علل و آثار ترک زکات از نظر قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم

زکات در اصطلاح فقه اسلامی، حق واجبی در مال است که در صورت تحقق نصاب می یابد، پرداخت شود؛ عدم پرداخت، گناه و در صورت انکار آن، به معنای کفر و ارتداد است؛ زیرا از واجبات دینی است که انکار آن موجب کفر می شود؛ چنان که انکار هر واجب دینی چون نماز و روزه و حج موجب خروج از اسلام و کفر می شود.

علل ترک واجب و انکار آن

واژه زکات از «زکو» و «زکی» در اصل به معنای رشد و زیادت (معجم مقاییس اللّغه، ج ۳، ص ۱۷، «زکى») و طهارت، رشد، برکت و مدح (لسان العرب، ج ۶ ، ص ۶۵ ، «زکا») است.

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، تطهیر مال از حقوق دیگران یکی از عوامل رشد و برکت در مال است(نگاه کنید: مجمع البیان، ج ۱ – ۲، ص ۲۱۲؛ جواهرالکلام، ج ۱۵، ص ۲)؛ از همین رو، نامیدن جنس مالى به زکات، بدین سبب است که دهنده آن به برکت در مال خود یا پاک شدن نفسش از گناه یا هر دو امید دارد.(مفردات الفاظ قرآن کریم، ص ۳۸۱، «زکا») به این معنا که پرداخت حق واجب مالی به عنوان زکات نه تنها مال را تطهیر می کند و موجب رشد و برکت و زیادت آن می شود، بلکه موجب تطهیر و تزکیه نفس آدمی شود.

از نظر قرآن، در هر مالی، حقوقی دست کم برای دو دسته سائلان و محرومان است.(ذرایات، آیه ۱۹؛ معارج، آیات ۲۴ و ۲۵) بنابراین، کسی نمی تواند مدعی شود که مالی پاک و حلال در اختیار دارد، حتی اگر مهریه ای باشد که حلال ترین و پاک ترین اموال است؛ زیرا در آن نیز حقی برای سائلان و محرومان قرار داده شده است.

البته از نظر قرآن، انفاقات مالی به دو دسته مستحب و واجب تقسیم می شود که زکات و خمس از جمله انفاقات واجب مالی است که ترک آن ها گناه و انکار آن ها کفر و ارتداد است. بنابراین، هر کسی می بایست کاری کند تا واجبات مالی خویش را انجام دهد تا نه تنها مال وی پاک و تطهیر شود، بلکه موجبات تطهیر و تزکیه نفس نیز فراهم آید.

اما بسیاری از مردم حتی از مسلمانان به شرایع اسلامی از یهود و نصاری گرفته تا مومنان به شریعت آخر زمان، ممکن است تارک زکات باشند. اما پرسش این است که چرا مسلمانان و مومنان تارکان زکات واجبی می شوند که خدا در همه شرایع آن را واجب کرده است؟ در پاسخ به این پرسش قرآن علل و عواملی را بیان می کند که از جمله آن ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. بینش غلط: از مهم ترین علل ترک پرداخت زکات از سوی مسلمانان می توان به بینش نادرست و غلط آنان اشاره کرد؛ زیرا تصویری که از خیر و شر دارند، تصویری نادرست و باطل است. آنان گمان می کنند که داشتن ثروت خود گواهی بر خیر بودن است؛ چنان که بر این باورند که هر نعمتی از جمله ثروت بیانگر عنایت کرامتی خدا به ایشان است(فجر، آیات ۱۵ و ۱۶)؛ در حالی از نظر قرآن، نعمت های ظاهری و باطنی و نیز مادی و معنوی که در اختیار بشر قرار می گیرد همگی در چارچوب ابتلاء و فتنه و آزمون های الهی است؛ زیرا همان طوری که خدا با ایجاد فقر و کمبود انسان ها را می آزماید با دارایی و ثروت و نعمت نیز می آزماید.(بقره، آیه ۱۵۵) پس از نظر قرآن، فقر و غنا ملاکی برای کرامت و اهانت نیست؛ در حالی که برخی گمان می کنند که نعمت و ثروت، مساوی با خیر است و فقر و نداری مساوی با شر است؛ در حالی که در تحلیل قرآنی چنین نیست. همین بینش غلط در برخی از مسلمانان موجب می شود تا ملاک و معیار سنجش و ارزش گذاری آنان تغییر یابد و گمان کنند هر نعمتی که خدا داده خیر است؛ در حالی که اگر نعمت به درستی به کار گرفته نشود و خود و دیگران از آن سود نبرند، نه تنها شر خواهد بود، بلکه مانع جدی بر سر راه انسان می شود و انسان را از کمالات و فضایل اخلاقی دور می سازد. ازهمین روست که بینش غلط و نادرست، موجب می شود تا برخی از مسلمانان بخل ورزند و از پرداخت زکات پرهیز کنند(آل عمران، آیه ۱۸۰)؛ زیرا آن را عامل فقر و از دست دادن ثروت خویش می دانند؛ در حالی پرداخت زکات مایه افزایش و برکت مال و هم چنین تزکیه نفس و تطهیر آن است.
  2. دنیا طلبی و سرگرم تجارت شدن: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، یکی از عوامل ترک زکات از سوی مسلمانان، گرفتار شدن به دنیا طلبی و غوطه ور شدن در تجارت و داد و ستدهایی است که انسان را گرفتار لهو و لعب دنیا می کند.(نور، آیه ۳۷) در حالی که اگر انسان برای دنیا ارزشی جز وسیله و اسباب برای آخرت قایل نباشد، می تواند به سادگی از مال دل بکند و آن را خرج آخرت کند. از نظر آموزه های وحیانی قرآن و اسلام، مال برای سه گانه خوردن و پوشیدن و انفاق به دیگران است و اگر کسی این گونه عمل نکند، هیچ بهره ای از تجارت و داد و ستد و ثروت نخواهد برد.
  3. عدم ترس از آخرت: از نظر قرآن، ترس از آخرت عامل مهمی در عمل به تقوای الهی و انجام حدود الهی و شرایع اسلامی است؛ در برابر عدم ترس از آخرت و حتی تشکیک در آن عاملی در فجور و بی تقوایی آدمی است.(قیامت، آیات ۱ تا ۵) خدا در قرآن بیان می کند که تارکان زکات از مسلمانان کسانی هستند که ترسی از آخرت ندارند؛ زیرا اگر ترس از آخرت و حساب و کتاب آن داشتند، حقوق دیگران را ادا می کردند و به واجب مالی زکات عمل می نمودند.(نور، آیه ۳۷)
  4. بخل: از دیگر عواملی که موجب ترک زکات می شود، بخل وزری انسان است. از نظر قرآن، بخل بخیلان کوته فکر، سبب ترک زکات از سوى ایشان است، در حالی که ایشان از مواهب الهى بهره مند است، ولی حاضر نیستند بخشی کوچک و اندکی از این مواهب الهی را در راه خدا انفاق کنند و به واجب و تکلیف الهی خویش عمل کنند.(آل عمران، آیه ۱۸۰) خدا در قرآن بیان می کند که برخى از منافقان، به رغم تعهّد قبلى خود، حاضر به پرداخت زکات مال خویش نیستند؛ زیرا گرفتار بخل ورزی هستند و همین بخل ورزی سبب ترک زکات از سوی آنان است؛ یعنی با آن که تعهد سپرده اند تا به هنگام تحقق نصاب زکات مال خویش را بپردازند در هنگام عمل به وعده از انجام آن سرباز می زنند.(توبه، آیه ۷۵ تا ۷۷)
  5. فقدان حکومت صالح: مردم تابع حکومت هستند و سیر و سلوک خویش را بر اساس سلوک رهبران قرار می دهند؛ بنابراین، اگر حکومت صالح وجود داشته باشد، مردم به کارهای نیک و خیر از جمله پرداخت زکات رو می آورند؛ اما با فقدان حکومت صالح، فرایض الهی از جمله فریضه واجب زکات ترک می شود و مردم مسلمان حاضر به پرداخت زکات نمی شوند و این گونه به خود و اجتماع خیانت می ورزند و عاقبت امور خویش را تباه می سازند؛ در حالی که اگر حکومت صالحان بر قرار باشد، مردم به انجام فرائض اقدام کرده و در کنار امر به معروف و نهی از منکر، زکات واجب خویش را ادا می کنند.(حج، آیه ۴۱)
  6. شرک: کسانی که به توحید اعتقادی ندارند و در کنار خدا، اعتقاد به خدایان دیگر دارند، چون اعتقادی به خدای واحد و آخرت ندارند، از پرداخت زکات خودداری می ورزند.(فصلت، آیات ۶ و ۷)
  7. کفر: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، کفر به ویژه کفر به آخرت و رستاخیر یکی از مهم ترین علل و عوامل ترک زکات از سوی این افراد است.(فصلت، آیه ۷)
  8. ریاکاری: از نظر قرآن کسانی که خلوص و اخلاص دارند اهل زکات هستند، اما ریاکاران به ویژه نمازگزاران ریاکار از پرداخت زکات خودداری می کنند(ماعون، آیات ۴ تا ۷)؛ زیرا از على(علیه السلام) روایت شده که مراد و منظور از «ماعون» کسانی هستند که زکات واجب خویش را پرداخت نمی کنند. (المیزان، ج ۲۰، ص ۵۲۰)
  9. رباخواری: از نظر قرآن، رباخواری هر چند که به ظاهر موجب زکات و رشد مال می شود، ولی در باطن موجب اصلی کاهش ثروت و برکت از مال است؛ این در حالی است که زکات موجب حقیقی رشد مال و برکت و نیز تطهیر مال و تزکیه نفس آدمی است. قرآن هشدار می دهد که کسانی رباخواری می کنند از پرداخت زکات خودداری می کنند. باید توجه داشت که علت و فلسفه تشریع زکات برای آن است تا جلوی رباخواری گرفته شود.(بقره، آیات ۲۷۶ و ۲۷۷؛ روم، آیه ۳۹)

آثار عدم پرداخت زکات

از نظر قرآن، ترک واجبات به ویژه زکات آثار مخربی در زندگی فردی و اجتماعی و نیز دنیوی و اخروی و در ابعاد مادی و معنوی دارد که از جمله آن ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. آلودگی روحی و روانی: چنان که پرداخت زکات موجب تطهیر و تزکیه نفس انسان است، ترک زکات و عمل نکردن به این واجب، موجب آلودگى روحى و محرومیّت از طهارت روحانى است.(توبه، آیه ۱۰۳)
  2. بدترین مردمان: خوددارى مشرکان و اهل کتاب از پرداخت زکات، از موجبات قرار گرفتن آنان در زمره بدترین مردمان است.(بینه، آیات ۱ تا ۶)
  3. دوزخ ابدی: کسانی که به عمد و انکار از پرداخت زکات خودداری می کنند، فرجامی چون دوزخ برای آنان نیست.(همان) از نظر قرآن کسی که به عمد و انکار زکات خویش را نمی پردازد، به عنوان کفر عملی گرفتار دوزخ ابدی و خلود در آن خواهد بود.(همان)
  4. فسق: ترک زکات از جانب مسلمانان از جمله مسلمانان منافق، از اسباب قرار گرفتن آنان در زمره فاسقان است که خود آثاری بد در پی دارد.(توبه، آیات ۷۵ تا ۸۰)
  5. کفرعملی: مسلمانی که زکات مال خویش را پرداخت نمی کند، گرفتار کفر عملی است، هر چند که از نظر اعتقادی کافر نباشد و به عنوان اهل توحید شناخته شود.(مائده، آیه ۱۲؛ توبه، آیات ۵ و ۸۰؛ فصلت، آیات ۶ و۷)
  6. محرومیت از آمرزش: مسلمانی که اهل پرداخت زکات نیست، از آمرزش و مغفرت الهی محروم خواهد شد.(توبه، آیات ۷۵ تا ۸۰)
  7. محرومیت از تزکیه نفس: پرداخت زکات مال همان طوری که مال را افزایش می دهد و آن را پاک و پاکیزه می گرداند، هم چنین موجب طهارت روان و روح و تزکیه نفس خواهد شد و رشد نفس و شرح صدر را موجب می شود؛ در برابر ترک پرداخت زکات موجب محرومیت از طهارت و تزکیه نفس می شود.(توبه، آیه ۱۰۳)
  8. محرومیت از هدایت پاداشی الهی: کسی که زکات مال خویش را پرداخت نمی کند، از هدایت های پاداشی محروم می شود و نمی تواند در راه مستقیم هدایت الهی گام بردارد.(توبه، آیات ۷۵ تا ۸۰)
  9. نفاق: مسلمانی که زکات مال خویش را پرداخت نمی کند، گرفتار نفاق می شود و قول و فعل او مطابق نمی افتد و این مشکل تا دم مرگ همراه او خواهد بود.(همان)
  10. پشیمانی و درخواست رجعت به دنیا: ترک زکات در زمان حیات، موجب پشیمانى هنگام مرگ و درخواست مراجعه به دنیا از سوی این افراد می شود؛ ولی پاسخی جز هرگز از سوی خدا به آنان داده نمی شود.(مومنون، آیات ۹۹ و ۱۰۰) از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است: آیه یاد شده درباره کسى است که از دادن زکات خوددارى مى کند.(مجمع البیان، ج ۷ – ۸ ، ص ۱۸۷)
  11. عذاب دردناک: از موجبات عذاب های دردناک در دوزخ ترک واجب مالی زکات از سوی مسلمانان است. از همین روست که خدا به مدعیان رهبانیت و عالمان و دانشمندان به ظاهر متدین دنیا پرست و دنیادوست مسلمان هشدار می دهد تا زکات خویش را بپردازند و به کنز اندوزی و جمع ثروت نپردازند که ایشان را از گرفتار عذاب دردناک دوزخ می سازد.(توبه، آیات ۳۴ و ۳۵)
  12. گناه کبیره: از نظر قرآن، ترک عمدی پرداخت زکات از سوی مومنان به عنوان گناه کبیره شمرده می شود که نتیجه آن جز عذاب دوزخ و خلود و جاویدانگی در آن نیست(همان)؛ چرا که امام صادق(علیه السلام) با استشهاد به آیه یاد شده منع زکات را از گناهان کبیره دانسته اند. (تفسیر نورالثقلین، ج ۲، ص ۲۱۴، ح ۱۳۵)