عاقبت به خیری

عاقبت به خیری

فرجام نیک و عاقبت به خیری بسیار مهم است. بر همین اساس گفته می شود، انقلابی بودن مهم نیست، بلکه انقلابی ماندن مهم است. بسیاری از مردم کارهای نیک و خوبی انجام می دهند ولی همانند گاو سه من شیردهی هستند که با یک لگد به ظرف همه را بر زمین می ریزند. ممکن است شخص یک عمر کار نیک را با ایمان و خلوص نیت انجام دهد ، ولی در نهایت آن همه را با یک خطا و گناه از میان ببرد. از این روست که در آیات قرآنی سخن از حفظ و صیانت از کارهای نیک است تا از هر گونه آسیبی در امان بماند.

از نظر قرآن، کار نیک و عمل صالح، باید دارای شروطی باشد که آثار حقیقی به دنبال داشته باشد. از جمله این شروط ایمان و اخلاص و تقوا است. از همین روست که در آیات قرآنی این امور به عنوان عوامل صحت عمل صالح مطرح شده است؛ زیرا در کنار حسن فعلی باید حسن فاعلی نیز باشد. این حسن فاعلی با ایمان و اخلاص و تقوا تحقق می یابد.

اما فراتر از صحت عمل، چیزی دیگر در قرآن مطرح است که آن قبولی اعمال است؛ در این حالت تنها این شروط به طور عادی و معمولی تاثیری نخواهد داشت، بلکه ایمان و اخلاص و تقوا باید ملکه و مقوم نیکوکار شده باشد. از این روست که خدا می فرماید: إِنَّمَا یَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ؛ به راستی جز این نیست که خدا تنها از متقین قبول می کند.(مائده، آیه ۲۷) بنابراین، اگر فاعل متقی نباشد، عمل نیک حتی با اخلاص و ایمان نیز تاثیری ندارد؛ یعنی تقوای باید جزو ذاتی شخص نیکوکار باشد تا عملی قبول شود و آثار آن بماند.

خدا در جایی دیگر همین مطلب را به گونه ای دیگر بیان می کند و می فرماید: مَنْ جَاءَ بِالْحَسَنَهِ فَلَهُ خَیْرٌ مِنْهَا وَهُمْ مِنْ فَزَعٍ یَوْمَئِذٍ آمِنُونَ؛ هر کسی حسنه و نیکی را با خود بیاورد، پس برایش بهتر از آن است؛ و آنان از هراس آن روز ایمن هستند.(نمل، آیه ۸۰؛ قصص، آیه ۸۴؛ انعام، آیه ۱۶۰)

خدا می فرماید کسی که تا قیامت این عمل نیک را با خود بیاورد نه آن که عمل نیک را انجام دهد. به سخن دیگر، نفرموده است: من فعل الحسنه یا عملا صالحا؛ بلکه می فرماید کسی آن عمل نیک را با خود بیاورد.

از همین روست که بسیاری از انقلابی ها در آخر دست خالی می شوند و کسانی که با پیامبر(ص) تمام عمر حشر و نشر داشتند، در یک زمان کوتاه عملی را انجام می دهند که یک گاو نه من شیرده با لگد زدن خود انجام می دهد. این گونه است که فرجام نیک او به بدفرجامی ختم می شود؛ چنان که زبیر بن عوام سیف الاسلام کرد و در جنگ جمل علیه امیرمومنان (ع) ایستاد و کشته شد.