عوامل امنیت اجتماعی و بسترهای آن

samamosامنیت به معنای فقدان ترس و وحشت از هر گونه تهدیدی است. امنیت در حقیقت نوعی احساس از فقدان ترس و تهدید در شخص، گروه یا جامعه است که آرامش روحی و روانی را موجب می شود. البته امنیت فردی بیش تر در شکل آرامش روانی خود را به نمایش می گذارد،‌ ولی امنیت اجتماعی به این معناست که جامعه فارغ از تهدید از دست دادن همه یا بخشی از جمعیت، دارایی یا خاک خود به سر برد.

امنیت را می توان در چهار سطح فردی،‌ گروهی، ملی و جهانی شناسایی و تحلیل کرد. هم چنین امنیت را می توان به امنیت داخلی و خارجی، امنیت اجتماعی، سیاسی، اقتصادی،‌ نظامی و مانند آن دسته بندی کرد. آن چه مهم است احساس فقدان ترس و وحشت از تهدید بیرونی و خارجی است که همان امنیت است.

آن چه در این نوشتار مورد توجه قرار گرفته است، امنیت در زندگی اجتماعی است و مباحث امنیت و آرامش روانی و شخصی بیرون از مقصود این مطلب است.

نویسنده در این مطلب بر آن است تا عوامل تعیین کننده و زمینه ها وبسترهای تحقق امنیت اجتماعی را بر پایه آموزه های قرآنی بیان کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

سعادت بشر در گرو امنیت

امنیت که در کاربردهای قرآنی و فرهنگ مصطلحات اسلامی ضد خوف(نور، آیه ۵۶؛ قریش، آیه ۴؛ نحل، آیه ۱۱۲؛ بقره،‌آیه ۲۳۹؛ نساء، آیه ۸۳) و وجل و بیم (انفال، آیه ۵۲؛ حج، آیه ۳۵؛ فجر، آیات ۵۲ و ۵۳؛ مومنون،‌آیه ۶۰) قرار داده شده، یکی از مهم ترین عناصر و مولفه خوشبختی و احساس آن است. کسانی احساس خوشبختی به آنان دست می دهد که در کنار آسایش از آرامش و امنیت برخوردار باشند.

همه انسان ها خواهان امنیت هستند و مکانی را می جویند که در آن احساس امنیت کنند.(قصص، آیه ۵۷؛ نحل، آیه ۱۱۲) حضرت ابراهیم(ع) مهم ترین خواسته خود را درباره مکه قراردادن آن به عنوان سرزمینی دارای امنیت می داند(بقره، آیه ۱۲۶؛ ابراهیم، آیه ۳۵) حضرت یوسف(ع) نیز زمان هجرت بنی اسرائیل به مصر آرزوی می کند که این سرزمین برای آنان موجب امنیت شود.(یوسف، ایه ۹۹) هم چنین خداوند در آیه ۴ سوره قریش بر قریشیان و اهل مکه منت می گذارد و به آنان یادآور می شود که خداوند خوشبختی و عوامل سعادت دنیوی را برای آنان در این شهر فراهم آورده و آرامش و آسایش را به آنان بخشیده است. پس هیچ مشکلی از نظر آسایش و تغذیه و ترس و خوفی از دشمنان نداشته و در آسایش و امنیت کامل به سر می بردند.

خداوند هم چنین در آیه ۵۵ سوره نور از وعده الهی خبر می دهد که در آینده جهانی با جامعه ای به دور از خوف و تهدید پدید خواهد آورد و تهدیدات و احساس خوف وترس را به احساس امنیت تبدیل خواهد کرد. خوف که ترس از آینده و تهدیدات احتمالی است در این جامعه عادلانه و اسلامی جهانی از میان می رود و جای آن را امنیت می گیرد. این فلسفه تاریخ از نظر اسلام است که در آینده تحقق خواهد یافت. در حقیقت مهم ترین عنصر سعادت بشری یعنی امنیت و رهایی از خوف و ترس، در چنین جامعه تضمین شده است.

این آیات و همانند آن به خوبی بیانگر اهمیت و نقش امنیت در زندگی بشر و تحقق خوشبختی و سعادت بشر دارد. از این روست که در بیان صفات و ویژگی های جامعه جهانی آخر زمانی که مومنان و صالحان خلافت و حکومت در زمین را به عهده می گیرند، به مساله امنیت پس از خوف اشاره می کند.

نکته ای که قرآن بارها به عنوان حقیقت اسلام بدان اشاره کرده و از مردمان می خواهد تا در سایه اسلام آن را تحقق بخشند، رهایی از هر گونه تهدید به ویژه جنگ و خونریزی در میان بشر است تا این گونه امنیت کامل را رقم زنند؛ چرا که از نظر قران تهدیداتی چون جنگ برخاسته از رفتارهای شیطانی و همگامی با اوست.(بقره، آیه ۲۰۸)

البته برای درک اهمیت و شناخت جایگاه ارزشمند بسیار مهم امنیت می توان به آثار و برکات امنیت اشاره کرد؛ چرا که آگاهی نسبت به آثار و برکات امنیت به خوبی جایگاه و نقش ارزشمند امنیت را در زندگی بشر بیان می کند. ازاین روست که خداوند در ایات قرآنی به آثار امنیت پرداخته تا ارزش و اهمیت آن را نشان دهد و جایگاه بلند امنیت را در سعادت و خوشبختی انسان تبیین و به او گوشزد کند.

مهم ترین تاثیر امنیت اجتماعی را می بایست در دست یابی بشر به عنصر دوم خوشبختی و سعادت یعنی آسایش و رفاه اشاره کرد؛ چرا که در سایه امنیت اجتماعی است که فعالیت های اقتصادی رشد و پیشرفت و توسعه می یابد و امکان توزیع کامل و عادلانه ثروت و نعمت های الهی میان مردمان فراهم می آید وهمگان از آسایش و رفاه بهره مند می شوند.(بقره، ایه ۱۲۶؛ نحل، ایه ۱۱۲؛ قصص، آیه ۵۷)

البته امنیت دستاوردهای مهم تری از نظر اسلام دارد که فراتر از آسایش و آرامش نسبت به تامین مادیات است؛ چرا که امنیت واقعی می تواند زمینه دستیابى امکان تحقیق درباره حق برای همگان به ویژه کافران و مشرکان فراهم آورد و ایشان را در مسیر کمالی قرار دهد(توبه، ایه ۶) و بندگی و عبادت را در جامعه تقویت کرده و بستر مناسبی را برای دین داری مردم فراهم آورد.(نور،‌آیه ۵۵؛ قریش، ایات ۳ و ۴)

به هر حال، خوشبختی دنیا و آخرت و تامین نیازهای مادی و معنوی انسان درگرو امنیت است. از این روست که به عنوان یک هدف و وظیفه شخصی، گروهی و‌ دولتی تعریف و هدف گزاری شده است.

آسیب شناسی امنیت و امنیت سازی فضای اجتماعی

هر چیزی که برای انسان ها بسیار ارزشمند باشد، می تواند به شدت مورد سوء‌استفاده قرار گیرد. از این روست که می بایست متوجه بود تا گرفتار آسیب هایی نشویم که از تمرکز و توجه همگانی به امنیت پدید می آید. این که امنیت مهم و اساسی است نمی بایست موجب شود تا شخص یا گروه و حتی دولتمردان از آن سوء‌استفاده کنند.

گزارش های قرآنی حاکی از سوء استفاده حاکمان و مستکبران از امنیت برای ایجاد دژ امنی برای خود و فعالیت های نادرست و باطل بوده است. به عنوان نمونه خداوند گزارش می کند که فرعون با سوء‌استفاده از اهمیت امنیت از نظر ملت، ایشان را از هر گونه مخالفت با رفتارهای مستکبرانه و ظالمانه خود باز می داشت. امنیتی کردن فضای جامعه رویه ای بود که فرعون برای مقابله با گفتمان اسلامی حضرت موسی(ع) در پیش گرفت تا اجازه ندهد مردم به سخنان روشنگر ایشان گوش داده و خواهان آزادی، عدالت و بهره مندی همگانی از قدرت و ثروت مصر شوند.

خداوند می فرماید: قَالَ لِلْمَلَإِ حَوْلَهُ إِنَّ هَذَا لَسَاحِرٌ عَلِیمٌ یُرِیدُ أَن یُخْرِجَکُم مِّنْ أَرْضِکُم بِسِحْرِهِ فَمَاذَا تَأْمُرُونَ؛ فرعون به اشراف و درباریان پیرامون خود گفت: به راستی که او ساحری داناست و می خواهد تا به جادوی خود شما را از سرزمینتان بیرون کند، پس چه رای و فرمان می دهید؟(شعراء، آیه ۳۴ و ۳۵)

در جایی دیگر خداوند همین مطلب را از زبان اشراف مطرح می کند؛ زیرا با معجزاتی که از حضرت موسی(ع) به ویژه عصایی که اژدها شده دیده بودند،‌ مبهوت شدند و سخن یک دیگر را تکرار کردند. با این تفاوت که فرعون خود را خدا و اشراف و مردم را بنده و برده خود می دانست و مرادش از امر همان رای است ولی مراد در کلام اشراف همان فرمان و امر است. خداوند در آیات ۱۰۹ و ۱۱۰ سوره اعراف از آن وضعیت فرعون و فرعونیان این گونه گزارش می کند: قَالَ الْمَلأُ مِن قَوْمِ فِرْعَوْنَ إِنَّ هَـذَا لَسَاحِرٌ عَلِیمٌ یُرِیدُ أَن یُخْرِجَکُم مِّنْ أَرْضِکُمْ فَمَاذَا تَأْمُرُونَ ؛ مهتران و اشرافی از قوم فرعون گفتند: این به راستی جادوگری داناست. او می خواهد به جادوی خود شما را از سرزمینتان بیرون کند چه فرمان می دهید؟(نگاه کنید: المیزان ذیل آیات ۳۴ و ۳۵ سوره شعراء)

به هر حال، امنیتی سازی فضا به ویژه فضای گفت و گو از ویژگی های ظالمان و مستکبران است و می بایست از آن پرهیز کرد. پیامبر(ص) چنان رفتار می کرد که اجازه نمی داد تا به سادگی فضای جامعه امنیتی شود و حتی در بحران می کوشید تا با حفظ امنیت روانی جامعه از امنیت سازی اجتماعی جامعه جلوگیری به عمل آورد؛ چرا که هدف از حکومت و امت سازی و جامعه سازی، روشنگری و رساندن مردم به سطحی از آگاهی و بصیرت است که بتوانند تفاوت درخواست های معقول و نامعقول را بشناسند. از این روست که به سادگی اجازه می داد تا حتی دشمنان در مدینه حاضر شوند و به گفت و گو و مجادله با ایشان بپردازند و حتی بر اساس آیه ۶ سوره توبه ایشان فضای جامعه را به گونه ای آماده کرده بود که دشمنان در امنیت کامل به کشور وارد شده و بخواهند اطلاعات معرفتی و شناختی از تفکر و اهداف حکومت اسلامی به دست آورند؛‌ البته با این حال اجازه سوء استفاده نیز به دشمن نمی دهد و همواره کسانی را همراه ایشان می گذاشت تا به جاسوسی و تحریک مردم علیه حکومت یا مانند آن نپردازند.

اما فرعون و فرعونیان با امنیتی سازی فضای جامعه و تحریک مردم با دروغ و مکر بر آن بودند تا مردم را در فضایی امنیتی قرار دهند و همراهی ایشان را برای سرکوب حق طلبانه و عدالت خواهان به دست آورند.

بنابراین، فضای جامعه می بایست به گونه ای باشد که خواسته های به حق مردم از جمله عدالت ، آزادی و دیگر مطالبات انسانی و اسلامی مطرح شود و خواسته ها و مطالبات صنفی در چارچوب امنیتی تعریف نشود تا نتوان آن را درخواست و مطالبه کرد. هم دولت و هم ملت می بایست این هوشیاری وبصیرت را به دست آورند که مطالبات را به شکل امنیتی مطرح نکنند. البته کسانی که از پاسخ گویی فرار می کنند مانند فرعون همواره بر آن هستند تا با تهمت و اتهام های واهی چون آشوب طلبی، همکاری با دشمنان و سحر و مانند آن،‌مردم را در فضا و جوی امنیتی قرار دهند تا همراهی و همکاری آنان را با خود داشته باشند. ملتی که ترس از دشمن یا فروپاشی امنیت و اسایش و ارامش خود را داشته باشد، همواره مطالبات و خواسته های به حق خود را فدای مسایل مهم تری چون امنیت ملی می کند، چنان که قوم فرعون این گونه عمل کردند و به سبب احتمال خطر امنیتی بودن حرکت های موسی(ع) با آن مخالفت کرده و به همراهی با فرعون پرداختند،‌در حالی که فرعون آنان را گروه گروه کرده بود و بنده و برده خود می دانسته و خود را خدا و مالک ایشان می دانسته است و به کشتار بی چون و چرا ایشان اقدام می کرده یا زنان را به بردگی جنسی می برده و حقوق طبیعی و انسانی آنان را تضییع می کرده است.

یکی از مشکلات جامعه بشری به ویژه دولت ها و جوامع استکباری این است که فضای جامعه را به شدت امنیتی می کنند تا بتوانند به سادگی و آسانی به سرکوب مطالبات و خواسته های طبیعی و انسانی ملت و مردم خود یا دیگران بپردازند. امروز استکبار جهانی نیز با امنیت سازی فضای جهانی تحت عنوان تروریزم و ایجاد احساس خوف وترس دایمی در جامعه می کوشند تا مطالبات به حق مردم را سرکوب کنند. ایجاد فضای امنیتی در جهان و حتی در خود آمریکا از سوی دولت استکباری صهیونیستی آن برای سرکوب خواسته های ملتی است خود را را نود و نه درصدی می داند ولی به سبب تسلط یک درصدی مستکبران و ظالمان و ایجاد فضای امنیتی نمی تواند حتی خواسته های صنفی و ابتدایی خود را مطرح سازند. بمب گذاری های دولت آمریکا در خود آمریکا و اروپا به دست عوامل و ایادی خود به عنوان دشمن فرضی از روش هایی است که برای امنیتی سازی فضا استفاده می شود. در این میان رسانه های نقش مهمی را برای تحقق اهداف مستکبران و ایجاد فضای امنیتی بازی می کنند.

آمریکا همواره کوشید تا علیه گفتمان عدالت خواهانه و مستکبر ستیزانه انقلاب اسلامی، فضا را امنیتی کند. از این روست که حتی دست یابی ایران به انرژی صلح آمیز هسته ای را به گونه ای مطرح می کند تا فضای امنیتی ایجاد شود و مردم از ترس بمب های اتمی ایران، خواهان مقابله با دانش هسته ای ایران شود. هر روز گزارش های مراکز و رسانه های استکباری درباره میزان نزدیکی ایران به بمب را در فضای جهان پراکنده می کنند تا فضای سیاسی و امنیتی برای ایران پدید آید.

مسئولان و دولت مردان گاه برای رهایی از فشارهای مطالبات به جا و روای مردمی و گریز از شنیدن خواسته های به حق ایشان، می کوشند تا فضاسازی به کمک رسانه ها از پاسخ گویی فرار کنند. این امنیت کردن فضای جامعه در حقیقت نیرنگی است که به سبب اهمیت و ارزش امنیت در فکر و اندیشه مردم انجام می گیرد.

عوامل امنیت و بسترهای آن

بی گمان بر اساس آموزه های وحیانی اسلام، خاستگاه و منشای هرنعمتی از جمله نعمت امنیت را می بایست در خداوند و ایمان به او دانست. از این روست که خداوند امنیت را تنها در سایه سار ایمان تعریف می کند. بر همین اساس است که دو امن و ایمان از یک خاستگاه واژه شناسی بیرون امده است. به سخن دیگر، امنیت را می بایست در امن ایمان جست.(انعام، آیه ۸۲؛ نحل، آیه ۱۱۲؛ سبا، ایه ۳۷)

پس از ایمان می بایست دیگر عوامل از جمله عمل صالح را مطرح کرد؛ زیرا ایمان می بایست بروز و ظهور در عمل و رفتار آدمی داشته باشد. عمل صالح به معنای هر عملی نیک است که عقل و عقلاء و شریعت اسلام بر آن مهر تایید زده است. این گونه آن عمل در چارچوب حکم عقلی عدالت معنا می یابد و انسان با حق مداری و عمل به عدل است که می تواند امنیت را برای خود تامین کند.(سباء، آیه ۳۷)

از نظر قرآن عمل صالح مهم ترین زمینه‌ساز حاکمیّت و امنیّت جامعه ایمانی برای مؤمنان است. (نور، ایه ۵۵) پس می بایست در چارچوب ایمان و عمل صالح امنیت را تامین و تضمین کرد.(نحل، ایه ۱۱۲)

ایمان و عمل صالح دارای مصادیق بسیاری است که از آن ها به عنوان عوامل دیگر امنیت در قرآن سخن به میان امده است. مثلا شکر که خود یک عمل صالح است، به عنوان عامل امنیت در آیه ۱۱۲ سوره نحل معرفی شده و جلب رضای الهی در آیه ۱۶ سوره مائده عامل امنتی دانسته شده است.

هم چنین جهاد که خود عملی صالح است یکی از مهم ترین عوامل تامین و تضمین امنیت معرفی می شود(نساء، ایه ۸۴) تا مردم به این امور توجه بیش تری نشان دهند. به این معنا که ذکر برخی از مصادیق ایمان و عمل صالح به عنوان عوامل و بسترهای امنیت در حقیقت برای توجه دهی به مومنان و مردمان است تا به این عوامل بیش تر توجه کرده و نقش آن ها را نسبت به دیگر مصادیق عمل صالح بیش تر ارزیابی کنند.