عادت از منظر آموزه‌های دینی

نجوا

در نوشتار پیش رو چیستی عادت، ضرورت ترک عادت در زندگی از دیدگاه امام علی(ع) و راهکارهای ترک عادت بد بررسی شده است.
***
عادت از ریشه عود به معنای بازگشت است. بنابراین، عادت رفتاری کاری است که انسان بارها به آن باز می‌گردد و تکرار می‌کند. رفتاری که بارها و بارها تکرار می‌شود تا به یک معنا جزو طبیعت ثانوی انسان در می‌آید، می‌تواند خوب یا بد باشد. گاه چنان انسان گرفتار عادت رفتاری است که ترک آن دشوار خواهد بود و اگر به زور و اجبار ترک داده شود، موجب بیماری می‌شود؛ چنانکه در ضرب المثل فارسی آمده است: ترک عادت موجب مرض است.
واژه عادت در فرهنگ قرآنی به کار نرفته ، بلکه واژه الفت به همین معنا به کار رفته است(بقره، آیه ۱۷۰)؛ البته در فرهنگ اسلامی و روایات و احادیث واژه عادت به همین مفهوم پیش گفته ذکر شده و احادیث بسیاری در تبیین حقیقت و نیز آثار مثبت و منفی آن بیان گردیده است.
از نظر آموزه‌های قرآن، انسان باید به کارهای خوب و پسندیده چنان عادت کند که ترک آن شدنی نباشد، اما نسبت به کارهای بد نه تنها باید عادت نکند، بلکه اگر عادت شده آن را به هر شکلی شده ترک کند.
همچنین از نظر قرآن، گاه طبیعت انسانی چیزی است که می‌بایست آن را به یک معنا مذموم و ناپسند دانست؛ بنابراین باید آن طبیعت را ترک کرد و عادتی دیگر جایگزین آن ساخت. مثلا طبیعت انسان، هلوع (حریص)(معارج، آیات ۱۹ تا ۲۱) و عجول(اسراء، آیه ۱۱) بودن است که البته باید آن را با عادت‌های دیگری چون احسان و بخشندگی و صبر و حلم تغییر داد.
امیرمومنان علی(ع) مطلق عادت‌ها را طبیعت ثانوی انسان دانسته و می‌فرماید: العادَهًْ طَبعٌ ثانٍ؛ عادت، طبیعت دوم است.(غرر الحکم : ۷۰۲ )
بنابراین، فرقی میان عادت خوب و بد نیست و انسان اگر به چیزی عادت کرده باشد، همانند خلقت و طبیعت او خواهد بود. پس در ناخودآگاه شخص این عادت رسوخ می‌کند و شخص ناخواسته و بی‌اراده در کنش‌ها و واکنش‌ها بر اساس همان عادت عمل می‌کند.
حقیقت و ماهیت عادت
عادت، رفتاری است که انسان ناخواسته در کنش‌ها و واکنش‌ها آن را بروز می‌دهد. هر چند که رفتارهای عادی، دارای خاستگاه غیر ارادی است، اما ریشه آن ارادی است؛ زیرا عادت‌ها در آغاز، رفتارهای انتخابی و ارادی است که با تکرار، به رفتاری غیر ارادی و غیر اختیاری تبدیل می‌شود. از همین رو، می‌توان گفت که عادت‌ها همانند اضطرار بالاختیار است که از نظر اصولی منافاتی با اختیار نداشته و شخص باید پاسخگوی رفتار خودش باشد. پس شخصی که بر اساس عادت رفتار کاری را انجام می‌دهد نمی‌تواند به ادعای آنکه عادت من این است، از بار مسئولیت شانه خالی کند، بلکه باید پاسخگوی رفتار عادتی خود باشد؛ زیرا عادت در نهایت یک رفتار اختیاری و ارادی است که به رفتار غیر ارادی و غیر اختیاری تبدیل شده است. بنابراین شخص باید عادت‌های رفتاری زشت و بد خویش را ترک کند و آن را به عادت رفتاری خوب و پسندیده تبدیل کند. پس عادت‌ها ، فعالیت‌های تکرار شونده‌ای است که به ظاهر وابسته به هیچ منطقی نیست، اما با دقت نظر دانسته می‌شود که هر یک از آنها از منطق ارادی و اختیاری برخوردار است که الان فراموش شده یا نادیده گرفته می‌شود.
باید توجه داشت که عادت‌ها سلسله رفتارهایی را شامل می‌شوند که به ما کمک کنند تا کمتر بیندیشیم و فعالیت‌های روزانه خودمان را سریعا انجام دهیم. به عنوان نمونه، رانندگی یک عادت رفتاری است. شخص در آغاز رانندگی با همه هوش و حواس رانندگی می‌کند، اما در زمانی که رانندگی به عادت تبدیل می‌شود، دیگر خودکار اعمال رانندگی را انجام می‌دهد، به طوری که حتی هنگام خطر پیش از آنکه مغز فرمان ترمز را بدهد، پا عمل کرده و ترمز را انجام داده است.
برخی از عادت‌های رفتاری بد چون ناخن جویدن، مکیدن انگشت، جنجال به پا کردن و پرخاشگری، پرخوری، سیگار کشیدن و مانند آنها از جمله عادات و اختلالات رفتاری هستند که غالبا فرد برای کاهش اضطراب و عدم امنیت خویش بدانها متوسل می‌شود.
بررسی‌ها نشان می‌دهد لذت حاصله از انجام آن رفتارها ، باعث می‌شود که فرد از آن رفتار به عنوان یک ابزار ایمنی بخش، در مواقع اضطراب و آشفتگی‌های فکری و درونی استفاده کند و بدینسان این روش‌ها بتدریج به موارد دیگر زندگی تعمیم یافته و تبدیل به عادت می‌شوند. اگر فرد در این مرحله، نسبت به عادت بد و ناپسند خود ناآگاه باشد ، ممکن است در آینده با اختلالات جدی مواجه شود. بنابراین، باید او را بیدار کرده و از غفلت خارج ساخت تا خودش یا با کمک درمانگر درصدد کاهش یا از بین بردن آن برآید؛ زیرا در صورت عدم اقدام به تغییر، آن عادت تبدیل به اختلال شده و آن عادت به گونه‌ای با زندگی فرد عجین می‌شود که با تمامی عملکردهای او در زندگی شخصی، خانوادگی، شغلی و مانند آنها تداخل کرده و ایجاد اختلال می‌کند؛ چنانکه در برخی از موارد این عادت، تبدیل به وسواس می‌شود.
انسان‌ها گاه متوجه نیستند که در دام و حاکمیت عادت، گرفتار شده‌اند. از همین رو آگاهی و معرفت نسبت به اینکه رفتاری برخاسته از عادت است و باید متوجه این خطر باشند، گام اول در تغییر و مدیریت و مهار عادت است. در حقیقت آگاهی عامل بسیار مهمی در فرآیند ترک عادت است و یک رفتار را نمی‌توان تغییر داد مگر آنکه درباره آن به آگاهی و شناخت برسیم.
بهتر است بدانید که عادت‌ها بتدریج و تقریبا ناآگاهانه شکل می‌گیرند،ترک آنها هم باید آرام و بتدریج اما آگاهانه انجام پذیرد. یک شبه انتظار تغییر و تحول از خود نداشته باشید.
البته بسیاری از عادت‌ها چنان با طبیعت انسانی آمیخته و جزو طبیعت ثانوی و اخلاق دوم او می‌شود که نمی‌توان آن خلق و خو را از خلقت او جدا دانست، در حالی که جدا است. عادات‌های به ظاهر ساده وجود دارد که بقدری در برخی از ابعاد زندگی ما رسوخ کرده‌اند که ما دیگر آنها را به عنوان عادت نمی‌شناسیم و از همه مهتر آنکه از وجودشان بی‌اطلاعیم.
افرادی که گرفتار عادت بد می‌شوند، افراد فاقد خلاقیت پیش‌بینی شده‌ای هستند. آنان با نظم خاصی زندگی می‌کنند، غذا می‌خورند، تفریح می‌کنند، کار می‌کنند و به فعالیت‌های دیگر اقدام می‌کنند و حتی گاهی این عادات سیر منفی را طی کرده و تا سطحی عمیق‌تر از شخصیت انسان ریشه دوانیده و موجب بسیاری از مسائل اخلاقی همچون دروغگویی، غیبت، سخن‌چینی، بدون تحقیق قضاوت کردن، و مانند آنها می‌شوند.
خدا درباره افرادی که به سبک زندگی نیاکان خویش عادت کرده و گرفتار محافظه‌کاری سنت‌های اجدادی شده و حاضر به تغییر و پذیرش سبک و آیین‌های جدید عقلانی و عقلایی وحیانی نیستند، می‌فرماید: و چون به آنان گفته شود از آنچه خدا نازل کرده است پیروى کنید مى‏ گویند، نه بلکه از چیزى که پدران خود را بر آن یافته‌ایم پیروى مى‌‏کنیم ،آیا هر چند پدرانشان چیزى را درک نمی‌کرده و به راه صواب نمى‌‏رفته‏‌اند باز هم در خور پیروى هستند؛ و مثال دعوت‏ کننده کافرانی اینچنینی پایبند عادت‌های نیاکان، چون مثل کسى است که حیوانى را که جز صدا و ندایى مبهم چیزى نمى ‌شنود، بانگ مى‏‌زند! آرى کرند لالند کورند و درنمى‏ یابند. (بقره، آیات ۱۷۰ و۱۷۱)
الفت و عادت به سبک زندگی نیاکان اجازه نمی‌دهد تا شخص براساس عقلانیت در مسیر عدالت گام بردارد. افرادی که به امری عادت کرده اند، مانند جانورانی هستند که از سخنان حق و عقلانی تنها صدای موهوم می‌شنوند و قدرت درک و تحلیل آن را ندارند. بنابراین، چنین‌اشخاصی چنان گرفتار عادت‌های رفتاری خویش هستند که قدرت تحلیل و تغییر آنها را از دست می‌دهند و کسی که بخواهد رفتار آنان را تغییر دهد نمی‌تواند به این هدف جز به اراده و خواست الهی دست یابد؛ زیرا تنها خدا است که می‌تواند تغییرات عمیق در سطح خلقت و طبیعت در کسی ایجاد کند.
ترک عادت‌های غلط و نادرست
عادت‌ها می‌توانند تجارب ناخوشایند اما‌ گریز ناپذیری برای برخی از ما باشند. بعضی وقت‌ها سعی می‌کنیم این عادات را کنار بگذاریم اما در اندک زمانی پس از مقابله، دوباره به همان نقطه اول بر می‌گردیم؛ مانند فردی که می‌خواهد سیگار کشیدن را ترک کند اما بیشتر از ۲-۳ روز نمی‌تواند در برابر میل سیگار کشیدن مقاومت کند و دوباره شروع به کشیدن می‌کند.
مبارزه و مقابله با این عادات و رفتارهای منفی، کارسهلی نیست اما غیر ممکن هم نیست. اگر ما باور داشته باشیم «آن روز که تغییر نکنیم مُرده‌ایم»، خواهیم توانست بر مقاومت‌های شدید عادت‌ها بر تصمیم هایمان، فائق آئیم و کنارشان بگذاریم. موج مقاومت عادت‌های نهادینه و تثبیت شده بسیار است؛ اما اگر فرد تصمیم به ترک و غلبه بر عادت گرفته باشد خواهد توانست روز به روز بر این موج منفی چیره شده و با گذر زمان رفتار منفی‌اش را کنار بگذارد. اما باید بگوئیم: افراد نمی‌خواهند و مایل نیستند دست از عادات خود بر دارند، چون که کنش‌ها و واکنش‌های مبتنی بر عادت، ساده و بدون اندیشه و درنگ انجام می‌شود و آنان در این حالت بسیار راحت هستند، و حاضر نیستند خود را به زحمت انداخته و در مورد کارها و اعمال خود اندیشه و تامل کنند. به مرور زمان، همین عادات با زندگی شان عجین می‌شود و شخصیتشان همان عادات می‌شوند. آنها نمی‌دانند که افکارشان ، گفتارشان را می‌سازد و گفتارشان، رفتارشان را می‌آفریند، و رفتارشان ، شخصیتشان را می‌سازد و شخصیتشان، همه اعمال و رفتار و در نتیجه سرنوشتشان را رقم می‌زند؛ چنانکه خدا در قرآن می‌فرماید: قُلْ کُلٌّ یَعْمَلُ عَلَى شَاکِلَتِهِ؛ بگو هر کسی بر اساس شاکله شخصیتی خود عمل می‌کند.(اسراء، آیه ۸۴) پس اگر نگران سرنوشت خود هستید ، مراقب افکارتان و رفتارتان باشید که به شاکله شخصیتی شما در قالب عادت و خلقت و طبیعت ثانوی تبدیل شده است و خواسته و ناخواسته رفتاری را انجام می‌دهید که عادت شما است.
عادت چنان بر انسان حاکمیت می‌یابد که شخص نمی‌تواند از آن در امان ماند؛ زیرا وقتی چیزی خلق و خلقت و طبیعت دوم شخص باشد، دیگر نمی‌تواند به سادگی از حکومت عادت‌ها خود را برهاند. این سلطنت و حکومت عادت است که او را به کارها و رفتارهایی می‌کشاند که قادر نیست از آن فرار کند. از همین رو امام على (ع) می‌فرماید: لِلعادهًِْ عَلى کُلِّ إنسانٍ سُلطانٌ؛ عادت، بر هر انسانى سلطه دارد.(غرر الحکم : ۷۳۲۷)
امام حسن(ع)نیز می‌فرماید: العاداتُ قاهِراتٌ ، فَمَنِ اعتادَ شَیئا فی سِرِّهِ و خَلَواتِهِ، فَضَحَهُ فی عَلانِیَتِهِ و عِندَ المَلَأِ؛ عادتها مقهور کننده‌اند. پس، هر کس در نهان و خلوتهاى خود به چیزى عادت کند، آن چیز او را در آشکار و میان جمع رسوا سازد.(تنبیه الخواطر ، ج ۲، ص۱۱۳ )
از همین رو امام سجاد(ع) به مردم هشدار می‌دهد تا نسبت به عادت‌های رفتاری خویش توجه و اهتمام ویژه داشته باشند؛ زیرا عادت‌های زشت و گناهی که جزو شاکله شخصیتی انسان شده باشد، انسان را به دوزخ می‌کشاند. ابی‌خالد کابلی می‌گوید: از امام زین‌العابدین(ع) شنیدم که می‌گفت: گناهانی که نعمت‌ها را تغییر می‌دهند عبارتند از بغی و تجاوز نسبت به مردم و نابودی از عادت خیر و انجام کارهای معروف و کفران نعمت و ترک شکر. خدا عز و جل می‌فرماید: براستی که خدا چیزی را در قومی تغییر نمی‌دهد مگر آنکه آنچه به عنوان عادت در آنان است تغییر دهند.(تفسیر نور الثقلین ، ج ۲، ص ۴۸۷ به نقل از کتاب مَعَانِی اَلْأَخْبَارِ)
عادت‌های رفتاری زشت رسوا‌کننده است و شخصیت و شاکله وجودی انسان را آشکار می‌کند. از همین‌رو امام علی(ع) می‌فرماید: «مَن لَم یُهذّب نَفسَهُ فَضَحَهُ سَوءُ العَادَهًِْ؛ کسی که روان خود را از ناپاکی‌های اخلاق تطهیر نکند، عادات ناپسندیده‌اش او را رسوا خواهد ساخت.(غررالحکم، ص ۷۱۹)
در حقیقت حاکمیت عادت بر عقل و نفس آدمی چنان است که انسان همان طوری که بی‌اختیار در هنگام خطر ترمز می‌زند، بی‌اختیار و بی‌اراده کارها و رفتارهایی را دارد که اگر عقلانیت و مدیریت و سلطنت عقل بود، چنین کاری را انجام نمی‌داد. امام على(ع) درباره مالکیت عادت بر نفس انسانی هشدار داده و می‌فرماید که عادت‌های بد و زشت می‌تواند دشمن نفس آدمی باشد. ایشان می‌فرماید: العادَهًْ عَدُوٌّ مُتَمَلِّکٌ؛ عادت، دشمنى است که انسان را در تملّک خود دارد.(غرر الحکم : ۹۵۸ )
انسان اگر به چیزی عادت کند، به طور طبیعی و ناخواسته همان را انجام می‌دهد؛ چنانکه فرد در خواب و رویا کارهایی را انجام می‌دهد که مطابق عادت و شاکله خو گرفته‌اش است؛ همچنین کسانی که در بیهوشی قرار دارند همان سخنان و رفتارهایی را دارند که بدان عادت کرده و خو گرفته‌اند. انسان بدزبان در هنگام بیهوشی و نیمه هوشیاری بدزبان است؛ چنانکه خوش خو و خوش بیان، سخن به نیکی و خوشی می‌گوید.
امام على (ع)در این باره می‌فرماید:  لِسانُکَ یَستَدعیکَ ما عَوَّدتَهَ ، و نَفسُکَ تَقتَضیکَ ما ألِفتَهُ؛ زبان تو، از تو همان مى خواهد که بدان عادتش داده اى و نفست از تو همان تقاضا مىکند که بدان خو گرفته اى.(غرر الحکم: ۷۶۳۴) پس رفتار انسانی بر اساس شاکله شخصیتی اوست که بدان عادت کرده و الفت یافته است.
چیره شدن بر عادت
چنانکه گفته شد حتی عادت‌های خوب نیز می‌بایست با عادت‌های برتر و بهتر کنار گذاشته شود، بلکه حتی گفته می‌شود انسان باید حتی عادت‌های خوب را نیز ترک کند؛ زیرا اصولا عادت به یک معنا اصلا رفتار درستی نیست؛ زیرا انسان همواره باید بر نفس خویش مسلط باشد و هر کاری را بر اساس مدیریت عقل و قلب انجام دهد نه عادت. از همین رو انسان نباید به یک معنا به چیزی عادت کند؛ زیرا وقتی عادت کرد، رفتاری خودکار بدون اندیشه و تدبر و تعقل خواهد داشت حتی اگر خوب باشد و همین رفتار خودکار اجازه نمی‌دهد تا انسان در عمل و رفتارش درنگ و تامل داشته باشد. این گونه است که عادت نماز گزاری یا روزه داری به یک مانع و آفت در ریاضت شرعی تبدیل می‌شود. فضیلت آن است که انسان بر هر گونه عادتی چیره شود و هر کاری را حتی اگر با تکرار انجام می‌دهد بر اساس عقلانیت و تدبر و تامل باشد که قلب آن را مدیریت می‌کند، گویی که اولین بار است که آن عمل را انجام می‌دهد. وقتی نمازگزار بر سجاده می‌ایستد طبق عادت رکوع و سجود نمی‌کند، بلکه رکوع و سجودی است که گویی برای اولین بار برای اهداف مشخص الهی انجام می‌شود. از همین رو امیرمومنان خواهان چیره شدن حتی بر عادت خوب و خوب‌تر می‌شود و خواهان ترک هر گونه عادتی می‌شود و حتی چیره شدن بر هر گونه عادتی را فضیلت می‌شمارد و می‌فرماید: الفَضیلَهُ غَلَبَهُ العادَهًِْ؛ فضیلت، چیره شدن بر عادت است.(غرر الحکم : ۳۵۷ )
در درون هر یک از ما مرکزی وجود دارد که می‌داند چه چیز برایمان خوب است و چه چیز بد. این همان فطرت است که در آیات قرآن به عنوان الهام الهی مطرح است.(شمس، آیات ۷ تا ۱۰) گماشتن یک نگهبان خودی برای مراقبت از اعمال و رفتارهایمان ،باعث خواهد شد نیک و بد کارها نمایان شود و پایان کارها نیکو شود.
ولی بهتر است بدانید که اغلب در همین فرصت‌های کوتاه است که می‌توان راه بهبود فکر یا اندیشه‌ای را که در آن لحظه درگیرش هستیم، بیابیم. همین اندک توقف و تامل به ما کمک خواهد کرد تا به سر انجام کارها بیندیشیم و این چیزی نیست جز مراقبت و نظارت بر اعمال خود.
بر همین اساس امام على (ع)برترین عبادت و بندگی را چیره شدن بر عادت‌ها حتی عادت‌های خوب می‌داند و می‌فرماید:  أفضَلُ العِبادَهِ غَلَبَهُ العادهًِْ؛  برترین عبادت، چیره شدن بر عادت است.(غرر الحکم : ۲۸۷۳ )
آن حضرت علت و چرایی لزوم غلبه بر عادت را دستیابی به مقامات و درجات عالی می‌داند و می‌فرماید: بِغَلَبَهًِْ العاداتِ الوُصولُ إلى أشرَفِ المَقاماتِ؛  با چیره شدن بر عادتهاست که مى‌توان به بالاترین مقامات رسید.(غررالحکم: ۴۳۰۰)
در یک کلمه در عادت‌های رفتاری این عادت‌ها هستند که مدیریت نفس انسانی را به عهده می‌گیرند؛ در حالی که از نظر اسلام عقل و قلب آدمی باید حاکم بر انسان باشد؛ بنابراین، اگر اجازه داده شود که عادت‌ها حتی خوب آن بر انسان مالک شود، انسان به یک معنا بنده و برده عادت است نه بنده عقل و قلب الهی. پس انسان باید با عادت‌ها بجنگد و بر آن چیره شود؛ زیرا امام على (ع)می فرماید : غالِبوا أنفُسَکُم عَلى تَرکِ العاداتِ تَغلِبوها، و جاهِدوا أهواءَکُم تَملِکوها؛ با نفْسهاى خود در راه ترک عادتها بستیزید، تا بر آنها چیره گردید و با هوسهاى خود مبارزه کنید، تا آنها را در اختیار گیرید.(غرر الحکم : ۶۴۱۸ )
به نظر می‌رسد که عادت، اموری نیک همچون عبادت، مثبت و ارزشی است؛ اما با کمی تامل دانسته می‌شود که چنین نیست. همچنین به نظر می‌رسد که انسان با عادت به چیزی بهتر و آسان‌تر آن را انجام می‌دهد، ولی حقیقت بر خلاف آن است؛ زیرا عادت خود می‌تواند بدترین مانع باشد یا انجام عملی را دشوارتر سازد. از همین رو انسان باید همواره دنبال تغییر عادت باشد و اجازه ندهد چیزی مالک او شود و او را مدیریت کند. امام على(ع) می‌فرماید : غَیِّروا العاداتِ تَسهُلْ عَلَیکُمُ الطّاعاتُ؛عادتها را تغییر دهید، تا طاعات بر شما آسان شود.(غررالحکم: ۶۴۰۵)
پس از نظر امام علی(ع) خود عادات یکی از مهم‌ترین عوامل در عسر و دشوارسازی طاعات و بندگی انسان است و راه رهایی از سختی و دستیابی به عبادت سهل و آسان، ترک عادات و تغییر آنها است.
امام على (ع)درجایی دیگر در تبیین این نکته می‌فرماید: ذَلِّلوا أنفُسَکُم بِتَرکِ العاداتِ ، وَ قودوها إلى فِعلِ الطّاعاتِ ، و حَمِّلوها أعباءَ المَغارِمِ ، و حَلُّوها بِفِعلِ المَکارِمِ ، و صُونوها عَن دَنَسِ المَآثِمِ؛ با ترک کردن عادتها، نفسهاى خود را رام کنید و آنها را به سوى انجام طاعات بکشانید و بارهاى تاوانها و جریمه‌ها را بر دوش آنها نهید و با به کار بستن کارهاى نیکو، آنها را بیارایید و از پلشتى گناهان، دورشان نگه دارید(غرر الحکم : ۵۱۹۹ )
از نظر امام علی(ع) عادت موجب می‌شود تا هواهای نفسانی امیر انسان باشد و قلب و عقل را به کناری نهد. راه برقراری امارت عقل و قلب آن است که با ترک عادت اجازه داده نشود که هواها و خواهش‌های نفسانی بر انسان حاکم شود.
هرچند سزاوار است که انسان خود را به کارهای خیر عادت دهد، ولی این عادت باید اختیاری باشد و قلب و عقل آن را مهار و مدیریت کند؛ زیرا عادت تقلیدی هر چند تاثیراتی دارد ولی خود مهم‌ترین مانع در رشد و کمال یابی است؛ زیرا کسی که بر کاری عادت کرده به اهداف عقلانی و عقلایی آن کمتر توجه می‌یابد و همین امر موجب غفلت او از مقاصد و اهداف عمل می‌شود.
امام علی(ع) از عادت دادن خود به لذت‌ها را نامطلوب دانسته و آن را مورد نکوهش قرار می‌دهد. از همین رو وقتى براى آن امام على (ع)فالوده اى (حلوایى تهیه شده از آرد و آب و عسل) آورده در برابر آن حضرت گذاشتند ـ فرمود : إنَّکَ طَیِّبُ الرّیحِ حَسَنُ اللَّونِ طَیِّبُ الطَّعمِ ، و لکن أکرَهُ أن اُعَوِّدَ نَفسی ما لَم تَعتَدْ؛ تو خوشبو و خوشرنگ و خوش مزه هستى، اما من خوش ندارم نفسم را به چیزى عادت دهم که بدان عادت نکرده است.(کنزالعمّال: ۳۶۵۴۹ )
همچنین وقتی ظرف فالوده‌اى خدمت امیرالمؤمنین آورده و در برابر آن حضرت نهاده شد. امام (ع)به صافى و زیبایى خوش آن نگریست و انگشت خود را تا ته ظرف در آن فرو برد و سپس بیرون کشید و چیزى از آن بر نداشت و انگشت خود را چشید، و فرمود : إنَّ الحَلالَ طَیِّبٌ و ما هُوَ بِحَرامٍ ، و لکِنّی أکرَهُ أن اُعَوِّدَ نَفسی ما لَم اُعَوِّدْها ، اِرفَعوهُ عَنّی ، فرَفَعوهُ؛  همانا حلال، پاک و نیکوست و این حرام نیست، امّا من خوش ندارم نفْسِ خود را به چیزى عادت دهم که تاکنون بدان عادت نداده‌ام. این ظرف را از جلو من بردارید. پس، آن را برداشتند.(المحاسن : ۲/۱۷۸/۱۵۰۲ )
در روایت است که امام على (ع)مقدارى از خرماى دَقَل [که نا مرغوبترین نوع خرما است] تناول کرد و سپس روى آن آبى نوشید و دستى به شکم خود زد و فرمود: مَن أدخَلَ بَطنَهُ النّارَ فأبعَدَهُ الله ، ثُمَّ تَمَثَّل  و  إنَّک    مَهْما  تُعْطِ بَطْنَکَ  سُؤْلَهُ و فَرْجَکَ نالا مُنْتَهَى الذَّمِّ أجْمَعا
هر کس آتش وارد شکم خود کند، خداوند او را دور گرداند. سپس به این شعر تمثّل جُست:
تو اگر خواهش شکم و شرمگاه خود را بر آورى آن دو به اوج هر آنچه نکوهیده است دست یابند.(الدعوات: ۱۳۷/۳۴۰ )
امام باقر(ع) می‌فرماید: مقدارى خَبیص (حلوایى تهیه شده از آرد و خرما) خدمت امیر المؤمنین على بن ابی طالب (ع)آوردند، حضرت از خوردن آن خوددارى ورزید. عرض کردند: آیا آن را حرام مى دانید؟ فرمود : لا ، و لکِنّی أخشى أن تَتوقَ إلَیهِ نَفسی فَأطلُبَهُ ، ثُمَّ تَلا هذِه الآیَهَ : «أذْهَبْتُمْ طَیِّباتِکُمْ فی حَیاتِکُمُ الدُّنیا وَ استَمتَعتُمْ بِها؛ نه، اما مى‌ترسم نفْسم به آن علاقه‌مند شود و به دنبال آن بروم. سپس این آیه را تلاوت کرد : «شما بهره‌هاى پاکیزه خود را در زندگى دنیایتان بردید و از آنها بهره مند شدید».(الأحقاف: ۲۰،  الأمالی للمفید : ۱۳۴، ۲  )
مصادیقی از عادت‌های خوب در سخنان امام علی(ع)
برخی از صفات در انسان است که آدمى سزاوار است به آنها خو گیرد. در اینجا بر اساس سخنان امام علی(ع) برخی از مصادیق آن بیان می‌شود:
۱. زیبایی‌ها: امام على (ع)می فرماید: عَوِّدْ نَفسَکَ الجَمیلَ؛ فإنَّهُ یُجمِلُ عَنکَ الاُحدوثَهَ ، و یُجزِلُ لَکَ المَثوبَهَ؛  خویشتن را به کارها و صفات زیبا و نیک عادت ده؛ زیرا نام زیبا و نیک تو را بر سر زبانها مى‌اندازد و پاداش تو را زیاد مى‌کند.(غررالحکم: ۶۲۲۹ )
۲. گذشت و اجازه دادن به دیگری : امام علی(ع) در این باره می‌فرماید: عَوِّدْ نَفسَکَ السَّماحَ ، و تَجَنَّبِ الإلحاحَ؛ یَلزَمْکَ الصَّلاحُ؛ خود را به بخشندگى و گذشت عادت ده و از سماجت دورى کن تا پاکى، قرین تو شود.(غررالحکم: ۶۲۳۵)
۳. نیت نیک:  امام على (ع)می فرماید: عَوِّد نَفسَکَ حُسنَ النِّیَّهِ و جَمیلَ المَقصَدِ ، تُدرِکْ فی مَباغیکَ النَّجاحَ؛  خود را به داشتن نیّت نیکو و مقصد زیبا عادت ده، تا در خواسته هایت کامیاب شوى.(غررالحکم : ۶۲۳۶ )
۴. مکارم اخلاقی: اصولا مکارم اخلاقی که هدف بعثت پیامبر(ص) است باید در انسان چنان شکل گیرد که شاکله شخصیتی او شود؛ از همین روامام على (ع)تشویق کرده و می‌فرماید: عَوِّدْ نَفسَکَ فِعلَ المَکارِمِ ، و تَحَمَّلْ أعباءَ المَغارِمِ ، تَشرُفْ نَفسُکَ ، و تُعمَرْ آخِرَتُکَ، و یَکثُرْ حامِدوکَ؛ خود را به انجام کارهاى نیک عادت ده و بارهاى تاوان و جریمه‌ها را بر دوش کش، تا شرافت نفس بیابى و آخرتت آبادان شود و ستایندگانت بسیار شوند.(غررالحکم: ۶۲۳۲ )
۵. ذکر خدا و استغفار : همچنین امام على (ع)می فرماید : عَوِّدْ نَفسَکَ الاستِهتارَ بِالذِّکرِ وَ الاستِغفارِ؛ فإنَّهُ یَمحو عَنکَ الحَوبَهَ، و یُعَظِّمُ لَکَ المَثوبَهَ؛ خود را به آزمندى بر یاد خدا و آمرزش طلبى عادت ده؛ زیرا این کار گناه تو را پاک مى‌سازد و پاداشت را بزرگ مى‌کند.(غررالحکم: ۶۲۳۰ )
۶. بردباری و حلم : امام على (ع) می‌فرماید:  عَوِّدوا أنفُسَکُمُ الحِلمَ ، وَ اصبِروا عَلَى الإیثارِ عَلى أنفُسِکُم فیما تُجمِدونَ عَنهُ؛ خویشتن را به بردبارى عادت دهید و در ایثار کردن آنچه از آن بخل مى ورزید، شکیبایى ورزید.(تحف العقول : ۲۲۴)
۷. نرم گویی و سلام دادن: امام على (ع) می‌فرماید : عَوِّد لِسانَکَ لِینَ الکَلامِ و بَذلَ السَّلام، یَکثُر مُحِبّوکَ و یَقِلَّ مُبغِضوکَ؛  زبان خود را به نرم گویى و سلام گفتن عادت ده، تا دوستانت زیاد شوند و دشمنانت کم.(غررالحکم: ۶۲۳۱ )
۸. نیک گویی: امام على (ع) می‌فرماید: عَوِّدْ لِسانَکَ حُسنَ الکَلامِ تَأمَنِ المَلامَ؛ زبان خود را به گفتن سخن نیک و زیبا عادت ده، تا از ملامت محفوظ مانى.(غررالحکم: ۶۲۳۳ )
۹. نیک شنویی: امام على(ع) می‌فرماید: عَوِّدْ اُذُنَکَ حُسنَ الاستِماعِ ، و لا تُصغِ إلى ما لا یَزیدُ فی صَلاحِکَ استِماعُهُ؛ فإنَّ ذلکَ یُصدِئُ القُلوبَ، و یُوجِبُ المَذامَّ؛ گوش خود را به خوب شنیدن عادت ده و به سخنانى که شنیدن آنها بر درستى و پاکى تو چیزى نمى افزاید گوش مسپار؛ زیرا این کار دلها را زنگار مى زند و موجب نکوهش مى شود.(غررالحکم: ۶۲۳۴ )
۱۰. صبر بر ناخوشی: امام على (ع)ـ در سفارش به فرزند خود حضرت حسن(ع) فرمود: و عَوِّد نَفسَکَ التَّصَبُّرَ (الصَّبرَ) عَلى المَکروه، و نِعمَ الخُلقُ التَّصَبُّرُ فِی الحَقِّ؛ خویشتن را به صبورى در برابر ناخوشایندها عادت ده و چه نیکو خصلتى است صبورى در راه حق.(نهج‌البلاغه: نامه ۳۱)
۱۱. جود و بخشش: امام على (ع)می فرماید: عادَهًُْ الکِرامِ الجُودُ؛ عادت کریمان، بخشندگى است.  (غرر الحکم : ۶۲۴۰ )
نیکی کردن : امام على(ع)می فرماید: عادهُ الکِرامِ حُسنُ الصَّنیعَهِ؛ عادت کریمان، نیکى کردن است.(غررالحکم : ۶۲۴۲)
عادت بدکاران
برخی از عادت‌ها ویژه بدان و بدکاران است که باید از آن اجتناب کرد. از جمله آنها موارد زیر است:
۱. عادت به امور زائد در زندگی: برخی از کارها جزو ضرورات زندگی نیست ولی برخی از مردم به آن عادت کرده و حتی آن را بر کارهای ضروری مقدم می‌دارند. این رویه‌ای است که بدکاران بیشتر به آن متمایل هستند. امام على (ع) می‌فرماید: بِئسَ العادَهًْ الفُضولُ؛ چه بد عادتى است، پرداختن به زیادیها.(غررالحکم : ۴۳۹۴ )
۲. تلافی خوبی به بدی: امام على(ع) می‌فرماید: عادَهًْ اللِّئامِ المُکافاهًْ بِالقَبیحِ عَنِ الإحسانِ؛ عادت فرومایگان، تلافى کردن خوبى با بدى است.(غررالحکم : ۶۲۳۸ )
۳. اذیت اهل کرامت و آزادگان : امام على(ع)می فرماید: عادَهًْ اللِّئامِ و الأغمارِ أذِیَّهًْ الکِرامِ و الأحرارِ؛ عادت فرومایگان و نا پختگان، آزردن بزرگواران و آزادگان است.(غررالحکم: ۶۲۴۶ )
۴. انجام کارهای قبیح و زشت: امام على(ع) می‌فرماید: عادَهًْ اللِّئامِ قُبحُ الوَقیعَهًْ: عادت فرومایگان، انجام کارهای زشت است.(غررالحکم : ۶۲۴۳)
۵. بریدن ریشه احسان و نیکوکاری : امام على(ع) می‌فرماید: عادهًْ الأغمارِ قَطعُ مَوادِّ الإحسانِ؛  عادت نا پختگانِ نا آزموده کار، بریدن ریشه احسان است.(غررالحکم : ۶۲۳۹ )
۶. اذیت رفیقان : امام على(ع) می‌فرماید: عادَهًْ الأشرارِ أذِیَّهًْ الرِّفاقِ؛ عادت مردمان بد، آزار دادن رفیقان است.(غررالحکم: ۶۲۴۵ )
۷. دشمنی نیکوکاران و خیررسانان: امام على(ع) می‌فرماید: عادَهًْ الأشرارِ مُعاداهًْ الأخیارِ؛ عادت بدان، دشمنى کردن با نیکان است.(غررالحکم: ۶۲۴۷ )
۸. نابودی اخلاق نیک : امام على(ع) می‌فرماید: عادَهًْ المُنافِقینَ تَهزیعُ الأخلاقِ؛ عادت منافقان، تغییر دادن خویها [و هر لحظه به رنگى در آمدن ] است.(غررالحکم: ۶۲۴۴)
راهکارهایی برای ترک عادات بد
برای ترک عادات بد باید چند مسئله مورد توجه بسیار قرار گیرد:
۱- خودآگاهی و خودشناسی: مهم‌ترین عامل برای تغییر یک رفتار و عادت بد، خودآگاهی است. اگر ما از عادت‌های ناروای خود، بی‌اطلاع باشیم انگیزه‌ای هم برای ترک این عادت‌ها نخواهیم داشت. اما آگاهی و توجه و مرور زیاد آنها در خودمان زمینه خوبی برای تصحیح آنها فراهم خواهد کرد.
۲- آگاهی از مذمت‌های موجود از آن بدی در آیات و روایات: وقتی عادات بد را در درونمان شناسایی کردیم گام بعدی آگاهی بیشتر از آن خصلت بد در آیات و روایات است. یعنی مراجعه به آیات و روایاتی که در مورد آن خصلت بد وجود دارد و تدبر و تامل در آنها و توجه به تاثیرات سوء دنیوی و سزای اخروی مترتب بر آنها، انگیزه بسیاری برای ترک آن عادات ایجاد خواهد کرد.
۳- عدم تعجیل برای ریشه‌کنی عادات بد: عادتهای بد معمولا بتدریج و تقریبا نا آگاهانه شکل می‌گیرند، از این روی، ترک آنها نیز باید آرام و بتدریج اما آگاهانه انجام پذیرد و نباید انتظار داشت که یک شبه تغییر و تحول بسیاری در خود شاهد باشیم.
۴- پرهیز از رفتن به مکان‌هایی که موجب بروز آن عادات بد می‌شود: گاهی اوقات رفتن به مجامعی موجب بروز عادات بد انسان می‌شود. مثلا کسی که دچار عادت به نگاه حرام است تا جای ممکن از رفتن به محلهایی که محل تجمع نامحرمان است باید خودداری کند.
۵- جایگزینی: وقتی یک رفتار بد را در خودتان یافتید سعی کنید از روش جایگزینی استفاده کنید.
۶- توکل و توسل: نیایش به درگاه خداوند و توسل به اهل بیت علیهم‌السلام برای ریشه‌کنی عادات بد.
۷- اعمال تنبیه: یکی از روش‌های بسیار موثر برای ترک عادات بد در نظر گرفتن تنبیه برای خودمان است. مثلا می‌توانیم برای هر‌اشتباهی که مرتکبش می‌شویم یک روز روزه مستحبی به نیت امواتمان و یا یک روز نماز قضا برای اموات هدیه نماییم و یا اینکه چند روز خودمان را از تفریح و سرگرمی محروم کنیم.
۸- بیش از حد به دنبال انگیزه نباشید: اگرچه تعیین یک هدف متعالی می‌تواند در ریشه‌کنی یک عادت بد بسیار لازم باشد؛ اما باید توجه داشت که برای از بین بردن یک عادت بد، الزاماً نیازی به یک منبع انگیزشی فوق‌العاده نداریم بلکه صرف نظم و انضباط و تصمیم قاطع فرد برای رهایی از آن می‌تواند بسیار تعیین‌کننده باشد.
۹- کشف راهکارهای جزیی درمان: راهکارهایی که ارائه شد صرفا راهکارهایی کلی برای ترک عادات بود. بدیهی است که هر خصلت بدی که در وجود انسان ریشه کرده به‌واسطه راهکارهای خاصی که در مورد آن رذیله وجود دارد قابل درمان خواهد بود که لازم است شخص درصدد یافتن آن راهکارهای جزیی نیز باشد.
۱۰- حشر با قرآن کریم: بهترین راهکار برای ریشه‌کنی خصلتهای بد در نهادمان انس و الفت بسیار با قرآن کریم و حشر با ظاهر و باطن آن است. در حقیقت یکی از معجزات قرآن کریم این است که مؤانست با ظاهر و تلاوت آیات آن موجب نورانیت ظاهر آدمی و تامل و تفکر در معانی باطنی آن موجب نورانیت درونی شخص و رهایی از کدورتها و رذائل نفسانی می‌شود.