صفات و ویژگیهای مومنان

بسم الله الرحمن الرحیم

ایمان دارای مراتب بسیار زیادی است، به طوری که میان درجه پایین آن با مرتبه بالای آن چنان تفاوتی است که گویی هیچ گونه ارتباطی میان آنها نیست و هر یک حقیقتی غیر از دیگری است؛ زیرا در وهله نخست انسان گمان می کند تنها یک اشتراک لفظی همانند شیر جنگل و شیر خوراکی در میان باشد. بنابراین، وقتی در قرآن سخن از صفات و ویژگی های مومنان به میان می آید، مراد همه این مراتب است، مگر آن که خود تصریح با مراتب پایین یا بالای آن کرده باشد.

به سخن دیگر، صفاتی که در آموزه های وحیانی قرآنی برای مومنان بیان می شود در بیش تر موارد شامل همه درجات و مراتب آن است. این بدان معناست که اهل ایمان و مومنان باید این صفات را دارا باشند تا به عنوان اهل ایمان شناخته شوند. این صفات وویژگی های عبارتند از :

  1. آخرت طلبی: از مهم ترین ویژگی ها و صفات مومنان، آخرت طلبی آنان است. بنابراین، آنان زندگی دنیوی را مقدمه ای برای آخرت دانسته و آخرت را مقصد و مقصود فعالیت های زندگی خویش قرار می دهند؛ آن چه فلسفه زندگی آنان را تشکیل می دهد، فراهم آوری چیزهایی است که به درد آخرت آنان بخورد. چنین فلسفه ای به زندگی موجب می شود تا آنان در هر کاری وارد شوند، با توجه به ارزش آن کار نسبت به آخرت به آن اهتمام می ورزند و بر اساس چنین ارزشگذاری زندگی دنیوی خود را سامان می دهند. نگرشی چنین موجب می شود تا در همه امور از جمله جهاد و قتال علیه کفار و دشمنان، اهل پایداری و مقاومت باشند و جانفشانی کنند و شهادت را شیرین تر از عسل بدانند و برای کسب إِحْدَى الْحُسْنَیَیْنِ یعنی پیروزی یا شهادت تلاش کنند.(توبه، آیه ۵۹؛ آل عمران، آیه ۱۵۹؛ اسراء، آیات ۱۹ تا ۲۱؛ نساء، آیات۷۲ تا ۷۴)
  2. بینش صحیح: مومنان دارای بینش صحیح نسبت به هستی و فلسفه زندگی هستند و بر اساس همین بینش صحیح سبک زندگی خود را سامان می دهند. از مهم ترین بینش ها و نگرش های مومنان می توان به بینش توحید «از اویی به سوی اویی» اشاره کرد.(بقره، آیه ۱۵۶) همین تفاوت نظر و بینش مؤمنان با کافران، در تفسیر و تحلیل امور از جمله عوامل حیات و مرگ، سبک زندگی آنان را در دنیا تحت تاثیر مستقیم قرار می دهد، به گونه ای که مومنان در سبک زندگی به گونه ای غیر از کافران رفتار و عمل می کنند.(آل عمران، آیه ۱۵۶؛ بقره، آیات ۲۰۰ و ۲۰۱ ؛ فصلت، آیه ۳۰؛ توبه، آیه ۵۹؛ و آیات بسیار دیگر) به عنوان نمونه برخوردارى جادوگران مؤمن در عصر موسی(ع) از بینش صحیح، مایه پایدارى آنان بر ایمان خود در برابر شکنجه های فرعونی تا شهادت شد.(اعراف، آیات ۱۲۰ تا ۱۲۶؛ طه، آیات ۷۰ تا ۷۳؛ شعراء، آیات ۴۶ تا ۵۱) از نظر قرآن، ثابت نگه‌داشتن مؤمنان در عقیده و بینش صحیح، از اهداف نزول قرآن است(نحل، آیه ۱۰۲) و خدا به اشکال گوناگون برای تثبیت مؤمنان به عقیده ثابت در زندگى دنیا کمک می کند(ابراهیم، آیه ۲۷) و از مومنان می خواهد با اعمال صالح بر اساس فلسفه اسلامی ، به تثبیت این عقیده صحیح یاری رسانند. از جمله این اعمال می توان به صدقه و انفاقات مالی اشاره کرد که موجب تثبیت نفس انسانی در صراط مستقیم می شود.(بقره، آیه ۲۶۵)
  3. آبرومندی: از نظر قرآن، اخلاق مهم ترین امر ارزشی در زندگی انسانی است، به طوری که فلسفه بعثت پیامبر(ص) اتمام مکارم اخلاقی و تعلیم و تزکیه انسان قرار داده شده است.(بقره، آیه ۱۵۱؛ آل عمران، آیه ۱۶۴؛ جمعه، آیه ۲) از نظر قرآن، از صفات مومن حفظ حریم های اخلاقی از جمله حیا و عفت است. از نظر اسلام اخلاق از چنان اهمیتی برخوردار است که دین داری متوقف به حیا شده است؛ چنان که امیرمومنان امام علی (ع) می فرماید: اَلحَیاءُ هُوَ الدِّین کُلُّه ؛ حیا تمام دین است.(مستدرک الوسائل، ج ۸، ص ۴۶۵) و امام صادق (ع) نیز فرمود: لا ایمانَ لِمَن لاحَیاءَ لَهُ ؛ایمانی نیست برایآن کسی که حیا ندارد. هم چنین امام باقر (ع)فرمود: اَلحَیاءُ وَ الاِیمان مَقرُونانِ فی قَرنٍ فَاِذا ذَهَبَ اَحَدَهُما تَبَعهُ صاحِبهُ ؛حیا و ایمان با هم بر یک شاخه قرار گرفته اند، پس هرگاه یکی از آن دو برود، دیگری نیز از او تبعیت می کند.(همان) هم چنین امام حسین (ع) فرمود: لا حَیاءَ لِمَن لادِینَ لَهُ ؛ آنکه دین ندارد، حیاء هم ندارد.(همان) از همین روست که مومنان تلاش می کنند تا عرض و آبروی خویش را حفظ کنند و با همه فقر و نداری دست خویش به سوی دیگران دراز نمی کنند و چیزی از آنان نمی خواهند.(بقره، آیه ۲۷۳) مومنان نه تنها تلاش می کند تا آبروی خویش را حفظ کند بلکه حافظ عرض و آبروی دیگر مومنان باشد(حجرات، آیات ۱۱ و ۱۲؛ تحریم، آیه ۸) هم چنین از نظر قرآن، آبروداری تا آن جا اهمیت دارد که به عنوان درخواستی از سوی مومنان در قیامت مطرح می شود(آل عمران، آیه ۱۹۴) و خدا نیز در دنیا و آخرت به حفظ آبروى مؤمنان اهتمام دارد و اجازه نمی دهد تا آبروی مومنی در معرض خطر قرار گیرد.(نور، آیه ۱۹؛ احزاب، آیه ۵۸؛ حجرات، آیات ۱۱ و ۱۲)
  4. آرزوهای نیک: از صفات مومنان این است که آرزوهای نیکی را برای خود و دیگران در نظر داشته واز خدا تحقق آن را خواهان هستند. از جمله آرزوهای نیک مومنان شهادت در راه خدا است(آل عمران، آیه ۱۴۳)؛ زیرا . جمله «لقد کنتم تمنّون الموت» درباره آرزوى شهادت برخى مؤمنان، پس از غزوه بدر است. (مجمع‌البیان، ج ۱ – ۲، ص ۸۴۶؛ روح المعانى، ج ۳، جزء ۴، ص ۱۱۱) البته چنان که گفته شد، مومنان دارای درجات و مراتب تشکیکی هستند از همین رو، برخی ممکن است آرزوهای بی جایی هم داشته باشند که باید آن را اصلاح کنند. به عنوان نمونه از جمله آرزوهاى بیجاى برخى مؤمنان این است که آنان، از جزاى اعمال زشت خویش معاف باشند که این شدنی نیست؛ زیرا هر کسی باید کیفر اعمال زشت خویش را در دنیا یا آخرت بچشد. پس اگر کار زشتی کرد باید توبه و استغفار کند تا مورد عنایت قرار گیرد؛ ولی بداند هر کار زشتی کیفری دارد که نمی توان از آن رست.(نساء، آیه ۱۲۳)
  5. آزادی حقیقی: مومن از آن جایی که بنده خدا است، برده هیچ کسی نیست؛ از همین روست که از هرگونه اسارت دنیا و اهل دنیا آزاد بوده و از آزادی حقیقی برخوردار است؛ زیرا کسی که بنده خدا است، از بردگی اربابان در امان است؛ اما کسی که برده و بنده هواهای نفسانی و دیگران است، اسیر واقعی است.(یوسف، آیه ۳۹) آزادی در اسلام در چارچوب قوانین و حدودی است که از سوی خدا بیان شده است؛ زیرا چنین آزادی جلوی فساد و بی بندباری را می گیرد و از فجور مانع می شود.(قیامت، آیات ۲ تا ۵) از نظر قرآن، مومنان از حریت و آزادی حقیقی و واقعی برخوردار هستند. آنان در امور اجتماعی برخوردار از حق آزادی مشورت شوندگی و مشارکت فعال در عرصه امور اجتماعی هستند.(آل عمران، آیات ۱۰۲ تا ۱۱۰ و ۱۵۹؛ توبه، آیه ۷۱؛ شوری، آیات ۳۶ تا ۳۸)
  6. آمادگی نظامی: مومنان هماره آماده جهادهای مختلف از جهاد نفس اکبر تا جهاد علمی کبیر تا جهادهای نظامی و مالی اصغر هستند؛ زیرا برای دفع و مقابله با دشمنان اسلام و مسلمین لازم است تا حداکثر امکانات در سطح استطاعت فراهم آید. از آن جایی که جانفشانی بدون تزکیه نفس شدنی نیست، مومنان باید به این مهم اهتمام ورزند. هم چنین در تقابل با دشمنان باید با سلاح علم به جهاد علمی رفت و شبهات دشمنان را پاسخ داد و حملاتی را علیه دشمنان در این زمینه ساماندهی کرد؛ چنان که رویه قرآن چنین است. از نظر تولید فن آوری های نوین در عرصه نظامی نیز نیازمند تولید علم است. از همین روست که در آیات قرآنی به این مهم توجه داده شده است. به هر حال در یک کلمه مومنان باید از همه جهات و ابعاد خود را برای جهاد و مقابله با دشمنان آماده سازند.(آل عمران، آیات ۱۲۱ و ۲۰۰؛ نساء، آیات ۷۱ و ۱۰۲؛ انفال، آیه ۶۰؛ توبه، آیه ۵) از نظر قرآن، مومنان می بایست نسبت به کسانی که سرزمین هایی آنان را اشغال می کنند یا موجبات آوارگی آنان را فراهم می آورند، مقابله کنند.(ممتحنه، آیات۱ و ۸ و ۹)
  7. اتحاد مومنان: مومنان می بایست با هم متحد باشند و از هرگونه تفرقه یا ابزارهای تفرقه اجتناب کنند؛ زیرا در مصاف با دشمن اتحاد امری لازم و ضروری است.(انفال، آیات ۴۵ و ۴۶ و ۶۳؛ توبه، آیات ۳۴ و ۳۶؛ صف، آیه ۴؛ آل عمران، آیه ۱۰۳) از نظر قرآن این اتحاد می بایست بر محور ولایت خدا باشد(مائده، آیه ۵۶) که تجلی آن در ولایت معصومان و امروز ولایت فقیه است. چنین اتحادی، موجب پیروزى آنان بر دشمنان می شود. البته از نظر قرآن، اتحاد با اهل توحید از دیگر شرایع اسلامی از یهود و مسیحی زمانی جایز است که در راستای حمایت از اهل توحید باشد؛ زیرا از نظر قرآن، اتّحاد مؤمنان با پیروان دیگر ادیان الهى، بر اساس توحید عبادى و ربوبى، امرى مطلوب است(آل عمران، آیه ۶۴)؛ زیرا موجب نابودی اهل کفر و بقای اهل توحید می شود.
  8. اجتهاد و تفقه : مومن می بایست نسبت به احکام دین خویش علم و آگاهی دقیق داشته و سبک زندگی خود را بر اساس آن سامان دهد. از همین روست که اجتهاد و تفقه در دین لازم دانسته شده است و هر کسی باید برای زندگی فقیهانه تلاش کند و در صورت عدم ناتوانی در آن، به اهل فقاهت رجوع کرده و زندگی خویش را بر اساس آن سامان دهد. از نظر قرآن، همان طوری که سبک زندگی باید فقهیانه باشد، هم چنین لازم است در حوزه تبلیغ دین نیز فقیهانه رفتار کرد. پس اجتهاد و تفقّه در دین براى برخى مؤمنان، پیش از پرداختن به تبلیغ آن به عنوان یک فریضه لازم دانسته شده است. به سخن دیگر، لازم است تا هر مومنی دین را تبلیغ کند، ولی پیش از تبلیغ باید خود فقیهانه در آن اجتهاد کرده و آن را به دست آورد. البته این لزوم واجب کفایی است و اگر کسانی به میزان کفایت در این امر وارد شدند، وجوب از دیگران برداشته می شود.(توبه، آیه ۱۲۲) از نظر قرآن، مومنان باید چنان در امر دین خویش آگاهی داشته باشند که بتوانند در برابر دیگران کم نیاورند و حجت را تمام کنند به طوری که دیگران جرات بحث و گفت و گو با آنان را به سبب شکست در مباحث نداشته باشند.(آل عمران، آیات ۷۲ و ۷۳)
  9. اخبات مومنان: اخبات و خشوع مؤمنان، در برابر خداوند از دیگر خصوصیات و ویژگی های آنان است که در آیات قرآنی به آن اشاره شده است.(هود، آیه ۲۳؛ حج، آیه ۵۴)
  10. اخلاص: از مهم ترین ویژگی های مومنان، اخلاص در همه امور است. اخلاص به این معنا است که مومن هر کاری را تنها برای رضایت خدا و به حکم اطاعت و اجابت انجام می دهد و کسی یا چیزی را در نیت خویش دخالت نمی دهد. از همین روست که از هر گونه شرک و شراکت و ریاورزی و مانند آن ها دوری و اجتناب می کند. پس در عبادت خد(نور، آیه ۵۵؛ تحریم، آیه ۸)، جهاد(آل عمران، آیات ۱۷۱ تا ۱۷۴)، انفاق(توبه، آیه ۹۹) و مانند آن ها در حالت ناصحانه و خالصانه و مخلصانه بی هیچ ریاورزی و شرک ورزی به عبادت و دیگر اعمال صالح اقدام می کنند.(بقره، آیات ۲۳۸ و ۲۶۲ تا ۲۶۵؛ حج، آیه ۷۸؛ فتح، آیه ۱۸ و آیات دیگر)
  11. برادری: برادری ایمانی از دیگر صفات مومنان است که در آیات قرآنی به آن اشاره شده است. از نظر قرآن، مومنان باید در اجتماع یک رابطه برادری ایمانی را میان خویش حفظ و مراعات کنند.(احزاب، آیه ۵؛ بقره، آیات ۱۷۸؛ ۲۲۰؛ حجرات، آیه ۱۰)
  12. اذن خواهی از رهبران: مومن در کارهای اجتماعی باید تحت اطاعت رهبری عمل کند و اذن سابق یا اجازه لاحق داشته باشد. البته اگر در موارد رخصت و عذری بود، باید این رخصت مبتنی بر عذر با اذن و اجازه همراه باشد.(توبه، آیات ۹۰ و ۹۱؛ نور، آیه ۶۲)
  13. استغاثه: مومنان باید با اراده خویش و توکل بر خدا کارها را انجام دهند و در مسیر کمالی گام بردارند، اما به طور طبیعی مقاومت ها و مخالفت هایی نیز از سوی دیگران و دشمنان می شود که لازم است با جهاد و اجتهاد آن ها را برطرف کنند؛ اما اگر ناتوان شدند، دست به استغاثه بلند کنند و از خدا فریادرسی خواهند.(انفال، آیه ۹؛ نساء، آیه ۷۵؛ انبیاء، آیه ۸۸)
  14. استمداد از خدا: مؤمنان، پس از گرفتارى به ستم و ظلم از خدا برای رهایی آن استمداد می طلبند و هرگز نومید نمی شوند.(شعراء، آیه ۲۲۷) از نظر قرآن، مومنان هنگامی که با اضطراب مواجه می شوند برای رهایی از آن به خدا رو می آورند و خدا ایشان را به آرامش و سکونت می رساند.(بقره، آیه ۲۱۴؛ فتح، آیات ۱ تا ۴؛ احزاب، آیات ۹ تا ۱۹)
  15. تقیه در اضطرار: از صفات مومنان این است که در هنگام اضطرار به تقیه تمسک می جویند تا از مشکل و گرفتاری عبور کنند. بر همین اساس، پذیرش ولایت و سرپرستى کافران و ظاهرسازی، در حالت تقیّه و اضطرار جایز است.(آل عمران، آیه ۲۸) هم چنین از نظر قرآن، اظهار کفر از سوى مؤمنان، در صورت اجبار و اکراه شدن بر آن جایز است تا این گونه از شرور دشمنان در امان بمانند.(نحل، آیه ۱۰۶) البته از نظر قرآن اضطرار و قرار گرفتن در ضرورت و ناچاری می تواند مجوز برخی از اعمال دیگر هم چون جواز استفاده از خوردنیهاى حرام نیز باشد که در آیات دیگر قرآنی به آن اشاره شده است.(بقره، آیات ۱۷۲ و ۱۷۳؛ مائده، آیات ۲ و ۳؛ انعام، آیات ۱۱۸ و ۱۱۹)
  16. اطعام: مومنان نسبت به یک دیگر توجه و اهتمام داشته و برای مناسبت های گوناگون از جمله ولیمه ازدواج و مانند آن ها آنان را دعوت کرده و اطعام می دهند؛ چنان که پیامبر(ص) نیز این گونه عمل می کرد.(احزاب، آیه ۵۳؛ جامع البیان، ج ۱۲، جزء ۲۲، ص ۴۵؛ مجمع‌البیان، ج ۷ – ۸ ، ص ۵۷۴) البته مومنان نسبت به فقیران و نیازمندان توجه ویژه ای داشته و آنان را اطعام می کنند که در آیات قرآنی به عنوان صفت مومنان از آن یاد شده است.
  17. اعتدال: مؤمنان، داراى اعتدال و استقامت در ایمان، همانند حرکت انسان در صراط مستقیم هستند(ملک، آیه ۲۲) چنان که رابطه دوستانه مؤمنان با دشمنان خود و خدا، سبب خروج آنان از راه اعتدال نمی شود.(ممتحنه، آیه ۱) هم چنین از نظر قرآن، مسلمانان، موظّف به رعایت اعتدال، در مصرف اموال و امکانات خود بوده (مائده، آیه ۸۷) ، بلکه رعایت اعتدال و میانه‌روى از سوی مؤمنان، در استفاده از همه مواهب طبیعى نیز بر آنان لازم و ضروری است(همان)؛ زیرا جمله «لاتعتدوا» توضیح «لاتحرّموا…» است؛ یعنى از حلالها استفاده کنید، ولى نه به گونه‌اى که از حدّ بگذرانید.
  18. انابه: از نظر قرآن، مؤمنان، از انابه‌کنندگان به درگاه خداوند هستند(رعد، آیات ۲۷ و ۲۸)؛ زیرا انابه مؤمنان به پیشگاه الهى، مایه هدایت آنان از سوى خداوند و اطمینان قلبی آنان می شود.(همان) البته کسانی به انابه رو می آورند که واقعا به خدا ایمان داشته باشند.(همان)
  19. ایثارگری: از دیگر صفات مومنان، ایثارگری است که از مراتب مکارم اخلاقی است. این ایثارگری مورد تمجید خدا بوده است(حشر، آیات ۸ و ۹) ؛ زیرا مایه فوز عظیم و رستگاری انسان است(توبه، آیه ۱۱۱)؛ البته از نظر قرآن، جواز ایثارگری در برخی از موارد به وجوب ایثارگری تبدیل می شود؛ چنان که مؤمنان موظّف به ایثار جان خود براى حفاظت از پیامبر (صلی الله علیه و آله) بودند.(توبه، آیه ۱۲۰)
  20. بغض نسبت به دشمنان: مومنان نسبت به یک دیگر هیچ گونه بغض و کینه ای ندارند و از خدا می خواهند تا چنین صفتی را نسبت به مومنان نداشته باشند(حشر، آیه ۱۰)؛ اما همین مومنان نسبت به دشمنان به ویژه ستیزه جویان در آیات الهی بغض شدید دارند.(غافر، آیه ۳۵) البته از نظر قرآن این بغض مثبت نمی بایست به گونه ای باشد که انسان را از مراعات عدالت خارج سازد؛ از همین روست که خدا بر لزوم اجراى عدالت و رعایت حقوق دشمن، حتى در صورت بغض به آنان از سوى مؤمنان تاکید دارد.(مائده، آیه ۸)
  21. بی نیازی از غیر: از نظر قرآن، مومنان دارای خصلت و خصیصه بی نیازی از دیگران هستند که البته برخاسته از فضل الهی نسبت به آنان است.(توبه، آیه ۲۸؛ نور ، آیات ۳۰ تا ۳۳)
  22. وفاداری نسبت به بیعت: مومنان موظف به بیعت با پیامبر(ص) و رهبران خویش بوده و باید نسبت به آن وفادار باشند.(فتح، آیه ۱۸؛ ممحتنه، آیه ۱۲؛ مائده، آیات ۶ و ۷)
  23. کسب حلال: مومن از طیبات و پاکی های دنیوی بهره می برد(اعراف، آیه ۱۵۷؛ اسراء، آیه ۷۰؛ غافر، آیه ۶۴) و دنبال رزق و روزی حلال و طیب است.(همان) از همین روست که از نظر قرآن، تجارت، راهى مشروع براى کسب درآمد مؤمنان است.(نساء، آیه ۲۹) البته برای تجارت شروطی بیان شده که باید آن را مراعات کرد تا کسب حلال تحقق یابد.(همان؛ جمعه، آیات ۹ و ۱۰؛ بقره، آیه ۲۸۲)
  24. پرهیز از تجسس: از ویژگی های مومن تقوای الهی است که بازدارنده از تجسس در زندگی دیگران و سرک کشیدن در آن است.(حجرات، آیات ۱۰ تا ۱۲) از نظر قرآن، تجسّس مؤمنان در امور یکدیگر، عامل ایجاد اختلاف و گسستن برادرى آنان می شود؛ پس لازم است تا از این گونه رفتارهای زشت اجتناب کنند.(همان)
  25. تحیت و سلام: مومنان در روابط اجتماعی اخلاق محور بوده و بر اساس محاسن و مکارم اخلاقی عمل می کنند، در برابر بدگویی و درشت گویی دیگران یا سکوت می کنند یا برتر از آن با اکرام و ایثار آنان را یاری می رسانند تا مشکلات آنان را حل و فصل کنند. مومنان هم چون اهل بهشت ، وقتی به یک دیگر می رسند، سلام و سلامتی را برای آنان به ارمغان می آورند و با تحیت و زنده باد آرزوی بقای آنان را از خدا می خواهند. در سلام و تحیت پیش دستی می کنند و اجر و مزدش را از خدا می طلبند.(نساء، آیات ۸۰ و ۸۶؛ واقعه، آیات ۲۵ و ۲۶؛ یونس، آیه ۱۰؛ ابراهیم، آیه ۲۳)
  26. طهارت ظاهری و تزکیه باطنی: مومنان به طهارت ظاهری و باطنی توجه دارند. اصولا از نظر قرآن، تشریع احکام طهارت هم چون وضو، غسل و تیمّم، در راستای تامین پاکى و طهارت اهل ایمان بوده است(مائده، آیه ۶) تا این گونه مومنان از بهداشت بهره مند شوند و جسم ایشان نیز پاک و پاکیزه گردد، چنان که با تزکیه و طهارت باطنی از طریق اعمال عبادی و تقوایی خدا تامین کننده پاک روانی آنان است. باید توجه داشت که از نظر قرآن، یکی از فلسفه های بعثت پیامبران از جمله پیامبر مکرم و معظم اسلام(ص) زدودن آلودگیها و رذایل نفسانى از قلب آدمیان است.(آل عمران، آیه ۱۶۴)
  27. تزیین مومنان: مومن باید از آراستگی ظاهر هم چون آراستگی باطن برخوردار باشد. از همین روست که خدا زینت ها و آرایه های طیب و پاک را برای مومنان دانسته و از آنان خواسته است تا از آن ها در جهت تزیین خویش بهره مند شوند. از نظر قرآن، تزیین به زینت ها و آرایه های الهی در قیامت مخصوص مومنان است(اعراف، آیه ۳۲) و در دنیا نیز خدا مومنان را به استفاده از آرایه ها و زینت های الهی تشویق و ترغیب کرده است.(همان) البته مومنان همان طوری که باید به زینت ها و آرایه های ظاهری توجه داشته باشند، به آرایه های باطنی و روانی یعنی ایمان توجه یابند که قلب آدمی بدان آراسته می شود.(حجرات، آیه ۷) البته در این میان بر زنان مومن است تا از آرایه های برای محارم خویش بهره گیرند و آن را بر خود حرام نکنند.(نور، آیه ۳۱)
  28. تسبیح: از آن جایی که همه هستی از عقل و فهم برخوردار است، به تسبیح خدا پرداخته و خدا را از هر گونه عیب و نقصی که در خودشان می یابند، پاک و مبرا و منزه می دانند. مومنان نیز این گونه هستند و هماره در طول شبانه – روز با همه هستی خویش به تسبیح خدا اشتغال داشته و خدا را با حمد و ستایش خویش از هر گونه عیب پاک می شمارند. از نظر قرآن، تسبیح مؤمنان همراه و توأم با اعتراف به ظلم و گناه خویش است تا این گونه عاملی برای نجات آنان از هر گونه گرفتارى نیز باشد.(انبیاء، آیات ۸۷ و ۸۸؛ سجده، آیات ۱۵ و ۱۷؛ احزاب، آیات ۴۱ تا ۴۳؛ فتح، آیات ۷ و ۸) هم چنین از نظر قرآن، تسبیح خدا عامل اسراء و عروج روان آدمی به ملکوت بوده(اسراء، آیه ۱) و اهل بهشت هر ایجاد و خلقی را با «سُبْحَانَکَ اللَّهُمَّ» انجام می دهند.(یونس، آیه ۱۰)
  29. تسلیم: از دیگر صفات و ویژگی های مومنان تسلیم در برابر خدا و اوامر و نواهی او است.(احزاب، آیه ۳۶؛ بقره، آیه ۱۳۶؛ آل عمران، آیه ۸۴) از نظر قرآن، آگاهى از عزّت و حکمت خداوندی(بقره، آیات ۲۰۸ و ۲۰۹) مهم ترین عامل برای ایجاد صفت تسلیم در انسان است. مومنان باید روحیه تسلیم را تا لحظه مرگ حفظ کرده(آل عمران، آیه ۱۰۲) و در برابر اوامر و داورى پیامبر صلی الله علیه و آله به عنوان مصداقی از تسلیم الهی و یکی از تکالیف خویش تسلیم و مطیع باشند(احزاب، آیات ۳۶ و ۵۶)؛ زیرا جمله «سلّموا تسلیماً» به معناى انقیاد و تسلیم در برابر اوامر پیامبر صلى‌الله‌ علیه‌ و‌ آله است. (مجمع‌البیان، ج ۷ – ۸ ، ص ۵۷۹) باید توجه داشت که از نظر قرآن، تسلیم کامل و همه جانبه در برابر داورى پیامبر صلی الله علیه و آله، نشانه ایمان مؤمنان و تسلیم نسبت به خدا است.(نساء، آیه ۶۵) هم چنین مؤمنان راستین، در اندیشه اجراى وظیفه و تسلیم بودن در برابر مشیّت الهى(توبه، آیه ۵۱) به هر آن چه مورد رضایت خدا است از جمله جهاد فی سبیل الله تن می دهند(احزاب، آیه ۲۲) و خدا می خواهند تا شاهد و گواه آنان در این باره باشند.(آل عمران، آیه ۵۲؛ مائده، آیه ۱۱۱) شکی نیست که تسلیم همه جانبه مؤمنان در برابر خدا، موجب پاداش براى آنان است(نساء، آیات ۶۶ و ۶۷؛ احزاب، آیه ۳۵)؛ چرا که برترین مرتبه ایمان، مقام تسلیم در برابر خدا است(بقره، آیه ۲۸۵؛ یونس، آیه ۸۴)؛ زیرا از نظر قرآن، تسلیم در برابر خدا، مرحله کمال ایمان است.(المیزان، ج ۱۰، ص ۱۱۳ – ۱۱۴) مومنان با انواع آزمایش ها و ابتلائات و فتنه ها است(آل عمران، آیات ۱۴۰ و ۱۶۶) که به این مقام می رسند و ایمان آنان تثبیت می شود.(حجرات، آیه ۱۴؛ بقره، آیه ۲۴۹)
  30. تعاون در برّ و تقوا: مومنان در کارهای خیر به معاونت یک دیگر بر می خیزند و با هم همکاری می کنند. از همین روست که خدا از مومنان می خواهد تا به عنوان ابرار و متقی در کارهای نیک و تقوایی مشارکت و همکاری فعال داشته باشند و از هر گونه همکاری در کارهای گناه آلود و تجاوزگری اجتناب ورزند.(مائده، آیه ۲)
  31. رشد و نمو مومنان: از نظر قرآن، مومنان همانند گیاهانی هستند که به سرعت رشد و نمو می کنند به طوری که رشد و نمو آنان موجب تعجب کافران می شود. آنان بر سر پای خویش قرار می گیرند و هر مومنی نسبت به مومن دیگر همانند بندی است که ساقه گیاه را محکم و استوار می سازد تا در برابر فشارها استقامت بیش تری یابد و بستری پیروزی آنان را فراهم آورد.(فتح، آیه ۲۹)
  32. سکوت در برابر بهتان: مومنان باید نسبت به بهتان و افترا به ویژه در حوزه اخلاق جنسی واکنش منفی نشان دهند و از هر گونه شایعه پراکنی و تشییع آن اجتناب ورزند. واکنش تعجب آمیز نسبت به بهتان های جنسی و سکوت برای جلوگیری از پخش آن ها می تواند راهکاری مناسب برای خفه کردن شایعات باشد. عدم سخن گفتن درباره این گونه شایعات و بهتان ها می تواند رویه ای مناسب برای عبور از بحران و شکست توطئه گران باشد. عدم تکلم باید به عنوان یک راهبرد در دستور کار مومنان قرار گیرد.(نور، آیات ۱۱ و ۱۶)
  33. تعلم : از صفات مومنان تعلم و یادگیری است. مومنان باید معارف دینی و آموزه های معرفتی و دستوری آن را یاد بگیرند و بر اساس آن عمل کنند. برای یادگیری گاه لازم است تا سفر و هجرت کنند و مشکلات هجرت و سفر را بپذیرند و سپس برای آموزش و تعلیم دیگران به موطن خویش بازگردند.(توبه، آیه ۱۲۲)
  34. تعلیم: مومنان همان طوری که باید معارف را یاد بگیرند باید آن چه را یاد گرفته اند به دیگران تعلیم و آموزش دهند و کتمان نکنند. از نظر قرآن خدا اولین معلم بشر و پیامبران معلم ثانی هستند که معارف الهی را به مردمان تعلیم می دهند. خدا به عنوان معلم به تعلیم شیوه تسبیح به مؤمنان(احزاب، آیات ۴۱ و ۴۲) ، تعلیم چگونگى احکام معاملات و تنظیم ثبت اسناد(بقره، آیه ۲۸۲)، تعلیم چگونگى معاشرت والدین مؤمن با فرزندان خویش(نور، آیات ۵۹ و ۵۹)، تعلیم معارف به مؤمنان با ارائه نمونه عینى(مائده، آیات ۱۰۱ و ۱۲) و مانند آن ها پرداخته است؛ چنان که از نظر قرآن، از وظایف پیامبری تعلیم و تزکیه است که در آیات قرآنی بیان شده است.(بقره، آیات ۱۲۹ و ۱۵۱؛ آل عمران، آیه ۱۶۴؛ جمعه، آیه ۲) امام صادق علیه ‏السلام می فرماید: مَن تَعَلَّمَ للّه‏ِِ وعَمِلَ للّه‏ِِ وعَلَّمَ للّه‏ِِ دُعِیَ فی مَلَکوتِ السَّماواتِ عَظیما، فقیلَ: تَعَلَّمَ للّه‏ِِ، وعَمِلَ للّه‏ِِ، وعَلَّمَ للّه‏ِِ! ؛ هر که براى خدا علم بیاموزد و براى خدا به آن عمل کند و براى خدا به دیگران آموزش دهد، در ملکوت آسمانها از او به بزرگى یاد شود و گفته شود: براى خدا آموخت، براى خدا عمل کرد و براى خدا آموزش داد!(امالی طوسی، ص۱۶۸ ، ح۲۸۰) به هر حال، مومنان باید به تعلیم و تعلم توجه خاص و ویژه داشته باشند و بر آن اهتمام ورزند.(توبه، آیه ۱۲۲؛ نور، آیات ۵۸ و ۵۹)
  35. تفکر: از صفات و ویژگی های مومنان، تفکر در هستی برای کسب معارف حقیقی و بهره مندی از امکانات آن است؛ چرا که تفکّر مؤمنان، سبب شناخت هدفمندى خلقت آسمانها و زمین(آل عمران، آیات ۱۹۱ تا ۱۹۴)، زمینه‌ساز اعتقاد و ایمان آنان به قیامت(همان)، مایه پذیرش دعوت انبیاى الهى از سوى آنان(همان)و مانند آن ها است. از نظر قرآن، بیان آیات از سوى خدا، زمینه‌اى براى تعقّل و تدبّر مؤمنان در این امور می شود (بقره، آیات ۲۶۴ تا ۲۶۶؛ ال عمران، آیه ۱۱۸) و آنان را نسبت به اعمال و کارهایی که برای آخرت خویش پیش می فرستند حساس می سازد.(حشر، آیه ۱۸) براساس آموزه های وحانی قرآن، بیان احکام و معارف دین از سوى خدا، زمینه‌اى براى تفکّر و اندیشیدن مؤمنان درباره آنها است (بقره، آیات ۲۶۴ تا ۲۶۶؛ ال عمران، آیه ۱۱۸) تا به درستی از آن ها بهره گرفته و در مسیر درست گام بردارند و آخرت خویش را به درستی بر اساس اصول عقلانی و تفکری ساماندهی کنند.
  36. تقرب به خدا: مومنان در اندیشه تقرب جویی به خدا بوده و برای آن تلاش می کنند؛ چرا که تلاش براى تقرّب به خداوند، توصیه الهى به مؤمنان است(مائده، آیه ۳۵) و مومن می بایست این گونه عمل و رفتار کند. به سخن دیگر، مؤمنان، موظّف به تلاش براى تقرّب به خدا بوده(همان) و باید اسباب مناسب تقرب را شناسایی و به کار گیرند که ازجمله آن ها اعمال صالحی چون انفاقات مالی است.(انفال، آیات ۳ و ۴؛ توبه، آیه ۹۹) هم چنین رعایت ادب و احترام در معاشرت با دیگران از سوى مؤمنان، مایه نیل آنان به مقام قرب الهى است(مجادله، آیه ۱۱)؛ زیرا «ارتفاع درجات» کنایه از تقرب به خدا است. (المیزان، ج ۱۹، ص ۱۸۸) از نظر قرآن، مؤمنان حقیقى، برخوردار از درجات والاى تقرّب در پیشگاه الهى است.(انفال، آیه ۴؛ توبه، آیه ۲۰؛ یونس، آیه ۲؛ شوری، آیه ۲۲)
  37. تلاوت قرآن: مومنان به قرآن گرایش داشته و هماره به تلاوت آن می پردازند؛ زیرا تلاوت قرآن از سوى اهل ایمان، مایه برخوردارى از پاداش الهى می شود(انفال، آیات ۲ و ۴؛ مزمل، آیه ۲۰) از همین روست که خدا، پیامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان را، به تلاوت قرآن به میزان توان به ویژه در شب فرا می خواند تا از آثار و برکات آن بهره مند شوند.(همان)
  38. اجتناب از سستی و تنبلی: مومنان نیرومند و فعال است و از هر گونه سستی و تنبلی به ویژه در جهاد نظامی اجتناب می کند؛ زیرا از سستی جز کژی و شکست چیزی عاید شخص نمی شود. البته از نظر قرآن برخی از مومنان در مراتب پایین ایمانی، دچار چنین مشکلی هستند که باید آن را اصلاح کنند، همین روحیه سستی و تنبلی است که آنان را از حضور در جهاد باز می دارد.(نساء، آیات ۷۱ و ۷۲؛ توبه، آیات ۳۸ و ۸۶)
  39. تهجد و شب زنده داری: شب زنده داری و تهجد بر پیامبر(ص) واجب است، اما بر مومنان مستحب؛(مزمل، آیه ۲۰) هدف از رفع وجوب از مسلمانان، آسان گیری نسبت به آنان است؛ زیرا جمله «فتاب علیکم» یعنى خداوند با رفع وجوب نماز شب به شما تخفیف داد. (مجمع‌البیان، ج ۹ – ۱۰، ص ۵۷۵؛ النکت و العیون، ماوردى، ج ۶، ص ۱۳۲) مومنان با شب زنده داری و تجهد می توانند به مقاماتی از جمله مقام صالحین دست یابند؛ چنان که مومنان اهل کتاب این گونه بودند.(آل عمران، آیات ۱۱۳ و ۱۱۴) از نظر قرآن، تهجّد مؤمنان، همراه با دعا و نیایش به درگاه خدا نشانه ای از خشوع و اجتناب از استکبار است.(سجده، آیات ۱۵ و ۱۶) به هر حال، مومنان در شب بیدار می مانند و به عبادت و تفکر می پردازند.(همان؛ آل عمران، آیه ۱۹۱)
  40. تهلیل : تهلیل و لا اله الا اللّه‌ گفتن مؤمنان، سبب رهایى آنان از غم و اندوه و نیز اجابت دعاى آنان از سوى خداوند می شود.(انبیاء، آیه ۸۸)
  41. تواضع: فروتنی و تواضع از دیگر صفات مومنان است. از نظر قرآن، تواضع مومنان در برابر یک دیگر، مطلوب و ارزشمند بوده (مائده، آیه ۵۴؛ انعام، آیه ۵۴؛ حجر، آیه ۸۸؛ شعراء، آیه ۲۱۵)؛ زیرا مایه جلب محبت الهی می شود. (مائده، آیه ۵۴)
  42. توبه مومنان: هر گاه مومن خطا و گناهی کرد توبه می کند و به سوی خدا باز می گردد تا مورد مغفرت الهی قرار گیرد. از نظر قرآن، توبه مومنان امری واجب است (نور، آیه ۳۱)؛ زیرا موجب عنایت الهی مایه تکفیر و آمرزش گناهان آنان (تحریم، ایه ۸) و نیز زمینه آمرزش خواهى فرشتگان براى آنان می شود.( تحریم، آیه ۸؛ غافر، آیه ۷) به هر حال، توبه، از ملاکهاى برترى و ارزشمندى مؤمنان است(تحریم، آیه ۵) و خد بارها در قرآن مومنان را به این عمل فراخوانده است.(توبه، آیه ۱۱۸؛ تحریم، آیه ۸؛ غافر، آیه ۷)
  43. توحید: از مهم ترین صفات مومنان همان موحد بودن ایشان است؛ زیرا از نظر قرآن، توحید و عقیده به خداى یگانه، رمز نجات مؤمنان است.(انبیاء، آیه ۸۸)
  44. توصیه : مومنان نه تنها خود اهل ایمان و عمل صالح هستند، بلکه دیگران را نیز به حق و صبر دعوت و توصیه می کنند تا این گونه خود و دیگران را از دوزخ غضب و خشم الهی برهانند.(عصر، آیه ۳)
  45. توکل: اعتماد و تکیه بر خدا، از دیگر صفات مومنان است. از نظر قرآن، توکّل مؤمنان به خدا، از صفات نیک آنان است.(آل عمران، آیات ۱۷۱ تا ۱۷۳؛ انفال، آیه ۲؛ نحل، آیه ۹۹؛ شوری، آیه ۳۶) هم چنین مؤمنان متوکّل به خدا، اهل عفو و گذشت و اجتناب از گناه هستند.(شوری، آیات ۳۶ و۳۷) از همین روست که خدا مؤمنان را براى توکّل کردن به خدا در امور خویش دعوت کرده و آنان را تشویق به توکل بر خدا می کند.(آل عمران، آیات ۱۲۶ و۱۶۰؛ مائده، آیه ۱۱؛ تغابن، آیه ۱۳)
  46. تکلیف محوری بر اساس شریعت مداری: از مهم ترین ویژگی های مومنان تکلیف محوری بر اساس شریعت اسلام است. مومنان هر کاری را بر اساس شریعت و آموزه های دستوری آن انجام می دهند؛ بلکه آنان نه تنها خود عامل به آموزه های دستوری هستند، بلکه خود را مکلف و موظف می دانند تا دیگران را نیز به آن دعوت و توصیه کنند و مثلا امر به معروف و نهی از منکر را از تکالیف واجب براى خود به عنوان اهل ایمان می دانند.(آل عمران، آیه ۱۰۲) از نظر قرآن، جامعه ایمانى، موظّف به موضعگیرى در برابر اغواگرى کافران(مائده، آیه ۱۰۵)، حفظ خود و خانواده خویش، از موجبات آتش جهنّم(تحریم، آیه ۶)، و مسئول در امر ازدواج مردان و زنان بى‌همسر(نور، آیه ۳۲)، ملتزم به اداى تکالیف الهى(بقره، آیه ۲۸۶) و مانند آن ها هستند. در یک کلمه تلاش تمامى اهل ایمان، براى اجراى حدود الهى ضرورتی انکار ناپذیر است و همگی باید به آن ملتزم باشند.(مائده، آیه ۳۸؛ نور، آیات ۲ و ۴) با آنکه اجراى حدود تنها به دست برخى از مؤمنان است، ولى خطاب متوجّه عموم آنان است، پس نتیجه مى‌گیریم همه باید براى اجراى حدود تلاش کنند.
  47. دعا و نیایش: مومنان اهل نیایش و دعا هستند و هرگز از دعا خسته نمی شوند و ترک دعا را استکبار می دانند. آنان برای حل مشکلات خویش و نیز تکفیر گناهان دست به دعا بر می دارند و با انابه و تضرع از خدا بازگشت به حالت پاکی را خواستار هستند(آل عمران، آیات ۱۹۳ تا ۱۹۵) ؛ زیرا آنان به وعده های الهی امید بسته اند.(مائده، آیه ۱۲؛ تحریم، آیه ۸؛ انفال، آیه ۲۹؛ عنکبوت، ۵؛ فتح، آیه ۷)
  48. اجتناب از جاسوسی: مومنان از هر گونه جاسوسی علیه نظام سیاسی و امنیت کشور اجتناب کرده و از ارتباط با دشمنان و بیگانه پرهیز می کنند.(انفال، آیه ۲۷؛ ممتحنه، آیه ۱)
  49. حضور فعال اجتماعی: مومنان در عرصه امور اجتماعی مشارکت و حضور فعال دارند و در همه امور عبادی و سیاسی و نظامی در کنار رهبری قرار می گیرند و پشتیبان آن هستند.(نور، آیات ۲ و ۶۲)
  50. حیا و آزرم: شرم و حیا از ویژگی های مومنان به ویژه زنان مومن است. از نظر قرآن، مؤمنان موظّف به حیا و پاکدامنى در روابط اجتماعی به ویژه روابط جنسى هستند. آنان هم چنین، موظّف به حفظ حیا و عفّت در امور خانوادگى بوده (نور، آیه ۵۸) و زنان مؤمن نیز برای تحقق این مهم موظف، به رعایت حیا و آزرم در راه رفتن و گفتار و مانند آن ها هستند تا بستری برای هنجارشکنی فراهم نیاید.(نور، آیات ۳۰ و ۳۱) در همین راستا، عفّت و پاکدامنى، معیارى براى تشکیل خانواده از سوى مؤمنان در آیات قرآنی مطرح می شود.(نساء، آیات ۱۹ و ۲۵؛ مائده، آیه ۵؛ نور، آیه ۳)
  51. خشوع و خضوع : از دیگر صفات مومنان خشوع در برابر خدا است. این امر از نظر قرآن ضرورت دارد. خشوع در برابر خدا دارای مظاهر و تجلیاتی است که می تواند در خشوع در برابر قرآن(حدید، آیه ۱۶)، در نماز(مومنون، آیات ۱ و ۲) و مانند آن ها خودنمایی کند. خشوع در برابر خدا، مایه رستگاری(همان)، بهره مندی از پاداش های الهی(احزاب، آیه ۳۵)، فردوس و بهشت الهی(مومنون، آیات ۱ و ۲ و ۱۱) و موجب تهجد و تسبیح و دوری از استکبار است.(سجده، آیات ۱۵ و ۱۶) از نظر قرآن، یاد خدا و ذکر کبریایى او، تأثیرگذار بر دلهاى نرم و خاشع مؤمنان است؛ بنابراین باید به این مهم توجه ویژه ای سوی مومنان شود.(سجده، آیه ۱۵؛ حدید، آیه ۱۶) هم چنین از نظر قرآن، خضوع مومنان در برابر آیات الهی از مهم ترین ویژگی هایی آنان است. (آل عمران، آیات ۱۵ تا ۱۷)
  52. اجتناب از خیانت: مومنان از خیانت به خود و دیگران اجتناب می کنند(انفال، آیه ۲۷)؛ زیرا خداوند خیانت کاران را دوست نمی دارد.(حج، آیه ۳۸) البته از آن جایی که برخی از مومنان سست ایمان هستند، ممکن است با توجه به برخی از احکام سخت به خود ظلم و خیانت کنند، خداوند آن احکام را برداشته تا زمینه خیانت در مومنان نیز از میان برود.(بقره، آیه ۱۸۷) به هر حال، خیانت در امانتها و ترک اعمال واجب از سوى اهل ایمان، مورد نهى خداوند است و مومنان از آن مبرا و پاک هستند.(انفال، آیه ۲۷؛ مجمع‌البیان، ج ۳ – ۴، ص ۸۲۴) البته خدا به مومنان تضیمن می دهد که از آنان در برابر خائنان دفاع می کند.(حج، آیه ۳۸)
  53. دشمنی مومنان: مومنان با هر چه خلاف حق باشد دشمنی می کنند و با انواع گوناگون علیه نمادهای کفر چون بتان(ممتحنه، آیات ۴ و ۶)، نمادهای نابهنجاری ها و منکرات از جمله میگسارى و قماربازى (مائده، آیات ۹۰ و ۹۱) و کافران (ممتحنه، آیات ۱ و ۲) مقابله و مبارزه می کنند. این در حالی است که میان خودشان مودت و محبت داشته و به عنوان ولایت متقابل یار و یاور یک دیگر خواهند بود و هیچ گونه دشمنی با آنان هم نخواهند داشت.(مائده، آیات ۹۰ و ۹۱) مومنان از هر گونه دوستی و نیز ولایت پذیری دشمنان اجتناب کرده و آن را گناهی بزرگ می شمارند.(ممتحنه، آیات ۱ تا ۱۳؛ آل عمران، آیه ۱۱۸؛ مجادله، آیه ۲۲)
  54. دفاع از امامان معصوم: مومنان وظیفه خویش می دانند تا از رهبران معصوم از جمله امامان معصوم(ع) دفاع کنند و علیه دشمنان آنان باشند(آل عمران، آیه ۲۰۰) ؛ زیرا بر اساس روایتى از امام صادق (علیه السلام) در تفسیر «رابطوا» از مهم ترین وظایف مومنان دفاع از حریم امامت و امامان معصوم (ع) است. (تفسیر عیّاشى، ج ۱، ص ۲۱۲، ح ۱۷۹)
  55. دوستی مومنان: مومنان با یک دیگر دوست بوده و از ولایت متقابل بهره مند هستند.(انفال، آیات ۷۲ و ۷۳؛ فتح، آیه ۲۹) هم چنین دوستى و مودّت مؤمنان با خویشاوندان پیامبر (ص) به ویژه امامان معصوم علیهم السلام، به عنوان اجر و مزد رسالت آن حضرت از سوی قرآن مطرح شده و ایشان به آن عمل می کنند.(شوری، آیه ۲۳)
  56. ذکر خدا: مومنان هماره به یاد خدا بوده و اذکار قلبی و زبانی و عملی جزیی از حالت ایشان است.(رعد، آیه ۲۸) آنان دایم ذکر هستند و به ویژه بامدادان و شامگاهان به ذکر خدا می پردازند.(احزاب، آیات ۴۱ و ۴۲)
  57. اجتناب از امور باطل: مومنان از هر گونه باطلی اجتناب می کنند(شعراء، آیات ۲۲۴ تا ۲۲۷) از همین روست که اهل تجاوزگری نیستند(ص، آیه ۲۴) و از اموری چون رباخواری(بقره، آیه ۲۷۸)، قتل(بقره، آیه ۹۱)، گناهان کبیره(شوری، آیه ۳۷)، ولایت کافران(مائده، آیات ۸۰ و۸۱)، لغو و بیهودگی و بیهوده کاری(مومنون، آیات ۱ تا ۳) و مانند آن ها اجتناب و پرهیز می کنند.

از دیگر صفات مومنان می توان به اموری چون اقامه نماز به ویژه نماز جماعت که مصداق اقامه است(مائده، آیه ۵۵)، التزام به حدود الهی(توبه، آیات ۱۱۱ و ۱۱۲)، پرداخت خمس و زکات(انفال، آیه ۴۱؛ بقره، آیه ۲۷۷)، تبری از کفر و کافران و مشرکان(ممتحنه، آیات ۱ تا ۹؛ حجرات، آیات ۶ و ۷)، تنفر نسبت به فسوق و عصیان(حجرات، آیات ۶ و ۷)، تبعیت از حق(محمد، آیه ۳)، تحمل سختی ها و مشکلات به ویژه در جنگ و جهاد(آل عمران، آیات ۱۳۹ و ۱۴۰)، حسن خلق و اخلاق نیک با دیگران(قصص، آیات ۵۴ و ۵۵)، حسن ظن و نیک گمانی(نور، آیات ۱۱ و ۱۲)، زهد ورزی(حشر، آیه ۹)، ایثارگری(همان)، ژرف اندیشی و زیرکی(حجر، آیات ۷۵ و ۷۷؛ مفردات الفاظ قرآن واژه وسم)،شرح صدر(انعام، آیه ۱۲۵؛ زمر، آیه ۲۲)، طهارت روح(انفال، آیه ۳۷؛ نور، آیه ۳۰)، عزت مداری(مائده، آیه ۵۴)، عفو و گذشت از دیگران(شوری، آیات ۳۶ و ۳۷)، مشاورت با دیگران(نور، آیه ۶۲)، مقابله و جهاد علیه ظالمان و مستکبران(نساء، آیه ۷۵؛ شوری، آیات ۳۶ و ۳۷)، موعظه پذیری(بقره، آیه ۲۳۲؛ هود، آیه ۱۲۰؛ عنکبوت، آیه ۵۰)، وفای به عهد(مومنون، آیات ۱ تا ۸)، مدارا(بقره، آیه ۱۰۹)، معرفت یقینی به جای ظنی و گمانی و تخرصی(نمل، آیات ۲ و ۳؛ حجرات، آیه ۱۵) و مانند آن ها اشاره کرد.