علم نفس قرآنی

بسم الله الرحمن الرحیم

علم نفس و یا دانش روان، علمی است که به قوانین و اصول حاکم بر نفس انسانی توجه دارد و در صدد توصیف، تبیین و تحلیل نفس و روان آدمی است. علم نفس با معرفت نفس تفاوت دارد. نویسنده در این مطلب با مراجعه به آموزه های قرآنی بر آن است تا مهم ترین قوانین و اصول حاکم بر نفس انسانی را تبیین نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

نفس انسانی، مظهر صفات الهی

بر اساس آموزه های قرآنی نفس انسان همان روح الهی است که در انسان دمیده شده است.(حجر، آیه ۲۹؛ سجده، آیه ۹) این بدان معنا است که روان و نفس آدمی دارای همه صفات الهی است(بقره، آیه ۳۱) هر چند که میزان و سطح  ودرجه ظهور و بروز این صفات بسته به خود شخص انسانی دارد و بر اساس شرح و ضیق صدر و نفس انسانی در سطوح و درجات متفاوتی قرار می گیرد؛ اما شکی نیست که این ظرفیت در تمامی انسان ها وجود دارد و فراهم آمده است و میزان ظهور و بروز و تجلیات اسماء و صفات الهی در شخص بسته به خود شخص و حرکت در مسیر صیرورت و شدن ها و انقلاب هایی دارد که با انتخاب و اختیار شخص پدید می آید.

به سخن دیگر، حرکت جوهری نفس است که بستر کامل و تمام تجلیات نفس را فراهم می آورد. از این رو، شناخت نفس و معرفت آن به شکل جزیی و معرفت شهودی و حضوری گام نخست و کسب اطلاعات از دانش نفس و دانایی نسبت به قوانین و سنت های حاکم بر نفس از مهم ترین اموری است که باید انسان در صدد کشف و فهم و دانایی آن بر آید.

امتیازات نفس انسانی از منظر قرآن

برای شناخت نفس خویش باید اصول و سنت های حاکم بر کلی نفس را بشناسیم. اگر انسان نسبت به ویژگی ها و خصوصیات نفس آگاه شود می تواند آن را درباره نفس خویش بسنجد و محاسبه کند. از آن جایی که انسان نسبت به نفس خویش شناخت حضوری و شهودی دارد(قیامت، آیه ۱۴)، می تواند با بهره گیری از آن اصول و تطبیق آن بر نفس به نوعی از خودشناسی و دیگرشناسی برسد و وضعیت خود را با کلیت نفس بسنجد و ارزیابی کند.

آن چه به عنوان اصول و سنت های حاکم بر نفس در قرآن مطرح شده است همانند دفترچه راهنمایی است که سازنده کالا همراه با کالا در اختیار شخص قرار می دهد تا نحوه استفاده و ویژگی ها و خصوصیات کالا و شیوه های بر طرف کردن معایب و مشکلات آن بداند و بشناسد. از آن جایی که خداوند خالق و آفریدگار و سازنده نفس انسانی است، بهتر از هر کسی می داند چه ساخته و دارای چه ویژگی ها، امتیازات، معایب و نواقص است. بنابراین، مراجعه به قرآن به معنای مراجعه به دفترچه راهنمایی است که خداوند برای نفس نوشته و در اختیار بهره گیرندگان آن قرار داده است.

از نظر قرآن مهم ترین ویژگی هایی که نفس انسانی دارا است، عبارتند از:

  1. اختیار انسان: خداوند در آیات بسیاری بیان می کند که انسان دارای اراده است. این بدان معناست که انسان دارای اختیار بوده و حق انتخاب میان طرفین متضاد چون ایمان و کفر(کهف، آیه ۲۹)، شکر و کفران (انسان، آیه ۳) را دارا است. از همین روست که هماره در هنگام عمل در حال تردید میان این کنم یا آن کنم است.
  2. استعداد بیان : از دیگر ویژگی های نفس آن است که انسان دارای توانایی و استعداد براى بیان مقاصد و آراى خویش است.(رحمن، آیات ۳ و ۴) از همین روست که حال به خصومت می پردازد تا رای و نظر خویش را بیان کرده و به کرسی بنشاند.(نحل، آیه ۴)
  3. استعداد تعلّم : نفس انسانی توانایی علم آموزی و تعلم را دارا است. بر اساس آموزه های قرآنی استعداد برتر نفس انسان جهت فراگیرى تمام اسماء «حقایق» هستی به طوری است که او را برتر از فرشتگان و ملائکه و به عنوان خلیفه الهی بر ما سوی الله قرار داده است.(بقره، آیات ۳۰ تا ۳۳) از دیگر ویژگی های نفس انسانی در همین رابطه دانش آموزی برخوردار بودن نفس انسانی از استعداد یادگیرى به واسطه قلم است.(علق، آیات ۴ و ۵)
  4. استعداد دریافت الهام و وحی: نفس انسانی قابلیت دریافت الهام را دارا است. این الهام به او کمک می کند تا خوب و بد را بشناسد و گرایش به هر یک پیدا کند که مرتبط به مساله اراده و اختیار و حق انتخاب اوست.(شمس، آیات ۷ تا ۱۰) هم چنین نفس انسانی قابلیّت دریافت وحى از جانب خدا را دارا است.(انعام، آیه ۹۱؛ یونس، آیه ۲؛ یوسف، آیه ۱۰۹؛ ابراهیم ، آیه ۱۱) البته استعداد انسان در دریافت وحی خاص تشریعی و نیز فعل الخیرات است(انبیاء، آیه ۷۳) و با وحی به دیگر موجودات چون زنبور عسل(نحل، آیه ۶۸) فرق ماهوی و اساسی دارد. از همین روست که این نوع از وحی به عنوان امتیازی خاص برای انسان مطرح شده است.
  5. استعداد قبول تکلیف: از امتیازات دیگر نفس بر دیگر موجودات، استعداد نفس انسانی در قبول تکلیف و تحمّل امانت الهى است که دیگران قدرت تحمل آن را نداشته و از پذیرش آن سرباز زده و ابا ورزیدند.(احزاب، آیه ۷۲)
  6. استعداد کتابت : برخورداری انسان از قدرت کتابت و نویسندگی از دیگر امتیازات ویژه نفس انسانی است.(علق، آیات ۴ و ۵)
  7. تسخیر موجودات برای انسان: نفس انسانی در چنان قدرتی قرار گرفته که دیگر موجودات هستی تحت تسخیر او هستند.(ابراهیم، ایات ۳۲ و ۳۳؛ نحل، آیه ۱۲؛ حج، آیه ۶۵؛ لقمان، آیه ۲۰)
  8. خلافت : خلافت نفس انسانی بر هستی از دیگر امتیازات نفس انسانی بر  دیگر موجودات است. انسان به سبب همین نفس خاص و ویژه اش توانسته است بر ما سوی الله خلیفه شود.(حجر، آیه ۲۹؛ بقره، آیه ۳۰؛ انعام، آیه ۱۶۵؛ نمل، آیه ۶۲؛ فاطر، آیه ۳۹)
  9. خلقت نیکو: برترى آفرینش نفس انسانی به سبب ایجاد اوصاف حیات، علم و قدرت و مانند آن ها در او امری است که خداوند بارها در آیات قرآنی بیان کرده است.(مومنون، آیه ۱۴؛ تین، آیه ۹ و ایات دیگر)
  10. شکرگزارى : از امتیازات دیگر نفس انسانی تحقق حالت شکرگزاری و سپاس در هنگام گرفتار است؛ در حالی که دیگر موجودات این گونه نیستند.(انعام، آیات ۶۱ و ۶۳)
  11. قدرت عروج : نفس انسانی دارای قدرت عروج و معراج است و خلقت خاص نفس به بهترین وجه سبب عروج وى به مرتبه اعلا و زندگى جاوید و سعادت‌بخش می شود.(تین، آیه ۴)
  12. کرامت: برترى و کرامت نفس انسانی بر تمام موجودات از موجودات زمینی و آسمانی امری است که خداوند در آیه ۷۰ سوره اسراء بیان کرده و بر آن تاکید دارد. البته در این آیه تفضیل بر همگی منوط به ظهور اسماء و صفات الهی شده است. از همین روست که اگر کرامت بر همگی است ولی تفضیل عمومیت پیدا نمی کند؛ زیرا تفضیل نیازمند ظهور اسماء و صفات الهی در نفس و متاله شدن اوست. در این صورت است که انسان متاله می تواند خلیفه الله شود و مظهر ربوبیت الهی قرار گیرد.(بقره، ایات ۳۰ و ۳۱ و ۱۳۸؛ آل عمران، آیه ۷۹ و آیات دیگر)

ویژگی های چهل سالگی

البته نفس انسانی در هر زمانی ویژگی های خاص همان دوران را دارد که باید مد نظر قرار گیرد. در آیات و روایات به ویژگی های دوران کودکی، نوجوانی و جوانی و میان سالی و مانند آن ها اشاره شده است. بازی و لعب در هفت ساله نخست طفولیت، لهو و بیهودگی در هفت ساله دوم غلامی و نوجوانی، تفاخر و آراستگی در هفت ساله سوم جوانی ، تکاثر و ثروت اندوزی پس از این دوران و مانند آن ها در آیات و روایات بیان شده است.(حدید، آیه ۲۰ و مانند آن ها)

در این جا تنها به ویژگی هایی اشاره می شود که قرآن برای سنین چهل سالگی بیان کرده است. از جمله این ویژگی ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. احساس نیاز به عبادت و بندگی: احساس نیاز بیش‌تر نفس انسان مؤمن به راز و نیاز با خداوند در چهل سالگى از جمله موضوعی است که خداوند در آیه ۱۵ سوره احقاف بدان اشاره می کند. البته این ویژگی همه نفوس نسبت بلکه نفوس مومنان است.
  2. استحکام خلق و خوی: نفس انسانی در سنین چهل سالگی به خلق و خوی خاصی عادت می کند که دیگر یا تغییر ناپذیر است یا دیر تغییر پذیر خواهد بود. پس در چهل سالگى هر عادتی در نفس استحکام می یابد. این ویژگی اختصاصی به مومن یا کافر ندارد بلکه هر کسی هر طوری که تا آن زمان رفتار کرده و عادت نموده باقی خواهد ماند و تربیت و پرورش دیگری را به سختی می پذیرد.(احقاف، آیه ۱۵)
  3. انجام عمل صالح : از همین آیه پیشین به دست می آید که چهل سالگى زمانى سزاوار براى درخواست توفیق انسان مؤمن از پروردگار جهت اعمال صالح است. این نیز اختصاص به همه نفوس ندارد بلکه تنها از ویژگی ها نفوس مومنان است.
  4. توبه : هم چنین از همین آیه به دست می آید چهل سالگى، زمانى شایسته براى توبه انسان مؤمن و اظهار تسلیم در‌برابر پروردگار است. این نیز از اختصاصات نفوس مومنان است.
  5. دعا : چهل سالگى، زمانى شایسته براى دعا و راز و نیاز انسان مؤمن به درگاه پروردگار برای اصلاح خود و نسل و فرزندان خویش است.(احقاف، آیه ۱۵) این مطلب چنان که معلوم است از اختصاصات نفوس مومنان است و نفس کافر چنین شایستگی را ندارد. به سخن دیگر از نفوس مومنان انتظار چنین رفتار و اعمالی می رود و باید از آن ها چنین انتظار را نیز داشت.
  6. شکرگزارى : از آیه به دست می آید چهل سالگى، زمانى شایسته براى سپاس انسان مؤمن از نعمات الهى اوست. پس انتظار است که نفس مومن چنین رفتار و اعمالی را داشته باشد.(احقاف، ایه ۱۵)
  7. کمال رأى و عقل : از همین آیه نیز به دست می آید که استحکام و کمال رأى و عقل انسانى در چهل سالگى است.
  8. یادآورى والدین: چهل سالگى، زمانى شایسته براى یادآورى والدین و دعا و نیایش برای آنان است.(احقاف، آیه ۱۵)

آن چه بیان شده تنها گوشه ای ویژگی های یکی از دوران و سنین و آن نیز نسبت به نفوس مومنان است. با این همه با نگاهی به آیات و روایات می توان ابعاد دیگری را ویژگی های نفوس در سنین مختلف را به دست آورد و بر اساس آن به خودسازی و تزکیه نفس و یا پرورش و تربیت دیگران اقدام کرد.

قوای نفس انسانی

نفس انسانی در یکتایی و یگانگی و به سخن دیگر در احدیت و واحدیت خود چون امر بسیط است دارای همه قوا و توانایی است. از همین روست که نفس می تواند دارای صفات متضاد و متقابل باشد که در آینده از آن سخن به میان می آید. نفس انسانی دارای قوایی است که از طریق ابزارهای حسی چون گوش و چشم و مانند آن عمل می کند. البته این بدان معنا نیست که نفس انسانی قوای چون بینایی را تنها در زمانی دارا است که چشم داشته باشد، بلکه به این معنا است که که نفس تا زمانی که در دنیا است و در مرتبه ای نیازمند اسباب و ابزار مادی چون چشم است؛ اما بینایی و شنوایی او جزو ذات نفسانی اوست.

از مهم ترین قوایی که قرآن برای نفس انسانی بیان کرده می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. بینایى : قوت بینایی از جمله قوای نفس انسانی بسیار مهم و اساسی است. این قوت به انسان بصیرت نیز می بخشد که حالت خاص برای نفس است.(انعام، آیه ۴۶؛ یونس، ایه ۳۱؛ نحل، آیه ۷۸) این قوت به انسان کمک می کند تا به علم و آگاهی دست یابد(نحل، ایه ۷۸؛ اسراء، ایه ۳۶) هم چنین قوّه بینایى یکى از اصلى‌ترین قواى ادراکى انسان براى درک هدایت‌هاى الهى است.(انسان، آیات ۲ و ۳)
  2. شنوایى : از دیگر قوای نفسانی قوت شنوایی است. قوّه شنوایى، قوّه‌اى مؤثّر در تحصیل علم و معرفت انسانی است.(نحل، آیه ۷۸؛ اسراء، آیه ۳۶) یکی از اهداف از اعطاى قوّه شنوایى به نفس انسان از‌سوى خداوند، مساله شکرگزاری انسان است.(نحل، آیه ۷۸) هم چنین قوّه شنوایى، یکى از اصلى‌ترین قواى ادراکى انسان براى درک هدایت‌هاى الهى است.(اعراف، ایه ۱۷۹؛ انسان، آیات ۲ و ۳)
  3. تعقّل : قوت تعقل و خردورزی از دیگر توانایی های نفس انسانی است. خداوند بهره‌مندى نفس انسانی براى تحلیل مثال‌ها از قوّه تعقّل برخوردار کرده است.(عنکبوت، ایه ۴۳) آیه ۱۰۴ سوره انعام بیان می کند نفس انسانی داراى قوّه شناخت و معرفت به وحى و معارف الهى است که همین قوه تعقل و عاقله است. هم چنین نفس از عقل عملى و قدرت تشخیص خوبى‌ها از بدى‌ها برخوردار است که یکی از مهم توانایی هایی انسانی است.(بلد، آیات ۴ و ۱۰؛ شمس، آیات ۷ و ۸)
  4. حافظه : انسان دارای قوه حافظه است. این قوه کمک می کند تا دانش و تجربیات خویش حفظ کرده و از آن بهره مند گردد. البته نفس انسانی به دلیل کهولت بدن نمی تواند از ابزار حسی بهره مند شود. در حقیقت این توانایی در نفس است ولی تغییر در ابزارهای حسی و کهولت می تواند آن را تحت تاثیر قرار دهد.(نحل، آیه ۷۰؛ حج، آیه ۵) از این آیات این معنا به دست می آید که قوای نفسانی انسان به دلیل نیازمندی به ابزارهای حسی می تواند تحت ثاثیر مثبت و منفی آن قرار گیرد. بنابراین نقش ابزارهای حسی را نمی بایست در تقویت و تحلیل قوای نفسانی نادیده گرفت.
  5. قوه ادارکی: از دیگر توانایی های نفس انسانی قوت ادراکی است. باید توجه داشت یکی از مراتب نفس قلب است. نفس انسانی در تحلیل ذهنی دارای قوای است که قوه ادراکی یکی از آن ها است. این قوه را به قلب تعبیر می کنند. این قلب داراى نقشى محورى در هستى و حیات انسان داراست.(احزاب، ایه ۴) از دیگر ویژگی های قوه ادراکی و قلب آدمى، تحوّل پذیر و قابل دگرگونى بودن آن است که در آیات قرآنی به آن توجه داده شده است.(آل عمران، ایه ۸؛ انعام، آیه ۱۲۵؛ انفال، آیه ۶۳؛ رعد، آیه ۲۸؛ حج، آیه ۴۶) به هر حال نفس انسانی دارای قوه ادراکی است که از آن به قلب تعبیر می شود. همین قلب انسانی است که انسان را توانمند بر درک و شناخت حقایق می کند.(اعراف، آیه ۱۷۹؛ نحل، آیه ۷۸، اسراء، آیه ۳۶ و ایات دیگر)

حالات نفس انسانی

خداوند در آیات قرآنی بر آن است تا بیان کند نفس انسانی در همان حالت بساطت خویش دارای صفات و توانایی های متضاد و متقابلی است؛ زیرا اگر از چنین استعدادی برخوردار نباشد نمی تواند همه هستی را درک و فهم کند و به عنوان خلیفه الله در مقام مظهر ربوبیت قرار گرفته و به پرورش و پروردگاری اقدام نماید. این استعداد متضاد و بی پایان نفس است که او را از دیگر موجودات متماز ساخته است. البته برخی از مراتب نفس جزو مراتب پست و نوعی هبوط برای آن است که باید مراقب باشد تا موجبات هبوط و سقوط نفس را از مقام کرامت به مقام کالانعام و بل هم اضل (اعراف، ایه ۱۷۹) فراهم نیاورد.

مهم ترین حالات نفس انسانی که در قرآن بیان شده است عبارتند از:

  1. نفس امّاره بالسوء: نفس بدفرمان از مهم ترین حالات هبوطی نفس انسانی است. از همین روست که خداوند فرمان می دهد مراقب این حالت نفس باشیم.(یوسف، آیه ۵۳)
  2. نفس لوّامه : از این حالت به نفس سرزنشگر یا وجدان بیدار نیز تعبیر می کنند. وقتی انسان خلاف فطرت خویش عمل کند، نفس سرزنشگر به سرزنش می پردازد و انسان احساس گناه می کند.(قیامت، آیه ۴)
  3. نفس مسوّله : نفس انسانی در این حالت قوه وسوسه گر می شود و به وسوسه می پردازد(ق، آیه ۶) و این گونه است که به وسیله این حالت از نفس انسانی به بدى‌ها جلوه نیکو داده می شود و انسان در دام این فریب گرفتار شده و به کار بد به عنوان کار خوب اقدام می کند و در صورت اعتراض مدعی می شود که کار خیر و خوبی را انجام داده است.(یوسف، آیات ۱۸و ۸۳؛ طه، آیه ۹۶)
  4. نفس مطمئنّه: از دیگر حالات نفس انسانی رسیدن به مقام آرامش و اطمینان است. در این حالت نفس نسبت به مسایل به اطمینان علمی رسیده و از شک می گذرد و در مقام عمل نیز از تردید بیرون آمده و به اطمینان عملی می رسد.(بقره، آیه ۲۶۵؛ فجر، آیه ۲۷) بر اساس آیات قرآنی تحصیل چنین حالتی برای نفس انسانی شدنی و امکان پذیر است هر چند که مراتب سختی را باید بگذراند. این حالت در بیش تر مواردی رخ می دهد که انسان به علم حضوری و شهودی دست یابد.(بقره، آیه ۲۶۰؛ مائده، آیه ۱۱۳)

نیازهای نفس انسانی

انسان موجودی است که از فقر وجودی رنج می برد. به این معنا که همه هستی و هویت وی فقری بوده و نیازمند آن است که خداوند غنی حمید به او عنایت ورزد. فقر هویتی و وجودی انسان در ایجاد و بقا و همه امور هستی او سایه افکنده است. بنابراین هر گز به استقلال نمی رسد و در بقای خویش نیازمند افاضات وجود از سوی خداوند است.(ابراهیم، آیه ۳۴؛ فاطر، آیه ۱۵؛ محمد، آیه ۳۸) بر اساس آیات قرآنی نیازهای نفس انسانی را می توان به دو دسته اصلی تقسیم کرد:

۱ . نیاز مادّى نفس انسان : نفس انسانی از نظر بقای ظاهری و دنیوی نیازمند اسباب مادی است. اصولا نفس انسانی در مسیر ایجادی خویش از ماده آغاز شده است(مومنون، آیه ۱۴) بنابراین نیاز به ماده و اسباب مادی امری طبیعی است. بر همین اساس قوه جاذبه و شهوت بر آن است تا نیازهای مادی و معنوی او را تحقق بخشد.

۲. نیاز معنوى نفس انسان : انسان هم چنین به سبب داشتن روح الهی دارای نیازهای خاص معنوی است. این نیازهای معنوی شامل امور بسیاری است که در حوزه علم و عبادت و مانند آن ها خودش را نشان می دهد. نیاز علمی انسان چیزی است که از آیات بسیاری حتی آیه ۳۱ سوره بقره می توان آن را به دست آورد. دعا و نیایش و عبادت و مانند آنها نیز در همین حوزه نیازهای معنوی نفس قرار می گیرد؛ چرا که خلقت آدمی با عبادت آمیخته و عجین شده است.(ذاریات، آیه ۵۶ و آیات دیگر)

حالات فطری و غریزی نفس انسانی

چنان که گفته شد نفس انسانی دارای حالات خاصی است که در حالت تحول و انقلاب است. آن حالات را به عنوان حالت اصلی بیان کرده ایم که شامل نفس لوامه و اماره و مانند آن ها می شد. هم چنین یک سری حالات عمومی می توان برای نفس انسانی بیان کرده که شامل امور زیر است:

  1. احساس نیاز : انسان هماره احساس نیاز دارد، زیرا از وجودی فقری برخوردار است. این احساس را در ذات خودش می یابد و آن را همواره با خود همراه دارد.(فاطر، آیه ۱۵) البته به دلایلی چون فجور و بی تقوایی ممکن است بر این حالات فطری و غریزی خاک ریخته و دفن و دسیسه شود یا چراغ نورانی فطرت کم نور گردد. از این رو شخص بیمار دل این احساس نیاز را از دست می دهد مگر آن که در شرایط سخت قرار گیرد و احساس وی از زیر خاکستر بیرون آید و نور چراغ فطرت بالا آید. از همین روست که بیدارى احساس نیاز به خدا در انسان، هنگام گرفتارى رخ می نماید.(انعام، آیه ۶۳)
  2. پنهان کارى : نفس انسانی دارای حالت پنهان‌کارى است. این امر جزو فطرت و طبیعت اوست.(بقره، آیه ۲۸۴؛ نساء، آیه ۱۴۹؛ انعام، آیه ۳) البته انسان گمان می کند که می تواند این پنهان کاری را حتی نسبت به خداوندی که آفریدگار و پروردگارش است داشته باشد؛ اما این چنین نیست.(همان و ایات بسیار دیگر)
  3. تعجّب : تعجّب واظهار شگفتى از رخدادهاى عظیم از دیگر ویژگی ها و خصوصیات فطری و طبیعی نفس انسانی است که خداوند در ایاتی از جمله آیات ۱ تا ۳ سوره زلزال به آن اشاره کرده است.
  4. توجیه گرى : نفس انسان، قادر بر توجیه‌گرى در عین آگاهى به واهى‌بودن توجیهات خود است. (قیامت، آیات ۱۴ و ۱۵)
  5. سرور : از دیگر فطریات و طبیعات نفس انسانی می توان به سرور شادی حقیقی و واهی انسان اشاره کرد. انسان تحت تاثیری عواملی چون نعمت و یا احتمال آن مسرور و شاد می شود که البته برخی از عوامل سرور واهی است.(یونس، آیات ۲۲ و ۵۸؛ روم، آیه ۳۶؛ شوری، آیه ۴۸؛ حدید، آیات ۲۲ و ۲۳)
  6. فراموشى  : از دیگر حالات نفس انسانی که فطری و طبیعی است، فراموشی است. این فراموشی به ویژه در حالاتی تشدید می شود. از جمله وقتی دارای نعمتی می شود(زمر، آیه ۸) و یا به پیری و کهنسالی می رسد.(نحل، آیه ۷۰، حج، آیه ۵)

تمایلات نفس انسانی

نفس انسانی گرایش ها و تمایلاتی دارد که شناخت آن ها بسیار مهم و حیاتی است. از جمله این تمایلات می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. حبّ نفس : انسان به خودش بسیار علاقه مند است. شاید محبوب تر از خودش در نزدش وجود نداشته باشد. هر کسی خودش را دوست می دارد و برای حفظ و حمایت از خودش تلاش می کند و جان دیگران را نادیده گرفته و حتی به خطر می اندازد.(ق، ایه ۱۹؛ قیامت، ایات ۷ تا ۱۰، عبس، آیات ۳۳ تا ۳۶)
  2. شهوت جنسى : قوه جاذبه ضرورت وجودی انسان است؛ زیرا نفس در محیطی رشد می کند که قوه جاذبه با تامین کننده غذای جسم اوست. از جمله تمایلاتی انسان انواع مختلف شهوت ها از شهوت غذایی گرفته تا جنسی است. با این همه نفس انسانی در دوره بلوغ گرایش و تمایل شدیدی به شهوت جنسی پیدا می کند.(آل عمران، آیه ۱۴)
  3. فرزنددوستى : انسان همان طوری که بقای خود را دوست دارد، بقای جزو خویش را نیز دوست دارد. فرزند به عنوان امتدادی از خود تلقی می شود. از این روست که حب نفس به حب فرزندان امتداد و گسترش پیدا می کند.(همان)
  4. مال دوستى : انسان مال و ثروت را به عنوان عامل بقای ظاهری و دنیوی خود می یابد؛ زیرا تامین کننده قوه جاذبه و شهوتی است که بقای او را در دنیا به ظاهر تضمین می کند. همین امر موجب می شود تا به شدت به سوی مال تمایل و گرایش داشته باشد.(همان؛ معارج، آیات ۱۹ تا ۲۱؛ فجر، آیات ۱۵ و ۲۰؛ عادیات ، آیات ۶ و ۸)
  5. منفعت طلبى: از دیگر ویژگی های نفس انسانی و تمایلات شدید آن باید به گرایش غریزى انسان به منفعت خویش اشاره کرد که در آیاتی از جمله ۱۱ سوره های یونس و اسراء و ۴۹ سوره فصلت به آن اشاره شده است.

گرایش های نیک نفس انسانی

نفس الهی انسان به سبب منشا و خاستگاه الهی خودش، گرایش های نیکی دارد که عبارتند از:

  1. گرایش به توحید : گرایش به خداى یگانه، نهادینه شده در فطرت انسان است.(اعراف، آیه ۱۷۲؛ روم، آیه ۳۰) البته گرایش به خداى یگانه هنگام دچار‌شدن انسان به گرفتارى و مشکلات ظهور بیش تری دارد.(انعام، آیات ۴۰ و ۴۱ و ۶۳؛ یونس، آیات ۱۲ و۲۲) به هر حال بر اساس آیه ۱۷۲ سوره اعراف اعتقاد به توحید به ویژه توحید ربوبى، از گرایش‌هاى فطرى نفس انسانی است.
  2. گرایش به دین : خداوند در آیه ۳۰ سوره روم می فرماید نفس انسانی به دین الهى و توحید گرایش فطرى دارد.
  3. گرایش به زیبایى: گرایش فطرى انسان به زیبایى‌ها از دیگر اموری است که خداوند در آیات ۶ و ۸ سوره نحل به آن اشاره کرده است.

رذایل نفس انسانی

نفس انسانی دارای رذایلی است که باید آن را شناخت. به این معنا که گرایش نفس به سوی متضادها و متقابل ها امری است که آدمی را نسبت به گرایش نفس خویش و دیگران به این امور هوشیار و آگاه ساخته و امکان مقابله و یا بررسی وضعیت را به انسان می دهد. از جمله رذایلی که قرآن برای نفس انسانی شمرده عبارتند از:

  1. افساد : نفس انسانی هم فساد می کند و هم افساد دارد. این مطلبی است که فرشتگان بر اساس آیه ۳۰ سوره بقره به آن اشاره کرده و خداوند نیز با سکوت آن را تایید می کند.
  2. بخل : از دیگر خصوصیات نفس انسانی بخل است. انسان با آن که دارایی پیدا می کند ولی بسیار منوع و بازدارنده خیر رسانی به دیگران است.(نساء، آیه ۱۳۸؛ اسراء، آیه ۱۰۰؛ معارج، آیات ۱۹ و ۲۱)
  3. بى تابى : نفس انسانی تاب تحمل کمی دارد و به جزع و فزع می افتد. این امر در شرایط سخت ظهور بیش تری دارد و این خصلت بى‌تابى انسان هنگام گرفتارى خودنمایی می کند.( معارج، آیات ۱۹ و ۲۱)
  4. جهل : نادانى، طبیعت اوّلیّه نفس انسانی است. انسان در آغاز تولد جاهل است.(نحل، آیه ۷۸) که البته با ابزارها و روش هایی دیگر بر طرف می شود. بنابراین بدون تعلیم الهى انسان نسبت به حقایق جهالت خواهد داشت.(علق، آیه ۵ و ایات دیگر)
  5. حرص : نفس انسانی دارای آز و حرص شدید است. این آزمندی در برخی حالات بروز بیش تری دارد.(فصلت، ایه ۴۹؛ معارج، آیه ۱۹)
  6. حسادت : نفس انسانی داراى صفت ناپسند حسادت است. (فلق، آیات ۱ و ۵) همین حسادت مایه بسیاری از مشکلات و گرفتاری انسانی می شود که جمله آن ها قتل دیگران است.(مائده، آیات ۲۶ و ۲۷، یوسف ، آیات ۵ تا ۱۵)
  7. شرک : یکی از گرایش منفی نفس گرایش به شرک است. این گرایش پس از رهایى از گرفتارى و برخوردارى از نعمت تشدید می شود.(انعام، آیات ۶۳ و ۶۴؛ روم ، آیه ۳۳؛ زمر، آیه ۸)
  8. طغیان : طغیان‌گرى نفس انسانی هنگام احساس بى‌نیازى خویش از دیگر ویژگی هایی است که خداوند در آیات ۶ و ۷ سوره علق به آن اشاره کرده است.
  9. ظلم : وجود خصلت ظلم و ستم‌پیشگى در نفس انسانی امری است که خداوند در آیه ۳۴ سوره ابراهیم به آن توجه داده و در آیه ۷۲ سوره احزاب نیز می فرماید ستم‌پیشگى انسان در وفا نکردن به امانت الهى از اموری است که نمی توان آن را نادیده گرفت. به هر حال ستمگرى انسان هنگام رهایى از مشکلات و برخوردارى از آسایش و تشدید آن نیز امری است که خداوند در آیه ۲۳ سوره یونس به آن اشاره کرده است.
  10. عُجب : انسان گرفتار عجب و خودبزرگ بینی و خودپسندی می شود. از همین روست که پیراسته دانستن خویش از خطا و بروز حالت عجب، مورد نهى الهى قرار گرفته است.(اسراء، آیه ۸۳؛ فصلت، آیه ۵۱؛ نجم، آیه ۳۲)
  11. عجله : عجله و ناشکیبایى انسان در خواسته‌ها و تمایلات خویش امری است که در آیات ۱۱ سوره یونس و اسراء بر آن تاکید شده است. البته از آیه ۳۷ سوره انبیاء به دست می اید که خصلت عجله در سرشت انسان نهفته‌ است.
  12. غرور : نفس انسانی هم چنین دچار غرور می شود. از همین رو مغرور‌شدن انسان به پروردگار کریم، مورد توبیخ و سرزنش خداوند است(انفطار، ایه ۶) و خداوند آن را امری شگفت انگیز تلقی کرده است.(همان) البته به نظر می رسد که غرور و سرمستى انسان هنگام برخوردارى از نعمت تشدید می شود.(هود، آیه ۱۰؛ شوری، آیه ۴۸)
  13. غفلت : غفلت نیز این گونه است که پس از رهایى از مشکلات تشدید می شود.(یونس، ایه ۱۲؛ زمر، آیه ۸) بنابراین باید مراقب بود تا در شرایط تشدید آن گرفتار نشویم.
  14. فخرفروشى : از آیه ۱۰ سوره هود به دست می اید که خصلت فخرفروشى در نفس انسان وجود دارد.
  15. کفران : هم چنین خصلت ناسپاسى در نفس انسان وجود دارد. این مطلب بارها در آیات قرآنی مورد تاکید قرار گرفته است.(هود، آیه ۹؛ ابراهیم، ایه ۳۴؛ اسراء، ایه ۶۷؛ حج، ایه ۶۶)
  16. مجادله گرى : انسان، موجودى مجادله‌گر و گویا است.(کهف، ایه ۵۴؛ یس، ایه ۷۷) بنابراین، دانسته و نادانسته به جدال و جدل می پردازد و می کوشد تا سخن حق و ناحق خویش را به کرسی بنشاند.
  17. یأس: از دیگر حالات نفس نومیدی است. این امر در برخی موارد تشدید می شود. خداوند در آیه ۹ سوره هود و ۸۳ سوره اسراء و ۳۶ سوره روم و ۴۹ سوره فصلت می فرماید نفس انسان، موجودى مأیوس و ناامید هنگام ناگوارى‌ها و محرومیّت از نعمت است.

آسیب پذیری نفس انسان و عوامل آن

برخی از اعمال وکارها به نفس انسانی آسیب می رساند و او را در مسیر هبوط قرار می دهد.(تین، آیات ۴ و ۵) از جمله این کارها می بایست به موارد زیر اشاره کرد:

  1. ترک عمل : ترک عمل به آموزه‌هاى الهى، زمینه سقوط و آسیب‌پذیرى انسان است.(جمعه، آیه ۵)
  2. تعدّى به حدود الهی: سرکشى و تعدّى در‌برابر فرمان الهى، سبب از دست دادن هویّت انسانى است.(بقره، آیه ۶۵؛ مائده، آیه ۶۰؛ اعراف، آیات ۱۶۳ و ۱۶۶)
  3. تکذیب آیات خدا : تکذیب آیات الهى، عامل از دست دادن هویّت انسانى است.(اعراف، آیات ۱۷۵ تا ۱۷۷؛ جمعه، آیه ۵)
  4. تمایلات شهوانى : آسیب‌پذیرى انسان، در‌برابر تمایلات شهوانى امری است که در آیات ۲۵ تا ۲۷ سوره نساء به آن توجه داده شده است.
  5. دنیاطلبى : دنیاگرایى، زمینه‌ساز سقوط از مقام انسانیّت است.(اعراف، ایات ۱۷۵ و ۱۷۶)
  6. شیطان : شیطان، زمینه آسیب‌پذیرى انسان در مسیر هدایت است(اعراف، آیات ۱۱ و ۱۶؛ حجر، آیه ۳۹) این آسیب از راه‌ها و شکل‌هاى متعدّد خواهد بود(اعراف، آیات ۱۱ تا ۲۷) به هر حال انسان باید بداند که تحت تاثیر اغوای شیطان قرار می گیرد و نفس متاثر آن است.(اعراف، ایات ۱۷۵ و ۱۷۶؛ حشر، ایه ۱۶)
  7. ظلم : ستم و ظلم، عامل از دست دادن هویّت انسانى است.( اعراف، ایات ۱۷۵ و ۱۷۶)
  8. کفر : کفر ورزى، عامل سقوط آدمى از انسانیّت است.(مائده، آیات ۶۰ و ۶۱)
  9. گرایش به طاغوت : گرایش به طاغوت، از عوامل آسیب‌پذیرى انسان است.(همان)
  10. هواپرستى: پیروى از هواى نفس، زمینه از بین رفتن حقیقت انسان است. ( اعراف، ایات ۱۷۵ و ۱۷۶)

آن چه بیان شد تنها گوشه ای از ویژگی ها و خصوصیات و مسایل نفس است که در آیات قرآنی بیان شده است. این شناخت از نفس به ما کمک می کند تا وضعیت نفس خویش را بهتر بدانیم و بشناسیم و برای مشکلات آن چاره جویی کرده و برای نداشته های نفس خویش کاری کرده و به محاسبه و ارزیابی و تزکیه و خودسازی نفس پرداخته اموری را تخلیه و اموری را تحلیه کنیم تا بدان آراسته شویم.