صفات شیعیان از نظر امام حسن عسکری(ع)

samamosامام حسن عسکری(ع) به عنوان اسوه حسنه امت اسلام بر آن است تا مومنان واقعی را به سلوکی تربیت کند که افتخار اهل اسلام و ایمان باشند. از این روست که ایشان نیز مانند دیگر امامان(ع) تمامی تلاش خود را مصروف این معنا کرد تا مردمانی سالم و صادق تربیت کند و با قول و فعل خویش آنان را به مکارم اخلاقی بخواند تا در فراز فضایل اخلاقی قرار گیرند.

نویسنده در این مطلب با مراجعه به آموزه های وحیانی بر آن است تا دغدغه های اصلی آن امام (ع) را در باره صفات مومنان واقعی تبیین نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

شیعه، الگوی مومنان واقعی

هر مسلمانی دوست دارد تا در فراز برتر قرار گیرد و به عنوان مومن واقعی شناخته شود. از آن جایی که راه رسیدن به این مقام از درون آزمون ها و فتنه ها و بلایا و ابتلائات می گذرد، می بایست انسان عزم آهنین و استواری داشته باشد تا در برابر وسوسه های درونی و بیرونی مقاومت کند و با صبر و استقامت در مسیر حق بتواند به این مقام برسد.

از نظر اسلام هر انسانی با گفتن شهادتین در جرگه مسلمانان قرار می گیرد و جان و مال و عرض او در امان خواهد بود و به عنوان امت اسلام از همه حقوق شهروندی بهره مند خواهد شد؛ حتی اگر چنین شخصی سست ایمان یا حتی منافق باشد، ولی هرگز حقوق شهروندی او در دنیا به عنوان یک مسلمان نادیده گرفته نمی شود مگر آن که نفاق خود را به شکل کینه های عمیق نسبت به مسلمانان و جامعه اسلامی نشان دهد که در این صورت به عنوان یک مجرم سیاسی یا حقوقی با او برخورد می شود.

اما اسلام تنها گام نخست حرکت در مسیر شدن های کمالی و عبور تا مرحله متاله و خدایی شدن و به عهده گرفتن مسئولیت عظیم خلافت الهی در مقام مظاهر ربوبیت است. از این روست که می بایست در آزمون های متعدد و متنوع سربلند بیرون آید و نشان دهد تا چه اندازه از نظر معرفتی به جزم رسیده و از نظر عملی دارای عزم است.

خداوند در آیاتی از جمله آیه ۱۴ سوره حجرات می فرماید که از مرحله و مرتبه اسلام تا ایمان راهی بس طولانی است تا انسان به چنان جایگاهی برسد که خداوند و پیامبر(ص) در جایگاه خود بببیند و بشناسد و در مقام عمل مطیع محض اوامر الهی و پیامبر(ص) باشد.

هر چه انسان در اندیشه به قطع و یقین برهانی نزدیک تر شود، جزم اندیشی او چنان خواهد بود که هیچ گونه شبهه ای تردیدی در او ایجاد نمی کند و هر چه این اندیشه با عواطف و احساسات قلبی او آمیختگی بیش تری پیدا کند، بیش از پیش در مقام عمل دارای عزم خواهد شد و همت عالی او را به انجام هر کاری هر چند به نظر غیر ممکن می کشاند و همه موانع را از سر راه بر می دارد و با استقامت و صبر بر مشکلات چیره می شود. این گونه است که از نظر ظرفیت وجودی به چنان سعه وجودی می رسد که قابلیت دریافت علوم الهی را یافته و نسبت به ملکوت هستی دانش شهودی پیدا می کند و راه برای عمل ایثاری و قربی بهتر و بیش تر برای او باز می شود، چنان که حضرت ابراهیم(ع) با گذر از آزمون های سخت الهی توانست ملکوت را رویت و مشاهده نماید(انعام، آیه ۷۵) و در مقام امامت قرار گیرد.(بقره، ایه ۱۲۴) این در حالی است که برخی از پیامبران الهی نتوانستند از برخی از آزمون های سخت الهی به سلامت بیرون آیند و در مقامات عالی قرار گیرند. خداوند در آیه ۱۱۵ سوره طه درباره حضرت آدم(ع) می فرماید که ما او را آزمودیم ولی در او عزمی نیافتیم. به این معنا که در مقام عمل نتوانسته است از آن جزم اندیشی و قطع شهودی خود بهره گیرد و در مقام عمل نیز عزم داشته باشد.

به هر حال، هر انسانی در هر مرتبه ای که قرار داشته باشد همواره دچار آزمون و فتنه است(فجر،‌ایات ۱۵ و ۱۶) و در این میان تنها برخی سربلند بیرون می آیند و جایگاه وجودی خود را تثبیت کرده و مشخص می کنند.(عنکبوت، ایه ۲) هر چه ادعا و مقام انسانی بالاتر رود آزمون ها از نظر کمیت و کیفیت بیش تر و سخت تر می شود. در این میان اهل ایمان که در مرتبه ای برتر از مقام اهل اسلام نشسته اند، آزمون های سخت و شدیدتری را می بایست تحمل کنند.(احزاب، ایه ۱۱ و آیات دیگر)

از آن جایی که گفته اند« البلاء للولاء؛ بلا برای دوستان است» هر انسانی ولایت او قوی تر باشد به همان نسبت با آزمون های سخت تر و زیادتر مواجه خواهد شد؛ زیرا قرب الهی مسئولیت های بیش تری را موجب می شود و همین مساله است که آدمی را مجبور می کند تا در صبر و استقامت قوی تر باشد و بتواند فشارهای مشکلات سنگین مسئولیت ها را تحمل کند. از این روست که انشراح صدر و سعه وجودی از لوازم مسئولیت های سخت تر و سنگین تر است.(سوره انشراح؛ طه، ۲۵) چنان که پاداش عمل درست مسئولیت های سخت و دشوار نیز مضاعف خواهد بود.(احزاب، ایه ۳۰ و ایات دیگر)

شیعه کسی است که ادعا ایمان و عمل بسیار محکم و قوی دارد. او بر این باوراست که طابق النعل بالنعل گام در گام پیشوا و رهبر می گذارد و سرسوزنی از نظر فکری و عملی از رهبری فاصله نمی گیرد و پشت سرش حرکت می کند. پس شیعه هرگز از رهبر و پیشوا پیش و پس نمی افتد و می کوشد هماره ملازم او باشد.

از این رو می بایست گفت که امام الگو و اسوه حسنه و کامل مومنان است و او را بر خود اولویت می دهد و هر فرمانی را بدهد از جان و دل می پذیرد، اگرچه حکمت و فلسفه آن فرمان را نداند. پس اگر از سوی امام معصوم(ع) فرمان رسید خود را در آتش تنور افکند ، می افکند و به انتظار چرایی نمی نشیند؛ چنان که هارون مکی این گونه عمل کرد و بر خلاف سهل بن حسن خراسانی مدعی تشیع، به فرمان امام صادق(ع) به درون تنور آتش رفت.( (بحارالانوار، ج ۴۷، چاپ بیروت، ص ۱۲۳، ح ۱۷۲، باب ۲۷ ؛ و نیز سفینه البحار، ماده هرن ؛ و نیز منتهی الامال، ج ۲، ص ۲۶۷، چاپ هجرت).

صفات شیعیان واقعی از نظر امام حسن عسگری(ع)

امام حسن عسگری(ع) همانند دیگر معصومان(ع) بر آن بود تا چنین شیعیانی را تربیت کند که در اوج ایمان قرار داشته باشند. از این روست که در اشکال گوناگون به تبیین ویژگی های مومنان واقعی و شیعیان حقیقی می پردازد. این صفات را می توان دست کم در چهار بخش خلاصه کرد.

۱. صفات ظاهری : هر چند که برخی بر این باورند که آن چه همواره مهم و اصیل است، باطن امور است نه ظاهر آن، ولی باید توجه داشت که همواره ظاهر در باطن و باطن در ظاهر تاثیر گذار و متاثر از یک دیگر است. بنابراین، اگر باطن و روان کسی خوب و خوش باشد، این نه تنها در بدن بروز می کند بلکه در پوشش ظاهری او نیز خودنمایی می کند. وضعیت آشفته روح در چهره و پوشش خود را نشان می دهد. هم چنین انسانی که تلاش می کند به هر شکلی شده ظاهر خود را خوب و خوش نشان دهد، هر چند که روح و روان آشفته و نا سالم باشد، در بلند مدت تاثیر خود را بر آن خواهد گذاشت. پس نمی توان به ادعای این که اصالت از آن باطن است نسبت به ظاهر و پوسته بی تفاوت بود. به عنوان نمونه برخی شریعت را پوستین حقیقت ایمان دانسته اند، ولی شکی نیست که از نظر اسلام همین پوسته تا چه اندازه مهم است؛ زیرا تاثیرات شگرفی در تغییر ماهیت باطن انسان ایجاد می کند؛ کسی که مثلا نماز اول وقت را مراعات می کند یا حجاب می گذارد، در یک فرایندی قلب او به حیا و عفت می رسد و متاثر از سلوک ظاهری خواهد بود؛ هم چنین کسی که به ظاهر اهل عفت است اگر حیا را مراعات نکند و حجاب را بر سر نگذارد، در نهایت دچار بی عفتی خواهد شد. اصولا انسان ها تنها به باطن اعمال و رفتار کار ندارند، بلکه برای آنان ظاهر نیز بسیار مهم و اساسی است؛ چرا که روحیه زیباشناختی انسان اجازه نمی دهد تا باطن بسیار خوب به ظاهری زشت آلوده شود. امام حسن عسگری(ع) در کلامی درباره ظاهر نیک می فرماید: حسـن الصـوره جمـال ظاهـر، و حسـن العقل جمـال البـاطـن ؛ صـورت نیکـو، زیبـایـى ظاهـرى است، و عقل نیکـو ، زیبـایى بـاطنى است.( تحف العقول ، ص ۴۸۷)

پس اگر بخواهیم خود را شیعه واقعی و مومن حقیقی بدانیم می بایست باطن و ظاهر ما نیز از هر گونه زشتی، پلیدی و رجس دور باشد. امام حسن عسگری(ع) در سفارشی به شیعیان از آنان می خواهد تا باطن و ظاهر خود را به خوبی ها بیارایند و به گونه ای رفتار نکنند که مردم ایشان را به عنوان شیعه بودن ملامت کنند؛ زیرا رفتارشان به گونه ای نیست که آن را انسانی بدانیم چه رسد که اسلامی و یا ایمانی باشد.امام (ع) می فرماید: اوصیکـم بتقـوى الله و الورع فـى دینکم و الاجتهاد لله و صدق الحدیث و اداء الامانه الـى مـن ائتمنکـم مـن بـر او فـاجـر و طـول السجـود و حسـن الجـوار. فبهذا جاء محمـد(ص). صلـوا فـى عشائرهـم واشهدوا جنائـزهـم و عودوا مـرضاهـم و ادوا حقوقهم، فان الرجل منکـم اذا ورع فى دینه و صدق فى حدیثه و ادى الامانه و حسـن خلقه مع النـاس قیل: هذا شیعى فیسـرنى ذلک. اتقـوا الله و کونوا زینا و لا تکونا شینا، جروا الینا کل موده وادفعوا عنا کل قبیح ، فانه ما قیل فینا من حسـن فنحـن اهله و ما قیل فینا مـن سـوء فما نحـن کذلک. لنا حق فى کتاب الله و قرابه من رسول الله و تطهیر مـن الله لایدعیه احد غیرنا الا کذاب. اکثروا ذکر الله و ذکر الموت و تلاوه القرآن و الصلاه على النبـى (ص) فان الصلاه على رسول الله عشر حسنات احفظوا ما وصیتکم به و استـودعکم الله و اقرء علیکـم السلام؛ شما را به تقـواى الهى و پارسایـى در دینتان و تلاش براى خدا وراستگویـى و امانتـدارى درباره کسـى که شما را امیـن دانسته ـ نیکـوکار باشد یا بـدکارـ و طول سجود و حسـن همسایگى سفارش مى کنـم، محمد(ص) براى همیـن آمده است. در میان جماعتهاى آنان نماز بخـوانید و بـر سر جنازه آنها حاضر شـویـد و مریضانشان را عیادت کنید، و حقوقشان را ادا نمایید زیرا هر یک از شما چون در دینـش پارسا و در سخنـش راستگـو و امانتدار و خـوش اخلاق بامردم باشد، گفته مى شـود : ایـن یک شیعه است، و ایـن کـارهـاست که مـرا خـوشحـال مـى سـازد. تقواى الهى داشته باشید، مایه زینت باشید نه زشتى، تمام دوستى خـود را به سوى ما بکشانید و همه زشتـى را از ما بگردانید، زیرا هر خـوبـى که درباره ما گفته شود ما اهل آنیم و هر بدى درباره ما گفته شـود ما نه آنیـم، در کتاب خدا براى ما حقـى و قرابتـى از پیامبر خداست و خـداونـد ما را پاک شمرده ، احـدى جز ما مدعى ایـن مقام نیست، مگر آن که دروغ مـى گـوید. زیاد به یاد خدا باشید و زیاد یاد مرگ کنید و زیاد قـرآن را تلاوت نماییـد و زیاد بر پیغمبـر (ص) سلام و تحیت بفـرستیـد؛ زیـرا صلـوات بـر پیـامبـر خــدا(ص) ده حسنه دارد. آنچه را به شما گفتـم حفظ کنیـد و شمـا را به خدا مـى سپارم و سلام بر شمـا. (تحف العقول، ص ۴۸۷و ۴۸۸)

در این بیان نورانی به ویژگی های مهمی اشاره شده است که می تواند باطن و ظاهر ایمانی شیعیان را بسازد و تقویت کند و ایشان را در مرتبه ای بالاتر و فراتر از هر مسلمانی قرار دهد. رفتارهای ظاهری چون حضور در تشییع جنازه و عیادت بیماران و مانند آن خود موجبات تقویت روحیه ایمانی انسان می شود چنان عاملی مهم در همبستگی و انسجام اسلامی شده و موجبات جلب و جذب محبت قلوب مردمان نیز است. البته برخی از آن چه در این حدیث بیان شده از اخلاق و فضایل انسانی است و این عقل عملی است که حکم می کند که انسان می بایست اهل صدق و راستی باشد و از دروغ بپرهیزد یا ادعای امانت نماید و در امانت خیانت نورزد.

۲. صفات باطنی: انسان می بایست از نظر اخلاق فردی به چنان جایگاهی برسد که هیچ فضلیتی نباشد مگر در او یافت می شود و همه رذیلت ها را از خود دور ساخته باشد. اهل ایمان و تشیع کسی است که مجسمه فضایل است و هر کسی با او نشست و برخاست دارد به سادگی از عظمت روح و روان او آگاه می شود و اثار فضایل باطنی او موجبات جذب قلوب همگان می شود. در تلاش خودسازی زمین وجودش را از هر گناه و پلیدی پاک کرده و اجازه می دهد تا خداوند بذر فضایل را در جانش بکارد و آب یاری کند و پرورش دهد؛ زیرا می داند که وظیفه او در مقام تزکیه جز این نیست که از هر گونه پلیدی دور کند و نگذارد تخم خار و خاشاک بر جانش بریزد. پس اصل را بر لاتفعل قرار می دهد و به شجره خبیث گناه نزدیک نمی شود تا تخم آن بر جانش بریزد و اجازه می دهد تا خداوند خود در مقام تزکیه او را بسازد و به درختان صفات کمالی بیاراید.(نساء، آیه ۴۹؛ نور، ایه ۲۱ و آیات دیگر)

۳. رفتار فردی : در رفتارهای فردی تاکید بر این است که همواره تلاش کنی تا خودت را بسازی و تربیت کنی و با عمل به شریعت خود را به کمالات برسانی و قرب الهی را درک کنی. از این روست که بر مواظبت بر انجام واجبات و ترک محرمات تاکید می کند و حتی خواهان آن است که نماز شب را همواره به جا آوری؛ چرا که راه رسیدن به لقای الهی سوار شدن بر اسب تیزتاز شب است. امام حسن عسگری (ع) در این باره می فرماید: ان الـوصـول الـى الله عزوجل سفـر لا یـدرک الا بـامتطاء اللیل؛ وصـول به خـداونـد عزوجل ، سفـرى است که جز بـا عبـادت در شب حـاصل نگردد.( مسند الامام العسکرى ،ص ۲۹۰) انسان در شب می تواند خودسازی را کامل کند بی آن که تحت تاثیر بیرون قرار گیرد. این گونه است که انس شب او را با خدا مانوس می کند و کسی که با خدا مانوس شود دیگر از تنها بودن در کارهای الهی و خیر نمی هراسد و ترس و وحشتی از تنهایی در ایمان و عمل صالح نمی هراسد؛ چرا که اگر همه مردم علیه او شوند خود را با خدا می ببیند و به انس الهی آرامی می شود. به سخن دیگر، کسی که با خدا مانوس شود دیگر از تنهایی در میان مردم وحشت ندارد، بلکه از مردم بی دین نیز حتی گریزان خواهد بود و نمی خواهد وقت خودش را با آنان بگذارند. امام حسن عسگری در این باره نیز می فرماید: من آنس بالله استوحش من الناس؛ کسـى که بـا خـدا مـانـوس بـاشـد، از مـردم گـریزان گــردد.( مسند الامام العسکرى، ص ۲۸۷)

۴. رفتار اجتماعی: بی گمان عدالت مهم ترین هدف و فلسفه دین است. از این روست که همواره در محوریت قرار می گیرد. آموزه های قرانی بر آن است تا همه انسان ها به دور از رنگ و نژاد و دین و مذهب، به چنان درجه ای از معرفت علمی و عملی برسند که برای کسب حقوق طبیعی خود یعنی عدالت قیام کنند و قسط خود را بخواهند و نسبت به آن کوتاه نیایند.(حدید، ایه ۲۵) اسلام از انسان ها می خواهد همه هدف زندگی خود را عدالت قسطی قرار دهند و در این راه بکوشند تا جامعه انسانی بر مدار عدالت را خود شکل دهند و مدیریت نمایند. پس ظلم ستیزی و استکبارستیزی از واجبات انسانی و اسلامی است. هر مسلمانی موظف است تا در دفاع از مستضعفان و مظلومان دست به سلاح برده و با جان و مال خود مجاهدت کند و به قتال با مستکبران و ظالمان بپردازد.(نساء، آیه ۷۵)

هر انسانی به حکم عدالت الهی دارای اراده و اختیار و آزادی است و کسی نمی تواند آن را محدود کند و حق او را تضییع نماید. در این میان مسئولیت شیعیان به عنوان الگوهای جامعه برتر، سنگین تر و سخت تر است. از این روست که امام حسن عسگری(ع) در سخنی می فرماید: شیعَتُنا الْفِئَـهُ النّاجِیَهُ وَالْفِرْقَهُ الزّاکِیَهُ صارُوا لَنا رادِئًا وَصَوْنًا وَ عَلَى الظَّلَمَهِ أَلَبًّا وَ عَوْنًا سَیَفْجُرُ لَهُمْ یَنابیعُ الْحَیَوانِ بَعْدَ لَظْىِ مُجْتَمَعِ النِّیرانِ أَمامَ الرَّوْضَهِ؛ پیروان ما، گروه هاى نجات یابنده و فرقه هاى پاکى هستند که حافظان آیین مایند، و ایشان در مقابل ستمکاران، سپر و کمک کار ما هستند. به زودى چشمه هاى حیات منجىِ بشریّت بعد از گدازه توده هاى آتش! پیش از ظهور براى آنان خواهد جوشید.(الزام الناصب،ص ۱۸۹)

از روایتی که از تحف العقول نقل شد، امام حسن عسگری(ع) مهم ترین دغدغه های شیعی گری را در رفتارهای اجتماعی قرار می دهد؛ چرا که انسان اگر بخواهد به مسئولیت انسانی و اسلامی خود عمل کند تا صفات الهی را در خود بروز دهد و متاله و خدایی شود، می بایست به جامعه و انسان های دیگر توجه ویژه ای داشته باشد، زیرا راه رسیدن انسان به کمال همواره از درون اجتماع می گذرد و هیچ انسانی نمی تواند به دور از جامعه خود را به کمال برساند.

امام (ع) با یک قاعده طلایی بر آن است تا رفتار شیعیان را به بهترین شکل سالم سازی نماید. از این روست که معیاری را به مومنان معرفی می کند که می توان با آن در هر حالی رفتار خود را ارزیابی کرد و از سلامت رفتار خود آگاه شد. آن حضرت(ع) می فرماید: کفاک ادبا تجنبک ما تکره من غیرک؛ در مقام ادب براى تـو همین بس که خود را از هر آنچه از دیگران نمى پسندى، دور داری.( مسند الامام العسکرى، ص ۲۸۸) پس اگر رفتاری را دوست نداری که دیگران در حق تو بکنند، خودت از آن رفتار پرهیز کن تا این گونه ادب را به درستی رعایت کرده باشی. از این روست که آن حضرت(ع) به عنوان نمونه می فرماید: لیـس مـن الادب اظهار الفـرح عند المحزون؛

اظهار شـادى نزد غمـدیـده، از بـى ادبـى است.( تحف العقول، ص ۴۸۹) چرا که آدمی دوست نمی دارد وقتی غمگین و محزون است کسی نزد او اظهار شادی و خوشحالی کند. پس اگر خودت دوست نداری که چنین با تو رفتار کنند، پس خودت نیز این چنین رفتار نکن تا بی ادب جلوه نکنی.

آن چه بیان شد تنها گوشه ای از حقیقت شیعه واقعی از نظر امام حسن عسگری (ع) است. اما هر کسی تنها به همین قاعده طلایی ایشان در برخوردهای اجتماعی عمل کند گامی بلند برای رسیدن به لقای الهی و قرب او برداشته است و زمینه خدایی و ربوبیت خود را فراهم آورده است. باشد با عمل به این آموزه های خود را در جایگاه شیعه واقعی و مومن حقیقی قرار دهیم.