عوامل، آثار و درمان ناامیدی

بسم الله الرحمن الرحیم
ناامیدی یا نومیدی نقیض امید است. امید به معنای اعتماد، انتظار، توقع و چشم داشت است. امید به چیزی یا کسی هر چند که ناظر به آینده است، ولی موتور محرکه زندگی بشر است؛ زیرا انتظار رسیدن به آن چیز یا کس است که شخص را به آینده امیدوار کرده و سرزندگی، نشاط، تحرک و فعالیت خلاقانه را در او ایجاد می کند. آن آینده امیدواری بخش است که امروز را معنا می بخشد. در برابر ناامیدی عامل کسالت، بی تحرکی، افسردگی و بی اعتمادی نسبت به آینده می شود و آدمی را در غم و حزن سنگینی فرو می برد به طوری که دست و دلش به کاری نمی رود. نویسنده در این مطلب با مراجعه به آموزه های وحیانی قرآن بر آن است تا عوامل و آثار زیانبار نومیدی با راه های درمان آن بر اساس آموزه های وحیانی قرآن را تبیین نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.
امیدواری موتور محرک زندگی
امید که از آن در عربی و قرآن با واژگانی چون «اَمَل»، «رجا»، «طمع»، «عسى»، «لعلّ»، «تمنى» و جمله‌هایى که مفید این معنا تعبیر می شود، موتور محرک زندگی است؛ زیرا بدون امید به آینده و دست یابی به چیزی انسان هیچ انگیزه ای برای فعالیت و عمل ندارد. از این روست که وقتی شخص، غایتی را تصور می کند به امید دست یابی به آن فعالیت های خود را شکل می بخشد. بر همین اساس گفته شده که اگر چه غایت در مقام خارج آخرین دستاورد فعالیت بشری در هر کاری است، ولی در مقام ذهن اولین چیزی است که تحقق می یابد و انگیزه فعالیت او می شود. شوق دست یابی به آن همان امیدی است که در شخص تحقق می یابد و او را به حرکت و تلاش بر می انگیزاند.
امید به هر چیزی کار را بر انسان آسان می کند و سبب تقویت روحیه و آسان شدن سختى‌هاى انجام هر کاری می شود.(نساء، آیه ۱۰۴) از این روست که یکی از مهم ترین راه های ایجاد استقامت در افراد، افزایش توان روحی و معنوی، افزایش اراده و عزم در عمل و نیز رهایی از یاس و نومیدی، امیدآفرینی در افراد است تا این گونه در برابر مشکلات و سختی ها و فشارهای درونی و بیرونی استقامت یافته و برای رسیدن به مقصد و مقصود دست از هیچ تلاش و کوششی بر ندارد و فشارها را خنثی کرده و موانع را برطرف نماید.(نساء، آیه ۸۴)
به هر حال، موتور محرک زندگی ، امیدی است که در هر دلی زنده است و اگر لحظه ای انسان گرفتار نومیدی شود گرفتار یاس و نومیدی شده و دست از تلاش و کوشش بر می دارد و به همان میزان در تحقق غایت و رسیدن به آن با شکست و سرخوردگی مواجه می شود. از این روست که ایجاد امید در افراد به عنوان مهم ترین عامل حیات بخش و حیات آفرین در زندگی بشر مطرح است و انسان با امید است که زندگی می کند و تلاش و کار کرده و از زندگی لذت می برد و خطرات و مشکلات و مصیبت ها را به جان می خرد و با صبر و حلم از آن می گذرد؛ زیرا می داند که در برابر هر مشکلی که با آن مواجه می شود، دو آسانی است که این مشکل را از پیش و پس در بر گرفته است؛ چرا که خداوند می فرماید: فان مع العسر یسرا. ان مع العسر یسرا؛ زیرا کلمه «عسر» معرفه است، در حالی که «یسر» نکره است؛ یعنی همان یک عسر با دو یسر همراه است که هر یک از آن یسرها و آسانی ها غیر از آن دیگری است.(شرح، آیات ۵ و ۶)
نومیدی، مرگ خاموش انسان
اگر چراغ حیات آفرین امید در دلی خاموش شود، انسان با مرگی آرام همراه با دردی جانکاه رو به رو خواهد شد؛ زیرا ناامیدی در دلی جای گیرد، روان آدمی را در محاق می برد و جسم و تن را به آرامی به سوی تحلیل و مرگ می کشاند. در فرهنگ قرآنی از نومیدی به یاس و قنوط و مانند آن تعبیر می شود و خداوند آن را از گناهان کبیره دانسته است؛ بلکه باید گفت گناهی بس بزرگ تر از این گناه نیست؛ زیرا کسی که دچار نومیدی می شود، از خدا و رحمت او مایوس و نومید شده است نه از خودش؛ هر چند که در ظاهر شخص از خود و توانایی خویش در دست یابی به هدف و غایت نومید است، ولی در واقع چنین شخصی نه از خویش بلکه از خدای خویش نومید شده است.
نومیدی از خدا به این معنا است که شخص خداوند دانا و توانا و بخشنده را خدایی نادان، ناتوان و بخیل دانسته و جهل و عجز و بخل را به وی نسبت داده است؛ در حالی که خداوند به علم شهودی و حضوری بر همه چیز دانا و علیم و به هر کاری توانا و قدیر و به هر کسی بخشنده و رحیم است.
موانع امید
این که چرا انسان به جایی آن که بذر امید را در دل بکارد، بذر نومیدی را در دل می کارد و اجازه نمی دهد تا گل امید در دلش جوانه زده و به بار نشیند، پرسشی است که خداوند در آیات قرآنی بدان پاسخ داده است.
از نظر قرآن اموری چون موارد زیر است که بذر نومیدی را در دل ها می کارد و مانع ایجادی امید در دل ها می شود. این موارد عبارتند از:
۱. امور ناخوشایند: بروز مشکلات و امور ناخوشایند در زندگى انسان مانع امید اوست. خداوند در آیه ۹ سوره هود می فرماید: ولـئن أذقنا الإنسـان منّا رحمه ثمّ نزعنـها منه إنّه لیـوس کفور؛ هر گه به انسان از خودمان رحمتی را بچشانیم و سپس آن رحمت را از وی سلب نماییم ، انسان گرفتار نومیدی و کفر و کفران می شود. در جایی دیگر در همین باره می فرماید: وإن تصبهم سیّئه بما قدّمت أیدیهم إذا هم یقنطون؛ اگر به سبب دستاوردهای خودشان به ایشان بدی برسد؛ در این هنگام نومید می شوند.(روم‌، آیه ‌۳۶) در جایی دیگر می فرماید: لایسئـم الإنسـان من دعاء الخیر وإن مّسّه الشّرّ فیـوس قنوط؛ انسان از نیایش و دعای خیر خسته نمی شود و اگر شری با او تماس بگیرد و او را مس کند، پس مایوس و نومید می شود.(فصلت، آیه ‌۴۹)
۲. تغییرات طبیعی: جهان مادی ، جهان تغییرات است. ناپایداری در ذات دنیا است و نمی توان چیزی را یافت که در حال تغییر نباشد و از حالتی به حالتی دیگر که متضاد و یا متناقض آن است تبدیل نشود. انسان در ذات خود این تغییرات را می ببیند که از نطفه به طفل و کودک و سپس نوجوان، جوان، میانسالی، پیری و کهنسالی می رسد.(مومنون، آیه ۱۴) جهان را می بیند که چهار فصل دارد(فصلت، آیه ۱۰) و بهار با طراواتش با زمستان سخت و مرگواره اش همراه است. با این همه انسان وقتی تغییراتی را می بیند که جزو سنت و قوانین طبیعت دنیوی است، برخورد منطقی وعقلانی با آن ندارد و مثلا با پیری گرفتار نومیدی می شود و امیدش را به خیلی از چیزها از دست می دهد. خداوند در آیه ۴۰ سوره آل عمران به پیرى زکریّا(علیه السلام) و نازایى همسرش اشاره می کند که مانع امید او به فرزنددار شدن بود و بر همین اساس به جای آن که به سبب آفرین توجه کند به اسباب دلبسته بود و امید به اسبابی داشت که تغییر کرده و دیگر نمی توانست آن امیدش را بر آورده سازد؛ در حالی که باید به سبب آفرین توجه می کرد که به این اسباب قدرت تاثیر می دهد. اگر ایشان به سبب آفرین توجه می یافت، به جای آن که بذر نومیدی در دل بکارد بذر امید به خدای سبب آفرین می کاشت و امید به خدا می بست.
۳. فقدان اسباب و تغییرات ناخواسته: از دیگر عوامل ایجاد نومیدی و یاس در افراد، می بایست به  فقدان اسباب مناسب برای رسیدن به هدف اشاره کرد. وقتی انسان در می یابد که اسباب رسیدن به هدف و غایت فراهم نیست، گرفتار نومیدی می شود. به عنوان نمونه یک کشاورز غیر از زمین خوب و مناسب و کار و بذر، نیازمند آب خوب و مناسب کشاورزی است؛ ولی وقتی کشت می کند و بذر می پاشد و با فقدان آب یا باران مواجه می شود و آثار خشکسالی را در طبیعت می بیند، نومید می شود و دست از کار و تلاش می  شوید. در حالی که انسان باید امیدش به جای اسباب به خدای سبب آفرین ببندد و خواستار نشر و انتشار رحمت الهی باشد. خداوند در آیاتی از قرآن به عنوان نمونه خشکسالى را به عنوان مانع امید انسان کشت و زرع دانسته و گرفتار نومیدی می شود؛ در حالی که باید به خدایی دل بست نزول باران یکی از راه های بهره مندی از نعمت ها و رحمت های واسع اوست: وهو الّذى ینزّل الغیث من بعد ما قنطوا وینشر رحمته ؛ و او خدایی است که باران را پس از نمومدی می فرستد و رحمتش را نشر و پراکنده می سازد.(شورى‌، آیه ‌۲۸)
۴‌. کفر: از نظر قرآن کفر، از موانع امید داشتن انسان به رحمت خدا است و تنها کسانی گرفتار نومیدی می شوند که نسبت به خداوند یا شناخت ندارند یا ایمان و گرفتار کفر و کفران هستند. خداوند می فرماید: ولاتایـسوا من رّوح اللّه إنّه لایایـس من رّوح اللّه إلاّ القوم الکـافرون؛ از روح الله مایوس و نومید نشوید؛ زیرا تنها قوم کافر هستند که نسبت به روح الله مایوس می شوند.(یوسف‌، آیه ‌۸۷) در جایی دیگر می فرماید: والّذین کفروا بـایـات اللّه ولقائِه أولـئک یـئسوا من رّحمتى؛ و کسانی که به آیات الهی و لقای او کافر هستند ، ایشان مایوس از رحمت الهی هستند.(عنکبوت‌، آیه‌۲۳)
۵. گمراهى: ضلالت و گمراهى، مانع امید انسان به رحمت الهى است؛ چنان که خداوند می فرماید: قال ومن یقنط من رّحمه ربّه إلاّ الضَّآلّون؛ گفت و چه کسی جز گمراهان از رحمت پروردگارشان مایوس و نومید هستند؟(حجر‌، آیه‌۵۶)
به هر حال از آیات قرآنی به دست می آید این عوامل در نومیدی به ویژه نومیدی از خداوند و رحمت واسع الهی نقش دارد که باید از آن ها اجتناب کرد و برای درمان آن چاره جویی نمود.
آثار و نشانه های ناامیدى
اگر بخواهیم دریابیم که گرفتار حالت نومیدی هستیم یا دیگران گرفتار هستند، می توانیم از نشانه ها و آثار آن به این امر دسترسی یابیم.
۱. عذاب الهی : از نظر قرآن، ناامیدى به آینده برتر و ملاقات با پروردگار جهان، سبب انجام کارهاى ناشایست و گرفتارى به عذاب می شود. خداوند می فرماید: إنّ الّذین لایرجون لقآءنا ورضوا بالحیوه الدّنیا واطمأنّوا بها .. أولـئک مأویـهم النّار بما کانوا یکسبون؛ کسانی که نومید از لقای ما هستند و به زندگی دنیوی رضایت داده و بدان اطمینان یافته اند.. آنان به سبب آن چه به دست می آورند، آتش سکونت و ماوی و منزلشان است.(یونس‌، آیات ‌۷‌و‌۸)
۲. سرکشی و طغیان: از دیگر آثاری که قرآن برای نومیدی به خدا و دیدارش مطرح کرده است یعنی کسی که به رستاخیز امید ندارد، سرکشی و طغیان است. پس انسان نومید اهل طغیان و هنجارشکنی است و به قوانین شریعت و جامعه توجهی نداشته و قانون شکنی می کند. از این روست که خداوند در قرآن ناامیدى به دیدار پروردگار جهان، سبب سرکشى دانسته و می فرماید: فنذر الّذین لایرجون لقآءنا فى طغیـانهم یعمهون؛ پس کسانی که نومید از لقای ما هستند در طغیان خودشان رها می سازیم. (یونس‌، آیه‌۱۱)
۳. کارهای ناشایست: چنان که از آیات ۷ و ۸ و ۱۱ سوره یونس به دست آمده کارهای ناشایست و هنجارشکنی از پیامدهای نومیدی است. در حقیقت انسانی که نا امید است دچار بحران هویت و خروج از رفتارهای متعادل می شود.
۴. گردنکشی و امتیازگرایی: از دیگر آثار نومیدی نسبت به لقای الهی و رستاخیز و معاد گردنگشی بزرگ است که در آیه دیگری بیان شده است. خداوند می فرماید: وقال الّذین لایرجون لقاءنا … وعتو عتوّا کبیرا؛ و کسانی که نومید از لقای ما هستند.. گردنکشی بسیار و بزرگی دارند.(فرقان‌، آیه‌۲۱)
۵. رفتارهای نامعقول: ناامیدى به دیدار خدا، سبب درخواست‌هاى نامعقول می شود. از جمله این درخواست های نامعقول می توان به درخواست تحریف قرآن از پیامبر(صلى الله علیه وآله) است که از سوی مشرکان و کافران مطرح می شود: وإذا تتلى علیهم ءایاتنا بیّنـات قال الّذین لایرجون لقآءنا ائت بقرآن غیر هـذا أو بدّله قل ما یکون لى أن أبدّله من تلقآى نفسى إن أتّبع إلاّ ما یوحى إلىَّ ..؛ و هنگامی که آیات روشن ما بر آنها خوانده می‌شود، کسانی که ایمان به لقای ما (و روز رستاخیز) ندارند می‌گویند: «قرآنی غیر از این بیاور، یا آن را تبدیل کن! (و آیات نکوهش بتها را بردار)» بگو: «من حق ندارم که از پیش خود آن را تغییر دهم؛ فقط از چیزی که بر من وحی می‌شود، پیروی می‌کنم! من اگر پروردگارم را نافرمانی کنم، از مجازات روز بزرگ (قیامت) می‌ترسم!».(یونس‌، آیه ‌۱۵) خداوند در جایی دیگر به  اعتراض به پیامبر و درخواست‌هاى نامعقول از سوی مشرکان اشاره کرده و آن را پیامد ناامیدى به لقاى الهى دانسته است: وقال الّذین لایرجون لقاءنا لولا أنزل علینا الملـائکه أو نرى ربّنا ..؛ و کسانی که امیدی به دیدار ما ندارند (و رستاخیز را انکار می‌کنند) گفتند: «چرا فرشتگان بر ما نازل نشدند و یا پروردگارمان را با چشم خود نمی‌بینیم؟!» آنها درباره خود تکبّر ورزیدند و طغیان بزرگی کردند!.‌(فرقان‌، آیه‌۲۱)
۶. تکبر و خودبزرگ بینی: ناامیدى به لقاى خداوند، سبب خودبزرگ‌بینى و تکبّر درون جان خویش است: وقال الّذین لایرجون لقاءنا لولا أنزل علینا الملـئکه أو نرى ربّنا لقد استکبروا فى أنفسهم وعتو عتوّا کبیرا؛ و کسانی که امیدی به دیدار ما ندارند (و رستاخیز را انکار می‌کنند) گفتند: «چرا فرشتگان بر ما نازل نشدند و یا پروردگارمان را با چشم خود نمی‌بینیم؟!» آنها درباره خود تکبّر ورزیدند و طغیان بزرگی کردند!.‌(فرقان‌، آیه‌۲۱)
۷. ضعف و سستی در عمل: کسی که امید به موفقیت نداشته باشد دچار ضعف و سستی در مقام عمل می شود. خداوند این سستی و ضعف را به کافران و مشرکانی نسبت می دهد که از نصرت الهی خود را محروم می دیدند و می فرماید که  امید نداشتن کافران پیکارگر برضدّ مسلمانان به نصرت الهى سبب سستى و ضعف آنان شده است: ولاتهنوا فى ابتغآء القوم إن تکونوا تألمون فإنّهم یألمون کما تألمون وترجون من اللّه ما لایرجون وکان اللّه علیما حکیما؛ در راه تعقیب دشمن، (هرگز) سست نشوید! (زیرا) اگر شما درد و رنج می‌بینید، آنها نیز همانند شما درد و رنج می‌بینند؛ ولی شما امیدی از خدا دارید که آنها ندارند؛ و خداوند، دانا و حکیم است. (نساء‌، آیه ‌۱۰۴)
۸. پندناپذیری : کسی که از موفقیت نومید است از دیگران الگو نمی گیرد و از رفتار دیگران در موفقیت و عدم موفقیت پند و عبرت نمی گیرد. از همین رو، خداوند با  اشاره به ناباورى و ناامیدى مشرکان به حیات آخرتى، آن را عامل عبرت نگرفتن ایشان از سرگذشت پیشینیان دانسته و فرموده است: ولقد أتوا على القریه الّتى أمطرت مطر السّوء أفلم یکونوا یرونها بل کانوا لایرجون نشورا؛ قطعاً بر شهرى که باران بلا بر آن بارانده شد گذشته‌اند؛ مگر آن را ندیده‌اند؟ [چرا،] ولى امید به زنده‌شدن ندارند.(فرقان‌، آیه ‌۴۰)
با توجه به آثار و پیامدهایی زیانباری که نومیدی در زندگی بشر به جا می گذارد خداوند نومیدی را حالتی دانسته است که انسان باید آن را از خود دور سازد. در این میان از نظر قران ناامیدى از رحمت خدا نه تنها باطل بلکه گناه و حرام بوده و به عنوان گناه کبیره قلمداد شده که وعید دوزخ و آتش به ناامید داده شده است: ولاتایـئسوا من رّوح اللّه إنّه لایایـس من رّوح اللّه إلاّ القوم الکـافرون؛ از رحمت خدا نومید مباشید، زیرا جز گروه کافران کسى از رحمت خدا نومید نمى‌شود.».(یوسف‌، آیه ‌۸۷) در جایی دیگر نیز از ناامیدی نسبت به رحمت الهی نهی فرموده و گفته  است: لاتقنطوا من رّحمه اللّه ؛ از رحمت الهی ناامید نشوید.(زمر‌، آیه‌۵۳)
بر همین اساس است که فرشتگان حضرت ابراهیم(علیه السلام) را از یأس و ناامیدى نهى‌کرده و گفته اند: قالوا بشّرنـاک بالحقّ فلاتکن مّن القـانطین؛ گفتند ما تو را به حق بشارت دادیم پس از ناامیدان مباش.(حجر‌، آیه ‌۵۵)
درمان نومیدی
نومیدی حالتی در افراد است که در هنگام عدم موفقیت یا عدم احتمال موفقیت و شکست گرفتار آن می شوند. این حالت می تواند به افسردگی و امور دیگری بیانجامد که برخی از آن ها در بخش آثار و پیامدها بیان شده است. برای درمان ناامیدی قرآن راهکارهایی را بیان کرده که به برخی از آن ها اشاره می شود:
۱. تغییر شناختی: کسی که دچار نومیدی است از نظر شناختی دچار مشکل است و باید او را نسبت به جایگاه خدا و اسباب آگاه کرد. شخص باید بداند که اسباب در عالم ماده هر چند نقش مهمی دارد ولی در جایگاهی نیست که مانع از جدی در سر راه اراده و مشیت الهی باشد. بنابراین، اسباب در حدی کارایی دارد که خداوند اراده کرده است و اگر خداوند بخواهد امور تغییر می کند و آتش نمی سوزاند بلکه سرد و سالم می شود بی آن که به شخص آسیبی برساند و یا شخص عقیم و نازا و پیر و عاجز نیز فرزنددار می شود؛ چنان که در داستان ابراهیم(ع) و زکریا(ع) آمده است. قرآن بیان می کند که ناامیدی زکریا(ع) جایی نداشت. در حقیقت ناامیدى زکریّا(علیه السلام) به فرزنددار شدن در اثر پیرى خود و نازایى همسرش در چارچوب اسباب معنا می یابد نه سبب آفرین که خداوند است. پس انسان می تواند از اسباب نومید شود نه اسباب آفرین که رحمت واسعه الهی است.(آل عمران، آیه ۴۰)
۲. امید آفرینی: از دیگر راه ها درمان ناامیدی در افراد آن است که امید در ایشان ایجاد شود و از ناامیدی بیرون آیند. امیدآفرینى، از روش‌هاى قرآن براى تقویت روحیّه و پایدارى مجاهدان است که باید آن را در افراد دیگر ناامید به کار گرفت. خداوند می فرماید: فقـاتل فى سبیل اللَّه لاتکلَّف إلاّ نفسک وحرّض المؤمنین عسى اللَّه أن یکفَّ بأس الَّذین کفروا واللَّه أشدّ بأسا وأشدّ تنکیلا؛ پس در راه خدا پیکار کن؛ جز عهده‌دار شخص خود نیستى. ولى‌ مؤمنان را [به مبارزه‌] برانگیز. باشد که خداوند آسیب کسانى را که کفر ورزیده‌اند [از آنان‌] باز دارد، و خداست که قدرتش بیشتر و کیفرش سخت‌تر است. (نساء‌، آیه ‌۸۴)
۳. معرفی اسوه و الگو: از دیگر روش های درمان معرفی افراد موفق و اسوه در این امور است تا انگیزه در شخص ایجاد و امید به دلش باز گردد. امیدوارى به لطف خدا و روز قیامت سبب الگوگیرى از اسوه‌هاى شایسته می شود که خداوند از آن برای ایجاد انگیزه و امید بهره برده است: لقد کان لکم فى رسول اللّه أسوه حسنه لّمن کان یرجوا اللّه والیوم الأخر وذکر اللّه کثیرا؛ قطعاً براى شما در [اقتدا به‌] رسول خدا سرمشقى نیکوست: براى آن کس که به خدا و روز بازپسین امید دارد و خدا را فراوان یاد مى‌کند. (احزاب‌، آیه ‌۲۱) در جایی دیگر می فرماید: لقد کان لکم فیهم أسوه حسنه لّمن کان یرجوا اللّه والیوم الأخر ؛ قطعاً براى شما در [پیروى از] آنان سرمشقى نیکوست [یعنى‌] براى کسى که به خدا و روز بازپسین امید مى‌بندد. و هر کس روى برتابد [بداند که‌] خدا همان بى‌نیاز ستوده‌[صفات‌] است.(ممتحنه‌، آیه ‌۶)
۴. اصلاح و جبران خطا: ایجاد زمینه برای اصلاح و جبران خطا می تواند امید را در دل ها زنده کند. بنابراین نباید از نقش امکان اصلاح غافل بود و به افراد خطاکار یادآور شد که زمینه اصلاح، جبران و توبه و بازگشت و استغفار هماره است و می تواند مشکلات و خطاهای گذشته را جبران کرد: ولو أنّهم إذ ظّلموا أنفسهم جآءوک فاستغفروا اللّه واستغفر لهم الرّسول لوجدوا اللّه توّابا رّحیما؛ و اگر آنان وقتى به خود ستم کرده بودند، پیش تو مى‌آمدند و از خدا آمرزش مى‌خواستند و پیامبر [نیز] براى آنان طلب آمرزش مى‌کرد، قطعاً خدا را توبه‌پذیرِ مهربان مى‌یافتند.(نساء‌، آیه ‌۶۴) در جایی دیگر می فرماید: وءاخرون اعترفوا بذنوبهم خلطوا عملا صــلحا وءاخر سیّئا عسى اللّه أن یتوب علیهم … * و ءاخرون مرجون لأمر اللّه إمّا یعذّبهم وإمّایتوب‌علیهم ؛ و دیگرانى هستند که به گناهان خود اعتراف کرده و کار شایسته را با [کارى‌] دیگر که بد است درآمیخته‌اند. امید است خدا توبه آنان را بپذیرد، که خدا آمرزنده مهربان است… و عدّه‌اى دیگر [کارشان‌] موقوف به فرمان خداست: یا آنان را عذاب مى‌کند و یا توبه آنها را مى‌پذیرد، و خدا داناى سنجیده‌کار است.(توبه‌، آیات‌۱۰۲‌و‌۱۰۶)
۵. ایجاد انگیزه : ایجاد انگیزه امید داشتن به نتیجه عمل، سبب ایجاد انگیزه براى آن است که در آیات قرآنی به عنوان یک راه درمانی برای افراد نومید مورد توجه قرار گرفته است: وإذا سألک عبادى عنّى فإنّى قریب أجیب دعوه الدّاع إذا دعان فلیستجیبوا لى ولیؤمنوا بى لعلّهم یرشدون؛ و هرگاه بندگان من، از تو در باره من بپرسند، [بگو] من نزدیکم، و دعاى دعاکننده را -به هنگامى که مرا بخواند- اجابت مى‌کنم، پس [آنان‌] باید فرمان مرا گردن نهند و به من ایمان آورند، باشد که راه یابند. (بقره‌، آیه ‌۱۸۶) چنان که امید به لقاى پروردگار، در پى دارنده پایبندى به فرمان‌هاى الهى و مبادرت به اعمال صالح در افراد می شود: من کان یرجوا لقاء اللّه فإنّ أجل اللّه لأت …‌.(عنکبوت‌، آیه ‌۵)
۶.  امید به آینده برتر و بهتر: هم چنین باید شخص را به آینده بهتر و برتر امید داد تا ناامیدی از زندگی اش رخت بر بندد. باید یادآور شد که پس از هر شبی تاریک و هر سختی روشنایی و آسانی است چنان که در آیات شرح بیان شده است. پس امیدبخشی به آینده ای برتر، داراى نقشى مهم در تصحیح رفتارها، و باورهاى انسان و ایجاد انگیزه برای عمل و تحول و دگرگونی در آنان است که در آیات قرآنی به آن توجه داده شده است و خداوند مثلا می فرماید: إنّ الّذین لایرجون لقآءنا ورضوا بالحیوه الدّنیا واطمأنّوا بها والّذین هم عن ءایـتنا غـفلون * أولـئک مأولـهم النّار بما کانوا یکسبون.(یونس، آیات ‌۷‌و‌۸)
۷. باور به قیامت: از مهم ترین عواملی که در بهبود و درمان حالت ناامیدی نقش اساسی دارد، ایجاد باور به قیامت و رستاخیز است. این باور هم در ایجاد عمل صالح در انسان و رفتارهای نیک و خیر موثر است(کهف، آیه ۱۱۰) و هم موجب می شود تا انگیزه عمل در انسان باور شود. بنابراین برای ایجاد امید در آدمی می بایست به مساله قیامت و اعتقاد و باور به آن توجه شود و آن را به عنوان یک عامل در ایجاد امید در افراد ناامید مورد استفاده قرار داد.(نباء، آیه ۲۷ و ۲۸) از نظر قرآن کسانی که به قیامت باور و اعتقادی ندارند، گرفتار نومیدی و نیز هنجارشکنی هستند.(قیامت، آیات ۱ تا ۵)
۸. امید بخشی: از دیگر عوامل رهایی از ناامیدی ایجاد امیدواری در شخص با بیان آینده خوب و تغییرات مثبت در زندگی و توجه بخشی به ربوبیت و رحمت واسعه الهی است. خداوند در آیات بسیاری مردم را امیدوار به بخشش و رحمت خویش می کند و این گونه بذر امید و رهایی از مشکلات و دست یابی به آسایش و آرامش را در دلهایشان می کارد.(نور، آیه ۵۶؛ انعام، آیه ۱۵۵؛ اعراف، آیه ۶۳) قرآن در آیه ۷ سوره طلاق بر لزوم امید بستن به حلّ مشکلات زندگى در پرتو لطف و عنایت الهی تاکید کرده و در آیاتی دیگر بر ضرورت امید داشتن به خدا، در پى بروز مشکلات و از دست رفتن امکانات توجه داده است.(هود، آیات ۹ و ۱۱؛ یوسف، آیه ۸۷؛ روم، آیه ۳۶)
۹. تاکید بر صبوری: از دیگر راه های درمان نومیدی توجه بخشی بر صبوری و تاکید بر حلم و بردباری است تا شخص به تغییر امیدوار شده و با  استقامت مشکلات را از سر راه بردارد و موانع را برطرف نماید.(هود، آیات ۹ و ۱۱)
در آیات و روایات موارد دیگری برای رهایی از نومیدی و درمان آن بیان شده است. در این جا به همین مقدار بسنده می شود.