عوامل اجتماعی سقوط در دامن کفر

خیانت

بسم الله الرحمن الرحیم

چرا انسان کافر می شود و منکر غیب و قیامت و حسابرسی شده و همانند حیوانات و چارپایان تنها در اندیشه خور و خواب و خشم و شهوت به خود و دیگران ظلم و ستم روا می دارد و هنجارشکنی و قانون شکنی پیشه می کند و به جای فضایل اخلاقی، دنبال رذایل اخلاقی می رود و در نهایت سقوط آزادی در دوزخی ابدی می کند؟

از نظر قرآن، علل و عوامل متعددی از تربیت گرفته تا تقلیدکورکورانه و جهالت عقلی و جهالت علمی و مانند این ها در این امر نقش دارد. نویسنده در این مطلب بر آن است تا بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، به عوامل اجتماعی گرایش انسان به کفر اشاره کند و بیان دارد که چرا و چگونه انسانی حتی مسلمان و مومن در نهایت ممکن است گرفتار ارتداد و کفر شود و از مسیر بندگی خارج شده و به دام و دامن شیاطین افتد. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

کافر مسلمان نما و مسلمان کافر

از نظر قرآن، گاهی کافری با گفتن شهادتین، اعلام اسلام می کند تا این گونه بتواند مقاصد کفر آمیز خویش را در یک امنیت اجتماعی پیش برد. چنین افرادی همان منافقان هستند که افکار و اندیشه های باطنی و فلسفی باطل خویش را در دل نهان و مخفی می دارند و به ظاهر فلسفه اسلامی را به عنوان فلسفه زندگی خویش بیان می کنند. البته این افراد به سبب رفتارهایی که از خود بروز می دهند قابل شناسایی هستند؛ زیرا از نظر قرآن، اگر «اقرب» و نزدیک ترین قول و فعل به تقوای الهی که برآیند عبادت و بندگی شریعت محور و اسلام مدار افراد است(بقره، آیه ۲۱)، دو رفتار اجتماعی «عدالت قسطی(مائده، آیه ۸؛ نساء، آیه ۱۳۵) و عفو و گذشت از خطا و اشتباهات دیگران(بقره، آیه ۲۳۷) باشد، منافقان و مدعیان اسلام دروغین، از عدالت قسطی و عفو به دور هستند و در شرایط بحرانی نیز کفر خویش را آشکار می سازند؛ چنان که خدا می فرماید: وَلِیَعْلَمَ الَّذِینَ نَافَقُوا وَقِیلَ لَهُمْ تَعَالَوْا قَاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَوِ ادْفَعُوا قَالُوا لَوْ نَعْلَمُ قِتَالًا لَاتَّبَعْنَاکُمْ هُمْ لِلْکُفْرِ یَوْمَئِذٍ أَقْرَبُ مِنْهُمْ لِلْإِیمَانِ یَقُولُونَ بِأَفْوَاهِهِمْ مَا لَیْسَ فِی قُلُوبِهِمْ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا یَکْتُمُونَ الَّذِینَ قَالُوا لِإِخْوَانِهِمْ وَقَعَدُوا لَوْ أَطَاعُونَا مَا قُتِلُوا قُلْ فَادْرَءُوا عَنْ أَنْفُسِکُمُ الْمَوْتَ إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِینَ ؛ همچنین کسانى را که دو رویى نمودند نیز معلوم بدارد و به ایشان گفته شد: بیایید در راه خدا بجنگید یا دفاع کنید گفتند اگر جنگیدن مى‏ دانستیم مسلما از شما پیروى میکردیم آن روز آنان به کفر نزدیکتر بودند تا به ایمان به زبان خویش چیزى مى گفتند که در دلهایشان نبود و خدا به آنچه مى ‏نهفتند داناتر است؛ همان کسانى که خود در خانه نشستند و در باره دوستان خود گفتند: اگر از ما پیروى می کردند، کشته نمى ‏شدند، بگو: اگر راست مى‏ گویید مرگ را از خودتان دور کنید.(آل عمران، آیات ۱۶۷ و ۱۶۸)

مدعیان اسلام از منافقان را می توان حتی نشانه های رفتاری و گفتاری و لحن سخن شناخت؛ زیرا به گونه ای سخن می گویند که معلوم می شود دروغ می گویند(محمد، آیه ۳۰)، به ویژه که گاه از خود پیامبر(ص) نیز خود را مومن تر نشان می دهند و سخت گیری بیش تری دارند؛ زیرا به جای اعتدال(فرقان، آیات ۶۶ و ۶۷؛ اسراء، آیات ۲۸ و ۲۹) و وسطیت (بقره، آیه ۱۴۳) هماره گرفتار افراط و تفریط هستند؛ و با آن که در میان مومنان و مسلمانان هستند، دلهایشان با کافران است و به جاسوسی برای آنان اقدام می کنند و با دو تابعیتی بودن خود نشان می دهند که آماده فرار از میان امت اسلام در شرایط جنگ و خطر هستند؛ چنان که خدا می فرماید: فَتَرَى الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ یُسَارِعُونَ فِیهِمْ یَقُولُونَ نَخْشَى أَنْ تُصِیبَنَا دَائِرَهٌ فَعَسَى اللَّهُ أَنْ یَأْتِیَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِنْ عِنْدِهِ فَیُصْبِحُوا عَلَى مَا أَسَرُّوا فِی أَنْفُسِهِمْ نَادِمِینَ ؛ مى ‏بینى کسانى که در دلهایشان بیمارى است در آنان شتاب مى ‏ورزند، مى‏ گویند: مى‏ ترسیم به ما حادثه ناگوارى برسد. امید است‏ خدا از جانب خود فتح منظور یا امر دیگرى را پیش آورد تا در نتیجه آنان از آنچه در دل خود نهفته داشته‏ اند، پشیمان گردند. (مائده، آیه ۵۲)

در این آیه خدا بیان می کند منافقان «یُسَارِعُونَ فِیهِمْ» یعنی در آنان شتاب می کنند و زود می خواهند خودشان را در میان کافران ببیند، و نمی فرماید:« یُسَارِعُونَ اِلیهِمْ؛ به سوی آنان شتاب می ورزند»؛ زیرا دلهای آنان به سوی کافران است و از نظر اعتقادی با آنان هستند، و تنها منتظر قرار گرفتن در میان آنان هستند. پس اگر خطر جنگ و نا امنی پیش بیاید با شتاب می روند تا در آنان باشند؛ چنان که قلب ایشان با آنان است، جسم ایشان نیز با آنان باشد.

از نظر قرآن، همان طوری که کافرانی چون منافقان با مسلمانی نما بر آن هستند تا از شرایط امت بهره برداری کنند، و در شرایط بحرانی فرار می کنند، هم چنین مسلمانانی هستند که در عمل باید آنان را کافر دانست، هر چند که اهل نماز و روزه است؛ زیرا کارهایی به ویژه در حوزه رفتار اجتماعی انجام می دهد که در نهایت به کفر می انجامد و شخص را از جاده اسلام به ارتداد و کفر وارد می سازد.

عوامل اجتماعی کفرآفرین

با توجه به این که خطر کفر برای مسلمان وجود دارد، می بایست مسلمانان با مراجعه و تدبر در آیات قرآنی دریابند چه عواملی ممکن است ایشان را به کفر بکشانند و از دایره مسلمانی بیرون برد. از جمله مهم ترین عواملی که کفرآفرین است و گرایش به کفر را موجب می شود، اموری چون این رفتارهای اجتماعی است که برخی از مسلمانان آگاهانه و عامدانه انجام می دهند و از روی علم و عمد خود را گرفتار کفر می کنند:

  1. اختلاف افکنی: از نظر قرآن، مسلمان در هر یک از شرایع اسلامی ممکن است با رفتار اجتماعی اختلاف افکنی و ایجاد شبهه در دین و یا مسلمانان دیگر، از دایره اسلام به کفر وارد شود، چنان که برخی از اهل کتاب از شرایع دیگر اسلامی، با اختلاف انگیزى در دین و مسلمانان دیگر، پس از درک حقیقت آن دین اسلام، گرفتار کفر شدند.(آل عمران، آیه ۱۹) هر گونه رفتار اختلاف افکنی از سوی مسلمانی در عقاید اسلامی و ایجاد شبهه گناهی نابخشودنی است که شخص را از دایره اسلام و مسلمانی خارج و به کفر می کشاند؛ زیرا از نظر قرآن چنین شخص در حکم باغی است و بغی به نوعی تجاوز و طغیان علیه امت و نظام سیاسی ولایی است. بنابراین، شخصی که به این رفتار اجتماعی زشت و گناه اقدام می کند، به عنوان باغی شناخته می شود که علیه رهبری اسلامی قیام و عمل کرده است.
  2. تقلید کورکورانه و رفتار ارتجاعی: از نظر قرآن، تقلید کورکورانه از دیگران و نیاکان و بازگشت به فرهنگ جاهلی قبل از اسلام و احیاء و زنده نگه داشت آیین های باطل قبل از اسلام، از موجبات و عوامل کفرآفرین است که شخص را از دامن اسلام به کفر می کشاند. اصولا همان طوری که تقلید کورکورانه موجب بقای کافر بر کفر است، همین عامل می تواند موجب گرایش مسلمان به کفر می شود.(یونس، آیات ۷۵ تا ۷۸؛ ابراهیم، آیات ۹ و ۱۰؛ مومنون، آیات ۲۳ و ۲۴؛ ص ، آیات ۴ تا ۷؛ زخرف، آیات ۲۳ و ۲۴؛ مائده، آیات ۱۰۳ و ۱۰۴)
  3. استکبار: رفتار اجتماعی استکبار که موجب استضعاف قشری از افراد اجتماع می شود، از عواملی است که مسلمانی را به کفر می کشاند؛ چنان که ابلیس با همه عبادت شش هزار ساله خودش ، به سبب استکبار نسبت به حضرت آدم(ع) از اسلام به کفر گرایید و تمام اعمال عبادی خویش را احباط و نابود کرد.(بقره، آیه ۳۴؛ نحل، آیه ۲۲؛ ص، آیه ۷۴؛ زمر، آیه ۵۹) البته این برداشت در صورتی است که گفته شود که جمله «کان من الکافرین» به معناى «صار من الکافرین» است؛ یعنى به دلیل استکبار از اسلام به کفر گرایید و کافر شد. (مجمع البیان، ج ۱ – ۲، ص ۱۹۱؛ الکشاف، ج ۱، ص ۱۸۱) اما اگر گفته شود که جمله به معنای آشکار شدن کفر ابلیس پس از آزمایش و ابتلایی الهی به سجده بر آدم(ع) بوده است، در این صورت به این معنا خواهد بود که منافقی در زمان خطر و بحران، نفاق خویش را آشکار کرد و کفر خود را بروز داد. از نظر قرآن، اصولا مستکبران، عامل تحمیل کفر بر مستضعفان جامعه هستند و آنان را به اشکال مختلف به کفر می کشانند، یعنی خودشان به سبب روحیه استکباری کافر شده و دیگران را نیز به مسلک کفر می کشانند.(سباء، ایه ۳۳)
  4. اسراف: از نظر قرآن، اسراف و زیاده روی در هر کاری ممکن است انسان را از اسلام به کفر بکشاند. کسانی که روحیه اسراف دارند همان طوری که درمسایل جنسی از مسیر خارج می شوند به هم جنس گرایی و هم جنس بازی رو می آورند، هم چنین ممکن است در همه امور گرفتار چنین رویه باطلی شوند و از اسلام و جاده حق و حقیقت به جاده کفر و باطل گرایش یابند.(غافر، آیات ۴۲ و ۴۳)
  5. اطاعت از عالمان شرایع پیشین: از نظر قرآن، اسلام فقط دین الهی و حق است که باید از آن اطاعت شود(آل عمران، آیات ۱۹ و ۸۴)، اما این بدان معنا نیست که شرایع سابق(شوری، آیه ۱۳) هم چنان بر حقانیت باشند، بلکه با آمدن شریعت مثلا عیسی(ع)، موسویان می بایست به آن شریعت در آیند و وقتی شریعت پیامبر آخرزمان یعنی محمد مصطفی(ص) آمد، همه شرایع می بایست به این شریعت گرایش یابند. بنابراین، بقا بر شرایع سابق به یک معنا کفر است و کسی که به عالمان شرایع پیشین مراجعه کند از اسلام به کفر گراییده است. بر این اساس، هر گونه اطاعت مسلمانی از عالمان شرایع پیشین به معنای گرایش به کفر و ارتداد از اسلام تلقی می شود.(آل عمران، آیه ۱۰۰)
  6. شیاطین انسی و جنی: از نظر قرآن افرادی در زندگی مسلمانان شیطنت می کنند که شامل انسان و جن هستند. اینان با شیطنت خویش مسلمان را از اسلام به کفر می کشانند.(فصلت، آیه ۲۹) بنابراین، مسلمانی که با افراد شیطان انسی یا جنی ارتباط دارند و کارهای شیطنت آمیز آنان را تایید یا حتی همراهی می کنند، در نهایت از اسلام به کفر کشیده خواهند شد. پس شخص مسلمان می بایست با دوستی و همراهی و همکاری با چنین افرادی اجتناب کند و کارهای شیطنت آمیز آنان تایید یا با آنان در رفتار همراهی نکند که موجب کفر وی خواهد شد.(همان)
  7. انکار قلبی و قولی و فعلی احکام شریعت: از دیگر عواملی که مسلمان را از اسلام به کفر می کشاند، انکار قلبی، قولی و عملی احکام شریعت است.(نحل، آیه ۲۲) پس کسانی که ضروریات دین مانند قیامت و دوزخ و آتش دوزخ (یس، آیات ۶۳ و ۶۴؛ احقاف، آیه ۳۴ ؛ جامع البیان، ج ۱۲، جزء ۲۳، ص ۲۹ و نیز ج ۱۳، جزء ۲۶، ص ۴۸) و احکام ضروری و قطعی آن چون حج، نماز، روزه، حجاب و مانند آن ها را انکار می کنند، از اسلام خارج و کفر داخل می شوند.(مائده، آیه ۵؛ مجادله، آیه ۴؛ آل عمران، آیه ۹۷) البته برخی منکر ضروریات دین و احکام الهی نیستند، بلکه با آن اعتقاد دارند، ولی به هر دلیلی مانند تنبلی یا لامبالاتی تن به روزه و نماز نمی دهند، از اسلام خارج نخواهند شد ولی زمینه و بستر خروج و کفر را دارا هستند. خدا درباره ترک حج برای کسی که استطاعت مالی و بدنی و مانند آن ها را دارد هشدار داده که چنین کسی گرفتار کفر می شود(آل عمران، آیه ۹۷)؛مقصود از «و من کفر» ترک حج است که از باب تغلیظ و سختگیرى بر تارک حج اطلاق کفر شده است. (الکشاف، ج ۱، ص ۳۹۰) هم چنین تغییر و جابه جا کردن ماههاى حرام از سوی کافران موجب افزایش کفر کافران و از سوی مسلمانان موجب گرایش به کفر می شود.(توبه، آیه ۳۷)
  8. تبعیض در احکام: یکی از بدترین حالات مسلمانی این است که انسان به برخی از آموزه های معرفتی یا دستوری آن ایمان بیاورد و نسبت به برخی دیگر از در انکار وارد شود. از نظر قرآن، پذیرش برخى احکام الهى و انکار بعضى دیگر، موجب کفر است و شخص را از اسلام به کفر می کشاند.(نساء، آیه ۱۵۰)
  9. بخل ورزی: از مهم ترین احکام اسلام در کنار نماز، انفاقات مالی به دیگران است(بقره، آیه ۳)؛ بنابراین، کسی که به جای انفاق، بخل می ورزد، از رفتار اجتماعی اسلامی خارج است و بدتر کسی که نه تنها بخل می کند، بلکه یا دیگران را بدان امر و فرمان می دهد و تشویق می کند و بدتر حتی مانع خیررسانی دیگران می شود. چنین افرادی از اسلام به کفر در می آیند و این گونه آخرت خویش را تباه می سازند.(نساء، آیه ۳۷؛ حدید، آیه ۱۹ و آیات دیگر) از نظر قرآن کسی که به ضروریات دین از جمله احکام ضروری عمل نمی کند و در عمل مخالفت می کند، گرایش به کفر دارد. از جمله انکار انفاق و زکات و بخل ورزی در این موارد موجب می شود که شخص کافر شود(بقره، آیه ۲۵۴)؛ زیرا منظور از «والکافرون» انکار زکات است. (الکشاف، ج ۱، ص ۲۹۹)
  10. بی تقوایی و فجور رفتاری: از دیگر عواملی که انسان را از دایره اسلام به کفر می کشاند، بی تقوایی و فجور رفتاری است. اگر عفو و عدالت قسطی نزدیک ترین عامل تقواساز است، می بایست گفت که کسی که اهل عفو و عدالت قسطی نیست، به طور طبیعی از اسلام به کفر گرایش می یابد و چنین مسلمانی می بایست از چنین تغییر وضعیتی بترسد.(نساء، آیه ۱۳۱)
  11. تحریف دین: از دیگر عوامل و موجبات گرایش مسلمان به کفر، تحریفی است که نسبت به اسلام و آموزه های آن انجام می دهد؛ یعنی مطالب و احکام دین اسلام را به گونه ای بیان می کند که مقاصد دنیوی خود یا دیگران برآورده شود و آیات روشن الهی را با تحریف لفظی یا معنوی به آیات شبهه ناک یا متشابه تبدیل و تغییر می دهد؛ چنان که با تحریف معنوی واژه ولایت از سرپرستی به محبت و تغییر مفهوم مودت از اطاعت محبت آمیز ، عملا مردم را از اطاعت معصومان(ع) دور کردند و بستر گمراهی عمومی امت را با تحریف فراهم آوردند. چنین افرادی گرفتار کفر شدند و از دایره اسلام خارج.(بقره، آیات ۲۱۱ و ۲۱۲ و آیات دیگر)
  12. تخلف از رهبری و ولی الله: از دیگر اموری که موجب کفر می شود، تخلف از فرامین رهبری و ولی الله از جمله تخلف از حکم جهاد و سرباز زدن از پیکار در راه خدا است. پس مسلمانی که از اطاعت فرامین سرباز زند و تخلف نماید، باید خود را در معرض خطر کفر ببیند.(آل عمران، آیه ۱۶۷)
  13. تفاخر: تفاخر و فخرفروشی از سوی افراد مسلمان، موجب قرار گرفتن در زمره کافران می شود.(کهف، آیات ۳۴ تا ۳۷؛ سبا، آیات ۳۴ و ۳۵) خدا بارها در قرآن هر گونه فخر فروشی از جمله نمایش ثروت و قدرت به عناوین مختلف را سرزنش کرده و به مردمان هشدار داده که آن چه خدا داده است برای بهره گیری در اختیار گذاشته برای اهانت به دیگری نیست و کسانی که با تفاخر به دیگری اهانت می کنند، محبوب خدا نیستند و خدا چنین افرادی را دوست نمی دارد؛ زیرا کسانی هستند که اهل خیال بافی هستند.(حدید، آیات ۲۲ و ۲۳)
  14. تکاثر: همان طوری که تفاخر در رفتار اجتماعی موجب می شود تا انسان محبوب خدا نباشد و در نهایت ممکن است به کفر گرایش یابد، هم چنین ثروت اندوزی و تکاثر عاملی برای گرایش انسان به کفر است و مسلمان می بایست بداند به گرایش به تکاثر بستری برای گرایش به کفر را در خود ایجاد می کند.(کهف، آیات ۳۴ تا ۳۷؛ سباء، آیات ۳۴ و ۳۵)
  15. ربا و حرام خواری: هر گونه حرام خواری و مال مردم خواری از جمله رباخواری و نزول خواری عاملی است که مسلمان را به کفر می کشاند.(نساء، آیه ۱۱۶)
  16. حسادت: این که انسان نسبت به داشته های دیگران حسادت ورزد، خود می تواند مسلمان را به کفر بکشاند و بستری باشد که دین را از دست بدهد و کافر شود.(آل عمران، آیه ۱۹؛ نساء، آیات ۵۱ تا ۵۴)
  17. دشنام: دشنام و بد گویی درباره دیگران به ویژه پیامبران و از جمله پیامبر مکرم اسلام(ص) و امامان معصوم(ع) مسلمان را از اسلام به کفر می کشاند و حکم کافر بر او بار می شود(بقره، آیه ۱۰۴)؛ امام باقر(علیه السلام) فرمود: «راعنا» به عبرى فحش و ناسزا است. (مجمع البیان، ج ۱ – ۲، ص ۳۴۳)
  18. رفاه زدگی: کسانی که از ثروت زیاد برخوردارند، اگر از امکانات و ثروت خویش به درستی استفاده نکنند و گرفتار بدمستی بهره مندی از این امکانات شوند، ممکن است از اسلام به کفر بروند.(زخرف، آیه ۳۳؛ کهف، آیات ۳۲ تا ۳۷)
  19. یادگیری و استفاده از سحر: از امور دیگری که مسلمان را به کفر می کشاند، سحر و جادو و بهره گیری از آن در زندگی خود و دیگران است.(بقره، آیه ۱۰۲)
  20. ظلم و ستم: هر گونه ظلم و ستم در هر شکل و قالبی موجب می شود که مسلمان در فرآیندی از اسلام خارج و کافر شود.(بقره، آیات ۶۱ و ۲۵۸؛ ال عمران، آیات ۱۱۲ و ۱۲۷ و ۱۲۸ ؛ ابراهیم، آیه ۱۳ و آیات دیگر)
  21. فسق: هر گونه فسق و پرده دری موجب می شود تا شخص از اسلام به کفر کشیده شود.(بقره، آیات ۲۶ و ۹۹؛ آل عمران، آیه ۱۱۰؛ یونس، ایه ۳۳)
  22. قضاوت باطل: قضاوت و داورى به باطل و خلاف احکام الهى، سبب قرار گرفتن در زمره کفرپیشگان می شود و مسلمان را از اسلام به کفر می کشاند؛ چنان که یهودیان این گونه گرفتار شدند.(مائده، آیه ۴۴)
  23. جنگ با خدا و رهبری: هر گونه جنگ علیه خدا و رهبران الهی و اولیای امور به معنای خروج از اسلام به سوی کفر است.(انفال، آیات ۱۲ تا ۱۴؛ مجادله، آیه ۵)
  24. کتمان حق: مسلمانی که حق را کتمان کند به کفر گرایش می یابد.(بقره، آیات ۱۵۹ تا ۱۶۱) البته جز راست نباید گفت ولی هر راست نشاید گفت. این به معنای کتمان حق نیست؛ زیرا اگر کتمان حقی صورت گیرد که مردم آسیب ببیند و نتوانند در فتنه حق و باطل را تشخیص دهند این خطرناک است.
  25. کتمان نعمت: از نظر قرآن کتمان نعمت های الهی موجب کفر است و مسلمان را از اسلام به سوی کفر می کشاند.(نساء، آیه ۳۷)