علل برتری امت آخر الزمان

مکه

بسم الله الرحمن الرحیم

شکی نیست که محمد المصطفی(ص) برترین پیامبران، بلکه اشرف و اکرم آفریده های الهی است. بر این اساس، امت پیامبر آخرالزمان نیز برتر از دیگر امت های شرایع دیگر اسلامی هستند؛ زیرا تحت تعلیم و تزکیه پیامبری قرار دارند که مَظهَر أتم و أکمل صفات الهی است؛ همان پیامبری که منتهای رجعت هستی به پروردگارش است(علق، آیه ۸؛ نجم، آیه ۴۲)؛ چرا که پروردگارش رب العالمین است و ایشان در سیر کمالی صعودی خویش تا آن جا پیش رفت که به مقام «قاب قوسین أو أدنی»(نجم، آیه ۹) رسید که نزدیک تر از آن، برای هیچ آفریده های متصور نیست.

هم چنین شکی نیست که تعلیمات و تزکیه پیامبر(ص) به عنوان متألّه و مظهر رب العالمین و «رب الاکرم»(علق، آیه ۳)، هر انسان مومنی را به جایی می رساند که در «تمامیت مکارم اخلاقی» قرار می گیرد تا جایی که پیامبران بنی اسرائیل پایین تر از «علمای امت اسلام» قرار می گیرند که مصادیق اتم و اکمل آن عالمان، نیز امامان معصوم(ع) هستند. این جایگاه رفیع و بلند که به تعلمیات و تزکیه خدا و مظهرش پیامبر اکرم(ص) به دست می آید، چنان بلند و رفیع است که پیامبران دیگر نسبت به مقامات و جایگاه پیامبر(ص)، امامان معصوم(ع) و مومنان حقیقی امت اسلام، غبطه می خورند و دوست دارند تا به جایگاهی عظمت ایشان راه یابند.

بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، علل و عواملی موجب می شود که پیامبر(ص) و امتش در مقامی بس رفیع قرار گیرند که پیامبران و امت های آنان آرزوی دیدن مقام آن حضرت(ص) و امت ایشان را دارند، در حالی که ناتوان از چنین رویت و دیدنی هستند؛ زیرا همان طوری که نمی توان مستقیم به خورشید نگریست بلکه تنها در مظاهرش می توان خورشید را دید، و هم چنان که ذات خدا را نمی توان دید و تنها در مظاهر تنزلاتی آن یعنی صفات فعل الهی که بر هستی تابیده قابل رویت است؛ یعنی تنها می توان به آیات الله نگریست و ذات الهی و حتی صفات عین ذات دور از دسترس هر آفریده ای است؛ هم چنین نمی توان مقامات بلند و رفیع حضرت (ص) را دید ؛ چرا که ایشان مظهر اتم و اکمل صفات الهی هستند و برای کسی که در سطح آن حضرت(ص) نباشد، آن حضرت(ص) قابل رویت و دیدن نیست.

البته همین وضعیت برای امامان معصوم(ع) به عنوان نفس پیامبر(آل عمران، آیه ۶۱) و نیز مومنان حقیقی که به مقام «سلمان منا اهل البیت(ع)» رسیده و هم چون سلمان در مقام و منزلت معصومان و اهل بیت (ع) هستند، وجود دارد و کسی که پایین تر از مقام و منزلت ایشان است نمی تواند شمس وجود پیامبر(ص) و معصومان(ع) را ببیند و رویت کند، بلکه تنها می تواند در مظاهر تنزلی آن هم چون نور ماه بنگرد و در آن نظر کند.

از نظر قرآن، پیامبر(ص) و امت وی تحت ربوبیت «رب الاکرم»(علق، آیه ۳) قرار دارند و امت اسلام تحت تعلیمات و تزکیه تکوینی و تصرفی پیامبر(ص) و معصومان(ع) به مکارم اخلاقی در تمامیت آن دست می یابند(سنن کبری، بیهقی، ج۱۰ ، ص ۱۹۲ ؛ تفسیر مجمع البیان ، فضل بن حسن طبرسى،‏ ج ۱۰ ، ص ۸۶ ؛ مکارم الاخلاق ، رضى الدین حسن بن فضل طبرسى‏، ص ۸ ؛ بحارالانوار،علامه مجلسی، ج ۶۷ ، ص ۳۷۲ ؛ کنزالعمال ،متقی هندی، ج ۱۱ ، ص ۴۲۰ ، ح ۳۱۹۶۹) تا جایی که برتر از آن نمی توان در حوزه اخلاق تصور کرد؛ چرا که امت اسلام همانند پیامبرش با تعلیمات و تزکیه آن حضرت(آل عمران، آیه ۱۶۴؛ جمعه، آیه ۲) دارنده «خلق عظیم» (قلم، آیه ۴) می شوند تا جایی که در برابر جاهلان نادان و بی خرد، با کرامت عبور کرده و از مقام الهی «سلام» با آنان تعامل می کنند.(فرقان، آیات ۶۵ و ۷۲)

ایثار در مقام احسان اکرامی امت اسلام

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، ایثار به معنای از خود گذشتگی از چیز اختصاصی و نیاز ضروری است که انسان تنها برای «وجه الله» و رضایت الهی آن را به دیگری می دهد؛ یعنی حاضر است تا خود به شهادت برسد، اما دیگری نجات یابد؛ یا خود گرسنگی و تشنه بماند و گرسنه و تشنه ای را از مرگ و گرسنگی و تشنگی نجات دهد.(انسان، آیات ۸ و ۹؛ حشر، آیه ۹)

از نظر قرآن، امت اسلام در مکارم اخلاقی به چنان تمامیت در این کمالات می رسند که برتر از آنان نیست؛ آنان بر خلاف دیگران که یا دنیا را ترجیح می دهد و دنیا را بر آخرت برتر می دارند و به ایثار آخرت برای دنیا خویش می پردازند(اعلی، آیه ۱۶) یا برخلاف آنانی که دنیا و آخرت را یکسان قرار می دهند، اهل اکرام و مکارم اخلاقی، آخرت را بر می گزینند و این گونه با جان گذشتگی و از خود گذشتگی به ایثار داشته ها از مال و جان می پردازند تا رضایت الهی را به دست آورند؛ زیرا برای آنان رضایت الهی برتر از هر چیزی حتی بهشت است.(انسان، آیات ۸ و ۹؛ حشر، آیه ۹)

آنان دراین باره هماره می گویند: «گر مُخیّر بکنندم به قیامت که چه خواهی / دوست ما را و همه نعمتِ فردوس ، شما را.» این ایثارگران خدا را نه از باب خوف دوزخ یا طمع بهشت بلکه برای عظمت کمالات خدا عبادت می کنند و محبت خدا ایشان را بنده خود ساخته است. البته داشتن خوف و خشیت از عظمت الهی در کنار رجاء به خدا امری پسندیده است، ولی آنان همانند امیرمومنان امام علی(ع) اگر در بهشت باشند، ولی از قرب الهی بی بهره می سوزند ، چنان که اگر در دوزخ باشند فریادشان از عذاب دوزخ نیست، بلکه از فراق یار است؛ چنان که امیرمومنان امام علی(ع) در مناجات خویش که کمیل بن زیاد نخعی نقل کرده ، می فرماید: فَهَبْنِی یَا إِلهِی وَسَیِّدِی وَمَوْلاَیَ وَرَبِّی، صَبَرْتُ عَلَىٰ عَذَابِکَ، فَکَیْفَ أَصْبِرُ عَلَىٰ فِرَاقِکَ ؛ ای خدایم و سرورم و ولی ام و پروردگارم! گیریم که بر عذابت صبر کردم ، چگونه فراق و دوری ات را تحمل کنم؟!

در روایت است: بَکی شُعَیبٌ علیهالسلام مِن حُبِّ اللّه ِ عَزَّوَجَلَّ حَتی عَمِیَ، فَرَدَّ اللّه ُ عَزَّوَجَلَّ عَلَیْهِ بَصَرَهُ، ثُمَّ بَکی حَتی عَمِیَ، فَرَدَّ اللّه ُ عَلَیْهِ بَصَرَهُ، ثُمَّ بَکی حَتی عَمِیَ، فَرَدَّ اللّه ُ عَلَیْهِ بَصَرَهُ، فَلَمّا کانَتِ الرّابِعَهُ أوحَی اللّه ُ إلَیهِ: یا شُعَیبُ، إلی مَتی یَکُونُ هذا أبَداً مِنکَ؟ إنْ یَکُنْ هذا خَوفاً مِنَ النّارِ فَقَدْ أجَرْتُکَ، وَ إنْ یَکُنْ هذا شَوقاً إلَی الجَنَّهِ فَقَد أبَحْتُکَ. قالَ: إلهی وَ سَیِّدی، أنتَ تَعلَمُ أنّی ما بَکَیْتُ خَوفاً مِن نارِکَ وَ لاشَوقاً إلی جَنَّتِکَ، وَ لکِنْ عُقِدَ حُبُّکَ عَلی قَلبی فَلَسْتُ أصبِرُ أوْ أراکَ. فَأوحَی اللّه ُ جَلَّ جَلالُهُ إلَیهِ: أمّا إذا کانَ هذا هکَذا فَمِنْ أجْلِ هذا سَأُخدِمُکَ کَلیمی مُوسَی بنَ عِمرانَ علیهالسلام؛ شعیب از عشق خدای متعال چندان گریست که نابینا شد. پس خداوند بیناییش را به او باز گرداند؛ دیگر بار گریست تا آنکه نابینا شد؛ خداوند دوباره بیناییش را به او باز پس داد، باز هم آن قدر گریست که کور شد و خدا دو باره بینایش کرد، مرتبه چهارم خداوند به او وحی فرمود: ای شعیب! تا کی به این وضع ادامه خواهی داد؟ اگر از بیم جهنم گریه می کنی، تو را امان دادم و اگر به شوق بهشت است، آن را ارزانیت داشتم. شعیب عرضه داشت: معبود من و سرورم! تو می دانی که گریه من نه از بیم دوزخ است و نه به شوق بهشت، بلکه دلم بسته محبت و عشق توست پس صبوری نمی توانم مگر آنکه تو را ببینم. خدای عز و جل به او وحی فرمود: حال که چنین است، هم سخنم موسای کلیم را خدمتگزار تو خواهم کرد.(علل الشرایع، صدوق، ص ۷۴ ح ۱۹)

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، هر کسی از نظر هویت وجودی و شاکله اخروی همان چیزی است که خودش را در دنیا ساخته، چنان که از نظر امکانات و فقدان آن نیز گرفتار همان چیزی است که خودش با خود به سرای آخرت برده است؛ زیرا کافران و مومنان همان عمل دنیوی خویش را در آخرت حاضر می یابند(آل عمران، آیه ۳۰؛ کهف، آیه ۴۹) با این تفاوت که از باب اقامه عدالت، کافران عین همان عمل خویش را به شکل «وفاق» می یابند(نباء، آیه ۲۶)؛ اما خدا به مومنان از فضل خویش نیز تفضل کرده و افزون بر این «برترین» های عمل ایشان را انتخاب می کند، بلکه چیزی از فضل خویش بر آن می افزاید و درجاتی به آن می بخشد تا بهره بیش تری از عمل خویش در آخرت برند و چیزهایی را داشته باشند که در دنیا برای کسی قابل تصور نیست.(بقره، آیه ۵۲)

از آن جایی امت اسلام تحت تعلیمات و تزکیه مستقیم پیامبر(ص) بر پایه مکارم اخلاقی و مظهریت در «ربّ الاکرم» قرار دارند، از سطحی بلند و عالی نسبت به دیگر امت ها در شرایع اسلامی برخوردار می شوند؛ زیرا اگر امت ها دیگر مثلا در سطح عدالت مثلی یا احسان عفوی با یک دیگر تعامل داشتند، امت اسلام در مکتب خدای اکرم و پیامبر اکرم(ص) مکارم اخلاقی را در تمامیت آن می آموزند و به کار می گیرند. این گونه است که درجات و مقامات امت اسلام چنان بالا و رفیع است که حتی پیامبران اولوالعزم از جمله موسی(ع) نمی تواند آن مقام را ببیند و رویت کند؛ چنان که در روایت آمده است: قالَ موسی(ع): یا رَبِّ، أرِنی دَرَجاتِ مُحَمَّدٍ و اُمَّتِهِ. قالَ: یا موسی، إنَّک لَن تُطیقَ ذلِک، ولکن اُریک مَنزِلَهً مِن مَنازِلِهِ جَلیلَهً عَظیمَهً فَضَّلتُهُ بِها عَلَیک وعَلی جَمیعِ خَلقی. قالَ: فَکشَفَ لَهُ عَن مَلَکوتِ السَّماءِ فَنَظَرَ إلی مَنزِلَهٍ کادَت تَتلَفُ نَفسُهُ مِن أنوارِها وقُربِها مِنَ اللّهِ عَزّ و جَلّ، قالَ: یا رَبِّ، بِماذا بَلَّغتَهُ إلی هذِهِ الکرامَهِ؟! قالَ: بِخُلُقٍ اِختَصَصتُهُ بِهِ مِن بَینِهِم وهُوَ الإِیثارُ. یَا موسَی، لاَ یَأتیِنی أحَدٌ مِنهُم قَد عَمِلَ بِهِ وَقتا مِن عُمُرِهِ إلَا استَحییتُ مِن مُحاسَبَتِهِ، وَبوَّأتُهُ مِن جَنَّتی حَیثُ یشاءُ؛ موسی(ع) گفت: ای پروردگار من! درجات محمّد و امّت او را به من بنمایان. خداوند فرمود: «ای موسی! تو تاب دیدن آنها را نداری؛ امّا [فقط] یک منزلت از منزلت های بزرگ و باشکوه او را به تو می نمایانم که به واسطه همان، او را بر تو و بر تمام آفریدگانم برتری دادم». آن گاه، خداوند از ملکوت آسمان برای او پرده برداشت و موسی(ع)، منزلتی را دید که از [شدّت] پرتوهای آن و قُربش به خداوند، نزدیک بود قالب تهی کند. گفت: پروردگارا! به واسطه چه چیز، او را به این کرامت رساندی؟ فرمود: «به واسطه خصلتی که از میان ایشان، آن را به او اختصاص دادم، و آن خصلت، ایثار است. ای موسی! هیچ یک از ایشان نیست که دمی از عمر خویش به این خصلت عمل کرده باشد، مگر آن که از حسابرسی او شرم می کنم و در بهشت خود، هر جا که او بخواهد، جایش می دهم».(تنبیه الخواطر و نزهه النواظر معروف به مجموعه ورّام، وَرّام بن ابی فراس حلّی، ج ۱ ، ص ۱۷۳؛ دانشنامه قرآن و حدیث، ج ۱ ، ص ۱۴۴)

ایثارگران با از جان و خودگذشتگی خویش نشان می دهند که جز وجه الله و حب الله در نظر ایشان چیزی نیست. اینان تحت تعلیمات پروردگار اکرم و پیامبر اکرم(ص) و پیروی و اتباع و اطاعت آن حضرت(ص) محبوب خدا می شوند(آل عمران، آیات ۳۱؛ مائده، آیه ۵۴) و خدا از ایشان راضی و ایشان از خدا راضی هستند و در بهشت ذات الهی که رضوان الله است داخل می شوند.(فجر، آیات ۷ تا ۳۱؛ توبه، آیه ۷۲؛ آل عمران، آیه ۱۷۴)

اینان در مکتب پیامبر اکرم(ص) و ربوبیت و پروردگاری ایشان که مَظهر ربّ العالمین و ربّک الأکرم(علق، آیه ۳) است، از آموزه های قرآن چنان بهره مند می شوند که دیگر جز خدا هیچ چیز را نمی خواهند. از این روست که برایشان خوف و طمع نیست که آنان را به ایثارگری می کشاند، بلکه حُبّ الله و محبت خدا است که ایشان را ایثارگر می کند. پس اگر حضرت آدم(ع) در وصیت خویش به شیث می فرماید: لا تَرکَـنُوا إلَى الدُّنـیَا الفـانِیَهِ فَإنّى رَکَنْتُ إلَى الجَنَّهِ الباقِیَهِ فَما صَحِبَ لِى وَ أُخرِجْتُ مِنهَا؛ بــه دنیـاى فـانى دل نبـندید ؛ زیرا من به بهشت جاویدان دل بستم، اما به من وفا نکرد و از آن بیرونم کردند.( بحارالانوار، ج۷۸ ، ص ۴۵۲ ، ح ۱۹) امت اسلام این گونه عمل می کند و حتی برای بهشت جاودان تلاش نمی کند، بلکه برای محبت الهی است که ایثارگری می کند و این گونه مکارم اخلاقی را در تمامیت خود به نمایش می گذارد.

امت اسلام در مکارم اخلاقی هر چیزی که ناخوش باشد به سبب رضایت الهی دوست و محبوب می دارند، و هر چه خوشایند را برای رضایت الهی رها می کنند(بقره، آیه ۲۱۶)؛ چون رضای به قضای الهی و حکم الله هستند؛ در حالی که حضرت موسی(ع) می خواست که چنین باشد و به یک معنا رضا به قضای الهی دهد تا به مقام تمامیت مکارم اخلاقی برسد.(غرر الحکم، شماره ۶۳۴۴)

از نظر قرآن کسی که از جان خویش برای رضایت الهی و وجه الله می گذرد، در اوجی قرار می گیرد که خدا از او راضی و خشنود می شود؛ زیرا این تجارتی که با خدا می کند، برای کسب رضایت الهی است نه بهشت الهی. به سخن دیگر، دو نوع تجارت است، تجارت با خدا به طمع بهشت و دیگر تجارت با خدا برای کسب رضایت الهی. خدا درباره دومی می فرماید: «و مِنَ النّاسِ مَن یَشری نَفسَهُ ابتِغاءَ مَرضاتِ اللّهِ واللّهُ رَءوفٌ بِالعِباد».(بقره، آیه ۲۰۷)

این آیه در روایات متعددی از شیعه و سنی به رخداد مهاجرت پیامبر از مکه در شب موسوم به لیله المبیت مربوط دانسته شده است.( شواهد التنزیل، ج‌۱، ص‌۱۲۳‌-۱۳۱؛ مجمع‌البیان، ج۲، ص‌۵۳۵‌) در این شب امیر مؤمنان ، علی (علیه‌السلام) برای حفظ جان پیامبر در بستر وی خوابید و آن حضرت شبانه مکه را ترک گفت و بدین ترتیب خطر مرگ را برای یاری دین جدید به جان خرید.

در آیه دیگری خداوند از وجود تجارت همیشگی ایثاری بین خداوند و مؤمنان پرده برمی‌دارد که در آن مؤمنان جان و مال خویش را‌ به‌طور کامل در اختیار خداوند قرار داده، در برابر، بهشت برین را نصیب خویش می‌سازند: «اِنَّ اللّهَ اشتَری مِنَ المُؤمِنینَ اَنفُسَهُم واَمولَهُم بِاَنَّ لَهُمُ الجَنَّهَ… فَاستَبشِروا بِبَیعِکُمُ الَّذی بایَعتُم بِهِ وذلِکَ هُوَ الفَوزُ العَظیم».(توبه، آیه ۱۱۱)

علل برتری امت اسلام از نظر امیرمومنان (ع)

در روایت است: اندیشمند یهودی از امیرمؤمنان علی(ع) درباره فضیلت هایی که خداوند به امت رسول اکرم(ص) عطا کرده و به واسطه آن، این امت را بر دیگر امت ها برتری بخشیده است، پرسید. حضرت امیرمومنان امام علی(ع) در پاسخ او فرمود: خداوند تبارک با امور بسیاری، امت رسول خدا(ص) را بر دیگر امت ها فضیلت داده است که من به چند مورد از آنها اشاره می کنم. اول اینکه خداوند فرمود: «شما بهترین امت بودید که امر به معروف می کردید.» (آل عمران، آیه ۱۱۰) همچنین وقتی قیامت برپا می شود، به پیامبران خطاب می رسد: آیا به مأموریتی که داشتید، عمل کردید؟ آنها عرض می کنند: آری، پروردگارا، به آنچه ما را مأمور کرده بودی، در حد توان عمل کردیم. سپس به امت ها خطاب می کند: آیا شما نیز به آنچه باید عمل می کردید، عمل کردید؟ آنها می گویند: برای ما نذیر و بشیری (راهنما و پیامبری) نیامد. آن گاه خداوند تبارک و تعالی با اینکه به همه امور عالم است، از پیامبران و امت هایشان می پرسد: شاهد شما بر این ادعا کیست؟ آنها می گویند: شاهد ما محمد و امت اوست. آن گاه امت رسول خدا(ص)، به نفع پیامبران شهادت خواهند داد که پروردگارا، پیامبران همگی به مسئولیتی که داشتند، عمل کردند و برای مردم و امت های خود، بیم دهنده از عذاب و بشارت دهنده بر بهشت تو بودند و به این ترتیب، حقانیت پیامبران با شهادت رسول خدا(ص) و امت او به اثبات خواهد رسید. خداوند تبارک در قرآن در این باره می فرماید: «شما امت [اسلام ]شاهدان بر مردم باشید و رسول خدا(ص) نیز شاهد و گواه بر شما خواهد بود». (بقره:۱۴۳) امت رسول خدا(ص)، نخستین مردمی خواهند بود که در قیامت، حساب رسی خواهند شد و زودتر از همه امت ها وارد بهشت می شوند.

خداوند عزوجل برای امت رسول خدا(ص) پنج نماز در پنج وقت از شبانه روز، دو نماز در شب (مغرب و عشا) و سه نماز در روز (صبح و ظهر و عصر) واجب کرد و پاداش این نمازهای واجب را با ثواب پنجاه نماز مستحبی برابر قرار داد. خداوند این نمازها را کفاره خطاها و گناهان امت اسلامی قرار داده است و در قرآن کریم می فرماید: «به درستی که حسنات (نمازها)، کارهای ناپسند و گناهان را نابود می سازند». (هود، آیه ۱۱۴)؛ یعنی نمازهای پنج گانه، گناهان انسان را می پوشاند، به شرط آنکه نمازگزار از گناهان کبیره خودداری کند.

یکی از تفاوت های امت رسول خدا(ص) با دیگر امت ها، این است که خداوند تبارک و تعالی، مقرر فرموده است اگر فرد مسلمانی نیت کرد عمل نیکی انجام دهد، برای او در نامه عملش یک پاداش نوشته شود و هنگامی که آن عمل نیک را انجام داد، در نامه عملش ده حسنه و پاداش نوشته شود و این روند ادامه پیدا می کند تا جایی که خداوند، گاه در برابر یک عمل نیک بنده ای، هفت صد برابر به وی پاداش می دهد.(بقره، آیه ۲۶۱)

از جمله فضیلت های امت اسلامی این است که خداوند، آیه های سوره فاتحه الکتاب (حمد) را میان خود و امت اسلامی تقسیم کرده است. نیمی از آیات این سوره به بندگان مسلمان و نیمی دیگر به خدا اختصاص دارد. خداوند تبارک می فرماید:

آیه های سوره حمد را میان خود و بنده ام قسمت کرده ام. وقتی یکی از آنها می گوید: «الحمدللّه»، در حقیقت مرا حمد و ستایش می کند و هنگامی که می گوید: «ربّ العالمین»، در حقیقت مرا شناخته است و زمانی که می گوید: «الرّحمن الرّحیم»، مرا مدح و ثنا می کند و آن گاه که می گوید:«مالک یوم الدین»، در حال ثنا و ستایش من است و هنگامی که بنده ام می گوید: «ایّاک نعبد و ایّاک نستعین»، به راستی خود در عبادت من اقرار کرده است… و نیم دیگر سوره حمد نیز برای بنده ام است.

امیرمؤمنان علی(ع) می فرماید: یکی از فضیلت های امت رسول خدا(ص) بر دیگر امت ها این است که خداوند در میان تمام امت ها، به آنها لطف کرده است و برای آنان شفیع قرار داده است. براین اساس، خداوند تبارک و تعالی از گناهان و خطاهای کسانی که شرایط لازم را داشته باشند، به واسطه شفاعت پیامبرانش در خواهد گذشت.

افزون بر آنچه گفته شد، از دیگر فضایل امت رسول خدا(ص) بر دیگر امت ها این است که خداوند تبارک و تعالی به آنها اجازه داد از صدقه ها استفاده کنند و از آنها به مستمندان بدهند؛ در روز قیامت به عنوان حمد کنندگان خدا بر دیگر امت ها پیش قدم باشند؛ به هر یک از آنها که بر پیامبر خدا صلوات فرستند، در مقابل هر صلوات، ده حسنه داده شود. گذشته از آن، خداوند توبه آنها را پشیمانی و استغفار و ترک اصرار برگناه قرار داد، درحالی که توبه قوم بنی اسرائیل، کشتن یکدیگر بود. از دیگر فضیلت های امت رسول خدا(ص) این است که آنها «امت مرحومه» هستند و عذاب آنها در دنیا با فقر، زلزله و بلاهایی مانند آن بخشیده می شود. خداوند به بیمار مسلمان در قبال تحمل درد پاداش می دهد. همچنین به خواست رسول اکرم(ص)، سعادت قنوت، رکوع و سجده را در نماز به این امت عطا کرده است و با این کار، امت رسول خدا(ص) به فرشتگان راکع و ساجد بر خداوند اقتدا می کنند.(ارشاد القلوب، دیلمی،ص ۴۰۶؛ بحارالانوار، ج ۱۶، ص ۳۴۱)