عملیات فریب دشمن از نظر قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم

بهره گیری از ترفندهای فریب دشمن یکی از روش های عقلایی در نبرد است. در جنگ و میدان نبرد نمی توان بدون مکر و فریب دشمن را از میدان خارج کرد. هر چند دروغ، امری ناپسند و مذموم و گناهی بزرگ است، اما باید دانست که مکر و فریب، دروغ نیست، بلکه به کارگیری ترفندهایی است که دشمن را می فریبد تا نتواند به اسرار نظامی را به دست آورد یا شیوه های جنگی دوستان و خودی ها پی برد و از آن ها سر در آورد. در حقیقت فریب، انحراف ذهن دشمن از اهداف حقیقی و مهم، به سمت اهداف کاذب و کم اهمیت است. عملیات فریب، کلیه اقدامات طراحی شده حیله گرایانه ای است که موجب گمراهی و غفلت دشمن در نیل به اطلاعات و محاسبه و برآورد صحیح از توان کمی و کیفی طرف مقابل گردیده و او را در تشخیص هدف و هدفگیری با شک و تردید مواجه نماید.

با نگاهی به آموزه های وحیانی قرآن می توان مواردی را یافت که خدا در آن از عملیات فریب برای گمراه سازی دشمن و شکست او بهره برده است. بنابراین، بر امت اسلامی و نظام سیاسی ولایی است تا این ترفندها را بشناسد و علیه دشمنان اسلام و قرآن و بشریت بهره برد.

ارهاب دشمن در قالب علمیات فریب

یکی از مهم ترین اهداف و فلسفه عملیات فریب، گمراه سازی دشمن و ایجاد رهب و رعب در آنان به قصد بازدارندگی یا پایان عملیات تهاجمی از سوی دشمن است.

از نظر قرآن، آماده سازی نفرات و تجهیزات در نظام سیاسی ولایی و امت اسلام می بایست تا جایی باشد که «ارهاب» در دشمن را موجب شود. بی گمان ارهاب دشمن و ترسی که در آنان ایجاد می شود، خود مهم ترین عامل در بازدارندگی از حملات احتمالی و فعلی دشمن است. این آماده سازی هر چند که باید واقعی باشد، ولی به یک معنا نوعی «فریبکاری» و مکّاری نیز است؛ زیرا دشمن را در موقعیتی قرار می دهد که ناتوان از برآورد میزان توانمندی و ظرفیت های خودی است. خدا به صراحت در قرآن می فرماید: وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّهٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّکُمْ وَآخَرِینَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ یَعْلَمُهُمْ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَیْءٍ فِی سَبِیلِ اللَّهِ یُوَفَّ إِلَیْکُمْ وَأَنْتُمْ لَا تُظْلَمُونَ؛ و هر چه در توان دارید از نیرو و اسبهاى آماده بسیج کنید تا با این تدارکات دشمن خدا و دشمن خودتان و دشمنان دیگرى را جز ایشان که شما نمى ‏شناسیدشان و خدا آنان را مى ‏شناسد، بترسانید؛ و هر چیزى در راه خدا خرج کنید، پاداشش به خود شما بازگردانیده مى ‏شود و بر شما ستم نخواهد رفت. (انفال، آیه ۶۰)

در این آیه سخن از فراهم آوری همه نوع عِدّه و عُدّه یعنی نفرات و تجهیزات است تا دشمن معلوم و نامعلوم به هراس افتند تا جایی که دیگر به دل و ذهن آنان تهاجم به نظام سیاسی ولایی و امت اسلام خطور نکند. این آمادگی هر چند واقعی است، اما در رزمایش ها و نمایش ها به گونه ای عمل می شود تا دشمن به هراس افتد و حتی در دام فریب و مکر و نیرنگ خودی ها بیافتد. بنابراین، همان طوری که ممکن است سلاح هایی در اختیار گرفته شود که حتی هرگز از آن استفاده نشود؛ زیرا هدف و فلسفه تهیه و آماده کردن این سلاح ها، ایجاد ارهاب و ارعاب در دشمن است، هم چنین ممکن است چیزهایی به کار گرفته شود که عامل فریب و نیرنگ بوده و دشمن به توهم وجود آن سلاح به خود اجازه تعرض و تهاجم نمی دهد.

خدای مکار از نظر قرآن

یکی از نام های نیک و حسنای خدا، اسم و نام «ماکر» است تا جایی که خدا حتی در قرآن خود را به «خیر الماکرین» می ستاید.(انفال، آیه ۳۰) خدا می فرماید: وَ مَکَرُوا وَ مَکَرَ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَیْرُ الْماکِرینَ؛ و دشمنان‏ مکر ورزیدند، و خدا در پاسخشان، مکر در میان آورد، و خداوند بهترین مکرانگیزان است.( آل‌عمران، آیه ۵۴)

این که خدا برترین و بهترین مکاران است؛ از این روست که هر مکر از بشری بیرون از علم و قدرت الهی نیست؛ زیرا اسباب و ابزار مکر هر انسانی، از مغز و ذهن و هوش خودش و دیگران گرفته، تا اسباب و لوازم خارجی، همه مُلک و مِلک حق‌ تعالی می‌باشد و همه در محضر او عیان هستند. اما مکر خدا، بر دشمنانش پوشیده است و از جایی که نمی‌دانند مغلوب می‌شوند، چرا که آنها عالِم و مالک بر هیچ چیزی نیستند. مکر و اسباب مکرشان همه نزد خداست، مال خداست، جنود خداست و برای همین علیه خودشان تمام می‌شود. بنابراین، اگر مکر و فریب دشمنان هر چند بزرگ باشد، در برابر مکر الهی هیچ است؛ خدا می فرماید: وَقَدْ مَکَرُواْ مَکْرَهُمْ وَعِندَ اللّهِ مَکْرُهُمْ وَإِن کَانَ مَکْرُهُمْ لِتَزُولَ مِنْهُ الْجِبَالُ؛ و بى‏تردید آنها مکرهاى خود را علیه پیامبران ما پیاده کردند با آنکه مکرشان (علم به آن از ازل و راه مقابله با آن در دنیا و کیفرش در آخرت) در نزد خداوند است؛ هر چند مکرشان به شدتى بود که از آن کوه‏ها از جاى برکنده مى‏شد. (ابراهیم ، آیه ۴۶)

واژه مکر، در لغت عربی به معنای خدعه کردن، فریفتن، حیله ، کید و نیرنگ است.( فرهنگ فارسى، ج ۴، ص ۴۳۱۶، «مکر».) چنان که فلسفه و هدف از مکر و نیرنگ، بازداشتن کسی از هدف و مقصودی است.(مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص ۴۹۱، «مکر».)

از نظر آموزه های قرآنی، مکر انسانی می تواند پسندیده و ممدوح یا ناپسند و مذموم باشد؛ زیرا هدف اگر بازداشتن از کار بد باشد، چنین مکر و فریبی ، نیک و پسندیده است و اما اگر بازداری ازکار نیک باشد، امری مذموم و ناپسند است. پس مکر و نیرنک و فریبی که موجب فساد در زمین باشد، مذموم خواهد بود(رعد، آیه ۴۲؛ ابراهیم، آیه ۴۶) اما فریب و مکری که دفع دشمن و دشمنی می کند، امری ممدوح خواهد بود؛ چنان که مکرهای الهی این گونه است.

خدا در قرآن بیان می کند که برای فریب دشمنان اسلام ، از شیوه «تقلیل» بهره گرفته است. خدا می فرماید: إِذْ یُرِیکَهُمُ اللَّهُ فِی مَنَامِکَ قَلِیلًا وَلَوْ أَرَاکَهُمْ کَثِیرًا لَفَشِلْتُمْ وَلَتَنَازَعْتُمْ فِی الْأَمْرِ وَلَکِنَّ اللَّهَ سَلَّمَ إِنَّهُ عَلِیمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ . وَإِذْ یُرِیکُمُوهُمْ إِذِ الْتَقَیْتُمْ فِی أَعْیُنِکُمْ قَلِیلًا وَیُقَلِّلُکُمْ فِی أَعْیُنِهِمْ لِیَقْضِیَ اللَّهُ أَمْرًا کَانَ مَفْعُولًا وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ؛ اى پیامبر یاد کن آنگاه را که خداوند آنان یعنی سپاه دشمن را در خوابت به تو اندک نشان داد و اگر ایشان را به تو بسیار نشان مى‏ داد قطعا سست مى ‏شدید و حتما در کار جهاد منازعه میکردید ولى خدا شما را به سلامت داشت؛ چرا که او به راز دلها داناست؛ و آنگاه که چون با هم برخورد کردید آنان را در دیدگان شما اندک جلوه داد و شما را نیز در دیدگان آنان کم نمودار ساخت تا خداوند کارى را که انجام‏شدنى بود تحقق بخشد و کارها به سوى خدا بازگردانده مى ‏شود. (انفال، آیات ۴۳ و ۴۴)

خدا در این آیات بیان می کند که برای این که جهاد میان مومنان و کافران رخ دهد، به اصل فریب تمسک جسته است تا این گونه دو دشمن در برابر هم صف آرایی کرده و به تقابل و جنگ با هم پردازند تا هدف عالی خدا تحقق یابد؛ زیرا اگر این فریب کاری اتفاق نمی افتاد، دو دشمن در برابر هم صف آرایی نمی کردند و اگر وعده و میعادی داشتند نسبت به آن تخلف می کردند و اقدام به جنگ نمی کردند.(انفال، آیه ۴۲)

ابن مسعود نقل نموده که من به مردى که پهلویم بود، گفتم: اینها هفتاد نفرند. او گفت: به نظرم صد نفر باشند. بعد از یک نفر از آنها پرسیدیم:، گفت: هزار نفرند. و این مقدار تفاوت نمى شود از خطاء باصره باشد؛ و معلوم مى شود که خداوند براى تشجیع مسلمانان این گونه جمعیت را ارائه فرموده است؛ چنانچه خدا مسلمانان را به کفار در آغاز کار به گونه ای دیگر ارائه داد تا آنان این جمعیت را کم دانسته و جرئت به جنگ نمایند، به طورى که أبو جهل گفت: اگر ما غلامانمان را بفرستیم اینها را با دست مى گیرند، ولى بعد از اقدام به جنگ به نظرشان تعداد مسلمانان زیاد آمدند به طورى که مرعوب و مشوّش شدند و نظام امرشان مختل گردید. تمام این عنایات و الطاف الهی نسبت به مسلمانان براى آن بود که در خارج امرى واقع شود که در علم الهى گذشته بود. این همان مکر و نیرنگ الهی بود تا جنگی برپا شده و دشمنان مغلوب شوند؛ چرا که تمام امور بازگشت به اراده الهى مى نماید و هیچ قدرتى نمى تواند مانع از نفوذ اراده او شود.

مکر و فریب دشمن در سنت و سیره معصوم

پس از نبرد و رویایی امیرالمؤمنین، امام علی علیه السلام با عَمْرو بْن عَبْدِوَدّ که پهلوان بی‌همتا و نامی عرب بود و کشته شدن او، ایشان به لشکر بازگشتند و حضرت رسول اکرم صلوات الله علیه و آله از ایشان پرسیدند: «یا عَلِی مَاکَرْتَهُ؟» یعنی: یا علی! با او مکر کردی؟ و ایشان در پاسخ عرض می‌کنند: «‌نَعَمْ یا رَسُولَ اللَّهِ، الْحَرْبُ خَدِیعَه»؛ یعنی: بله یا رسول الله، همانا جنگ خدعه است. (تفسیر القمی، ج ۲، ص ۱۸۵)

باید توجه داشت که خدعه و مکر از نظر معنایی نزدیک به هم هستند هر چند که تفاوتهای ظریف و لطیفی دارند؛ چرا که خدعه به معنای ابزاری است که بدان فریب می ورزند، و مکر تلاشی است که بدان شخص از امری بازداشته می شود؛ از همین روست که وقتی پیامبر(ص) از حضرتش می‌پرسند: «مکر کردی؟” و ایشان پاسخ می‌دهند: «جنگ خدعه است»؛ زیرا مکر و خدعه از نظر معنایی دو واژه نزدیک به هم هستند.

هم چنین از این روایت به دست می آید که حضرت پیامبر(ص) نه تنها کار امام را تقبیح نمی کند، بلکه خواهان توضیح و تبیین علل و اهداف مکر می شود تا دیگران از حقیقت جنگ و جواز مکر و خدعه در آن آگاه شوند. در واقع پیامبر(ص) و امیرالمؤمنین علیه السلام، با این گفتگو بر آن هستند تا در نظر و عمل جواز خدعه و مکر در جنگ را بیان کنند. از امام بارها نقل شده است که فرمود: «الْحَرْبُ خُدْعَهٌ ؛ جنگ خدعه است ( نگاه کنید مسند البزّار، ج ۴)

هم چنین امیرالمؤمنین، امام علی علیه السلام می‌فرمایند: «در نبرد، بر حیله‌ات بیشتر از نیرو و توانت اعتماد کن.» ( ابن ابی‌الحدید، شرح نهج‌البلاغه، ج ۲۰، ص ۳۱۲.)

از نظر رسول خدا (ص) جنگ خدعه است و روایت مشهور «الحرب خدعه» که از ایشان نقل شده، در بسیاری از منابع تاریخی و حدیثی ذکر شده است.( مسلم نیشابوری، صحیح مسلم، ج ۵، ص ۱۴۳؛ ابی‌داوود سجستانی، مسند ابی‌داوود، ص ۲۳۶؛ نسایی، السنن الکبری، ج ۵، ص ۱۹۳؛ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج ۲، ص ۳۱۵؛ ابن‌عساکر، الامام علی بن ابیطالب، ج ۲۸، ص ۲۶؛ مجلسی، بحارالانوار، ج ۳۴، ص ۳۳۲؛ ابن‌کثیر، البدایه و النهایه، ج ۴، ص ۱۱۳.)

در روایتی دیگر، رسول خدا (ص) دروغ در جنگ را، از مصادیق «دروغ» نمی‌داند و علت آن را جنبه خدعه بودن جنگ ذکر می‌کند.( متقی هندی، کنز العمال، ج ۳، ص ۶۳۴؛ سیوطی، اسباب ورود الحدیث، ص ۹۵؛ مجلسی، بحارالانوار، ج ۶۹، ص ۲۵۴.)

در روایتی مشابه نیز حضرت در سه مورد دروغ را جایز دانسته است که یکی از آن موارد، خدعه در جنگ است.(صدوق، من لایحضره الفقیه، ج ۴، ص ۳۵۹؛ همو، الخصال، ص ۸۷؛ حرانی، تحف العقول، ص ۹.)

شکی نیست که رسول خدا (ص) در نبردهای خویش بر علیه دشمنان از تاکتیک خدعه بهره برده است. برای نمونه در جنگ خندق وقتی نعیم بن مسعود از پیامبر درخواست کرد که با خدعه بین دشمنان (احزاب) اختلاف اندازد، پیامبر اکرم (ص) به او اجازه داد و علت این امر را جواز خدعه و فریب در جنگ دانست: فخذل عنا إن استطعت، فإن الحرب خدعه. ( ابن‌هشام، السیره النبویه، ج ۲، ص ۲۲۹؛ طبری، تاریخ الطبری، ج ۲، ص ۵۷۸)

در سریه سلسله (ذات سلاسل) عمرو عاص از رسول خدا (ص) در خواست کرد با خدعه، به جنگ با دشمن برود و رسول خدا (ص) موافقت کرد و او را فرستاد.( المفید، الارشاد، ج ۱، ص ۱۶۳؛ مجلسی، بحارالانوار، ج ۲۱، ص ۷۸؛ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج ۳، ص ۱۴۰؛ ابن‌کثیر، البدایه و النهایه، ج ۴، ص ۱۱۱.)

رسول خدا (ص) در برخی از جنگ‌ها دستور می‌داد برای فریب دشمن در بسیاری از نقاط آتش بیفروزید تا دشمن تصور کند سپاه اسلام از نظر نیروی نظامی برتر است.( واقدی، المغازی، ج ۱، ص ۳۳۸؛ مقریزی، امتاع الاسماع، ج ۱، ص ۱۸۰؛ ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ج ۲، ص ۳۸؛ ابن‌الجوزى، المنتظم، ج ۳، ص ۱۷۳.)

حضرت علی (ع) حدیث پیامبر اکرم (ص) را که به یاران خویش فرموده بود: «غَیّرُوا الشَّیبَ وَ لا تَشَبَّهوا بالیهودِ»؛ (نهج‌البلاغه، حکمت ۱۷، ص ۶۲۶؛ عاملی، وسائل الشیعه، ج ۱، ص ۴۰۳؛ ابن ابی‌الحدید، شرح نهج‌‌البلاغه، ج ۱۸، ص ۱۲۲؛ مجلسی، بحارالانوار، ج ۷۳، ص ۹۸؛ حرانی، تحف العقول، ص ۱۴.) خضاب کنید و مانند یهودیان نشوید، مخصوص زمان پیغمبر می‌دانست و معتقد بود این دستور، تاکتیک جنگی بود که دشمن نگوید اینها یک عده پیر و سالخورده هستند؛ یک حیله جنگی بود که رسول اکرم (ص) به‌کار می‌برد. ولی امروزه هر که بخواهد خضاب کند و هر که نخواست خضاب نکند.( مطهری، مجموعه آثار، ج ۱۸، ص ۳۰ ـ ۲۹.)

ابن ابی‌الحدید نیز به این مطلب اشاره کرده که پیامبر (ص) صحابه را امر به خضاب کرد تا در دید دشمن جوان به‌نظر برسند و مشرکان در جنگ از آنها بترسند؛ چراکه پیر بودن نشان ضعف است. (ابن ابی‌الحدید، شرح نهج‌البلاغه، ج ۱۸، ص ۱۲۲.)

در روایتی از عدی بن حاتم نقل شده:در جنگ صفین حضرت علی (ع) با صدای بلند فرمود: «والله لاقتلن معاویه و اصحابه»؛ به خدا قسم معاویه و یارانش را خواهم کشت. سپس در آخر سخنش آهسته گفت: «ان‌شاء‌الله». من نزدیک او بودم به حضرت عرض کردم: یا امیرالمؤمنین! شما قسم خوردید. سپس از آن استثنا کردید! مقصودتان چه بود؟ چه هدفی داشتید؟ حضرت فرمود: «ان الحرب خدعه … جنگ خدعه است، من دروغ‌گو نیستم. خواستم اصحابم را بر علیه آنها تحریک و تحریض کنم تا سست نشوند و خواستار حمله به آنها باشند. اما درعین حال کلمه «ان‌شاء‌الله» را گفتم تا دروغ هم نگفته باشم.» (ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج ۲، ص ۱۹۵؛ مجلسی، بحارالانوار، ج ۳۲، ص ۶۱۷.)

ابن اعثم کوفی می‌نویسد: مردی از لشکر شام چهار نفر از یاران علی (ع) را به شهادت رساند. مبارزین لشکر علی (ع) پس از کشته شدن نفر چهارم از مبارزه با او خودداری کردند. حضرت علی (ع) تغییر لباس داد و به میدان رفت. مرد شامی متوجه نشد حریف چه کسی است به آن حضرت حمله کرد و حضرت با شمشیر او را به دو نیم کرد… .( ابن‌اعثم کوفی، الفتوح، ج ۳، ص ۱۱۲.)

حرمت مطلق غدر و خیانت از نظر اسلام

برخی گفته اند که امیرمومنان مخالف «مکر و خدعه» در جنگ است؛ زیرا ایشان می فرماید: «وَ اَللَّهِ مَا مُعَاوِیَهُ بِأَدْهَى مِنِّی وَ لَکِنَّهُ یَغْدِرُ وَ یَفْجُرُ وَ لَوْ لاَ کَرَاهِیَهُ اَلْغَدْرِ لَکُنْتُ مِنْ أَدْهَى اَلنَّاسِ وَ لَکِنْ کُلُّ غُدَرَهٍ فُجَرَهٌ وَ کُلُّ فُجَرَهٍ کُفَرَهٌ وَ لِکُلِّ غَادِرٍ لِوَاءٌ یُعْرَفُ بِهِ یَوْمَ اَلْقِیَامَهِ وَ اَللَّهِ مَا أُسْتَغْفَلُ بِالْمَکِیدَهِ وَ لاَ أُسْتَغْمَزُ بِالشَّدِیدَهِ ؛ به خدا قسم معاویه زیرک تر از من نیست، ولى او غدر و فجور می ورزد، و اگر غدر نکوهیده نبود من از همه (در این کار) برتر بودم، ولى هر غدری فجور و مرزشکنی است، و هر فجوری نوعى کفر است، و هر غدر کننده ای را در قیامت پرچم و نشانه‏اى است که به آن شناخته مى‏شود. سوگند به خدا که من با کید غافلگیر نمى‏ شوم، و با شدّت و سختى، ناتوان نمى‏ گردم.» (نهج‌البلاغه، خطبه ۲۰۰)

باید توجه داشت که «غَدْر» در لغت به معنی ترک وفا و شکستن پیمان است. بنابراین هیچ ارتباط معنایی با خدعه یا مکر و کید ندارد. پس نمی توان به دلیل آن که حضرت (ع) «غَدْر»، یعنی ترک وفا و پیمان شکنی را نادرست و خلاف عقل و نقل دانسته است، بگویم آن حضرت (ع) مخالف خدیعه و مکر در جنگ است؛ زیرا سخن ایشان در جواز خدعه و مکر در جنگ و عدم جواز «غدر» معلوم و روشن است.

بدون شک بین «خدعه» – که منحصراً باید در جنگ استفاده شود و در واقع فریب دشمن است ‌ـ و «غدر» ـ که خیانت، نیرنگ و نامردی است و در جنگ و غیر جنگ ممکن است، استفاده شود ـ تفاوت بسیاری است. غدر و خیانت، نسبی نیست که در برخی شرایط مجاز باشد و در شرایط دیگر، غیر مجاز. غدر و خیانت همواره محکوم است؛ چرا که دارای قبح ذاتی است. اما خدعه و فریب و مکر امری نسبی است؛ از همین روست که در جنگ‌ها به ما اجازه داده‌اند که برای فریب دشمن از این روش استفاده کنیم.

از منظر فقهی، «غدر» (برخلاف خدعه) منع شده است. صاحب جواهر می‌نویسد: غدر مانند به قتل رساندن دشمن بعد از امان به او، جایز نیست. این مسئله اجماعی است؛ چرا که در نصوص نیز نهی شده است.( وسائل باب ۱۵ و ۲۱، ابواب «جهاد العدو»)

مضافاً به اینکه غدر و خیانت فی نفسه هم قبح دارد و هم باعث تنفیر مردم از اسلام می‌شود.( نجفی، جواهر الکلام، ج ۲۱، ص ۷۸)

سپس صاحب جواهر به حدیث حضرت علی (ع) اشاره می‌کند که می‌فرماید: «وَ لَوْ لَا کَرَاهِیهُ الْغَدْر‌ِ کُنْتُ مِنْ أ‌َدْهَى النَّاس‌ِ ؛ اگر غدر ناپسند نبود، من زیرک‌ترین مردم بودم. »( نهج‌البلاغه، خطبه ۲۰۰، ص ۳۱۸؛ مغربی، دعائم الاسلام، ج ۲، ص ۱۰۶؛ بحرانی، اختیار مصباح السالکین، ص ۳۹۱؛ سید رضی، تنبیه الغافلین و تذکره العارفین، ج ۲، ص ۶۶؛ ابن ابی‌الحدید، شرح نهج‌البلاغه، ج ۱۰، ص ۲۱۱)

البته صاحب جواهر روایت دیگری را از امام صادق (ع) نقل می‌کند. در این روایت، سائل از امام (ع) می‌پرسد: اگر دو گروه از اهل حرب که هر کدام حاکم جداگانه‌ای دارند، به جنگ بپردازند سپس صلح کنند بعد یکی از حاکمان نسبت به دیگری غدر کند، یعنی مثلاً نزد مسلمانان بیاید و بخواهد با آنها پیمان ببندد که با رقیبش به جنگ بپردازند، حکم این مسئله چیست؟ حضرت فرمودند: لا ینبغی للمسلمین ان یغدروا و لا یامروا بالغدر و لا یقاتلوا مع الذین غدروا؛ برای مسلمانان غدر و امر به غدر، هم‌چنین همکاری با کسانی که غدر کرده‌اند، جایز نیست.بنابرین با توجه به اینکه غدر در واقع خیانت و نیرنگ است و عملی قبیح و غیر انسانی شمرده می‌شود، در دین منع شده است. (نجفی، جواهر الکلام، ج ۲۱، ص ۷۹؛ نیز نگاه کنید: خدعه و غدر در جنگ نرم، محمد زدونتن)

شیوه های فریب دشمن

در آیات قرآنی شیوه ها و روش های گوناگون برای فریب دیگران به ویژه دشمن بیان شده است که از جمله آن ها می توان به این موارد اشاره کرد:

  1. اغواگری: اغواگری و تحریک دیگران به عملی، از شیوه های فریب کاری است.(اعراف، آیات ۲۰ تا ۲۲) در این روش دشمن به احساس کاذب قدرت و قوت و پیروزی در میدانی گام بر می دارد که شکست او قطعی است. شیوه ای که بسیاری از حیوانات آن را به کار می گیرند. مثلا عنکبوت گهواره باف نر همواره در ترس کشته شدن به وسیله عنکبوت های ماده است، به ویژه وقتی یکی از عنکبوت های نر برای جلب توجه عنکبوت ماده، شکاری پیچیده شده در تور عنکبوت را به او هدیه می دهد، این ترس بیشتر می شود. اگر عنکبوت ماده شکار هدیه داده شده را بخورد، این به معنای پذیرش عنکبوت نر از سوی عنکبوت ماده است و اگر از خوردن شکار سر باز بزند، جان عنکبوت نر در خطر خواهد بود، از این روی عنکبوت نر برای نجات خود مرگی ساختگی را خلق می کند. هم چنین وقتی میان یک مورچه آتشین پیر و مورچه آتشین جوان درگیری به وجود آید، مورچه آتشین جوان خود را به مردن می زند تا به دست مورچه پیر کشته نشود. مورچه اطراف را خوب می پاید و وقتی مورچه پیر به اندازه کافی دور شد، فعالیت خود را دوباره از سر می گیرد. هم چنین کوسه ها گاهی خود را به مردن می زنند. آن ها به پشت برمی گردند و مقلوب می شوند. در این حالت سرعت تنفس آنها کاهش می یابد و حالتی شبه مرگ به خود می گیرند و این روش شناخته شده ای برای جانورشناسان دریایی است، به گونه ای که به جای استفاده از مواد بیهوش کننده در پژوهش های خود، کوسه ها را به پشت برمی گردانند. شاید مکارترین حیوان روباه باشد. روباه ها تظاهر به مردن می کنند، روی زمین دراز می کشند، زبانشان را از دهان خارج می کنند تا جایی که پرنده ای مردار خوار به او نزدیک شود. روباه در این لحظه مثل برق از جا می جهد تا پرنده را شکار کند. این موضوع که روباه ها هم قدرت ایجاد مرگ ساختگی را دارند، همواره مورد شک بود تا این که در سال ۱۹۶۱ میلادی یک عکاس روس به گرفتن عکس از یک روباه مبادرت کرد. قربانی یک کلاغ بود که بیش از حد مجاز به روباهی که تظاهر به مرگ می کرد نزدیک شده بود. مار دماغ خوکی ماری غیر سمی است. یکی از روش های دفاعی او این است که حرکت سر، و صدای فش فش مار کبرا را تقلید می کند تا خطر از او رفع شود؛ اما اگر این روش کارساز نبود، او نیز از ترفند مرگ ساختگی استفاده می کند و بوی بدی را از خود متصاعد می سازد و وقتی خطر دور شد به سرعت فرار می کند. سوسک آبی رنگ که در مناطق جنوب غربی ایالات متحده آمریکا یافت می شود، می تواند مانند سایر موجودات ذکر شده مرگ ساختگی داشته باشد. او خود را به پشت روی خاک می اندازد و پاهایش را جمع می کند و ساکن و بی حرکت می ماند و وقتی خطر رفع شد به زندگی عادی بازمی گردد.
  2. تبلیغات فریبنده: سخنان و رفتارهای فریبنده یکی از مهم ترین شیوه های مکر است که برای فریب دشمن می توان ازآن بهره گرفت. سخنان و رفتارهایی که دشمن را فریب می دهد و به دام می اندازد و او را از انجام عملی باز یا به انجام عملی تشویق می کند.(انعام، آیه ۱۱۲) امروز تبلیغات فریبنده یکی از مهم ترین ابزارهای دشمن در جنگ روانی بر سلطه و افزایش یا گسترش دامنه نفوذ و قدرت است. رسانه های اجتماعی و همگانی با ابزارهای نوین و فن آورهایی جدید به این امر بسیار کمک می کند. بهره گیری از فضای مجازی برای فریب دشمن بسیار کارآمد و سازنده است.
  3. تحریک احساسات: از شیوه های مهم فریب و نیرنگ دشمن می توان به تحریک احساسات مردم با تبلغیات و رفتارها و سخنان اشاره کرد. ایجاد هیجان کاذب در میان مردمان و تحریک آنان به تمرد و آشوب و عصیانگری می تواند دشمن را در شرایط ضعف قرار دهد. رفتارهای تحریک آمیز می بایست دشمنان را در میدان و پشت میدان نبرد تضعیف کند. فرعون برای تضعیف حضرت موسی(ع) از این شیوه بهره گرفت و به مردم مصر گفت که هدف موسی(ع) اخراج مردم از سرزمین های خودشان است. این سخن هر چند بی پایه و اساس بود، ولی موجب تحریک مردم و ایجاد هیجان در آنان شد و کار بر موسی(ع) سخت کرد.(طه، آیات ۶۰ تا ۶۳؛ اعراف، آیات ۱۰۹ و ۱۱۰ و ۱۲۳)
  4. تظاهر: تظاهر به انجام کار یا ترک کاری از شیوه های فریب دشمن است. به نظر می رسد که رزمایش ها در همین قالب شکل گرفته است؛ زیرا تظاهر به آمادگی و هجوم موجب می شود تا دشمن فریب بخورد و دست از هجوم و حمله متقابل بردارد.(ص، آیه ۳۱) البته دشمنان نیز با تظاهر به اسلام و فریبکاری تلاش می کنند تا سلطه خویش را حفظ یا گسترش دهند و مومنان نمی بایست در دام چنین فریبی گرفتار شوند.(آل عمران، آیه ۷۲؛ نساء، آیه ۱۳۷؛ مجمع‌البیان، ج ۳ – ۴، ص ۱۹۳.)
  5. تقیه و توریه: از دیگر شیوه های فریب دشمن می توان به تقیه اشاره کرد که نوعی وقایه و نگه داشت خویش از دشمن با تظاهر به امری است که موجب رضایت دشمن است.(یوسف، آیات ۷۰ و ۷۶؛ تفسیر نورالثقلین، ج ۲، ص۴۴۳، ح ۱۲۷) توریه نیز در همین راستا مجاز است، به این معنا که با جا به جایی مکانی ، مدعی شود تا زمانی که این جا بوده کسی را ندیده است؛ یا با اشاره به جایی بگویید: این جا نیست، در حالی که در جایی دیگر در همان محیط نزدیک به او است. اظهار کفر به ظاهر برای نجات جان از مصادیق تقیه برای فریب دشمن و رهایی در شرایط خاص است.(نحل، آیه ۱۰۶)
  6. وسوسه گری: وسوسه کردن دیگران به امری از دیگر شیوه های فریب دشمن است. دشمن را می توان با وسوسه به سوی اهداف مورد نظر سوق داد و از قدرت او علیه خودش بهره برد؛ چنان که ابلیس نیز برای فریب انسان از همین شیوه استفاده می کند.(اعراف، آیات ۲۰ تا ۲۷)
  7. همسویی و همراهی: یکی دیگر از شیوه های فریب دشمن، همسویی و همراهی ظاهر است؛ چنان که حضرت ابراهیم(ع) از این شیوه برای تغییر رفتار و بیان و ابلاغ رسالت خویش به ستاره پرستان و ماه و خورشید پرستان استفاده کرد.(انعام، آیات ۷۵ تا ۷۹)