علل و آثار عجله و شتاب

samamosعجله و شتاب یکی از رفتارهای نادرست و ناپسند انسانی است. در آیات قرآنی از جمله صفاتی که برای انسان بیان شده عجول است. همین خصلت انسانی است که موجب می شود تا شتابزده و شتاب آلوده رفتار کنند و بدون تانی و تامل کارهایی را انجام دهد که در بیش تر اوقات پشیمانی و ندامت را به همراه دارد.
خداوند بارها به کافران و منافقان هشدار می دهد که به جای این که خواستار استعجال در عذاب دنیوی شوند خود را در مسیر درست و حق قرار دهند؛ چرا که مهلتی که به آنان داده شده هرگز تکرار شدنی نیست و خداوند به سبب درخواست های استعجال ایشان، عمل نمی کند؛ چرا که می خواهد حجت بر ایشان تمام شود تا بهانه و عذری نداشته باشند.

نویسنده در این مطلب با مراجعه به آموزه های وحیانی اسلام از آیات و روایات بر آن شد تا به علل و عوامل و نیز آثار شتابزدگی و عجله در انسان بپردازد و با اشاره به آثار و پیامدهای منفی از هر گونه عجله و شتابزدگی باز دارد. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.
عجله و شتابزدگی، خصلت انسانی
یکی از خصلت های انسانی، شتابزدگی و عجله است. انسان دارای نفس است و این امر اقتضائاتی دارد که از جمله آن ها نیاز به مادیات و هواهای نفسانی است که می بایست در سطح مقبول و مطلوبی به آن ها پاسخ داده شود.
از جمله صفات نفس انسانی، نسیان و غفلت، عجله(اسراء، آیه ۱۱)، ظلوم و جهول بودن(احزاب، آیه ۷۲) و مانند آن است که در آیاتی قرآنی به آنان توجه داده شده است.
خصلت عجله از صفات ناپسند و مذموم نفس انسانی است؛ چرا که عجله و شتاب به معنای مطالبه چیزی قبل از وقت رسیدن آن است. (مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص ۵۴۸؛ ذیل واژه عجل)
از آیات قرآنی به دست می آید که این امر در بسیاری از موارد مذموم و ناپسند است؛ به این معنا که سبقت جویی پیش از وقت و زمان رسیدن آن چیز در بسیاری از موارد نمی تواند به حال انسان مفید باشد هر چند که در برخی از
موارد اندک می تواند سازنده باشد.
بر اساس آیاتی از جمله ۱۱ سوره اسراء و ۳۷ سوره انبیاء، خصلت عجله در سرشت انسان نهفته است و نمی توان آن را نادیده گرفت. به این معنا که جزو لوازم ذاتی نفس انسانی، عجله و شتاب است. بنابراین می بایست با تربیت نفس
آن را به شکل در آورد که در بیش تر موارد که عجله در آن ناپسند و مذموم است، نفس را مهار و مدیریت کرد.
بیش ترین جنبه ای که انسان در آن عجله و شتاب می ورزد، در خواسته ها و تمایلات نفسانی است.(همان و نیز یونس، آیه ۱۱) از این روست که خداوند شتابزدگی را ناپسند دانسته و به توبیخ و سرزنش کسانی می پردازد که در
خواسته های مادی و دنیوی خویش عجول هستند.(همان و نیز یونس، ایه ۵۰؛ شعراء، آیات ۲۰۰ و ۲۰۴؛ صافات، آیات ۱۷۵ و ۱۷۶)
برای تربیت نفس و مهار آن، خداوند خواهان تامل، شکیبایی و صبر در امور می شود؛ چرا که شتابزدگی به سبب آن که تاثیرات منفی در زندگی شخصی و جمعی انسان به جا می گذارد، می بایست مهار شود؛ زیرا اگر مهار نشود در بسیاری از موارد موجب هلاکت و دست کم پشیمانی می شود که گاه نیز این پشیمانی دیگر سودی برای شخص نخواهد داشت؛ زیرا تدارک و بازسازی و اصلاح امری که خراب و فاسد شده شدنی نیست.
زمینه های شتاب و عجله
چنان که گفته شد، شتابزدگی و عجله خصلت نفس انسانی است که مانند هواهای نفسانی از جمله شهوت و غضب و مانند آن می بایست مهار و مدیریت شود. البته شرایطی موجب می شود که انسان این خصلت را بیش تر بروز دهد و نتواند به مهار آن پرداخته و رفتارهای هیجانی او را به سمت و سویی سوق می دهد که هلاک بخشی از اثار و پیامدهای آن است.
از آیات قرآنی این معنا به دست می آید که ریشه همه رفتارهای شتابزده انسان، جهل و عدم احاطه علمی شخص به موضوع و مساله است.(کهف، آیه ۶۸؛ انبیاء، آیات ۳۸ و ۳۸)
حتی از آیات ۸۳ و ۸۴ سوره طه این معنا به دست می آید که علت شتابزدگی و عجله حضرت موسی(ع) برای ملاقات خداوند و جدایی از قوم، هر چند که به قصد رضایت و خشنودی خداوند انجام گرفته است، ریشه در جهل و عدم احاطه علمی آن حضرت (ع) به همه مسایل داشت. آن حضرت (ع) هم در دیدار با خداوند دچار شتابزدگی از روی عدم احاطه علمی و دانش کامل و جامع می شود و هم در عدم همراهی با عالم ربانی و پرسش ها و اعتراضات خویش دچار همین مشکل به سبب عدم احاطه علمی می شود.(کهف، آیه ۶۸)
در حقیقت انسانی که دارای علم و احاطه کامل به مساله باشد، اهل صبر، حلم و شکیبایی است و عجله و شتاب نمی ورزد.(همان)
پاسخ خداوند به شتابزدگی انسان ها
انسان بیش تر در امور مادی و تمایلات نفسانی گرایش به شتاب دارند. البته خداوند برای این که حجت را بر بندگان خویش تمام کند، گاه به این خواسته های شتاب آلوده انسان ها به ویژه کافران توجه می کند و امکانات رفاهی و آسایشی آنان را فراهم می آورد.(اسراء، آیات ۱۸؛ انسان ، آیات ۲۴ و ۲۷)
به سخن دیگر، شتاب و عجله در امور دنیوی و مادی امری مذموم و ناپسند است و کسانی که اهل ایمان هستند اهل صبر و تانی و تامل هستند و هرگز شتابزدگی ندارند.
اما این که چرا برخی از مومنان و حتی پیامبران در کارهایی عجله می کنند؟ این رفتار چنان که گفته شده برخاسته از عدم کامل علمی به مساله و موضوع است وگرنه در آن کارهای حتی خوب و پسندیده نمی بایست عجله کنند و پیش از موعد و وقت رسیدن آن بخواهند تا آن کار انجام گیرد. خروج حضرت یونس(ع) پیش از موعد از میان قوم و قبیله خویش موجب خشم الهی شد و او را در شکم ماهی به مدت چهل شبانه روز زندانی کرد و اگر توبه و استغفار آن حضرت (ع) و عنایت و فضل الهی نبود وی تا روز قیامت می بایست در شکم ماهی اسیر و زندانی می ماند.(صافات، آیات ۱۳۹  تا ۱۴۵؛ قلم، آیات ۴۸ و ۴۹ و انبیاء، آیه ۸۷؛ آیات دیگر)
هم چنین عجله حضرت موسی(ع) در دو مورد یکی در عجله به رفتن به کوه طور و دیدار خداوند(طه، آیات ۸۳ و ۸۴) و نیز عجله و عدم صبر و پرسش های مکرر بر رفتار عالم ربانی ، شتابی مذموم بود. (کهف ، آیات ۶۵ – ۷۲ و ۷۴ و ۷۵ و ۸۲)به نظر می رسد که عجل در بیان آیات از سوی پیامبر(ص) پیش از دستور ابلاغ نیز از این موارد است؛ یعنی هر چند که این عجله در بیان و زبان برای خیرخواهی است نمی بایست پیش از موعد و فرمان الهی باشد که در شکل تنزیل از طریق حضرت جبرئیل اعلام می شود.(قیامت، آیه ۱۶) از همین موارد اشتاب مومنان برای دست یابی به پیروزی در جنگ(نحل، آیه ۱) یا تعجیل پیامبر(ص) و نیز مومنان برای امدادهای غیبی در جنگ است.(بقره، آیه ۲۱۴)
خداوند به هر گاه امور را مقدر کرده که در زمان خود می بایست اتفاق افتد و هر گونه تعجیل در زمان وقوع آن امری نادرست و مذموم و ناپسند است که می بایست از آن پرهیز کرد.
به عبارت دیگر، استعجال و شتاب خواهی در اموری که موقت ومحدد و مقرر به زمانی است، امر ناپسند است حتی اگر در کارهایی باشد که به نظر انسان خیر و رضایت خداوندی است. از این روست که عجله بنی اسرائیل در ابلاغ امر
خداوندی از سوی حضرت موسی(ع) امری ناپسند دانسته شده است(اعراف،آیه ۱۵۰)
چرا که زمان ابلاغ را خداوند می داند و می بایست از هر گونه شتاب در ابلاغ الهی خود داری کرد. از این روست که خداوند به پیامبر(ص) سفارش می کند که پیش از پایان وحی تنزیلی و اذن ابلاغ از ابلاغ خودداری کند.(طه، آیه ۱۱۴؛ قیامت، آیات ۱۶ تا ۱۸)
آثار و پیامدهای منفی عجله و شتابزدگی
برای عجله و شتابزدگی آثار منفی چندی است که از همه مهم تر خطا و افزایش اشتباه در کار است؛ زیرا چنان که بیان شد زمینه عجله در کارها در بسیاری از موارد،جهالت یا عدم احاطه کامل و جامع علمی است. از این روست که در صد خطا و اشتباه بالا می رود و امکان رفتاری که نتایج منفی آن بیش تر خواهد بود به همان میزان افزایش می یابد. از این روست که خداوند در آیه ۱۱ سوره اسراء عجله و شتابزدگى، را عامل اشتباه در شناخت سود و زیان واقعى می داند و به انسان نسبت به آن هشدار می دهد.
مفسران در تحلیل این معنا گفته اند که جمله «و کانَ الاِنسـنُ عَجولا» در مقام تعلیل براى «و یَدعُ الاِنسـنُ…» است؛ یعنى چون انسان، عجول است شرّ و خیر خویش را یکسان مى بیند و به دنبال هر دو مى شتابد. این گونه است که دچار خطا و اشتباه می شود و نمی تواند به هدف مطلوب خود برسد.
همین شتابزدگی و عدم قدرت تشخیص عامل آثار بد دیگری می شود؛ زیرا بر اثر خصلت شتابزدگى  انسان از ابزار و وسایل شرّ و ناپسند نیز بهره می گیرد و این گونه است که هدف وسیله را برای او توجیه می کند یا ناخواسته از وسایل و ابزاری استفاده می کند که نمی بایست از آن استفاده کند. خداوند در آیاتی از جمله ۴۵ و ۴۶ سوره نمل بیان می کند که ثمودیان، در اتّخاذ روشهاى نادرست و بدفرجام شتاب و عجله داشتند و همین امر نیز موجب هلاکت و
نابودی آنان شد.
خداوند در آیه ۱۱ سوره اسراء  بامبتنى «باء» در «بالشّرّ» و «بالخیر»، که براى استعانت است به این نکته توجه می دهد که انسان عجول، وسایل خیر و شرّ را مساوى مى بیند، مثلاً براى رسیدن به رفاه، از ابزارى چون دزدى و احتکار استفاده مى کند و این گونه است که هم در شناخت سود و زیان و هم در ابزارهایی که به کار می گیرد راه اشتباه و خطا را می رود و این گونه هم روشی و هم هدف دچار خطا می گردد.
شتابزدگی در انسان موجب می شود که اهل صبر و شکیبایی و بردباری نباشد و خیر و خوشی را در دنیا بخواهد که نزدیک و نقد است و همین خصلت شتابزدگی و رسیدن به خوشی پیش از موعد و زمانش موجب می شود که به دنیا گرایش پیدا کرده و دنیا طلب شده و از آخرت غافل گردد.(اسراء، آیه ۱۸)
پس می بایست شتابزدگی را مایه بدبختی و شقاوت ابدی انسان دانست؛ چرا که هم در تشخیص سود و زیان و هم ابزارها به خطا می رود و هم هدف را گم می کند و به دنیا گرایش می یابد. از این روست که پیامبر(ص)عجله را مایه هلاکت انسان می داند و می فرماید: اِنَّما اَهلَکَ النّاسَ العَجَلَه وَ لَو اَنَّ النّاسَ تَثَـبَّتوا لَم یَهلِک اَحَدٌ؛ مردم را، در حقیقت،
شتابزدگى به هلاکت انداخته است، اگر مردم، از شتابزدگى به‏دور بودند، هیچ کس هلاک نمى‏شد.(محاسن، ج ۱، ص ۳۴۰، ح ۶۹۷)
آن حضرت(ص) هم چنین می فرماید:    اِنَّما اَهْلَکَ النّاسَ الْعَجَلَهْ وَ لَوْ اَنَّ النّاسَ تَثَـبَّتوا لَمْ یَهْلِکْ اَحَدٌ؛ مردم را، در حقیقت، شتابزدگى به هلاکت انداخته است، اگر مردم، از شتابزدگى به‏دور بودند، هیچ کس هلاک نمى‏شد.(محاسن، ج ۱، ص ۳۴۰، ح ۶۹۷)
همان گونه که عجله نادرست است تکاهل و تبنلی و پشت گوش انداختن کاری در زمان خودش نیز نادرست و ناپسند است؛ چرا که فرصت ها همانند باد می آید و می رود و اگر انسان غنمیت نشمارد ممکن است که دیگر دست یافتنی نباشد.
امام علی علیه السلام در این باره هشدار هایی داده است. از آن جمله می فرماید:  مِنَ الخُرقِ المعاجَلَهُ قَبلَ الإمکانِ و الاَناهٌ بعدَ الفُرصهِ؛  شتاب کردن در کاری پیش از بدست آوردن توانایی و سستی کردن بعد از به دست آوردن فرصت از نادانی است.(جهادالنفس، ح۸۲۹)
امام جواد علیه السلام  نیز می فرماید:   ثَلاثٌ مَن کُنَّ فِیهِ لَم یَندَم: تَرکُ العَجَله ، وَ المَشوِرَه ، وَ التَّوَکُلُ عَلَی اللهِ عِندَ العَزمِ؛    سه چیز است که هر کس آن را مراعات کند ، پشمیان نگردد : ۱ – اجتناب از عجله ، ۲ – مشورت کردن ، ۳ – و توکل بر خدا در هنگام تصمیم گیری .(مسند الامام الجواد، ص ۲۴۷)
از این حدیث به دست می آید که انسان می بایست فرصت شناس باشد و همان گونه که عجله و شتابزدگی نادرست است، پس از این که زمان عمل رسید و عزم بر عمل کرد هر گونه تاخیر می تواند موجب پشیمانی باشد، بلکه باید توکل کرد و به انجام کار اقدام کرد.
عجله از خصلت هایی است که انسان در رفتار خویش به نمایش می گذارد. به این معنا که انسان عجول در همه کارش شتابزده است و از همین روست که بسیار از اوقات پیشمان می شود که چرا کاری را اقدام کرده و انجام داده است و اگر تانی و تامل می کرد و جوانب امر را می سنجید شاید این همه مشکلات نداشت.
از روایت امام صادق علیه‏السلام بر می آید که بیان صفت خصلت در باره کسی به معنای غیب نیست؛ زیرا همان گونه که آدم فاسق با علنی کردن رفتارهای زشت و گناه خود برای خود حرمت نگذاشته است تا احترام او نگه داشته شود، انسان عجول با رفتارهای آشکار خویش جایی برای کتمان نگذاشته است و گفتن این که فلانی عجول است غیبت شمرده نمی شود هر چند که از شنیدن این عنوان ناراحت شود و بد شمارد؛ چرا که اگر از این نام و صفت گریزان است می بایست به خودسازی خود اقدام نکند و رفتارهای شتابزده را ترک نماید. امام صادق(ع) در این باره می فرماید: اَلغیبَهُ أَن تَقولَ فى أَخیکَ ما سَتَرَهُ اللّه‏ عَلَیهِ وَأَمَّا المرُ الظّاهِرُ فیهِ مِثلُ الحِدَّهِ وَالعَجَلَهِ فَلا؛    غیبت آن است که درباره برادرت چیزى بگویى که خداوند آن را پوشیده نگه داشته است، اما (گفتن) خصلتهاى آشکارى چون تندخویى و شتابزدگى غیبت نیست.(بحارالأنوار، ج۷۵، ص۲۴۶، ح۷)
از مطالب پیش گفته دو اثر دیگر می توان برای شتابزدگی و عجله بیان کرد. از جمله آثار عجله، پشیمانی است؛ چرا که روایات می گوید انسان عجول دچار پشیمانی می شود و اگر این را ترک کند هرگز دچار آن نمی شود؛ دیگر این که غیبت از عجول به همین صفت و نام عجول جایز است و اگر کسی درباره دیگری که عجول است او را در نزد دیگری به عجول توصیف کند و نام برد، غیب نکرده است. پس جواز غیب از عجول از دیگر آثار آن است.
انسان می بایست در برخی از موارد نسبت به شتابزدگی توجه بیش تری داشته باشد؛ چرا که در جایی خطرات آن بیش تر است و پشیمانی نمی تواند جبران خسارت را بکند. از جمله در اخبارهایی که به مسایل امنیتی و کشوری مرتبط است می بایست از هر گونه اقدام پیش از تحقیق و بررسی جامع و کامل خودداری ورزد و حتی از پخش برخی از اخبار ضد امنیتی خودداری کرده و در اختیار رهبری و مسئولان مربوط قرار دهد و خود اقدام به عمل و یا بیان آن به دیگران نکند.(نمل، آیات ۲۴ و ۲۷؛ حجرات، آیه ۶؛ نساء، آیه ۹۴)
به هر حال در کارها نمی بایست عجله و شتاب کرد مگر این که زمان آن رسیده باشد که در آن صورت می بایست در کار خیر سبقت گرفت و کوشید که اول بود.
برای سبقت جویی باید مسارعت گرفت و شتاب کرد و سریع اقدام کرد تا دیگری پیش دستی نکند. از همان چیزی است که می گویند در کار خیر شتاب کنید و عجله در آن معنا ندارد. این که معنا ندارد به این معناست که زمان عمل رسیده است و باید عزم را جزم کرد و کار را پیش از دیگران به سرعت انجام داد و گویی سبقت را دیگران ربود. در این جا اگر تردید کنیم و کار خیر را پیش از دیگران به سرعت انجام ندهیم در دام شیطان افتاده ایم ؛ چنان که اگر پیش از زمان موعد انجام دهیم به خطا رفته ایم و اشتباهات بسیاری خواهیم داشت که می بایست از آن پرهیز کرد.