ظلم ستیزی و استکبارستیزی، ماموریت مسلمانان

samamosبسم الله الرحمن الرحیم

حمایت از عدالت و مستضفعان در برابر ظالمان و مستکبران از ماموریت های هر مسلمانی است. مسلمان با چنین نگاهی به دیگران می نگرد و دامنه ماموریت او تنها به مرزهای جغرافیایی اسلام محدود نمی شود. از این روست که در همه جای جهان حامی عدالت خواهان و ظلم ستیزان است و ماموریت خویش را دفع مستبدان، مستکبران و ظالمان دانسته و بیرون از دایره امت، صلح و عدالت جهانی را خواهان می باشد و در کنار مظلومان و مستضعفان و عدالت خواهان می ایستد و برای تثبیت آن نه تنها به امر به معروف ونهی از منکر بسنده نمی کند، بلکه در مقام عمل علیه مستکبران و ظالمان سلاح در دست می گیرد و به جنگ و جهاد علیه آنان می رود و شهادت در این راه را شهادت در راه خدا می شمارد و بدان افتخار می کند.

نویسنده در این مطلب بر آن شد تا بر اساس آموزه های قرآنی، محدوده جهاد در راه خدا را تبیین کند و نشان دهد که حمایت از مظلومان و مستضعفان از هر کیش و آیین و دین و مذهبی در قاموس قرآن و اسلام تا چه اندازه ارزشمند است. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

ماموریت فرادینی اسلام و مسلمانان

خداوند پیامبر(ص) را به عنوان رحمت برای جهانیان معرفی می کند. رفتار آن حضرت نسبت به حتی اشیاء و حیوانات بیانگر آن است که ایشان در مقام مظهریت اتم و اکمل خداوندی، عنایت شاملی نسبت به همه چیز و همه کس داشت. نامگذاری برای اشیاء و ابزارها و جانورانی که در اختیار داشت، نشانه ای از جلوه های رحمت شامل آن حضرت بوده است.

آن حضرت(ص) مسلمانان را به حفاظت از محیط زیست فرا می خواند و هر گونه اخلال و افسادی در محیط زیست را زشت و ناپسند می شمرد. از این رو بود که بول کردن در آب را زشت می دانست؛ زیرا نوعی افساد در محیط زیست بود. آن حضرت(ص) هر گونه قطع شاخه و درختی را بی نیاز به آن نادرست و زشت می دانست و حتی در احکام مکه و عمره و حج،‌ قوانین سخت و سفتی را برای محافظت از محیط زیست وضع کرده بود که در صورت تخلف از آن قانون نه تنها مجازات اخروی گناه بر آن بار می شود، بلکه در دنیا نیز مجازات و کیفری مالی برای آن تعیین کرده است.

از نظر آن حضرت(ص) همه چیزها و موجودات هستی در حد خود، از حقوقی برخوردار می باشند که نمی توان آن را نادیده گرفت. این حقوق حتی شامل موجودات موذی چون مار و عقرب و شپش و کک و مانند آن نیز می شود. بنابراین، آنان حق دارند از حقوق طبیعی زیست مناسب برخوردار باشند و در صورت تعرض به آن حقوق به ویژه در هنگام عبادت های مهم چون حج و عمره می بایست کیفر دنیوی و اخروی را تحمل کنند.(نگاه کنید: احکام محرمات حج و عمره در توضیح المسایل و مناسک حج و کتب فقهی)

مهربانی با حیوانات و دوری از زجر و آزار ایشان بارها به اشکال گوناگون در سنت و سیره ایشان نقل شده است؛ چرا که انسان را در مقام خلافت الهی می دید و نسبت انسان با جهان را نسبت پروردگاری می دانست و امید داشت که مردمان با این نگاه خلافت ربوبی به جهان بنگرند و تعامل داشته باشند.

وقتی آن حضرت(ص) با اشیاء و گیاهان و جانوران این گونه تعامل و برخورد می کند، نسبت به انسان ها که از نظر ایشان اشرف آفریده های الهی می باشد، بسیار بهتر و مناسب تر است و حقوق انسانی را بسیار عظیم و بزرگ می شمارد و هر گونه تعرض به هر انسانی را نادرست می داند. از نظر آن حضرت(ص) برخی از حقوق برای انسان بما هو انسان ثابت است که نمی توان به هیچ وجه آن را نادیده گرفت و متعرض آن شد. از این روست که از نظر ایشان، کشتن هر انسان بی گناهی از هر نژاد و قومی، هر رنگ و جنسی و از هر آیین و مذهبی گناه نابخشودنی است.(مائده، آیه ۳۵)

در اسلام حقوق طبیعی برای هر انسانی محترم دانسته شده است و کسی نمی تواند متعرض آن شود که از جمله این حقوق طبیعی حق حیات، حق مسکن، حق آزادی انتخاب دین، حق دیار و تابعیت، حق ازدواج، حق تعلم و آموزش و مانند آن است. بنابراین،‌ کشتن هر انسانی گناه و جرم است که در آخرت آتش دوزخ و در دنیا قصاص بر آن بار می شود(بقره، آیه ۱۷۹) هم چنین هر انسانی حق دارد در جایی که به دنیا آمده است زندگی کند و کسی نمی تواند او را از دیارش بیرون راند و اگر این چنین کند دفاع از خانه و دیار و سرزمینی که در آن به دنیا آمده است بر او لازم است و اگر در این راه کشته شود، به عنوان عدالت خواه از پاداش اخروی بهره مند می شود. (بقره، آیات ۸۴ و ۸۵ و آیات دیگر)

البته در آموزه های قرآنی حقوق بسیاری برای انسان بیان شده است که برخی از آن ها اختصاص به مسلمانان یا مومنان دارد، و برخی دیگر اختصاص به همه انسان ها دارد و مختص شخص یا گروه و یا امتی نیست.

هر چند ماموریت پیامبر(ص) همانند دیگر پیامبران دعوت به توحید و اسلام بوده است؛ ولی دعوت به نمادهای اصلی توحید و اسلام نیز در دستور کار است. به این معنا که همه پیامبران ماموریت یافته اند که با دعوت به توحید و اسلام، عدالت را در جهان ایجاد کنند و در این راه از همه مردمان به دور از رنگ و دین و مذهب و جنس و نژاد بهره برند. از این روست که خداوند در آیه ۲۵ سوره حدید ماموریت پیامبران را دعوت به توحید و تعلیم کتاب قانون و حقوق در راستای آشنایی مردمان با حقوق طبیعی و تکالیف خود دانسته است تا ایشان به عدالت قیام کنند و خواهان عدالت شوند. در این آیه سخن از ناس و مردم است که به معنای مردم است. به این معنا که خداوند به جای واژگان و اصطلاحاتی چون مسلمان و مومن از ناس و مردم سخن به میان آورده است. بنابراین، پیامبران(ع) ماموریت دارند که در خدمت مردم باشند تا مردم نسبت به حقوق خود آگاه باشند و خواهان تحقق آن حقوق در جامعه خود شوند.

پس ماموریت پیامبران(ع) و پیامبر گرامی(ص) ماموریتی فرادینی است و تنها در چارچوب دینداران و جامعه دینی حرکت نمی کند؛ زیرا از نظر اسلام و قرآن، عدالت نیاز همه هستی است و هر انسانی اگر به عدالت دست یابد، زمینه بازگشت به توحید در او فراهم تر است. بنابراین، می توان گفت عدالت جهانی و ظلم ستیزی از نظر اسلام و قرآن، همان برنامه و ماموریت اصلی می باشد و کسی که به عدالت قیام کرد در حقیقت ماموریت اسلامی را به انجام رسانیده است هر چند که در ظاهر مسلمان و مومن نباشد.

مسلمانان نیز به تبعیت و پیروی و اطاعت و اتباع از پیامبر(ص) می بایست در این چارچوب حرکت کنند و به تعلیم کتاب حقوق و تکالیف و قانون اقدام کنند و مردمان را نسبت به حقوق طبیعی خود آگاه سازند تا زمینه قیام توده های علیه ظلم و اجرای عدالت جهانی و فراگیر فراهم آید.

عدالت خواهی و ظلم ستیزی ماموریت اسلامی

با آن چه بیان شد به سادگی می توان حکم کرد که ماموریت هر انسانی عدالت خواهی و ظلم ستیزی است. در این میان ماموریت هر مسلمان و مومنی قیام به عدالت جهانی است بی آن که نگاه کنند که این شخص مومن است یا کافر؛ زیرا این حق عدالت،‌ حق طبیعی و خدادادی نسبت به همه موجودات از جمله بشر است و نظام هستی بر مدار عدالت سامان یافته است و می بایست در تحقق آن اقدام کرد و هر گونه فساد و خللی در این حوزه از میان برداشته و اصلاح شود.

انسان مسلمان و مومن ، مصلح واقعی است و هر جا فسادی را یافت می کوشد تا در مقام اصلاح برآید و فساد را به صلاح تبدیل کند. از این روست که پیامبران به عنوان مصلحان واقعی مطرح می باشند و هر پیامبری در حد استطاعت خود تلاش کرد تا اصلاحات واقعی را در حوزه های مختلف انجام دهد و از فساد و افساد جلوگیری به عمل آورد.(هود، آیه ۸۸)

پیامبران و مومنان در طول تاریخ با روشنگری نسبت به حقوق مردمان از ایشان خواسته اند تا نسبت به ظلم و ستمی که بر ایشان از سوی ظالمان و ستمگران می شود مقاومت کنند و اجازه ندهند تا ظالمان بر ایشان بتازند و حقوق ایشان را تباه سازند. علت این که بسیاری از مردم طبقات پایین دست جامعه به پیامبران پیوستند مبارزه ای بود که پیامبران و ربانیون از یاران ایشان با ظلم و ستم داشته و خواهان عدالت و اجرای حقوق طبیعی مردم در جامعه بودند. این مبارزه پیامبران و امت اسلام در طول تاریخ عامل جذب و جلب طبقات پست جامعه به سوی پیامبران بوده است. از این روست که طبقات مرفه جامعه که بر اساس ظلم و ستم به مال و مقامات رسیده بودند این مردمان را پست می شمردند و ایمان ایشان را به تمسخر و استهزاء می گرفتند.(هود، آیه ۲۷)

آیات قرآن سرشار از گزارش هایی است که عدالت خواهان در برابر ظالمان قرار گرفته اند و در این میان پیامبران و مسلمانان در طول تاریخ بشریت علیه ظالمان و به نفع عدالت و حقوق طبیعی مردمان ایستادند و حتی جان خویش را فدای عدالت و مبارزه با ظلم کردند.(ال عمران، آیه ۱۱۲ وآیات دیگر)

پس ماموریت جهانی مسلمانان عدالت خواهی و ظلم ستیزی است و هر انسان مسلمانی بر اوست که در این راه مجاهدت کند و حقوق مظلوم را از ظالم بگیرد. امیرمومنان علی (ع) می فرماید: کونوا للظالم خصما و للمظلوم عونا؛ در برابر ظالم دشمن و برای مظلوم یار و یاور باشید. (نهج البلاغه) در این عبارت نفرموده است که اگر مظلوم مسلمان باشد می بایست یار و یاور او باشیم بلکه فرموده است که بر هر کسی ظلم شده می بایست به دفاع ازاو برخواست و یار و یاور او بود و او را در مبارزه با ظالم و کسب حقوق و اجرای عدالت یاری رساند.

جهاد و شهادت در راه نجات مستضعفان جهان

ظلم نقیض عدالت است و هر جا که ظلم باشد عدالت نیست؛ زیرا نسبت آنها تقابل نقیضین و سلب و ایجاب است. ظلم از نظر قرآن مصادیق بسیاری دارد. از این روست که خداوند در قرآن شرک را از مصادیق ظلم بزرگ دانسته است.(لقمان، آیه ۱۳)

استبداد و استکبار نیز از مصادیق ظلم است. بنابراین، مستبدان و مستکبران به عنوان ظالم شناخته و معرفی می شوند. در فرهنگ اسلامی هر نوع خودکامگى در رأى و فرمان‌روایى را استبداد مى‌گویند. استبداد در فکر و اندیشه همواره خودکامگی در عمل را به همراه دارد. از این روست که در آیات قرآنی برای مستبدان نشانه ها گفته شده که ریشه در استبداد فکری آن داشته و به عنوان اثر استبداد فکری بروز و ظهور می کند.

از جمله آثار و نشانه های استبداد می توان به سلب آزادی دیگران یعنی جلوگیرى از آزادى و انتخاب از جمله انتخاب دین حق اشاره کرد.(اعراف، آیه ۸۸)

هم چنین قتل مخالفان استبداد(اعراف‌، آیات ‌۱۲۳‌و‌۱۲۴‌و‌۱۲۷؛ طه ، ایه ۷۱)، شکنجه مخالفان (همان)، ایجاد خفقان(یونس، آیه ۸۳؛ قصص، ایه ۷) بازداشت و حبس و زندان مخالفان و بی گناهان(یوسف، ایات ۳۲ و ۳۵؛ شعراء، آیات ۲۳ و ۲۹)، تهمت و افتراهای ناروا و دروغین به دیگران (اعراف، آیات۱۲۳‌و‌۱۲۴؛ شعراء، آیه ۴۹)، ایجاد نظام طبقاتی و دسته دسته کردن اقشار مختلف مردم(قصص، آیه ۴)، ایجاد ترس در دل های مردمان و سرکوب هر گونه مخالفت و گفتمان رقیب(یونس، آیه ۸۳؛ قصص، آیه ۷)، استضعاف و به زبونی کشاندن مردمان (قصص، آیه ۴)، استثمار و بهره کشی مالی و جنسی (اعراف، ایات ۱۲۷ و ۱۴۱؛ ابراهیم، آیه ۶) و اذیت و آزار دیگران و مخالفان(اعراف، ایات ۱۲۷ و ۱۲۹) از دیگر آثار و نشانه های استبداد است که در آیات قرآنی به آن توجه داده شده است.

همین مستبدان فکری به سبب تکبر و خودبرتری که در خود می یابند،‌ گرایش به استکبار می یابند و رفتارهای استکباری را در حق دیگران و جامعه یا جوامع بشری در پیش می گیرند. از نظر مستبدان، آراء و نظریات ایشان کامل و گفتمان کامل و مناسبی برای بشریت است (غافر، آیه ۲۹ و آیات دیگر)هر چند که موجب استثمار و استضعاف برخی از افراد جامعه می شود و طبقات اجتماعی و شکاف طبقاتی را موجب می شود.

مستکبران در طول تاریخ با عدالت خواهان و مصلحان مبارزه می کردند و از این روست که به در مقابل پیامبران می ایستادند و آنان را به قتل می رساندند.(اعراف، آیه ۸۸ ؛ بقره، آیه ۸۷ و ایات دیگر) مستکبران به هیچ قانونی پای بند نیستند و در مقابل احکام عقل عملی می ایستند و بر نابهنجاری ها تاکید می کنند(فاطر، آیات ۴۲ و ۴۳) و نسبت به قوانین الهی متمرد می باشند.(بقره ، آیه ۳۴)

روحیه حق ناپذیری آنان اجازه نمی دهد تا به حقوق دیگران پای بند باشند و حقی را برای دیگران بپذیرند.(لقمان، ایه ۷؛ یونس، آیات ۷۵ و ۷۶؛ اعراف، آیات ۷۵ تا ۷۷)

همین روحیه تکبر و خودبرتربینی و استبداد در فکر و اندیشه و عمل موجب می شود که در مقام استکبار به استضعاف دیگران بپردازند و در حق ایشان ظلم روا دارند و زورگویی کنند.(اعراف، آیه ۸۸ و آیات دیگر)

از آن جایی که ماموریت پیامبران و مومنان در جهان، عدالت خواهی و عدالت گستری است و همین که کسی مظلوم یا مستضعف واقع شده بر انسان مسلمان است که به دفاع از آن بپردازد(حدید، آیه ۲۵) خداوند از مومنان و مسلمانان می خواهد تا جامه رزم بر تن کنند و برای نجات و رهایی مستضعفان به جنگ مستکبران و ظالمان و مستبدان بروند و توده های مستضعف و مظلوم را نجات بخشند.(نساء، آیه ۷۵)

از نظر قرآن گام نخست در برابر ظالم و مستکبر مبارزه است و در این راه می بایست استقامت و صبر ورزند و به سادگی دست از مبارزه نشویند و کنار نکشند.(همان و اعراف، ایه ۱۳۷) اما اگر ناتوان از مبارزه بودند لازم است که برای رهایی از ظلم و استکبار به سرزمین دیگر مهاجرت کنند و هرگز تن به ظلم و استضعاف ندهند؛ زیرا منظلم و پذیرش ظلم و ضعف در برابر مستکبران و ظالمان جایز نیست و انسان نمی بایست منظلم و ظلم پذیر باشد. پس اگر تاب مقاومت و مبارزه ندارد می بایست برای رهایی از ظلم و استکبار هجرت نماید.(نساء، آیه ۹۷)

به سخن دیگر، مبارزه منفی با ظلم و استکبار امری ضروری و لازم است و اگر انسان نتوانست با مبارزه مثبت ریشه بی عدالتی و ظلم و استکبار را بردارد می بایست با مبارزه منفی و هجرت اجازه ندهد تا گروهی در جامعه به عنوان ظالم و مستکبر شکل بگیرند.

پیامبران در طول تاریخ این گونه عمل کردند. در داستان حضرت موسی(ع) به خوبی روشن می شود که ایشان تا زمانی که در مصر امکان مبارزه بود مبارزه کرد و در برابر استبداد و استکبار و ظلم فرعونی و طبقات اشراف قبطی آن سرزمین ایستاد و هنگامی که دید که نمی تواند بر آنان پیروز شود و از طریق مبارزه مثبت ظلم و استکبار و استبداد را از میان بردارد، دست به هجرت زد تا خود و جامعه اش عامل برای تقویت استکبار و استبداد و ظلم نباشد.(مائده، آیات ۲۱ تا ۲۳)

از نظر قرآن هر گونه ترک مبارزه با استبداد در دو شکل مثبت و منفی آن، می تواند عامل زبونی و خواری دنیوی و اخروی شخص یا جامعه شود.(مائده، آیات ۲۱ تا ۲۶)

هر انسانی همان گونه که می بایست از هر گونه ظلم و استبداد و استکباری منزه و پاک باشد(آل عمران، ایه ۷۹؛ مریم، ایات ۱۴ و ۳۲) هم چنین می بایست نسبت به ظلم و استکبار و استبداد بی تفاوت نباشد و گرنه در دنیا و آخرت مجازات خواهد شد که چرا مبارزه مثبت یعنی جهاد یا منفی یعنی هجرت نکرده است.

دولت و ملت مسلمان ایران در طول انقلاب نشان دهد که اهل مبارزه جهانی با استبداد و استکبار و ظلم جهانی است و خود را برای نجات مستضعفان و مظلومان جهان آماده کرده است و در این راه هرگز کوتاه نمی آید؛ زیرا به خدا ایمان داشته و راهش خویش را انسانی و حق دانسته و با توکل به خداوند در این راه گام بر داشته و می دارد(مائده، آیات ۲۲ و ۲۳ و ایات دیگر) و عدالت و صلح و صفا را برای همه جهانیان می خواهد. انقلاب اسلامی بی گمان ادامه حرکت انسانی و جهانی پیامبران است و در همین مسیر خواهان عدالت و صلح جهانی و مبارزه با هر گونه ظلم و استبداد و استکبار می باشد و هر گونه جنگ و جهاد و تحریم را بر خود هموار ساخته است.