عفت و حیا، پاسداری از ارزش های اجتماعی

بسم الله الرحمن الرحیم

انسان موجودی اجتماعی است. زندگی اجتماعی لوازم و مقتضیاتی دارد که مراعات آن بر همگان لازم و ضروری است. آموزش جامعه پذیری در راستای شناخت این امور و سازگاری با آن ها انجام می شود. از جمله لوازم زندگی اجتماعی، مراعات ارزش ها در روابط جنسی و غیر جنسی و صیانت از نفس از زشتی ها در رفتار اجتماعی است. اجتناب از پوشش نامناسب و پرهیز از تکدی گری و مانند آن ها از جمله هنجارهایی است که در عمل اجتماعی باید مراعات شود. نویسنده بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، به مساله حیا و عفت، بى حیایى، حفظ حیا و عفت، حیا در خانواده و نشانه هاى عفت و حیا پرداخته است. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

عفت و حیا، فضلیتی انسانی

عفت حالتی نفسانی است که شخص از هر آن چه زشت و ناپسند است، پرهیز می کند. حیا را می توان بازتاب اجتماعی و رفتاری عفت دانست. به سخن دیگر، حیا میوه و ثمره عفت است.

واژه عِفاف در عربی به معنای دارو و دوا به کار رفته است؛ چنان که واژه «تعافّ» نیز به معنای بهبودی از بیماری آمده است. شکی نیست که یکی از بهترین داروهای بیماری خودداری و پرهیز است. از همین روست که واژه عفاف به معنای دارو به کار رفته است؛ زیرا شخص با این رویه پرهیز غذایی خود را درمان می کند و بیماری و زشتی آن را از خود دور می سازد و به بهبودی و درمان خویش کمک می رساند.

امیرمومنان امام علی(ع) می فرماید: العَفافُ یَصونُ النَّفسَ و یُنَزِّهُها عَنِ الدَّنایا؛ عفّت، نفس را مصون مى دارد و آن را از پستیها دور نگه مى دارد.(تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص ۲۵۶ ، ح ۵۴۲۰)

پس از نظر آن حضرت(ع) عفت همان صیانت نفس و تنزیه از پستی ها و زشتی ها است. آن حضرت(ع) ارتباط تنگاتنگی را میان عفت به معنای صیانت نفس با مروت و فتوت برقرار کرده و می گوید: العِفَّهُ أفضَلُ الفُتُوَّهِ؛ عفّت ، برترین جوانمردى است.(غررالحکم و دررالکلم ص ۳۷ ، ح ۵۸۲) پس از نظر آن حضرت(ع) مصداق برتر و مهم ترین اثر و کارکرد فتوت و جوانمردی، عفت و صیانت نفس از زشتی ها و پستی ها است. از همین روست که در جایی دیگر می فرماید: اَصلُ المُروءَهِ الحَیاءُ وَ ثَمَرَتُهَا العِفَّهُ؛ ریشه مردانگى حیا و میوه اش عفت پاکدامنى است.(عیون الحکم و المواعظ، لیثی، ص ۱۱۲ ، ح ۲۴۴۹) پس میوه و اثر مهم مروت و جوانمردی در همان عفت و صیانت نفس است.

از آن جایی که میان فتوت و مروت با غیرت مرد ارتباط تنگاتنگی است، به طور طبیعی کسی که مردانگی دارد اهل غیرت است و اهل غیرت اهل فتوت و مردانگی است. بر همین اساس، باید ارتباطی میان غیرت مرد با عفت و صیانت نفس او باشد. امیرمومنان امام علی(ع) درباره این ارتباط می فرماید: عِفَّتُهُ (الرَّجُل) عَلى قدرِ غَیرَتِهِ؛ عفت و پاکدامنى مرد به اندازه غیرت اوست.(نهج البلاغه،صبحی صالح، ص ۴۷۷ ، حکمت‏۴۷)

عفت به عنوان حالتی باطنی و نفسانی تنها از راه بازتاب های رفتاری قابل شناخت است. خداوند درباره فقیران عفیف می فرماید: لِلْفُقَرَاءِ الَّذِینَ أُحْصِرُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ لَا یَسْتَطِیعُونَ ضَرْبًا فِی الْأَرْضِ یَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِیَاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسِیمَاهُمْ لَا یَسْأَلُونَ النَّاسَ إِلْحَافًا وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ خَیْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِیمٌ ؛ این صدقات براى آن دسته از نیازمندانى است که در راه خدا فرومانده‏ اند، و نمى‏ توانند براى تأمین هزینه زندگى‏ در زمین سفر کنند. از شدّت عفت و خویشتن‏دارى‏، فرد بى‏ اطلاع‏، آنان را توانگر مى ‏پندارد. آنها را از سیمایشان مى ‏شناسى‏. با اصرار، چیزى از مردم نمى‏ خواهند؛ و هر مالى به آنان‏ انفاق کنید، قطعاً خدا از آن آگاه است‏. ( بقره، آیه ۲۷۳)

اما «حیا» حالتی در رفتار است که از آن در فارسی گاه به شرم و آزرم تعبیر می شود. کسی که خجالتی بودن را به نمایش می گذارد و عفت و پاکدامنی باطنی خود را بروز می دهد. پس حیا یک رفتار اجتماعی است. کسی که حیا دارد و حیا می ورزد، اصول اخلاقی را مراعات می کند و از هر چه زشت و ناپسند و منکر است در رفتار پرهیز می کند و انجام آن ها خجالت می کشد و شرم و آزرم دارد. به انسان های خجالتی و کمرو نیز انسان با حیا می گویند که از روی شرم و آزرم نیازها و خواسته های خویش را بروز نمی دهند و بر زبان نمی آورند.

حیا در رفتار اجتماعی به خوبی قابل مشاهده است و شخص می تواند از طریق رفتارها از حیا و بی حیایی شخص آگاه شود؛ چنان که رفتار دختر شعیب(ع) دلالت بر حیا داشت و خداوند می فرماید: فَجَاءَتْهُ إِحْدَاهُمَا تَمْشِی عَلَى اسْتِحْیَاءٍ؛ پس یکى از آن دو زن در حالى که به تمام شرم و آزرم گام بر مى‏ داشت نزد وى آمد.(قصص، آیه ۲۵)

خدا در قرآن، پیامبر(ص) را در رفتارهایش نه تنها اهل حیا و شرم و آزرم می داند، بلکه او را با عنوان «استحیاء» معرفی می کند؛ زیرا استحیاء فراتر از حیاء ، نوعی آزرم و شرم تحمیلی است به طوری که شخص خود را به رنج می اندازد تا مثلا حتی حق خویش را بر زبان نیاورد و خواسته خود را نگوید تا موجب رنجش دیگران نشود. در حقیقت چنین فردی اهل ایثار در مقام احسان و اکرام است. خداوند می فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُیُوتَ النَّبِیِّ إِلَّا أَنْ یُؤْذَنَ لَکُمْ إِلَى طَعَامٍ غَیْرَ نَاظِرِینَ إِنَاهُ وَلَکِنْ إِذَا دُعِیتُمْ فَادْخُلُوا فَإِذَا طَعِمْتُمْ فَانْتَشِرُوا وَلَا مُسْتَأْنِسِینَ لِحَدِیثٍ إِنَّ ذَلِکُمْ کَانَ یُؤْذِی النَّبِیَّ فَیَسْتَحْیِی مِنْکُمْ وَاللَّهُ لَا یَسْتَحْیِی مِنَ الْحَقِّ وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ ذَلِکُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِکُمْ وَقُلُوبِهِنَّ وَمَا کَانَ لَکُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلَا أَنْ تَنْکِحُوا أَزْوَاجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَدًا إِنَّ ذَلِکُمْ کَانَ عِنْدَ اللَّهِ عَظِیمًا؛ اى کسانى که ایمان آورده‏ اید داخل اتاقهاى پیامبر مشوید مگر آنکه براى خوردن طعامى به شما اجازه داده شود آن هم بى‏آنکه در انتظار پخته‏ شدن آن باشید؛ ولى هنگامى که دعوت شدید، داخل گردید؛ و وقتى غذا خوردید پراکنده شوید، بى‏آنکه سرگرم سخنى گردید. این رفتار شما پیامبر را مى ‏رنجاند، ولى از شما حیا و شرم مى دارد و حال آنکه خدا از حق گویى حیا و شرم نمى ‏کند؛ و چون از زنان پیامبر چیزى خواستید از پشت پرده از آنان بخواهید. این براى دلهاى شما و دلهاى آنان پاکیزه‏ تر است؛ و شما حق ندارید رسول خدا را برنجانید و مطلقا نباید زنانش را پس از مرگ او به نکاح خود درآورید؛ چرا که این کار نزد خدا همواره گناهى بزرگ است. ( احزاب، آیه ۵۳)

ابوسعید الخدری درباره سیره آن حضرت(ص) می گوید: کَانَ رَسُولُ اللَّهِ حَیِیّاً لَا یُسْأَلُ شَیْئاً إِلَّا أَعْطَاه‏؛ رسول الله با حیا بود چیزی نمیخواست مگر اینکه به او عطا می کردند.(مکارم الأخلاق، ص ۱۷) وی در جایی دیگر درباره سیره آن حضرت(ص) می گویدک کانَ رَسولُ اللّه‏ِ صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله اَشَدَّ حَیاءً مِنَ العَذراءِ فى خِدْرِها؛ و کانَ اِذا کَرِهَ شَیئا عَرَفْناهُ فى وَجْهِهِ؛ رسول اکرم صلى الله ‏علیه‏ و ‏آله از دختران پشت پرده با حیاتر بودند، و اگر چیزى را دوست نمى‏ داشتند، از چهره ‏شان مى‏ فهمیدیم. (مکارم الأخلاق، ص ۱۷)

البته یکی از معانی استحیاء زنده نگه داشتن برای بهره کشی جنسی و بی حیایی است؛ چنان که فرعون این گونه عمل می کرد.(بقره، آیه ۴۹؛ اعراف، آیه ۱۴۱؛ قصص، آیه ۴)

از نظر قرآن، ارتباط تنگاتنگی میان حیا به معنای زندگی و حیا به معنای آزرم و شرم است؛ زیرا کسی از حقیقت واقعی حیات و زندگی انسانی بهره مند است که اهل حیا و شرم و آزرم باشد و هنجارها و ارزش ها را در رفتار اجتماعی پاس داشته و صیانت کند. در روایات بسیاری عقل و دین و حیا ملازمان یک دیگر دانسته شده به طوری که هر جا عقل باشد دین و حیا نیز با آن است.(کافی، ج ۱، کتاب العقل و الجهل)

پیامبر(ص) نیز می فرماید: الحیاء هو الدّین کلّه‏؛ حیا تمام دین است‏.( نهج الفصاحه ص ۴۵۳ ، ح۱۴۲۸) و در جایی دیگر می فرماید: الحیاء و الإیمان قرنا جمیعا فإذا رفع أحدهما رفع الآخر؛ حیا و ایمان قرین یک دیگرند؛ اگر یکى از میان برخاست دیگرى هم برود.( نهج الفصاحه ص ۴۵۳ ، ح۱۴۲۹)

امام صادق(ع) می فرماید: لَا إِیمَانَ لِمَنْ لَا حَیَاءَ لَه‏؛ ایمان ندارد کسی که حیا ندارد.(کافی ، الإسلامیه، ج‏۲، ص۱۰۶ ، ح۵)

البته پیامبر گرامی(ص) دو نوع حیا را شناسایی می کند تا مردم گرفتار حیای حماقت نشوند و از آن اجتناب کنند. ایشان می فرماید: الْحَیَاءُ حَیَاءَانِ حَیَاءُ عَقْلٍ وَ حَیَاءُ حُمْقٍ فَحَیَاءُ الْعَقْلِ هُوَ الْعِلْمُ وَ حَیَاءُ الْحُمْقِ هُوَ الْجَهْل‏؛ حیا دو گونه است: حیاء عقل و حیاء حماقت، حیاء عقل، علم است و حیاء حماقت، نادانى است.(کافی، الاسلامیه، ج۲ ، ص۱۰۶ ، ح۶)

امام صادق(ع) نیز به این مهم توجه داده و ارتباط حیای عقلانی با قوت و قدرت و حیای حماقتی با ضعف را این گونه بیان کرده است: اَلحَیاءُ عَلى وَجهَینِ فِمِنهُ ضَعفٌ وَ مِنهُ قُوَّهٌ وَإسلامٌ وَإیمانٌ؛ حیا بر دو گونه است: یکى حیاى ضعف و ناتوانى و دیگرى حیاى قدرت و اسلام و ایمان.(تحف العقول، ص۳۶۰ ؛ بحارالأنوار، بیروت، ج۷۵، ص۲۴۲)

حیای عقلی و واقعی دارای شاخه ها و آثاری است که آن حضرت پیامبر(ص) در جایی دیگر آن را این گونه بیان کرده است: أمَّا الحَیاءُ فَیَتَشَعَّبُ مِنهُ اللِّینُ، و الرّأفَهُ، و المُراقَبَهُ للّه فِى السِّرِّ و العَلانیَهِ، و السَّلامَهُ، و اجتِنابُ الشَّرِّ، و البَشاشَهُ، و السَّماحَهُ، و الظَّفَرُ، و حُسنُ الثَّناءِ عَلَى المَرءِ فِى النّاسِ، فَهذا ما أصابَ العاقِلَ بِالحَیاءِ، فَطُوبى لِمَن قَبِلَ نَصیحَهَ اللّه و خافَ فَضیحَتَهُ؛ اما شاخه هاى حیا عبارتند از: نرمش، مهربانى، در نظر داشتن خدا در آشکار و نهان، سلامت، دورى از بدى، خوشرویى، گذشت، بخشندگى ، پیروزى و خوشنامى در میان مردم، اینها فوایدى است که خردمند از حیا مى برد. خوشا بحال کسى که نصیحت خدا را بپذیرد و از رسوایى خودش بترسد. (تحف العقول، ص ۱۷)

حیای واقعی و عقلانی برخاسته از ایمان و دین واقعی شخص است(تحف العقول، ص ۳۹۴ ؛ بحارالأنوار، بیروت، ج۷۵، ص۳۰۹) چنین حیایی زینت اسلام(مستدرک الوسایل و مستنبط المسایل ج۱، ص۴۸۸، ح۱۲۴۴) و کلید و مفتاح هر خیری است.( شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحکم و درر الکلم ج‏۱، ص ۹۳، ح۳۴۰) از این روست که خداوند مومن با حیا را دوست می دارد.(کافی، ج۲، ص۱۱۲، ح۸)

نمونه هایی در روایات برای حیای عقلی بیان شده است که از جمله آن ها روایتی است که از امیرمومنان امام علی(ع) است که فرمود: ثَلاثٌ لا یُستَحیى مِنهُنَّ: خِدمَهُ الرَّجُلِ ضَیفَهُ وَ قیامُهُ عَن مَجلِسِهِ لأَبیهِ وَ مُعَلِّمِهِ وَ طَلَبُ الحَقِّ وَ إن قَلّ؛ از سه کار حیا نباید کرد: خدمت به میهمان، از جا برخاستن در برابر پدر و آموزگار خویش و طلب حق گرچه اندک باشد.(تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ص۶۹ ، ح ۹۷۸)

از نظر قرآن، نباید در تبیین حقایق و نیز پرسش از احکام و مانند آن ها حیا ورزید و شرم و آزرم داشت؛ زیرا دانستن حقایق و احکام لازم زندگی و راه رهایی از خسران ابدی است.(بقره، آیه ۲۶؛ احزاب، آیه ۵۳)

اگر حیا در خدا به معنای ترک قبیح و وقاحت است(مجمع البیان، ج ۱ ـ ۲، ص ۱۶۵.) مراد از آن در انسان، ترک قبیح و وقاحت در رفتار اجتماعی است به طوری که شخص به سبب حالت نفسانی عفت و صیانت از زشتی حاضر نیست تا رفتاری را داشته باشد که موجب قباحت و وقاحت شود.

خداوند از زنان می خواهد تا حیا را در رفتار اجتماعی و به ویژه پوشش مناسب و گفتار خویش به نمایش بگذارند. به سخن دیگر، از زنان می خواهد آن عفت و صیانت نفس خویش از زشتی ها را در پوشش و رفتار اجتماعی نشان دهند و اندام های جنسی خود را برجسته نسازند و زینت و آرایه های طبیعی و عاریه ای خود را آشکار نسازند.(نور، آیه ۶۰)

از نظر اسلام، زنان باید به مساله حیا در رفتار اجتماعی بیش تر توجه کنند؛ زیرا رفتارهای آنان می توانند موجب هنجارشکنی و بروز بحران جنسی در جامعه شود. امام صادق(ع) می فرماید: اَلحَیاءُ عَشَرَهُ أَجزاءٍ تِسعَهٌ فِى النِّساءِ وَ وَاحِدٌ فِى الرِّجالِ؛ حیا ده جز دارد، نه جزء آن در زنان است و یک جزء در مردان.(من لایحضر الفقیه، ج۳ ، ص۴۶۸ ، ح۴۶۳۰)

بی حیای ، نشانه سقوط اخلاقی جامعه

اگر حیا به عنوان یک رفتار اجتماعی فضلیتی انسان و ارزشی است که باید پاس داشته شود؛ هم چنین اگر تمام اخلاق در همان حیا بروز و ظهور می کند؛ زیرا حیا به معنای پرهیز از هر زشتی و منکر و بدی در رفتار اجتماعی است، باید گفت اخلاق اجتماعی و نیز دین بدون حیا معنا ندارد. در برابر اگر جامعه ای فاقد حیاورزی باشد و مردمان اهل حیا نباشند، باید آن جامعه را فاقد اخلاق دانست.

از آن جایی که بروز و ظهور حیا بیش تر در زنان مطرح است ، باید گفت که حیای جنسی مهم ترین رفتاری است که باید در یک جامعه بروز و ظهور داشته باشد. بنابراین، اگر جامعه ای گرفتار بی حیایی زنان شود و زنان به برجسته سازی اندام های جنسی وآشکار سازی زینت های طبیعی و عاریه ای خود بپردازند، آن جامعه گرفتار سقوط اخلاقی و ارزشی قرار گرفته و از اخلاق هیچ بهره ای نبرده است.

زنانی که گرفتار بی حیایی می شوند به تبرج و آشکار کردن زینت های خویش می پردازند و سخنان را به گونه ای بر زبان می آورند که بیماردلان را به طمع جنسی می افکنند و زمینه اذیت و آزار جنسی را فراهم می آورند.

جامعه اگر به سمت بی حیایی جنسی کشیده شود، خانواده فرو می پاشد و خیانت نسبت به همسران دامن گیر آن جامعه می شود، چنان که بی حیایی زلیخا این گونه بود به طوری که نه تنها اسباب خیانت به همسر را فراهم آورد بلکه زنان دیگر را به جرگه بی حیایی سوق داد و اسباب اذیت و ازار حضرت یوسف(ع) را نیز فراهم آورد.(یوسف، آیات ۲۳ و ۳۲)

قوم لوط نیز گرفتار بی حیایی جنسی شده و در مسیر هم جنس بازی و هم جنس گرایی قرار گرفته و سقوط کردند.(اعراف، آیات ۸۰ تا ۸۲؛ هود، آیات ۷۷ تا ۷۹؛ حجر، آیات ۶۱ تا ۷۲؛ شعراء، آیات ۶۰ تا ۶۶)

از نظر قرآن بی حیا به خود و دیگران خیانت می ورزد(نساء، آیات ۱۰۷ و ۱۰۸) و رفتاری وقیحانه و زشتی را در پیش می گیرند(مومنون، آیات ۵ تا ۷) و حتی برخی برای کسب درآمد مادی دیگران را نیز به بی حیایی جنسی سوق می دهند و به عنوان بردگان جنسی از آنان کسب در آمد می کنند.(نور، آیه ۳۳)

ضرورت حفظ عفت و حیا

اگر عفت به عنوان یک فضلیت باطنی ارزشی انسانی است، حیا به عنوان بازتاب و میوه آن باید در جامعه به عنوان یک ارزش تلقی و از آن محافظت شود.

مهم ترین حیاورزی آن است که انسان نسبت به خدا حیا ورزد. به این معنا که خود را در محضر ناظر محترم و شاهدی عزیز به نام خدا ببیند و از هر گونه رفتار وقیح و زشت پرهیز کند و گناهی را مرتکب نشود؛ چرا که از نظر قرآن، خداوند، سزاوارترین ناظر بایسته شرم و حیا از وى، هنگام گناه است و اگر کسی باید از کسی آزرم و شرم ورزد و کار زشت و رفتار نابهنجار انجام ندهد، انسان است که باید از خدا شرم ورزد.(نساء، آیات ۱۰۷ و ۱۰۸)

بر اساس این آیات، توجّه انسان به احاطه کامل خداوند به اعمال آدمى، زمینه حیا و پرهیز از گناه خواهد شد. اگر کسی خود را در محضر خدا ببیند از خدا شرم کرده و گناه نمی کند؛ اما بیش تر مردم خود را در محضر خدا نمی بینند و از او شرم نمی ورزند ، این در حالی است که از کودکی یا بتی شرم می کنند و در برابر او چون زلیخا از ارتکاب گناه شرم می ورزند، اما نه در برابر خدا و حضور محضرش.

به سخن دیگر، افرادی چون زلیخا و گناهکاران بی حیا و خیانت پیشگان از مردم حیا و شرم می کنند در حالی که در مقابل خدا بى حیایى داشته و با وقاحت مرتکب گناه می شوند.(همان) خدا در این آیات حیا کردن از مردم، و حیا نکردن از خدا را مورد سرزنش خداوند می دهد و می گوید اینان تا چه اندازه وقیح هستند که از محضر خدا حیا نمی دارند.

حیا و آزرم به عنوان یک رفتار اجتماعی باید در زمان انتخاب همسر به عنوان یک معیار مهم و اساسی مد نظر قرار گیرد و شخص با کسی که بی حیا است ازدواج نکند، بلکه دنبال کسانی باشد که اهل حیا و شرم و آزرم هستند.(نساء، آیه ۲۵؛ مائده، آیه ۵؛ نور، آیات ۳ و ۲۶)

در رفتار اجتماعی از جمله راه رفتن در خیابان و کوچه و برزن و بازار به گونه ای باشد که نشان دهنده شرم و آزرم و حیا از فرد باشد. این امر در زنان بایسته و بر مردان شایسته است.(همان، قصص، آیه ۲۵)

هم چنین حفظ حیا در رفتار خانوادگی لازم و ضروری است و باید همسران آن را مراعات کرده و به کودکان بیاموزند.(نور، آیه ۵۸) در حقیقت حیا در پوشش مناسب لازم است و حتی زن و شوهر باید در موارد عادی اندام های جنسی به ویژه فرج را بپوشانند و آشکار نسازند.(اعراف، آیه ۲۲؛ طه، آیه ۱۲۱ و آیات دیگر)

از نظر قرآن از برجسته ترین صفات زنان حیا و آزرم است(قصص، ایه ۲۵) و زنان باید به گونه ای رفتار کنند که حیا در رفتار و پوشش و گفتار آنان به چشم آید و به شکل برجسته ای دیده شود.(همان؛ مریم، آیات ۱۸ و ۲۳)

نشانه های حیا و آزرم

چنان که گفته شد عفت حالت نفسانی است که در شکل حیا به عنوان یک رفتار اجتماعی بروز و ظهور می کند. کسی که اهل حیا و آزرم است رفتارهایی را دارد که بیانگر و نشانه حیاورزی اوست. نوع پوشش مناسب و گفتاری نیک که بیماردلان را به طمع نمی اندازد. راه رفتن اعتدالی، عدم آشکار کردن زینت های طبیعی و عاریه ای از سوی زنان، عدم بیان خواسته ها و مانند آن ها از جمله نشانه هایی بود که بیان شد.

هم چنین اجتناب از چشم چرانی و هرزه نگری(نور، ایات ۳۰ و ۳۱) ، حفظ حجاب مناسب(همان)، دورى از حرکات و رفتارهاى تحریک آمیز از سوی زنان(همان؛ احزاب، آیات ۳۲ و ۳۳)، ستر عورت و پوشاندن فرج (همان و آیات دیگر) از جمله نشانه های حیاورزی از سوی افراد جامعه است.