علل و عوامل افول دولتها

بسم الله الرحمن الرحیم

دولت ها همانند دیگر موجودات هستی دارای تولد و مرگ هستند؛ چنان که فرایند رشد و بلوغ را می پیمایند، گرفتار فرآیند افول و نابودی هستند. این گونه است که دولت ها زاده می شوند و می میرند؛ چنان که امت ها همانند انسان ها گرفتار چنین اموری هستند. دولت ها زمانی با انجام حرکت در مسیر فلسفه وجودی دولت ها یعنی تامین سعادت در قالب آرامش و آسایش مشروعیت سیاسی می یابند و با اقدامات و کارایی لازم و مناسب مقبولت سیاسی به دست می آورند؛ و زمانی دیگر با از دست دادن کارایی حتی مشروعیت سیاسی خود را افزون بر مقبولیت سیاسی از دست می دهند و با بحران مشروعیت سیاسی مواجه می شوند و مردم و ملت با دو رویه اعتراضات اجتماعی یا فرار از تابعیت و ملیت، مخالفت خویش را با آن ابراز می دارند.

در آموزه های وحیانی اسلام به این موضوع به عنوان یک مساله اجتماعی توجه داده شده است؛ زیرا اسلام به گونه سامان یافته است که رشد و کمال فردی جز در سایه سار رفتار اجتماعی شدنی نیست.(عصر، آیات ۱ تا ۳ ؛ و آیات بسیار دیگر)

امیرمومنان امام علی(ع) به عنوان یکی از پیشوایان اسلامی به تبیین و بیان آموزه های وحیانی قرآن در این زمینه پرداخته است؛ زیرا قرآن مکتوب چیزی جز قرآن صامت نیست که می بایست «استنطاق» شود و به نطق در آید؛ چنان که امیرمومنان (ع) می فرماید: ذلِک الْقُرْآنُ فاسْتنْطِقُوهُ، قرآن را به سخن بیاورید.(نهج البلاغه، خطبه ۱۵۸) شکی نیست که استنطاق زمانی شدنی است که قابلیت نطق فراهم باشد؛ آن حضرت(ع) بارها خود را به عنوان قرآن ناطق معرفی می کند و می فرماید: «أنَا الکِتابُ النّاطِقُ؛ من کتاب الله ناطق هستم»(بحارالانوار، ج ۳۹، ح ۵، ص ۲۷۲)، «أَنَا کَلامُ اللَّهِ النّاطِقِ؛ من کلام الله ناطق هستم»(‌همان، ج ۷۹، ص ۱۹۹)، «النّاطِقُ بِالقُرآنِ»(عیون اخبار‌الرضا(ع)، شیخ صدوق، ج ۱، ص ۵۴، ح ۲۰)، «النّاطِقُ عَنِ القُرآنِ»(همان، ج ۲، ص ۱۲۱، ح ۱)

از همین روست که امیرمومنان(ع) در همان خطبه به این نکته توجه می دهد که استنطاق از قرآن جز با مراجعه به قرآن ناطق (ع) یعنی خودش شدنی نیست؛ بر همین اساس ایشان می فرماید: ذَلِکَ الْقُرْآنُ، فَاسْتَنْطِقُوهُ وَ لَنْ یَنْطِقَ وَ لَکِنْ أُخْبِرُکُمْ عَنْهُ. أَلَا إِنَّ فِیهِ عِلْمَ مَا یَأْتِی وَ الْحَدِیثَ عَنِ الْمَاضِی وَ دَوَاءَ دَائِکُمْ وَ نَظْمَ مَا بَیْنَکُمْ؛ و آن نور قرآن بود. از قرآن بخواهید، که برایتان سخن گوید و قرآن هیچگاه سخن نگوید، ولى من شما را از آن خبر مى دهم. بدانید، که در قرآن است علم آینده و حدیث گذشته و داروى درد شما و نظام زندگى شما.(نهج البلاغه، خطبه ۱۵۸)

بر همین اساس پیامبراکرم‌(ص) در روز عید غدیر درباره مقامات و فضایل امیرمومنین علی(ع) فرموده است: على تفسیر کتاب خدا و دعوت‌کننده به سوى خداست، آگاه باشید که حلال و حرام بیش از آن است که من معرفى و به آنها امر و نهى کنم و بشمارم. پس دستور داشتم که از شما عهد و پیمان بگیرم که آنچه را در مورد على امیرمؤمنان و پیشوایان بعد او از طرف خداوند بزرگ آوردم، بپذیرید. اى مردم! اندیشه کنید و آیات الهى را بفهمید، در محکمات آن دقت کنید و متشابهات آن را دنبال نکنید. به خدا قسم هرگز کسى نداهاى قرآن را نمى‌تواند بیان کند و تفسیر آن را روشن کند، جز آن کسى که من دست او را گرفته‌ام و او را معرفى کردم.(وسایل‌الشیعه، ج ۱۸، ص ۱۴۲، حدیث ۴۳)

روایات فراوانى است که حضرت على(ع) و همچنین فرزندانش «لسان و کتاب ناطق الهى و قرآن ناطق» هستند. ابوبصیر گوید: درباره آیه «هَذَا کِتابُنا ینطقُ عَلَیکُم بالحق» از امام صادق(ع) پرسش کردم، ایشان فرمودند: «قرآن سخن نمى‏گوید؛ لیکن محمد و اهل بیت او(ع) ناطق به کتاب – یعنى قرآن – هستند.(‌بحارالانوار، ج ۲۳، ص ۱۹۸ – ۱۹۷، حدیث ۲۹؛ تأویل الایات الظاهرهً، سیدشریف‏الدین استرآبادى، ص ۵۶۰ – ۵۵۹)

امام صادق(ع) در حدیثى دیگر فرمود: «امیرمؤمنان(ع) مى‏فرماید: من علم خداوند و… زبان گویاى خداوند… هستم. (التوحید، شیخ صدوق، ص ۱۶۴، بحارالانوار، ج ۲۴، ص ۱۹۸، ح ۲۵)

بنابراین، برای فهم و درک علل و عوامل افول دولت ها به امیرمومنان امام علی(ع) به عنوان قرآن ناطق مراجعه می شود تا ایشان به عنوان مفسر و بیان گر آیات قرآنی، سنت های الهی را درباره اجتماع انسانی تبیین کند و معلوم دارد، چه علل و عوامل موجب افول و نابودی دولت ها می شود.

امیرمومنان امام علی علیه السلام می‌فرماید: یُسْتَدَلُّ عَلَی اِدبارِ الدُّوَلِ بِاَربَعٍ: تَضییعِ الاُصولِ وَ التَّمَسُّکِ بِالفُرُوعِ وَ َتقدیمِ الاَراذِلِ وَ تَاخیرِ الاَفاضِلِ؛ چهار چیز باعث سقوط حکومت می‌شود: ضایع نمودن اصول اساسی و مهم ؛ سرگرم شدن به فروعات و مسایل کم اهمیت؛ مقدم داشتن فرومایگان و به کار گماردن آدم های پست ؛ و کنار گذاشتن فرزانگان و افراد فاضل.(غرر الحکم، ص ۳۴۲(

ضایع نمودن اصول اساسی و مهم: دولت ها وظایف و تکالیف اساسی دارند که در آموزه های وحیانی اسلام به شکل کلی و جزیی بیان شده است؛ از آن جایی که شرایع اسلام با عقل سلیم و نقل معتبر کشف می شود، می توان مواردی را در معقول و منقول یافت که تبیین گر تکالیف و وظایف دولت ها است. اصولا فلسفه سیاسی و مشروعیت سیاسی دولت در نظام سیاسی ولایی، بر اساس فلسفه و سبک زندگی اسلامی – قرآنی سامان می یابد؛ بر همین اساس می بایست نخست به این نکته توجه داد که انسان برای عبادتی(ذاریات، آیه ۵۶) در چارچوب شرایع اسلامی برای رسیدن به تقوایی آفریده شده است(بقره، آیه ۲۱) که تحقق بخش صفات الهی در انسان و متاله و خدایی شدن وی و در نتیجه قرار گرفتن در مقام خلافت به عنوان مظهریت در اسمای الهی و ربوبیت و پروردگاری و تصرفات در کائنات بر اساس اهداف و فلسفه آفرینش است.(بقره، آیات ۳۰ و ۳۱ و ۱۳۸؛ آل عمران، آیه ۷۹؛ هود، آیه ۶۱) بنابراین، انسان می بایست اهداف و فلسفه زندگی خویش را بر اساس آن سامان دهد و برای تحقق آن از عدالت قسطی و تطبیقی در اجتماع بهره گیرد که هدف تشریع (حدید، آیه ۲۵) و نزدیک ترین راه برای کسب تقوای الهی و تقرب به خدا از طریق متاله و خدایی شدن است.(مائده، آیه ۸)

بر همین اساس نظام سیاسی ولایی و دولت اسلامی می بایست اصول اساسی یاد شده را به عنوان فلسفه سیاسی مشروعیت دولت خویش قرار دهد و تمام همت و تلاش خویش را بدان مبذول دارد تا شرایطی را برای سعادت انسان در دنیا و آخرت به عنوان خلیفه الله فراهم آورد و شرایط زیست محیطی را برای کمال یابی دیگر موجودات به عنوان مظهریت در ربوبیت و مقام خلافت الهی فراهم آورد تا هر کسی و چیزی به کمال بایسته و شایسته خویش برسد. این جز با عدالت کامل و به دور از هر گونه فساد در همه ابعاد حتی محیط زیست شدنی و دست یافتنی نیست؛ عدالتی که موجب می شود تا امکان استعمار الارض و عمران دنیا با اهداف خلقت و آفرینش فراهم آید و فساد و ظلم رخت بربندد.(هود، آیه ۶۱)

خدا در آیات قرآنی، در یک عنوان کلی از این اصول با نام اصول اسلامی شریعت و دین اسلام اشاره کرده تا خوف و ناامنی را به امنیت تبدیل کند.(نور، آیه ۵۵) در آیات دیگر نیز به طور جزیی به این اصول اساسی و مهم دولت اسلامی در یک نظام سیاسی ولایی توجه داده است که مهم ترین آن ها عبارتند از: ایجاد شرایط عبودیت و بندگی جمعی در قالب اقامه نماز(حج، آیه ۴۱)، جمع آوری زکات و مدیریت اقتصاد برای بهره مندی همگان از مواهب هستی در قالب عدالت قسطی(همان؛ حدید، آیه ۲۵؛ مائده، آیه ۸)، مدیریت اجتماعی در سایه برقراری ارزش های عرفی معروف و جلوگیری از هر گونه سلطه نابهنجارها و منکرات زشت و ناشناخته عقلی و نقلی(حج، آیه ۴۱)، آرامش و آسایش در سایه امنیت روانی و غذایی(نور، آیه ۵۵؛ قریش، آیات ۱ تا ۳؛ نحل، آیه ۱۱۲؛ سباء، آیه ۱۸) و مانند آن ها.

از نظر آموزه های وحیانی قرآن و اسلام، فلسفه توجیه کننده مشروعیت سیاسی نظام سیاسی ولایی انجام این تکالیف و وظایف و تحقق آن در اجتماع و امت اسلامی است؛ پس حال اگر دولت ها از جمله دولت اسلامی بخواهد بر خلاف فلسفه وجودی و مشروعیت سیاسی خویش عمل کند، فاقد مشروعیت سیاسی شده و دولت خود به خود منعزل است و نیازی به عزل از سوی مردم ندارد، و اگر بخواهد به همین شیوه و رویه حکومت و دولت داری خویش را ادامه دهد مردم و امت اسلامی می توانند اعتراض کرده و حتی با شمشیر حکومت را ساقط کنند.(حدید، آیه ۲۵) از همین روست که امام حسین(ع) قیام خویش را بر اساس همین فلسفه مشروعیت سیاسی دولت در اسلام ساماندهی کرده و حجت ها و استدلال های خویش علیه دولت اموی و یزیدی را بر اساس آن بیان می کند.

هر دولتی که در نظام سیاسی ولایی بخواهد اصول اساسی را نادیده بگیرد و این امور نپردازد، در حقیقت مشروعیت سیاسی خویش را از دست داده و موجبات افول را با بحران مشروعیت فراهم می آورد؛ زیرا دولتی که نتواند به اصول اساسی جامه عمل بپوشاند، مردم را از خود دور کرده و تاثیر و کارکرد خود را از دست می دهد. سنت الهی بر این قرار گرفته است که اگر اجتماعی و دولتی، اصول مشروعیت سیاسی دولت را به جا نیاورد با بحران مواجه می شود و مردم از آن دولت دور شده و انسجام و وحدت اجتماعی از میان می رود و رابطه دولت و ملت به هم می خورد و دولت ها به سبب فقدان حمایت مردم و ملت از کارایی می افتد و در بحران از حمایت مردم محروم می شود و به سادگی از درون حتی بدون فشار بیرونی دشمنان از هم می پاشد.

سرگرم شدن به فروعات و مسایل کم اهمیت: از قدیم اساتید به شاگردان خویش می گفته اند: علیکم بالمتون لا بالحواشی؛ به متن کتاب و محتوای اصلی بپردازید و کاری به حواشی کتب نداشته باشید؛ زیرا در قدیم در حواشی هر متن کتاب، از سوی اساتید و شاگردان حواشی بسیاری به عنوان نقد یا شرح نوشته می شد؛ سرگرم شدن به حواشی شاگرد را از فهم اصل درس باز می داشت. از همین روست فرمان این بود که به جای پرداخت به حواشی به اصل متن درس توجه شود.

این رویه می بایست در هر کاری به عنوان یک معیار و ملاک قرار داده شود؛ زیرا پرداخت به حواشی می تواند به اصل کار زیانی جبران ناپذیر وارد سازد. دولت مردان در یک نظام سیاسی از جمله نظام سیاسی ولایی می بایست به جای پرداخت و سرگرم شدن به حواشی و مسایل بی اهمیت یا کم اهمیت، به اصول اساسی و وظایف و تکالیف اصلی و مهم بپردازد.

اگر اصول اساسی و مهم یک دولت و نظام سیاسی از جمله نظام سیاسی ولایی تامین سعادت دنیوی و اخروی در قالب موارد پیش گفته است، سرگرم کردن دولت و دولت مردان به اموری غیر از آن به معنای پرداخت به حواشی است که عامل اساسی از دست رفتن مشروعیت سیاسی و مقبولیت و کارآیی است که بحران هویت و مشروعیت را به دنبال خواهد داشت و دولت و ملت را به نابودی می کشاند.

اگر دولت سبا در زمانی به رشد و شکوفایی رسیده بود، به سبب تامین کردن فلسفه مشروعیت سیاسی دولت و ایجاد بستر مناسب سعادت مندی برای عموم مردم بوده است؛ اما همین دولت در یک فرآیندی از اصول دست برداشت و سرگرم امور حاشیه ای شد و در نهایت سعادت و آرامش و آسایش و امنیت از دست رفت.(سباء، آیات ۱۵ تا ۱۸)

مقدم داشتن فرومایگان و به کار گماردن آدم های پست: شایسته سالاری یک حکم شرعی است که عقل و نقل آن را بیان کرده است. اصطلاح قرآنی آن، صالحان است؛ زیرا صالحان کسانی هستند که هم خودشان اهل صلاح هستند و از فساد پرهیز دارند و هم این که عمل صالح را انجام می دهند و هرگز اهل افساد در زمین نیستند. خداوند تنها صالحان را به عنوان اولیای نظام سیاسی ولایی معرفی می کند و حتی درباره حکومت آخرالزمانی مصلح کل امام مهدی(عج) به عنوان حکومت صالحان تعبیر کرده است.(انبیاء، آیه ۱۰۵)

دولت اسلامی و نظام سیاسی ولایی در آخر زمان با مردمانی سامان می یابد که از دو عنصر ایمان و عمل صالح برخوردار هستند.(نور، آیه ۵۵) بنابراین، عنصر شایسته سالاری در نظام سیاسی ولایی اصل اساسی است و اگر این عنصر مورد توجه و اهتمام قرار نگیرد، جز تباهی و نابودی نظام و دولت سیاسی نخواهد بود؛ زیرا فقدان شایستگان در امور کشوری به معنای تباهی سرمایه های مادی و معنوی و انسانی است؛ چرا که فرومایگان نادان با نادانی خویش سرمایه مادی را در غیر جای اساسی و ضروری هزینه می کنند و حتی با حضور خویش در مناصب اساسی، یک شایسته را از حضور در آن منصب باز می دارند و این گونه سرمایه های انسانی نیز از دست می رود.

کنار گذاشتن فرزانگان و افراد فاضل: همان طوری که گفته شد سرمایه های انسانی سرمایه های اصلی یک اجتماع و نظام سیاسی است. بهره گیری از آنان موجب رشد و پیشرفت اجتماع و کنارگذاشتن آنان به معنای نابودی سرمایه های انسانی و در نهایت از دست رفتن سرمایه های مادی نظام سیاسی و اجتماع می شود. از همین روست که اجتماع و دولتی که فرزانگان را به کار نمی گیرند، با ناکارآمدی مواجه خواهد شد و مقبولیت و کارآیی خویش را از دست می دهد و در نهایت مشروعیت سیاسی نیز از دست خواهد رفت و نابودی دولت و ملت را به دنبال خواهد داشت.

مارشال تیتو یوگسلاوی رهبر یوگسلاوی سابق، در جمع دانشجویان خارجی این خاطره را بازگو می کند: چندسال پس از پیروزی انقلاب و استقرار دولت از کا گ ب(سازمان جاسوسی شوروی) به من اطلاع دادند که در کابینه شما یک جاسوس سازمان جاسوسی امریکا ‘سیا ‘وجود دارد . وی را شناسایی و دستگیر کنید.

تیتو می‌گوید: تمام تلفن ها و مکاتبات و رفتار افراد کابینه را تحت کنترل قرار دادیم و پس از مدتی مایوس شدیم هیچ نشانی از جاسوس پیدا نکردیم. پس از مدتی جستجو، ناامیدانه و عاجزانه درخواست شناسایی و معرفی جاسوس در کابینه را از شوروی کردم. از “ک گ ب” اطلاع دادند که “معاون اول تو در کابینه جاسوس سازمان سیا است.”

تیتو از این خبر متحیر می شود و پس از اتمام یکی از جلسات کابینه از وی می‌خواهد بماند. سپس اسلحه را روی شقیقه معاون اول گذاشتم و از وی سوال کردم آیا تو جاسوس سیا هستی؟ او که متوجه شد، قضیه لو رفته است به جاسوسی خود اعتراف نمود.

تیتو از او سوال کرد از چه وقت با سیا همکاری می کنی؟ معاون اول گفت: از زمان دانشجویی! تیتو: در این مدت با تمام کنترل های امنیتی، هیچ ارتباطی با سیا، از تو کشف نشد؟ معاون اول: هم الان نیز هیچ ارتباطی با سیا ندارم. تیتو: چگونه عضوی هستید که ارتباط ندارید؟ معاون اول: سیا مسئولیتی به من واگذار کرده که وظیفه‌ام را انجام می‌دهم! تیتو: مسئولیت تو چیست؟ معاون اول: به من ماموریت داده شده تا “در سپردن پستها به افراد غیر تخصصی و نا همسو عمل کنم ” و تا کنون هم این گونه عمل کرده‌ام!

تیتو می‌گوید: نگاهی کردم به افراد کابینه و مدیران ارشد دیدم همین طور است! هیچ کس سر جای خودش نیست ! مثلا طرف دکترای کشاورزی دارد ولی وزیر نیرو است و یا دیگری برق خوانده اما وزیر مسکن است! طرف دکترای خریدنی گرفته وزیر صنعت است و یا طرف اصلا سواد اقتصادی ندارد وزیر اقتصاد است .

سپس معاون اول و جاسوس تیتو می گوید: تحلیل سیا این بوده و هست که با این روش، انقلاب بدون کودتا و حمله خارجی از درون متلاشی می شود.

از بزرگمهر حکیم پرسیدند: علت انقراض دولت ساسانی چه بود؟ بزرگمهر پاسخ گفت: کارهای بزرگ را به خردان سپردند و کارهای خرد را به بزرگان. خردان از کار بزرگ بر نیامدند و بزرگان به کار خرد دل نسپردند.

هم چنین آورده اند که : از سلطان سنجر سوال کردند: چرا حکومت تو زوال یافت؟ پاسخ داد: کارهای بزرگ را به افراد کوچک و کارهای کوچک را به افراد بزرگ واگذار کردم. پس خردان از کارهای بزرگ بر نیامدند و بزرگان از کارهای خرد روگرداندند. در حقیقت، اولی ها کارایی نداشتند و دومی انگیزه. (نگاه کنید: قابوسنامه)

در حکایت ملا نصیرالدین آمده است: روزی ملا نصر الدین برای تعمیر بام خانه خود مجبور شد، مصالح ساختمانی را بر پشت الاغ بگذارد و به بالای پشت بام ببرد. الاغ هم به سختی از پله ها بالا رفت. ملا مصالح ساختمانی را از دوش الاغ برداشت و سپس الاغ را بطرف پایین هدایت کرد. ملا نمی‌دانست که خر از پله بالا می رود، ولی به هیچ وجه از پله پایین نمی‌آید. هر کاری کرد، الاغ از پله پایین نیامد. ملا الاغ را رها کرد و به خانه آمد تا استراحت کند. در همین موقع دید الاغ دارد روی پشت بام بالا و پایین می‌پرد. وقتی که دوباره به پشت بام رفت، می خواست الاغ را آرام کند که دید الاغ به هیچ وجه آرام نمی‌شود. برگشت و بعد از مدتی متوجه شد که سقف اتاق خراب شده و پاهای الاغ از سقف آویزان شده است. بالاخره الاغ از سقف به زمین افتاد و مرد. ملا نصرالدین گفت: لعنت بر من که نمی‌دانستم که اگر خری به جایگاه رفیع و پست مهمی برسد، هم آنجا را خراب می‌کند و هم خودش را می‌کشد.