عدالت در معاملات و مبادلات

samamosبسم الله الرحمن الرحیم

دامنه عدالت بسیار وسیع و گسترده است. هر چیزی در جهان بر مدار و محور عدالت سامان یافته است. از این رو نمی توان جایی را نشانه رفت که عدالت در آن جاری و ساری نباشد. از این روست که خروج از عدالت به معنای ظلم و بیداد و تجاوزگری دانسته شده است و نه تنها کاری قبیح و زشت از نظر اخلاقی بلکه رفتاری غیر قانونی و حتی فساد انگیز و خلاف طبیعت ارزیابی شده است؛ زیرا آثار هر رفتار ظالمانه و غیر عادلانه بر روند صحیح طبیعت تاثیر منفی به جا می گذارد و اصلاح امور و رسیدن به کمال را برای انسان و دیگران سخت و دشوار می سازد.

از جمله مصادیق عدالت، عدالت در حوزه عمل اقتصادی است؛ زیرا قوام جامعه بر اقتصاد سالم است و هر گونه اختلال در صحت و سلامت اقتصاد به معنای خروج از دایره عدالت و رفتن به سوی فساد و در نهایت حرکت در جریان خلاف طبیعت کمالی انسان و جامعه و جهان است. از این روست که موازینی از سوی خداوند حکیم برای سنجش حرکت انسانی بر مدار و محور عدالت بیان شده که در حوزه اقتصادی از آن به کیل و میزان و قسط تعبیر می شود.

نویسنده در این مطلب بر آن است تا موازین عدالت اقتصادی را بر اساس آموزه های قرآنی تحلیل و تبیین نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

موازین عدالت و معیارهای آن

عدالت از نظر مفهومی و مصداقی دایره وسیع و گسترده ای دارد. نمی توان چیزی را در جهان بیرون از دایره عدالت قرار داد؛ زیرا نظام هستی بر مدار و محور عدالت بنیاد گذاشته شده است و خداوند یکی از اسمای حسنی و نیک خویش را عادل دانسته است.

اهمیت عدالت در آموزه های وحیانی قرآن و اسلام تا آن جاست که به عنوان یکی از اصول دین و مذهب مطرح شده است؛ زیرا هر گونه باوری بر خلاف این اصل به معنای ظلم و خروج از مدار و محور هستی شناخته شده است.

از نظر قرآن، اگر عدالت را از نظام هستی برداریم، به چشم برهم زدنی از هم می پاشد؛ زیرا ظلم و فساد نمی تواند مایه قوام هستی باشد و نظم کنونی را به هستی ببخشد و آن را در مسیر کمالی قرار دهد. حکمت و هدفمندی هستی مقتضی آن است که در همه عوالم از کل تا جزء، عدالت جریان داشته باشد.

بر این اساس، هر جایی را اگر بنگریم که فساد و تباهی در آن راه یافته است به سبب فقدان عدالت در آن جاست؛‌ زیرا کوچک ترین بی عدالتی و ظلم به معنای اختلال در نظم و نظام آن چیز و از میان رفتن صحت و سلامت آن است.

البته شاخصه های عدالت در هر جایی به شکلی خود را به نمایش می گذارد. بر این اساس،‌ می بایست، شاخصه های عدالت را شناخت و در هر کاری و جایی به حسب آن عمل کرد و آن را لحاظ نمود؛ زیرا عدم شناخت شاخصه های عدالت در امور می تواند ما را گرفتار ظلم و فساد کند و خواسته و ناخواسته نظم زندگی خود را مختل و مسیر کمالی خود و دیگران را سد کنیم و به عنوان صد کننده راه خدا شناخته شویم.(حج، آیه ۲۵)

آن چه در آموزه های وحیانی قرآن به عنوان سبیل الله یا صراط مستقیم الهی معرفی شده است، در حقیقت بیان موازین و معیارهایی است که مسیر عدالت را مشخص کرده و ما را از ظلم و فساد حفظ و نگه می دارد؛ زیرا خداوند با بیان راه راست عدالت بر آن است تا انسان ها بتوانند اسما و صفات الهی سرشته در ذات خویش را به فعلیت رسانده و ظهور دهند و اگر کسی این صراط مستقیم اسلام و خدا را نپماید با کوچک ترین انحراف در شکل ظلم و فساد از مسیر بیرون رفته و گمراه می شود و نمی تواند خودش را به کمال برساند.

از جمله مهم ترین موازین و معیارهای عدالت در حوزه شناخت حرکت درست در صراط مستقیم الهی، تقوا است. تقوا به انسان کمک می کند تا در یابد در کدام درجه از مسیر حرکت صحیح و عادلانه قرار دارد و درجه انحراف به چپ و راست تا چه اندازه است و یا این که چه اندازه در مدار صعود و هبوط یا سقوط قرار گرفته است.

در حوزه عمل اقتصادی نیز موازین و معیارهای برای تعیین میزان درستی عمل و صحت آن از فساد و ظلم بیان شده است که از جمله آن ها کیل و پیمانه و ترازو و میزان است. این معیارها کمک می کند تا انسان دریابد در عمل اقتصادی تا چه اندازه بر مدار عدالت می گردد و تا چه اندازه از فساد و ظلم دور می باشد. از این روست که در آیات قرآنی در عمل اقتصادی برای شناخت کم فروشی و دیگر بی عدالتی ها و فسادها، بر موازینی چون کیل و پیمانه تاکید شده است.

کیل و پیمانه، معیار سنجش عدالت قسطی

هر کسی می بایست در حوزه عمل اقتصادی بر مدار عدالت حرکت کند و از هر گونه فساد و ظلم در آن بپرهیزد؛ زیرا اقتصاد قوام جامعه است و اگر جامعه انسانی انسجام می یابد و چیزی به نام جامعه پدید می آید، در سایه سار اقتصاد است؛ چرا که انسان جامعه را برای تحقق سعادت و خوشبختی شکل می دهد و خوشبختی تنها در سایه دو عنصر آسایش و آرامش تحقق می یابد. از این روست که اقتصاد به عنوان عوامل تحقق بخش آسایش و آرامش نقش مهمی را در تحقق جامعه ایفا می کند.

به سخن دیگر، فلسفه وجودی و هدف تحقق جوامع بشری دست یابی به عناصری چون آسایش و ارامش است که در سایه اقتصاد سالم و عادلانه به دست می آید و هر گونه اختلال و فساد در امر اقتصادی به معنای فقدان اهداف وجودی جامعه است. پس از عوامل اصلی فروپاشی جامعه و واگرایی افراد جامعه از یک دیگر، فقدان تحقق اصل سلامت اقتصادی است که به سبب فساد و ظلم پدید می آید؛ چرا که افراد جامعه هرگاه متوجه شوند که جامعه موجود نمی تواند آسایش و آرامش آنان را فراهم آورد و یک اقتصاد سالم را تحقق بخشد، نیازی به همراهی با آن جامعه در خود احساس نمی کنند و به سرعت هر گونه تعهد و التزامی را نسبت به آن جامعه از دست می دهند و نقش اجتماعی خود را انجام نمی دهند بلکه حتی به عنوان عامل تخریب آن جامعه گاه حرکت های اعتراضی انجام می دهند.

با نگاهی به نهضت ۹۹ درصد علیه یک درصد که در جهان کنونی و معاصر با شعار «وال استریت را اشغال کنیم» رخ داده است به سادگی می توان دریافت که جوامع بشری از وضعیت موجود آن نه تنها ناخرسند و گلایه مند هستند بلکه وضعیت موجود را عامل بی عدالتی ها و بیدادها می شمارند و به تخریب و نابودی آن جامعه اقدام می کنند.

جوامع مبتنی بر عنصر سرمایه داری و بازار آزاد، به سبب آن که نظامی مبتنی بر بی عدالتی و بیداد است و امکان بهره مندی عموم مردم از اقتصاد سالم را نمی دهد، به شدت با فقدان مشروعیت رو به رو شده است. بی عدالتی موجود در جهان سرمایه داری که از منابع تولید تا توزیع ثروت تا مصرف آن را در بر می گیرد، بر خلاف فلسفه وجودی و اهداف جوامع بشری حرکت می کند ، از این روست که با فقدان مشروعیت رو به روست و اعضای جامعه به شدت با این نظام مخالفت می ورزند و خواهان فروپاشی و تغییر هستند تا نظام دیگری شکل گیرد تا همگان از اقتصاد و ثروت به شکل عادلانه بهره مند شوند.

اگر در جهان سرمایه داری امروز، معیارهای عدالت چون کیل و میزان به کار رود، به آسانی و سادگی روشن می شود که ظلم مضاعفی انجام می گیرد. معیارهای عدالت نشان می دهد که ثروت بر خلاف فلسفه وجودی جامعه در اختیار یک درصد از جمعیت جهان قرار گرفته است و در حق ۹۹ درصد ایشان ظلم روا می شود.

از جمله معیارهای سنجش عدالت قسطی در جوامع بشری، کیل و پیمانه است. کیل ظرفی برای اندازه گرفتن مایعی یا چیز خشک چون گندم و جو و غیره است.(لغت نامه، دهخدا، ج ۱۱، ص ۱۶۶۱۶)

خداوند در آیاتی از جمله ۸۵ سوره اعراف، ۸۵ سوره هود و ۱۸۱ تا ۱۸۳ سوره شعراء، کاستن از کیل و وزن در خرید و فروش را از مصادیق فساد در زمین می داند؛ زیرا کسی که در خرید و فروش عدالت را مراعات نمی کند، به تولید ثروت ضربه وارد می سازد و راه را برای شکوفایی اقتصادی و رسیدن به آسایش و نیز آرامش سد می کند. اختلال در نظم جهانی که از طریق کم فروشی انجام می گیرد ، اختلال در کلیت حرکت انسانی به سوی کمالات است و در حقیقت چنین اشخاصی با اختلال اقتصادی فرصت های برابر شدن کمالی را دیگران سلب می کنند و با زمینه را برای تصرفات نادرست در زمین از سوی ظلم شدگان فراهم می آورند و این گونه است که ظلم کوچک در یک فرآیندی به ظلمی عظیم تبدیل می شود و راه کمالات را می بندد؛ زیرا این حرکت ها اجازه نمی دهد تا انسان به کمال برسد و خلافت الهی را به عهده گیرد و هستی را به کمال برساند.

تاکید خداوند بر عدالت در همه چیزها و در کوچک ترین جزئیات به این معناست که هر گونه فساد و ظلم در جامعه بازتابی بزرگ دارد و هر انحراف خردی هر چند یک درجه در نهایت به رفتار و حرکتی کاملا متضاد حرکت کمالی می انجامد. بر این اساس است که خداوند بر عدالت و پرکردن پیمانه تاکید می کند و در ارایه اجناس بر مراعات کامل حق خریدار پافشاری می ورزد.(همان)

بر اساس همین نگرش است که پیامبران خداوند نیز ارزش فعالیت های سالم و عادلانه اقتصادی را همانند ارزش عبادت می دانند؛ چنان حضرت شعیب (ع) ارزش فعالیت های سالم اقتصادی را همانند ارزش و اهمیت عبادت خداوند می داند و خواهان مراعات کیل و وزن در حوزه عمل اقتصادی می شود؛ چرا که می داند هر گونه اختلال در این حوزه به معنای حرکت بر خلاف صراط مستقیم الهی و فساد در اهداف خلقت و آفرینش است.(شعراء، آیات ۱۷۶ تا ۱۸۳)

کم فروشی ،‌ فسادگری و مخالفت با اصلاحات

ماموریت انسانی بر این قرار گرفته است که هر کسی در حد توان خود برای کمال خویش و دیگران کوشش کند و زمینه های فساد را از میان بردارد و در حد استطاعت به اصلاحات در هر زمینه ای از جمله اصلاحات اقتصادی اقدام کند.

اصلاحات و رشد اقتصادی در گرو عدالت قسطی است. بر این اساس، هر کسی می بایست تلاش کند تا عدالت قسطی تحقق یابد. از نظر قرآن اجتناب از کم فروشی و بهره گیری از میزان و معیارهای عدالت قسطی چون وزن و کیل کمک می کند تا جامعه مسیر اصلاحی را بیابد وآن را به درستی بپیماید.(اعراف، آیه ۸۵)

کسی که مثلا جنس را به وزنی کم تر از میزان آن به مشتری می فروشد یا با تدلیس جنسی را زیباتر و چشم پر از آن چه هست نشان می دهد مانند بسته بندی چپس و پفک نمکی ها در دوره ما، نوعی فساد را در حوزه عمل اقتصادی سبب می شود؛ زیرا این رفتار ، اعتماد عمومی را نسبت به بازار تضعیف می کند و جامعه را دچار بحران فقدان اعتماد رو به رو می سازد. جامعه ای که اعتماد در آن سلب شده باشد، از همگرایی و انسجام نیز بی بهره می شود و مردمان هیچ گونه گرایشی به یک دیگر نخواهند داشت.

از نظر قرآن کم فروشی و دیگر رفتارهایی ظالمانه مانند احتکار و گران فروشی یا ربا و بهره های سنگین، به سبب آن که قوام جامعه را با خطر مواجه می سازد، به عنوان ظلم و فساد در جامعه و زمین معرفی شده است.(اعراف، آیه ۸۵؛ هود، آیه ۸۵ و آیات دیگر)

کسانی که به دامن فساد اقتصادی و بی عدالتی در عمل اقتصادی می افتند، از خیر و برکت نیز محروم می شوند و درآمدهای آنان فاقد برکت و خیر خواهد بود و هر آن چه بیش تر در می آورند بیش تر هزینه می کنند و کم تر بهره می برند.(هود، آیات ۸۵ و ۸۶)

از نظر قرآن، اقتصاد فاقد عدالت و قسط هر چند که به ظاهر شکوفاست،‌ ولی فاقد عناصری معنوی است تا تاثیرات مثبتی به جا گذارد. از این روست که اقتصاد ربوی و فاسد و ظالمانه از نظر قرآن به عنوان اقتصاد بی برکت و بی خیر ارزیابی می شود و ارزش افزوده واقعی برای آن در نظر گرفته نمی شود. این که رشد و برکتی برای ربا و نزولخواری نیست به سبب آن است که چیز اقتصادی فاقد عنصر رشد واقعی است و نعمت الهی به نقمت تبدیل شده و خیر به شر تغییر ماهیت داده است. رباخوار و گرانفروش و کم فروش از نظر قرآن نیز از رحمت الهی دور بوده و مورد نفرین خداوند قرار می گیرند.(هود، آیات ۸۴ و ۸۵ و ۹۵)

به هر حال، هدف از حرکت های اقتصادی سالم، دست یابی به فضای مثبت برای بهره مندی همگان از نعمت های الهی برای فعلیت بخشی به کمالات سرشته در ذات است. از نظر قرآن همه حرکت های انسانی می بایست در راستای عدالت و تصحیح و اصلاح امور و رهایی از نقص به سوی کمال باشد؛ بنابراین هر جایی که نقص و فسادی است می بایست برطرف شود تا شخص یا شی به کمال شایسته و بایسته خود برسد. از این روست که حرکت های انسانی همواره می بایست اصلاحی بوده و نقص را به کمال و فساد را به صلاح تبدیل کند. از این روست که در حرکت اقتصادی نیز خواهان اصلاح فساد و تصحیح آن می شود و عدالت قسطی بر اساس معیارهایی چون کیل و وزن را عامل تحقق آن معرفی می کند.(همان)

به سخن دیگر، هدف در همه حرکت های انسانی اصلاحات و از میان بردن هر گونه فساد و نقص و دست یابی به کمال از طریق ایجاد عدالت در همه چیز و اعمال آن می باشد. باشد تا با بهره گیری از روش های قرآنی و اعمال اصول اقتصاد سالم اسلامی عدالت قسطی را در جامعه جهانی ایجاد کرده و زمینه را برای کمال یابی همه انسان ها و ظهور خلافت انسانی فراهم آوریم.