علل رویگردانی مردم از مسئولان و عالمان

بسم الله الرحمن الرحیم

در تحلیل قرآنی، علل متعدد و متنوعی موجب می شود تا توده های مردم از عالمان و مسئولان و رهبران اجتماع رویگردان شده و به سمت و سویی دیگر متمایل شوند، به گونه ای که بحرانی میان روابط دولت و امت یا ناس با خاص ایجاد می شود. در تحلیل روان شناسی اجتماعی قرآن و رفتار شناسی مردم و دولت و عالمان، دست کم می توان عللی را شناسایی کرد که به سه دسته اصلی و اساسی ناظر به رفتار عالمان و مسئولان، رفتار دشمنان و تبلیغات سوء آنان و در نهایت رفتار خود مردم تقسیم کرد. پس نمی توان تنها عالمان یا مسئولان را مقصر دانست و علت رویگردانی را به آنان نسبت داد؛ زیرا دو دسته از عوامل و علل است که می تواند تاثیر شگرفی در این رویگردانی داشته باشد. نویسنده با مراجعه به آموزه های وحیانی قرآن بر آن است تا از نگره قرآنی، این علل و عوامل تبیین کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

رابطه امت و دولت و جاهل و عالم

از نظر قرآن، دولت اسلامی، بر اساس نظام ولایی شکل یافته است که عنصر ولایت در آن نقش اساسی را ایفا می کند. ویژگی هایی که برای ولی الله بیان می شود، نشان می دهد که عناصر مهمی چون سرپرستی بر اساس محبت رحمانی، تعلیم و تزکیه، عدالت قسطی، احسان و اکرام ایثاری و مانند آن ها نقش اساسی را در ولایت یابی شخصی در نظام ولایی دارد، به طوری که فقدان هر یک به معنای عدم مشروعیت اسلامی و سیاسی، شخص مدعی ولایت خواهد بود؛ زیرا اگر در نگره هستی شناسی و انسان شناسی قرآن، ولایت تنها از آن خداست نه غیر به طوری که هیچ در عرض خدا ولایتی نخواهد داشت.(شوری، آیات ۹ و ۲۸)؛ بنابراین اگر برای غیر از خدا، ولایتی است، این ولایت در طول و با خاستگاه ولایت الهی خواهد بود.

از نظر قرآن تنها آفریده ای که از ولایت الهی بهره مند بوده و مظهر ولایت عام الهی است، انسان است؛ زیرا مظهر تمام اسمای الهی بوده و به سبب همین مظهریت در مقام خلافت الهی قرار گرفته و بر دیگر موجودات ولایتی عام دارد.(بقره، آیات ۳۰ تا ۳۴)

آن چه بیان شد، ولایت عام انسان نسبت به موجودات دیگر و نسبت انسان با دیگر آفریده های الهی است؛ اما در خود انسان ها، تنها ولایت خاص بر انسان های دیگر، برای کسانی است که بتوانند در راستای عبادت الله(ذاریات، آیه ۵۶) بر اساس شرایع اسلام(آل عمران، آیات ۱۹ و ۸۵؛ شوری، آیه ۱۳) تقوای الهی را کسب کنند(بقره، آیه ۲۱) تا این گونه مظهر تمام نمای اسمای حسنی و کمالی خدای تبارک و تعالی باشند و بر دیگران ولایت یابند.(مائده، آیه ۵۵؛ نساء، آیه ۵۹؛ بقره، آیه ۱۳۸؛ آل عمران، آیه ۷۹ و آیات بسیار دیگر)

البته در آیات قرآنی از انواع دیگری از ولایت سخن به میان آمده که شامل ولایت والدین بر فرزند، ولایت شوهر بر همسر، ولایت متقابل امت اسلام در مسایلی چون امر به معروف و نهی از منکر می شود. همه این اقسام ولایت نیز در برگیرنده بخشی از ولایت کلی در محدوده ای خاص است که برای انسان بیان شده است؛ اما آن چه مد نظر ما در این مقاله است، تنها ولایت عمومی است که انسان های خاص به عنوان ولی الله و امام بر امت دارند.

بنابراین، ولایت امام و ولی الله بر امت در نظام سیاسی ولایی، برای کسانی ثابت است که دارای ویژگی ها و اوصاف خاصی و شرایط مشخص و معینی باشند که در آیات قرآنی بیان شده است.

از آن جایی که مهم ترین ویژگی اولیای الهی در نظام سیاسی ولایی، مظهریت تمام و کمال از خدای تبارک و تعالی است، به طور طبیعی، ولایت او از عناصری چون رحمت رحمانی نسبت به همگان و حتی دیگر موجودات هستی(انبیاء، آیه ۱۰۷)، محبت نسبت به همگان تا جایی که خود را به رنج و زحمت می افکند(شعراء، آیه ۳) و برای رهایی مردم از گمراهی حرص می خورد(نحل، آیه ۳۷) و از علم الهی و قدرت ولایت تزکیه ای برای تعلیم و تزکیه مردمان بهره می برد(بقره، آیات ۱۲۹ و ۱۵۱؛ آل عمران، آیه ۱۶۴؛ جمعه، آیه ۲؛ توبه، آیه ۱۰۳؛ نور، آیه ۲۱) و بر اساس آموزه های وحیانی و مدیریت ولایی و الهی خود، مردم را به گرفتن سهم و قسط تشویق و ترغیب به مطالبه گری و قیام می کند(حدید، آیه ۲۵) و خود و امت مومن را بر «قوامین بالقسط» بودن تنها برای رضایت خدا و گواهی الهی بودن، بی توقع و انتظاری دیگر به رنج می افکند(مائده، آیه ۸؛ نساء، آیه ۱۳۵) و برای دفاع از مظلوم و مستضعف علیه ظالم و مستکبر، سلاح به دست گرفته و جان بر کف به جهاد و جنگ علیه آنان می رود.(نساء، آیه ۷۵)

بنابراین، در نظام سیاسی ولایی اسلام و قرآن، رابطه میان ولی الله با امت، همانند عالمی پاک، معصوم، مهربان و رحمان، عدالت خواه، مطالبه گر حق و حقوق دیگران و مانند آن ها است. در آن سو نیز امتی است که به حکم جهالت علمی و عملی در حوزه های معرفتی و روشی و ارزشی می بایست به چنین افرادی مراجعه کنند و از آنان یاری بجویند تا خود را به کمال بایسته و شایسته خویش برسانند.(نحل، آیه ۴۳؛ انبیاء، آیه ۷ و آیات دیگر)

اقسام علل رویگردانی امت از عالمان و رهبران

در آیات قرآنی مجموعه ای کامل از شرایط عالمان و رهبران الهی بیان شده که فقدان هر یک می تواند موجب رویگردانی امت از عالمان و رهبران و مسئولان امت شود. اما این تمام عامل یا علت تامه نیست، بلکه این ها علل ناقصی هستند؛ زیرا علل دیگری چنان که گفته شد، وجود دارد که موجب رویگردانی می شود؛ این علل در سه دسته تقسیم می شوند که در ادامه به آن ها اشاره می شود:

الف: گفتار و رفتار عالمان و رهبران

از نظر قرآن، مهم ترین علل و عوامل رویگردانی امت از عالمان و رهبران را می بایست در رفتارهای متناقض آنان یافت که بر خلاف شرایط و صفاتی که برای رهبران بیان شده، در این افراد یافت می شود. برخی از مهم ترین این رفتارهای نادرست و خلاف آموزه های قرآنی عبارتند از:

  1. بی تقوایی: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، مهم ترین هدف عبادت بر اساس آموزه های وحیانی اسلام در تمامی شرایع آن، کسب تقوای الهی است.(بقره، آیات ۲۱ و ۱۸۳ و ۱۷۹؛ اعراف، آیه ۱۷۱؛ انعام، آیه ۱۵۳) از نظر قرآن، نماز و روزه و حج و دیگر اعمال صالح عبادی موجب آن است که انسان به مقام متقین برسد(همان)؛ اما نزدیک ترین راهکاری که قرآن برای کسب تقوای الهی بیان کرده است؛ نه این اعمال صالح و عبادی، بلکه دو امر اجتماعی است که شامل : الف: عدالت به ویژه عدالت قسطی و قوامین بالقسط بودن(مائده، آیه ۸)؛ ب: عفو و گذشت از حقوق مسلم خود است.(بقره، آیه ۲۳۷) بنابراین، وقتی مردم از عالمان و رهبران خویش، نماز و روزه و حج را می بینند، اما خبری از اجرای عدالت و عدالت خواهی و مقسط بودن نمی بینند یا به جای عفو و گذشت از خطاهای امت آنان را به سختی مجازات می کنند و رحمی ندارند، به طور طبیعی از آنان رویگردان می شوند؛ این در حالی است که امام زمان(ع) از مسئولان و عالمان و رهبران می خواهد تا نسبت به امت با عدالت و شفقت و دلسوزی برخورد کنند.(دعای توفیق الطاعه از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف)
  2. قسط خوری: از نظر قرآن، همه پیامبران و کتب آسمانی برای بیان مکتوب حقایق هستی و حقوق هر آفریده ای فرستاده شده اند تا ضمن آشناسازی مردم به حقایق هستی از جمله عوالم غیب، مردم را به هدف هستی و آفرینش و نیز حقوق مردم و دیگر موجودات آگاه کرده و آنان را تشویق به مطالبه و سهم خواهی و قیام بدان کنند.(حدید، آیه ۲۵) از نظر قرآن، مومنان در این امر باید در جایگاهی قرار گیرند که همه هویت آنان قسط خواهی باشد، به طوری که نه تنها عالمان، رهبران و مومنان خاص، قیام به این امر داشته باشند، بلکه باید «قوامین بالقسط» باشند حتی اگر علیه خودشان باشد یا حتی به نفع دشمنان ایشان باشد.(مائده، آیه ۸؛ نساء، آیه ۱۳۵) چنان که بیان شد، از نظر قرآن، نزدیک ترین راه برای کسب تقوایی که ملاک و معیار کرامت انسان(حجرات، آیه ۱۳) و تقرب به خدا و نشانه بندگی است، اجرای عدالت قسطی و قوامین قسط بودن است.(مائده، آیه ۸) بنابراین، اگر عالمان مدعی ایمان و رهبران امت اسلام، بر خلاف این آموزه رفتار کنند، مردم از ایشان دور و رویگردان می شوند؛ زیرا بر خلاف مهم ترین خواسته انسان عمل و رفتار کرده اند که تامین ابتدایی ترین و طبیعی ترین خواسته های آنان از سوی مسئولان و عالمان است؛ زیرا با عدالت قسطی است که هر کسی می تواند از مسکن، امنیت غذایی، امنیت آسایشی و آرامش فراگیر بهره مند شود و بتواند از کرامت ذاتی و الهی خود سود و بهره برد.(اسراء، آیه ۷۰) در حالی با عدم قوامین بالقسط بودن رهبران، به اقشار مردم و امت آسیب می رسد و آنان به سبب برتری ثروتمندان و اهل غنی، از ابتدایی و طبیعی ترین حقوق خویش محروم می شوند.(نساء، آیه ۱۳۵)
  3. فقدان شفقت و عفو و گذشت: چنان که گفته شد، نزدیک ترین عمل عبادی برای کسب تقوای الهی، عفو و گذشت است.(بقره، آیه ۲۳۸) بنابراین، اگر در عمل فردی انسان می بایست از حقوق مسلم خویش بگذرد، عالمان و رهبران الهی نیز می بایست برای کسب تقوای الهی و نشان دادن آن، نسبت به امت اهل عدالت و شفقت باشند و عفو و گذشت داشته باشند.
  4. تجاوز به حقوق ملت: از نظر قرآن، عالمان و رهبران امت، امنای الهی بر خلق هستند و می بایست ثروت علمی و قدرت عملی خویش نعمتی از سوی خدا بدانند که در اختیار آنان به امانت گذاشته شده است. بنابراین، می بایست این نعمت های الهی را به عنوان امانت بدانند و در آن خیانت نورزند و از آن سوء استفاده نکنند. بنابراین، اگر انفال و دیگر منابع اقتصادی ملت در اختیار آنان گذاشته شده است نمی بایست به آن تجاوز کنند، بلکه آن را برای مستحقان هزینه کردهو سهم و قسط هر کسی را تادیه و ادا کنند. (انفال، آیه ۱؛ حشر، آیات ۷ تا ۹) از نظر قرآن، کسی که در اموال شخصی دیگران خیانت می کند، شایسته نیست تا اموال عمومی و بیت المال در اختیار او گذاشته شود، به طور طبیعی خائن در اموال شخصی، اصلا لیاقت ندارد تا اموال عمومی در اختیارش قرار گیرد؛ زیرا در امانت اگر در اموال شخصی ، شرط است(قصص، آیه ۲۶) در اموال عمومی می بایست به عنوان شرط اصلی دانسته و بر آن تاکید خاص شود؛ چنان که عفریت جنی درانتقال تخت ملکه سبا به امانت داری خویش توجه می دهد.(نمل، آیه ۳۹) از نظر قرآن، هر کسی هر چیزی دارد ، امانت الهی است که در اختیار است(نور، آیه ۳۳؛ نحل، آیه ۵۳) و باید امانت را به اهل آن بازگردانند.(نساء، آیه ۵۸) پس اگر مسئولان و عالمان خیانتی در امانت کنند، مردم از آنان بریده می شوند و روی بر می گردانند.
  5. تناقض گفتار و رفتار: از نظر قرآن، هر گونه تناقض در گفتار و رفتار عالمان و رهبران موجب رویگردانی مردم از ایشان می شود. از همین روست که خدا به همگان هشدار می دهد که به آن چه می گویند عمل کنند تا موجب خشم الهی نشوند.(صف، آیات ۲ و ۳) از نظر قرآن، برخی مانند عالمان و رهبران یهودی، دیگران را سفارش به کارهای خیر می کنند، ولی وقتی به خودشان می رسد از هر کار نیکی گریزان هستند(بقره، آیه ۴۴) و این گونه مردم را از خودشان رویگردان و بیزار می کنند؛ زیرا مردم نمی توانند این تناقض در گفتار و رفتار را بپذیرند.
  6. کتمان حقایق: از دیگر عواملی که موجب رویگردانی مردم از مسئولان و عالمان می شود، کتمان حقایق از سوی آنان است؛ زیرا در نهایت روزی این حقایق آشکار و کتمان کنندگان رسوا می شوند.(بقره، آیه ۴۲)
  7. تکاثرگرایی: از نظر قرآن، تکاثرگرایی و زراندوزی و کنز رفتاری ضد انسانی است که بحران اقتصادی را موجب می شود و اقتصاد قوام بخش را به یک عامل بحران تبدیل می کند. از این روست که در آیات قرآنی از تکاثر بر حذر داشته است.(تکاثر، آیات ۱ تا ۷) از نظر قرآن، کنزاندوزی عالمان و رهبران موجب خشم خدا و مایه رویگردانی مردم از ایشان است.(توبه، آیه ۳۴)
  8. مال مردم خوری: از دیگر کارهای باطلی که موجب بیزاری و رویگردانی مردم از عالمان و رهبران می شود، مال مردم خوری در قالب قوانین وتغییر در آن است که عالمان و رهبران استاد این گونه تحریف و تغییر هستند تا مال مردم را حتی به شکل قانونی تصاحب کنند.(توبه، آیه ۳۴؛ مائده، آیه ۲۴) راه اندازی نظام بانکی ربوی از مصادیق دیگر این حرام خوری است که موجب بیزاری مردم می شود.(بقره، آیات ۲۷۷ تا ۱۷۹)
  9. مراجعه به طاغوت جهانی: هر گاه مردم و مسئولان به جای مراجعه به اولیای امور در نظام سیاسی به طاغوت و کشورهای دیگر باطل و دشمن مراجعه کنند، در حقیقت از مسیر نظام سیاسی ولایی خارج شده و تحت حاکمیتی طاغوت در آمده اند که از موجبات رویگردانی امت از نظام سیاسی و رهبران و عالمان آن می شود.(نساء، آیه ۶۰؛ ممتحنه، آیات ۲ تا ۸)
  10. کم گذاری در کار: هر گونه کم کاری به ویژه از سوی کارگزاران و مسئولان نظام سیاسی موجب خشم و غضب مردم می شود؛ زیرا از نظر قرآن این نوعی بی عدالتی در کارها و ظلم است که باید از آن اجتناب شود.(رعد، آیه ۸۵؛ شعراء، آیه ۱۸۳)
  11. تندخویی و غلظت در رفتار: از نظر قرآن، از جمله عوامل جذب و جلب مردم به سوی عالمان و رهبران، عطوفت و مهربانی و اخلاق خوش و نیک آنان است؛ در برابر هر گونه رفتار ضد اخلاقی و نیک رفتاری موجب می شود تا مردم از ایشان رویگردان شوند.(آل عمران، آیه ۱۵۹)
  12. استبداد گرایی: هم چنین شوری و مشورت در نظام ولایی در امور اجتماعی نه احکام شرعی، لازم و ضروری است و اگر عالمان و رهبران در مسایل اجتماعی استبداد ورزند، موجب دوری مردم و امت از خودشان می شوند.(آل عمران، آیه ۱۵۹)
  13. اجرت خواهی: از نظر قرآن، اجرت خواهی مالی از سوی عالمان و رهبران موجب رویگردانی امت از ایشان می شود؛ از همین روست که پیامبران هرگز دنبال اجرت مالی و مادی نبودند؛ بر خلاف آنان برخی که دنبال آن رفتند گرفتار زراندوزی و خشم خدا و مردم شدند.(توبه، آیه ۳۴)
  14. عدم تحقق اهداف حکومتی و حاکمیتی: از نظر قرآن، حاکمیت و قدرت سیاسی برای اهدافی از جمله ایجاد امنیت و آرامش و آسایش، اقامه نماز و جمع آوری زکات و توزیع آن در میان مستحقان، توزیع انفال در میان مستحقان، امر به معروف و نهی از منکر و ایجاد شرایط هنجاری و تشویق و گسترش ارزش های الهی انسانی و جلوگیری از نابهنجاری های رفتاری و ضد ارزشی است(حج، آیات ۳۹ تا ۴۱)؛ بنابراین، عدم تحقق این امور و یا رفتاری خلاف آن می تواند به معنای ناکارآمدی نظام سیاسی و مسئولان و رهبران نظام سیاسی و حتی عدم مشروعیت اسلامی و سیاسی آنان تلقی و موجب رویگردانی مردم از آنان شود.

ب: تبلیغات سوء دشمنان

دسته دوم از عوامل رویگردانی مردم از عالمان و رهبران در نظام سیاسی ولایی، تبلیغات سوء و زهرآگین دشمنان امت و نظام ولایی است که از جمله مهم ترین آنان می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. اتهام اقتصادی: از جمله روش ها و شیوه هایی که دشمنان علیه نظام سیاسی ولایی و عالمان و رهبران آن به کار می برند، انواع اتهامات بی اساس و دروغین از جمله اتهام اقتصادی است که حتی پیامبر اکرم(ص) متهم به خیانت در امانت اقتصادی می کردند.(آل عمران، آیه ۱۶۱)
  2. اتهام سیاسی: در آیات قرآنی بیان شده است که دشمنان برای تضعیف رهبران و عالمان اسلامی آنان را متهم به انواع رویکردهای نادرست سیاسی از جمله گرایش به دشمنان، ایجاد بستری برای کسب قدرت و حاکمیت، اخراج مردم از سرزمین های آباء و اجدادی و مانند آن ها می کنند تا این گونه مردم را از ایشان دور سازند.(اعراف، آیه ۱۱۰؛ طه، آیه ۶۳؛ شعراء، آیه ۳۵؛ یونس، آیه ۷۱) در حقیقت سوء استفاده از قدرت از جمله عواملی است که در عرصه سیاسی عالمان و مسئولان از سوی دشمن متهم می شوند تا مردم از ایشان رویگردان شوند.
  3. اتهام جنسی: اتهام جنسی به خود رهبران و عالمان یا بستگان آنان از جمله روش هایی است که دشمنان برای ایجاد رویگردانی از آن بهره می گیرند.(نور، آیه ۱۱)
  4. اتهام روانی و جوسازی علیه رهبران و عالمان: از دیگر اتهامات که دشمنان علیه عالمان و رهبران مطرح می کنند، اتهاماتی چون جنون، سحر و شعر و مانند آن ها است که در طول تاریخ پیامبران بدان متهم شده اند تا مردم از ایشان رویگردان شوند.(ذاریات، آیه ۵۲) اتهاماتی همانند ساده لوحی و مانند آن از جمله اتهاماتی است که دشمنان برای جلوگیری از گرایش مردم به پیامبر(ص) می زند و همین رویه امروز نیز از سوی دشمنان تبلیغ و تاکید می شود.(توبه، آیه ۶۱)
  5. اتهام به سفاهت و بی خردی: سفاهت و بی خردی و سبک مغزی از دیگر اتهامات دشمن برای جلوگیری از گرایش مردم به عالمان و رهبران الهی است؛ درحالی که ایشان خود را اهل عقل و خرد دانسته و رفتارهای مفسدانه و هنجارشکنی های خویش را در قالب راه برتر و سبک درست عقلانی زندگی مطرح می کنند.(بقره، آیات ۷ تا ۱۲؛ اعراف، آیه ۶۶ و ۶۷)
  6. القائات شیطانی: از نظر قرآن، القائات شیطانی موجب می شود تا مردم از رهبران الهی و عالمان دور شوند و به معصیت به جای اطاعت بپردازند.(مجادله، آیات ۹ و ۱۰)
  7. شایعه پراکنی، فتنه گری و جنگ روانی: از جمله عوامل تاثیرگذار در رویگردانی مردم می بایست به شایعات بی اساس و لرزه افکنی اشاره کرد که از سوی منافقان این جاسوسان و همراهان و همکاران دشمنان در میان امت اشاره کرد که عامل رویگردانی مردم از عالمان و مسئولان است.(احزاب، آیات ۶۰ و ۶۱؛ مائده، آیات ۴۱ و ۴۲) از نظر قرآن، این گروه از دشمنان داخلی که خطرناک تر از کافران خارجی هستند، با قرارگرفتن در موقعیت های حساس نظامی و امنیتی و اقتصادی ضرباتی را بر امت و امام و نظام سیاسی وارد می کنند و بستری می شوند برای ضعف سیاسی نظام ولایی. آنان با فتنه گری مردم را چنان دچار اشتباه می کنند که قدرت تشخیص حق و باطل و درست و نادرست را نداشته باشند.(توبه، آیه ۴۷)

ج: مشکلات فکری و رفتاری مردم

همان طوری که عوامل بیرونی موجب رویگردانی مردم از عالمان و مسئولان می شود، هم چنین برخی از عوامل و علل مربوط به خود مردم است که مانع از گرایش به عالمان و رهبران الهی و رویگردانی از آنان می شود. از جمله مهم ترین آنها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. سفاهت و بی خردی: خدا می فرماید برخی از مردم به سبب سفاهت و بی خردی خودشان از عالمان و رهبران گریزان هستند و به آن گرایش نمی یابند.(بقره، آیات ۱۳۰ و ۱۴۲ و ۱۷۰)
  2. تقلید از نیاکان: از دیگر عواملی که موجب می شود تا مردم از عالمان و رهبران الهی گریزان شوند، تقلید از نیاکان است که کورکورانه و بدون تعقل و تفکر است.(جاثیه ، آیه ۲۵)
  3. اطاعت از مستکبران: اطاعت از مستکبران موجب می شود تا مستضعفان حاضر نشوند از عالمان و رهبران الهی اطاعت کنند و از آنان رویگردان شوند.(نساء، آیه ۹۷؛ احزاب، آیات ۶۶ و ۶۷)
  4. عادت بر باطل: عادت کردن و الفت به چیزی که سبک زندگی یا فکر و اندیشه و نگرش آنان را شکل داده، موجب می شود تا حاضر به پذیرش عالمان و سبک اسلامی نشوند و زیر بار حکومت اسلامی نروند و با آن مخالفت کرده یا رویگردان شوند.(بقره، آیه ۱۷۰)
  5. گرایش به مادیات و دنیاطلبی: از نظر قرآن بسیاری دنبال همین مادیات هستند و اگر این برایشان فراهم باشد، از ادامه همراهی باز می گردند و به همین مادیات بسنده می کنند و دیگر حاضر به همراهی و پیروی از رهبران و عالمان الهی نیستند.(توبه، آیه ۴۲)
  6. مشکلات: برخی از مردم تا زمانی با حاکمیت و حکومت الهی و اسلامی هستند که همه چیز فراهم باشد و همین که مشقت و رنج و جنگی پیش آید از همراهی دست بر می دارند.(توبه، آیه ۴۲؛ نساء، آیه ۶۶) برخی از مردم ناشکر و ناسپاس به پیامبران می گفتند که بود و نبود شما هیچ فرقی برای ما ندارد؛ زیرا پیش از آمدن و پس از آن اوضاع ما نه تنها فرقی نکرده، بلکه بدتر هم شده است. از این روست که از عالمان و رهبران الهی رویگردان می شوند.(اعراف، آیه ۱۲۹)
  7. ساده اندیشی و تفال گرایی: برخی از مردم گرایش به این دارند که وقایع را بر اساس اموری می سنجند که هیچ ارتباطی ندارد و در قالب اسباب و علل طبیعی برای معلولی قرار نمی گیرد. تطیر و تفال زدن از جمله عواملی است که موجب می شود تا شخصی را خوش گام و بدگام قرار دهند و این گونه از شخصی گریزش و به شخصی گرایش یابند(نساء،آیه ۷۸)؛ زیرا نسبت دادن «سیّئات» به پیامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى مسلمانان ضعیف‌الایمان به معناى تطیّر به آن حضرت است. (المیزان، ج ۵، ص ۷) همین مساله نسبت به دیگر پیامبران و عالمان نیز مطرح می شود.(یس، آیات ۱۸ و ۱۹)

آن چه بیان شده تنها گوشه ای از علل و عواملی است که قرآن در تحلیل و تبیین علل رویگردانی مردم از عالمان و مسئولان و رهبران الهی و هم چنین نظام سیاسی ولایی بیان کرده است. بنابراین، نمی توان تنها به یک دسته از این عوامل بسنده کرد و در تحلیل جامع برای رسیدن به توصیه مناسب می بایست همه عوامل و علل که در این جا برخی بیان شده مورد توجه قرار گیرد تا نتایج پژوهش و تحقیق واقع گرایانه و توصیه ها کاربردی و تاثیرگذار باشد.