عبادت، راه سازی در دل

بسم الله الرحمن الرحیم

واژه عبادت در اصل به معنای همواره کردن، صاف نمودن و راه سازی است به طوری که آمد و شد و عبور و مرور در آسان انجام گیرد. کسی که بندگی و عبادت خداوند می کند، سرزمین دل خویش را برای آمد و شد خداوند هموار و صاف نموده و حرکت الهی را در آن آسان می کند. این گونه است که راه های کوچک دل که با هر عبادتی ایجاد می شود، در نهایت به شاهراه صراط مستقیم تبدیل می شود تا جایی که گمراهی و گم شدن در آن راه معنا و مفهوم خودش را از دست می دهد و معنایی نمی یابد.

نویسنده با مراجعه به آموزه های وحیانی قرآن بر آن است تا روش ها و شیوه های تعبید و همواره سازی نفس را بیان کرده و از درون ناهمواری ها و فراز و فرودهای نفس، صراط مستقیم الهی را ترسیم نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

مفهوم شناسی عبادت و عبودیت

از پرکاربردترین واژگان قرآنی واژه عبد و مشتقات آن است. عبد در اصل به معنای هموار کردن و صاف کردن است. عَبَّدَ الطِّریقَ تَعْبِیداً ؛ به معنای راه را به خوبی صاف و هموار کردن است. سپس واژه در چیزی که رام می شود و از سرکشی بیرون می آید به کار رفته است. از همین رو، برده را عبد می خوانند؛ زیرا خوار و رام است و هیچ مقاومتی ندارد و مشکلی را ایجاد نمی کند؛ چنان که راه صاف و هموار ، خوار و رام رونده است و مشکلی را پدید نمی آورد.

پس باید عبادت را راه هموار و صافی دانست که بنده در دل خویش با عقاید و اعمالی فراهم می آورد تا خداوند در آن گام نهد و رفت و آمد داشته باشد. چنین بنده ای ، هرگز سرکش نخواهد بود، بلکه رام و مطیع است ؛ زیرا همه هواهای نفسانی که موجبات ناهمواری و ناصافی و پست و بلندی می شود، با کارهایی مهار و مدیریت نموده و بلندی های غرور و فخر و کبر برخاسته از شهوت و غضب را مطیع کرده و اجازه طغیان و سرکشی به آنها نمی دهد. بنابراین، دل عبد، راه صاف و هموار و رام الهی می شود و آمد و شد خداوند در آن بسیار. این گونه است که صراط مستقیم در جانش ایجاد شده(آل عمران، آیه ۵۱؛ یس، آیه ۶۱؛ زخرف، آیه ۶۴) و گمراهی معنایی نخواهد یافت؛ زیرا در شاهراه و بزرگراه صراط مستقیم کسی گم نمی شود و به ضلالت و گمراهی نمی افتد.

پس از ویژگی ها و مولفه ها و عناصر عبادت و بندگی باید به اموری چون همواری، صافی، رامی، اطاعت، خواری، تذلل و مانند آنها در برابر خداوندی اشاره کرد که در آن جا آمد و شد دارد. از همین رو، خداوند هدف آفرینش جن و انس را رسیدن به چنین مرتبه و مرحله ای برای قلب دانسته و فرموده است: وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ؛ و جنّ و انس را نیافریدم جز براى آنکه مرا بپرستند.(ذاریات، ۵۶؛ و نیز : بقره، آیه ۲۱)

این عبودیت و پرستش با ایجاد بزرگراه و شاهراهی در قلب تحقق می یابد(آل عمران، آیه ۵۱؛ یس، آیه ۶۱؛ زخرف، آیه ۶۴)؛ زیرا قلب است که محل آمد و شد خداوند است. اگر این قلب به طور کامل هموار، صاف و رام شود، به عنوان عرش الله شده و خداوند از آن مقام بر مملکت جسم و جان شخص حکومت و فرمانروایی می کند.

عبادت هیچ سودی برای خدا ندارد، بلکه خیر آن تنها به خود بنده می رسد که خودش را رام خداوند کرده و مطیع او نموده است(عنکبوت، آیه ۱۶) ؛ از این روست که خداوند در آیه ۵۶ سوره ذاریات هدف و فلسفه خلقت انسان و جن را عبودیت دانسته است نه هدف خالق را؛ زیرا اگر هدف خالق باشد به این معنا است که خداوند حظ و بهره و سودی از این عبادت می برد و نقص را تکمیل می کند؛ در حالی که خداوند غنی حمید است و هیچ نیازی ندارد.(فاطر، آیه ۱۵)

راه سازی در قلب با عقاید و اعمال صالح

خداوند در آیات قرآنی شیوه های راه سازی در قالب عبادت و عبودیت را به مردمان آموخته است. مهم ترین عناصری که برای راه سازی در قلب لازم است، عبارتند از:

  1. اخلاص: شاید بتوان گفت مهم ترین عنصر و عامل دست یابی به دلی مطیع و رام و هموار و صاف برای خدا، رهایی از هر گونه شرک و غیری است که مانع اخلاص است. خداوند در آیات بسیاری به اخلاص در اعمال به ویژه اعمال صالح عبادی توجه داده و پیامبران و مومنان را به تحقق اخلاص در عمل دعوت و تشویق نموده است.(بقره، آیات ۲۱ و ۱۳۸ و ۱۳۹ ؛ آل عمران، آیه ۷۹؛ نساء، آیه ۳۶؛ انعام، آیات ۱۶۱ و ۱۶۲؛ زمر، آیات ۲ و ۱۱ و ۱۴ و آیات بسیار دیگر)
  2. طهارت ظاهری و باطنی: انسان باید با تقوای الهی و اخلاص ، قلب خویش را پاک و طاهر نماید و با آب عقاید پاک واعمال صالح آن را شستشو دهد؛ چنان که لازم است تا ظاهر و حتی محل عبادت خود را پاک و طاهر نماید.(بقره، آیه ۱۲۵؛ حج، آیه ۲۶)
  3. شکر و سپاس: انسان باید شکرگزار نعمت های الهی باشد و خداوند را بر همه چیزی که به او بخشیده سپاس گوید تا دل و جانش برای خداوند صاف و هموار شود.(بقره، آیه ۱۷۲؛ نحل، آیه ۱۱۴؛ عنکبوت، آیه ۱۷؛ زمر، آیه ۶۶)
  4. تضرع و انابه: از راه های صاف و هموار کردن دل برای خدا، تضرع و انابه به درگاه خدا است. اشکی که با دل شکستگی بر چشم و گونه جاری می شود، دل و جان را صاف می کند.(اعراف، آیات ۵۵ و ۲۰۵؛ انعام، آیه ۶۳)
  5. آراستگی ظاهر: میان ظاهر و باطن و جسم و جان و تن و روان ارتباط تنگاتنگی است. اگر باطن کسی آراسته باشد ظاهر او نیز این گونه است و اگر ظاهر کسی آراسته است این آراستگی در نهایت در باطن نیز تاثیر می گذارد؛ از این رو در اسلام بر آراستگی ظاهر هم چون باطن تاکید شده و راه رسیدن به دلی هموار و صاف برای خداوند را توجه به هر دو در آراستگی دانسته است.(اعراف، آیه ۳۱)
  6. پرهیز از کسالت در عبادت: اجتناب از کسالت و سستى در عبادت لازم وضروری است؛ زیرا کسالت ظاهری بیانگر کسالت باطنی و عدم تمایل دل برای ارتباط گیری و آمد و شد خداوند است. اگر دلی رام و صاف و هموار برای خداوند باشد، سرزنده و پر نشاط است و به آمد و شد خداوند خشنود و راضی بوده و هماره مسرور و خوشحال است؛ اما دلی که رام نیست، کسل است و تمایلی به آمد و شد خداوندی ندارد. کسی که می خواهد صراط مستقیم را در دل خویش بسازد باید کسالت را از دل بیرون راند.(نساء، آیه ۱۴۲)
  7. پرهیز از تکبر: کبر به معنای بزرگی از صفات خداوندی است و هیچ موجودی را سزا نیست تا کبر ورزد و تکبر نماید. دلی که به صفت کبر دچار است، همانند سرزمینی است که کوه های بلند ستیغ و سترگ بر آن افراشته است و امکان آمد و شد را نمی دهد یا آمد و شد را سخت و دشوار می سازد. پس باید سرزمین دل را از بلندی های سترگ سنگ های خارای کبر و غرور صاف کرد و آن را به دشتی هموار و صاف تبدیل کرد. از این روست که در آیات و روایات از کبر پرهیز و به تواضع و فروتنی سفارش داده می شود. دلی که به صفت تواضع و فروتنی آراسته است، دلی رام و صاف و هموار است که آمد و شد در آن شدنی و آسان است؛ اما دل متکبر سترگ و سخت و آمد و شد ناشدنی است. از همین روست که خداوند از کبر و تکبر برحذر داشته است.(نساء، آیه ۳۶) ابلیس به سبب همین کبر و شدت یافتن آن در قالب استکبار ، طغیان و تمرد ورزید و ملعون و مغضوب خداوند شد. خداوند در آیات قرآنی از هر گونه کبر و تکبر و استکبار پرهیز می دهد تا دل آدمی رام و هموار گردد.(فصلت، آیات ۳۷ و ۳۸؛ نساء، آیات ۱۷۲ و ۱۷۳؛ انبیاء، آیه ۱۹؛ غافر، آیه ۴۰)
  8. اعتدال در عبادت: انسان باید هماره در عبادت رعایت اعتدال نماید و به گونه ای عمل نکند که از عبادت خسته و زده شود.(اسراء، آیه ۱۱۰)
  9. استمرار عبادت: عبادت باید به اندازه اعتدال ولی دایمی و مستمر باشد. برای این که قلب رام و هموار شود باید قلب به عبادت عادت کند و تکالیف را بپذیرد و بلندی ها را صاف نماید. خستگی ناپذیری در عبادت با این شیوه موجب می شود تا صراط مستقیم در دل ایجاد شود.(انبیاء، آیات ۱۹ و ۷۳؛ فتح، آیه ۲۹)

اهداف و آثار عبادت و بندگی

عبادت واقعی ، رام کردن دل و صاف و هموار کردن آن برای آمد و شد خداوند و ایجاد عرش و تخت فرمانروایی برای خداوند است. اگر چنین چیزی تحقق یابد، آثار و برکاتی برای آدمی دارد که برخی از مهم ترین آن ها عبارتند از:

  1. آمرزش و غفران : دلی که بنده شود، از همه پلیدی و پیامدهای منفی اعمال رها می شود؛ زیرا پست و بلندی ندارد بلکه صاف و خالص شده است.(نوح، آیات ۳ و ۴)
  2. ارزشمندی: دلی که صاف و پاک شد، ارزشمند می شود؛ زیرا محل آمد و شد خداوند و عرش حاکمیت الهی می شود.(فرقان، آیه ۷۷؛ تحریم، آیه ۵)
  3. امامت و پیشوایی: بنده عابد خداوند، آماده امامت و پیشوایی است و می تواند هدایت تکوینی و تصریفی دیگران را نیز به عهده گیرد؛ چه رسد که به امامت راهنمایی باشد.(انبیاء، آیه ۷۳)
  4. تقرب : دست یابی به مقام قرب الهی و تقرب به خدا تنها در سایه سار عبادت خالصانه شدنی است.(زمر، آیات ۲ و ۳)
  5. تقوا: هم چنین دست یابی به تقوا و آثار تقوا از جمله علم لدنی و علم حضوری به عبادت و بندگی است.(بقره، آیات ۲۱ و ۲۸۳ و آیات دیگر)
  6. رحمت الهی: اهل عبادت از رحمت الهی برخوردار می شود.(مریم، آیات ۲ و ۳؛ انبیاء، آیه ۸۴)
  7. فلاح و رستگاری: دست یابی به فلاح و رستگاری ابدی و ورود به بهشت و جنت رضوان الهی تنها با عبادت شدنی است.(حج، آیه ۷۷)
  8. رضوان الهی: عبادت موجب می شود تا انسان به رضوان و رضایت الهی دست یابد.(فتح، آیه ۲۹)
  9. سرور: از دیگر آثار و برکات عبادت ، سرور باطنی است.(سجده، آیات ۱۶ و ۱۷)
  10. چشم روشنی: از نظر قرآن ، عبادت خدا موجب چشم روشنی است.(همان)
  11. سعادت : خوشبختی و سعادت دنیا و آخرت به عبادت خدا است.(مریم، آیه ۴۸)
  12. سلام الهی: عابدان واقعی مورد عنایت خداوند بوده و خدا بر ایشان سلام می فرستد و سلامت را برای آنان تضمین می کند.(صافات، آیات ۱۰۹ و ۱۱۱)
  13. عزت: عزت و سربلندی آدمی از طریق بندگی خدا شدنی است.(مریم، آیات ۸۱ و ۸۲)
  14. عنایت خاص الهی: دست یابی به عنایت خاص الهی از طریق عبادت در آیه ۷۷ سوره فرقان مورد توجه قرار گرفته است.
  15. فضل الهی: عبادت خدا، مقتضى بهره مندى از فضل خدا است.(فتح، آیه ۲۹)
  16. قدرت و افزایش آن: عبادت الهی هم موجب قدرت و هم افزایش آن است.(هود، آیات ۵۰ و ۵۲)
  17. محبت مومنان: دست یابی به محبت مومنان از طریق عبادت شدنی است.(مائده، آیه ۸۲)
  18. لقاء الله: حصول لقای الهی با عبادت در آیه ۱۱۰ سوره کهف مورد تاکید قرار گرفته است.
  19. مشاهده برهان: با عبادت می توان برهان را مشاهده کرد و از فساد و فشار رهایی یافت.(یوسف، آیه ۲۴)
  20. رهایی از سلطه شیطان: برای رهایی از سلطه شیطان ، بهترین راه عبادت الهی است.(اسراء، آیات ۶۴ و ۶۵)
  21. دفع گناه: برای دفع گناه و جلوگیری از آن ، عبادت مانع خوبی است.(یوسف، آیات ۲۱ و ۲۴)
  22. رهایی از عذاب: برای رهایی از عذاب های دنیوی و اخروی می بایست از عبادت یاری جست.(نوح، آیات ۱ تا ۴)
  23. بهره مندی از قرآن: برای بهره مندی از قرآن باید عبادت کرد. (نجم، آیه ۱۰؛ حدید، آیه ۹)
  24. هدایت خاص الهی: خداوند به بندگان خویش عنایت خاص داشته و از هدایت خاص برخوردار می سازد.(نحل، ایه ۳۶؛ زخرف، آیات ۲۶ و ۲۷)
  25. هم نشینی با پیامبر: برای رسیدن به مقام مجالست با پیامبر(ص) در قیامت ، عبادت تنها راه است.(کهف، آیه ۲۸)
  26. یقین: دست یابی به مراتب سه گانه علم الیقین، عین الیقین و حق الیقین تنها با عبادت شدنی است؛ زیرا عبادت موجب دست یابی به تقوایی است که موجب یقین است.(بقره، آیات ۲۱ و ۲۸۲؛ تکاثر، آیات ۵ و ۷؛ واقعه، آیه ۹۵)