صفات شجاعان در عرصه جهاد و تبلیغ

بسم الله الرحمن الرحیم

شجاعت، به معنای بی باکی و تهوری نیست؛ بلکه به معنای مدیریت و مهار خشم با عقلانیت و اقدام به کارهای مهم و خطیر همراه با خشیت عقلانی است. از همین روست که شجاعت را انجام اقدامات مهم و خطیر همراه با دوری از افراط گری بی باکی و تفریط گرایی بزدلی و ترسویی دانسته اند.

ریشه و خاستگاه شجاعت، غضب عقلانی است؛ زیرا غضب قوه دفاعی انسان است؛ چنان که شهوت قوه جاذبه اوست. هر یک از قوای دفاعی و جاذبه اگر در مهار و مدیریت عقل باشند، موجبات رشد کمالی انسان را فراهم می آورند. قوه غضب تحت مهار و مدیریت عقل موجب می شود تا انسان بتوانند از بقای خویش و دیگران دفاع کند و تهدیدات احتمالی و فعلی را از سر راه بردارد.

از نظر قرآن، شجاعت از فضایل اخلاقی است؛ هر چند که این واژه در قرآن به کار نرفته است، ولی عبارات و جملاتی در قرآن به کار رفته که بیانگر مفهوم پیش گفته از شجاعت است.

ارتباط شجاعت با خشیّت

از آن جایی که شجاعت با خطر کردن عقلانی ارتباط دارد، معلوم می شود که نوعی ترس و خوف در شجاعان وجود دارد ، و این گونه نیست که شجاع با بی باکی و تهور در کار وارد شود و بی گدار به آب زند و خطر کند؛ بلکه با درایت و پیش بینی خطرها و برنامه ریزی برای گریز یا مهار خطر اقدام به انجام های کارهای خطیر می کند که از اهمیت خاصی برخوردار است.

در فرهنگ قرآنی، واژه خشیت به نوعی ترس گفته می شود که عاقلانه و عاملانه باشد؛ مانند ترسی که عالمان الهی نسبت به خدا دارند. از همین روست که خدا در قرآن در توصیف عالمان واقعی می فرماید: إِنَّمَا یَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ؛ از بندگان خدا تنها دانایانند که از او خشیت دارند.(فاطر، آیه ۲۸)

از نظر قرآن، هیچ کس از نظر علمی در سطح پیامبران نیستند؛ زیرا آنان از علوم گوناگونی از جمله علوم لدنی برخوردار هستند و هم چنین از علومی برخوردار هستند که اگر وحی نبود، هیچ ابزاری برای دست یابی به آن وجود نداشته است؛ از همین روست که درباره علوم پیامبر(ص) می فرماید: وَعَلَّمَکَ مَا لَمْ تَکُنْ تَعْلَمُ؛ و خدا به تو علومی را تعلیم داد که نمی توانستی بدانی.(نساء، آیه ۱۱۳) و درباره همه بشریت نیز می فرماید: وَیُعَلِّمُکُمْ مَا لَمْ تَکُونُوا تَعْلَمُونَ؛ و پیامبر تعلیم می دهد علومی را که نمی توانستید بدانید.(بقره، آیه ۱۵۱)

باید توجه داشت که اگر ابزارهای شناختی انسان در ساختار تعقل و تفکر بخواهد به علومی چون جزییات بهشت و دوزخ برسد، هرگز شدنی نبود؛ زیرا این علوم غیبی به یک معنا غیب مطلق است و هرگز با ابزارهای عادی قابل کشف و شهود نیست؛ و تنها وحی است که پرده از این حقایق بر می دارد.

از نظر قرآن، همین پیامبرانی که از نظر عقلی و علمی بالاترین و برترین هستند؛ زیرا به عنوان نمونه پیامبراکرم(ص) در سخنان روشن می سازد که او همان عقل اول و نور اول و مخلوق اول است(بحار الانوار، ج ۱، ص ۹۷؛ ح ۷ و ۸؛ ج ۵۴؛ ص ۱۷۰)، مصداق اتم و اکمل شجاعان هستند؛ زیرا در امر تبلیغ و جهاد هرگز راه افراط و تفریط میان تهوری و ترسویی را نپیموده اند، بلکه شجاعان با حالت خشیت در برابر دشمن قرار گرفتند؛ چرا که هماره خشیت یا همان خوف و ترس عالمانه و عاقلانه آنان از خدا بیش تر از هر کسی یا هر چیزی دیگر بوده است. از همین روست که خدا درباره آنان می فرماید: الَّذِینَ یُبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّهِ وَیَخْشَوْنَهُ وَلَا یَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ وَکَفَى بِاللَّهِ حَسِیبًا؛همان کسانى که پیامهاى خدا را ابلاغ مى کنند و از او خشیت دارند و از هیچ کس جز خدا خشیت ندارند، و خدا براى حسابرسى کفایت مى ‏کند.(احزاب، آیه ۳۹؛ و نیز : مائده، آیه ۴۴)

خدا در قرآن به عنوان یک قاعده و اصل کلی می فرماید: یَا مُوسَى لَا تَخَفْ إِنِّی لَا یَخَافُ لَدَیَّ الْمُرْسَلُونَ؛ ای موسی ! مترس! زیرا فرستادگان پیش من نمى‏ ترسند.(نمل، آیه ۱۰)

از نظر قرآن، خشیت و خوف عالمانه از خدا موجب می شود که انسان از چیزی دیگری نترسد و وظیفه و تکلیف الهی را با عقلانیت و علم انجام دهد؛ از این روست که چنین خشیت و خوفی موجب می شود که هیچ ترسی دیگر نتواند او را از انجام تکلیف و وظیفه باز دارد.(مائده، آیات ۳ و ۲۳ و ۴۴؛ احزاب، آیات ۳۷ و ۳۹)

به هر حال، شجاعت هرگز به معنای بی باکی و تهوری نیست؛ بلکه انسان شجاع با شناختی که از خطرات کار یا راه دارد، با احتیاط عقلانی، برای تحقق اهداف مهم و اهم گام بر می دارد، و با درایت و سنجش موانع و خطرات، بر آن است تا بر آن غلبه نماید و پیروزی و کامیابی را برای خود و امت رقم زند. این گونه است که با خشیت و ترس عاقلانه و عاملانه در هر کاری اقدام می کند. البته در این راه ممکن است حتی خطر شهادت باشد، ولی چون به وظیفه در چارچوب عقلی و علمی عمل کرده است، چه پیروز یا شهید، در حقیقت او به کامیابی و یکی از دو نیکی رسیده است.(توبه، آیه ۵۹)

مهم ترین صفات شجاعان از نظر قرآن

از آیات پیش گفته معلوم شد که شجاعت از فضایل نیک انسانی و از کمالات مومنان و بندگان الهی است؛ زیرا بدون تحقق فضلیت و کمال شجاعت در افراد نمی توان از انجام تکالیف و وظایف سخت الهی در میادین جهاد و تبلیغ سخن گفت. از همین روست که در آیات به ویژه روایات ازشجاعت بسیار سخن گفته شده است.

با نگاهی به آیات و روایات بسیار می توان ویژگی ها و صفات افراد شجاع را دانست و نشانه های آن را در شجاعان جست و جو کرد و یافت. از مهم ترین صفات و ویژگی های شجاعان می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. مدیریت و مهار عقلانی غضب: چنان که گفته شد، خاستگاه و ریشه شجاعت، غضب است که اگر با عقل مدیریت نشود، به تهور و بی باکی می رسد. انسان های متهور و بی باک، بدون سنجش خطرات و برنامه ریزی برای دفع و رفع خطر، اقدام به عمل و کاری می کنند؛ اما شجاعان، در هر کاری که وارد می شوند، به سنجش می پردازند و خشم و غضب خویش را مهار و مدیریت می کنند. این مدیریت و مهار خشم و غضب موجب می شود که نه خود را در خطر اندازند، و نه بیش از اندازه و ضرورت کاری را انجام دهند، و نه بیش از اندازه شدت عملی را خرج کنند. از همین روست که بر خلاف متهور و بی باک که به خود و دیگران آسیب می رساد و ظلم و ستم روا می دارد، شجاع از هر گونه ظلم و ستم به دیگران پرهیز می کند و عمل و کارش را مطابق عدالت انجام می دهد، و در تقابل و مقابله به مثل زیاده روی نمی کند.(مائده، آیه ۸؛ نساء، آیه ۱۳۵)
  2. برهان گرایی: شجاع در هنگام سخن گفتن، هرگز از دایره عقلانیت و علمیت بیرون نمی رود و در هنگام گفتگو با مخالفان و دشمن، از برهان و موعظه حسنه و جدال احسن خارج نمی شود. از همین روست که محاجه ایشان با دشمنان و مخالفانی که حتی جان شجاعان را تهدید می کند، تحت تاثیر شرایط و مقتضیات غضب قرار نمی گیرد و از اصول عقلی و علمی خارج نمی شود. این حالت شجاعت را می توان در پیامبران به خوبی مشاهده کرد؛ چنان که حضرت طالوت در برابر دشمن از علم و عقل خویش بهره برد یا حضرت ابراهیم (ع) در برابر بت پرستان و نمرود یا حضرت موسی(ع) در برابر فرعون، هرگز از دایره عقلانیت و علمیت خارج نشدند و برهان گرایی را از دست ندادند.(بقره، آیات ۲۴۷ و ۲۵۸؛ انعام، آیات ۸۰ و ۸۱؛ مریم، آیات ۴۱ تا ۴۶؛ انبیاء، آیات ۵۱ تا ۶۸)
  3. صبر و حلم: شکیایی و بردباری دو صفت دیگر انسان های شجاع است؛ زیرا آنان در هنگام اطاعت، در برابر معصیت و مصیبت، جزع و فزع ندارند، بلکه با صبر و شکیبایی بر آن هستند تا ماموریت و وظیفه مهم واهم خویش را انجام دهند؛ آنان به عنوان انسان های حلیم شناخته می شوند؛ زیرا در اوج عقلانیت، آستانه تحمل آنان بسیار بالا بوده و هرگز زیر بار مسئولیت خم نمی شوند و آن را ترک و رها نمی کنند. از همین روست که شجاعانه همانند ابراهیم و اسماعیل (ع)، تن به تیغ قربانی می دهند(صافات، آیه ۱۰۲) یا در برابر فشارهای خانوادگی و خویشان تسلیم نمی شوند و به مقاومت بر اساس اصول الهی و توحیدی ادامه می دهند.(توبه، آیه ۱۱۴؛ هود، آیه ۷۵) شجاعان از هیچ چیزی ترس و باکی ندارند، بلکه تنها از خدا می ترسند و همه چیز را برای خدا تحمل می کنند؛ چنان که ساحران فرعون این گونه عمل کردند و صبر بر عذاب را تحمل نمودند.(اعراف، آیات ۱۲۱ تا ۱۲۶؛ شعراء، آیات ۴۶ تا ۵۰؛؛ طه، آیات ۷۰ تا ۷۲)
  4. استقامت و مقاومت: از نظر قرآن، شجاعان در برابر فشارها از مواضع حق خویش کوتاه نمی آیند و با استقامت و مقاومت تلاش می کنند تا اهداف مورد نظر تامین و وظیفه الهی و ماموریت به انجام و اتمام برسد.(کهف، آیات ۱۳ و ۱۴) از همین روست که شجاعان از مواضع حق کوتاه نمی آیند و سستی نمی ورزند و ضعف نشان نمی دهند.(آل عمران، آیه ۱۴۶
  5. شدت عمل در برابر دشمن: از نظر قرآن، شجاعان در برابر باطل و اهل ظلم و کفر، اهل شدت عمل و غلظت هستند و هرگز با نرمی با آنان برخورد نمی کنند.(فتح، آیه ۲۹)
  6. متواضع در برابر حق و ایمان: از نظر قرآن، شجاعان همان اندازه که در برابر دشمنان شدید و سخت گیر هستند، در برابر حق و اهل ایمان متواضع و فروتن و اهل تذلل هستند.(مائده، آیه ۵۴؛ فتح، آیه ۲۹)
  7. نترس در برابر سرزنش: شجاعان از این که دیگران ایشان را نسبت به خطرپذیری یا رفتارهای شجاعانه سرزنش و ملامت کنند، ترس و خوفی به خود راه نمی دهند؛ زیرا آنان تنها از خدا و سرزنش او ترس و خوف دارند.(مائده، آیه ۵۴)
  8. جهادگر: از نظر قرآن، شجاع در برابر حق سر تسلیم دارد، و در برابر دشمن گردن فراز است و اجازه نمی دهد تا دشمنان و ظالمان و کافران بر مردم و سرنوشت آنان حاکم شوند. این گونه است که به جهاد و مقاتله علیه آنان می پردازند و در راه خدا به میدان جهاد می روند.(بقره، آیه ۲۴۶)
  9. محبت به مومنان و بغض به کافران: شجاعان از نظر قرآن کسانی هستند که نسبت به خدا و اسلام و مومنان محبت دارند، و نسبت به کافران و ظالمان و فاسقان و عاصیان، بغض و دشمنی می ورزند.(ممتحنه، آیه ۴؛ فتح، آیه ۲۹؛ مائده، آیه ۵۴)
  10. نترس در برابر تهدیدات: شجاع در برابر تهدیدات می ایستد و از مواضع حق و اهداف عالی خویش کوتاه نمی آید، حتی اگر جان در این راه به خدا تسلیم کند و مورد شکنجه و عذاب های گوناگون چون سنگسار، قطع دست و پا و صلیب شدن و مانند آن ها قرار گیرد.( اعراف، آیات ۸۸ و ۸۹ و ۱۲۱ تا ۱۲۶؛ شعراء، آیات ۴۶ تا ۵۰؛؛ طه، آیات ۷۰ تا ۷۲؛ یس، آیه ۱۸)
  11. تجارت با خدا: شجاعان الهی با خدا معامله و تجارت می کنند و جان و مال خویش را در راه خدا می دهند. این گونه است که از هیچ تهدیدی نمی ترسند و با امید به کامیابی و سود برتر خطر می کنند و در میادین گوناگون وارد می شوند و جان بر کف در برابر دشمن می ایستند.(توبه، آیه ۱۱۱؛ بقره، آیه ۲۰۷؛ احزاب، آیه ۲۳)
  12. ایمان به خدا: شجاعان واقعی کسانی هستند که به خدا و روز قیامت ایمان داشته و همه هستی خویش را در این راه می دهند. از این روست که با شهامت و شجاعت در هر میدانی وارد می شوند و خطرهای گوناگون را به جان می خرند.(آل عمران، آیات ۱۷۳ و ۱۷۵؛ مائده، آیه ۲۳؛ احزاب، آیات ۲۲ و ۲۳)
  13. آماده سازی و آمادگی: شجاع واقعی کسی است که خطر را از پیش بشناسد و برای مبارزه و مقابله با آن اندیشه کند و از عقل و علم بهره مند باشد. چنین افرادی برای مقابله با دشمن و خطرات ابزارهای لازم را آماده ساخته و با تمرینات گوناگونی از قبل آمادگی لازم را نیز به دست می آورند تا در مواجه با دشمن و مقابله با آن بی گدار به آب نزنند و پیروزی را بر اساس محاسبات علمی و عقلی برای خود و امت تضمین کنند. اما هرگز این محاسبات موجب نمی شود تا شهامت ورود به کارزار را از دست بدهند، بلکه با سبک و سنگین کردن امور، اهم و مهم کرده و خطرات احتمالی بلکه فعلی را به جان می خرند و از مواضع حق حتی با از دست دادن جان کوتاه نمی آیند؛ زیرا عزت و کرامت شهادت را با ذلت سلطه باطل و کفر معاوضه نمی کنند.(نمل، آیات ۱۰ تا ۱۳) از اینکه خداوند، قبل از رودررویى موسى(علیه السلام) با فرعونیان دستور مى دهد عصاى خود را رها کند و به او تذکر مى دهد که نباید ترس داشته باشد، مى توان تمرین و آماده سازى براى مقابله با دشمن را استفاده کرد. همین آماده سازی تجهیزات و آمادگی نفرات با تمرینات است که دشمن را می ترساند و موجب ارهاب آنان شده تا جایی که به عنوان یک بازدارنده عمل می کند. بر این اساس، شجاع می بایست هماره در آمادگی کامل از نظر تجهیزات و نفرات با تمرینات باشد.(انفال، آیه ۶۰)
  14. توکل بر خدا: هر چند که شجاع با ابزارها و تجهیزات و آمادگی در میدان عمل وارد می شود و عزم خویش را برای مدیریت میدان به کار می برد، اما بر این باور است که آن چه تعیین کننده و سرنوشت ساز است، مشیت الهی است که در سایه حکمت الهی سامان یافته است. پس در هر کاری که وارد می شود ، توکل بر خدا کرده و از خدا موفقیت و پیروزی را می خواهد.(مائده، آیه ۲۳؛ انفال، آیه ۴۹؛ هود، آیات ۵۳ تا ۵۶) بر اساس روایات و شان نزول، منافقان در دید ظاهرى خود مؤمنان کارزار بدر را از نظر تعداد و تجهیزات، ناچیز مى دانستند و آنان را گول خورده قلمداد مى کردند، امّا توکّل همین مؤمنان باعث شجاعت و در نهایت پیروزى آنان شد. (مجمع البیان، ج ۳ – ۴، ص ۸۴۶ ؛ جامع البیان، ج ۶ ، جزء ۱۰، ص ۲۸)
  15. امید امدادهای غیبی: مومنان شجاع ، تنها به تجهیزات و آمادگی نظامی نفرات و محاسبات عقلانی و علمی بسنده نمی کنند که در ظاهر به چشم می آید؛ زیرا مومن در محاسبات عقلی و علمی خویش، امدادهای غیبی و نصرت های الهی را در نظر می گیرد؛ زیرا خدا وعده تخلف ناپذیر داده که از سنت های الهی، پیروزی مومنان و امدادهای الهی نسبت به آنان است. بنابراین، در محاسبات تنها به امکانات ظاهری بسنده نمی کند، بلکه به امکانات باطنی هم چون عنایات و فضل الهی در قالب امدادهای الهی نیز توجه دارد و همین خود موجب می شود تا شجاعتش افزون تر شده و خطرپذیری بیش تری داشته باشد و با روحیه بالایی در میادین نبرد با دشمنان کافر وارد شود.(آل عمران، آیات ۱۲۵ و ۱۲۶؛ انفال، آیات ۱۰ و ۱۱؛ فتح، آیه ۴)