت های گوناگون الهی بیان شده است که در این جا به برخی از آن ها اشاره می شود:

  1. خوف و تقوای الهی: اعتقاد به وابستگى نعمتها به خداوند، مقتضى تقواپیشگى و خوف از خداوند است؛ زیرا انسان می داند هر چه از نعمت به کسی می رسد تنها از خدا خواهد بود که خاستگاه و منشای هر نعمتی است؛ بنابراین بر آن خواهد بود تا کاری کند موجبات رضایت خدا باشد نه آن که خشم و غضب الهی را به خود جلب و جذب کند.(نحل، آیات ۵۲ و ۵۳)
  2. اطاعت از اسلام: توجّه به منشأ بودن خداوند براى نعمتها، مقتضى پیروى و عمل به تعالیم الهى است که در قالب شرایع اسلامی بیان شده است.(لقمان، آیات ۲۰ و ۲۱؛ شوری، آیه ۱۳)
  3. شکر زبانی و بیان نعمت ها: اعتراف به وابستگى نعمتها به پروردگار و بازگو کردن آنها براى دیگران از دیگر آثار نعمت است؛ بنابراین شخص باید افزون بر شکر قلبی و شکر عملی به شکر زبانی بپردازد و خود را موظف بداند از نعمت های الهی که نصیب و بهره او شده ، سخن بگوید و دیگران را به آن یادآور شود.(ضحی، آیه ۱۱)
  4. اجتناب از پشتیبانی مجرمان: برخوردارى از نعمت الهى، مقتضى اجتناب از حمایت و پشتیبانى از مجرمان است.(قصص، آیات ۱۵ تا ۱۷) بنابراین، اگر کسی از نعمتی چون قدرت و ثروت برخوردار است نباید آن را در خدمت مجرمانی قرار دهد که خلاف قوانین شریعت و دین به ظلم و ستم می پردازند و قانون شکنی می کنند.
  5. اندوه دشمنان: بهره مندی مومنان از نعمت موجب اندوه و حزن دشمنان آنان می شود؛ به این معنا که وجود نعمت برای عده ای خود عامل اندوه برای دیگرانی می شود که اعتقادی به خدا و خاستگاه بودن او نسبت به نعمت ندارند.(آل عمران، آیه ۱۲۰؛ مجمع‌البیان، ج ۱ – ۲، ص ۸۲۲ ؛ معالم‌التنزیل، بغوى، ج ۱، ص۴۹۸)
  6. خشوع قلبی: انسان هایی که از نعمت ها به درستی بهره مند می شوند، اهل خشوع در برابر خدا خواهند بود؛ چنان که بهره مندان از نعمت تلاوت آیات قرآنی، در برابرآن آیات متاثر شده و به سجده شکر می پردازند و گریان به بندگی اقدام می کنند.(مریم، آیه ۵۸)
  7. تسلیم در برابر خدا: اتمام‌نعمت خداوند بر انسانها، زمینه‌ساز تسلیم شدن آنان در برابر وى است.(نحل، آیه ۸۱)
  8. تضرع: برخوردارى از نعمتی چون نعمت اسلام و آیات آموزنده قرآن، مقتضى تضرّع و گریه به پیشگاه خداوند است.(مریم، آیه۵۸)
  9. خضوع: برخوردارى از نعمتهاى الهى، مقتضى خضوع و خشوع به پیشگاه خدا، هنگام استماع آیات الهى است(مریم، آیه ۵۸)؛ زیرا مراد از «سجّدا» خضوع و خشوع در برابر خدا است. (التفسیر الکبیر، ج ۷، ص ۵۵۱)
  10. توکل: برخوردارى از نعمت حق و هدایت، زمینه توکّل بر خدا است و انسان هایی که برخوردار از نعمت های الهی از جمله اسلام هستند، اهل توکل خواهند بود.(مائده، آیه ۲۳)
  11. حمد و ستایش خدا: اعطاى نعمت از سوى خداوند، از معیارهاى انحصار حمد و ستایش به او خواهد بود و انسان هماره در برابر نعمت الحمدلله رب العالمین می گوید(نحل، آیات۷۲ و ۷۵)؛ چنان که اهل بهشت این گونه هستند: وَآخِرُ دَعْوَاهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ.(یونس، آیه ۱۰)
  12. بهشت: نعمت لطف و هدایت الهى، زمینه دستیابى به بهشت و رهایى از دوزخ خواهد بود(صافات، آیات ۴۰ تا ۵۷)؛ زیرا مقصود از «نعمت» در آیه، عصمت، لطف و هدایت است. (مجمع‌البیان، ج ۷ – ۸ ، ص ۶۹۴ ؛ الکشاف، ج ۴، ص ۴۵)
  13. زیبایی: برخوردارى از نعمتهاى الهى در آخرت، سبب تجلّى زیبایى نعمت در سیماى ابرار می شود(مطففین، آیات ۲۲ تا ۲۴)؛ زیرا «نضر» به معناى زیبایى است. (مفردات، ص ۸۱۰ ، «نضر»)
  14. شادی و طراوت: بهره مندی از نعمت های الهی در دنیا و استفاده درست موجب بهره مندی در آخرت و شادی و سرور اهل بهشت می شود.(مطففین، آیات ۱۴ تا ۲۴؛ دخان، آیات ۱۷ و ۲۷؛ طور، آیات ۱۷ و۱۸)
  15. شناخت خدا: یکی از کارکردهای نعمت ، آشنایی انسان با خدا و شناخت حقیقت الوهیت است؛ زیرا توجّه به نعمتهاى متنوّع و گسترده الهى، زمینه‌ساز شناخت پروردگار هستى(رحمن، آیه ۱۳) می شود؛ چرا که توجّه و تفکّر در نعمتهاى فراوان ظاهرى و باطنى خدا، از جمله راه هاى شناخت خدا از سوی انسان و بستری برای بندگی است.(لقمان، آیه ۲۰)