عظمت ماه رمضان

samamoماه رمضان ماه خداست. انتساب ماهی از ماه های قمری به خداوند همانند انتساب روح انسانی به خداوند برای تعظیم و تکریم است. خداوند با این انتساب بر آن است تا بر اهمیت و عظمت این ماه تأکید کند و انسانها را به بزرگداشت آن تشویق نماید؛ هرچند که همه ماه ها از آن خداست و چیزی در جهان جز مظاهر وجودی خداوند نیست.

زمان که از آفریده های خداوندی است هیچ تفاوتی از هم ندارد؛ زیرا زمان یکی از ابعاد ماده است که اگر از مقام امری به آن نگریسته شود، هیچ تفاوتی میان لحظه های آن نیست. اما وقتی از منظر خلقی به آن نگاه می کنیم تفاوت های میان آنان می یابیم که بسیار سرنوشت ساز است. به عنوان نمونه نقش زمان شب در آسایش و آرامش و رشد معنوی بشر یا نقش روز در فرآیند کار و رشد مادی از نمونه های تفاوت میان آنان است. در آیات و روایات تفاوت خاصی برای زمان ها بیان شده و براساس همین تفاوت هاست که اوقات پنج گانه نماز درنظر گرفته شده و یا برای روزهای جمعه یا سحر یا شب قدر ارزش خاصی بیان شده است.

نویسنده در این مطلب با مراجعه به آموزه های وحیانی اسلام، به گوشه ای از عظمت ماه رمضان و فضیلت آن و شب قدرش اشاره کرده است.

ماه رمضان، ماه خدا

خداوند در آیاتی ماه رمضان را بزرگ می شمارد و به سبب وجود ویژگی انحصاری در آن چون شب قدر که برابر با هشتاد و سه سال عمر آدمی و هزار ماه است، آن را از ماههای خاص شمرده است خداوند در آیه ۳ سوره دخان می فرماید: اناانزلناه فی لیله المبارکه انا کنا منذرین؛ ما قرآن را در شب مبارکی فروفرستادیم و به مردمان هشدار دادیم. این شب مبارک شبی است که خداوند در سور قدر از آن به شب قدر نیز یاد می کند که شب تقدیر هستی و آفریده هاست. در آن شب قدر بود که بنابر برخی از تفاسیر، حقیقت وجودی پیامبر(ص) از کمون غیب بیرون آمد و ظهور انزالی یافت و امکان ظهور برای دیگر مظاهر هستی فراهم آمده؛ زیرا حقیقت محمدی که مظهر نخست است واسطه در ظهور مظاهر دیگر هستی است. براین اساس این نوع ظهور جمع و دفعی را به انزال یاد می کند؛ زیرا حقیقت هستی به طور اجمال بی هیچ ظهور نوری در کمون لیله و شب، نزول یافته است.

این مقام لیله القدر ظهور حقیقت محمدی که ظهور جمعی و اجمالی است، همان مقام امری است. پس از آن، مظهر نخست در یک فرآیندی تنزل می یابد و تنزیل انجام می گیرد و اندک اندک، مظاهر از اجمال به واسطه حقیقت محمدی به تفصیل درمی آیند و هریک به مقدار ظرفیت خویش از ظهور تفصیلی اسماءالهی بهره مند می شوند. اینجاست که اعیان ثابت در مقام علم و اجمال به شکل حقایق وجودی خارجی درمی آید و درمقام خلقی ظهور می یابد که از آن به یوم تجلی نیز یاد می شود. خداوند از این مقام در آیه ۳۵ سوره نور به تجلی الله در ظهور نوری یاد می کند و بیان می دارد که همه هستی و آفریده های خلقی در تجلیات اسم جامع الله، نور وجود خلقی یافته اند.

در حقیقت در ظهور آ ن کمون و حقیقت شب در جلوه خورشید اسم الله است که حقایق به تفصیل از سایه به روشنایی و از اجمال به تفصیل و از مقام امری به مقام خلقی درمی آیند و جهان کثرات از جهان وحدت بیرون می آید.

لیل القدر همان گونه که شب نزول خداوندی از مقام کمون مطلق به ظهور اجمالی و امری است که به شکل دفعی و انزالی اتفاق افتاد و همان طوری که مقام ظهور کمونی مظهر نخست یعنی حقیقت محمدی در شکل اجمالی و امری است، همچنین مظهر حقایق مستقیم وابسته به او چون قرآن و حقایق اهل بیت(ع) هست. در حقیقت قرآن در این شب قدر است که نزول اجمالی دفعی در مقام امری یافته است. سپس در شکل الله و در مقام نوری و ظهور تفصیلی و خلقی در یک فرآیندی ظهور خارجی یافته و کثرات شکل می یابد. همچنین قرآن تفصیلی نیز این گونه ظهوری را در فرآیند خلقی خود می یابد. از این رو مفسران گاه ضمیر در انزلناه را به حقیقت اجمالی حضرت محمد(ص) و گاه به قرآن نسبت می دهند. اگر به حقیقت محمدی نسبت داده شود، مراد انزال دفعی قرآن به شکل جمعی و اجمالی بر قلب محمد(ص) است. البته اگر همان نخست مراد باشد، حقیقت قرآن همراه با همه حقایق هستی نیز حقیقت محمدی(ص)، انزال اجمالی و دفعی یافته است.

پس از انزال دفعی و اجمالی، حقایق هستی به شکل تتنزل، وجود خارجی .می یابد. از این رو تتنزل به شکل فعل مضارع بیان شده است که بیانگر تداوم و استمرار نزول از مقام جمعی از امری به تفصیل و خلقی است. براین اساس خداوند از ایام سخن به میان می آورد که در هر یوم بروز و ظهور تفصیلی و خلقی، شانی از شئونات خداوندی جلوه و ظهور می یابد. (رحمن، آیه ۲۹)

از آنجایی که همه حقیقت در حقیقت محمدی به شکل اجمالی است، اسلام آن حضرت(ع) دین همه انبیاء، قرآن او جامع همه کتب آسمانی است و او خاتم به معنای نقش انگشتری و آغاز و انجام و زینت تمام هرکمالی است. از این رو چون قرآن در این شب قدر نازل شده است در مقام تفصیل در شب های دیگر ماه، کتب دیگر آسمانی به تفصیل تنزل می یابد. چنانکه در روایت است که امام صادق(ع) فرمود: نزلت التوراه فی ست مضین من شهر رمضان و نزل الانجیل فی اثنتی عشره مضت من شهر رمضان، و نزل الزبور فی لیله ثمان عشره من شهر رمضان، و نزل القرآن فی الیله القدر؛ تورات پس از گذشت شش شب از ماه رمضان نازل شد؛ انجیل پس از گذشت دوازده شب از ماه رمضان نزول یافت؛ زبور در شب هجدهم ماه رمضان نازل شد و قرآن در شب قدر فرود آمد. (من لایحضره الفقیه، ج ۲، ص ۱۵۹)

براساس حکمت الهی و نظام احسن دوری، همان گونه که فرآیند امری و خلقی تحقق یافت و حقایق از کمون به اعیان ثابت علمی و سپس حقایق خارجی خلقی و تفصیلی درآمدند، می بایست این فرآیند نزول به فرآیند صعود تبدیل شود و حقایق خلقی و خارجی به اجمال درآید و به حقیقت محمدی بازگردد که مظهر نخست است. (علق، آیه ۸، نجم آیه ۲۴؛ بقره، آیه ۱۵۶)

به هرحال، لیله القدر مقام بزرگ و عظیمی است. لذا خداوند شب قدر را در سوره قدر مبارک دانسته و در بیان اهمیت و ارزش این شب می فرماید: شما چه می دانید که لیله القدر چیست؟ در حقیقت این خطاب الهی به همه هستی است که مخاطب عدم معرفت و عدم ادراک حقیقت لیله القدر و شب قدر جمعی و اجمالی هستند. به این معنا که کسی اهمیت شب قدر را در نظام هستی درک نمی کند.

شب قدر، نمادی از حقیقت مقام امری

این شب قدر در مقام خلقی، نمادی از ظهور نخست خداوندی از کمون محض به ظهور امری اجمالی است و در حقیقت اصل و ریشه شب قدر زمانی و مادی که در ماه های قمری اتفاق می افتد و ما آن را در ماه رمضان دانسته و بزرگ می شماریم و عظمت آن را پاس می داریم، نمادی از حقیقتی است که در مقام امری اتفاق افتاده است و آثار آن تا این شب مادی و ظاهری کشیده شده است. اگر بخواهیم برای آن مانندی ذکر کنیم، مانند خانه خدا و کعبه است که نمادی از حقیقت وحدانیت الهی است. از این رو در برخی از روایات آمده است که از کعبه تا مقام قدس الهی یک نوری کشیده است و میان آنها اتصالی برقرار است.

خداوند همان گونه که برخی از امور مهم را مستقیم به خود نسبت می دهد تا اهمیت، عظمت و کرامت آن چیز را بیان کند، چنان که روح انسانی را به خود نسبت داده و فرموده است: فاذا سویته و نفخت فیه من روحی فقعوا له ساجدین، پس هنگامی که کالبد آدم را بر حالت استوا و اعتدال و ایستاده قرار داده و در آن از روح خود دمیدم پس شما به سجده در برابرش بیفتید. (حجر، آیه ۹۲،ص، آیه ۷۲) همچنین این ماه رمضان را به خود نسبت داده است، زیرا در آن ماه شبی مبارک چون شب قدر است که همانندی برای آن نیست.

همین شب قدری که در دنیا هر سال در ماه رمضان از ماه های قمری تجربه می کنیم به سبب اتصاف و انتساب به شب قدر امری و خلقی، از ارزش و اهمیت و عظمت بسیاری برخوردار است. چنان که درباره همین شب قدر زمانی امام صادق(ع) فرموده است: راس السنه لیله القدر یکتب فیها ما یکون من السنه الی السنه ، آغاز سال حساب اعمال، شب قدر است. در آن شب برنامه سال آینده نوشته می شود. (وسائل الشیعه، ج۷ ، ص ۲۵۸، ح۸)

امیرمومنان علی(ع) درباره عظمت این ماه می فرماید: لا تقولوا رمضان و لکن قولوا شهر رمضان فانکم لا تدرون ما رمضان، نگویید رمضان، بلکه بگویید ماه رمضان، زیرا شما نمی دانید که رمضان چیست.(من لا یحضره الفقیه، ج۲، ص ۱۷۲)

امام صادق( ع) درباره عظمت این ماه نسبت به ماه دیگر سال فرموده است: شهر رمضان لا یشبهه شیء من الشهور، له حق و حرمه ، اکثر من الصلاه ما استطعت، ماه رمضان(ماهی) است که هیچ کدام از ماهها شبیه آن نیستند. برای این ماه حق و حرمتی ویژه است پس تا می توانی در این ماه نماز به جای آور. (الکافی، ج۲، ص ۶۱۹)

پیامبر(ص) ماه رمضان را ماه خداوند دانسته و فرمودند: شهر رمضان شهر الله عزوجل و هو شهر یضاعف الله فیه الحسنات و یمحو فیه السیئات و هو شهر البرکه ، ماه رمضان، ماه خداست و آن ماهی است که خداوند در آن حسنات را می افزاید و گناهان را پاک می کند و آن ماه برکت است. (بحارالانوار، ج ۶۹، ص ۳۴۰، ح۵)

در عظمت نام رمضان و این ماه، امام باقر(ع) فرمود: لاتقولوا هذا رمضان و لاذهب رمضان و لاجاء رمضان فان رمضان اسم من اسماء الله عزوجل، لایجیء و لایذهب انما یجیء و یذهب الزائل، و لکن قولوا: شهر رمضان، نگویید این رمضان است، رمضان رفت یا رمضان آمد، زیرا رمضان نامی از نام های خدای صاحب عزت و جلال است، که نه می آید و نه می رود، زیرا امر زوال پذیر می آید و می رود، بلکه بگویید: ماه رمضان، زیرا ماه اضافه به اسم است و اسم، اسم خدای صاحب عزت و جلال است. (من لایحضره الفقیه، ج۲، ص ۱۷۲)

رسول خدا(ص) نیز در عظمت این ماه فرموده است: ماه رمضان، ماه خدای صاحب عزت و جلال است، همان ماهی است که خداوند (پاداش) کارهای نیک را چند برابر نموده و گناهان را پاک می سازد، آن، ماه بازگشت است، ماه توبه است، ماه آمرزش است، ماه رهایی از آتش (دوزخ) و نیل به بهشت است. هوشیار باشید که از هر (کار) حرامی بپرهیزید، در آن ماه بسیار به تلاوت قرآن بپردازید، نیازهایتان را در این ماه (از خدا) بخواهید و به ذکر پروردگارتان مشغول باشید، مبادا که ماه رمضان نزد شما مانند دیگر ماهها باشد، زیرا که (این ماه) نزد خداوند نسبت به سایر ماهها از حرمت و فضیلت فزون تری برخوردار است و مبادا ایام روزه داری شما در ماه رمضان با ایام (دیگر ماهها) که روزه دار نیستید یکسان باشد. (بحارالانوار، ج ۹۶، ص۳۴۰)