عرفان اجتماعی و شریعت

somamusبرخی گمان می‌کنند عرفان و معرفت تنها با عزلت و گوشه‌نشینی و انجام عباداتی چون نماز و قرآن و ذکر و روزه و اعتکاف و چله‌نشینی پیاپی به دست می‌آید، در حالی که از نظر قرآن، معرفت نه تنها با این امور بلکه با همه آنچه در شریعت آمده و در قالب احکام پنج‌گانه (واجب، مستحب، حرام، مکروه و مباح) تبیین شده به دست می‌آید؛ از این رو، گفته شده که طریقت حقیقت، شریعت است؛ یعنی راه به دست آوردن حقیقت و کسب معرفت و بصیرت تنها با انجام اعمال شرعی است.
آیت‌الله بهجت‌(ره) خود در پاسخ نگارنده این سطور فرمودند: از اول توضیح‌المسائل تا آخرش را عمل کردن، راه حقیقت است.
خداوند در آیه ۲۱ سوره بقره می‌فرماید: یا أَیُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّکُمُ الَّذِی خَلَقَکُمْ وَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ‌؛ ای مردم؛ پروردگارتان را که شما و کسانی که پیش از شما بوده‌اند آفریده است، عبادت کنید، شاید تقوایی شوید.
در آیات ۱۷۹ و ۱۸۳ همین سوره، مواردی چون عمل به عبادت روزه و قصاص کردن جنایت عمدی را به عنوان اعمال عبادی تقواساز مطرح می‌کند. کسب این نوع از تقواها موجب رسیدن به مقامی است که خداوند مستقیم به تعلیم انسان می‌پردازد.(بقره، آیه ۲۸۲)  پس انسان این‌گونه به یقین می‌رسد که دارای مراتب سه‌گانه علم‌الیقین و عین‌الیقین(تکاثر، آیات ۵ و ۷) و حق‌الیقین است.(واقعه، آیه ۹۵) آن هنگام پرده‌ها کنار می‌رود و انسان به مقام رویت می‌رسد.(همان و نیز: ق، آیه ۱۸) و خداوند ارائه ملکوت و حقایق باطنی می‌کند و امور معرفتی و الهام تقوایی می‌بخشد.(بقره، آیه ۱۳۸؛ انفال، آیه ۲۸؛ طلاق، آیات ۲ و ۳)
تحقق عرفان حقیقی، فقط با شریعت
از نظر قرآن، عرفان حقیقی با همه اعمال عبادی و از راه شریعت تحقق می‌یابد؛ پس لازم است انسان به آبادانی زمین بپردازد(هود، آیه ۶۱) و با کسب درآمد، خمس و زکات بدهد و دستگیر مردم باشد و انفاق مالی کند(بقره، آیات ۲ و ۳)؛ زیرا تنها راه رهایی انسان از زیان ابدی و از دست دادن عمر، این سرمایه اصلی، انجام اعمال عبادی شخصی و اجتماعی است.(عصر، آیات ۱ تا ۳)
پس مشارکت در امور اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و دستگیری از مردم بخش مهمی از راه کسب معرفت و عرفان حقیقی است؛ یعنی همان‌طوری که شب ها نماز شب می‌خواند، روزها روزه می‌گیرد و یا مدتی چله نشینی در ماه رمضان و شعبان و یا رجب انجام می‌دهد، در کارهای اجتماعی هم وارد می‌شود؛ زیرا این تنها راه نجات از خسران ابدی است. بر همین اساس طبق فرموده قرآن، پیامبر(ص) نیز این گونه رفتار می‌کرد: وَمَا أَرْسَلْنَا قَبْلَکَ مِنَ الْمُرْسَلِینَ إِلَّا إِنَّهُمْ لَیَأْکُلُونَ الطَّعَامَ وَیَمْشُونَ فِی الْأَسْوَاقِ وَجَعَلْنَا بَعْضَکُمْ لِبَعْضٍ فِتْنَهًْ أَتَصْبِرُونَ وَکَانَ رَبُّکَ بَصِیرًا ؛ و پیش از تو پیامبران [خود] را نفرستادیم، جز اینکه آنان [نیز] غذا مى‌خوردند و در بازارها راه مى‌‏رفتند و برخى از شما را براى برخى دیگر [وسیله] آزمایش قرار دادیم. آیا شکیبایى مى‏کنید؟ و پروردگار تو همواره بینا است. (فرقان، آیه ۲۰؛ و نیز آیات ۷ تا ۱۰)
عرفان اجتماعی را امام خمینی‌(ره) به تجربت آزمود و به مردم آموخت. حکایت است شیخ  ابوسعید ابی‌الخیر را گفتند: فلان کس بر روی آب می‌رود. گفت: سهل است، چغزی(قورباغه) و صعوه‌ای(پرنده کوچک) نیز بر روی آب می‌رود. گفتند: فلان کس در هوا می‌پرد. گفت: زغن(کلاغ) و مگس نیز در هوا می‌پرند. گفتند: فلان کس در یک لحظه از شهری به شهری می‌رود. شیخ گفت: شیطان نیز در یک نفس از مشرق به مغرب می‌رود. این چنین چیزها را قیمتی نیست. مرد آن بود که در میان خلق بنشیند و برخیزد و بخورد و بخسبد و بخرد و بفروشد و در بازار در میان خلق ستد و داد کند و زن خواهد و با خلق درآمیزد و یک لحظه از خدای غافل نباشد.(محمد بن منور، اسرارالتوحید)