صفات خانواده قرآنی

بسم الله الرحمن الرحیم

خانواده اصلی ترین کانون اجتماع بشری است؛ زیرا بدون اجتماع کوچک ولی تاثیرگذار خانواده سخن گفتن از سلامت اجتماعی و سعادت اجتماعی دروغی بیش نیست؛ زیرا اگر خانواده از اجتماعات بشری حذف شود، همانند حذف سلول های بنیادین است که نتیجه آن جایگزینی سلولهای سرطانی و غیر سالم است. برآیند چنین جایگزینی، چیزی جز نابودی سلامت و سعادت جمعی بشر نیست؛ زیرا دیگر امید به داشتن اجتماعی سالم تضمین کننده سعادت جز دروغی بزرگ نخواهد بود. از همین روست که در آموزه های وحیانی بر عنصر خانواده با محوریت همسران «طیب» بسیار تاکید می شود تا با حذف «همسران خبیث» این امکان به وجود نیاید که اجتماع انسانی از پایه و بنیاد از میان برود و دچار فساد شود.

خدا در قرآن برای یک خانواده «طیب» که خانواده سعادت مند و حیات طیب و اجتماع طیب است، صفات و ویژگی هایی را بیان کرده است که در این جا به اهم آن ها پرداخته می شود.

  1. پیدایش خانواده: از نظر قرآن، یک خانواده سالم با پیوندهای نسبی میان کسی شکل می گیرد که محارم نیستند؛ زیرا ازدواج میان محارم چیزی جز «خباثت » و تباهی نیست. از همین روست که بخشی از احکام قرآنی به مواردی اشاره دارد که نمی توان با آنان ازدواج کرد. از جمله آن ها می توان به مادران، دختران، خواهران، عمه ها، خاله ها، برادرزادها ، خواهرزادها، مادران شیری، خواهران شیری، مادرزنها، دخترهمسری در صورت که با شما زندگی می کند و شما با مادرش همبستر شده اید، همسران فرزندان صلبی، جمع بین دو خواهر به طور همزمان اشاره کرد که خدا ازدواج با آنان را حرام دانسته است.(نساء، آیه ۲۳) از نظر قرآن، ازدواج به شیوه پیوند سببی موجب بقا و سلامت نسل و از مقدرات مشیتی خدا است.(فرقان، آیه ۵۴)
  2. احسان: یک خانواده سالم و پاک خانواده ای است که فراتر از «عدالت تقابلی» براساس احسان در قالب «عفو و گذشت» بلکه اکرام و ایثار شکل می گیرد و همسران در قالب بده و بستان با هم زندگی نمی کنند، بلکه بر آن هستند تا فراتر از آن در قالب گذشت و ایثار حتی از حقوق مسلم کانون گرمی برای خویش و فرزندان ایجاد کنند. این گونه است که هر یک از همسران بدون چشم داشتی به اعمال و کارهای فراتر از وظیفه شرعی عمل می کنند و با مودت و محبت و رحمت در کنار هم زیست کرده و هر یک از هر چه دارند به دیگری می بخشند. در چنین خانواده ای هرگز سخن از بخل و خساست معنا نمی یابد، بلکه هر یک از همسران همه داشته ها و توانایی های خویش را در طبق اخلاص گذاشته و در سر یک سفره با هم زیست می کنند و نیازهای مادی و معنوی و دنیوی واخروی یک دیگر را برآورده می سازند.(روم، ایه ۲۱؛ نساء، آیات ۳۴ و ۱۲۸ و آیات بسیار دیگر)
  3. آرامش و آسایش: سعادت هدف زندگی دنیوی و اخروی انسان است. هر انسانی با تشکیل اجتماع و برآورد نیازهای یک دیگر برآن است تا به این مهم دست یابد که فلسفه و هدف زندگی است. از نظر قرآن، مهم ترین نهاد و کانون اجتماعی که می توان این دو عنصر اساسی سعادت یعنی آرامش و آسایش را از جهات مادی و معنوی و دنیوی و اخروی تامین کند، همان خانواده طیب و سالم است که همسران طیب و سالم درکنار هم آن را شکل می دهند.(روم، آیه ۲۱؛ نساء، آیه ۳۴؛ اعراف، آیه ۱۸۹؛ بقره، آیه ۱۸۷)
  4. پرهیز از اختلاف: هر گونه اختلاف بیانگر نوعی تعدی و ظلم است؛ زیرا شخص دانسته یا نادانسته خواسته یا چیزی را می خواهد که فراتر از «عدل» و بیرون از دایره و محوریت آن است. بنابراین، نمی توان سخن از اختلاف داشت، در حالی که معتقدم باشیم که همه عادل هستند؛ بلکه یکی در این میان ظلم می کند و از عدالت خارج می شود. بر این اساس یک خانواده قرآنی که بر اساس فراتر از عدالت یعنی احسان و اکرام شکل گرفته است، هرگز گرفتار اختلاف نخواهد بود؛ چرا که احسان و اکرام اجازه نمی دهد تا کسی فکر ظلم و تعدی بکند تا بخواهد حقوق خویش را به شکل نزاع و درگیری استیفا کند. بنابراین، اگر خانواده قرآنی دچار اختلاف شده است، می بایست دانست که اینان از اصول قرآنی خارج شده اند و حتی در سطح عدالت با هم رفتار نمی کنند؛ پس می بایست به اصلاح آن بپردازند و با گذشت و عفو و ایثار به بازسازی رفتار و کردار و گفتار خویش اقدام کرده و آن را جبران و اصلاح کنند. از نظر قرآن، بخشی از عمده اختلافات میان همسران به مسایل مالی و بخل همسران نسبت به یک دیگر در مسایل مالی یا جنسی باز می گردد که از دومی به نشوز یاد می شود.(نساء، آیات ۳۴ و ۱۲۸) البته از نظر قرآن سحر و چشم نظر و مانند آن نیز می تواند موجب اختلاف و تفرقه شود که می بایست در این موارد به چهار قل و استعاذه و ماشاء الله پناه برد و خود و خانواده را از شرور شیاطین جنی و انسی در امان داشت.(بقره، آیه ۱۰۲)
  5. رازداری: یک خانواده قرآنی، همانند لباس نسبت به یک دیگر عمل می کنند(بقره، آیه ۱۸۷)؛ به این معنا که بدی ها و رازها را می پوشانند، از یک دیگر در برابر دیگران دفاع می کنند و اجازه ورود به حریم خصوصی خانواده را نمی دهند؛ یک دیگر را تزیین می کنند و بهتر از آن چه هستند به نمایش می گذارند. بنابراین، هرگز یک خانواده قرآنی رازهای میان همسران را به دیگران و برون خانواده منتقل نمی کنند.(تحریم، آیات ۳ و ۴؛ اعراف، آیه ۲۶)
  6. امر به معروف و نهی از منکر: خانواده قرآنی نسبت به معروف و منکر حساس است؛ بنابراین، به دور از بی غیرتی عمل می کنند و همسران اجازه نمی دهند تا حریم خصوصی خانواده با حضور «اغیار» آلوده شود و کسانی نسبت به همسران نگاه سوء و بدی داشته باشند. اگر هر یک از همسران یا فرزندان معروفی را ترک کرد، به او تذکر می دهند و اگر منکری را مرتکب شده افزون بر تذکر راهنمایی های لازم برای اصلاح و جبران انجام دهند.(تحریم، آیه ۶) در این آیه بیان شده که شوهر و پدر خانواده مسئولیت دوچندان نسبت به دنیا و آخرت خانواده دارد و می بایست آنان را از آتش دوزخ حفظ کند. . از امام صادق(علیه السلام) در تفسیر آیه سؤال شد: چگونه اهل خود را از آتش نگهدارى کنیم؟ فرمود: به آنان امر و نهى کنید. (الکافى، ج ۵ ، ص ۶۲ ، ح ۳) از نظر قرآن، مسئولیت خانواده نسبت به یک دیگر آن است تا جلوی هر گونه انحرافی را بگیرند و با دعا و نیایش و امر به معروف و مانند آن ها از خدا بخواهند تا خانواده را حفظ و از انحراف دور نگه دارد. البته ممکن است که دعا به اجابت نرسد ولی وظیفه دعا و نیایش به ویژه والدین برای فرزندان است.(هود، آیه ۴۵) هدف از امر به معروف و نهی از منکر ایجاد بسترهایی برای تزکیه نفس از سوی خدا است.(طه، آیه ۱۳۲؛ مریم، آیات ۵۴ و ۵۵)
  7. پوشاک: خانواده قرآنی از نظر پوشاک سعی می کنند که طیب و حلال را بپوشند و عرف مقبول و مشروع اجتماع را مد نظر قرار دهند و آن را بپوشند و از هر گونه پوشش نامناسب پرهیز کنند. بنابراین، مرد و زن چنین خانواده ای به حجاب و حیاء همان اندازه اهمیت می دهند که به عفت روحی و روانی اهمیت می دهند و نمی خواهند تا کسی در حریم خانواده نفوذ کند.(مائده، آیه ۹۸؛ احزاب، آیه ۵۹ ؛ اعراف، آیه ۲۶)
  8. عدالت : هر چند که اجرای عدالت در بسیاری از امور سخت و دشوار است؛ زیرا عدالت به معنای بخشیدن حق هر صاحب حق بر اساس حقوق الهی و یا قرار دادن هر چیزی در جایگاه مناسب و حق الهی آن، در عمل بسیار دشوار است. اما این بدان معنا نیست که انسان آن را در حد توان انجام ندهد. مثلا اگر شخصی دو همسر دارد، هر چند که نمی تواند عدالت محبتی را انجام دهد، اما می تواند عدالت قسطی را انجام دهد؛ زیرا دل در اختیار فرد نیست و عوامل بسیاری در آن موثر است، اما اجرای عدالت قسطی امکان پذیر است و شخص می بایست در مقام «قوامین بالقسط» به قسط قیام کند و آن را بر پا دارد.(نساء، آیات ۲۷ و ۱۳۵؛ مائده، آیه ۸؛ حدید، آیه ۲۵) در محبت بین فرزندان نیز به گونه ای عمل کند که فرزندان احساس نکنند که تبعیض و بی عدالتی صورت می گیرد. البته ممکن است چنین چیزی اصلا نباشد، بلکه ممکن است برداشت فرزندان باشد که برخاسته از توهمات یا برخی از امور باشد که بر فرزندان معلوم نیست؛ ولی به هر حال می بایست شرایط را به گونه ای فراهم کرد که چنین احساسی پدیدار نشود.(یوسف، آیات ۸ و ۹)
  9. تقوا: خانواده قرآنی به تقوا بسیار توجه و اهتمام دارند و بر آن هستند تا تقوای اخص در افراد ایجاد شود؛ یعنی گام به گام از واجبات و محرمات به سوی مستحبات و مکروهات و سپس حتی ترک برخی از مباحات در دستور کار قرار می گیرد تا یقین های سه گانه در افراد خانواده ایجاد شود. بنابراین، عمل به توضیح المسائل به عنوان یک سبک زندگی قرآنی – اسلامی در یک خانواده قرآنی اصالت می یابد و فرزندان از نشستن تا خوابیدن تا خوردن تا هر چیز خرد و بزرگ بر آن هستند تا بر اساس رساله عملی عمل کنند؛ زیرا تنها راه رسیدن به تقوای الهی و عرفان حقیقی، عمل به رساله عملیه و شریعت است.(بقره، آیه ۲۱) خانواده متقی قرآنی در همه جزئیات بر اساس آداب و اصولی رفتار می کنند که در شریعت آمده و در رساله های عملی به عنوان سبک زندگی اسلامی مطرح شده است.
  10. عفت و حیاء: خانواده قرآنی به سبب آن که جمع میان «طیبون و طیبات» است نه جمع میان «خبیثون و خبیثات»(نور، آیه ۲۶) خانواده ای است که عفت روحی و حیاء عملی را در زندگی خویش مراعات می کنند.(احزاب، آیه ۵۳؛ نور، آیه ۳۳ و آیات دیگر)
  11. فرزندان صالح: یک خانواده قرآنی به بقای نسل پاک و طیب به عنوان «قره العین» توجه دارد و بر آن است تا وارثانی به جا گذارند که حافظ اسلام و ایمان خود و بشریت باشند. بنابراین، تنها به مسئولیت شخصی یا رضای روحی خود فرزند نمی خواهند، بلکه برای امت و سرنوشت جمعی و اجتماعی مومنان نیز توجه دارند و خواهان فرزندانی صالح برای بقای امت ایمانی می شوند.(مریم، آیات ۵ و ۶؛ آل عمران، آیه ۳۵؛ فرقان، آیه ۷۴)
  12. اجرای حدود الهی: خانواده قرآنی در همه امور شریعت الهی را در نظر می گیرند و برای اجرای آن اقدام می کنند. بنابراین وظایف خویش را می شناسند و تکالیف خود را نسبت به دیگران می دانند. به هر دو توجه و اهتمام دارند؛ هر چند که ممکن است در قالب ایثار و احسان از حقوق خویش بگذرند ولی هرگز در عمل مسئولیت ها و وظایف کم نمی گذارند و بر خلاف آن عمل نمی کنند.(بقره، آیه ۲۲۹؛ طلاق، آیات ۱ و ۲)
  13. دعا: از نظر قرآن، دعا به معنای ارتباط با خدا برای همه چیز یک اصل و سنت اسلامی است که می بایست مراعات شود؛ زیرا دعا بیانگر تواضع، خشوع و خضوع قلبی انسان در برابر خدا و عدم هر گونه تکبر و استکبار است. بر این اساس، خانواده قرآنی به دور از هر گونه استکبار به دعا برای یک دیگر توجه خاص داشته و برای سلامتی و موفقیت یک دیگر دعا می کنند.(فرقان، آیه ۷۴؛ مریم، آیات ۴ و ۴۸ ؛ غافر، آیه ۶۰)
  14. شکیبایی بسیار: از نظر قرآن امور خانواده به گونه ای است که پدر خانواده می بایست بسیار شکیبا باشد و فراتر از صبر عمل کند و آستانه تحملش چنان بالا باشد که نه زود خسته شود و نه زود خشمگین تا بتواند در امر خانواده موفق باشد.(طه، آیه ۱۳۲)
  15. شفقت: خانواده قرآنی نسبت به یک دیگر شفقت دارند و این گونه نیست که دلنگران نباشند، بلکه در هر کاری نسبت به یک دیگر به این مهم توجه دارند، به ویژه اگر مسایل مربوط به آخرت باشد که هر یک از اعضای خانواده می بایست خود پاسخگو باشد.(طور، آیه ۲۶)
  16. دخالت: از نظر قرآن، حریم خانواده حریم بسته ای است که اغیار نمی بایست در آن وارد شوند. بر این اساس، خویشاوندان نمی بایست در امور خانواده دخالت کنند، مگر زمانی که اختلافی پیش آمده باشد و به درخواست خانواده کسانی از خویشان برای حکمیت وارد امر شده و به قصد اصلاح نه افساد اقدام کنند.(نساء، آیه ۳۵)
  17. سرپرست خانواده: ولایت تنها برای خدا است، مگر برای کسانی که خدا آنان را به عنوان ولیّ معرفی کرده باشد. پس می توان که همه اقسام ولایت از خانوادگی و اجتماعی و سیاسی به نصب الهی انجام می شود. در امر خانواده ولایت برای مرد خانواده است(نساء، آیه ۳۴) و اوست که به عنوان سرپرست و مدیریت خانواده می بایست به وظیفه تامین امور مادی و معنوی خانواده اقدام کند.(بقره، آیه ۱۳۳؛ مریم، آیات ۵۴ و ۵۵؛ طه، آیه ۱۳۲)
  18. عواطف مثبت: خانواده می بایست بر اساس عواطف انسانی شکل گیرد و ادامه و استمرار یابد. بنابراین، محبت و مودت میان اعضای خانواده می بایست در اوج خود به نمایش گذاشته شود و اعضا احساس کمبود محبت نکنند.(روم، آیه ۲۱؛ نور، آیه ۵۸ ؛ یوسف، آیات ۸ و ۹ و آیات دیگر)
  19. مشورت: اعضای خانواده قرآنی از نظر فرهنگی و عقلی و عفت و حیا و مانند آن ها می بایست کفو باشند. این کفو بودن موجب می شود تا به سادگی بتوانند با هم مشورت کرده و از راهنمایی های یک دیگر سود برند. یک خانواده قرآنی بر اساس عقل و نقل معتبر به مشورت می پردازند.(بقره، آیه ۲۳۳)
  20. معاشرت: خانواده قرآنی اهل معاشرت با هم یک دیگر هستند و حتی زن و شوهر زمانی از روز یعنی هنگام زوال خورشید را برای معاشرت های خاص به اتاق مخصوص می روند و به دور از چشم حتی فرزندان با هم هستند تا به نیازهای جنسی و غیر جنسی و مشکلات روزمره خویش بپردازند و با هم گفت و شنودی دوستانه و عاشقانه داشته باشند.(نور، آیه ۵۸)