عوامل انحراف و انعطاف قلب

samamosقلب مهم ترین مرکز ادراکی و عاطفی بشر است که ارتباط تنگاتنگ و استواری با ایمان و مسایل مربوط به آن دارد. از این روست که بخش مهمی از آموزه های قرآن به مساله قلب، ابعاد، آثار، نقش و کارکردهای آن اختصاص یافته است.

قلب هم چنان که از نامش پیداست به سبب آن که از متحول ترین اعضای بشری است و هر دم به شکل و حالتی در می آید و تا مقام ثبات و ثبوت بسیار راه می بایست تا بپیماید، حالات گوناگون آن خود مسایل و مباحث متنوع و متعددی را پدید می آورد. از این روست که در قرآن از حالات مختلف قلب چون انحراف، انعطاف، سلامت و بیماری سخن به میان آمده است.

نویسنده در این مطلب می کوشد تا تحلیل قرآن را درباره عوامل سلامت و بیماری قلب به دست دهد. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

حالات متنوع قلب از نگاه قرآن

معنای متبادر و ابتدایی آن چه از واژه قلب به ذهن می آید، عضو صنوبری شکل در طرف چپ سینه است؛ ولی در فرهنگ قرآن بیش تر به معنای قوه ادراکی به کار می رود و مراد از آن لطیفه ربانی است که حقیقت انسان بدان معنا می یابد. به این معنا که قلب است که ادارک و علم بشر را سبب می شود و همان است که مخاطب و معاتب از سوی خدا و خلق می گردد. حکمت از این قوه و لطیفه ربانی به عنوان روح و نفس ناطقه نیز یاد می شود.(نگاه کنید: مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، کشاف اصطلاحات الفنون و العلوم، ج ۲ ، ۱۳۳۴ و نیز لغت نامه دهخدا، ج ۱۱، ص ۱۵۵۸۵)

آموزه های قرآنی که به معرفی و توانایی قلب می پردازد، به تنوع حالات قلبی نیز اشاره دارد. از این روست که بخشی مهمی از آیات به همین حالات متنوع قلب توجه می دهد و علل و عوامل و آثار و کارکردهای آن را در زندگی بشر می نمایاند. این گونه است که از آرامش و اضطراب قلب و علل و عوامل و آثار آن و یا از سلامت و بیماری قلب و علل و آثار آن توجه می دهد و می کوشد تا با آشناسازی انسان با حقیقت قلب انسانی، زمینه مدیریت و تاثیر بر آن را به آدمی بیاموزد تا بتواند با بهره گیری از این توان و نعمت الهی در مسیر شدن های کمالی گام بردارد.

به عنوان نمونه در آیات ۶ تا ۱۱ به عوامل اضطراب و نگرانی شدید قلب های منکران معاد هنگام زلزله های در آستانه قیامت اشاره می کند و در آیات ۱۰ سوره احزاب و ۱۸ سوره غافر ، بروز برخی حالت های روانی و حوادث سخت را موجب تپش قلب صنوبری و اضطراب قلب و دل اشاره می کند که گویی قلب ها از فشار و سختی می خواهد از گلو بر آید.(کشاف ، زمخشری، ج ۳ ، ص ۵۲۶)

در همین حال اموری چون امدادهای غیبی خدا (فتح ، آیات ۱ و ۴) ایمان به خداوند (رعد ، آیه ۲۸ و نحل آیه ۱۰۶ ) و ذکر و یادکرد خداوند(همان ) را عامل آرامش قلبی بر می شمارد.

بنابراین می توان گفت که حالات قلب بسیار متنوع است و بر همین اساس تقلب و دگرگونی است که آن را قلب نامیده اند؛ زیرا کم تر اتفاق می افتد که قلب در مدت زمان یک روز و بلکه گاه یک ساعت در یک حالت باشد و دگرگون و متقلب نشود. البته برخی از کسانی که مدیریت نفس خویش را به دست گرفته اند کم تر دچار این گونه تقلبات شدید و دگرگونی های پیاپی هستند بلکه به نوعی ثبات در عین تغییر و تحول می رسند که همانند حرکت جوهری و حرکت زمان کم تر قابل درک و احساس است.

انعطاف پذیری و سلامت و بیماری قلب

آموزه های قرآنی در مقام آشناسازی انسان به قلب به این معنا توجه می دهد که قلب آدمی دارای حالات متضادی چون پاکی و پلیدی (مائده ، آیه ۴۱ و آل عمران ، ایه ۱۵۴) آرامش و اضطراب(بقره ، ایه ۲۶۰ و آیات دیگر) و نیز سلامت و بیماری است.(شعراء ، آیه ۸۹ و بقره ، آیه ۱۰) البته همین آموزه های تبیین می کند که حالت نخست قلب جز سلامت نمی باشد و این آدمی است که متاثر از علل و عوامل درونی و بیرونی ، قلب را به بیماری گرفتار می کند.

خداوند در آیات ۹۲ و ۹۳ سوره بقره و نیز ۷ و ۸ و ۱۰۳ و ۱۲۶ سوره آل عمران و ده ها آیه دیگر، در بیان علت این تغییرات در قلب به ا ین معنا توجه می دهد که قلب آدمی به گونه ای ساخته شده است که از حوادث خارجی تاثیر می پذیرد؛ زیرا قلب آدمی ، انعطاف پذیر و تاثرپذیر می باشد.

تاثرپذیری و انعطاف قلب آدمی موجب می شود که به هر دو سمت وسوی شدن کمالی و ضد کمالی گرایش یابد. از این روست که آدمی می تواند متاثر از علل و عوامل بیرونی، راه شدن کمالی را در پیش گیرد یا آن که راه سقوط و هبوط را مقصد و مقصود خود قرار دهد.

بنابراین اگر متاثر از عواملی گردد که وی را به سوی کمالیات و زیبایی های واقعی سوق می دهد، می توان امیدوار بود که هم چنان بر سلامت باقی بوده و ادراکات حقایق به درستی صورت می گیرد و ارتباط با کمال و زیبایی ها هم چنان حفظ و تداوم می یابد.

خداوند در آیاتی مهم ترین عواملی که موجب می شود تا قلب به درستی در مسیر کمالی و سلامت خود باقی بماند می پردازد؛ زیرا انسان در جهان مادی ای زندگی می کند که عوامل بیماری زا در آن بسیار است و حتی دسترسی به آن آسان و ساده تر از هر امر دیگری است؛ چون انسان در محیطی قرار گرفته است که گرایش به شهوات و مشتهیات به شکل طبیعی خودنمایی می کند، افزون بر این که عامل وسوسه های شیطانی در کنار خواسته های نفسانی به این گرایش به سوی پستی ها و ظواهر شهوانی دنیا شدت می بخشد.

بر این اساس است که خداوند از مومنان می خواهد تا برای حفظ سلامت نفس ، به آن دسته از عوامل انعطافی توجه یابند که هم چنان قلب را در سلامت نگه داشته و در مسیر اصلی هدایت حفظ می کند.

خداوند در آیاتی از جمله ۲ سوره انفال و ۲۳ سوره زمر و ۱۶ سوره حدید ، تلاوت و شنیدن آیات قرآن را یکی از عوامل انعطاف قلب و بقای آن در مسیر کمالی بر می شمارد؛ زیرا نتیجه تلاوت و شنیدن آیات قرآنی، خشوع قلب در برابر حقیقت مطلق کمالی یعنی خدا و گرایش به سمت آن از باب تقرب جویی و کمال خواهی می باشد.

د رهمین رابطه می توان به نقش دعا د رجلب تمایلات و علایق قلبی انسان ها توجه داد(ابراهیم ، آیه ۳۷) ؛ زیرا دعا و نیایش به درگاه خداوند ، سبب مصونیت قلب از کینه ها و بدخواهی ها می شود (حشر ، ایه ۱۰) و قلب را از انحرافات و بیماری ها حفظ می کند.(آل عمران، آیه ۸)

به سخن دیگر، قلب آدمی از طریق تکرار خواسته های کمالی و زیبا در جلوه دعا و نیایش ، این امکان را به قلب می دهد تا بتواند هم چنان در سلامت فطری خود باشد و هم چنان به سوی زیبایی و کمالات گرایش داشته باشد.

ذکر خدا و یاد او، نیز همین تاثیر گذاری را بر قلب آدمی به جا می گذارد و او را در مسیر هدف غایی یعنی بازگشت تقرب و فنایی به خدا قرار می دهد. از این روست که خداوند در آیه ۲ سوره انفال و ۲۳ سوره زمر و ۱۶ سوره حدید، یاد خدا را سبب تاثر قلب و روح مومنان معرفی می کند تا مومنان به این عامل مهم انعطاف قلب توجه یافته و بدان بپردازند.

برای آن که حالت انعطاف مثبت قلب و تاثر آن نسبت به امور کمالی و زیبایی مانایی و پایایی یابد، خداوند از مومنان خواسته است تا به عمل به عنوان تثبیت کننده آن توجه کنند؛ زیرا عمل نیک و صالح انسان ها ، موجب تاثرپذیری قلب و روح آنان در مسیر کمالی می شود و گرایش به کمال افزون بر حالت به شکل ملکه و مقام در می آید که دیگر به سادگی تحت تاثیر عوامل بیرونی تغییر و تحول نمی یابد و منحرف نمی شود.(بقره ، آیات ۲۲۵ و ۲۸۳ و نیز تحریم ، آیات ۳ و ۴ و نیز مطففین ، آیات ۱۳ تا ۱۵)

عوامل انحراف قلب

اما اگر انسان به جای بهره مندی از عوامل مثبت انعطاف و امور کمالی یاد شده ، در مسیر تاثرپذیری از عوامل انحرافی قرار گیرد، از مسیر اصلی کمالی خارج شده و در مسیر ضد کمالی قرار می گیرد و در یک فرآیندی در پلید های و زشتی ها سقوط می کند و دل ها تیره و زنگار گرفته و چرکین شده و در نهایت نیز ختم و مهر بر دل ها زده می شود که دیگر توان ادراک حقایق و کمالات را از دست می دهد.

به سخن دیگر، انحراف قلب آدمی را می بایست معلول رفتار و کردار خود آدمی دانست(صف ، آیه ۵ و تحریم ، آیات ۳ و ۴) ؛ زیرا خداوند این امکان را به قلب آدمی داده است که میان تقوا و فجور به سمت تقوا گرایش یافته و آن را در جان و روح خویش ملکه کمالی سازد؛ اما انتخاب ناروا و کردار زشت و پلید وی موجب می شود تا اندک اندک منحرف و بیمار شود و در نهایت نیز دل ها و قلوب مختوم و مهر زده شود.

هر چند زمینه انحراف و بیماری قلب در دنیا بسیار است ولی طبیعت و فطرت قلب بر سلامت و دوری و اجتناب از انحراف و کژی است و این انسان است که با انتخاب ناروا و قرار گرفتن در مسیر ضدکمالی به خود اجازه می دهد تا بیمار دل شود و از راه حقیقت و کمال دور افتد.

انسان در دنیا همواره در حالت آزمون و امتحان و فتنه ا ست؛ زیرا در این امور است که توانمندی ها و ظرفیت های سرشته در ذات خویش را آشکار می کند و مسیر خود را می یابد. انسان موجودی مرید و مختاری است که آزادی انتخاب دارد و می تواند به دو سمت متضاد حرکت کند.

خداوند در آیه ۳ سوره حجرات ، امتحان قلب مومنان از جانب خداوند را در راستای دست یابی آنان به تقوا مطرح می کند و در آیه ۱۵۴ سوره آل عمران ، آزمایش قلب مجاهدان از سوی خداوند را در راستای خالص شدن انگیزه ها و نیت ها و دل های آنان می داند. این بدان معنا خواهد بود که هر یک از آزمون ها و فتنه ها کارکردی خاص دارد و اصولا انسان در دنیا و در کارزار با این امور است که ساخته می شود.

بنابراین همگان از جمله مومنان و حتی راسخون در علم نیز می بایست خود را مهیا و آماده کارزار بدانند و همواره باتلاش و کوشش و توکل به خدا از وی بخواهند تا دل ها و قلوب ایشان به سمت گمراهی منحرف نشود؛ زیرا بسیاری از مردم حتی پس از هدایت نیز به سبب همین آزمون ها در خطر انحراف قرار می گیرند و چنان که در برخی از روایات آمده است حتی مخلصون ( به کسر لام) در خطر عظیم قرار دارند.

خداوند در آیات ۷ و ۸ سوره آل عمران به نیایش راسخان در علم توجه می دهد که خواهان حفظ آنان از سوی خداوند پس از دست یابی به هدایت است؛ زیرا انحراف حتی برای راسخان در علم نیز ممکن است.

گزارشی که خداوند در آیه ۱۱۷ سوره توبه از جنگ تبوک به دست می دهد این معنا را با خود دارد که انحراف و تزلزل قلب در عده ای از مسلمانان در تنگناهای جنگ تبوک رخ داده است. به این معنا که حتی برای مجاهدان در بحبوحه جنگ نیز این امکان است که دل ها منحرف شود و بلغزد.

آثار چنین انحرافی را می توان در امور زندگی به آسانی ردگیری و شناسایی کرد. خداوند در آیه ۷ سوره آل عمران ، انحراف قلب را موجب تاویل وتفسیر قرآن بر اساس آراء و هواهای نفسانی خود می داند. به این معنا که آدمی اگر از نظر قلبی منحرف شود ، دنبال متشابهات به جای محکمات می رود و به جای این که متشابهات را به محکمات ارجاع دهد به متشابهات می چسبد و آن را بزرگ نمایی می کند تا محکمات را سست نماید. از این روست که بیماردلان و منحرفان تنها در مسایل هستی و زندگی دنبال نقاط ضعف و مشکلات می روند و با بزرگ نمایی می کوشند تا حقانیت خود را اثبات کنند و برای خود تفسیر و توجیهات موجه ای بسازند.

در زندگی معمولی نیز بسیاری از بیمار دلان به جای آن که بخش پر لیوان را بنگرند به بخش های خالی آن اشاره و توجه می دهند و با منفی نگری به جای مثبت نگری، خود ودیگران را به رنج می افکند. به این معنا که خود را همواره در شکست و ناکامی می یابند و دچار افسردگی می شوند و یا با بزرگ نمایی نقاط ضعف و تاکید و تبلیغات بر آن ، موجبات واکنش منفی دیگران را نسبت به امور دنیا و زندگی و جامعه و دولت سبب می شوند. این گونه است که بیماردلان تنها به بخش های ضعیف و اشتباهات و خطاها توجه دارند و آن را بزرگ نمایی می کنند و با منفی نگری ، آشوب در جامعه می افکنند.

خداوند با تاکید بر واژه زیع که به معنای انحراف از استقامت و راستی است(مفردات الفاظ قران، راغب، ص ۳۰۷) می کوشد نشان دهد که چگونه بیماردلان و منحرفان تنها در جست و جوی متشابهات می روند که هم فتنه برای ایشان می شود و هم جامعه و مردمان را در فتنه می افکنند.

به سخن دیگر، قلب های کژاندیش و منحرف و بیمار، مایه فتنه و فساد در خود و جامعه هستند(آل عمران ، آیه ۷) و همین انحراف قلب است که آنان را به سوء استفاده از قرآن و بخش هایی می افکند که به ظاهر متشابهات است تا این گونه به دین را به تمسخر گیرند و عاقبت خویش و د یگران را تباه نمایند. این که گفته شده است به ظاهر متشابه هستند؛ زیرا هر متشابه ای دارای محکمی است که می توان آن را تفسیر و تاویل درست کرد مگر آن که انسان بیمار دل باشد که به متشابهات بدون محکمات بسنده کند و آن را اصل قرار داده و به نقد و انتقاد کژاندیشانه خود ادامه دهد.

خداوند در همین آیه به صراحت اعلام می کند که آگاهی به حقیقت تفسیر قران و دست یابی به محکمات در متشابهات ، خارج از قدرت قلب های منحرف است و آنان نخواهند توانست حقیقت تفسیر و تاویل آیات را دریابند. به سخن دیگر ، آنان شرایط را به گونه ای برای خود فراهم کرده و رقم زده اند که دیگر قدرت تفسیر متشابهات و تاویل آن را ندارند و هر چه هم بخواهند این امکان برای آنان فراهم نیست.

آثار بیمار دلی

چنان که گفته شد دل های اگر به سمت حقیقت منعطف نشود ، به سوی باطل منحرف خواهد شد و در یک فرآیند به سبب ناتوانی در درک و فهم محکمات و متشابهات امور هستی و تحلیل درست از حقایق و واقعیت ها، به بیمار دلی دچار می شوند. نتیجه این بیمار دلی آن است که در زندگی وی آثار و کارکردهای دگرگونه پدید می آید که آدم های سالم با فطرت سالم و قلب و عقل سلیم دچار آن نیستند و گرفتار آن نمی باشند.

بیماردلان ، در فضا و شرایطی قرار می گیرند که القائات شیطانی برای آنان اصالت می یابد و متاثر از آن حرکت می کنند. بنابراین القائات وحیانی و اهداف و برنامه های پیامبران برای آنان غیر قابل پذیرش می شود.(حج آیات ۵۲ و ۵۳)

بیماردلی هم چنین موجب می شود تا به دیگران به ویژه اقشار ضعیف جامعه از جمله زنان آسیب و آزار برسانند(احزاب ، آیات ۵۹ و ۶۰) و برخورد های استهزا آمیز نسبت به آیات و آموزه های قرآنی در پیش گیرند. بنابراین هر مطلبی که در قرآن و وحی آمده باشد ، عاملی برای جوک سازی و تمسخر قرار می گیرد ، چنان که در خصوص ذکر تعداد نگهبانان دوزخ این گونه عمل کردند.(مدثر ، آیات ۳۰ و ۳۱)

استهزاء و تمسخر مومنان به قصد اهداف گوناگون از شیوه های بیمار دلان است که آیات ۱۰ و ۱۳ و ۱۴ سوره بقره به آن اشاره دارد.

خداوند بیمار دلان را دارای قلب های پلید (توبه آیه ۱۲۵) می داند که به سبب رفتارهای باطل و زشت این پلیدی روز به روز افزایش می یابد و در نهایت به خباثت می انجامد(همان) خداوند این افزایش از طریق رفتار را در ایات ۱۲۴ و ۱۲۵ا سوره توبه توضیح می دهد و می فرماید که فزایش پلیدی بیماردلان در پی تمسخر و انکار تاثیر پذیری قرآن بر قلب آنان ایجاد می شود.

بیماردلی موجب می شود تا آنان اگر ایمان و سلامتی داشتند از دست بدهند و در نهایت به دام ارتداد بیافتند؛ چنان که شماری از مسلمانان در صدر نخست اسلام به سبب پذیرش دوستی و ولایت یهود و نصارا ، اندک اندک در دام ارتداد و کفر افتادند و با بیمار شدن قلب هایشان از مسیر حق و کمال دور شدند.(مائده آیات ۵۱ تا ۵۴)

حق ناپذیری و ناتوانی از شناخت آن (حج آیات ۵۲ و ۵۳ و نیز مدثر آیه ۳۱) ، حبط اعمال نیک و صالح (مائده ، آیات ۵۲ و ۵۳) ، انذار ناپذیری (بقره ، آیات ۶ و ۷ و ۱۰)، افترا و تهمت به اهل ایمان به سفاهت و بی خردی (بقره ، آیات ۱۰ و ۱۳ و انفال ، آیه ۴۹)، اعراض از قضاوت و داوری عادلانه حتی پیامبر(ص) و مخالفت با ان (نور ، آیات ۴۸ و ۵۰) ، خدعه و نیرنگ با مردمان (بقره ، آیات ۸ تا ۱۰) تکذیب خدا و آخرت و معاد(بقره ، آیات ۸ و ۱۰) و تکذیب وعده های الهی بر چیرگی اسلام در نهایت (احزاب ، ایه ۱۲) ، خوف و ترس از احکام الهی و آیات وحیانی (محمد ، آیه ۲۰) ، دروغگویی مداوم(بقره ، آیات ۸ و ۱۰) ، دوستی و ولایت دشمنان اسلام (مائده ، آیات ۵۱ و۵۲) و شتاب زدگی در دوستی با یهودیان و مسیحیان (همان) ، احساس ذلت و کوچکی در برابر کافران (همان) طمع به زنان نامحرم (احزاب آیه ۳۲) ظلم و بیدادگری(همان و نیز حج آیه ۵۳) عصیان از فرمان خدا(همان) فتنه گری و اغواگری (حج ، آیه ۵۳ و آل عمران ، آیه ۷) فساد و تباهی در جامعه (بقره ، ایات ۱۰ و ۱۱) اصلاح نامیدن افساد ها (بقره ، آیات ۸ تا ۱۱) کفر (توبه آیه ۱۲۵) کینه نسبت به مومنان (محمد ، آیه ۲۹) محرومیت از هدایت(مائده ، آیه ۵۱ تا۵۴) و از فضل الهی (همان) و از محبت خداوندی (همان ) و یاس از حمایت خداوند (انفال ، آیه ۴۹) و تبلیغات منفی علیه مومنان و مسلمانان و ایجاد تزلزل در عقیده آنان (احزاب آیه ۱۲) تنها بخشی از آثار و پیامدهای بیمار دلی است که در این جا می توان به آن اشاره کرد.