عدالت، فلسفه حکومت جهانی مهدی(عج)

بسم الله الرحمن الرحیم

ولایت، نعمت عظمای الهی است. بر اساس آموزه های قرآنی، حکومت از آن اولیای الهی است که ولایت ایشان منشعب از ولایت الهی است. آموزه های قرآنی تاکید دارد که نوعی جبر در چارچوب فلسفه تاریخ در نهایت اسلام و حکومت صالحان را بر جهان حاکم خواهد کرد اما این بدان معنا نیست که دولت آخرالزمانی که در قابل حکومت جهانی مهدی(عج) شکل می گیرد بخواهد به زور تهدید و یا تطمیع دین مردم را در آخر زمان تغییر دهد، بلکه هدف آرمانی ایشان، دست یابی به عدالت قسطی با قیام عمومی توده های مردم قطع نظر از دین، مذهب ، رنگ و جنسیت است.

 

نویسنده در این مطلب بر آن است تا حقیقت و ماهیت دولت آخرالزمانی حضرت مهدی(عج) را تبیین نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

حمایت از مظلوم، فلسفه شکر نعمت

خداوند نعمت های بسیاری به انسان داده و می دهد. انسان عاقل و خردمند کسی است که شکر نعمت گزارده و کفران نورزد.(انسان،‌ آیه ۳) شکر نعمت به این است که انسان به خدایی که وجودش را به او بخشیده و هماره با افاضات گوناگون و متعدد و متنوع بقایش را تامین و تضمین می کند، ایمان آورده (نساء، آیه ۱۴۷) و از کفر و بی ایمان اجتناب کند و در مسیر صراط مستقیم و خطوط اصلی الهی که همان عبودیت، انجام اعمال صالح و کارهای نیک و استفاده درست از نعمت است، شکرگزار نعمت الهی باشد(نحل، آیه ۱۲۱ و آیات دیگر)؛ اما بیش تر انسان ها این گونه نیستند و در مرتبه ای به کژی و بیراهه می روند؛ پس یا کفر می ورزند و یا نعمت را در کارهای نیک به کار نمی گیرند و یا به درستی از آن استفاده نمی کنند. از این روست که خداوند می فرماید که کم ترین بندگانش شکرگزارند.(سباء،‌ آیه ۱۳)

خداوند در این آیه اخیر سخن از اعمال شکر دارد و این ترکیب نشان می دهد که شکر عملی مراد و مطلوب خداوند است؛ زیرا ممکن است بسیاری از مردم شکر زبانی داشته باشند و به خدا ایمان آورده و کفر نورزند و حتی برخی کارهای نیک را نیمه و ناقص با ناخالصی به جا آورند و اعمالی داشته باشند، ولی این که همه شرایط را چنان که باید و شاید مراعات کنند و در حقیقت،‌ حق مدار و عدالت مدار باشند و هر چیزی را در جای مناسب و حق آن قرار داده و به کار گیرند، چنین چیزی از کم ترین بندگان بر می آید.

بندگان خداوند هماره از خداوند خواهان نعمت های خاص هستند. در نمازهای روزانه بارها از خداوند می خواهند که آنان را به صراط مستقیم هدایت کند. این صراط مستقیم راهی است که دارندگان نعمت های خاص در آن قرار دهند و از آن بهره مند بوده و به درستی آن را به کار گرفته و اعمال شکر می کنند.(فاتحه الکتاب، آیه ۷)

خداوند در آیه ۶۹ سوره نساء این بندگان خاص الهی را معرفی می کند که از نعمت های خاص برخوردار شده اند. آنان مومنان مطیع خدا و پیامبر(ص)، پیامبران، صدیقان، شهیدان و صالحان هستند.

اما پرسش اساسی این است که اینان چه خصوصیتی داشتند که می بایست ما خط مشی آنان را رعایت کنیم و از خداوند می خواهیم که ما را در همان راه ایشان قرار دهد؟ آن چه در سوره حمد مطرح است قرار گرفتن در راه مستقیم ایشان است. پس خط مشی و روش و رویه آنان می بایست مهم و اساسی باشد؛ اما این خط مشی چیست در آیه ۶۹ سوره نساء بیان نشده است؛ زیرا این گروهی که به عنوان نعمت داده شدگان و مُنعَم‌علیهم معرفی شده اند ، چنان که در آیات قرآنی به شکل تفصیلی گزارش و بیان شده بسیار متعدد و متنوع است؛ هر چند که در آیات سوره حمد به طور کلی بیان شده که ایشان مغضوب و ضال(گمراه) نبوده اند؛ اما چه چیزی در خط مشی آنان بوده که موجب شده تا مغضوب و گمراه نشوند.

پاسخ این پرسش را می بایست در آیه ۱۷ سوره قصص جست و جو کرد. خداوند در این آیه از زبان حضرت موسی(ع) می فرماید: رَبِّ بِمَا أَنْعَمْتَ عَلَیَّ فَلَنْ أَکُونَ ظَهِیراً لِّلْمُجْرِمِینَ؛ پروردگارا! به سبب نعمتی که به من ارزانی داشتی پس من هرگز پشتوانه و پشتیبان مجرم نیستم و نخواهم بود.

در این آیه به خوبی مشخص شده که خط مشی صاحبان نعمت غیر از ایمان و اعمال صالح، حمایت از مظلوم و ترک حمایت از ظالم است. به این معنا که هرگز اهل نعمت خود را از دایره عدالت بیرون قرار نمی دهند. پس هماره در حمایت عدالت و عادل خواهند بود و در کنار مجرمان نمی ایستند که حقوق دیگران را نادیده گرفته و جرمی را در حق دیگران مرتکب شوند.

بر اساس همین خط مشی است که خداوند در آیه ۷۵ سوره نساء مومنان را سرزنش می کند چرا در کنار مستضعفین قرار نمی گیرند و به حمایت کسانی نمی پردازند که از خانه و دیارشان به ظلم آواره شده اند و حقوق طبیعی و انسانی آنان سلب شده است و چرا به کارزار با این ظالمان نمی پردازند؟

بر همین خط مشی است که امیرمومنان علی(ع) در آخرین لحظات عمرش در هنگام شهادت به حسنین(ع) چنین سفارش و وصیت می کند: اوصِیکُمَا بِتَقْوَى اللَّهِ، وَ الا تَبْغِیَا الدُّنْیَا وَ إِنْ بَغَتْکُمَا، وَ لاَ تَأْسَفَا عَلَى شَیْءٍ مِنْهَا زُوِیَ عَنْکُمَا، وَ قُولاَ بِالْحَقِّ، وَاعْمَلاَ لِلْاجْرِ، وَ کُونَا لِلظَّالِمِ خَصْما، وَ لِلْمَظْلُومِ عَوْنا؛ شما را به ترس از خدا وصیت مى کنم و وصیت مى کنم که در طلب دنیا مباشید، هر چند، دنیا شما را طلب کند، بر هر چه دنیایى است و آن را به دست نمى آورید یا از دست مى دهید، اندوه مخورید. سخن حق بگویید و براى پاداش آخرت کار کنید. ظالم را دشمن و مظلوم را یاور باشید.(نهج البلاغه ، نامه ۴۷)

پس فلسفه و هدفی که به عنوان خط مشی و رویه دایمی صاحبان نعمت های خاص شناخته و معرفی شده است،‌ پرهیز از هر گونه ظلم و حمایت و پشتیبانی ظالم و مجرم است. تاکید بر مجرم در آیه از آن روست که جرم، عملی ظالمانه اجتماعی و در حق دیگران است و کسی که حقوق دیگران را نادیده می گیرد به عنوان مجرم معرفی می شود. این بدان معناست که جنبه اجتماعی در اصول دعوت پیامبران و خط مشی اصلی آنان اصالت و اهمیت دارد.

حمایت از مظلوم و مقابله با ظالم و مجرم به اشکال گوناگون می تواند تحقق یابد. این که خداوند در آیه ۷۵ سوره نساء‌ جنگ و کارزار را بیان می کند آخرین حرکت است. از نظر قرآن هر حرکت فکری و فرهنگی و عملی و علمی برای حمایت از عدالت و عادل برداشته شود اصالت دارد؛‌ چنان که حتی دفاع از مظلوم و مستضعف بدون توجه به دین ،‌مذهب، جنسیت، رنگ و نژاد و مانند آن اصل اساسی است که در این آیه مورد تاکید است.

وقتی ملتی به خیابان می آید و علیه ظالم به دفاع از مظلوم تظاهرات می کند؛ چنین رفتاری هم به معنای اظهار کردن مخالفت و انکار قلبی و زبانی است و هم به معنای پشتیبانی است؛ زیرا تظاهرات معنا و مفهوم دیگرش ظهیر و پشتیبانی از مظلوم است.

مردم امانت در دست اولیای الهی

از نظر آموزه های قرآنی بشر امانتی الهی هستند که خداوند در دست اولیای خود قرار داده است. پس ولایت دیگران از مصادیق ولایت طاغوت و خیانت در امانت است. از این روست که در آیات چندی از جمله آیه ۵۵ سوره مائده تنها ولایت منشعب از ولایت خویش را تایید می کند که همان ولایت رسول الله (ص) و ولایت اولوا الامر(ع) است که مصداق اتم و اکمل آن حضرت امام علی(ع) است که زکات انگشتری را در هنگام رکوع به فقیر داده است.(روایات تفسیری ذیل آیه ۵۵)

خداوند به صراحت در آیاتی از جمله ۱۸ سوره دخان از مردم به عنوان امانت الهی یاد می کند که می بایست به امین الله سپرده شود: أَنْ أَدُّوا إِلَیَّ عِبَادَ اللَّهِ. حضرت موسی(ع) در این جا به فرعون نمی گوید که این بندگان خدا را به من بده یا بسپار! بلکه می گوید این امانت الهی را به صاحبش برگردان و تادیه کن؛ زیرا تأدیه برای اَدای امانت است. پس از نظر خداوند، مردم و ملّت امانتِ خدایند و فرعون به عنوان غاصب باید این امانت را به امینِ خدا بسپارد.

پس یکی از مهم ترین ماموریت های پیامبران غیر از دعوت به یک امری فطری یعنی توحید و عبادت و معاد، حفظ حقوق مردم و بلکه حفظ خود مردم است تا به دست غیر نیافتد و آنان مسئولیت مردم را به دست نگیرند؛‌چرا که ولایت غیر خدا یا منصوبانش، ولایت باطل و طاغوت است و حق ندارند بر مردم حکومت کنند و دستوری بدهند. به سخن دیگر، ولایت دیگران ولایت طاغوت و ظالمانه و باطل است.

خداوند در آیه ۲۵ سوره حدید به روشنی در چرایی و بیان فلسفه رسالت پیامبران و انزال کتب وحیانی بر این مطلب تاکید می کند که هدف نهایی آگاه سازی و دعوت مردم به قیام قسطی است تا خودشان مسئولیت جان و مال خویش را به عهده گیرند. در حقیقت از نظر خداوند و قرآن، وقتی مردم به رهبری انبیای الهی مستقل شدند، خودشان کشورشان را اداره می‌کنند.

از این روست که در جریان فلسفه رسالت موسی(ع) می فرماید که ماموریت ایشان این است که امت را از دست فرعون آزاد کند و این که هدف و فلسفه اصلی ماموریت ایشان کشورگشایی نبوده و ایشان درخواست ندارد تا فرعون سرزمین مصر را به او واگذار کند، بلکه حضرت موسی(ع) می فرماید مردم امانت خداوند هستند و این امانت باید به دست امین الله سپرده شود و ایشان به عنوان امین الله این مردم را مدیریت و اداره کند. از این روست که نخستین درخواست ایشان به عنوان فرستادگان الهی به نزد فرعون این است: إِنَّا رَسُولاَ رَبِّکَ فَأَرْسِل مَعَنَا بَنی إِسْرائِیلَ؛ ما (موسی و هارون) فرستادگان پروردگارت هستیم، پس بنی اسرائیل را با ما بفرست.( طه، آیه ۴۷؛و نیز اعراف، آیه ۱۰۵)

عدالت جهانی ، فلسفه حکومت حضرت مهدی(عج)

بر اساس آموزه های قرآنی فلسفه رسالت و هدف آن را می بایست در اموری چون عبودیت(ذاریات، آیه ۵۶)، تعلیم و تزکیه(جمعه، آیه ۲)، متاله و ربانی شدن(آل عمران، آیه ۷۹) و خلافت الهی(بقره، آیه ۳۰) از طریق ایمان به خدا، نبوت، ‌رسالت، معاد، اعمال صالح ، و مانند آن در چارچوب حق و عدالت است.(حدید، آیه ۲۵ و آیات دیگر)

پس می توان گفت که فلسفه تاریخ که حکومت جهانی اسلام را به عنوان یک سنت الهی در آیه ۳۳سوره توبه ، ۲۸ سوره فتح و ۹ سوره صف مطرح می کند و آن را در قالب حکومت صالحان (انبیاء، آیه ۱۰۵)وعده الهی می داند ، حکومت جهانی عدالت محوری است که در این حکومت مستضفعان رهایی یافته و همگان از عدالت برخوردار می شوند و مکنت و جایگاه و منزلت طبیعی خود را می یابند و ظلم از ایشان برداشته می شود(قصص، آیه ۵)؛ زیرا آن فلسفه رسالت و انزال کتب می بایست در نهایت ظهور و بروز کند و مردم با حقوق خود آشنا شده و در خواست کنند که عدالت اجرا شود و برای این منظور قیام کنند و قسط و سهمیه خود را از هر چیزی بخواهند و مطالبه داشته باشند.

حکومت بر مردم که امانت های الهی هستند، نمی تواند جز برای کسانی باشد که از اولیای الهی هستند. آنان مردمانی هستند که خداوند ایشان را انتخاب کرده و ساخته و مصنوع خداوندی هستند و خداوند ایشان را به اخلاص شدگان(مخلصین ) و گاه صنعت الهی معرفی می کند.(طه، آیه ۴۱)

کامل ترین صنعت الهی پیامبر(ص) و اهل بیت عصمت و طهارت (ع) هستند. از این روست که امیرمومنان در نهج البلاغه می فرماید: «فَإِنَّا صَنَائِعُ رَبِّنَا وَ النَّاسُ بَعْدُ صنائع لنا؛ به راستی که ما سازه ها و صنایع پروردگارمان و مردم پس از آن سازه هایی برای ما هستند.»( نهج‌‌البلاغه، نامهٴ ۲۸)

البته در عبارتی دیگر امام زمان (عج) این نکته را نیز می افزاید که پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) که نور واحد هستند،‌ صنعت مستقیم خداوند هستند و مردمان دیگر به واسطه اهل بیت(ع) ساخته شده اند: «نحن صَنَائِعُ رَبِّنَا وَ الخلق بَعْدُ صنائعنا؛ ما صنایع پروردگارمان و خلق پس از ما صنایع ما هستند.»( الغیبه (شیخ طوسی)، ص ۲۸۵)

پس همه مخلوقات هستی غیر از اهل بیت(ع) مخلوقات مستقیم خداوندی نیست، بلکه مخلوقاتی هستند که به واسطه اهل بیت(ع) و برای آنان ساخته شده اند. از همین روست که این ها به عنوان امانت در اختیار اولیای دیگر الهی بودند و آنان می بایست در نهایت این امانت را به اهل بیت(ع)‌ بازگردانند و اما دیگرانی که خود امور مردم را در اختیار می گیرند طاغوت و خائن هستند.

این که خداوند می گوید «وَاصْطَنَعْتُکَ لِنَفْسِی» به معنای حصر است و معنای آن این است که تو را فقط برای پرورش توحید ساختم نه برای خودت ساختم که به کار خودت بپردازی نه برای دیگران ساختم که به جامعه بپردازی اگر جامعه را هدایت می‌کنی و بنی‌اسرائیل را از آل‌فرعون نجات می‌دهی لله است و اگر به کارهای شخصی خودت هم می‌پردازی لله است.(تفسیر آیت الله جوادی آملی، ذیل آیه )

در این میان اهل بیت(ع) در جایگاه والاتر و برتری از حضرت موسی(ع) هستند و ایشان به همین سبب خاص الخاص بوده و همه هستی برای ایشان است.

چنین کسانی از سوی خداوند به عنوان امین الله انتخاب شده اند تا مردم را به سر مقصد مطلوب آفرینش برسانند و این تنها در چارچوب عدالت شدنی است. از این رو،‌حکومت جهانی امام زمان(عج) برای این نیست که مردم دین اسلام را به زور بپذیرند،‌ بلکه با هر دینی که دارند چه مسیحی چه یهودی، به حق و عدالت قیام کرده و ظلم ستیز شوند. در چنین جامعه ای به طور طبیعی حق خود را نشان می دهد و کفر از جامعه بر می خیزد.

البته خداوند می تواند همان طور که به جبر تاریخی حکومت نهایی را به حکومت عادلانه تمام کند که با قیام توده های مردم برای قسط همراه است، هم چنین بدون هیچ کمک مردمی به این مهم دست یابد، اما از آن جایی که حضور و قیام توده های مردم یک اصل در رشد و تعالی بشریت است، این امر را به خود مردم واگذار کرده است. این خداوند در جایی از مردم نصرت می طلبند(محمد، آیه ۷)، یا استقراض می خواهد(بقره، آیه ۲۴۵) برای این نیست که قدرت یا لشکر ندارد که همه هستی لشکریان اویند (فتح، آیه ۷)و نه این که خزائن خداوندی به پایان رسیده بلکه همه هستی مخازن الهی است(منافقون، آیه ۷)، بلکه هدف هماره رساندن انسان به کمال است؛ چرا که انسان موحد و مومن مظاهر اسمای الهی است. پس اهل رحمت و نصرت و بخشش و عطا و کمک به دیگران است و برای خداوند کارش را انجام می دهد.

به هر حال، نظام احسن هستی این گونه سامان یافته که مردمان در نهایت از ظلم خسته شوند و برای عدالت در چارچوب کتاب الله و مدیریت انسانهای صالح چون امام مهدی(عج) برای قسط قیام کنند و جهان را به عدالت سامان دهند.