علل ترس و خوف از غیر خدا و آثار آن

کفار

بسم الله الرحمن الرحیم

یکی از مشکلاتی که مسلمانان گرفتار آن هستند، ترس و خوف از غیر خدا است؛ در حالی که مسلمان می بایست تنها از خدا خوف و خشیت داشته باشد و برای ایجاد تعادل روانی و فرار از نومیدی و افسردگی بر اساس اصل قرآنی خوف و رجا، بشارت و انذار عمل کند.

از نظر قرآن، خوف از غیر خدا، عواملی دارد که شناخت آن ها می تواند در اصلاح افکار و رفتار موثر باشد؛ زیرا عدم اصلاح این موضوع، می تواند آثار مخرب و زیانباری در زندگی شخصی و اجتماعی به جا گذارد و حتی دنیا و آخرت افراد را تحت تاثیر قرار دهد و شقاوت و سعادت او را تعیین کند. نویسنده در این مطلب بر آن است تا با مراجعه به قرآن، علل و عوامل خوف از خدا و نیز آثار زیانبار آن را بیان کند تا این گونه خطر بزرگ خوف از خدا دانسته شود و برای درمان آن راهکارهایی را در پیش گیرد و از این بیرون آید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

ترس از خلق خدا بیش از ترس از خدا

از نظر قرآن، آگاهی نسبت به آثار هر چیزی بیانگر اهمیت آن چیز در زندگی است؛ زیرا هر چیزی که دارای آثار بزرگ تر و مهم تری در زندگی انسان باشد، از اهمیت بیش تری برخوردار خواهد بود.

با نگاهی به قرآن، معلوم می شود که خدا هر گاه به موضوعی می پردازد، به آثار آن توجه می دهد؛ زیرا شناخت این آثار موجب می شود تا اهمیت موضوع دانسته شود و انسان نسبت به آن واکنش مثبت یا منفی نشان داده و در بایدها و نبایدهای زندگی خویش دسته بندی کند. به عنوان نمونه شناخت آثار انجام اعمال صالح موجب می شود تا انسان به اهمیت ارزشی آن ها پی برده و برای انجام آن تلاش و کوشش کند؛ چنان که شناخت آثار گناه در زندگی دنیوی و اخروی موجب می شود تا به اهمیت ضد ارزشی آن پی برده و آن را جزو نبایدها و محرمات دسته بندی کرده و به ترک و اجتناب از آن اقدام کند.

خدا در قرآن، خوف و ترس از خدا را بسیار با اهمیت می شمارد؛ زیرا خوف و ترس عالمانه از خدا موجب می شود تا انسان تقوای الهی پیش گیرد و بر اساس آموزه های وحیانی اسلام و شرایع آن عمل کند؛ اما در برابر خوف از غیر خدا می تواند زندگی انسان را مختل کرده و سبک زندگی او را چنان تغییردهد که از اصول انسانی – اسلامی دوری کرده و حتی بر خلاف اسلام عمل کند؛ چنان که کسانی که ترس از غیر خدا در دلهایشان از ترس از خدا بیش تر است این گونه هستند. البته برخی از مسلمانان در توجیه این رفتار نادرست خویش، به این نکته توجه می دهند که ترس از غیر خدا، فعلی و عینی است؛ در حالی که ترس از خدا، احتمالی است؛ به این معنا که اگر الان ما از غیر خدا ترس و خوفی نداشته باشیم، حتما گرفتار عذاب و بلا از سوی دیگران می شویم؛ در حالی که نسبت به خدا چنین نیست.

به سخن دیگر، از نظر این دسته از مردمان، ترس از دشمنی مستکبر چون آمریکا و اسرائیل غاصب، یکی ترس واقعی و ملموس است و می بایست برای حفظ جان و عرض و مال خویش از آن ها بترسیم و بر خلاف اراده و میل آنان عمل نکنیم؛ اما ترس از خدا چنین نیست؛ زیرا آثار آن ترس، نقدی است و همین الان تنبیه و مجازات و تحریم را به دنبال دارد، در حالی که ترس از خدا، نسیه است و خدا در آخرت ما را مجازات می کند؛ و شاید نکند.

از نظر قرآن، انسان ها تنها می بایست از خدا خشیت یعنی ترس عالمانه و آگاهانه داشته باشند؛ در حالی که اکثریت مردم از غیر خدا بیش تر یا به همان میزانی می ترسند که از خدا می ترسند: أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ قِیلَ لَهُمْ کُفُّوا أَیْدِیَکُمْ وَأَقِیمُوا الصَّلَاهَ وَآتُوا الزَّکَاهَ فَلَمَّا کُتِبَ عَلَیْهِمُ الْقِتَالُ إِذَا فَرِیقٌ مِنْهُمْ یَخْشَوْنَ النَّاسَ کَخَشْیَهِ اللَّهِ أَوْ أَشَدَّ خَشْیَهً وَقَالُوا رَبَّنَا لِمَ کَتَبْتَ عَلَیْنَا الْقِتَالَ لَوْلَا أَخَّرْتَنَا إِلَى أَجَلٍ قَرِیبٍ قُلْ مَتَاعُ الدُّنْیَا قَلِیلٌ وَالْآخِرَهُ خَیْرٌ لِمَنِ اتَّقَى وَلَا تُظْلَمُونَ فَتِیلًا؛ آیا ندیدى کسانى را که به آنان گفته شد فعلا دست از جنگ بدارید و نماز را برپا کنید و زکات بدهید، ولى همین که کارزار بر آنان مقرر شد، بناگاه گروهى از آنان از مردم و مشرکان مکه ترسیدند، مانند ترس از خدا یا ترسى سخت‏ تر، و گفتند : پروردگارا چرا بر ما کارزار مقرر داشتى؟ چرا ما را تا مدتى کوتاه مهلت ندادى؟ بگو: برخوردارى از این دنیا اندک و براى کسى که تقوا پیشه کرده آخرت بهتر است، و در آنجا به قدر نخ هسته خرمایى بر شما ستم نخواهد رفت. (نساء، آیه ۷۷)

از این آیه به دست می آید که برخی از مسلمانان بر خلاف آن چه ادعا می کنند، رفتار می کنند؛ یعنی در هنگام صلح می گویند، چرا با دشمنان نمی جنگیم، و هنگامی که شرایط جنگی ایجاد شد یا دشمن حرکت ایذایی انجام دهد، از ترس دشمنان میدان را خالی می کنند و خواهان صلح می شوند. رفتار این عده از مسلمانان در برابر دشمن نشان می دهد که ایشان خداترس نیستند، بلکه از خلق خدا بیش تر از خدا می ترسند. ترس آنان به سبب از دست رفتن سرمایه های مادی یا مرگ است؛ در حالی که بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، نه جنگ موجب مرگ و میر است، و نه باقی ماندن در خانه موجب سلامت و رهایی از مرگ؛ زیرا هر کسی اجل مسمای دارد که در آن زمان می میرد، خواه در جبهه یا در خانه استوار و برج های محکم باشد.(نساء، آیه ۷۸)

آثار خوف از غیر خدا

از نظر قرآن، ترس از خلق خدا و غیر خدا آثار منفی در زندگی دنیوی و اخروی و نیز مادی و معنوی بشر به جا می گذارد که برخی از مهم ترین آن ها عبارتند از:

  1. پنهان کاری: انسانی که از خلق خدا می ترسد، دست به پنهان کاری می زند و می کوشد تا حقیقت آشکار نشود و در شرایطی سخت قرار نگیرد. البته انسان های عادی و معمولی در برابر خدا نیز همه کار را انجام می دهند و گمان می کنند که می توانند در خفا و نهان کاری را انجام دهند یا نیت های بد و ناپسند خویش را مخفی سازند؛ در حالی که خدا به سرّ و خفی و اخفی آگاه است و حتی آن چیزی که خود انسان نسبت به آن آگاهی ندارد و در ضمیرناخودآگاه اوست، آگاهی و علم دارد.(احزاب، آیه ۳۷؛ طه، آیه ۷)
  2. عدم تعادل روانی: از نظر قرآن، کسانی که از کسی بترسند، از نظر روانی گرفتار اختلال می شوند و نمی توانند در مسایل غور و اندیشه کنند و ابعاد مسایل و موضوعات را بسنجند و به تصمیم درست و راستینی دست یابند. بنابراین، شک علمی در آنان قوی است و هواهای نفسانی بر آنان چیره می شود.(ابراهیم، آیه ۴۳؛ احزاب، آیات ۱۰ و ۱۳ و ۱۹) آثار این روان پریشی و عدم تعادل درونی را می توان در چهره ها و چشم ها و حالات بدنی آنان مشاهده کرد.(همان)
  3. عدم تعادل رفتاری: همان طوری که ترس موجب عدم تعادل روانی می شود، بی تردید در رفتار این افراد نیز نوعی عدم تعادل را می توان رهگیری و ردگیری کرد. از همین روست که این افراد اهل تردید در مقام عمل بوده و شک علمی آنان ایشان را به تردید در عمل می کشاند و موجبات نافرمانی از فرمان های خدا و پیامبر(ص) به دنبال می آورد.(مائده، آیه ۲۲)
  4. موش مردگی: افراد در هنگام ترس خود را می بازند و به موش مردگی می افتند. در حقیقت وحشت چنان سرتاپای آنان را در بر می گیرد که از هر گونه کنش و واکنش منطقی عاجز و ناتوان شده و در حالت مرگ قرار می گیرند.(احزاب، آیات ۱۰ و ۱۹)
  5. مانع ایمان: از نظر قرآن کسانی که از خلق خدا می ترسند، به خدا و اسلام ایمان نمی آورند. در حقیقت این ترس از غیر خدا است که مانع ایمان آنان شده است؛ زیرا اگر جز از خدا نمی ترسیدند، به خدا و اسلام ایمان می آورند و باکی از غیر خدا به دل راه نمی دادند.(قصص، آیه ۵۷؛ مجمع البیان، ج ۷ – ۸ ، ص ۴۰۶)
  6. کفران نعمت: کسانی که از غیر خدا می ترسد نعمت های الهی از جمله اسلام را نمی پذیرند و کفران نعمتی بزرگ می کنند.(قصص، آیه ۵۷؛ عنکبوت، آیه ۶۷)
  7. عدم عمل به اسلام: از نظر قرآن کسانی که از غیر خدا مانند اهل کتاب می ترسند، به جای آن که به اسلام عمل می کنند، بر خلاف آن عمل می کنند، یا از انجام اعمال عبادی مطابق شریعت اسلام سر باز می زنند.(بقره، آیه ۱۵۰؛ ج ۱ – ۲، ص ۴۲۸) امروز مسلمانان به سبب آن که متهم به ارتجاع یا اتهامات دیگر نشوند، برخی از احکام اسلامی را انجام نمی دهند و رفتاری ضد اسلامی در پیش می گیرند که بسیار آسیب زا است.
  8. نافرمانی از رهبران: از نظر قرآن، مسلمانانی که از غیر خدا می ترسند، در هنگامی که فرمان های الهی از سوی رهبران و پیامبران صادر می شود، سرپیچی می کنند؛ زیرا ترس از جباران در دل آنان از ترس از خدا بیش تر و قوی تر و شدیدتر است. بنابراین، سرپیچی و نافرمانی را انجام می دهند تا بر خلاف جباران عملی را انجام نداده باشند. یکی از مشکلات حضرت موسی(ع) و امروز رهبران ایران اسلامی این است که برخی از مستکبران شیطانی جهانی از جمله آمریکای جهانخوار بیش تر از خدا می ترسند و به جای اطاعت از فرمان ولی فقیه به مخالفت با آن می پردازند تا دل دشمنان را به سوی خود بکشانند و خشم ایشان را بر نیانگیزند؛ در حالی که چنین خوفی موجب بدبختی آنان، گرسنگی ، سرگردانی، افزایش تحریم، جلب خشم الهی به سوی امت اسلام و مانند آن ها می شود.(مائده، آیات ۲۱ تا ۲۶)
  9. فقدان ایمان: از نظر قرآن، کسانی که از غیر خدا می ترسند یا ترسی در سطح ترس از خدا نسبت به آنان دارند، در حقیقت هیچ بهره ای از ایمان نبرده اند.(مائده، آیه ۵۴) خدا در قرآن می فرماید برخی از افراد مسلمان برای این که مورد سرزنش و ملامت دیگران قرار نگیرند، به جای خدا از خلق خدا می ترسند و این گونه ایمان خویش را از دست می دهند و هیچ بهره ای از آن نخواهند برد.(همان)
  10. اضطراب: از نظر قرآن، ترس از غیر خدا موجب اضطراب در افراد می شود؛ یعنی اگر ترس از خدا موجب آرامش است، ترس از غیر خدا در مسلمانان موجب اضطراب آنان می شود که نوعی اختلال روانی است.(احزاب، آیه ۱۰)
  11. افشاگری: کسانی که از غیر خدا می ترسند رازها و اسرار شخصی یا اجتماعی را افشا می کنند و در اختیار دشمنان قرار می دهند؛ زیرا به جای آن که از خدا بترسند از خلق خدا می ترسند و نمی توانند اسرار خانوادگی یا امت را حفظ و ضبط کنند.(قصص، آیه ۱۰)
  12. ولایت شیطان: از نظر قرآن کسانی که از خلق خدا و غیر خدا می ترسند، از ولایت الله خارج و تحت ولایت شیطان قرار می گیرند.(آل عمران، آیات ۱۷۵ و ۱۷۶؛ مجمع البیان، ج ۱ ـ ۲، ص ۸۹۰)

عوامل ترس از غیر خدا

با توجه به آن چه بیان شد، معلوم شد که ترس از خلق خدا و غیر خدا می تواند آثار بسیار زیانبار فردی و اجتماعی به جا گذارد. بنابراین لازم است تا مسلمانان عوامل ترس از غیر خدا را بشناسند؛ زیرا با شناخت این عوامل می توان درباره آنها چاره اندیشی کرد و به حذف آن در خود یا جامعه پرداخت و به بازسازی و اصلاح امور اقدام کرد. از نظر قرآن، مهم ترین عواملی که موجب می شود که انسان به جای ترس از خدا ترس از غیر خدا داشته باشد، امور ذیل هستند:

  1. اعمال نادرست و باطل: از نظر قرآن، اعمال نادرست و خلاف عقل و نقل موجب می شود که تا افراد یا جامعه ای مبتلا به ترس از غیر خدا شوند و ناامنی و خوف بر آنان مسلط شود.(نحل، آیه ۱۱۲) بنابراین، اگر مسلمان یا امت اسلام گرفتار ترس از غیر خدا و وجود ناامنی می شوند ، به دلیل آن است که از خدا و شریعت اسلام پیروی نمی کنند و خدا سلطه ناامنی و خوف را بر ایشان مسلط می سازد. پس بازگشت به شریعت اسلام و ترک اعمال باطل و نادرست می تواند امنیت را به انسان و جامعه بازگرداند و خوف از دشمنان از جمله شیاطین مستکبر جهانی را از دلهای آنان بیرون سازد.
  2. جباران: مسلمانان سست ایمان وقتی جباران و سرکشان از مستکبران شیطانی جهانی را می بینند، خود را می بازند؛ زیرا اعتقاد و باور آنان به جباران و سلطه وحشت افزای آنان بیش از ترس از دوزخ وغضب الهی است.(مائده، آیه ۲۲) توده های مردم اکثرا به سبب سست ایمانی حاضر به مقابله و مقاومت در برابر دشمنان جبار و مستکبری چون اسرائیل و آمریکای جهانخوار نیستند و این گونه بر خلاف فرمان های خدا و رهبران و پیامبران خویش عمل می کنند و حتی درخواست بی جایی را مطرح می سازند.(همان)
  3. ناتوانی رزمی: امتی که به جای عمل به آموزه های وحیانی قرآن، همانند فراهم آوری تجهیزات و نفرات و آمادگی نظامی، هزینه و انفاقی نسبت به این امور نمی کنند، گرفتار ترس از دشمنان می شوند؛ زیرا به جای آن که دیگران از ایشان بترسند، اینان از دشمنان می ترسند. در جهان امروز عدم فراهم آوری تجهیزات و نفرات کارآمد و آماده نظامی می تواند موجب شود تا مردمان از استکبار جهانی هراسان باشند و ترس از خدا جای خودش را به ترس از کافران و مستکبران بدهد.(انفال، آیه ۶۱)
  4. سحر و جادوی دشمنان: از نظر قرآن، اکثریت مردم در برابر امور و علوم غریبه که برای آنان مکشوف نیست، واکنش نادرستی را دارند، این گونه است که وقتی سحر را می ببیند، در برابر آن سست می شوند و ترس از خدا جایگزین ترس از ساحران می شود.(اعراف، آیه ۱۱۶)
  5. جهالت مردم: خدا در قرآن می فرماید که حضرت موسی(ع) در هنگامی که ساحران سحر کردند و مردم را به رهب و ترس و وحشت انداختند، آن حضرت، ترسید و خائف شد(طه، آیات ۶۷ و ۶۸)؛ امیرمومنان امام علی(ع) در تبیین این ترس می فرماید: لَمْ یُوجِسْ مُوسَی(‌علیه السلام) خِیفَهً عَلَی نَفْسِهِ بَلْ أَشْفَقَ مِنْ غَلَبَهِ الْجُهَّالِ وَ دُوَلِ الضَّلالِ؛ حضرت موسی (ع) بر خودش نترسید، بلکه از غلبه جهال و دولت ضلال بر مردمان نگران شد.(نهج البلاغه، خطبه ۴) بی گمان یکی از مهم ترین مشکلاتی که رهبران امت اسلام در دیروز و امروز با آن مواجه بودند و هستند، جهالت و نادانی است که بر امت حاکمیت می یابد و دشمنان از همین جهل و نادانی آنان بهره می گیرند تا سلطه خویش را ایجاد یا تحکیم بخشند. امروز غرب آسیا همین مشکل اساسی گریبانگیر رهبران حقیقی اسلام به سبب جهالت اکثریتی است که با تکفیری ها و داعشی ها همراه می شوند و به سبب ارهاب و ترسی که آنان انداختند، حاضر به مقاومت علیه آمریکا و شیاطین استکباری و اشغالگران قدس و فلسطین ، شامات و مانند آن ها نیستند. درصد کمی هستند که پرچم مقاومت را بر افراشته اند؛ زیرا به جای ترس از غیر خدا ترس از خدا دارند و از جهالتی که ساحران رسانه ها و ماهواره ها و شبکه های اجتماعی مستکبران از آن سوء استفاده می کنند، رهیده و آزاد شده اند.
  6. شرک: شرک دارای اقسامی چون جلی و خفی است. بسیاری از مسلمانان گرفتار شرک خفی هستند و برای اسباب بیش تر از مسبب الاسباب ارزش و اعتبار قایل هستند یا آن را در ردیف خدای مسبب الاسباب قرار می دهند نه در طول آن. این گونه است که ترس از خدا جای خود را به ترس از غیر خدا و از جمله اسباب داده است که مستکبران شیطانی به آن دسترسی دارند. از نظر قرآن، اصولا هر گونه شرکی موجب می شود تا مردمان گرفتار چنین ترسی شوند که آثار پیش گفته بر آن بار می شود.(آل عمران، آیه ۱۵۱)
  7. شیطان: از نظر قرآن، شیطان با ایجاد سلطه وهمانی خویش به گونه ای رفتار می کند که اولیای او از ترس تن به کارهای شیطانی می دهند. امروز در جهان استکباری، دوستان و اولیای شیطان از کشورهای مسلمان و رهبران آنان از جمله سعودی ها و شیوخ خلیج فارس، از ترس شیطان خدا را کنار گذاشته و با اعمال شیطانی همراهی می کنند؛ زیرا شیطان برای پیشبرد اهداف خویش از ترس و ایجاد خوف بهره می برد و دوستان خویش را این گونه زیر سلطه خویش نگه می دارد.(آل عمران، آیه ۱۷۵)
  8. کفران نعمت: از نظر قرآن، امتی که کفران نعمت را به جای شکر نعمت در پیش گیرد، گرفتار ترس از انواع مشکلات و بلایا می شود. شکر نعمت استفاده درست از نعمت های الهی و در جای حکمیانه و تعیین شده الهی است؛ اما به کار گیری آن در جای نامناسب به عنوان کفران نعمت است. بنابراین، اگر امتی از غیر خدا می ترسد و گرفتار انواع بلایا و مشکلات و تحریم و مانند آن ها است، به سبب آن است که شکر نعمت های الهی را به جا نمی آورد و این گونه گرفتار می شود.(نحل، آیه ۱۱۲)