عوامل اساسی جهش اقتصادی

بسم الله الرحمن الرحیم

جهش، نوعی تحول بزرگ در کمیت و کیفیت است که تغییرات اساسی و بنیادینی را به دنبال دارد. البته جهش انقلابی و ریشه ای زمانی می تواند موثر باشد که شرایط و مقتضیات و لوازم آن آماده شده باشد؛ شاید از همین روست که مقام معظم رهبری امام خامنه ای(مدظله العالی» در طول سالیانی اخیر با انتخاب شعارهای سال مربوط یا مرتبط با مساله اقتصادی، بر آن بود تا این شرایط و مقتضیات فراهم آید و لوازم تحول و جهش بزرگ اقتصادی ایجاد شود. نویسنده در این مطلب بر آن است تا بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، عوامل اساسی جهش اقتصادی را تبیین کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

عوامل و بسترهای جهش اقتصادی

حرکت ها می تواند در بستری آرام و به دور از چالش و تنش صورت بپذیرد؛ این حرکت های عادی و معمولی، همانند رودی آرام در بستر خود تا مقصد ادامه مسیر می دهد بی آن که تخریب و طغیانی را به دنبال داشته باشد؛ رود زمانی در رودخانه به آرامش می رسد که چالش ها برطرف شده و حجم آب در یک دشت وسیع بدون سراشیبی تند و بستری آزاد و سطحی گسترده به آرامی در جریان قرار گیرد؛ اما زمانی که رود در بستری تنگ و سراشیبی تند با حجم بزرگ تر از حجم رودخانه دارد، ناچار است تا با سرو صدا و امواج خروشان راه خویش را به شتاب بگشاید و چالش ها و موانع را از سر راه بردارد.

امروز حرکت اقتصادی در ایران اسلامی، به اسباب گوناگون داخلی و خارجی همانند رودی است که در کوهستان و نه دشت و جلگه پیش می رود؛ به طوری که برای برداشتن چالش ها نمی تواند تنها به مدیریت و فعالیت اقتصادی عادی و معمولی بسنده کند؛ بلکه می بایست در یک «مدیریت و چهره جهادی و انقلابی» به شدت و حدّت پیش تازد تا به هدف خویش برسد. جهشی که اقتصادی ایران اسلامی بدان نیاز دارد، پرشی است که می بایست ابزارها و عوامل و بسترهای آن از پیش فراهم آمده باشد؛ وگرنه بدون فراهم آوری ابزارها و بسترهای پرش، جهش اقتصادی نمی تواند انجام گیرد و در نهایت به شکست منجر می شود. از نظر آموزه های وحیانی قرآن، مهم ترین عوامل برای یک جهش اقتصادی بزرگ سودمند توجه به عوامل و بسترهای زیر است:

  1. مدیریت جهادی و انقلابی: از نظر آموزه های وحیانی، جهاد مقدس مومنان می بایست همه ابعاد زندگی انسان را در بر گیرد و مومنان در همه عرصه ها به شکل جهادی با رویکردی انقلابی می بایست در صحنه های گوناگون نظامی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی حضور داشته باشند. هر کسی می بایست احساس مسئولیت داشته باشد و از مقاومت و استقامت در برابر مشکلات عقب نشینی نکند، بلکه با «مشارکت جمعی» در قالب «تعاونوا علی البر و التقوی»(مائده، آیه ۲) اجتماعی را ایجاد کنند که هر یک مسئولیت خویش را نه در سطح توان عادی بلکه «حد استطاعت» و توان انقلابی و جهادی انجام دهد و از «صبر و استقامت» بهره مند باشد و با «حلم» بردباری عقلانی کارش را به احسن وجه پیش برد. بنابراین، نیاز نخست «جهش اقتصادی» داشتن منابع انسانی با رویکردی جهادی و انقلابی است، که این تغییر در امت اسلامی ایران می بایست پدید آید و مردمانی «مومن و متقی» با «تغییر» در افکار و کردار خویش(رعد، آیه ۱۱؛ مائده، آیه ۹۶)، خواهان تغییر اساسی در شیوه و سبک زندگی خویش شوند به گونه ای که «تولید» به عنوان یک ارزش مقدس الهی برای آنان مطرح شود تا این گونه نه تنها امت ایران اسلامی از فقر اقتصادی رها شوند، بلکه بتوانند با «انفاق و احسان» دیگران را نیز در چارچوب «عدالت قسطی» از مواهب الهی بهره مند سازند و دستگیر فقیران از مردم باشند حتی اگر بردار دینی آنان نباشند؛ زیرا آن چه ملاک انفاق و معیار آن است، بخشیدن درآمد و مال به «فقیر» است؛ به طوری که هیچ عنوان دیگری چون مسلمانی در آن دخیل نبوده و مقید و مشروط به آن نیست؛ از همین روست که «ابرار» به تبعیت از «مقربان» به انفاق و اطعام حتی «کافران حربی اسیر در جنگ» می پردازند.(انسان، آیات ۵ تا ۹) از نظر آموزه های وحیانی قرآن، در شرایط غیر عادی طبیعی همانند سیل و خشکسالی یا غیر عادی غیر طبیعی همانند جنگ و تحریم اقتصادی، لازم است تا منابع انسانی که مدیریت اقتصادی را به عهده می گیرند، از مدیران انقلابی ایمن و کاردان باشند که حرکت های انقلابی آنان در عین عقلانیت و علمیت، توان از میان بردن چالش ها را داشته باشد و موانع فعلی و احتمالی را از سر راه بردارد. از همین روست که حضرت یوسف(ع) با خصوصیت و ویژگی هایی امانت و عقلانیت و عملیت برای دوره بحرانی و سخت خشکسالی برای مدیریت اقتصادی انتخاب می شود تا بتواند با رویکردی انقلابی موانع و چالش ها را بردارد و از آن ها عبور کند و امت را به سلامت به مقصد برساند و مرگ و نیستی را از آنان دور سازد و آرامش و آسایش را برایشان به ارمغان آورد.(یوسف، آیات ۴۷ تا ۵۵)
  2. عدالت قسطی در توزیع منابع مالی: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، مهم ترین هدف و فلسفه بعثت و ارسال رسولان و انزال کتب آسمانی، آگاهی مردم نسبت به حقوق خویش و ایجاد بستر برای «قیام الناس بالقسط» است که تحت رهبری معصومان(ع) انجام می شود.(حدید، آیه ۲۵) بنابراین، مومنان می بایست به عنوان «امت سرمشق و نمونه» و «شاهدان و گواهان الهی» «قوامین بالقسط» باشند و با تمام توان در این امر وارد عرصه کازار شوند تا با اجرای عدالت قسطی هر کسی به حق خویش برسد(نساء، آیه ۱۳۵؛ مائده، آیه ۸) و اگر ظالم و مستکبری مانعی ایجاد می کند، با حذف فیزیکی و فرهنگی ظالم و مستکبر در یک جهاد و قتال، مظلوم و مستضعف را نجات داده و بستری بهره مندی آنان را از قسط فراهم آورد.(نساء، آیه ۷۵) از آن جایی که «اقتصاد» و «مال» عنصر «قوام» اجتماع است و قیام اجتماع و مردم به امر اقتصادی است(نساء، آیه ۵)، لازم است تا مساله اقتصادی به عنوان مهم ترین امر امت در دستور کار قرار گیرد. از همین روست که جهاد در امر اقتصادی همانند «جهاد نظامی» از ارزش و اعتبار بسیاری برخوردار می شود تا جایی که «جهاد با جان و مال» در کنار هم در آیات قرآنی مطرح می شود؛ زیرا هر حرکت جهادی از جمله جهاد نظامی مستلزم فراهم آوری «مال و اقتصاد» است؛ زیرا بدون تغذیه یا ابزارها و عدوات جنگی نمی توان از جهاد سخن به میان آورد و اگر بخواهیم «اعداد» نفرات و تجهیزات برای جهاد و یا ایجاد ارهاب بازدارنده داشته باشیم، می بایست «اقتصاد و مال» در جریان باشد تا با اقتصادی قوی و مقاوم اجتماعات از جمله اجتماعات نظامی را داشته باشیم.(انفال، آیه ۶۰) خدا به صراحت حتی «اموال» را بر «انفس» مقدم می دارد در آیات بسیاری با عبارتی چون « جَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ» (توبه، آیات ۸۱ و ۸۸ ؛ انفال، آیه ۷۲) تا بیان کند که در عملیات نظامی، اقتصاد لازمه اصلی است و اگر کسی بخواهد جهاد با جان داشته باشد، اول باید مالی داشته باشد که جانش را حفظ کند و خوراکش را تامین نماید یا با اقتصاد و مال، ابزارهای لازم جهادی را برایش فراهم آورد تا شخص بتواند به جهاد با جان و نفس در میدان جهاد نظامی شرکت داشته و «مشارکت نظامی» را تحقق بخشد. در یک جهش اقتصادی آن چه لازم است بهره مندی همگان از «عدالت قسطی » است تا این گونه هر کسی بتواند از «منابع» مالی حلال و طیب خویش برای مقاصد عالی انسانی و اجتماعی بهره گیرد. تحقق این امر به آن است که «قوامین بالقسط» از مومنان و مسئولان در یک نظام سیاسی ولایی، به توزیع عادلانه ثروت عمومی و انفال و «فی» بپردازند تا همگان از سطح عادلانه ای از مال و ثروت برخوردار شوند.(حشر، آیه ۷) آن گاه است که افراد مومن و انقلابی با یک حرکت انقلابی در مقام اخلاق اسلامی در سطح احسان و اکرام، به ایثارگری رو می آورند و این ثروت در اختیار را برای بهره مندی عمومی به کار می گیرند به طوری که گاه حتی خود با همه نیاز حتی از اختصاصی ترین نیازهای خویش می گذرند و به ایثارگری رو می آورند.(حشر، آیات ۸ و ۹)
  3. تبدیل تهدیدها به فرصت ها: جهش اقتصادی به نوعی تغییرات انقلابی بستگی دارد که می بایست در منابع انسانی، ابزارها و منابع مالی ایجاد شود؛ زیرا جهش اقتصادی در شرایطی مطرح می شود که اقتصاد با چالش های عظیم مواجه است و همانند رودی خروشان لازم است تا موانع را از سر راه بردارد و با پرش از موانع یا تبدیل آن به فرصتی برای جهش همانند سکوهای پرتاب شناگران، اقداماتی صورت گیرد که اقتصاد بتواند به نقطه اوج و آرامشی خود دست یابد و در بستر و سطحی بدون مانع و چالش به آرامی بتواند به حرکت خود ادامه دهد. در حقیقت، جهش اقتصادی چیزی جز تبدیل تهدیدهایی چون تهدید تحریم به فرصت تولید نیست. البته این زمانی رخ می دهد که مدیریت مومن و انقلابی، به این باور رسیده باشد که همه چیز از جمله «اقتصاد» در دستان پر قدرت خدا است و این مشیت الهی است که امور هستی را رقم می زند و تهدیدات و چالش هایی چون تحریم هر چند محدودیت هایی را ایجاد می کند ولی می تواند ظرفیت ها و استعدادهای بالقوه را آشکار سازد و بستری برای تجلیات آن ها باشد.(توبه، آیه ۲۸) بنابراین، یکی از مهم ترین عوامل جهش را می توان همین «تهدیدها» به شمار آورد که به عنوان چالشی چون تحریم ها خودنمایی می کند؛ انسانی که در دایره تحریم همه جانبه گرفتار آمده است، همانند رودی خروشان می تواند با رویکردی انقلابی و باور و امید به امدادهای غیبی با استقامت و مقاومت تمام در برابر مستکبران و چالش سازان، آن را سکوی برای پرش و جهش قرار دهد و به تولیدات داخلی تکیه نماید و استعدادها را باور نماید. انسانی هر جا که در چالش های شدید و سخت قرار می گیرد ممکن است دو نوع واکنش فعال یا انفعالی داشته باشد؛ گاه ممکن است دست از خروش و انقلاب و جهش بردارد و تسلیم چالش ها و موانع شود؛ یا آن که فعالانه برای رهایی خود با توکل و اعتماد به خدا تلاش کند و تسلیم نشود و با استقامت و انتظار و امید به امدادهای غیبی در هنگام حصار و محاصره، خود را از آن برهاند؛ چنان که حضرت موسی(ع) در شرایطی محاصره همه جانبه با توکل و اعتماد به خدا از مشکلات عبور کرد.(شعراء، آیات ۶۱ تا ۶۷)
  4. اهتمام و توجه به اقتصاد دانش بنیان: یکی از لوازم مهم و اساسی برای جهش اقتصادی توجه و اهتمام به اقتصاد دانش بنیان است؛ زیرا اگر در شرایط عادی و معمولی اقتصاد می توانست بدون علم و دانش مشکلات را حل و فصل نماید؛ در شرایط بحرانی و چالشی چون چالش تحریم، لازم است تا اقتصاد دانش بنیان مدیریت اقتصاد را به دست گیرد. از همین روست که هنگامه بحران خشکسالی پس از ترسالی های بسیار، لازم شد تا حضرت یوسف(ع) با بهره گیری از علم اقتصاد و اقتصاد دانش بنیان مدیریت اقتصادی را به عهده گیرد تا امت را از شرایط بحرانی نه تنها عبور دهد، بلکه جهش اقتصادی پایدار ایجاد کند تا جایی که دیگر ممالک و کشورها و مردمان از فرآورده های اقتصادی کشور مصر به رهبری عزیز حضرت یوسف(ع) بهره مند شود. در اقتصاد دانش بنیان لازم است تا مدیریت آب در قالب سدسازی، مدیریت خاک در قالب کودسازی و بهره وری مناسب، مدیریت توزیع در قالب سهمیه بندی، مدیریت حفظ و صیانت فرآورده ها بر اساس دانش چگونگی نگه داشت مانند نگه داشت در گندم و جو در پوست و انبارهای خاص، به کار گرفته شود که حضرت یوسف(ع) همه این امور را بر اساس دانش به عهده گرفت و توانست تولیدات را افزایش داده و با جهشی بزرگ در تولید، سالیانی خشکسالی که گویا بیش از هفت سال بود، به آسانی مدیریت نماید و بحران را به فرصتی برای تولید وافزایش آن تبدیل کند.(یوسف، آیات ۴۷ تا ۷۲) در آیات قرآنی یکی از اصول اساسی در حوزه اقتصادی، دانش و علم است؛ زیرا همان طوری که قرار دادن عنصر اقتصاد این مایه «قیام اجتماع و مردم» به دست «سفیه و نازآموزده»(نساء، آیات ۵ و ۶) خطا است، هم چنین دادن اقتصاد به دست به دست غیر عالم و نادان خطا و غلط است؛ از همین روست که حضرت یوسف(ع) بر عنصر «علیم» یعنی دانایی به شکل خاص و اختصاصی تاکید دارد؛ زیرا اقتصادی می تواند به ویژه در زمان بحران ها و تهدیدها و چالش ها سربلند بیرون آید که مدیریت آن عالمانه باشد و در همه حوزه های اقتصادی از تولید تا توزیع تا مصرف، علم و دانش حرف اول را بزند.(یوسف، آیه ۵۵)