طغیانگری سرمایه داران از نظر قرآن

کفار

بسم الله الرحمن الرحیم

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، مال و فرزند آرایه ها و زینت های زندگی دنیوی است؛ آرایه های عاریتی همانند لباسی عاریتی که مدتی آن را به تن می کنیم، و در محافل بدان افتخار می نماییم، و سپس آن را از تن به در می آوریم و به صاحب اصلی آن می دهیم.

اما برخی از انسان ها به سبب غرور و فریب شیطان، این زینت های عاریتی را مِلک طِلق خویش دانسته و نسبت به مالک حقیقی آن طغیان می ورزند و می کوشند تا به هر شکلی شده آن را برای خویش نگه دارند؛ در حالی که این طغیانگری آنان نیتجه ای برای آنان جز خواری و خفت و عذاب دنیوی و اخروی ندارد.

از نظر قرآن، سرمایه داران به سبب تاثیر روانی ثروت و مال بر آنان، دچار نوعی توهم «استغنایی» می روند و خدا را بنده نیستند. این گونه است که رفتارها و کارهایی را انجام می دهد که بیانگر «سرخوشی و بدمستی» سرمایه داران است.

آثار طغیان در انسان

طغیان مصدر از مادّه « طغى » به معناى تجاوز از حدّ متعارف و خروج از مرزها و محدودیت هایی تعیین شده و چارچوب های ارایه شده است.

از نظر قرآن، طغیان علیه خدا به معنای عدم تأثّر از مقام ربوبیّت و پروردگاری خدا به سبب استکبار و خروج از زىّ عبودیّت و بندگی خداست که برای آن آفریده و خلق شده است.( التحقیق، حسن مصطفوی، ج ۸ ، ص ۸۱ ، «طغى»؛ المیزان، طباطبایی، ج ۲۰، ص ۱۹۲؛ ذاریات، آیه ۵۶)

بنابراین، مهم ترین تاثیر منفی طغیانگری را می بایست در مخالفت طغیانگر علیه پروردگاری و ربوبیت خدا دانست که به سبب «تکبر باطنی و استکبار رفتاری» بروز و ظهور می یابد و شخص به جای آن که بندگی خدا کند و در چارچوب هدایت های تکوینی و تشریعی رفتار و عمل کند و مطابق آموزه های وحیانی اسلام و شرایع آن زندگی کند، علیه آن مخالفت کرده و علیه اسلام تشریعی و هدایت تکوینی فطری موضع گیری می کند.

تکبر و استکباری که موجب می شود تا حد و مرز خویش را نشناسند و درخواست هایی عجیب از خدا بخواهند تا ایمان بیاورند و حق و حدود را مراعات کنند. خدا در قرآن بیان می کند که روحیه تکبر و استکباری آنان موجب می شود تا طغیان ورزید و از خدا درخواست چون نزول فرشتگان یا رویت پروردگار را داشته باشند(فرقان، آیه ۲۱)؛ در حالی که رویت خدا شدنی نیست(اعراف، آیه ۱۴۳) و رویت فرشتگان در مرتبه وجودی آنان نیز جز برای اشخاصی که تعالی مرتبتی داشته باشند، غیر ممکن است؛ اما نزول فرشتگان نیز نیازمند تغییر وضعیت آنان یعنی تمثل یابی(مریم، آیه ۱۷) یا تجسم یابی(انعام، آیه ۹) آنان است که در صورت تمثل خواهند گفت که گرفتار سحر شده و مسحور گشته اند ؛ چنان که در صورت تجسم یابی ، می گویند که بشری هم چون دیگران هستند و امر بر آنان روشن نخواهد شد.(انعام، آیه ۹)

البته خدا هشدار می دهد که در صورت نزول فرشتگان بر طغیانگران، نتیجه این نزول جز برای نابودی و حکم قضای حتمی الهی در حق آنان نخواهد بود.(انعام، آیه ۸)

همین روحیه طغیانگری که برخاسته از استکبار و غرور آنان است، موجب می شود تا نسبت به معجزات پیامبران واکنش مثبتی نداشته باشند و به تکذیب معجزات بپردازند.(شمس، آیات ۱۱ و ۱۳؛ انعام، آیات ۱۰۹ و ۱۱۰)

این گونه است که معجزات پیامبران را به سحر و جادو نسبت می دهند(ذاریات، آیات ۵۲ و ۵۳) و به هیچ وجه آن را نمی پذیرند و به تکذیب آن می پردازند. چنین طغیانگرانی راه هدایت الهی را نمی پذیرند و به اسلام و قوانین الهی پای بند نمی شوند و به ضلالت و گمراهی خویش ادامه می دهند.(اعراف، آیات ۱۸۴ و ۱۸۶)

بنابراین، سرمایه داران به سبب تکبر و استکبار ورزی خود را در حد و اندازه می دانند که تن به حق و حدود قوانین و مانند آن ندهند، بلکه از نظر قرآن بازتاب چنین روندی در فلسفه و سبک زندگی طغیانگران، تاثیرپذیری و گرایش به کفر و شرک است؛ چرا که روح طغیانگر آنان که ریشه در تکبر و استکبارورزی دارد، در برابر حق و عدالت نمی تواند سرخم کند و تن به اموری چون توحید محض، عدالت و مراعات حدود و قوانین بدهد؛ بلکه علیه آن قیام می کند. این گونه است که طغیانگران علیه همه مظاهر حق از جمله عدالت می ایستند و به ظلم می پردازند و به جای عبودیت خدا از بندگی وعبودیت سرباز می زنند یا دیگران را شریک خدا قرار می دهند و گرفتار گمراهی و ضلالت می شوند.(صافات، آیات ۲۲ تا ۳۲)

از نظر قرآن، طغیانگری بیش تری مردم ریشه در همان احساس استغنا و توهم آن دارد؛ از همین روست که می فرماید: کَلَّا إِنَّ الْإِنْسَانَ لَیَطْغَى أَنْ رَآهُ اسْتَغْنَى ؛ حقا که انسان طغیان و سرکشى مى ‏کند همین که خود را مستغنی و بى ‏نیاز پندارد.(علق، آیات ۶ و۷)

خدا در قرآن بیان می کند سرمایه داران دارای توهم استغنا، متاثر از فریب و غروری هستند که ثروت یا شیطان آنان را بدان گرفتار می کنند. از همین روست که در برابر حق از جمله توحید و عبودیت و پروردگاری خدا سر فرود نمی آورند و طغیان و سرکشی می کنند.(ملک، آیات ۲۰ و ۲۱)

علاقه شدید آنان به دنیا و وابستگی و دلبستگی به مادیات و زینت های دنیوی در آنان تا جایی است که حتی اگر به ظاهر اهل اسلام باشند، ولی در باطن دنیا را بر آخرت ترجیح می دهند و به تعبیری نقد دنیا را با حلوای نسیه آخرت معاوضه نمی کنند. از همین روست که ایثارگرانی هستند که دنیا را بر آخرت ترجیح می دهند نه آخرت را بر دنیا.(نازعات، آیات ۳۷ و ۳۸)

از نظر قرآن، طغیانگران گرفتار حیرت و سرگردانی و سرگشتی می شوند؛ زیرا هیچ گونه حق و هدایتی برای آنان نیست.(بقره، آیه ۱۵؛ اعراف، آیه ۱۸۶؛ یونس، آیه ۱۱؛ مومنون، آیه ۷۵؛ مجمع البیان، ج ۵ – ۶ ، ص ۱۴۳)

طغیانگران نسبت به مومنان و اهل توحید دشمنی می ورزند و عدوات و کینه توزی نسبت به آنان دارند و هر جا آتش جنگ خاموش می شود دوباره بر می افروزند و به ایجاد فساد در زمین می پردازند.(مائده، آیه ۶۴)

البته ممکن است که این طغیانگران حتی به ظاهر به اسلام و شرایع آن ایمان داشته باشند، ولی در باطن این گونه نیستند و هیچ ایمان و تعهدی نسبت به اسلام و شرایع و قوانین آن ندارند.(مائده، آیات ۶۴ و ۶۸)

این افراد به سبب همان طغیانگری علیه عبودیت و ربوبیت خدا، از فرمان های الهی پیروی و اطاعت نمی کنند و در برابر معجزات الهی قرار می گیرند و به تکذیب آن می پردازند و این گونه است که دلهایشان گرفتار شقاوت می شود و متاثر از معجزات آشکار الهی هم چون ناقه صالح نمی شوند، بلکه با شقاوت تمام اشقی الاشقیاء را از میان خویش را برای مقابله و قتل ناقه می فرستند(شمس، آیات ۱۱ تا ۱۴) و طغیان بزرگ را در تاریخ بشریت رقم می زنند.(فرقان، آیه ۲۱)

از نظر قرآن، طغیانگری هم چون ایمان از امور تشکیکی و دارای مراتب و درجات شدت و ضعف است. این بدان معناست که افراد طغیانگر روز به روز بر شقاوت و قساوت قلب آنان افزوده می شود تا جایی که هر آیه از آیات قرآنی به جای آن که نور در دلهای آنان بیافروزد، موجب طغیانگری بیش تر آنان می شود.(مائده، آیه ۶۸؛ فرقان، آیه ۲۱)

طغیانگران به سبب همان روحیه تکبر و رویه استکباری که دارند خود را برتر از دیگران می دانند و از همین روست که اگر چیزی در اختیار دیگران قرار گیرد حسادت می ورزند و دوست ندارند کسی غیر از آنان دارا چیزی باشد که نشانه برتری دیگران است.(مائده، آیه ۶۸)

استهزاء خداوند و تمسخر ایشان از برآیندهای طغیانگری آنان است؛ چنان که خدا بستری را فراهم می آورد که روز به روز بر شدت طغیان این افراد نیز افزوده شود و خدا نسبت به آنان این گونه امداد رسانی می کند.(بقره، آیه ۱۵؛ اسراء، آیه ۶۰)

خدا به سرمایه داران طغیانگر هشدار می دهد که طغیانگری آنان نسبت به اسلام و آموزه های آن می تواند نه تنها موجب از دست رفتن سرمایه و دارایی و نعمت آنان شود، بلکه می تواند موجبات هلاکت و نابودی آنان به سبب غضب الهی نیز شود و خدا ریشه آنان را برکند و ایشان را با همه دارایی و ثروتشان نیست و نابود کرده و به هلاکت برساند.(اعراف، آیات ۷۴ تا ۷۸؛ طه، آیه ۸۱)

بسترها و زمینه های طغیانگری

از نظر قرآن، اسباب و عواملی موجب می شود تا شخص به جای عبودیت و پذیرش ربوبیت و پروردگاری الهی، به طغیانگری رو آورد. از جمله مهم ترین اموری که بسترساز چنین امری است، می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. احساس استغناء: احساس بی نیازی و استغنا بلکه حتی توهم آن می تواند موجب شود تا افراد دچار غرور و تکبر شده و علیه خدا و ربوبیت او طغیان ورزند.(علق، آیات ۶ و ۷) پس باید گفت که سرمایه دارانی که گرفتار چنین توهمی هستند، در معرض طغیانگری هستند.
  2. تکبر و خودبرتربینی: ریشه دیگر طغیانگری به ویژه در سرمایه داران این است که آنان خود را برتر از دیگران می دانند و نمادهای عنایت الهی را در خود همان مال و ثروت بر می شمارند نه تقوای الهی. (فجر، آیات ۱۵ تا ۱۷؛ حجرات، آیه ۱۳) این روحیه موجب می شود تا در اجتماع و حتی در برابر خدا همانند ابلیس استکبار ورزند و رویه استکباری را در پیش گیرند و به طغیان گری علیه عبودیت و ربوبیت خدا اقدام کرده و قوانین الهی را نپذیرند و علیه آن باشند.(فرقان، آیه ۲۱)
  3. انکار قیامت و معاد: کسانی که به آخرت امیدی ندارند و بدان باورمند نیستند، هیچ حدود و قوانینی را نمی پذیرند که بر خاسته از ربوبیت الهی است. این گونه است که به فسق و فجور می پردازند و علیه عبودیت و ربوبیت و قوانین آن طغیان می ورزند.(مومنون، آیات ۷۴ و ۷۵؛ نباء، آیات ۲۲ و ۲۳)
  4. رفاه زدگی: رفاه زدگی سرمایه داران موجب می شود تا از داشتن نعمت های بسیار زیاد ره طغیان را در پیش گیرند و علیه خدا و شرایع و قوانین قرار گیرند(قصص، آیه ۵۸)؛ زیرا «بطر» به معناى طغیان هنگام نعمت است.(مجمع البیان، ج ۷ – ۸ ، ص ۴۰۵)
  5. سوء اختیار: از نظر قرآن طغیان ورزی و طغیانگری معلول اراده جبری الهی نیست، بلکه رویه ای است که روحیه این افراد آنان را بدان مبتلا می کند، یعنی وقتی شخص زمینه و بسترهای تکبر و استکبار را داشته باشد و گرفتار غرور و فریب شیطان یا هواهای نفسانی شود، طغیانگری علیه عبودیت و ربوبیت الهی را در پیش می گیرد. بنابراین نمی بایست طغیانگری خویش را معلول اراده جبری خدا بداند و به توجیه رفتار زشت خویش بپردازد. به سخن دیگر، از عوامل و بسترهایی که موجب می شود که شخص طغیانگری کند، سوء اختیارش در هنگام انتخاب آزاد راه از بیراهه است، نه این که بخواهد طغیانگری خویش را با جبر و اراده الهی توجیه کند.(ق، آیات ۲۷ و ۲۸)
  6. فقدان تزکیه نفس: انسانی که تزکیه نفس نمی کند و بی تقوایی را پیشه خویش می کند گرفتار طغیان می شود و در نهایت از عبودیت و ربوبیت الهی خارج می شود.(نازعات، آیات ۱۷ و ۱۸)
  7. نقض قسم : کسانی که به تعهدات خویش از جمله قسم و سوگندها پای بند نیستند، گرفتار طغیان علیه خدا و پروردگار می شوند و این گونه بستر هلاکت خویش را فراهم می آورد.(انعام، آیات ۱۰۹ و ۱۱۰)