ضرر رسانی به مردم از نظر قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم

ضرر به معنای ایجاد نقصان و کمبود در چیزی و قرار دادن دیگران در حالتی از پریشانی و بدحالی یکی از گناهان بزرگ از نظر قرآن است. از همین روست که خدا نسبت به کسانی که ضرررسانی را در زندگی پیشه کرده اند، هشدار می دهد که عقابی سخت در دنیا و آخرت نصیب آنان می شود.

البته از نظر قرآن، برخی از مردم با اعمال و کارهای خودشان، به خودشان ضرر می رسانند و آن گاه برای چاره جویی و رهایی عجز و ناله و انابه به درگاه خدا می آورند؛ در حالی که می بایست استغفار و توبه از کارهای خویش کنند و با اصلاح امور خود را از ضرر رها سازند.

نویسنده در این مطلب بر آن است تا چرایی و چگونگی ضرر رسانی به خود و دیگران را از نظر قرآن تبیین کند و راهکارهای قرآنی برای رهایی از این رفتار اجتماعی را بیان نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

فلسفه ضرر از نظر قرآن

ضرر ایجاد نقص و کمبود در چیزی (الصّحاح، ج ۲، ص ۷۱۹، «ضر»؛ ترتیب العین، ج ۲، ص ۱۰۳۹، «ضرّ»؛ لسان العرب، ج ۸، ص ۴۵، «ضرر») شامل همه امور حتی امور اعتقادی و روانی می شود؛ بنابراین اختصاص به ضرر مالی یا جانی و بدنی ندارد(التحقیق، ج ۷، ص ۲۵، «ضر») و این گونه است که پریشان حالی و بدحالی نیز از مصادیق ضرر است.(مفردات الفاظ قرآن کریم ، ص ۵۰۳، «ضر»)

شاید بتوان گفت که از نظر قرآن مهم ترین ضرری که به شخص یا امت وارد می شود، همان ضرر به اعتقادات است که موجب پریشان حالی و بدحالی واقعی روحی و روانی می شود؛ زیرا ضرر مالی و بدنی یا در کارهای خیر هر چند که مهم و اساسی است، ولی از دست رفتن خوشبختی و سعادت ابدی که در گرو اعتقاد سالم و بی نقص است، اساسی تر و مهم تر است.

از نظر قرآن، برخی از چیزها در چارچوب قوانین دنیوی، دارای سوء و ضرر هستند؛ و خدا از همین مساله برای آزمایش و ابتلاء مردم بهره می گیرد.

به سخن دیگر، یکی از فلسفه های وجود ضرر این است که خدا از آن به عنوان ابزاری برای آزمون مردمان بهره می گیرد. این گونه است که افراد انسانی را همان طوری که در شرایط رفاه و نعمت و امکانات قرار می دهد، در شرایطی قرار می دهد که گرفتار ضرر و نواقص و کمبودها می شود.

یکی از فلسفه ها و اهداف بهره گیری از ضرر در کنار نعمت برای آزمون، ظرفیت بخشی یا ظرفیت شناسی افراد انسانی و تبیین شخصیت و شاکله افراد و ایجاد ظرفیت ها در آن در کنار کشف شخصیت ها و اتمام حجت به خود فرد و شخص نسبت به ناخودآگاه و شخصیت نهان وی است.(یونس، آیه ۱۲؛ روم، آیه ۳۳؛ زمر، آیات ۸ و ۴۹)

بر این اساس انسان ها در طول زندگی خویش در معرض انواع و اقسام مضرات و ضررها هستند(همان) و نمی بایست امید داشته باشند که در زندگی دنیوی با موضوعی به نام ضرر مواجه نخواهند شد؛ زیرا هر کسی در طول وعرض زندگی اش با شماری از مضرات و مضارّ رو به روا خواهد شد.

ضرر به خود از نظر قرآن

خدا در آیات قرآنی از دو قسم ضرر یاد کرده است، قسمی که ضرر رسان به خویش ضرر می رساند؛ و نوعی که به دیگران ضرر می رساند.

از نظر قرآن، برخی از رفتارهای انسانی پیش از آن که به دیگران ضرر برساند، به خودش شخص ضرر می رساند؛ به عنوان نمونه ضرری که از طریق بیدادگری و ظلم و خودکامگی به دیگران وارد می شود، پیش از آن که به دیگران ضرر برساند به خود شخص ضرر می رساند.(یونس، آیه ۲۳)

هم چنین هر گونه اسراف اعتقادی، رفتاری و مالی از سوی شخص رفتاری است که به خود شخص ضرر می رساند و موجب کمبودها و نقصان در زندگی اش می شود(زمر، آیه ۵۳)؛ زیرا «اسراف» به معناى هر گونه تجاوز از حدّ اعتدال است. از همین رو، اسراف شامل مال و غیر مال است. (مفردات، ص ۴۰۷ – ۴۰۸، «سرف»)

البته برخی از مردم در مقام ایثارگری و احسان اکرامی، حاضر هستند تا برای جلوگیری از ضرر به دیگران، خود را در معرض ضرر قرار دهند تا دیگران در آسایش و رفاه باشند. به عنوان نمونه مومنان حاضرند بلکه بر خود واجب می دانند حتی اگر به ضرر خودشان یا خویشان خویش باشد، شهادت و گواهی به حق و حقانیت بدهند(نساء، آیه ۱۳۵)؛ زیرا «شهداء»، خبر دوم براى «کونوا» است، بنابراین شهادت به حق، تکلیفى لازم الاجراء است و متعلّق شهادت، کلمه «بالحق» فرض شده است. اگرچه شهادت، به ضرر گواه باشد. «ضرر» از حرف «على» استفاده شده است.

علت این گونه رفتار از سوی مومنان از آن روست که عدالت و عدالت قسطی در شاکله شخصیتی آنان چنان رسوخ کرده و ثبات دارد که مقوم ذات و هویت آنان شده است؛ از این رو، هرگز حاضر نیستند بر خلاف عدالت و عدالت قسطی رفتار کنند، حتی اگر بر ضرر و زیان آنان باشد.

ضرر به مومنان از نظر قرآن

از نظر قرآن هر گونه ضرر رسانی به دیگران در هر شکل و قالب و با هر عنوانی عملی خلاف شریعت است که عقل و نقل آن را کشف می کند. بنابراین ، مسلمانان و امت اسلام می بایست از ضرر و عوامل ایجادی آن اجتناب کند و خشم خدا را به جان نخرد.(بقره، آیه ۱۰۲؛ غافر، آیه ۲۸)

خدا در قرآن بیان می کند که انسان ها نمی بایست به دیگران ضرر برسانند. از همین روست که حضرت موسی(ع) وقتی می بیند که با سوراخ شدن کشتی به جان سرنشینان ضرر می رسد، اعتراض می کند و این را حق مسلم خویش می داند که حتی بر خلاف تعهداتی که به عالم لدنی سپرده، نسبت به ضرر رسانی به ویژه به جان دیگران، موضع گیری سخت و واکنش تندی داشته باشد؛ زیرا شریعت به کشف عقلی و نقلی هر گونه ضرر رسانی را حرام و گناه دانسته است.(کهف، آیه ۷۱)

البته باید توجه داشت که دشمنان تلاش می کنند تا به هر شکلی شده انواع ضرر را به امت اسلام و مومنان وارد سازند. مومنان و امت اسلام نیز می بایست تلاش کنند تا با بهره گیری از روش هایی جلوی ضرر رسانی آنان را بگیرند.

خدا در قرآن بیان می کند که جبهه کفر با استفاده از تمامى روشهاى عملى و تبلیغى، براى ضرر رساندن به مسلمانان تلاش می کند و اگر دسترسی داشته باشد از انجام هر گونه ضرر دریغ نمی کند(ممتحنه، آیه ۲)؛ زیرا بسط ید و لسان، یعنى دست درازى و زبان درازى مشرکان مکّه در صورت پیروزى بر مسلمانان با دست و زبان از هر اذیّت و ضررى کوتاهى نمى کنند و دشمنى خود را ابراز مى کنند. (مجمع البیان، ج ۹ – ۱۰، ص ۴۰۶)

دشمنان امت اسلام از درون و بیرون برای ضرررسانی استفاده خواهند کرد و در این میان منافقان و جریان های نفوذ و نفاق تلاش می کنند که با حضور در میان امت و بهره گیری از همه امکانات امت، ضررهایی را به اعتقاد و امنیت و جان و مال و اقتصاد مردم وارد سازند؛ چنان که منافقان صدر اسلام با ایجاد مسجد تلاش کردند، انواع ضررها را متوجه امت و دولت ولایی اسلام سازند و آنان را به شکست بکشانند.(توبه، آیه ۱۰۷)

هوشیاری مومنان و امید به امدادهای غیبی موجب می شود تا دشمنان در اهداف خویش ناکام مانند و نتوانند ضررهای غیر جبران ناپذیری را وارد کنند، هر چند که تلاش های آنان موجب می شود که مومنان و امت اسلام در سختی قرار گیرند و ضررهایی را متحمل شوند، ولی این ضررها اساسی و بنیان برانداز نیست(آل عمران، آیات ۱۱۰ و ۱۱۱)؛ زیرا در شأن نزول آیات شریفه آمده است که «عبدالله بن سلام» و یارانش پس از ایمان شان به پیامبر(صلى الله علیه وآله) مورد سرزنش و آزار رؤساى یهود قرار گرفتند؛ زیرا جمله «إلاّ أذىً» استثناء متّصل است؛ و معنایش چنین مى شود که نمى توانند ضرر برسانند، مگر ضرر کم. (مجمع البیان، ج ۱ – ۲، ص ۸۱۳ ؛ المحرر الوجیز، ج ۱، ص ۴۹۰)

خدا به مومنان وعده می دهد که منحرفان، عاجز از ضرر زدن به مؤمنان هدایت یافته هستند و کارهایشان مشکل اساسی ایجاد نمی کند.(مائده، آیه ۱۰۵)

شکی نیست که بزرگ ترین دشمن بشریت، شیطان است که سوگند خورده تا به انسان ها ضرر و زیان وارد کرده و آنان را به دوزخ بکشاند؛ اما خدا می فرماید که اولا شیطان در انجام این سوگند خود آزاد نیست، بلکه محدودیت هایی در قالب مشیت و اراده الهی برای وجود دارد و تنها در جایی می تواند به بشر زیان و ضرر برساند که ماذون است که از جمله آن ها ضرر رسانی به اولیاء و پیروان خودش است؛ اما نسبت به مومنان که اهل توکل به خدا هستند، ضرر نمی تواند وارد سازد که مهم و اساسی باشد. بنابراین مومنان می بایست با توکل راه را بر شیطان و ضرر رسانی او ببندند.(مجادله، آیه ۱۰)

عوامل ضرر به خود و دیگران از نظر قرآن

شکی نیست که ضرر رسانی به خود یا دیگران کاری بر خلاف عقلانیت است و کسی که به خود یا دیگران ضرر می رساند، گرفتار سفاهت و سبک مغزی است؛ زیرا ضرر مستقیم به خویش که از مصادیق بارز سفاهت است؛ اما از آن جایی که ضرر به دیگران نیز بازگشتش به ضرر به نفس و خویشتن است، این نیز از مصادیق سفاهت است؛ زیرا هر چند که مستقیم به خویش ضرر نمی رساند، ولی با واسطه ضرر رسانی به دیگران خویش نیز مبتلا خواهد شد. پس کسی که می داند مستقیم یا غیر مستقیم به خویش ضرر می رساند، اگر اقدام به چنین کاری کرد، کسی جز انسان سفیه و سبک مغز و بی خرد نیست.

عواملی که موجب می شود که انسان به دیگران ضرر برساند، شامل موارد زیر است:

  1. اطاعت رهبری از آرای سطحی مردم: رهبران الهی می بایست تابع شریعتی باشند که عقل سلیم و نقل معتبر وحیانی آن را بیان می کند. بنابراین، هر گونه پیروی و اطاعت رهبران الهی از آرای سطحی مردم در امور زندگی موجب ضرر به خود و دیگران می شود که باید از آن اجتناب کرد.(حجرات، آیه ۷)
  2. اسراف: تجاوز از حدود اعتدال و زیاده روی در امور موجب می شود که شخص به خویش و دیگران ضرر برساند.(زمر، آیه ۵۳)
  3. کفر و تکذیب پیامبران: از نظر قرآن، کفر و تکذیب پیامبران موجب می شود که خدا آنان را گرفتار ضرر کند تا با تضرع به سوی خدا ، از آن رهایی یافته و با اسلام و ایمان از ضرر در امان مانند(انعام، آیه ۴۲؛ اعراف، آیه ۹۴)؛ زیرا با توجّه به آیات قبل که درباره تکذیب آیات الهى و انبیا بود، مى توان گفت: جمله «فأخذناهم بالبأساء والضّرّاء، نتیجه تکذیب و مخالفت با آنان است؛ یعنى «فکذّبوا فخالفوا فأخذناهم … ». «ضرّاء» از مادّه ضرر، به معناى کاستى است. (مجمع البیان، ج ۳ – ۴، ص ۴۶۶) البته باید توجه داشت که یکی از علل گرفتاری بشریت به ضرر و سختی و رنج در هنگام حضور پیامبران و دعوت آنان، فلسفه ابتلاء و فتنه است تا خوب و بد و مومن از غیر مومن و متضرع از غیر متضرع مشخص شود.(همان ؛ بقره، آیات ۱۵۵ و ۲۱۴) باید توجه داشت که «ضرّاء» به معناى نقص در مال و جان است.(لسان العرب، ج ۸ ، ص ۴۵، «ضرر»).
  4. بغی و تجاوز ناحق: کسانی که به ناحق دست به تجاوز و بغی می زنند، گرفتار ضرر به خویش و دیگران می شوند. در حقیقت باغی با بغی خویش به خویش و دیگران ضرر می رساند.(یونس، آیه ۲۳)
  5. خمر و شراب الکلی: نوشیدنی های الکلی موجب می شود تا به عقل ضرر برسد و ناتوان از اندیشیدن شود. این گونه است که شخص مست به خویش و دیگران ضرر می رساند؛ زیرا فاقد عقلانیت و رفتار عقلانی است.(نساء، آیه ۴۳؛ صافات، آیات ۴۵ و۴۷)
  6. دروغ: صداقت و راستی بیان حقیقت است و کسی که دروغ می گوید به خویش و دیگران ضرر می رساند.(غافر، آیه ۲۸)
  7. سحر و شطینت: سحر و جادو از علوم غریبه است که با آن می توان به خویش یا دیگران ضرر رساند. کسانی که گرفتار سحر می شوند، گرفتار ضرر به خویش و دیگران هستند.(بقره، آیه ۱۰۲) البته باید توجه داشت که ساحران هم چون شیاطین دست آنان برای هر گونه ضرر رسانی باز نیست، بلکه اعمال آنان زمانی می تواند تاثیر گذار باشد که در چارچوب مشیت و اراده الهی باشد که از آن به «اذن الهی» یاد می شود. شکی نیست که خدا نمی گذارد که شیاطین و ساحران به مومنان ضرر برساند یا ضرر اساسی برساند، بلکه آنان با بهره گیری از توکل و استعاذه و دعا می توانند خود را از شرور و ضررهای احتمالی و فعلی ساحران و شیاطین در امان نگه دارند.(همان؛ یونس، آیه ۱۲؛ نحل، آیات ۵۳ و ۵۴؛ روم، آیه ۳۳؛ زمر، آیات ۸ و ۴۹)
  8. گمراهی و ضلالت: انسان های گمراه و گرفتار ضلالت کسانی هستند که به خویشتن و دیگران ضرر می رسانند.(یونس، آیه ۱۰۸؛ اسراء، آیه ۱۵؛ سباء، آیه ۵۰؛ زمر، آیه ۴۱) از نظر قرآن ضرر و زیان واقعى انسان، در ضلالت و از دست دادن هدایت است(بقره، آیه ۱۶)؛ زیرا از فحواى جمله «فما ربحت تجارتهم؛ تجارت شان سودى ندارد»، ضرر استفاده مى شود.
  9. سوگند شکنی: کسانی که تعهد می دهند و سوگند می خورند می بایست پای بند به آن باشند و آن را نقض نکنند. کسی که بر خلاف سوگند خویش عمل کند، به خویش ضرر رسانده است.(نحل، آیه ۹۴)
  10. بی تقوایی: کسانی که تقوای الهی ندارند و بر خلاف آموزه های شریعت و وحی عمل می کنند، گرفتار ضرر به خویشتن و دیگران هستند.(آل عمران، آیه ۱۲۰) از نظر قرآن افرادی که بی تقوایی را پیشه خویش می کنند ممکن است که به ظاهر مسلمان باشند، ولی وقتی بر خلاف عرف و معروف پسندیده اجتماعی عمل می کنند و حقوق دیگران را تضییع می کنند و مثلا همسران خویش را در حالتی قرار می دهند که از فواید ازدواج و آسایش و آرامش آن سود و بهره نمی برند، در حقیقت چنین افرادی به خویش و دیگران ضرر می رساند.(بقره، آیه ۲۳۱) هم چنین از نظر قرآن مردانی که در حیض با همسران خویش زناشویی می کنند، به همسرشان ضرر می رساند که ریشه در همان بی تقوایی دارد.(بقره، آیه ۲۲۲) چون زنان در این حالت در اذیت و آزار هستند و زناشویی موجب ضرر می شود.
  11. بی انصافی: برخی از مسلمانان به سبب بی انصافی حقوق دیگران را تضییع می کنند و به دیگران زیان و ضرر می رسانند. به عنوان نمونه والدین در وصیت نامه ممکن است که این گونه رفتار کنند(نساء، آیه ۱۲)؛ زیرا جمله «غیر مضارّ» یعنى از جهت وصیّت یا هنگام وصیّت، وصیّت یا دَین او نسبت به وارث ضررى نباشد. (مجمع البیان، ج ۳ – ۴، ص ۲۷ و ۲۹؛ الکشّاف، ج ۱، ص ۴۸۶)
  12. ترک عرف اجتماعی: کسانی که بر اساس عرف اجتماعی معقول و مقبول عمل نمی کنند، به خود و دیگران ضرر می رسانند؛ چنان که والدینی که این گونه هستند، به زن و فرزند خویش ضرر می رسانند به طوری که مثلا پدر در ارث به فرزند ضرر می رساند یا مادر در شیردهی.(بقره، آیه ۲۳۳)
  13. نفاق: خدا در قرآن بیان می کند که منافقان از جمله کسانی هستند که به سبب نفاق خویش به امت و امام ضربه می زنند و زیان و ضرر می رسانند. از جمله خدا در قرآن بیان کرده که منافقان، درصدد ضرر زدن به پیامبر(صلى الله علیه وآله)، در صورت ابلاغ ولایت امیرمؤمنان(علیه السلام) هستند(مائده، آیه ۶۷)؛ زیرا شاید مقصود از لفظ «الناس» توده مردم است که در آن هم مؤمن است هم منافق بیماردل، اختلاطشان بدون تمایز بوده است و مقصود از «قوم کافرین» قومى است که در میان این جماعت مردم بدون اسم و رسم اند که منافقان باشند. (المیزان، ج ۶ ، ص ۵۱)