عبودیت راهی برای متأله شدن

samamosفلسفه آفرینش در خدایی شدن انسان نهفته است. از آنجایی که انسان مسیر خدایی شدن و بازگشت به کمال مطلق را از مهبط و قرارگاه زمین آغاز می کند، مسیری سخت و دشوار را می بایست بپیماید که گاه از آن به دوزخ دنیوی یاد می شود.

انسان از پست ترین عنصر در هستی یعنی خاک آفریده شده است. این پست ترین درعین حال قابل ترین عنصر نیز به شمار می آید، از این رو پذیرای روح الهی شده و توانایی آن را دارد تا مقام خلافت الهی بر همه کائنات، خود را بالا بکشد.

راه رسیدن به خدایی شدن و لقای الهی، مسیری از عبودیت تا متأله شدن است. اما این تمام مسیر بشر نیست، چون پس از خدایی شدن تا ربوبیت یافتن در مقام خلافت الهی، راهی بس کوتاه و شیرین باید پیموده شود.
از این رو در آموزه های قرآنی فرصت عمر کوتاه دنیوی، فرصتی بی نظیر و بی بدیل است که هرگز تکرار نخواهدشد و انسان هر آنچه را ساخته برای ابدیت خود ساخته است.
این مسیر تا مظهریت ربوبیت، نیازمند بسترهایی است که از آن به اهداف ابتدایی، میانی و غایی تعبیر می شود. این گونه است که آبادانی زمین، برپایی عدالت، تعلیم و تزکیه، جامعه مدنی و امت و مانند آن به عنوان فلسفه آفرینش و اهداف خلقت انسان معرفی می شود؛ چرا که هریک بستری برای دیگری است. انسان در این مسیر است که شدن های کمالی را بواسطه ابتلا و مانند آن تمرین می کند و در کوره دنیا برای عبودیت و خلافت و ربوبیت آبدیده می شود.
هستی در خدمت انسانیت
انسان اشرف آفریده های خداوندی است. شرافت انسان را می بایست در روح الهی او دید. انسان به گونه ای آفریده شده که می تواند به عنوان ظرفی کامل از همه اسمای الهی باشد و مظهر همه صفات خداوندی شود. از این رو از اراده و اختیاری استثنایی برخوردار است و به او فرصت می دهد تا خود را چنان بسازد که درمقام مظهر ربوبیت خداوندی تجلی کرده و بر کائنات فرمان راند و هریک از آفریده های الهی را پرورش داده و به کمال شایسته و بایسته خودشان برساند.
زمین، قرارگاه آدمی است و دنیا گذرگاه استثنایی برای بشر است که می تواند دراین گذرگاه با هر گامی، خود را چنان دگرگون کند که هیچ موجودی را توانایی آن نیست. البته شدن های انسان می تواند در دو مسیر متقابل هم باشد که درنهایت به حکم دایره به یک منشأ بازمی گردد. لذا بازگشت همه به سوی اوست؛ با این تفاوت که یکی از مسیرشدن های کمالی به سوی او بازمی گردد و آن دیگری از مسیر سقوط، به سوی خداوند می رود. درنهایت هر یک، دو وجه متقابل از خداوندی را دیدار خواهندکرد: یکی وجه جمالی الهی را زیارت کرده و خود وجه آن می شود و آن دیگر وجه جلالی خداوند را در برابر خویش می یابد. خداوند در این باره می فرماید: «چهره هایی در آن روز شاداب و خرم است که به پاداش پروردگار خود چشم دوخته اند و چهره هایی که در آن روز گرفته است.» (قیامت، آیات ۲۲ تا ۲۴)
کسی که در مسیر کمالی شدن، قرارمی گیرد، متأله (خدایی) می شود. خدایی شدن، عامل اصلی دستیابی به خلافت مطلق خداوندی است؛ چرا که شخص در آن مقام می تواند مظهر ربوبیت الهی و پروردگاری خداوندی باشد. این مسیر متأله شدن نیز تنها از گذرگاه و مسیر عبودیت می گذرد. از این رو امام صادق می فرماید: العبودیه جوهره کنهها الربوبیه؛ عبودیت گوهری است که باطن آن ربوبیت است. برهمین اساس خداوند درباره فلسفه آفرینش انسان و جنیان این گونه می فرماید: «و جن و انس را نیافریدم، جز برای آنکه مرا بپرستند.» (ذاریات، آیه ۵۶)
پرستش و عبادت به معنای اطاعت از خداوند است (آل عمران، آیه۳۲) و مصادیقی بسیار برای اطاعت است که از جمله آن مأموریت در آبادسازی زمین و کشاورزی است. (هود، آیه۶۱)