صفات و سیره اخلاقی رهبری

samamosبسم الله الرحمن الرحیم

جامعه ایمانی مبتنی اصول اخلاقی است. سطحی که خدا و پیامبر(ص)‌ برای جامعه ایمانی مورد نظر و تاکید قرار داده است، اوج کمالات اخلاقی است. از این روست که پیامبر(ص) خود را مامور رساندن جامعه به چکاد مکارم اخلاقی و محاسن آن دانسته است. پس اگر جامعه می بایست در این اوج قرار گیرد می بایست رهبران جامعه در آن اوج قرار داشته باشند تا مردم به حکم پیروی و الگوبرداری از رهبران جامعه، خود را به آن اوج برسانند.

البته از آن جای که جامعه ایمانی و نظام اسلامی، ولایت محور است و هر کسی بر دیگری به حکم شهروندی امت اسلام،‌ ولایت محبت و سرپرستی دارد، می بایست هر عضو جامعه به حکم ولایت،‌ از سطح مقبولی از آن اوج بهره مند باشد. بنابراین، همه امت اسلامی به ویژه کارگزاران آن می بایست از فضایل اخلاقی چنان بهره مند باشند که الگوی رفتار دیگران قرار گیرند.

نویسنده با این نگره قرآنی به سراغ آموزه های آن رفته است تا برخی از صفات و سیره اخلاقی رهبر بلکه همه کارگزاران را به دست دهد. آن چه در این جا آمده تنها گوشه ای از مباحث مهم در این حوزه است که نویسنده به آن پرداخته است. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

جامعه ایمانی، جامعه اخلاق محور

اگر اخلاق را از جامعه ایمانی حذف کنیم، چیزی از آن نمی ماند و تفاوتی با جوامع دیگر بشری بلکه حتی با جوامع غیربشری نخواهد داشت؛ زیرا تفاوت انسان با دیگر آفریده های زمینی، در اخلاق عقلانی است؛ چرا که عقل انسانی، بنیاد چیزی است که از آن به دین و اخلاق یاد می شود؛ از این روست که در روایات محور تمایز بشر از غیر بشر را در عقلی دانسته است که هر جا حضور یافت دین و اخلاق نیز با او همراه است.(اصول کافی، ج ۱، کتاب عقل و جهل). بر همین پایه و اساس، یکی از نشانه های برخردی و بی عقلی هر فرد را فقدان دین و اخلاق در او دانسته اند؛‌ چرا که شخص در این صورت از انسانیت نیز بیرون رفته و از جانوران نیز پست تر خواهد بود؛‌ زیرا جانوران فاقد عقلی هستند که بشر از آن بهره مند است و بشری که فاقد دین و اخلاق می باشد، عاقلی است که از خرد و عقل خویش بهره ای نبرده و آن را تباه نموده است.(اعراف، آیه ۱۷۹)

اخلاق انسانی، بیانی دیگر از حقیقت صورت الهی انسان است؛ به این معنا که انسان با خلق و خوی عظیم (قلم، ایه ۴) می تواند صورت الهی را تجسم بخشد و مظهریت نماید. آن چه خداوند به انسان از اسمای الهی خود به انسان تعلیم داده (بقره، آیه ۳۱) همان صفات و فضایل اخلاقی است و انسان با فعلیت بخشی به این صفات و اسمای الهی است که متاله و متخلق به اخلاقی می شود و شایسته خلافت خداوندی می باشد.(بقره، آیه ۳۰ و آیات دیگر)

این که فرشتگان مقرب مقام قدس الهی و دیگر موجودات هستی ماموریت می یابند تا تحت ولایت تسخیری بشر باشند و مطیع او شوند و سجده اطاعت و فرمانبری کنند، به سبب همین علم و دانش انسان نسبت به تمامی صفات کمالی انسان و توانایی خدایی شدن اوست.

به سخن دیگر، همه هستی بنده اخلاق انسانی او شده و سجده اطاعت به اخلاق و فضایل متعالی بشر برده اند. پس اگر صفات و فضایل اخلاقی را از بشر برداریم نه تنها هیچ برتری با دیگر موجودات هستی نخواهد داشت بلکه پست از ایشان نیز خواهد بود؛‌چرا که دانا و دارای چیزی است که از آن بهره ای نمی برد و آن داشته اش را تباه ساخته و خود را گرفتار خسران و زیان از سرمایه ای بی مانند کرده است.

پس انسانیت بشر را می بایست در عقل او دانست که در اخلاق و دینداری اش نمود و ظهور می یابد. اگر بخواهیم حقیقت بشر را تعریف کنیم انسان اخلاقی و دیندار را به عنوان حقیقت بشر معرفی می کنیم.

جامعه اسلامی به حکم این که جامعه ای با محوریت عقل است،‌جامعه ای دیندار و اخلاق محور است. بر همین اساس است که پیامبران برای بیان مکارم اخلاقی و تکمیل آن فرو فرستاده شده اند و آن چه که در وحی بیان شده است، مکمل اصول و احکام عقلانی است که از آن در اصطلاح به مستقلات عقلانی یاد می شود. وحی الهی آمده است تا به عقل در تبیین دین و اخلاق یاری دهد و راهنمای بشر به این اصول عقلانی یعنی دین و اخلاق باشد. از این روست که گفته شده است: کل ما حکم به العقل حکم به الشرع و بالعکس؛ حکم عقل و شریعت الهی یکی است.

پیامبر(ص) در بیان فلسفه ماموریت و هدف رسالت خود می فرماید: انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق و محاسنها؛ من برای تکمیل و اتمام مکارم اخلاقی و محاسن اخلاقی برانگیخته شده ام؛ چرا که دین جز اخلاق چیزی نیست و دین و اخلاق دو وجه یک سکه هستند.

پس جامعه ایمانی و اسلامی که پیامبر(ص) مامور بود تا آن را تشکیل دهد و به عنوان نمونه به جهانیان معرفی کند(بقره، آیه ۱۴۳) جامعه اخلاقی است که در آن مکارم و محاسن اخلاقی بر شخص و جامعه حاکمیت دارد.

رهبری، اسوه و الگوی عینی جامعه اخلاقی

اگر پیامبر(ص) همانند دیگر پیامبران مامور بوده است تا با مدد وحی به امداد عقل آید و ماهیت عقل را با فعلیت بخشی بدان تحقق بخشد و جامعه دیندار اخلاقی را ایجاد کند، می بایست خود از کسانی باشد که دارای عقل فعال باشد و در دینداری و اخلاق در اوج قرار داشته باشد؛ چرا که پیامبر(ص) در مقام رهبری امت می بایست اسوه تمام و نیک الهی برای مردمان باشد تا مردم با پیروی از ایشان به آن اوجی برسد که خداوند برای بشر تعریف و بیان کرده است.(احزاب، آیه ۲۱؛ آل عمران، آیه ۳۱)

با نگاهی به گزارش های قرآنی می توان دریافت که ایشان در این اوج قرار داشته است؛ از این روست که در میان همه پیامبران الهی، آن حضرت(ص) به عنوان اسوه مطلق و نیک کامل معرفی می شود که در همه چیز از قول و فعل و تقریر شایسته پیروی و اطاعت است، و قول و فعل و تقریر ایشان، بی هیچ چون و چرا و اما و اگری، وحی الهی و مورد خشنودی الهی است.(آل عمران، آیه ۱۳۲؛ نجم، آیات ۳ و ۴ و آیات دیگر) این در حالی است که حتی خداوند درباره پیامبری اولواالعزم چون حضرت ابراهیم(ع) پیرو و اطاعت از ایشان را با اما و اگری محدود کرده است؛(ممتحنه، آیات ۴ تا ۶) هر چند که این استغفار ایشان به نسبت به سرپرست خویش ، به خاطر وعده ای بود که ایشان داده بود و ایشان انسانی بسیار اخلاقی یا فرااخلاقی بوده و اواه و حلیم بودن آن حضرت(ع) وی را به چنین کاری کشانده بود،(توبه، آیه ۱۱۴) ولی باید توجه داشت که این کار مرضی خداوند نبوده است و خداوند دوست نمی دارد که کسی خلاف حکم الهی، ترک اولی بکند. در حقیقت دلسوزی بی جا، در جایی که خداوند رحمان و رحیم است و رحمت او بر غضب او پیشی گرفته است، نمی بایست انجام گیرد. البته خداوند گزارش می کند هنگامی که کفر سرپرست آشکار شد، آن حضرت(ع) از کافر تبری جست و مسیر درست را برگزید.(توبه، آیه ۱۱۴)

به هر حال، پیامبر(ص) اسوه مطلق و بی چون و چرای الهی است؛ زیرا مهر و خشم او، مظهر مهر و خشم الهی است و همه حرکات و سکنات آن حضرت(ص) مطابق خواست و مشیت الهی انجام می گیرد و در چارچوب وحی و عقل بوده است. از این جهت به خلق عظیم (قلم، ایه ۴) ستوده شده و محبوب خداوند معرفی می شود به گونه ای که هر کسی بخواهد راه محبوب را بپیماید و به محبوبیت برسد می بایست ایشان را مسیر حرکت و صراط مستقیم خویش قرار دهد و صفات و خلق و خوی او را در خود ظهور بخشد و شیعه و پیرو او باشد و به هدایت ایشان اقتدا کند؛ چرا که اطاعت ایشان عین اطاعت خداوندی است.(آل عمران، آیات ۳۱ و ۱۳۲)

پیامبر(ص) در مدت بیست و سه سال از ماموریت خود توانست در دولت شهر مدینه النبی(ص) جامعه قرآنی و آرمانی را ایجاد کند که بر مدار اخلاق و عقل و دینداری حرکت می کرد و همه چیز در این چارچوب رقم می خورد و سیاست گزاری و برنامه ریزی می شد.(بقره، آیه ۱۴۳)

صفات و سیره اخلاقی رهبر

اکنون این پرسش مطرح می شود که این خلق عظیم(قلم، ایه ۴) چه بود که ایشان را اسوه نیک و مطلق جهانیان(احزاب، ایه ۲۱) قرار داد و توانست جامعه آرمانی نمونه ای را در مدینه ایجاد کند؟(بقره، آیه ۱۴۳)

با نگاهی به آموزه های قرآنی ما با دو دسته از فضایل اخلاقی ایشان مواجه می شویم که موجب شده تا ایشان در تمامیت و نهایت مکارم اخلاقی و محاسن اخلاقی قرار گیرد و اسوه مطلق و نیک و کامل شود. هر چند که در تحقق خلق عظیم و اسوه قرار گرفتن هر دو دسته از فضایل اخلاقی نقش دارد،‌ ولی آن چه در حوزه عمل اجتماعی و الگوسازی مطرح است ، همان فضایل اخلاقی است که در شکل سیره خودنمایی می کند. بنابراین، می بایست به سیره عملی آن حضرت(ص) توجه بیش تری کرد؛‌ زیرا این نوع رفتارهای عملی آن حضرت بود که مردم را به سوی آن حضرت جذب کرد و ایشان را مقتدای زندگی خود قرار داد و مردم سبک زندگی ایشان را الگوی زندگی خود قرار دادند و جامعه نمونه ای را در عصر آن حضرت پدید آورده و به جهانیان معرفی کردند.

۱. اطاعت از عقل و شرع: مهم ترین صفت و سیره اخلاقی رهبر و هر مسئول و کارگزار در جامعه ایمانی و قرآنی، اطاعت از عقل و شرع است. بنابراین،‌ هر جایی هر کارگزار و مسئول نظام اسلامی، خلاف احکام عقل چون لزوم عدالت و پرهیز از ظلم عمل کرد یا بر خلاف احکام قطعی اسلام رفتار نمود،‌ به عنوان یک انسان بی تقوا شناخته می شود؛ چرا که تقوا در معنای عام ، عمل به معروف و ترک منکر است که عقل و شرع آن را معروف یا منکر شناخته اند. در مقدمه این بحث نیز گفته شده است که عقل و شرع با هم مطابقت دارند و این که انسان عقلانی اصولا انسان اخلاقی است؛ پس هر که اطاعت عقل و شرع را نکند در حقیقت نشان می دهد که انسانی اخلاقی نیست و نمی تواند او را اسوه یا مدیر و مسئول جامعه قرار داد. در شرایط رهبری که در روایات از امام صادق(ع) و امام حسن عسکری(ع) نقل شده نیز به این نکته توجه داده شده است: :فامّا من کان من الفقهاء صائناً لنفسه حافظالدینه مخالفالهواه مطیعا لامرمولاه فللعوام ان یقلدوه؛ امام (ع)درموردشرائط و ویژگی های رهبر ومرجع تقلید درزمان وموقعیت عدم دسترسی به امام معصوم(ع)می فرماید"ازمیان فقیهان دین شناس کسی که بیش ازدیگران ۱- صیانت نفس وخودکنترلی داشته باشد.۲-حافظ ونگهبان دینش باشد.۳- باخواهش های ناپسند نفس خویش مخالفت کند.۴-درچارچوب اوامر مولایش خدا ورسول خدا وامامان معصوم(ع)عمل کند. چنین کسی شایسته تقلید وزعامت مسلمین است.(احتجاج طبزسی-جلد۲صفحه۴۵۸؛ بحار الانوار، ج۲، ص۸).

۲. تقوا: تقوا از دیگر اصول اخلاقی است که در آیات و روایات برای رهبران جامعه قرآنی مطرح شده است. خداوند در آیاتی از جمله آیات ۱ و ۳۷ سوره احزاب و ۲۶ سوره فتح و ۱۲۷ و ۱۲۸ سوره نحل، پیامبر(ص) را به داشتن تقوا توصیه می کند و او را شخصیتی معرفی می کند که خود دارای تقواست و دیگران را نیز بدان توصیه و سفارش می کند.

۳. هدایت یافتگی و هدایت گری: رهبری می بایست خود هدایت یافته باشد و در صراط مستقیم عقل و دین حرکت کند(انعام، آیه ۱۶۱؛ شوری، ایه ۵۲) و اشتیاق کامل و تمامی برای هدایت گری داشته باشد و بخواهد همگان را به سوی عقل و دین و اخلاق هدایت کند.(توبه، ایه ۱۲۸؛ شعراء، ایه ۳ و آیات دیگر)

۴. بصیرت و نورانیت: از دیگر خصوصیات اخلاقی رهبری دارا بودن نورانیت الهی و بصیرت خدایی است به گونه ای که حقایق را به نور الهی دریابد و مردم را به سوی نورانیت و اخلاق هدایت کند.(مائده، ایه ۱۵؛ احزاب، ایات ۴۵ و ۴۶؛ انعام، آیه ۵۰؛ یوسف، آیه ۱۰۸)

۵. کمال و تعالی: رهبری انسانی با کمالی است که توانایی و شایستگی این مقام را یافته است. پس کسانی که واجد کمال و قرب الهی می باشند و از خصوصیات اخلاقی خوبی برخوردار می باشند می بایست این مقام را به عهده گیرند.(نحل، ایه ۸۹؛ نجم، آیات ۷ تا ۱۰ ؛ اسراء، آیات ۷۹ و ۸۷)

۶. مهربانی و خوش خویی: خوش خلقی و مهربانی از دیگر صفات رهبری است؛ زیرا عرصه جامعه ، عرصه روابط اجتماعی است و می بایست کسی که مسئولیت را به عهده می گیرد انسانی معتدل و مستوی باشد که عقل و قلب را به دور از هر گونه افراط و تفریطی به کار گیرد.(آل عمران، ایه ۱۵۹؛ قلم، آیه ۴؛ توبه، ایه ۱۲۸)

۷. دلسوزی : رهبر واقعی کسی است که نسبت به همکان حتی دشمنان دلسوز است و می کوشد تا ایشان را به حق و عدالت و عقل و اخلاق رهنمون سازد . از این روست که همواره دلنگران آینده ناگوار و سخت دشمنان و مخالفان است و تلاش می کند تا ایشان را به راه آورد. کسی که با دشمنان این گونه دلسوزی دارد نسبت به مومنان بسیار شدیدتر مهربانی و دلسوزی دارد و حتی از مادر به ایشان نگران تر می باشد.(هود، ایه ۳؛ توبه، ایه ۱۲۸ ؛ حجر، آیه ۸۸)

۸. سعه صدر و آستانه تحمل بالا: کسی که در مقام رهبری است می بایست هم چنین انسانی دارای آستانه تحمل بالا بوده و از انشراح و سعه صدر برخوردار باشد و به سرعت از کوره در نرود و از دشنام و طعن و سخنان نامربوط به خشم نیاید.(توبه، ایه ۶۱؛ انعام، آیه ۱۴۷؛ شعراء، ایات ۲۱۴ و ۲۱۵؛ انشراح، ایات ۱ تا ۸)

۹. مدارا: از صفات و سیره اخلاقی نیک رهبری، مدارا و ملایمت هنگام مواجه شدن با گفتارها و رفتارهای ناشایست مخالفان و بدی های دشمنان است.(مومنون، آیه ۹۶؛ سباء، ایه ۵۰؛ فصلت، ایه ۳۴)

۱۰. شیوایی و رسایی در بیان: رهبری می بایست از صفت شیوایی و رسایی در کلام و بیان برخوردار باشد و مواضع خود را با بیانی شیرین و شیوا و روشن و با تمام صراحت و شفافیت اعلام کند.(زخرف، ایه ۲۹) شیرین، شیوایی و رسایی سخن همراه با سخن نیک و بهره گیری از بهترین گفتارها و استوارترین آن ها می تواند نقش به سزایی را در رهبری جامعه و پیشبرد اهداف ایفا کند.(همان و نیز فصلت، ایه ۳۳)

۱۱. عفو و گذشت: از دیگر صفات و سیره رهبری، عفو و گذشت از خطاهای دیگران و ترک هر گونه تعرض نسبت به آنان و چشم پوشی از افشاگری و مخفی کردن برخی از خطاها و اشتباه ها و خطاکاران است.(اعراف، ایه ۱۹۹؛ مائده، آیات ۱۲ و ۱۳ و ۱۵؛‌آل عمران، ایه ۱۵۹؛ حجر، آیات ۸۵ و ۸۶)

۱۲. عزت مداری: از دیگر صفات رهبری و سیره او، عزت مداری و حفظ کرامت خود و امت است و اجازه نمی دهد که خود یا جامعه ذلیل شوند و یا امت را خوار و ذلیل نماید.(منافقون، ایه ۸؛ تحریم، ایه ۸)

۱۳. عدالت: رعایت عدالت و اجرای آن شاید مهم ترین وظیفه اخلاقی رهبری است؛ زیرا ماموریت همه پیامبران ایجاد بسترهایی برای تحقق عدالت همه جانبه و امکان قیام توده های برای تحقق جامعه عادلانه در جهان بوده است.(حدید، ایه ۲۵) از این روست که سیره رهبری را می بایست در عدالت و رعایت آن به دست آورد.(شوری، ایه ۱۵؛ نور، ایه ۵۰؛ آل عمران، آیه ۱۶۱ و آیات دیگر)

۱۴. شجاعت: شجاعت و اعلام شجانه مواضع اسلام از دیگر خصوصیات رهبری است. این شجاعت می بایست در بیان و ابلاغ رسالت و ماموریت و احکام و اجرای آن نمودار باشد.(اعراف، ایه ۱۹۵؛ توبه، آیه ۴۰؛ احزاب، آیات ۳۷ تا ۳۹؛ توبه،‌آیه ۷۳؛ آل عمران، ایات ۱۵۲ و ۱۵۳)

۱۵. سازش ناپذیری: رهبری با آن که انسان اخلاقی و خوش خو و اهل عفو و گذشت از خطا و اشتباهات است ولی در برابر دشمنان که متجاوز می باشند و به خود حق تعرض و تجاوز را می دهند و جامعه اسلامی را تهدید می کنند،‌ با شجاعت تمام عمل می کند و سازش نمی پذیرد.(بقره، ایات ۱۳۵ و ۱۳۹؛ انعام، آیات ۱۹ و ۵۶ و آیات دیگر)

۱۶. کرامت و بزرگواری: اخلاق در نهایت خود در رهبری بروز و ظهور می یابد و مکارم و محاسن اخلاقی را می بایست در چنین شخص یا اشخاصی جست و جو کرد. این خلق عظیم و کریمانه اوست که بازتاب کرامت و عظمت الهی است.(قلم، ایات ۲ و ۴ و آیات دیگر)

۱۷. امانت داری: رهبری امانت بزرگ الهی یعنی ولایت الهی را به عهده گرفته است. این امین می بایست در همه عرصه ها امانت داری کند. مسایل مادی کم ترین چیزی است که امانت داری او در آن خود را نشان می دهد و هرگز در بیت المال کوچک ترین غل و خیانت نمی ورزد.(آل عمران، ایه ۱۶۱؛ تکویر، ایات ۲۲ و ۲۴ و آیات دیگر)

۱۸. استقامت: رهبری با ایمان به راه خویش در بیان و ابلاغ و اجرای آن استقامت می ورزد و با صبر تمام می کوشد تا اسلام را در جامعه تحقق بخشد. او در کار خویش ثبات قدم دارد و هرگز کوتاه نمی آید و مردم را نیز به پایداری و استقامت و ثبات قدم تشویق و ترغیب می کند.(هود، ایه ۱۱۲؛ زمر، ایه ۳۹؛ شوری، ایه ۱۵؛ اسراء، آیه ۷۴؛ انعام، آیه ۱۳۵ و ایات دیگر)

۱۹. ادب : رهبری نه تنها اهل مکارم اخلاقی بلکه محاسن آن است و تمام آداب اخلاقی را با تمام ظرافت ها و نکات ریز آن به جا می آورد و بهترین شکل اخلاقی عمل و اجرا و بیان را به کار می گیرد.(انعام، ایه ۵۴؛ نحل، ایه ۱۲۵؛ توبه، آیه ۱۰۳، طه، آیه ۱۱۴)

۲۰. احسان: از مهم ترین صفات اخلاقی رهبری، احسان است. اخلاص رهبری برای خدا موجب می شود تا همواره نسبت به مردمان از در احسان در آید و به ایشان خدمت کند و هیچ کوتاهی در حق ایشان نداشته باشد.(احزاب ،‌آیه ۳۷ و آیات دیگر)