عجله های خوب و بد

بسم الله الرحمن الرحیم

عجله، مطالبه چیزی قبل از رسیدن وقت آن، در بیش تر موارد عملی مذموم است، به طوری که در ضرب المثل معروف می گویند: عجله کار شیطان است. البته مواردی خاص است که به عنوان یک عمل پسندیده و خوب مطرح می شود، چنان درباره «تعجیل در فرج یا تعجیل در نماز» حتی روایاتی آمده است و پیامبر مکرم و معظم اسلام(ص) برای بیان وحی نیز «عجله» می کرد. اما آن چه در رفتار کلی آدمی می بایست مد نظر قرار گیرد، نه تعجیل، بلکه سرعت و سبقت در کارها به ویژه کارهایی است که خیر به خود و دیگران است. نویسنده در این مطلب بر آن است تا عجله های خوب و بد و تفاوت آن را با سرعت و سبقت بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، تبیین کند، با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

فرق عجله با سرعت و سبقت

عجله چنان که در کتب لغوی از جمله فرهنگ های قرآنی آمده است، مطالبه چیزى قبل از رسیدن وقت آن را عجله گویند.(مفردات الفاظ قرآن کریم، ص ۵۴۸، «عجل».) در فارسی اگر سرعت به معنای شتاب است، عجله همان شتابزدگی است.

هم چنین به نظر می رسد که تاخیر همان طوری که در برابر تقدیم قرار می گیرد(اعراف، آیه ۳۴؛ نحل، آیه ۶۱؛ توبه، آیه ۴۹)، می تواند در برابر عجله قرار گیرد و به عنوان ضد یا نقیض آن مطرح شود؛ چنان که خدا می فرماید: وَاذْکُرُوا اللَّهَ فِی أَیَّامٍ مَعْدُودَاتٍ فَمَنْ تَعَجَّلَ فِی یَوْمَیْنِ فَلَا إِثْمَ عَلَیْهِ وَمَنْ تَأَخَّرَ فَلَا إِثْمَ عَلَیْهِ لِمَنِ اتَّقَى وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّکُمْ إِلَیْهِ تُحْشَرُونَ ؛ و خدا را در روزهایى معین یاد کنید؛ پس هر کس عجله شتاب کند و اعمال را در دو روز انجام دهد گناهى بر او نیست؛ و هر که تاخیر کند و اعمال را در سه روز انجام دهد گناهى بر او نیست، این اختیار براى کسى است که از محرمات پرهیز کرده باشد و از خدا پروا کنید و بدانید که شما را به سوى او گرد خواهد آورد. (بقره، آیه ۲۰۳)

در آین آیه بیان شده که به جای آن که عمل حج در زمان خودش انجام شود، این امکان برای برخی با توجه به شرایط خاص است تا در انجام اعمال و مناسک حج کمی تعجیل یا تاخیر داشته باشند. پس بر اساس همین آیه نیز اصل در عمل انجام آن در معین و مشخص است و تعجیل و تاخیر خوب نیست، مگر با توجه به شرایط خاص؛ زیرا از نظر آموزه های قرآنی برای هرچیزی زمان معین و مشخصی است که تاخیر و تقدم نمی یابد، چنان که برای مرگ انسان ها و امت ها این گونه است.(اعراف، آیه ۳۴؛ نحل، آیه ۶۱؛ یونس، آیه ۴۹)

البته واژگانی دیگر در قرآن مطرح است که به ظاهر با عجله ارتباط تنگاتنگی دارد، اما تفاوت ها وفرق هایی میان آن ها است که مترادف و هم معنایی را بر می دارد. از جمله واژگان می توان به سرعت و سبقت اشاره کرد.

واژه سبقت در لغت به معناى تقدّم و پیشى گرفتن در سیر و حرکت است؛ سپس به نحو مجاز به معناى تقدّم و پیشى گرفتن در امور دیگر نیز به کار رفته است.( مفردات الفاظ قرآن کریم، ص ۳۹۵، «سبقت»)

سبقت به معنای پیشتازی و تقدم در عملی است که زمانش رسیده است؛ نه این که زمانش نرسیده باشد. مثلا در یک مسابقه وقتی سوت حرکت زده می شود، هر کسی تلاش می کند تا از دیگری سبقت بگیرد و پیشتاز باشد. اما عجول کسی است که قبل سوت زدن شروع به حرکت کند که بر خلاف قوانین مسابقه است.

در آموزه های وحیانی قرآن، سبقت و پیشتازی در کارهای خیر به عنوان یک امر پسندیده مورد تشویق و ترغیب قرار گرفته است و از مومنان خواسته شده تا در کارهای خیر بر یک دیگر سبقت بگیرند و هم چون اسبان مسابقه برای کسب مقام اولی چنان بتازند و پیشتاز باشند که به نفس نفس بیافتند.(مطففین، آیه ۲۶)

اما سرعت به معنای شتاب، در حقیقت به معنای انجام عمل در کم ترین زمان ممکن است. به سخن دیگر، کسی که در کاری سرعت می جوید، بر آن است در زمان معین و مشخص خودش، کاری را در کم ترین زمان عملی را انجام دهد. بنابراین، سرعت بر خلاف عجله، خروج از زمان مشخص و معین نیست، بلکه آغاز عمل در زمان خودش خواهد بود؛ با این تفاوت که شخص سعی می کند با اجتناب از «بطی» بودن، در کم ترین زمان ممکن کارش را انجام دهد.

از نظر آموزه های قرآنی، انسان ها باید در کارهای خیر همین که سوت عمل زده شد، با اجتناب از سستی و بطی، شتاب در کار خیر گرفته و در کم ترین زمان با سبقت و پیشتازی از دیگران آن را انجام دهند؛ از همین روست که خدا در باره شتاب و سرعت در کارها می فرماید: وَسَارِعُوا إِلَى مَغْفِرَهٍ مِنْ رَبِّکُمْ وَجَنَّهٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِینَ ؛ و براى نیل به آمرزشى از پروردگار خود و بهشتى که پهنایش به قدر آسمانها و زمین است و براى پرهیزگاران آماده شده است بشتابید. (آل عمران، آیه ۱۳۳)

هدف از سرعت دست یابی به مقام پیشتازی و برنده شدن در مسابقه خیرات و کارهای نیک است. از همین روست که خدا می فرماید: اسْتَبِقُوا الْخَیْرَاتِ؛ در کارهای خیر پیشتاز باشید.(بقره، آیه ۱۴۸؛ مائده، آیه ۴۸) البته این سبقت می بایست در چارچوب باشد؛ چنان که می فرماید: فَاسْتَبَقُوا الصِّرَاطَ؛ در صراط سبقت و پیشتاز باشید.(یس، آیه ۶۶) این سبقت جویی آن قدر باید تکرار شود تا به عنوان ملکه رفتاری شخص در آید یا مقوم هویتی و شاکله شخصیتی او شود تا به عنوان سابقون مطرح باشد.(توبه، ۱۰۰؛ واقعه، آیه ۱۰)

از نظر قرآن، انسان موجودی عجول است و یکی از صفات انسانی در کنار جهول و ظلوم بودن(احزاب، آیه ۷۲) همین صفت عجول بودن اوست؛ چنان که خدا می فرماید: خُلِقَ الإِنْسَانُ مِنْ عَجَلٍ؛ انسان از عجله آفریده شده است.(انبیاء، آیه ۳۷)

همین عجله در ذات و صفت انسانی است که درخواست هایی را پیش از موعد و زمانش را مطرح می کند و می گوید : پس زمان وعده چه زمانی خواهد بود؟(انبیاء، آیه ۳۸) یعنی خواهان تحقق مثلا عذابی یا قیامتی پیش از زمان موعد آن هستند که خود بیانگر عجله انسان در هر چیزی است. این صفت عجله حتی موجب می شود تا انسان بی توجه به خوب و بد کاری، رفتاری داشته باشد که آسیب زا است. به عنوان نمونه خدا در قرآن می فرماید: وَیَدْعُ الْإِنْسَانُ بِالشَّرِّ دُعَاءَهُ بِالْخَیْرِ وَکَانَ الْإِنْسَانُ عَجُولًا ؛ و انسان همان گونه که خیر را فرا مى‏ خواند ،پیشامد بد را مى‏ خواند و انسان همواره با عجله و شتابزده است. (اسراء، آیه ۱۱)

عجله و شتابزدگی انسان موجب می شود تا شخص برای رسیدن به چیزی توجه نداشته باشد که آیا این نعمت برایش خیر است نه شر است؛ زیرا داشتن نعمت به معنای خیر نیست، بلکه می تواند شر و زیانبار باشد. شتابزدگی همان طوری که در کارهای خیر جایز نیست، بلکه باید تا زمان و شرایط تحقق صبر کرد، به طور طبیعی و قطعی در کارهای شر اصلا جایز و روا نیست، ولی انسان آن قدر عجول است که بی توجه و بررسی همه جوانب کار اگر خواسته ای داشته باشد، بخواهد آن را انجام دهد و توجهی به خیر و شر آن نمی کند. اصولا شتابزدگی و عجله فرصت تدبر و تحقیق را از انسان می گیرد و موجب می شود تا بی مباهات به درون خیر چنان برود که در کار خیر می رود.

به هر حال، از نظر آموزه های وحیانی قرآن، اصل در انجام عمل و کاری، آن است که عجله ای در آن نشود ، بلکه تلاش شود تا با صبر و به دور از عجله، هر کاری در زمان مشخص و معین خودش انجام شود تا این گونه از آثار و تبعات عجله در امان بماند.

نهی از عجله در کارها

بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، عجله در هیچ کاری خوب نیست؛ بلکه مذموم و حتی منهی عنه است. به این معنا که نسبت به عجله نهی شده است.

به سخن دیگر، شتابزدگی و عجله انجام کاری قبل از زمانش همانند چیدن میوه کال و نارس نه تنها مفید و سازنده نیست، بلکه می تواند آسیب زا باشد.

خدا به پیامبرش هشدار می دهد تا با صبوری و شکیبایی از هر گونه عمل و خواسته مبتنی بر عجله دوری کند. از این روست خدا پیامبرش را نهی می کند تا درخواستی از تعجیل در عذاب کافران داشته باشد(مریم، آیات ۸۳ و ۸۴؛ احقاف، آیه ۳۵؛ نحل، آیه ۱) یا این که بخواهد پیش از فرمان ابلاغ و بیان از سوی خدا، آن چه از وحی در اختیار دارد بر زبان جاری و ابلاغ کند.(طه، آیه ۱۱۴)

البته چنان که گفته شد کسی که خبری ندارد و نسبت به باطن امری جاهل است، نمی تواند صبر کند و همین موجب می شود تا در کاری عجله کند و به جای نتیجه مثبت با نتایج بدی مواجه شود. از همین روست که خضر(ع) موسی (ع) را از هر گونه عجله در تحلیل و توصیه باز می دارد تا زمان بیان آن برسد.(کهف، آیات ۶۷ تا ۷۰)

خدا در قرآن، بر لزوم پرهیز از شتابزدگى و تصمیم عجولانه، در مورد اخبار مهم هشدار می دهد؛ زیرا شتابزدگی موجب می شود تا کارها بر خلاف حق و حقیقت تحقق یابد و آسیب زا باشد.(نمل، آیه ۲۷)

از نظر قرآن، این که انسان بخواهد حق تحقق یابد خوب است؛ اما نباید عجله کند و از خدا مثلا بخواهد تا وعده های خویش را در دنیا تحقق بخشد(بقره، آیه ۲۱۴؛ نحل، آیه ۱)؛ زیرا در احتمالى، مراد از «امر» آن چیزى است که خداوند به پیامبر(صلى الله علیه وآله) و مؤمنان وعده داده و مشرکان را نسبت به آن ترسانده به دفعات مکرّر که عبارت است از: نصرت مؤمنان، ذلّت کافران و عذابشان و پیروزى دینش به وسیله امرى از جانب خودش.(المیزان، ج ۱۲، ص ۲۰۴)

به هر حال، تعجیل و درخواست از آن خدا کاری نادرست است که از آن نهی شده است؛ چنان که به مومنان هشدار داده می شود این گونه درخواست هایی را در دعا و سخنان خویش مطرح نکنند(بقره، آیه ۲۱۴)؛ «مَتى نَصرُ اللّهِ» بر اساس یک قول، دعا و درخواست تعجیل در نصرت الهى است.(مجمع البیان، ج ۱ – ۲، ص ۳۹۹)

از نظر قرآن، مهم ترین عاملی که انسان را به عجله سوق می دهد بی خبری(کهف، آیات ۶۷ و ۷۰) و بی خردی است. جهل به هر دو معنای بی علمی و بی خردی می تواند عاملی باشد که انسان عجله کند و گمان کند که کار درست و خیری را انجام می دهد در حالی که کار خیری نیست و کاری باطل و نادرست است(انبیاء، آیات ۳۸ و ۳۹)؛ زیرا جواب «لو» به تقدیر «لما استعجلوا العذاب او قیام الساعه» است. پس این عجله کاری نادرست است هر چند که شخص گمان می کند کار خوبی است.

آثار عجله منفی

از نظر قرآن، به سبب آثار سوء و بدی که برای عجله است، انسان می بایست از هر گونه عجله پرهیز کند. یکی آثار عجله این است که انسان بی توجه به خیر و شر عمل می کند و هر ابزاری را به کار می گیرد(اسراء، آیه ۱۱)؛ مبتنى بر اینکه «باء» در «بالشّرّ» و «بالخیر»، براى استعانت باشد؛ یعنى انسان عجول، وسایل خیر و شرّ را مساوى مى بیند، مثلاً براى رسیدن به رفاه، از ابزارى چون دزدى و احتکار استفاده مى کند.

همین عجله موجب می شود تا انسان در برآورد سود و زیان واقعی به خطا برود(اسراء، آیه ۱۱)؛ جمله «و کانَ الاِنسـنُ عَجولا» در مقام تعلیل براى «و یَدعُ الاِنسـنُ…» است؛ یعنى چون انسان، عجول است شرّ و خیر خویش را یکسان مى بیند و به دنبال هر دو مى شتابد.

دنیاخواهی و غفلت از آخرت از جمله این آثار است.(اسراء، آیه ۱۸) بر همین اساس باید از عجله پرهیز و اجتناب کرد و آن را امری خوب ندانست و ارزیابی نکرد.

عوامل و زمینه های عجله خوب

چنان که گفته شد، میان سرعت، سبقت و عجله فرق هایی است که می بایست مد نظر قرار گیرد. این تفاوت و فرق میان عجله و سرعت و سبقت در تحقق عمل قبل از اوان و زمان آن است. از این روست که در آیات قرآنی عجله به یک معنا امری مثبت تلقی نشده است؛ زیرا انجام عمل قبل از اوان و زمانش درست نیست.

در برخی از آیات و روایات از عجله به گونه ای سخن به میان آمده است که گویی امری پسندیده و خوب است. به نظر می رسد که علل و زمینه هایی است که این مساله را قابل طرح و توجیه کرده است؛ زیرا چنان که گفته شد، اصل این است که انسان در کارهای عجله نکند، بلکه تا زمان انجام صبر و شکیبایی کرده و سپس با سرعت و سبقت آن کار را در کم ترین زمان ممکن با پیشتازی نسبت به دیگران انجام دهد که این امر مطلوب و بسیار محبوب خدا است. از جمله مواردی که زمینه ساز و عامل عجله می شود، می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. تامین رضایت دیگری علاقه شدید به چیزی: از عواملی که موجب می شود تا شخص در کاری عجله کند، می توان به کسب رضایت و خشنودی دیگران اشاره کرد. عجله حضرت موسی(ع) برای دیدار قبل از زمان میقات بر همین اساس بوده است: مَا أَعْجَلَکَ عَنْ قَوْمِکَ یَا مُوسَى؛ قَالَ هُمْ أُولَاءِ عَلَى أَثَرِی وَعَجِلْتُ إِلَیْکَ رَبِّ لِتَرْضَى؛ و اى موسى چه چیز تو را دور از قوم خودت به شتاب واداشته است، گفت: اینان در پى من هستند و من اى پروردگارم به سویت‏ شتافتم تا خشنود شوى.(طه، آیات ۸۳ و ۸۴)
  2. شدت علاقه به کاری یا چیزی: از دیگر عواملی که موجب می شود تا شخص در کاری عجله کند، می توان به شدت علاقه شخص به آن کار اشاره کرد. به عنوان نمونه عجله پیامبر(ص) در بیان آموزه های وحیانی و بر زبان آوردن آن، از شدت علاقه به هدایت مردم بوده است؛ زیرا بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، وحی قرآنی دوباره به شکل نزول دفعی و نزول تدریجی نازل شده است. انزال دفعی قرآن بر قلب حضرت محمد(ص) در شب قدر ماه رمضان انجام شد، ولی ایشان مامور بود تا در مدت بیست و سه سال آن را به مردم ابلاغ کند. برای زمان ابلاغ و بیان لازم بود تا نزول تدریجی انجام شود و از طرف خدا زمان ابلاغ مشخص شود. از همین روست که پیامبر(ص) هماره منتظر بود تا مثلا زمان ابلاغ تغییر قبله (بقره، آیه ۱۴۴) یا امور دیگر برسد. همین موجب می شود تا وقتی موضوع مشخص را تشخیص دهد بخواهد آن حکم را ابلاغ کند و در انتظار ابلاغ نوعی عجله به خرج می داد ، چنان که سر به آسمان کردن و انتظار نزول تدریجی خود نمونه ای از آن است.(همان) بر همین اساس خدا به پیامبر(ص) می فرماید: فَتَعَالَى اللَّهُ الْمَلِکُ الْحَقُّ وَلَا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ یُقْضَى إِلَیْکَ وَحْیُهُ وَقُلْ رَبِّ زِدْنِی عِلْمًا؛ پس بلندمرتبه است‏ خدا فرمانرواى بر حق ؛ و در خواندن قرآن پیش از آنکه وحى آن بر تو پایان یابد شتاب مکن و بگو پروردگارا بر دانشم بیافزاى.(طه، آیه ۱۱۴) البته این درخواست دانش افزایی ارتباط تنگاتنگی با همان عجله به قرآن پیش از پایان وحی دارد. در حقیقت، آن حضرت (ع) پیش از آن که زمان ابلاغ و بیان برسد، بر آن بود تا حکم را ابلاغ کند و خدا به او می فرماید تا صبر کند زیرا این صبر خود بستری برای رسیدن به علم است؛ زیرا با صبر زمان انجام ابلاغ می رسد. به هر حال، شدت علاقه به انجام کاری چون ابلاغ رسالت خود عامل عجله و انجام کاری پیش از زمان آن است. همین شدت علاقه برای بیان کامل آیات قرآنی در قالب «قرآن» موجب می شود تا پیامبر(ص) بخواهد آن چه از مجموعه قرآن در اختیار است بیان کند تا به شکل مجموع در اختیار مردم نیز قرار گیرد. خدا در این باره می فرماید: لَا تُحَرِّکْ بِهِ لِسَانَکَ لِتَعْجَلَ بِهِ إِنَّ عَلَیْنَا جَمْعَهُ وَقُرْآنَهُ فَإِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ ثُمَّ إِنَّ عَلَیْنَا بَیَانَهُ ؛ زبانت را بخاطر عجله براى خواندن آن یعنی قرآن حرکت مده ؛ چرا که جمع ‏کردن و خواندن آن بر عهده ماست. پس هر گاه آن را خواندیم از خواندن آن پیروى کن ؛ سپس بیان و توضیح آن نیز بر عهده ماست. ( قیامت، آیات ۱۶ تا ۱۹) در همین رابطه شدت علاقه برای ظهور است که انسان خواهان تعجیل در ظهور و فرج می شود.
  3. اجتناب از تاخیر: از دیگر مواردی که می توان آن را عامل و زمینه ساز برای عجله دانست، اجتناب از تاخیر است. گاه از انسان ها خواسته می شود تا در کاری عجله کنند؛ مانند: عجِّلُوا بِالصَّلاهِ قَبْلَ الْفَوْتِ ، وَعَجِّلُوا بِالتَّوْبَهِ قَبْلَ الْمَوْتِ؛ به نماز قبل از فوت اوان و زمانش عجله کنید و به توبه قبل از مرگ. البته این به ظاهر حدیث نیست یا از روایات ضعیف است؛ اما مراد آن است که تاخیر در این کارها شایسته نیست ؛ زیرا گاه وقت کاری موسع است، مانند نماز یا توبه؛ اما همین فرصت وسیع ممکن است دردسر ساز شود وشخص با تسویف و تاخیر فرصت نماز در وقت یا توبه را از دست دهد. در حقیقت سخن این نیست که شما کاری را پیش از موعد و زمان آن انجام دهید؛ بلکه در زمان موسع در کار سرعت و سبقت بجویید و تاخیر نداشته باشید؛ چرا که اصولا نماز قبل از وقت نماز چیزی بدعت گذاری نیست، چنان که اصولا کسی که گناهی نکرده توبه ای نیاز نیست بکند، هر چند استغفار در هر حال لازم است، اما توبه زمانی است که شخص گناهی مرتکب شده باشد و بخواهد از مسیر باطل و نادرست قبلی باز گردد. بنابراین عجله در توبه یا نماز نمی تواند انجام عمل قبل از اوان و زمانش باشد، بلکه مراد آن است که در این امور دارای فرصت زمانی می بایست سرعت و سبقت گرفت تا زمان انجام فوت نشود و از دست نرود.