عفت، عامل مهار شهوت

حجاب در اربعین

بسم الله الرحمن الرحیم

یکی از مشکلات جوانان به ویژه در اجتماعات امروزی عدم امکان شرایط عمومی برای ازدواج به هنگام و تشکیل خانواده سالم است. این مشکل در پسران بیش تر از دختران نمود دارد؛ زیرا عوامل انحراف جنسی در پسران بیش از دختران است؛ هر چند که پیامدهای رفتارهای خطر آفرین در دختران بیش از پسران است. در آموزه های وحیانی قرآن، راهکارهایی برای مهار شهوت به طور عموم و مهار شهوت جنسی برای مردان بیان شده است. نویسنده در این مطلب بر آن است تا یکی از راهکارهای قرآن به عنوان «عفت» را تبیین نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

شهوت، برآیند قوه جاذبه

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، نفس انسانی دارای قوای سه گانه شناختی، جذبی و دفعی است. هر یک از این سه قوه به انسان این امکان را می دهد تا نیازهای خویش را به طور کامل برآورده سازد. قوه عاقله به عنوان قوه شناختی به انسان کمک می کند تا حق و باطل، خیر و شر، خوب و بد، زشت و زیبا را بشناسد و گرایش ها و گریزش های خویش را بر اساس آن ساماندهی کند. قوه جاذبه کمک می کند تا هر آن چیزی که نیاز تن و روان است، جذب کند و اشتهای سیری ناپذیرش را برای حفظ و حیات و بقای خود تامین کند؛ چنان که قوه دافعه کمک می کند تا هر آن چه می تواند حیات و بقای انسان را تهدید کند، دفع کرده و با غضب از خود دفاع نماید.

البته از نظر آموزه های وحیانی قرآن، مسئولیت قوه عاقله فراتر از حوزه شناختی است؛ زیرا افزون بر حفظ مسئولیت شناختی، در عمل مدیریت و مهار قوای جاذبه شهوانی و دافعه غضبانی را به عهده دارد و هم چنین اجازه نمی دهد تا مراتب پایین تر قوای شناختی وهم و خیال بیراه برود، بلکه از وهم و خیال برای اهداف عقلایی و عقلانی بهره می گیرد.

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، اگر هر یک از قوای جاذبه و دافعه و نیز مراتب پایین قوه شناخت یعنی واهمه و متخیله با مدیریت عقل به فعالیت خود ادامه دهند، انسان نه تنها بقای خویش را به درستی حفظ می کند، بلکه در مسیر کمالی به درستی گام بر می دارد و صفات الهی سرشته در ذات خویش را ظهور و بروز می دهد و متاله و خدایی شده و مظهر ربوبیت خدا می شود.

به هر حال، درباره قوای نفسانی از جمله شهوت و غضب نمی بایست قضاوت نادرستی داشته باشیم و گمان بریم که این قوای نفسانی جز ضرر و زیان برای انسان سودی ندارند، بلکه اگر این قوای نفسانی نباشند، حیات و بقای انسان در دنیا با خطر مواجه می شود؛ زیرا انسان برای بقای خویش همان طوری که نیازمند دفع خطرات و تهدیدات با به بهره گیری از غضب و قوه دافعه است، هم چنین برای حفظ بقا و حیات خویش، نیازمند قوه جاذبه است تا با شهوت خویش هر آن چه نیاز است جذب کرده و بقا و حیات خویش را تضمین کند.

به سخن دیگر، شهوت به معنای هر آن چیزی است که اشتهای انسانی بدان گرایش دارد تا از این طریق بقای خویش را تضمین کند. البته شهوت اختصاص به غذا ندارد که تضمین کننده بقای جسم انسان است؛ بلکه شامل شهوت جنسی می شود که ضامن بقای نسل انسانی است؛ زیرا بقای موجودی تنها به بقای خودش نیست، بلکه به بقای نسلی است که از وی باقی می مانند. از همین روست که همه گیاهان و حیوانات دارای ثمرات و فرزندانی هستند که تضمین کننده بقای نسلی آنها است.

به هر حال، قوه جاذبه هر آن چیزی را جذب می کند که بقای فردی و نسلی انسان را تضمین می کند. از این گرایش قوی نفس به جذب برای بقا، به عنوان شهوت یاد می شود. پس می توان گفت که شهوت و اشتها به جذب چیزها، برآیند قوه جاذبه از قوای نفس است.

مهار شهوت نه سرکوب آن

از نظر آموزه های وحیانی قران، هر قوه از قوای نفس همانند امور دیگر هستی بر اساس قاعده حق و عدل است. این بدان معنا خواهد بود که قوه جاذبه همانند قوه عاقله در «احسن» خود آفریده شده است به طوری که چیزی را کم یا زیاد ندارد و «قدر» و میزان و تناسب کامل در آن رعایت شده است؛ همان طوری که در ریاضیات و حساب و اعداد این امور رعایت شده است. خدا می فرماید: الَّذِی أَحْسَنَ کُلَّ شَیْءٍ خَلَقَهُ؛ خدایی که هر چیزی را آفریده نیکو کرده است.(سجده، آیه ۳۵)

بنابراین، همان طوری که درخت و اسب را «احسن» آفریده است، نفس انسانی از جمله قوای شهوانی و غضبانی را «احسن» آفریده است؛ زیرا اگر این تسویه و استوا و احسن در جزئیات نباشد، کلیات نیز نمی تواند «احسن» باشد؛ در حقیقت این احسن بودن در جزئیات احسن بودن کلیات را تحقق می بخشد.

از سوی دیگر از نظر قرآن، نفس انسانی در حالت استوا(شمس، آیه ۷؛ سجده، آیه ۹) و عدالت(انفطار، آیه ۷) آفریده است به طوری که در «احسن تقویم»(تین، آیه ۴) قرار گرفته است. این بدان معناست که «قدر» انسان و نفس انسانی، به گونه ای برخوردار از هر چیزی است که بدان نیاز دارد و همان طوری که از بیرون از عقل و وحی بیرونی برخوردار است، از درون از عقل فطری و الهام درونی برخوردار است و راه هدایت یعنی دسترسی به کمال و رهایی از نقص و متاله شدن را می داند و می تواند.(طه، آیه ۵۰؛ روم، آیه ۳۰؛ شمس، آیات ۷ تا ۱۰؛ عبس، آیات ۱۹ و ۲۰)

بر این اساس، هر قوه ای از قوای نفسانی در «احسن» و نیکو بودن هیچ کم و کسری ندارد؛ چنان که اگر این قوای نفسانی نباشد، انسان نه تنها چیزی کم دارد، بلکه ابزاری ندارد تا به کمال برسد یا بقای خویش را تضمین کند.

بنابراین، تبدیل یعنی جایگزینی برای «خلق» الهی نیست(روم، آیه ۳۰)؛ و انسان باید به گونه ای عمل کند تا بتواند از این قوای خلقی الهی که تبدیل در آن راه ندارد، به بهترین وجه بهره مند شود.

به سخن دیگر، حذف و تبدیل خلق از جمله خلق قوه جاذبه و دافعه امکان پذیر نیست؛ هر چند که «تغییر» آن شدنی است.(رعد، آیه ۱۱؛ انفال، آیه ۵۳)

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، تغییر در خلق از جمله قوای نفسانی می تواند مثبت و ارزشی یا منفی و ضد ارزشی باشد. اگر این تغییر موجب دفن و دسیسه یا ختم و طبع آن شود، باعث سقوط و هبوط انسان می شود(شمس، آیات ۷ تا ۱۰؛ بقره، آیه ۷)؛ اما اگر تغییر به گونه ای باشد که از آن به «تزکیه نفس» یاد می شود، موجب تعالی انسان خواهد بود.(شمس، آیات ۷ تا ۱۰)

از نظر آموزه های قرآنی، این تغییر مثبت و ارزشی زمانی رخ می دهد که انسان رفتار خویش را بر پایه عقل فطری و نقل وحیانی قرار دهد که هر دو کاشف از صراط مستقیم اسلام برای دست یابی به مقام متاله و خدایی شدن است.(بقره، آیات ۲۱ و ۱۳۸؛ آل عمران، آیات ۱۹ و ۸۵؛ روم، آیه ۳۰ و آیات دیگر)

بنابراین، هر کسی باید بکوشد تا بر اساس اسلام و ابزارهای کشف آن یعنی عقل فطری و نقل وحیانی عمل و رفتار کند تا تغییرات در نفس و قوای آن مطابق جریان عدالت و حق باشد و انسان را به کمال بایسته و شایسته اش برساند. عمل بر اساس این ساختار همان مهار عقلی و نقلی قوای نفسانی است.

البته خدا در قرآن هشدار می دهد که اگر این گونه عمل نشود، انسان گرفتار افراط و تفریط می شود. در مقام افراط اجازه می دهد تا قوای نفسانی به سمت فجور و دریدگی رفته و «قدر» و مقدرات هر چیزی را نادیده گرفته و حق و حقوق هر چیزی را چنان که باید و شاید ادا نکند بلکه زیاده روی و اسراف کرده و این گونه با ظلم کردن، عدالت را زیر پا گذاشته و از جاده عدالت خارج و در نهایت سقوط کند.(شمس، آیات ۷ تا ۱۰)

یا این که در مقام تفریط، به گونه ای عمل کند که موجب سرکوب قوای نفسانی می شود و این گونه نسل و حرث را در معرض خطر قرار می دهد؛ چنان که رهبانیت و ریاضت های غیر شرعی از مصادیق بارز چنین سرکوب گری است.(حدید، آیه ۲۷)

از نظر قرآن، عقل و نقلی که قایل به افراط و تفریط باشد، هر دو از دایره گرایش های انسانی خارج می شوند؛ زیرا عموم مردم اجازه نمی دهند تا قوای نفسانی سرکوب شوند؛ چنان که بسیاری از مردم حاضر نیستند در شهوت و غضب به جایی برسند که نظم اجتماعی را به هم بزنند. این گونه است که هر عقل و نقلی که به افراط و تفریط دعوت می کند، از دور گرایش های مردمی و اجتماعات انسانی رانده و کنار گذاشته می شود؛ چنان که رهبانیت مسیحی کنار گذاشته شده است یا عقل سوسیالیستی سرکوب گر لیبرالیسم کنار گذاشته شده است. هم چنین لیبرالیسم افراطی با مخالفت اجتماع گرایان مواجه شده و محدودیت های قانونی برای آن اعمال می شود.

به سخن دیگر، هر گونه افراط و تفریطی که مایه نادیده گرفتن قوای نفسانی باشد، از سوی توده های مردم کنار گذاشته می شود؛ حال به اسم اسلام یا لیبرالیسم یا هر عنوان دیگری باشد.

از نظر اسلام همان اندازه که به قوه عاقله نیاز است به قوای دیگر از جاذبه و دافعه نیاز است و نمی توان و نمی بایست شهوت و غضب را حذف یا سرکوب کرد؛ چنان که جایز نیست که آن چنان به قوای جاذبه و دافعه بها داده شود که بر قوه عقل سوار شود؛ در حالی که اکثریت مردم این گونه عمل می کنند؛ چنان که امیرمومنان امام علی(ع) می فرماید: کَمْ مِنْ عَقْلٍ اَسِیر تَحْتَ هَوَیً اَمِیر؛ چه بسیار عقلی که تحت امارت هواهای نفسانی اسیر است.(نهج البلاغه، دشتی، ج ۱، ص ۳۴۷) و نیز می فرماید: رُبَّ عَالِمٍ قَدْ قَتَلَهُ جَهْلُهُ وَ عِلْمُهُ مَعَهُ[لَمْ یَنْفَعْهُ‌] لَا یَنْفَعُه‌؛ چه بسیار عالمی که بی خردی او را کشت و علمش سودی برایش نداشت.(همان، ص ۳۳۳)

عفت، راهی برای مهار عقلانی شهوت

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، ازدواج یکی از مهم ترین راه هایی است که می توان با آن شهوت را در مسیر صراط مستقیم هدایت نگه داشت؛ زیرا عقل و نقل به این امر حکم می کنند که شهوت را می توان با چنین شیوه مدیریت و مهار کرد و برای بقای حرث و نسل و خویش استفاده کرد.

البته ممکن است برای همگان شرایطی جهت مهار شهوت جنسی از طریق ازدواج فرهم نشود؛ در این جا قرآن پیشنهاد می کند تا از طریق دیگری به نام «عفت» به مهار شهوت جنسی بپردازند تا شرایط برای ازدواج فراهم آید.

خدا می فرماید: وَلْیَسْتَعْفِفِ الَّذِینَ لَا یَجِدُونَ نِکَاحاً حَتَّى‏ یُغْنِیَهُمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَ الَّذِینَ یَبْتَغُونَ الْکِتَبَ مِمَّا مَلَکَتْ أَیْمَنُکُمْ فَکَاتِبُوهُمْ إِنْ عَلِمْتُمْ فِیهِمْ خَیْراً وَءَاتُوهُم مِّن مَّالِ اللَّهِ الَّذِى ءَاتَکُمْ وَلَا تُکْرِهُواْ فَتَیَتِکُمْ عَلَى الْبِغَآءِ إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّناً لِّتَبْتَغُواْ عَرَضَ الْحَیَوهِ الدُّنْیَا وَمَن یُکْرِههُّنَّ فَإِنَّ اللَّهَ مِن بَعْدِ إِکْرَهِهِنَّ غَفُورٌ رَّحِیمٌ؛ و کسانى که وسیله‏ى ازدواج نمى‏یابند، باید پاکدامنى و عفت پیشه کنند، تا آن که خداوند از کرم خویش، آنان را بى‏نیاز نماید. و هر کدام از غلامان و کنیزان شما که خواهان بازخرید و آزادى (تدریجى) خود باشند، (یعنى مایلند با قرارداد کتبى با مالک خویش کار کرده و خود را آزاد نمایند) اگر در آنان خیر و شایستگى دیدید، تقاضاى آنان را بپذیرید (و براى کمک به آزاد شدن آنان) از مالى که خدا به شما داده به آنان بدهید، و کنیزان خود را که تصمیم بر پاکدامنى دارند، به خاطر رسیدن به مال دنیا به فحشا وادار نکنید، که هر کس آنان را به فحشا مجبور کند، البتّه خداوند براى آن کنیزان که به اکراه بدان کار وادار گشته‏اند، بخشنده‏ى مهربان است.(نور، آیه ۳۳)

از آیه به دست می آید که دسترسى نداشتن به همسر، مجوّز گناه نیست، بلکه انسان می تواند با صبر و عفّت خود را در مسیر راه و هدایت الهی نگه دارد. این که انسان عفت ورزد به عنوان یک واجب دینی مطرح است و نباید شخص به داعی این که شهوت جنسی خود را ارضا کند، از هر راهی بهره گیرد، بلکه باید عفت ورزد. البته افراد غیر متأهل و جوانان بیشتر از دیگران در معرض فحشا و منکر هستند، از همین روست که خداوند در فرمان به عفّت، آنان را مخاطب قرار داده و عفت را بر ایشان واجب کرده است. هم چنین جوانان بخاطر فراهم آوری امکانات ازدواج، به سراغ تهیّه‏ى مال از راه حرام نروند و عفّت و تقوا از خود نشان دهند. به سخن دیگر، همان طوری که دنبال شهوت حرام نباید بروند دنبال مال حرام نروند تا شرایط ازدواج را برای خود فراهم کنند؛ زیرا هدف نیک هرگز وسیله را توجیه نمی کند.

البته از نظر قرآن، همگان برای ایجاد شرایط مساعد ازدواج باید تلاش کنند و در این میان خانواده و حکومت مسئولیت مضاعف دارد تا با دادن بخشی از مال و امکانات، شرایط ازدواج جوانان را فراهم آورند(نور، آیه ۳۲)؛ اما حال اگر دولت یا خانواده به مسئولیت خویش عمل نکردند و از مال و ثروت و انفال کمکی برای این امر ننمودند، نباید جوانان به سراغ مال حرام یا همسر از طریق حرام مانند زنا بروند، بلکه عفت ورزند.

این که قرآن بر عفّت به عنوان یک واجب تاکید دارد، در حقیقت تاکید بر ایجاد حالت روحی و روانی است که موجب نگه داشت نفس از طغیان ورزی است؛ زیرا عفت، حالتى از حالتهاى نفس است که با وجود آن، شهوت نمى تواند بر نفس غلبه کند .( مفردات الفاظ قرآن کریم، ص ۵۷۳ «عفّ».)

البته عفت اختصاص به شهوت جنسی ندارد، بلکه نسبت به شهوت مالی یا هر شهوت دیگری نیز به کار می رود؛ از این روست که خدا در قرآن از عفت مالی نیز سخن به میان آورده است (بقره، آیه ۲۷۳؛ نساء، آیه ۶)

از همین روست که در فرهنگ اسلامی، عفّت، نگه داشت و خوددارى نفس از شهوات نفسانى و تمایلات غیر شایسته، در هر شخص و در هر موضوع، نامیده مى شود .( التحقیق، حسن مصطفوی ، ج ۸ ، ص ۱۸۰، «عفّ».)

در اصطلاح علم اخلاق ، عفّت، به انقیاد قوّه شهویّه، در مقابل امر و نهى عقل، همچون ازدواج و خوردن در حد اعتدال عقلى و عرفى تعریف شده است.( جامع السعادات، ج ۲، ص ۱۷.)

به هر حال، از نظر قرآن، حفظ و صیانت از قوه جاذبه و شهوانی با مدیریت و مهار قوه عاقله امری لازم و ضروری است تا انسان این گونه از هر گونه فحشاء و منکرات و رفتارهای نابهنجار در رفتار اجتماعی در امان بماند. از همین روست که عفت امری ارزشمند دانسته شده است؛ زیرا مدیریت قوه جاذبه و شهوت با عقلانیت الهی و فطری موجب می شود تا شهوت در مسیر درست مهار و مدیریت و به کار گرفته شود و موجبات رشد و تعالی انسان گردد، نه آن که عامل سقوط و هبوط انسان شده و رفتارهای نابهنجار و فجورآمیزی را بروز و ظهور دهد.(بقره، آیه ۲۷۳؛ مجمع البیان، ج ۱ – ۲، ص ۶۶۶ ؛ الکشاف، ج ۱، ص ۳۱۸(

نشانه های عفت مداری

کسانی که به مهار شهوت از طریق عفت مداری اقدام می کنند ، در نفس و رفتار به گونه ای عمل می کنند که می توان ایشان را از غیر عفیف باز شناخت.

انسان عفیف تلاش می کند تا از هر گونه اختلاط میان مرد و زن پرهیز کند(قصص، آیه ۲۳)، و از هر گونه سخن و حرکات و رفتارها تحریک آمیز اجتناب می کند (نور، ایه ۳۱؛ احزاب، آیات ۳۲ و ۳۳)، و از آرایش و بدنمایی که از آن به تبرج و برج سازی اندام های جنسی تعبیر می شود، خوداری می کند.(احزاب، آیه ۳۳)

هم چنین شخص عفیف از فحشاء و زنا اجتناب می کند(نساء، آیه ۲۵؛ مائده، آیه ۵) و نگه خویش را حفظ کرده و هیز و تیز به زنان و مردان نامحرم نمی نگرند(نور، آیات ۳۰ و ۳۱) و به گونه ای عمل می کنند که ضامن حجب و حیا آنان است.(بقره، آیه ۲۷۳)

بی گمان عفیف در پوشش نیز مراعات اصول ارزشی را می کند و به گونه ای خود را می پوشاند که عامل تحریک نباشد. (احزاب، آیه ۳۳)

البته تحقق این شرایط زمانی خواهد بود که شخص واقعا بخواهد خداترس و متقی باشد و برای شهوت جنسی و غلبه هواهای نفسانی، از مسیر عبودیت و بندگی خارج نشود و تحت ربوبیت الهی در مسیر کمالی باقی بماند.(یوسف، آیات ۲۴ و ۵۳)

به سخن دیگر، کسانی به ظاهر رفتاری خویش توجه دارند که واقعا خداترس و متقی باشند و برهان الهی را در جان خویش دیده باشند و نخواهند برای شهوت جنسی آخرت خود را تباه کنند.

به هر حال، جوانان برای آن که از شهوت جنسی در امان بمانند باید عفت ورزند، البته کسب عفت و این حالت باطنی و روحی زمانی است که انسان بتواند تزکیه نفس کند و مهار قوای شهوانی را در اختیار قوه عاقله قرار دهد. چنین کاری بسیار سخت و دشوار است و لوازم و الزاماتی دارد که باید آن ها را شناخت و عمل کرد.

شیوه های مدیریت غریزه جنسی و کنترل(مثبت) شهوت :

۱. برخی داروهای گیاهی در کاهش غریزه جنسی تأثیر زیادی دارند، مثل سداب که گیاهی است دارای برگ های ریز و باریک ،ولی بسیار بد بو که به یونانی فیجن و در شمال ایران (تنکابن و مناطق دیلمان)”پیم” نامیده می¬شود. عصاره و جوشانده برگ آن میل شود. نام این گیاه در لغت نامه دهخدا آمده که می¬توانید اطلاعات بیش¬تر را از آن بگیرید.هم چنین کافور که پودر آن در برخی از مجامع شبانه روزی ایران، برای تعدیل غریزه جنسی جوانان، در غذاهای شان می ریزند. البته برای تعیین مقدار آن حتما باید با پزشک مشورت شود.

۲. ازغذاهایی که طبع سرد دارند مثل عدس، لبنیات به خصوص ماست،و سبزی به ویژه کاهو و کلم زیاد استفاده کنید.

۳. از خوردن مواد غذایی انرژی زا و محرک که طبیعت گرم دارند،مانند:عسل ،خرما،پیاز،موز، ارده شیره ،قاووت،سیر،تخم مرغ،فلفل و انواع ادویه جات، گردو،پسته و… پرهیز کنید یا به حداقل برسانید ۰

۴.یکی دیگر از راه‌های کنترل غریزه جنسی، دوری از پرخوری است. از این رو در روایات اسلامی از روزه‌داری به عنوان عامل تعدیل غریزه جنسی یاد شده است.

۵. پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید: «ای جوانان، هر یک از شما قدرت ازدواج دارد، ازدواج کند. اگر قدرت ندارد، روزه بگیرد، زیرا روزه گرفتن برای کنترل شهوت مفید است».( مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۱۰۰، ص۲۲۰، ح۲۰، بیروت، دار احیاء التراث، ۱۴۰۳ ق. )

۶ . اطراف آلت تناسلی را از موهای زاید صاف نکنید ،مگر آن که بلند شدن موها ضرر داشته باشد .در این صورت به جای تیغ از نوره استفاده کنید .

۷. فرد مبتلا سعى کند به هنگام خواب شکمش بیش از حد معمول پر نباشد.

۸. از شنیدن و خواندن مباحث و مطالب جنسى و حتى شوخى هاى جنسى و تحریک کننده جدا پرهیز کند.

۹. از خوردن مواد غذایى که محرک است مانند: خرما، پیاز، فلفل، تخم مرغ، گوشت قرمز، غذاهاى پرچرب، حتى المقدور اجتناب و به میزان ضرورت اکتفا کند.

۱۰. قبل از خواب حتما مثانه خود را تخلیه نماید.

۱۱. از نوشیدن افراط گونه آب و مایعات پرهیز کند (به خصوص شب ها و قبل از خوابیدن).

۱۲. هیچ گاه بدن عریان خود را در آینه نگاه نکند.

۱۳. از دست ورزى اندام جنسى خود اجتناب کند و در هیچ شرایطى دست ورزى نکند.

۱۴. هرگز به رو نخوابد. هنگام خواب سر و دست ها از زیر پتو ولحاف بیرون باشد.

۱۵. به منظور تخلیه انرژى زاید بدن به طور منظم و زیاد ورزش کند.

۱۶. هیچ گاه بیکار نباشد، براى اوقات فراغت خود برنامه داشته باشد و آن را با مطالعه، ورزش, عبادت و… پر کند.

۱۷. هفته اى یکى دو روز روزه مستحبى بگیرد و اگر توان آن را ندارد و یا شرایط روزه‌گرفتن مهیا نیست حداقل میزان صرف غذا را کاهش و فاصله هر وعده غذا را افزایش و تعداد دفعات غذا را کاهش دهد و به حداقل خوراک اکتفا کند.

۱۸. با نامحرم رفتار متکبرانه داشته باشد و از سخنان ملایمت آمیز با آنها خوددارى کرده واز نرمى در کلام با آنها اجتناب ورزد.

۱۹. هیچ گاه با نامحرم و جنس مخالف در مکان خلوت و دور از نگاه دیگران باقى نماند، حتى براى آموزش و…

۲۰. قرآن زیاد بخواند و درباره معانى آیات آن فکر کند. وظیفه شخص شما:

اولا سعی کنید شرایط ازدواج را با برنامه ریزی بر ای خود فراهم کنید و تا آن زمان چون امکان ترک کلی نیست سعی کنید تعداد دفعات خود ارضایی را کاهش دهید چون اگر هر روز این کار را انجام دهید بدن شما آسیب فراوان می بیند و قوای شما از بین می رود. تعداد دفعات را به هفته ای یک بار یا اگر توانستید ده روز یک بار برسانید تا کمتر آسیب ببینید. موفق باشید.

برخی از اموری که می تواند در تحقق عفت جنسی کمک کند، روزه است که باعث تعدیل نیروی جنسی می شود. البته در روایات راهکارهایی برای تحقق عفت جنسی بیان شده است که بیان همه آن ها در این نوشتار شدنی نیست.