علل و عوامل اختلافات خانوادگی و راه حل ها

samamosخانواده به سبب ویژگی های خاص خود، از مهم ترین علل و عوامل آرامش و آسایش انسان است. از این روست که خانواده را بنیاد خوشبختی دانسته اند و هر کسی که در جست و جوی خوشبختی است، می کوشد تا بنیاد خانواده ای سالم و پاک را پی افکند. با این همه علل و عواملی درونی و بیرونی ، اتحاد و انسجام خانواده را گاه تهدید و گاه دیگر از میان می برد. شناخت علل و عوامل و راهکارهای برونرفت از آن مطلبی است که نویسنده در جا بر پایه آموزه های قرآنی بدان پرداخته است. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

خانواده بنیاد خوشبختی

بی گمان از مهم ترین اهداف و دغدغه های بشری دست یابی به آن چیزی است که از آن به خوشبختی و سعادت یاد می کند. مولفه ها و عناصر ا صلی خوشبختی را نیز آرامش و آسایش تشکیل می دهد. از این روست که آدمی هماره در جست و جوی شناخت علل و عواملی است که به این مهم پاسخی مناسب و شایسته دهد و آسایش و آرامش وی را تحقق بخشد. آرامش دارای معنای بسیار وسیع و گسترده ای است که می تواند شامل امنیت در اشکال مختلف، آرامش روحی و روانی ، سلامت تن و جان و مانند آن را در برگیرد. چنان که آسایش نیز این گونه است؛ ولی آن چه برای آدمی در تحقق مفهوم خوشبختی واقعی بسیار اساسی و بنیادین می باشد، خوشبختی پایدار است. از این روست که ترس از مرگ و زوال خوشبختی ، دلنگرانی و دلمشغولی اصلی بشر را تشکیل می دهد. دین با مجموعه کامل خود می کوشد تا به این بخش از مساله پاسخی در خور و مناسب دهد. این گونه است که خوشبختی دنیوی را به خوشبختی اخروی پیوند می زند و خوشبختی در ابعاد مادی و معنوی را زمانی کامل و واقعی می شمارد که با خوشبختی ابدی و بی پایان اخروی در جهانی دیگر پیوند خورده باشد.

دین هم چنین به آدمی می آموزد که علل و عوامل دست یابی به عناصر و مولفه های کلیدی و اصلی خوشبختی چگونه شدنی و ممکن است و چه علل و عواملی می تواند مفهوم خوشبختی پایدار در دنیا و بی پایان در آخرت را تحقق بخشد. این گونه است که آیات قرآنی افزون بر شناسایی و معرفی علل و عوامل گوناگون خوشبختی ساز، سر شار از توصیه ها و سفارش هایی است که می توان به آن به مطلوب و مقصود اصلی بشر در زندگی دست یافت.

خداوند پس از تبیین این که آفرینش آدم به چه هدف و فلسفه ای انجام شده است ، به فلسفه و هدف آفرینش همسر و جفت آدم (ع) اشاره می کند تا نشان دهد که چگون بنیاد خانواده در اصل برای پاسخ گویی به چه مقصد و مطلب بوده است. در آیات قرانی از جمله آیه ۱۸۹ سوره اعراف و ۲۱ سوره روم سخن از آفرینش نفس زن به عنوان همسر و جفت به میان می آید و تبیین می گردد که هدف از این جفت آفرینی و تشکیل خانواده برای آن بوده است تا آن دو در کنار هم آرامش یابند. بنابر تفسیر علامه طبرسی در مجمع البیان ، خداوند با به کارگیری واژه لباس د رآیه ۱۸۷ سوره بقره خواسته است تا تبیین کند که آرامش و سکونی که از طریق خانواده ایجاد می شود تا چه اندازه مهم و فراگیر و کامل و جامع است. به این معنا که مرد و زنی که بنیاد خانواده را تشکیل می دهند به عنوان لباس یک دیگر معرفی شده اند. این در حالی است که در آیات دیگر تبیین کرده است که کارکردها و کاربردهای لباس بسیار متنوع است که از جمله آن می توان به وقایه و نگه داری از گرما و سرما ، آفت ها بیرونی و اسیب های خارجی ، زینت و آرایش ، پوشاندن عیوب و نواقص و مانند آن اشاره کرد. بنابراین خانواده است که با نقش های متفاوتی که نسبت به یک دیگر ایفا می کنند ، آرامش را به شکل ویژه و خاص به هر دو می بخشند و خواسته ایشان را برآورده می سازد.(نگاه کنید : مجمع البیان ، ج ۱ و ۲ ، ص ۵۰۴)

به هر حال سکون و آرامش که یکی از دو مولفه اصلی خوشبختی را تامین می کند، از راه تشکیل خانواده شدنی و ممکن است. از این روست که در آغاز آفرینش، خداوند حوا را برای آدم به عنوان زوج و همسر می آفریند تا در کنار هم آرامش را تجربه کنند. هم چنین بر همین اساس و فلسفه است که از هر مرد و زنی خواسته شده تا تشکیل خانواده دهد و آرامش واقعی را در کنار همسر خویش تجربه نماید.

خداوند در آیه ۲۱ سوره روم تبیین می کند که سکون و آرامش در خانواده ، آرامش خاص و ویژه ای است که از راه های دیگر هرگز به دست نمی آید و کسی نمی تواند این گونه آرامش را در جای دیگر و با نسخه ای دیگر به دست آورده و تجربه نماید. از این روست که از خردمندان خواسته تا د ر این باره تفکر و اندیشه کنند و به این نشانه برتر الهی دریابند که خداوند چرا خانواده را ایجاد کرده و به آ ن فرمان داده است و حکمت و قدرت الهی را در این حوزه دریابند.

در همین آیه هم چنین به این نکته اشاره شده که آرامشی که خاص خانواده است و نیز پایداری این گونه آرامش تنها در سایه مودت و مهربانی شدنی و ممکن است و هر یک از همسران نمی توانند با روش ها و راهکارهای دیگری این گونه آرامش را فراهم آورند.

به سخن دیگر، آرامشی که با مودت و مهربانی در میان همسران پدید می آید نمی شود با علل و عوامل دیگری بیرون از دایره خانواده به دست آورد چنان که نمی شود آن را به پول خرید و یا به غیر از مهربانی و مودت آن را ایجاد کرد.

خداوند هم چنین تبیین می کند که آرامشی که در پرتو خانواده ایجاد می شود از مصادیق رحمت الهی است. بنابراین همسران نیز می بایست در سایه سار مهر و محبت آن را جست وجو و ایجاد کنند و در اندیشه عامل قوی تر و اساسی تر از رحمت و مهر و مودت برای ایجاد این گونه از آرامش نباشند.

اختلاف در خانواده

با آن که فلسفه زوجیت و ایجاد خانواده ، آرامش و دست یابی به یکی از عناصر و مولفه های اصلی خوشخبتی است، با این همه به علل درونی و عوامل بیرونی گاه اختلافاتی در خانواده ها پدید می آید که نه تنها فلسفه ایجادی آن را تهدید می کند بلکه موجب می شود تا خانواده از هم فرو پاشد و پیامدها و آثار زیانباری را بر جامعه تحمیل نماید.

قرآن هر گونه اختلاف خانوادگی را تهدید برای دست یابی انسان به کمال می شمارد و از آن رو از ایجاد و یا افزایش و استمرار آن پرهیز می دهد. آیات ۳۴ و ۳۵ سوره نساء و نیز آیه ۱۲۸ همین سوره بر لزوم پیشگیری از بروز اختلاف در خانواده تاکید می کند؛ زیرا هماره پیشگیری آسان تر و ساده تر از درمان است. به این معنا که اگر همسران بتوانند ریشه های هر گونه اختلاف را با درایت و هوشیاری شناسایی و بخشکانند به سادگی می توانند آرامش و انسجام خانوادگی را حفظ و بر بقای خوشبختی امید داشته باشند.

بسیاری از اختلافات حقوقی و یا غیر حقوقی را می توان از راه گذشت و عفو درمان کرد و پیش از آن که به شکل دملی بیرون زده شود، آن را مدیریت و مهار کرد و اجازه رشد و بقا نداد. از این روست که آیات قرانی بر رحمت و عفو و احسان در خانواده تاکید می کند وعناصر اصلی بنیاد خانواده را بر این امور می نهد. از مصادیق بارز و ظاهر احسان همان گذشت و عفو همسران نسبت به خطا و گناه و جرم های یک دیگر و چشم پوشی و اغماض نسبت به آن ها و پذیرش عذر و توجیه یک دیگر است.

بنابراین پیش از آن که مساله حقوقی شود می بایست به شکل اخلاقی آن را درمان و حل کرد و اجازه نداد تا به شکل دمل و زخمی در آید که نیازمند جراحی حقوقی و دخالت دیگران از خویش و غیر خویش از حاکمان و حکمیت شرعی شود. خداوند در آیاتی چون ۲۱ سوره روم اساس خانواده را بر مودت و دوستی و رحمت می نهد تا یادآور این نکته باشد که آرامش واقعی تنها در سایه مهر و عشق و مودت و محبت پدید می آید و بقای و دوام آن نیز در گرو عفو و گذشت و پوزش خواهی و پذیرش پوزش یعنی احسان می باشد. زن و شوهر با لباس یک دیگر بودن می توانند بسیاری از مسائلی که به شکل اخلاقی قابل حل است حل کرده و نیازمند راهکارهای حقوقی نشوند. با این همه اگر نیازمند دخالت حقوقی دیگران باشد ، توصیه و سفارش خداوند و قرآن است که شکل نیمه حقوقی به خود گیرد و اخلاق بر حقوق و احسان بر حق مقدم شود و خویشان به عنوان حاکمان حقوقی اخلاقی در میدان آیند و بر اساس مهر و مودت و احسان مشکلات زناشویی میان همسران را برطرف سازند. از این روست که در آیه ۳۵ سوره نساء رفع نزاع ها و اختلافات میان همسران به عنوان یک مسئولیت به خویشان سپرده شده است تا با حکمیت و کدخدامنشی بتوانند هر گونه اختلاف را حل و فصل نمایند و مشکلات پیش آمده را رفع و رجوع کنند.

ریشه های اختلافات

خداوند در بررسی و تحلیلی از ریشه های اختلافات خانوادگی به اموری چند اشاره می کند که در این جا به برخی از آن ها اشاره می شود.

یکی از مهم ترین ریشه اختلافات خانوادگی را می بایست در مسائل جنسی میان همسران جست و جو کرد. شاید برای برخی مسایل جنسی کم اهمیت و یا بی اهمیت باشد ولی برای هر یک از طرفین از زن و شوهر ممکن است به مساله حیاتی تبدیل شود. از این روست که حجب و حیا در میان طرفین نمی گذارد تا به عنوان مهم ترین عامل اختلاف در نظر سنجی ها مطرح شود، با این همه می توان ریشه بیش از ۷۰ درصد از اختلافات را در مسائل جنسی جست و جو کرد. از این روست که خداوند به عنوان آفریدگار بشر و پروردگار وی به این مساله در آیات مختلف به اشکال گوناگون اشاره می کند. گاه در آیاتی چون ۱۲۸ سوره نساء از آن به اعراض شوهر از همسرش یاد می کند وگاه دیگر از آن به نشوز سخن می گوید. هر چند که این دو اصطلاح در همین آیه مطرح شده و خداوند در تبیین و تحلیل اختلافات زناشویی مساله را به نشوز و اعراض می کشاند و آن را دو نوع عامل از عوامل اختلاف بر ا نگیز می شمارد، ولی هر دو گونه رفتار ریشه در مساله جنسی دارد که اعراض و یا نشوز تنها بیانگر دو شیوه واکنش و رفتار در باره یک مساله است. به این معنا که گاه واکنش منفی شدید تر و گاه سست تر است و این سستی و یا سفتی واکنش موجب شده تا دو اصطلاح برای یک مساله وضع شود.

در حقیقت مهم ترین ریشه و خاستگاه اختلافات خانوادگی را می بایست در عدم پاسخ گویی درست همسران نسبت به نیازهای جنسی یک دیگر به ویژه شوهر جست و جو کرد. این گونه است که زن می ترسد که نکند رفتار و کنش وی موجب شود تا شوهر واکنشی چون اعراض و یا نشوز را در پیش گیرد.

نشوز به معنای نافرمانی زن از تمکین در برابر خواسته های جنسی و نیازهای طبیعی شوهر می باشد. به این معنا که زن به عللی حاضر نشود تا نسبت به خواسته هاو نیازهای جنسی شوهر پاسخ مثبت دهد. این گونه است که شوهر برای دست یابی به هدف و پاسخ یابی درست ، رفتاری را در پیش می گیرد که سردی روابط و د رنهایت ا ختلاف میان همسران را سبب می شود.

از دیگر عوامل مهم و اساسی که قرآن به عنوان عامل اختلافات خانوادگی بر می شمارد، بخل و خساوت مالی شوهر و عدم تمکین مالی مرد نسبت به زن می باشد. بسیاری از مردان پول را بر محبت و آرامش ترجیح می دهند. این که اقتصاد ومدیریت مالی خانواده در اختیار مرد می باشد موجب می شود تا زنان در سختی قرار گیرند و بخل و خساست مردان موجب می شود تا زن د ر وضعیت مناسب اقتصادی نباشد و نفقه به درستی پرداخت نگردد.

در این میان عدم گذشت و عفو نیز می تواند به این مساله دامن بزند و موجب شود تا اختلافات خانوادگی افزایش یابد. خداوند در آیه ۱۲۸ سوره نساء به این عامل و یا عوامل اشاره دارد. راغب اصفهانی در کتاب مفردات الفاظ قرآن کریم بر این باور است که شح که در آیه به کار رفته است به بخلی گفته می شود که ه مراه با حرص و آز باشد.

به نظرمی رسد که بیان بخل پس از طرح مساله صلح و سازش که مستلزم گذشت یکی از طرفین از حقوق قانونی و شرعی می باشد ، بیانگر این معناست که اگ رهر یک از طرفین صلح را نپذیرفت ریشه آن را می بایست در بخل شخص جست و جو کرد. به این معنا که شخصی که حاضر نمی شود برای بقای بنیاد خانواده از حق خویش بگذرد و کمی گذشت کند و از حقوق خود کوتاه آید، در حقیقت گرفتاری نوعی بخل همراه با حرص و آز می باشد. بنابراین شخص با گذشت خویش می تواند در مقام احسان قرار گیرد و از بخل وحرص رهایی یابد و از برکت مقام احسان و توجهات خاص و ویژه الهی که برای محسنان در نظر گرفته شده است بهره مند گردد.

از دیگر علل و عواملی که می توان برای اختلافات خانوادگی جست ، مساله دخالت دیگران به اشکال مختلف به ویژه سحر و جادو است. خداوند در آیه ۱۰۲ سوره بقره به این عامل توجه می دهد. هر چند که در این آیات گزارشی از رفتار قومی در شهر بابل است ولی می توان از این گزارش به دست آورد که از نظر قرآن عامل سحر می تواند به عنوان عامل برهم زننده انسجالم و محبت خانوادگی مطرح شود. از این روست که برای رهایی از شر و اسیب های احتمالی سحر و جادو به پناه بردن به خداوند اشاره می کند و از مردمان می خواهد که برای در امان ماندن از سحر به خانواده استعاذه برند.

راهکارهای برونرفت از اختلافات

هر چند که در هنگام بیان اختلافات و علل و عوامل آن به برخی از راهکارها اشاره شده است ولی در تبیین و تشریح دقیق مساله و راهکار به نکاتی در این اشاره می شود.

به نظر می رسد برای رهایی از هر گونه اختلافات خانوادگی رعایت اصولی چند چون احسان و گذشت و عفو و پوزش خواهی و پذیرش پوزش لازم و اساسی است. با این همه نمی توان چنان که آ یات ۳ و ۴ سوره تحریم بیان داشته است ، از عامل حفظ و نگهداری اسرار و رازهای خانوادگی چشم پوشی کرد.

به این معنا که برای حفظ اتحاد و انسجام خانوادگی لازم است که اعضای خانواده هماره نسبت به مسایل خانوادگی حساس بوده و اجازه ندهند که رازها و اسرار خانوادگی درز پیدا کرده و به گوش و اطلاع دیگران رسیده شود حتی اگر این دیگران از محرمان باشند ولی نسبت به مسایل خانوادگی در هر حال نامحرم می باشند. بنابراین خداوند از همسران می خواهد تا نسبت به اسرار و رازهای خانوادگی حساس بوده و اجازه ندهند تا به گوش دیگران رسیده شود.

در حقیقت حفظ عفت خانوادگی در حفظ اسرار خانوادگی است و همسران می بایست هماره در اندیشه حفظ آن باشند. البته عفت و پاکدامنی همسران به عنوان معیار ابتدایی برای ازدواج و تشکیل خانواده و بقای آن مطرح می باشد و این بدان معناست که نمی بایست از این مهم به سادگی گذشت. خداوند در آیاتی چندی چون آیه ۲۵ سوره نساء و ۵ سوره مائده و ۳ و ۲۶ سوره نور بر مساله عفت و پاکدامنی تاکید مضاعف می کند تا این گونه بنمایاند که تا چه اندازه این مهم در بنیاد و بقای خانواده و ایجاد واستمرار آرامش موثر و کارگشاست.

رعایت تقوا در محیط خانواده از دیگر توصیه ها و سفارش های الهی برای رهایی از اختلاف و کاهش آن و نیز جلوگیری از آن می باشد که در آیات یچون ۲۲۳ و ۲۳۱ و ۲۳۳ سوره بقره و ۱۲۸ سوره نساء بر آن تاکید می کند.

اگر خانواده ای بخواهد در مسیر عبادالرحمان قرار گیرد و به عنوان پیشوایان برای اهل تقوا مطرح شود ، می بایست هماره رعایت تقوا در نظر داشته با شند تا در مسیر کمالی به آرامش و آسایش ابدی و بی پایان دست یابند.(فرقان آیات ۶۳ و ۷۴)

با این همه می توان گفت که همان گونه که بنیاد خانواده بر عشق ، محبت ، مودت ، مهر و عفو و گذشت می باشد ، هم چنین بقای آن و نیز برطرف کردن اختلافات نیز تنها بر همین بنیاد و پایه می باشد. از این روست که خداوند در آیه ۱۴ سوره تغابن بر عفو و چشم پوشی و گذشت تکیه و تاکید می کند و آن را زمینه جلب غفران و محبت الهی نیز می شمارد.

این ها مهم ترین علل و عوامل اختلاف و راهکارهای برونرفت از آن می باشد که در این آیات قرآنی به آن اشاره شده است. واکاوی کامل این مطلب حوصله و مجال دیگری را می طلبد. باشد با بهره گیری از همین آموزه های وحیانی کانونی سرشار از آرامش و آسایش داشته باشیم .