صفات محبوبان خدا از نظر قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم

خدا در قرآن گروهی از مردمان را به عنوان محبوبان خویش مطرح کرده که بهره مند از محبت الهی هستند. نویسنده با مراجعه به قرآن بر آن است تا روشن سازد چه کسانی، چرا و چگونه به این مقام عظیم و کریم دست یافته اند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

محبت دو سویه خدا و خلق

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، محبت میان خدا و خلق دو سویه است. البته آغازگر و خاستگاه این محبت خدا است. اوست که نخست محبت خویش را در اقسام نعمت ها، رحمت ها، فضل ها و برکات به خلق نشان می دهد، و خلق در پاسخ به این محبت خدا،‌ به خدا محبت می ورزند؛ زیرا خدا می فرماید: یحبهم و یحبونه؛ خدا آنان را دوست می دارد و آنان خدا را دست می دارند.(مائده، آیه ۵۴)

بنابراین، میان خدا و خلق نسبتی به عنوان محبت برقرار می شود که فراتر از نسبت خلق و خالق است تا جایی که هر یک محبوب دیگری می شود و محبت میان آنان پیوندی خاص ایجاد می کند. پیوندی که آثار آن با پیوندها دیگری فرق می کند و در افعال و اعمال به نمایش در می آید؛ زیرا از نظر قرآن، نمی توان مدعی محبت شد، در حالی مثلا اتباع و اطاعت میان محبوبان نباشد. کسی که مدعی وجود محبت در خویش نسبت به دیگری است، به اتباع و اطاعت از او با جان و دل می پردازد و هیچ گونه مخالفت و عصیانی نمی ورزد.(آل عمران،‌ آیات ۳۱ و ۳۲)

البته اتباع و اطاعت خلق و خالق با هم فرق دارد؛ زیرا اطاعت خدا از خلق محبوب خویش به تفضل و رحمت و برکات خاص خواهد بود که نسبت به آنان روا می دارد و مثلا پرسش ها و درخواست های ایشان را که در قالب دعا وارد می شود، اجابت می کند و نسبت به آنان سمیع الدعاء بوده و خواسته ایشان را می شنود و اجابت می نماید.

از نظر قرآن، وقتی محبت به امری در کسی ایجاد شود و آن امر محبوب کسی قرار گیرد، ضد یا اضداد آن امر، مورد کراهت و بغض قرار می گیرد و مکروه و مبغوض شخص می شود. از همین روست که خدا در قرآن می فرماید که وقتی نور ایمان در دل کسی بتابد و ایمان محبوب کسی شود، کفر، فسوق و عصیان در نزد مومن مکروه می شود.(حجرات، آیه ۷)

محبوبان نزد خدا از نظر قرآن

بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، چیزها و نیز اشخاصی محبوب خدا است؛ چنان که چیزها و اشخاصی نیز مبغوض خدا و مکروه نزد اوست. از آن جایی که عدم محبت نقیض محبت و کراهت و بغض ، اضداد محبت است، می توان با مراجعه به آموزه های قرآنی، محبوب های خدا را شناخت. بنابراین، در شناخت محبوب و محبوبان به این دسته از آیات نیز مراجعه می شود. در این جا بر اساس همین شیوه برخی از این امور که محبوب خدا و دارنده صفاتی خاص هستند، بیان می شوند. برخی از مهم ترین محبوب های خدا بر اساس آموزه های وحیانی قرآن،‌ عبارتند از:

  • ایمان مومنان: از نظر قرآن، مومنان به سبب ایمان محبوب خدا هستند. از برجسته ترین صفاتی که برای مومنان به سبب ایمان آنان، در ایجاد محبت سخن به میان آمده، تواضع و ذلت قلبی و عملی آنان نسبت به مومنان دیگر، و عزت نسبت به کافران،‌ جهاد در راه خدا، عدم خوف از ملامت سرزنشگران و حفظ ایمان در هر شرایطی است، به طوری که هرگز تن به ارتداد و بازگشت به کفر نمی دهند. این نوع از ایمان و صفات برخاسته از فضل الهی است.(مائده، آیه ۵۴) آنان ولایت و سرپرستی کافران حتی یهودیان و مسیحیان از اهل کتاب را نمی پذیرند و هیچ گرایشی به سوی آنان ندارند، بلکه ولایت خدا، رسول الله (ص) و امیرمومنان امام علی(ع) را می پذیرند که در هنگام رکوع نماز زکات و صدقه می دهد.(مائده، آیات ۵۱ تا ۵۵؛ روایات تفسیری از عامه و خاصه) آنان با پذیرش ولایت اینان، جزو امت حزب الله می شوند که بر همگان غالب هستند.(مائده، آیه ۵۶) اینان نه تنها دشمنان را اولیاء‌ خویش قرار نمی دهند، بلکه با پرهیز از ایشان نشان می دهند که تنها تحت ولایت الهی بوده و نسبت به ولایت طاغوتی و شیطانی آنان برائت می ورزند و کراهت دارند.(مائده، آیه ۵۷؛ بقره، آیه ۲۵۶) از نظر قرآن، کافران محبوب خدا نیستند؛ زیرا کفر در تقابل و ضدیت با ایمان قرار دارد.(بقره، آیه ۲۷۶؛ حجرات، آیه ۷) خدا در قرآن بیان می کند که کسانی که ولایت خدا و پیامبر(ص) را نمی پذیرند و نسبت به آنان اطاعت نمی ورزند، در حقیقت کافرانی هستند که محبوب خدا نیستند.(آل عمران، آیه ۳۲؛ روم، آیه ۴۵)؛ چرا که مقتضی محبت به خدا اتباع و پیروی از خدا است؛ از همین روست که خدا به صراحت می فرماید اگر خدا را محبوب می دارید پس از پیامبر(ص) اتباع نماید تا این گونه محبوب خدا نیز گردید.(آل عمران، آیه ۳۱)
  • عدالت و عدم تعدی و ظلم: از نظر قرآن، عدالت محبوب خداست؛ زیرا تعدی از مصادیق اموری است که محبوب خدا نیست و خدا به صراحت بیان می کند که در هنگامه قتال با دشمنان نیز نمی بایست تعدّی و تجاوزی بر خلاف اصول اخلاقی الهی انجام شود؛ زیرا خدا معتدین و تجاوزگران را محبوب نمی دارد.(بقره، آیه ۱۹۰؛ مائده، آیه ۸۷) بنابراین، در قتال با دشمنان محبوب خدا می بایست عدالت ورزند و بر اساس اصل مقابله به مثل با آنان برخورد کرده و از حدود مقابله به مثل تجاوز نکند.(بقره، آیه ۱۹۱) خدا در قرآن به این نکته توجه می دهد که عدالت الهی موجب می شود تا هر کسی به تمام کمال اجر ایمان و عمل صالح خویش را دریافت کند و خدا به آن وفا می کند؛ زیرا خدا ظالمین را محبوب نمی دارد.(آل عمران، آیه ۵۷) این بدان معناست که از نظر قرآن،‌ عدم وفای کامل نسبت به پاداش از مصادیق ظلم است.(همان) هم چنین از نظر قرآن، دست به دست شدن قدرت و ثروت در میان خلق برای آن است تا معلوم شود چه کسی اهل عدالت و چه کسی اهل ظلم است. مومنان می بایست اهل عدالت باشند؛ زیرا خدا ظالمین را محبوب ندارد.(آل عمران،‌ آیه ۱۴۰؛ شوری، آیه ۴۰) از نظر قرآن،‌ عدالت در هر مرتبه نیک است، ولی در مرتبه عدالت قسطی نیکوتر است. این که انسان سهم و قسط هر کس و هر چیزی از حیوان و غیر حیوان را بدهد و کم نگذارد و ظلم روا ندارد. از همین روست که خدا مقسطین را محبوب خویش دانسته که سهم هر کسی را می دهند و بدان قیام می کنند.(مائده، آیه ۴۲؛ حجرات، آیه ۹؛ ممتحنه، آیه ۸) از نظر قرآن، مخالفت با حدود الهی که در قالب احکام شرعی بیان شده، نوعی تعدی و تجاوزگری است و خدا چنین افرادی را دوست نمی دارد.(مائده، آیه ۸۷؛ اعراف، آیه ۵۵) تعدی و تجاوز از مصادیق اسراف و زیاده روی است که خداوند مسرفان را دوست نمی دارد.(انعام، آیه ۱۴۱؛ اعراف، آیه ۳۱)
  • احسان: احسان به معنای نیکوکاری عملی فراتر از عدالت در جنبه های مثبت است. از این روست که عفو مالی و غیر مالی به عنوان عمل احسانی مطرح می شود.(بقره، آیات ۱۷۸ و ۲۳۷) از نظر قرآن،‌عفو از مردم و قرار گرفتن در حالتی که عفو ملکه انسان باشد، از مصادیق احسان است و قرارگیری در مقام محسنین است که این افراد محبوب خدا هستند.(آل عمران، آیه ۱۳۴) از ویژگی های مهم محسنین این است که هرگاه خود نیز فحشاء و ظلمی را به هر دلیلی و عاملی مرتکب شوند، به سرعت یاد خدا افتاده و از آن استغفار می کنند و اصرار بر تکرار نمی ورزند تا از تبعات و پیامدهای آن در امان مانند.(آل عمران، آیات ۱۳۴ و ۱۳۵) از نظر قرآن این درجه اول از احسان است؛ زیرا نوعی دیگری از احسان به عنوان احسان اکرامی است که فراتر از عفو و مانند آن قرار می گیرد؛ چرا که این عمل احسانی در قالب ایثار و از خودگذشتگی است و شخص از محبوب خویش در راه رضا خدا می گذرد و به دشمنان حربی خویش که اسیر در دست ایشان است، از نیاز ضروری و اختصاصی خویش می دهد.(انسان، آیات ۸ و ۹؛ حشر،‌ آیه ۸) از نظر قرآن، عمل احسانی از اموری است که موجب می شود تا محسنین به عنوان محبوب الهی قرار گیرند.(بقره، آیه ۱۹۵) از نظر قرآن،‌ احسان عفوی و احسان اکرامی هر دو خوب است. گاه انسان عفو می کند و گاه نه تنها عفو می کند و صفحه را ورق می زند(مائده، آیه ۱۳)، بلکه اکرام را نیز دارد؛(حشر، آیه ۸) زیرا از نظر قرآن تقوا و ایمان سه سطح دارد که شامل عام و خاص و اخص است. سطح دوم و سوم آن شامل احسان عفو و احسان اکرام است.(مائده، آیه ۹۳)
  • صلح و اصلاح: از نظر قرآن هر گونه فساد و افساد عملی غیر محبوب است و خدا فساد را دوست نمی دارد؛ چنان که مفسدین را که ر زمین فساد و افساد می کنند و به هلاکت زراعت و نسل ها اقدام می کنند، چنین اشخاص مفسدی را نیز دوست نمی دارد(بقره، آیه ۲۰۵؛ مائده، آیه ۶۴؛ قصص، آیه ۷۷)؛ در برابر صلاح و اصلاح که عمل در تضاد با فساد و افساد است را دوست می دهد. از نظر قرآن، عمل صالح محبوب خدا است؛ چنان که عمل طالح و گناه محبوب خدا نیست و خدا گناهکاران را دوست نمی دهد(بقره، آیه ۲۷۶)؛ یعنی آنانی که بر خلاف صلح و صلاح عمل می کنند و به جای صدقه ربا می گیرند (همان) یا دیگر اعمال زشت و ظالمانه را انجام می دهند.
  • توبه کاران: از نظر قرآن، هر انسانی به علم یا جهل و نیز به تعمد یا غیر عمد،‌ خطا و خطیئه و گناهی را مرتکب می شود که اگر از آن توبه کرده و به سوی خدا بازگردد، به اصلاح امر خویش پرداخته است؛ زیرا چنین کسی بر رفتار نادرست خویش اصرار نمی ورزد، بلکه خواهان بازگشت و اصلاح امر است. چنین افرادی محبوب خدا هستند.(بقره، آیه ۲۲۲)
  • متطهرین: از نظر قرآن، طهارت امری بسیار مهم در زندگی انسان است؛ زیرا این گونه انسان از نجاست و خباثت در امان می ماند. البته طهارت می بایست چنان شدید و نیرومند باشد که قلب انسان به طهارت خو گرفته و از نجاست و خباثت بیزاری و نفرت یابد. انسان با کارهایی ظاهری و نیت های نیک می تواند به چنین سطح و درجه عالی از طهارت برسد. از جمله این اعمال می توان به غسل از جنابت یا غسل توبه و مانند آنها اشاره کرد که موجب می شود تا انسان به این سطح از طهارت برسد که محبوب خدا قرار گیرد.(بقره، آیه ۲۲۲) البته از نظر قرآن، چنین سطح عالی از طهارت که مربوط و مرتبط با قلب انسان است، زمانی شکل می گیرد که تصرفات ولایی از سوی اولیای الهی انجام شود. از این روست که کسب چنین سطح از طهارت منوط به تصرفات ولایی پیامبر(ص) و دیگر اولیای الهی دانسته شده است. خدا به پیامبر(ص) فرمان می دهد تا از مومنان صدقه ای را بپذیرد تا هم موجب طهارت مالی آنان شده و هم موجب تطهیر و تزکیه از سوی پیامبر(ص) در حق ذات آنان شود.(توبه، آیه ۱۰۳) از نظر قرآن کسانی که دنبال چنین سطحی از طهارت هستند، با پیامبر(ص) در مساجد مبتنی بر تقوا حضور می یابند و مردانه برای خدا قیام می کنند؛ زیرا طهارتی در سطح عالی محبوب آنان است. این گونه است که تحت تصرفات ولایی خدا و اولیاء‌ الهی، طهارتی در چنین سطحی برای آنان ایجاد می شود و این گونه آنان محبوب خدا می شوند.(توبه، آیه ۱۰۸) از نظر قرآن،‌ مراعات حدود الهی و محافظت بر آن موجب می شود تا انسان مسیر طهارت قرار گیرند.(بقره، آیه ۲۲۲)
  • تقوای الهی: تقوای الهی شامل هر گونه رفتاری است که موجب می شود تا انسان حدود الهی را مراعات کند و به احکام پنج گانه تن دهد. این گونه است که متقین محبوب خدا می شوند(آل عمران، آیه ۷۶) از نظر قرآن، وفای به عهد از جمله عهد الهی انسان به خدا از جمله مصادیق کسب تقوای الهی است که انسان را محبوب خدا می سازد.(همان؛ توبه، آیات ۴ و ۷)
  • صبر صابران: از نظر قرآن، صبر صابران ارزش بسیاری دارد؛ زیرا آنان ملکه ای دارند که موجب می شود تا در هر کاری وارد شوند،‌ اهل استقامت و پایداری باشند و تا به نتیجه نرسیده اند دست از کار نشویند. بنابراین، به عنوان کسانی که صفت الهی را در خود ظهور داده و در مقام ربوبیت و پروردگاری قرار گرفته اند، اقداماتی را انجام می دهند تا جهان و جهانیان به کمالات بایسته رسیده و موانع سد راه کمالی از پیش رو همگان برداشته شود. از همین روست که خدا چنین صابرانی را محبوب خویش دانسته است.(آل عمران،‌ آیه ۱۴۶) صابران مومن از خدا می خواهند تبعات اعمال ایشان را بپوشاند و از زیاده روی و اسراف ایشان در گذرد و ثبات قدم را به ایشان بخشد و پیروزی و نصرت را به آنان عنایت کند تا بر کافران چیره شوند.(آل عمران،‌ آیه ۱۴۷) پس باید گفت که آنان دنبال چنین اهدافی هستند که در قالب دعا و نیایش مطرح می کنند. از نظر قرآن چنین سطح از صبر با چنین ویژگی درخواستی آنان را تا مقام محسنین بالا می برد و محبوب الهی می سازد.(آل عمران، آیات ۱۴۶ تا ۱۴۸)
  • توکل : از نظر قرآن،‌ متوکلین محبوب خدا هستند(آل عمران،‌آیه ۱۵۹)؛ زیرا متوکلین بر این باورند که امور هستی هرگز بیرون از دایره مشیت و اراده و مقدرات الهی نیست. از همین روست که با شناخت نسبت به همه سنت ها و قوانین الهی حاکم بر هستی از جان و جهان و جامعه، به برآورد توانایی و ضعف ها می پردازند و اقدامات خویش را بر اساس مشورت و کسب علم حتی از طریق تجربیات یا دانش دیگران می پردازند و عالمانه وارد صحنه عمل می شوند؛ اما در همان حال می دانند که هر چه قسمت باشد آن خواهد شد و بدون اعتماد و تکیه بر خدا نمی توان حتی با جزم اندیشه ای و عزم ارادی و عملی، به مقصد و مقصود رسید، بلکه این عنایت الهی است که موجب می شود تا انسان به غایت و هدف خویش برسد. از این روست که پس از جزم اندیشه ای و عزم ارادی به خدا توکل می کنند و این گونه ایمان خویش را به مشیت ، اراده و مقدرات نشان می دهند و هرگز از عدم نتیجه پس از وظیفه گلایه و شکوه نمی کنند. این افراد محبوب خدا هستند.(آل عمران، آیه ۱۵۹)
  • اجتناب از فخر و خیالبافی: از نظر قرآن، محبوبان خدا کسانی هستند که بر اساس حقیقت و واقعیت زندگی می کنند. از همین روست که مال را امانتی الهی در دست خویش دانسته و هر نعمتی را از خدا می دانند و حقی را برای سائلان و محرومان قایل هستند و آن را پرداخت می کنند.(معارج، آیات ۲۴ و ۲۵؛ ذاریات، آیه ۱۹) این گونه آنان به دور از خیالبافی که مال را به علم خویش به دست آورده اند(قصص، آیه ۷۵) از فخر فروشی به سبب دارایی و قدرت،‌ اجتناب می کنند و همه چیز را فضل و رحمت الهی می دانند که به آنان رسیده است. این در حالی است که مختال فخور این گونه نیست و به سبب خیالبافی به فخر دچار می شود و از محبت الهی دور شده و محبوب خدا نیست.(نساء، آیه ۳۶؛ لقمان، آیه ۱۸؛ حدید، آیات ۲۲ و ۲۳) بهترین روش در زندگی انسان است که انسان در همه امور از جمله امور اقتصادی و اخلاقی میانه روی داشته باشد.(لقمان، آیه ۱۹)
  • عدم خیانت: محبوب خدا اهل امانت است و عهد الهی را امانتی می داند که می بایست مراعات کند و محافظت و مراقبت نماید. از این روست که از خیانت به خود و خدا و دیگران اجتناب می کند؛ زیرا می داند که خیانت و گناه محبوب خدا نیست.(انفال، آیه ۵۸؛ حج، آیه ۳۸؛ نساء، آیه ۱۰۷) از نظر قرآن، خیانت که به دور از چشم مردمان، ولی در پیشگاه خدا انجام می شود، به نوعی استخفاف و سبک شماری خدا است؛ زیرا شخص پیش چشم خلق خیانت نمی کند، ولی در برابر خدا و محضر او خیانت می ورزد که این خیلی زشت و بی احترامی عظیم است.(نساء، آیه ۱۰۸) باید یاد آور شد که کسانی که خیانت ملکه آنان شده است به کفر و کفران گرایش دارند و خدا ایشان را محبوب ندارد.(حج، آیه ۳۸)
  • عدم اظهار بدی و زشتی: انسان ممکن است که بدی و زشتی داشته باشد، ولی چنان جرات و جسارت نمی ورزد که آن را آشکار کند. از نظر قرآن، کسی که به اظهار بدی خویش یا دیگران می پردازد، کار زشتی را زشت تر می کند. از همین روست که چنین افرادی محبوب خدا نیستند.(نساء،‌ آیه ۱۴۸؛ نور، آیه ۱۹) البته خدا به کسانی که مظلوم واقع شده اند،‌ این مجوز را می دهد تا بدی و زشتی دیگران را نسبت به خود آشکار کرده و این گونه احقاق حق در دادگاه یا پیشگاه مردم کنند.(همان) البته از نظر قرآن، در این موارد اگر عفو و گذشت و نهان کاری انجام شود بهتر است به ویژه که مومنان می بایست در جامعه اسلامی اهل گذشت و نهان کاری باشند و از تشیع فاحشه اجتناب ورزند.(نساء، آیه ۱۴۹)
  • اجتناب از تکبر و استکبار: از نظر قرآن تذلل در برابر خدا و تواضع در برابر خلق امری محبوب است؛ چنان که تکبر و استکبار خوب نیست و خدا مستکبرین را محبوب نمی دارد.(نحل، آیه ۲۳)
  • اجتناب از فرح: فرح هیجانات شدید است. از نظر قرآن، مومن هیجانات مثبت و منفی خویش را کنترل می کند. البته هیجان در موفقیت معنوی و پیروزی اسلام و ورود به بهشت امری خوب است(روم، آیه ۴ )؛ اما فرح در امور مادی و دنیوی نادرست است و خدا آن را دوست نمی دارد.(قصص، آیه ۷۶) بهترین حالت همان حالت سرور است که امری باطنی است.