ضرررسانی، عوامل و آثار آن

بسم الله الرحمن الرحیم

یکی از کلیدی ترین اصطلاحات اسلامی، «لاضرر و لاضرار فی الاسلام» است. این بدان معناست که هیچ نوع ضرر یک سویه یا دو سویه در اسلام جایز دانسته نشده و آموزه های اسلامی نیز حکمی را در خود ندارد که موجب ضرر و زیانی به کسی باشد، بلکه حتی قوانین و احکام به ظاهر ضرری چون پرداخت مالیاتی به نام زکات یا خمس یا وجوب هزینه های مالی و جانی در انجام جهاد یا حج، قوانینی نیست که ضرری متوجه کسی باشد، بلکه باطن آنها، چیزی جز سود و منفعت نیز برای شخص نیست.

خدا به مردمان هشدار می دهد تا در زندگی به گونه ای عمل نکنند که به خودشان یا دیگران ضرر برسانند یا به گونه ای عمل نکنند که ضرر دو سویه باشد و هر دو نفر یا گروه ضرر کنند. از نظر قرآن هر گونه ضرر مالی و بدنی و روحی و مانند آن ها به دیگران از خویش یا غیر خویش، حرام و گناه است.(بقره، آیات ۲۸۲ و ۲۳۱ و ۲۳۳؛ نساء، آیه ۱۲؛ طلاق، آیه ۶؛ توبه، آیات ۱۰۷ و ۱۰۸؛ حشر، آیات ۴ و ۵)

خدا در قرآن بیان می کند که برخی چنان در ضرررسانی به خویشتن از طریق انجام کارهای خلاف شریعت اصرار دارند که در این راه اسراف و زیاده روی هم می کنند و آینده خویش را تباه می سازند، در حالی که خدای غفور و رحیم است.(زمر، آیه ۵۳)

آثار انسان ها به یک دیگر

برای این که علت هشدار و انذار خدا را درک کنیم بهترین روش آن است که آثار آن را بشناسیم. از همین روست که خدا در قالب علت یا حکمت هر حکمی از احکام به آثار خوب یا بد آن اشاره دارد.

از نظر قرآن، ضرر و ضرار آثاری دارد که از جمله آن ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. دوری از خدا و محرومیت از قرب الهی: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، کسانی که به هر شکلی ضرری را به خویش یا دیگران می رسانند، مانند کسی که گناهی را مرتکب می شود، با چنین رفتار ضرری، خود را از خدا دور کرده و از قرب الهی محروم می شود.(زمر، آیه ۵۳)
  2. خسران و زیان از سرمایه: از نظر قرآن کافر با کفر خویش به خودش ضرر می رساند و سرمایه وجودی خویش را تباه کرده و خسران ابدی را برای خویش رقم می زند.(فاطر، آیه ۳۹)
  3. عذاب عظیم: کسی که نقض عهد می کند و سوگند خویش را می شکند، برای خویش عذاب عظیم را فراهم می کند.(نحل، آیه ۹۴)
  4. محرومیت از هدایت پاداشی: هر انسانی به طور فطری و تکوینی از هدایت باطنی و فطری برخوردار است(طه، آیه ۵۰؛ شمس ، آیات ۷ تا ۱۰) ؛ اما هدایت پاداشی تنها نصیبی کسانی می شود که بر فطرت خویش باقی بمانند و گناه نکنند؛ زیرا گناه موجب می شود تا ضرر کنند و از هدایت پاداشی الهی محروم شوند.(بقره، آیه ۱۶)
  5. عدم بهره مندی از نعمت: کسی که ضرری را به دیگری می رساند مانند ساحران نمی توانند از درآمد آن بهره مند شوند.(بقره، آیات ۱۰۲ و ۱۰۳)

عوامل ضرر رسانی به دیگران

در آیات قرآنی عواملی بیان می شود که به عنوان علل وعوامل ضرر رسانی به دیگران است؛ به این معنا که برخی از افکار و رفتار موجب می شود تا انسان به جایی آن که به دیگران خیر برسانند، ضرر می رساند و این گونه نه تنها به خویشتن آسیب می رساند، بلکه به اجتماع انسانی نیز آسیب می رساند و خشم و غضب الهی را به جان می خرند. از جمله این عوامل می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. اسراف و زیاده روی بر خویشتن: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، زیاده روی و اسراف بر خویشتن با انجام گناه موجب می شود تا انسان گرفتار قنوط و یاس از خدا شده و از قرب الهی محروم گردد.(زمر، آیه ۵۳؛ غافر، آیه ۲۸)
  2. عدم مراعات حدود الهی: کسانی که حدود الهی را مراعات نمی کنند و مثلا در حیض با زن خویش آمیزش دارند، به خود و همسرس خویش زیان می رسانند.(بقره، آیه ۲۲۲)
  3. انکار پیامبران: انکار پیامبران موجب می شود تا انسان گرفتار خشم الهی شده و ضرر و کاستی هایی متوجه آنان شود.(انعام، آیه ۴۲؛ اعراف، آیه ۹۴؛ مجمع البیان، ج ۳ – ۴، ص ۴۶۶)
  4. معلق گذاشتن زن: هر گونه رفتار بیرون از عرف نسبت به زنان، ضرری است که می بایست از آن اجتناب کرد؛ مثلا وقتی زنی را طلاق داده می بایست از هر گونه رفتار ضرری نسبت به او اجتناب کرد و حق و حقوق وی را به تمام و کمال ادا نمود.(بقره، آیه ۲۳۱)
  5. پیروی رهبری از هواهای نفسانی امت: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، رهبری و امت می بایست از احکام الهی پیروی کنند تا از هر گونه ضرری در امان مانند. این که رهبری امت به دلایلی بخواهد بر اساس خواسته های نفسانی مردم و امت عمل کنند، کاری نادرست است که آسیب آن به اجتماع باز می گردد.(حجرات، آیه ۷)
  6. تجاوز از حق: از نظر قرآن هر گونه تجاوز از حق و حقیقت می تواند به شخص یا دیگری آسیب برساند.(یونس، آیه ۲۳)
  7. مواد مخدر: انسان با عقل خویش است که می تواند از علم بهره گیرد. هر گونه عاملی که عقل را از کار بیاندازد می تواند عاملی برای ضرر و زیان باشد؛ چنان که خمر و شراب الکلی این گونه است.(نساء، آیه ۴۳؛ صافات، آیات ۴۵ و ۴۷)
  8. دروغ: از مهم ترین عواملی که انسان را گرفتار ضرر می کند و به دیگران نیز ضرر می رسانند، دروغ گویی است.(غافر، آیه ۲۸)
  9. سحر: از عواملی که موجب اذیت و ضرر به دیگری می شود، سحر و جادو است.(بقره، آیه ۱۰۲)
  10. شیطان: شیطان، سبب مبتلا شدن انسانها به ضررها می شود و حتی به دیگران ضرر می رساند.(مجادله، آیه ۱۰)
  11. گمراهی: گمراهى، موجب ضرر به خود و دیگران می شود.(یونس، آیه ۱۰۸؛ اسراء، آیه ۱۵؛ سباء، آیه ۵۰)
  12. گناه: انسان با گناه گرفتار ضرر و زیان می شود و نعمت ها را از دست می دهد.(نساء، آیه ۱۱۱؛ نور، آیه ۵۴؛ زمر، آیه ۵۳)
  13. نقض سوگند: کسی که قسم و سوگندی می خورد و آن را نقض می کند، به خودش ضرر می رساند.(نحل، آیه ۹۴)
  14. کفر: کفرورزی موجب می شود که شخص دچار ضرر و زیان شود.(روم، آیه ۴۴؛ فاطر، آیه ۳۹)

البته در مواردی لازم است تا برای جبران ضرر بزرگ تری، ضرر کوچک تری را انجام داد و به تعبیر دیگری برای دفع ضرر افسد به فساد رو آورد.(کهف، آیه ۷۹)

آثار ضرر رسانی خدا به انسان

از نظر قرآن، خدا به عنوان «ضار» انسان ها را در شرایطی قرار می دهد تا ضرری به آنها متوجه شود. البته از نظر قرآن، اسلام به عنوان دین چیزی جز خیر و نور برای انسان نیست؛ اما خدا به سبب اهدافی گاه اضراری را متوجه انسان می کند تا انسان بیدار و هوشیار شده و از مسیر نادرست و غلط بازگردد. از جمله مهم ترین اهداف و فلسفه هایی که برای اضرار الهی می توان بر شمرد، آزمون و آزمایش مردم(بقره، آیات ۱۵۵ و ۲۱۴) و ایجاد بازگشت به سوی خدا و تضرع در پیشگاه خدا در مقام تذلل است.(انعام، آیه ۴۲؛ اعراف، آیه ۹۴؛ مجمع البیان، ج ۳-۴، ص ۴۶۵؛ مفردات الفاظ قرآن کریم، ص ۵۰۶، «ضرع») از همین روست که در آیات قرآنی از اضرار الهی نسبت به انسان سخن و از آثار و نیز عوامل آن سخن به میان آمده است. برخی از آثار اضرار الهی به انسان عبارتند از:

  1. اعتراف به قدرت الهی و ضعف خویش: از نظر قرآن، گاهی خدا با ضرر رسانی به مردم بر آن است تا مردم به حقیقتی آشنا شوند و نسبت به نقاط ضعف خویش به عنوان انسان آگاهی یابند و برای جبران آن کاری را انجام دهند که ضعف ایشان برطرف شود. به عنوان نمونه انسان هر گاه با ضرری مواجه می شود که خدا به او می رساند، به این نکته می رسد که همه چیز در دست خدا است و شخص انسانی نمی تواند خودش را از شرّ و زیان آن نجات دهد، بلکه تنها راه رهایی، بازگشت به قدرت خدا است و اتصال به اوست. خدا در قرآن می فرماید که ضررهاى وارد بر انسان، هنگام گرفتاریها، موجب اعتراف آنان به ناتوانى خویش و قدرت خداوند است.(یونس، آیه ۱۲؛ نحل، آیه ۵۳؛ زمر، آیات ۸ و ۴۹)
  2. شناخت نسبت به عجز اسباب غیر الهی: از دیگر کارکردها و آثار اضرار الهی به انسان می توان به شناخت انسان نسبت به عجز اسباب غیر الهی اشاره کرد؛ زیرا وقتی انسان در کارهای خویش به اسباب غیر الهی متوسل می شود چنان که بت پرستان به جای خدای رب العالمین متوسل به معبودان غیر الهی و بتان و طاغوتان می شوند، خدا با اضرار رسانی به این افراد بر آن است تا ایشان را به ناتوانی این اسباب و عجز آنان آگاه کرد و در مسیر درست و صراط مستقیم قراردهد.(اسراء، آیه ۶۷)
  3. بیداری فطرت: از نظر قرآن، ضررها و گرفتاریهای که انسان از سوی خدا بدان گرفتار می شود، موجب بیدارى و تجلّى فطرت توحیدى انسان می شود؛ زیرا اگر این ضررهای الهی نباشد، انسان گمان می کند که مسیری که انتخاب کرده درست و راست است و این گونه هرگز در مسیر حق قرار نمی گیرد؛ ایجاد ضرر و اضرار الهی به انسان ها موجب می شود تا فطرت توحیدی ایشان بیدار شده و در مسیر حق قرار گیرند. (یونس، آیه ۱۲؛ نحل، آیه ۵۳؛ اسراء، ایه ۶۷؛ روم، آیه ۳۳؛ زمر، آیات ۸ و ۴۹)
  4. تربیت انسان: ضررهایی که از سوی خدا به انسان می رسد، موجب می شود تا انسان تربیت شود و شیوه هایی را به کار گیرد که موجب بهره مندی از عنایت وفضل الهی می شود.(انعام، آیه ۴۲؛ اعراف، آیه ۹۴)
  5. تضرع و انابه به سوی خدا: انسان در شرایط عادی ممکن است خدا را فراموش کرده و سرگرم زندگی دنیا شود؛ اما با اضرار الهی شخص به فکر خدا و آخرت می افتد و با تضرع و انابه به خدا در پناهگاه امن الهی وارد می شود.(همان)
  6. پناهگاه الهی: برای مجاورت با خدا و پناه بردن به سایه امن الهی، گاه لازم است تا شخص گرفتار ضرر و زیان شود و به خود آید. از همین روست که خدا گاه نعمتی را می گیرد تا انسان به خدا پناه برد و مجاور او شود.(نحل، آیه ۵۳) گفتنی است که «جؤار» به معناى ناله و تضرّع و فریادخواهى است.(مجمع البیان، ج ۵ – ۶ ، ص ۵۶۳؛ لسان العرب، ج ۴، ص ۱۱۲، «جأر») کسی که فریادخواهی می کند می خواهد در پناه امن الهی قرار گیرد.
  7. شناخت صاحب نعمت: از آیات قرآنی به دست می آید که اصل وجود و بقای آن، نعمتی الهی است. اصولا هر چه انسان دارد نعمتی خدایی است: وَمَا بِکُمْ مِنْ نِعْمَهٍ فَمِنَ اللهِ.(نحل، آیه ۵۳) پس هر گاه خدا نعمتی را می گیرد و ضرری به انسان می رساند، انسان به این امر بیش تر متوجه و التفات یافته و به سوی خدا باز می گردد و به دامن امن الهی پناه می برد و مجاور می شود.(همان)
  8. دعا و نیایش: اصولا کسی که هماره در نعمت فراوان و رفاه و آسایش بی پایان باشد، خدا را فراموش می کند و دعا و نیایش به پیشگاه خدا را انجام نمی دهد؛ اما وقتی با ضرر و زیانی مواجه شود، به سوی خدا بازگشته و دست به دعا و نیایش برمی دارد. بنابراین، اضرار الهی به انسان موجب توجه یابی انسان به خدا و انجام نیایش و دعا است.( یونس، آیه ۱۲؛ روم، آیه ۳۳؛ زمر، آیات ۸ و ۴۹) مومنان بر این باورند که همان طوری که خدا نعمتی را می دهد می تواند بگیرد و یا دوبار باز پس دهد. چنین حالتی موجب می شود تا برخلاف مشرکان هرگز احساس مصونیت نکنند و پس از رهایی از ضرری و رسیدن به نعمتی، گستاخ نشوند؛ این در حالی است که مشرکان گرفتار هیجان زدگی فرحناکی و فخر و تفاخر بی مورد می شوند.(هود، آیه ۱۰؛ اسراء، آیه ۶۷؛ زمر، آیات ۸ و ۴۹)
  9. رفع تکلیف: چنان که گفته شد در اسلام هیچ حکم ضرری نیست. از همین روست که وقتی انسان گرفتار بیماری است و ممکن است انجام عملی ضرر و زیانی به جسم او برساند، آن حکم الهی از شخص برداشته شده که در اصطلاح به آن رفع تکلیف می گویند. به عنوان نمونه ضرر، از عوامل رفع تکلیف وضو و غسل، و تبدیل آن به تیمم است که در قرآن بیان شده است.(نساء، آیه ۴۳؛ مائده، آیه ۶)
  10. رهایی از عصیانگری: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، مومنان بر اساس توحید فعل بر این باورند که دادن نعمت و گرفتن آن به دست خدا است. بنابراین، وقتی پس از ضرر به نعمتی می رسند، ضرر گذشته را فراموش نمی کنند و این گونه در هنگامه نعمت عصیان ورزی ندارند، اما مشرکان گرفتار عصیانگری در هنگامه نعمت می شوند؛ زیرا آنان ضرر را به طبیعت استناد می دهند و از توحید فعل غافل هستند.(اعراف، آیات ۹۴ و ۹۵)