عدالت، برترین مصلحت اجتماعی

samamosیکی از صفات حسنی و نیک الهی، عدل است که در مکتب اهل بیت(ع) به عنوان اصول دین در کنار توحید،‌ نبوت، امامت و معاد مطرح شده است. بر اساس آموزه های الهی، هستی بر نظام عادلانه ای سامان یافته است و هر کسی در جایگاه شایسته و بایسته خود قرار گرفته است. اما انسان ها اگر بخواهند خدایی شوند و متاله و ربانی گردند،‌ لازم است که به این صفت الهی توجه ویژه ای مبذول دارند، چرا که هدف آموزه های وحیانی اسلام از آدم(ع) تا خاتم(ص) تبیین این معنا و ایجاد حرکت اجتماعی توده وار برای تحقق و قیام عدالت قسطی بوده است؛ زیرا بدون عدالت قسطی امکان خدایی شدن و ربانی گشتن برای فرد و جامعه انسانی فراهم نمی آید.

بر این پایه، نویسنده بر آن شد تا نقش برتر و جایگاه بسیار والای عدالت به ویژه قسطی و اجتماعی آن را بر اساس آموزه های وحیانی تبیین نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.
عدالت اجتماعی، فلسفه بعثت پیامبران
عدالت و در فارسی داد در برابر بیداد، نقیض جور و ستم است.(ترتیب العین، ج ۲، ص ۱۱۵۴، «عدل»)، در ماده موضوع له آن، عدالت به معنای حدّ وسط بین افراط و تفریط است به گونه اى که در آن هیچ زیاده و نقصان نباشد.(التحقیق، حسن المصطفوی، ج ۸ ، ص ۵۵، «عدل») البته گاه اقتضای عدالت همان برابری و تساوی است(مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص ۵۵۱، «عدل»)؛ هر چند که همواره این گونه نیست که عدالت تنها در شکل تساوی تحقق یابد.
بر اساس آموزه های قرآنی، نظام احسن هستی بر عدالت سامان یافته است و از همین طریق نیز می توان توحید و یگانگی خداوند را نیز اثبات کرد.(آل عمران، آیه ۱۸؛ المیزان، ج ۳، ص ۱۱۴)
از آن جایی که نظام آفرینش بر این قرار گرفته که انسان و جنیان دارای اراده و اختیار و حق انتخاب و آزادی باشند، می تواند راه های مختلف و گوناگونی را در زندگی در پیش گیرند و حتی به دو راه متناقض بروند که کاملا در برابر هم قرار می گیرد. این امکان برای انسان موجب می شود تا به اراده و اختیار خویش راه عدالت یا ظلم را انتخاب و بپیماید.
البته فطرت و عقل انسانی به او کمک می کند تا عدالت را بشناسد و به آن عنوان امری حسن و نیک آن را زیبا و اجرای آن را مطلوب بداند و عقل نظری و عقل عملی در مقام نظر و عمل، به ارزش گذاری نسبت به عدالت اقدام کرده و آن را نیک و حسن می داند و بر اجرا و انجام آن تشویق و ترغیب کرده و ظلم را ناپسند و زشت و بد دانسته و مردمان را از آن باز می دارد.
با این همه به سبب گرایش نفس به مادیات و احاطه مادیات در زندگی دنیوی و هم چنین وسوسه های دشمن بیرونی به نام شیاطین، انسان از انتخاب مسیر طبیعی نظام هستی و اجرای عدالت در زندگی باز می ماند و مسیری کج دار و مریض بینابینی یا حتی ظلم را انتخاب و می پیماید.
از این روست که پیامبران به عنوان عقل بیرونی به مدد عقل درونی انسان آمده است تا او را به حقایق و آثار اجرای عدالت و جزئیات آن آگاه ساخته و ایشان را به اجرای عدالت در همه حال و همه شکل و همه جا دعوت کنند. از این روست که فلسفه بعثت پیامبران و هدف اصلی آنان، روشنگری نسبت به قوانین عادلانه(کتاب) و قیام توده ها(الناس) در سایه قدرت شمشیر(حدید) با مدیریت پیامبران به عنوان مصلحان و رهبران عدالت فراگیر و همه جانبه دانسته شده است.(حدید، آیه ۲۵)
امام صادق علیه‏ السلام در بیان فلسفه بعثت و هدف رسالت آنان نیز می فرماید : لَم یَبعَثِ اللّه‏ُ نَبیّا قَطُّ اِلاّ بِالبِرِّ وَالعَدلِ؛ خداوند هیچ پیامبرى را جز به نیکى و عدالت بر نیانگیخت. (بحارالأنوار، ج ۲۴، ص ۲۹۲)
امام سجاد علیه‏السلام هدف همه شرایع دینی را اجرای عدالت دانسته می فرماید:قُلتُ لِعَلىِّ بنِ الحُسَینِ علیه‏السلام اَخبِرنىِ بِجَمیعِ شَرایِـعِ الّدینِ، قالَ علیه‏السلام : قَولُ الحَقِّ وَ الحُکمُ بِالعَدلِ وَ الوَفاءُ بِالعَهدِ؛ به امام سجّاد علیه‏السلام عرض کردم: مرا از تمام دستورهاى دین آگاه کنید، امام علیه‏السلام فرمودند: حقگویى،
قضاوت عادلانه و وفاى به عهد. (خصال، ص ۱۱۳، ح ۹۰)
البته از آن جایی که مشکل انسان با عدالت در حوزه عدالت اجتماعی است که از آن به قسط تعبیر می شود، در این آیه و نیز آیات دیگر قرآن، فلسفه و هدف بعثت و آموزه های وحیانی اسلام، عدالت قسطی و اجتماعی به دست توده های مردم معرفی شده است.
این بدان معناست که وظیفه اصلی پیامبران، روشنگری و بیان احکام عادلانه و تبیین حقوق به شکل قوانین نوشته شده غیر قابل تغییر و تصرف (کتاب) است تا توده های مردم به دور از هر رنگ و نژاد و دین و مذهب و جنسیت، نسبت به حقوق عادلانه خود آگاه شد و خواهان تحقق و اجرای آن در جامعه شوند.
رسول اکرم صلى‏ الله ‏علیه ‏و ‏آله عدالت در یک ساعت را برابر با هفتاد سال عبادت بر می شمارد و بر آن است که مردم را به عدالت اجتماعی دعوت و تشویق کند، چرا که هدف از عبادت ساختن انسان هایی متقی و مومنی است که بتوانند عدالت را به اجرا در آورند؛ به سخن دیگر، آن حضرت در عبارتی دیگر به بیان فلسفه بعثت و دین می پردازد و هدف از دینداری مردمان را اجرای عدالت بر می شمارد و می فرماید :  عَدلُ ساعَهٍ خَیرٌ مِن عِبادَهِ سَبعینَ سَنَهً قِیامِ لَیلِها وَصِیامِ نَهارِها؛ ساعتى عدالت بهتر از هفتاد سال عبادت است که شب‏هایش به نماز و روزهایش به روزه بگذرد.(مشکاه‏الانوار، ص ۵۴۴)
امیرمومنان امام على علیه‏ السلام نیز عدالت را ترازوی الهی می داند که بدان حق و باطل سنجیده و رفتارها و کردار خلق شناخته و ارزشگذاری می شود: اِنَّ العَدلَ میزانُ اللّه‏ِ سُبحانَهُ الَّذى وَضَعَهُ فِى الخَلقِ وَنَصَبَهُ لاِقامَهِ الحَقِّ فَلا تُخالِفهُ فى میزانِهِ وَلا تُعارِضهُ فى سُلطانِهِ؛ به راستى که عدالت ترازوى (معیار) خداى سبحان است که در میان خلق نهاده است و براى برپاداشتن حق نصب فرموده، پس در ترازوى خداوند با او مخالفت نکن و با حکومتش مقابله ننما. (غررالحکم، ج۲، ص ۵۰۸، ح ۳۴۶۴)
اما از آن جایی که رسیدن به این هدف نهایی و قیام توده های علیه ظلم و ستم و اجرای عدالت فراگیر و همه جانبه، بسیار سخت و دشوار است و انسان ها عدالت فراگیری و تحقق آن را آرمانی دست نیافتنی بر می شمارند و به سبب تقدم احساسات خویشاوندی یا منافع شخصی حتی اگر خواهان عدالت در حق دیگران
باشند، علیه خود و خویشان نیستند، می بایست نظامی عادلانه هر چند کوچک ایجاد شود و انسان های مومن و متقی و تزکیه و تهذیب شده ، زمام امور جامعه را در دست گیرند تا دیگران امکان وقوعی آن را بپذیرند و بدان گرایش یابند.
به سخن دیگر، توده های مردم،‌ عدالت را دوست می دارند و بدان گرایش دارند، اما نسبت به امکان وقوعی آن تردیدهای جدی روا می دارند؛ چرا که می ببیند که کسانی که می بایست عدالت را اجرا کنند در مقام عمل و قدرت، از آن سرباز می زنند و اجرای آن را نسبت به منافع خود نمی پسندد و به سبب احساسات از اجرای آن نسبت به خویشان باز می مانند. از نظر توده های مردم اجرای عدالت فراگیر و جامع در جامعه، از نظر عادی مستحیل و غیر ممکن است.
از این روست که خداوند جامعه آرمانی را با مجموعه ای انسان های مومن و متقی به عنوان امت اسلام در مدینه النبی(ص) ایجاد می کند تا گواه و شاهدی برای جوامع بشر در امکان بلکه وقوع عدالت فراگیر و جامع باشد.(بقره، آیه ۱۴۳) خداوند در آیاتی چند به پیامبر(ص) و مومنان فرمان و آموزش می دهد که چرا و چگونه می توانند عدالت اجتماعی را علیه خود یا خویشان نیز تحقق بخشند. در چگونگی آن به مومنان فرمان می دهد که با تقوای الهی و ذکر دایم خداوند و خشم او نسبت به ظالمان در دنیا و آخرت، منفعت طلبی شخصی و احساسات را کنار نهند و به اجرای عدالت علیه خویش و خویشان بپردازند.(نساء، آیات ۱۳۵ و ۵۸؛ مائده، آیات ۲  و ۸؛ حجرات، آیه ۹)
خداوند در عمل اجتماعی از حوزه اقتصادی گرفته تا خانوادگی و حریم خصوصی آموزه هایی را بیان می کند که چگونگی عدالت علیه خویش و خویشان و دیگران به سادگی می تواند اجرایی شود. این که تنها به یک زن بسنده کنند و تعدد زوجات را در پیش نگیرند(نساء، آیه ۳)، از کم فروشی و گران فروشی اجتناب ورزند(انعام، آیه ۱۵۲؛ شعراء، آیه ۱۸۲) و یا این که از اسراف و تبذیر در مصرف خودداری کنند و راه افراط و تفریط را در پیش نگیرند، یا معاملات صحیح داشته باشند و از معاملات ربوی و مانند آن خودداری کنند، و بلکه همه احکام و آموزه های اسلامی در مقام تبیین رفتار عادلانه، قوام، وسط، میانه، اقتصاد و مانند آن است تا انسان در بهترین وضعیت و استوای کامل بتواند مسیر رشدی را در زندگی فردی و اجتماعی بپیماید.
عدالت اجتماعی و قسطی برترین مصلحت انسان
بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، عدالت اجتماعی و قسطی برترین مصلحت انسان است و حتی کسانی که منفعت شخصی را می جویند می بایست به عدالت به عنوان تنها راه رسیدن به آن توجه کنند و آن را بر هر چیزی مقدم دارند؛ چرا که ظلم و بیداد نمی تواند در بلند مدت منافع مادی و حتی دنیوی او را بر آورده سازد؛ پس عدالت حتی علیه خود و خویشان همان مصلحت برتری است که می بایست هر کسی به آن توجه کند و در دام منفعت زودگذر و ناپایدار نیافتد.
خردمندان جهان به این نکته رسیده اند و می کوشند تا به عنوان مصلحت برتر، عدالت را حتی علیه خویش و خویشان به جریان اندازند؛ چرا که سود و منفعت پایدار خود را در اجرای آن می ببیند.
امام على علیه‏ السلام نیز در این باره می فرماید: اِنَّ فِى العَدلِ سَعَهً وَ مَن ضاقَ عَلَیهِ العَدلُ فَالجَورُ عَلَیهِ اَضیَقُ؛ به‏راستى که در عدالت گشایش است و هر کس عدالت بر او تنگ آید، بى‏عدالتى بر وى تنگ‏تر خواهد بود. (نهج البلاغه، خطبه ۱۵)
با نگاهی به آثاری که خداوند در قرآن برای اجرای عدالت قسطی بیان کرده معلوم می شود که چرا مصلحت انسان در اجرای کامل عدالت حتی علیه خویش و خویشان است. به عنوان نمونه خداوند در آیه ۳۵ سوره اسراء می فرماید که رعایت عدالت در امور اقتصادى، درپى دارنده فرجام نیک براى افراد و جوامع بشری است. در حقیقت اگر جوامع بشری سعادت دنیوی خود را بخواهند می بایست آن را از طریق عدالت پی گیری کنند و به دست آورند.
از نظر آموزه های قرآنی، عدالت نزدیک ترین نماد و نشانه تقوای الهی در بشر است(مائده، آیه ۸)؛ چرا که از نخستین احکام عقل عملی، حسن عدل و قبح ظلم است. به این معنا که عقل عملی انسان در هنگام ارزیابی و ارزشگذاری نخستین ارزشی را که برای امری قایل است، خوبی عدالت و بدی ظلم و ستم است.
بنابراین کسی که می خواهد گام نخست تقوا را بردارد می بایست به نخستین حکم از احکام عقل عملی یعنی عدالت پای بند باشد تا در گام دیگر به اموری چون حسن صداقت و راستگویی و حسن وفای به عهد و پیمان و مانند آن برسد.
امام صادق علیه السلام هنگامی که به نیازهای اجتماعی بشر توجه می دهد، عدالت را در ردیف سه امر ارزشمندی قرار می دهد که می بایست به عنوان نیازهای مردم بدان توجه شد که به یک معنا سعادت و خوشبختی انسان را رقم می زند؛ چرا که آرامش و آسایش در سایه عدالت همان خوشبختی است که انسان ها در اندیشه آن جامعه را ساخته اند و انگیزه زندگی و حرکتی آنان است،
امام صادق(ع) می فرماید: ثَلاثَهُ اَشیاءَ یَحتاجُ النّاسُ طُرّا اِلَیها: اَلمنُ وَالعَدلُ وَالخِصبُ ؛ سه چیز است که همه مردم به آنها نیاز دارند: امنیّت، عدالت و آسایش. (تحف العقول، ص ۳۲۰)
عدالت سیاسی و در حوزه قدرت
اجرای عدالت علیه خود و خویشان به دلایلی تقدم منعفت و یا احساسات و عواطف بر عقلانیت و عقل عملی سخت و دشوار است؛ این معنا نسبت به کسانی که در قدرت هستند سخت تر و دشوار است؛ چرا که قدرت و تسلط انسان بر دیگران خود مانع جدی در سر راه اجرای عدالت است و وقتی این مساله با منفعت شخصی
و احساسات نسبت به خویشان تقویت شود؛ اقامه عدالت بسیار سخت تر خواهد شد.
از این روست  پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله به زمامداران و اولیای امور مسلمانان هشدار می دهد که در قدرت مواظب باشند تا بیرون از عدالت حرکت نکنند؛ اگر چنین اتفاقی بیافتد و زمامدار تقوا پیشه گیرد، ضمن آن که از آثار اجتماعی و دنیوی و مادی آن سود خواهد برد، این عمل موجب افزایش زمامدار عادل می شود: مَن وَلىَ مِن اُمورِ المُسلِمینَ شَیئا فَحَسُنَت سیرَتُهُ رُزِقَ الهَیبَهَ فى قُلوبِهِم… وَ اِذا عَدَلَ فیهِم مُدَّ فى عُمُرِهِ ؛ هر کس اداره بخشى از امور مسلمانان را بر عهده بگیرد و رفتارش خوب باشد، در دل‏هاى آنان هیبت مى‏یابد… و اگر در میان آنان به عدالت رفتار کند، عمرش افزون مى‏گردد.( ذیل تاریخ بغداد ، ج ۲، ص ۱۳۶، ح ۴۱۹)
از نظر پیامبر(ص) اگر عدالت از همه پسندیده است ولی حاکمان می بایست در این مساله بیش تر توجه داشته باشند،‌ چرا که مردم به عدالت حاکمان نیازمندتر هستند و اصولا جامعه به امراء و حاکمان خود می نگرد و از آنان الگو می گیرد. هم چنین حاکمان در قدرت و مست آن ممکن است شوند و اگر بتوانند عدالت را اجرا کنند،‌ جامعه به سامان می رسد. پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله از این روست که می فرماید: اَلعَدلُ حَسَنٌ وَلکِن فِى الامَراءِ اَحسَنُ؛عدالت نیکو است؛ اما از دولتمردان نیکوتراست. (نهج الفصاحه، ح ۲۰۰۶)
پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله به فرمانروایان و حاکمان هشدار می دهد که عدالت را رعایت کنند؛ چرا که بی عدالتی چنان خشم الهی را به دنبال خواهد داشت که او نخستین کسانی باشد که به دوزخ در می آید : أَوَّلُ مَن یَدخُلُ النّارَ أَمیرٌ مُتَسَلِّطٌ لَم یَعدِل، وَذو ثَروَهٍ مِنَ المالِ لَم یُعطِ المالَ حَقَّهُ وَفَقیرٌ فَخورٌ؛ اولین کسى که به جهنم مى‏رود فرمانرواى قدرتمندى است که به عدالت رفتار نمى‏کند و ثروتمندى که حقوق مالى خود را نمى‏پردازد و نیازمند متکبر.( عیون الاخبارالرضا، ج۱، ص۳۱، ح۲۰)
امیرمومنان امام على علیه‏ السلام به حاکمان هشدار می دهد که مراقب رفتار خود نسبت به مردم باشند و عدالت را مراعات کنند؛‌ چرا که: قُلوبُ الرَّعِیَّهِ خَزائِنُ راعیها فَما اَودَعَها مِن عَدلٍ اَو جَورٍ وَجَدَهُ؛ دلهاى مردم صندوقچه‏هاى حاکم است، پس آنچه از عدالت و یا ظلم در آنها بگذارد، همان را خواهد دید. (غررالحکم، ج۴، ص ۵۲۱، ح ۶۸۲۵)
امیرمومنان علیه‏ السلام هم چنین می فرماید: اِستَعمِلِ العَدلَ وَاحذَرِ العَسفَ وَالحَیفَ فَاِنَّ العَسفَ یَعودُ بِالجَلاءِ وَالحَیفَ یَدعوا اِلَى السَّیفِ؛ عدالت را اجرا کن و از زورگویى و ستمگرىبپرهیز زیرا زورگویى مردم را به ترک از وطن وامى‏دارد، و ستم آنان را به قیام مسلّحانه مى‏کشاند. (نهج البلاغه، حکمت ۴۷۶)
امام على علیه‏ السلام هم چنین حفاظت و پایداری حکومت را بر پایه عدالت دانسته می فرماید : مَن عَمِلَ بِالعَدلِ حَصَّنَ اللّه‏ُ مُلکَهُ؛ هر کس به عدالت رفتار کند، خداوند حکومتش را حفظ خواهد کرد. (غررالحکم، ج۵، ص ۳۵۵، ح ۸۷۲۲)
امام على علیه‏ السلام هم چنین در بیان چگونگی رسیدن به عدالت از سوی رهبران جامعه به این نکته توجه می دهد که زندگی رهبران می بایست با زندگی پایین افراد جامعه یک تناسبی داشته باشد و رهبران غرق در رفاه نشوند که رفتار ملا و اشراف طاغوتی و دولت های باطل است. امام (ع) می فرماید : اِنَّ اللّه‏َ عَزَّوَجَلَّ فَرَضَ عَلى اَئِمَّهِ العَدلِ اَن یُقَدِّروا اَنفُسَهُم بِضَعَفَهِ النّاسِ کَیلا یَتَبَیَّغَ بِالفَقیرِ فَقرُهُ؛ خداوند عزوجل بر پیشوایان عادل واجب کرده که سطح زندگى خود را با مردم ناتوان برابر کنند تا فقیر را، فقرش برآشفته نکند. (نهج البلاغه، خطبه ۲۰۹)
آن حضرت هم چنین در بیان اجرای عدالت نخستین گام را رد مظالم دانسته و می فرماید : لا عَدلَ اَفضَلُ مِن رَدِّ المَظالِمِ؛ هیچ عدالتى بهتر از بازگرداندن حقوق پایمال شده نیست. (غررالحکم، ج۶، ص ۴۱۵، ح ۱۰۸۴۱)
امام على علیه‏ السلام در ارزش گذاری حکومت خوب و بد به مساله احیای عدالت از سوی حاکمان و دولت ها اشاره می کند و آن را مبنای خوب و بدی قرار می دهد و می فرماید: خَیرُ المُلوکِ مَن اَماتَ الجَورَ وَ اَحیَى
العَدلَ؛ بهترین فرمانروا کسى است که ظلم را از بین ببرد و عدل را زنده کند. (غررالحکم، ج۳، ص ۴۳۱، ح ۵۰۰۵ )
اجرای عدالت در حق خویش و خویشان و دشمنان
اجرای عدالت در حق دشمنان و رواداشتن انصاف که شاخه ای از عدالت است، سخت تر و دشوارتر است. از این روست که در امام على علیه السلام در بیان چگونگی اجرای عدالت به عدالت نسبت به دشمنان توجه بیش تری می دهد و می فرماید:وَابذُل … لِلعامَّهِ بِشرَکَ وَمَحَبَّتَکَ وَلِعَدُوِّکَ عَدلَکَ وَإِنصافَکَ ؛ گشاده‏رویى و دوستى‏ات را براى عموم مردم و عدالت و انصافت را براى دشمنت بکار گیر.( خصال، ص۱۴۷، ح۱۷۸)
رسول اکرم صلى‏ الله ‏علیه ‏و ‏آله در بیان یک قاعده طلایی مفهوم دقیق از عدالت می دهد که می تواند در شناخت و چگونگی اجرای عدالت در زندگی ما مفید و سازنده باشد. آن حضرت(ص) در این قاعده طلایی به عدالت در حق خود توجه داده و فرموده است : اَعدَلُ النّاسِ مَن رَضِىَ لِلنّاسِ مایَرضى لِنَفسِهِ وَکَرِهَ لَهُم ما یَکرَهُ لِنَفسِهِ؛ عادل‏ترین مردم کسى است که براى مردم همان را بپسندد که براى خود مى‏پسندد و براى آنان نپسندد آنچه را براى خود نمى‏پسندد. (نهج الفصاحه، ح ۳۴۰)
رسول اکرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله هم چنین در این باره فرموده است: مَن صاحَبَ الناسَ بالَّذى یُحِبُّ اَن یُصاحِبُوهُ کانَ عَدلاً؛ هر که با مردم چنان رفتار کند که دوست دارد آنها با او آنگونه رفتار کنند، عادل است.( کنزالفوائد،ج۱ص۱۶۲)
آن حضرت علیه السلام هم چنین در سخنی دیگر می فرماید : أَعدَلُ النّاسِ مَن أَنصَفَ مَن ظَلَمَهُ؛ عادل‏ترین مردم کسى است که با کسى که به او ظلم کرده با انصاف رفتار کند.( غررالحکم، ج۲، ص۴۳۵، ح۳۱۸۶ )
امام على علیه السلام هم چنین می فرماید: أَنصِفِ النّاسَ مِن نَفسِکَ وَأَهلِکَ وَخاصَّتِکَ وَمَن لَکَ فیهِ هَوىً وَاعدِل فِى العَدُوِّ وَالصَّدیقِ؛ خودت و خانواده‏ات و نزدیکانت و کسانى که به آنان علاقه دارى، با مردم منصفانه رفتار کنید و با دوست و دشمن به عدالت رفتار کن.(غررالحکم، ج۲، ص۲۱۰، ح۲۴۰۳) امام صادق علیه السلام کسی که دیگران را به عدالت می خواند ولی خود از آن غافل است انسانی بدبخت در روز قیامت معرفی می کند و می فرماید: اِنَّ مِن اَعظَمِ النّاسِ حَسرَهً یَومَ القِیامَهِ، مَن وَصفَ عَدلاً ثُمَّ خالَفَهُ اِلَى غَیرِه؛ پشیمان ترین شخص در روز قیامت، کسى است که براى مردم از عدالت سخن بگوید، اما خودش به دیگران عدالت روا ندارد.(وسائل الشیعه،ج۱۵، ص ۲۹۵)
جایگاه ارزشی عدالت نسبت به ارزشهای دیگر
عدالت اجتماعی و قسطی در جایگاه برتر است؛ چنان که گفته شد نخستین حکم عقل عملی حکم به خوبی عدالت و زشتی و بدی ظلم است. بنابراین، همان گونه که عقل نخستین جایگاه ارزشی را نسبت به امور ارزشمند دیگر، به عدالت می دهد، آموزه های وحیانی نیز این معنا را تایید و امضا می کند. از این روست
که در هنگام مقایسه در آیات و روایات به مساله ارزشمندی و برتری ارزشی عدالت توجه داده می شود و مردمان بدان ترغیب و تشویق می شوند.
امیرمومنان امام على علیه السلام با اشاره به جایگاه ارزشی عدالت نسبت به امور دیگر ارزشی، جملات بسیاری دارد. گاه ایشان عدالت را با احسان می سنجد و گاه دیگر با اموری چون شجاعت مقایسه می کند تا ارزشمندی عدالت را نسبت به آن ها بیان کند. آن حضرت می فرماید : اَلعَدلُ أَفضَلُ مِنَ الشَّجاعَهِ لأَنَّ النّاسَ لَوِاستَعمَلُوا العَدلَ عُموما فى جَمیعِهِم لاَستَغنَوا عَنِ الشَّجاعَهِ؛ عدالت بهتر از شجاعت است زیرا اگر مردم
همگى عدالت را درباره همه بکار گیرند از شجاعت بى نیاز مى شوند. (شرح نهج البلاغه، ج۲۰، ص۳۳۳، ح۸۱۶)
امام صادق علیه السلام نیز به مقایسه و ارزیابی عدالت نسبت به امور دیگر می پردازد و می فرماید : اَلعَدلُ اَحلى مِنَ الشَّهدِ وَاَلیَنُ مِنَ الزُّبدِ وَاَطیَبُ ریحا مِنَ المِسکِ؛ عدالت از عسل شیرین‏تر، از کره نرم‏تر و از مُشک خوشبوتر است. (کافى، ج ۲، ص ۱۴۷، ح ۱۵)
آثار و برکات عدالت اجرای عدالت اجتماعی
با نگاهی به آن چه گذشت می توان آثار و برکات آن را به دست آورد. اما برای  این که درک درست تر و کامل تری از ارزش و اهمیت عدالت اجتماعی داشته باشیم، بخشی از سخنان معصومان (ع) را درباره عدالت اجتماعی و آثار و کارکردهای آن در زندگی دنیوی و اخروی و نیز مادی و معنوی بیان کنیم.
امام على علیه‏ السلام را عدالت عامل پیرزوی و نجات دانسته و می فرماید: اِجعَلِ الدِّینَ کَهفَکَ وَالعَدلَ سَیفَکَ تَنجُ مِن کُلِّ سوءٍ وَتَظفَر عَلى کُلِّ عَدُوٍّ؛ دین را پناهگاه و عدالت را اسلحه خود قرار ده تا از هر بدى نجات پیدا کنى و بر هر دشمنى پیروز گردى.(غررالحکم، ج۲، ص ۲۲۱، ح ۲۴۳۳)
از نظر قرآن، عمل به تقوا عامل اصلی بهره مندی انسان از مواهب طبیعی زمین و دنیاست؛ چرا که با تقوا برکات زمین و آسمان فرو می آید و انسان ها رنگ آسایش و آرامش نسبی و به نسبت پایدار را در زندگی دنیا نیز می توانند ببیند و از آن تمتع و بهره برند.(اعراف، آیه ۹۶)
پس اگر کسی به نماد اصلی تقوای الهی در زندگی یعنی عدالت پای بند باشد، بهره مند از تمتعات مادی دنیوی خواهد شد. امام صادق علیه‏السلام دراین باره می فرماید: اِنَّ النّاسَ یَستَغنونَ اِذا عُدِلَ بَینَهُم وَ تُنزِلُ السَّماءُ رِزقَها وَ تُخرِجُ الرضُ بَرَکَتَها بِاِذنِ اللّه‏ تَعالى ؛ اگر در میان مردم عدالت برقرار شود، همه بى‏نیاز مى‏شوند و به اذن خداوند متعال آسمان روزى خود را فرو مى‏فرستد و زمین برکت خویش را بیرون مى‏ریزد. (کافى، ج ۳، ص ۵۶۸، ح ۶)
رسول اکرم صلى‏ الله ‏علیه ‏و ‏آله نیز می فرماید: اِذا حَکَموا بِغَیرِ عَدلٍ اِرتَفَعَتِ البَرَکاتُ؛ هنگامى که به غیر عدالت حکم کنند، برکت‏ها از بین مى‏روند. (معدن الجواهر، ص ۷۳)
از نظر آموزه های اسلامی، پرهیز از ظلم اجتماعی یکی از عوامل دست یابی به مقام اخوت دینی است و بهره مندی از عدالت و آثار آن است. پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله می فرماید: مَن عامَلَ النّاسَ فَلَم یَظلِمهُم وَحَدَّثَهُم فَلَم یَکذِبهُم وَ وَعَدَهُم فَلَم یَخلِفهُم فَهُوَ مِمَّن کَمُلَت مُرُوءتُهُ وَ ظَهَرَت عَدالَـتُهُ وَ وَجَبَت اُخُوَّتُهُ وَحَرُمَت غیبَتُهُ؛ هر کس در معاشرت با مردم به آنان ظلم نکند، دروغ نگوید و خلف وعده ننماید، جوانمردیش کامل، عدالتش آشکار، برادرى با او واجب و غیبتش حرام است.(خصال، ص ۲۰۸، ح ۲۸)
بی عدالتی نیز دوزخ را برای شخص به همراه خواهد داشت. رسول اکرم صلى‏ الله ‏علیه ‏و ‏آله می فرماید : ما مِن اَحَدٍ یَکونُ عَلى شَى‏ءٍ مِن اُمورِ هذِهِ الامَّهِ قَلَّت اَم کَثُرَت فَلا یَعدِلُ فیهِم اِلاّ کَبَّهُ اللّه‏ُ فِى النّارِ؛ هر کس کارى از کارهاى کوچک و یا بزرگ این امت را در دست بگیرد و در میانشان عدالت را اجرا نکند خداوند او را به رو، در آتش خواهد افکند. (مستدرک على الصحیحین، ج ۴، ص ۹۰)
از آثار برقراری عدالت افزون بر امنیت و آسایش و رفاه،‌ آرامش روحی و روانی افراد جامعه است. کسی که عدالت می ورزد هم خود و هم دیگران به آرامش می رسند. فاطمه زهرا علیهاالسلام به این اثر عدالت توجه می دهد و می فرماید: فَرَضَ اللّه‏ُ… العَدلَ تَسکینا لِلقُلوبِ؛ خداوند عدالت را براى آرامش دل‏ها، واجب کرد. (علل الشرایع، ج۱، ص ۲۴۸، ح ۲)
از دیگر آثار عدالت می توان به بخشش گناهان دانست . رسول اکرم صلى‏ الله ‏علیه ‏و ‏آله می فرماید : مَن اَصبَحَ لا یَهِمُّ بِظُلمِ اَحَدٍ غَفَرَ اللّه‏ُ مَا اجتَرَمَ؛ هر کس صبح کند و قصد ظلم کردن به کسى را نداشته باشد، خداوند جُرم و گناه او را مى‏بخشد. (کافى، ج ۲، ص ۳۳۲، ح ۸ )