صفات حاکم اسلامی در نظام سیاسی ولایی

بسم الله الرحمن الرحیم

نظام سیاسی ولایی، مشروعیت اسلامی و سیاسی خودش را از ولایت الهی می گیرد به طوری که حاکم دارای ولایت باید در مقام خلیفه الله باشد و این مقام جز با برخورداری حاکم از صفات الهی شدنی نیست؛ زیرا باید خلیفه دارای همان صفات مستخلف عنه در حوزه جانشینی و خلافت باشد. بنابراین، کسی که دارای این صفات نیست، به عنوان حاکم طاغوتی شناخته و از مشروعیت اسلامی و سیاسی خارج می شود. البته در کارگزاران این نظام سیاسی نیز باید این صفات وجود داشته باشد؛ هر چند که ممکن از نظر شدت و ضعف تفاوت هایی میان کارگزاران با حاکم و ولی الله وجود داشته باشد.

از آن جایی که در نظام سیاسی ولایی، حاکمیت حقیقی برای کسانی است که به عنوان مومنان صالح شناخته می شوند و اینان هستند که حکومت جهانی را به ارث می برند، توجه به صفات مومنان صالح خود می تواند برای تبیین صفات حاکم اسلامی مفید و سازنده باشد. از همین رو، به این جنبه از صفات بیش تر توجه می شود. خداوند می فرماید: وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ؛ و در حقیقت در زبور پس از تورات نوشتیم که زمین را بندگان شایسته ما به ارث خواهند برد. (انبیاء، آیه ۱۰۵)

صفات حاکمان صالح و فضایل آنان

صلاح، ضدّ فساد به معنای وضعیت خوب، درست و شایسته(لسان العرب، ج ۷، ص ۳۸۴)؛ و در زبان فارسی به معناى نیکى کردن و نیکوکار گشتن است.(فرهنگ فارسى، ج ۲، ص ۲۱۵۸، «صلاح».)

انسان صالح کسى است که انجام دهنده صلاح و ملازم و متمسک به آن بوده(مجمع البیان، ج ۳ – ۴، ص ۱۱۱) و از فساد و خرابی و نادرستی و بدی دور باشد.

صالحان در اصطلاح قرآنی، کسانى هستند که در علم و ایمانشان به خدا و آنچه از نزد خدا آمده و نیز در صداقت، شهادت و توبه آنان خللى وارد نشده باشد و تمام عمر خود را در طاعت خدا و اموالشان را در راه رضاى او صرف نمایند.( روح المعانى، ج ۴، جزء ۵، ص ۱۱۴.)

البته این تفسیری از خود کلمه نیست، بلکه ناظر به برخی از صفاتی است که خداوند در قرآن برای صالح و صالحان بر شمرده است. بنابراین ، اگر بخواهیم تفسیر و تعریفی اصطلاحی از صالح در فرهنگ قرآن به دست بدهیم باید تمام صفاتی که خداوند برای صالح بیان کرده به عنوان عناصر و مولفه های آن بر شماریم.

نکته مهم دیگر این که صالح بودن و در زمره آنان قرار داشتن غیر از انجام دادن عمل صالح است؛ زیرا خداوند می فرماید: وَالَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَنُدْخِلَنَّهُمْ فِی الصَّالِحِینَ؛ و کسانى که گرویده و کارهاى شایسته کرده‏ اند، البته آنان را در زمره شایستگان درمى ‏آوریم .(عنکبوت، آیه ۹)

از این آیه دانسته مى شود صالحان از مؤمنانِ داراى عمل صالح، مقامى والاتر دارند و کسانی که ایمان دارند و عمل صالح انجام می دهند، امید است که خداوند ایشان را در جرگه و زمره صالحان در آورد؛ زیرا از نظر قرآن، مقام صالحان، چنان ارجمند و ارزشمند است که خداوند در قرآن کریم، پیامبرانى چون ابراهیم، اسحاق، یعقوب (انبیاء ، آیه ۷۲)، لوط (همان، آیه ۷۵)، اسماعیل، ادریس و ذوالکفل علیهم السلام(همان، آیات ۸۵ و ۸۶) را از صالحان دانسته است.

بنابراین، آیات بسیارى که با تعبیر «آمنوا و عملوا الصالحات» و مشابه آن در قرآن آمده بیانگر تبیین صفات و ویژگی های صالحان نیست؛ هر چند که در مسیر صالحان گام بر می دارند و تلاش دارند تا به این مقام و منزلت دست یابند. هم چنین به این نکته نیز باید توجه داشت که صالحان داراى مراتب هسند و همه آنان در یک سطح نیستند؛ زیرا ایمان و تقوا و صلاح و فساد و مانند آن ها دارای مراتب تشکیکی هستند به طوری که انسان به شک می افتد که مصداق پایین آن نمی تواند از همان جنسی باشد که مصداق اتم است؛ در حالی که این امور همانند نور و وجود از مراتب و درجات بسیاری از نظر شدت و ضعف برخوردار است؛ یعنی از نظر مفهومی یکسان هستند و نور و وجود در خدا و خلق از نظر مفهوم همانند، ولی از نظر مصداقی دارای درجات بسیار متفاوتی است؛ زیرا اگر این امر پذیرفته نشود، به معنای تعطیلی شناخت و معرفت خدا خواهد بود، در حالی که ما با همین مفاهیم، صفات الهی را کشف کرده و تطبیق کرده و معرفت به خدا پیدا می کنیم؛ زیرا راهی دیگر برای شناخت نداریم.

به هر حال، از نظر قرآن، این صالحان هستند که سزاوار حکومت و حاکمیت بر زمین بوده و در نهایت به عنوان پایان تاریخ، فلسفه تاریخ، جبر گریزناپذیر و سنت الهی همین صالحان حکومت جهانی را به ارث می برند.(انبیاء، آیه ۱۰۵)

خدا در این آیه گزارش می کند که همه کتب آسمانى، به حاکمیّت و پیروزى صالحان در زمین نوید و مژده داده است؛ یعنی از نظر همه آیین ها و شرایع اسلامی در طول تاریخ، این بشارت به عنوان پایان تاریخ بیان شده که حکومت واحد جهانى به دست بندگان صالح خدا، فرجام نهایى زندگى بشر در زمین خواهد بود. البته این پیش بینی و پیشگویىِ پیروزى و حاکمیّت صالحان بر زمین، در قرآن نیز مورد تایید قرار گرفته و هم چنین به این نکته در آیه ۱۰۷ توجه داده می شود که تحقّق حکومت جهانى صالحان، در پرتو اسلام و رسالت پیامبراکرم صلى الله علیه وآله است؛ زیرا خداوند می فرماید: وَمَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا رَحْمَهً لِلْعَالَمِینَ ؛ و تو را جز رحمتى براى جهانیان نفرستادیم. پس ایشان به عنوان رحمت برای جهانیان باید چنین حاکمیتی را ایجاد کند و از آن جایی که امامان معصوم(ع) بر اساس آیه ۶۱ سوره آل عمران و روایات بسیار، نفس پیامبر(ص) هستند، حاکمیت اباصالح المهدی امام عصر و زمان(عج)، به معنای حاکمیت جهانی پیامبر(ص) است.

از نظر قرآن، صالحان دارای صفاتی هستند که آنان را لایق و شایسته حاکمیت و حکومت ساخته و به عنوان خلیفه الهی می توانند ولایت الهی را در جان و جامعه و جهان اعمال کنند. از مهم ترین صفات حاکمان صالح می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. انسان کامل: از نظر قرآن صالحان، انسان کامل آرمانی هستند به طوری که حضرت ابراهیم علیه السلام (شعراء، آیات ۶۹ و ۸۳؛ صافات، آیات ۸۳ و ۱۰۰) و حتی حضرت سلیمان نبی(ع) با آن حکومت جهانی و قدرت و شوکت خویش(نمل، آیات ۱۷ و ۱۹) و حضرت یوسف(ع) با آن حکومت خویش(یوسف، آیات ۹۹ و ۱۰۱)، خواهان دست یابی به این مقام و منزلت می شود؛
  2. ولایت الهی: صالحان دارای ولایت الهی هستند و خداوند خود ولایت ایشان را به عهده می گیرد و ایشان در همه امور سرپرستی می کند. بنابراین، در هیچ کاری از امور باز نمی مانند؛ زیرا بهره مند از ولایت مستقیم الهی هستند.(یوسف، آیه ۱۰۱؛ اعراف، آیه ۱۹۶)
  3. ایمان: ایمان صالحان در مرتبه عالی است؛ این ایمان عالی نسبت به خدا و قیامت جلوه بیش تری دارد؛ زیرا اصول عقاید در محور مبدا و معاد بیش ترین خودنمایی و تاثیر را در زندگی بشر دارا است.(آل عمران، آیات ۱۱۴)
  4. اطاعت کامل و انقیاد: صالحان تسیم و منقاد و مطیع کامل خدا بوده و بر اساس شریعت عمل می کنند. این صالحان اگر از امامان معصوم(ع) باشند در تبعیت و اطاعت محض از پیامبر(ص) و سنت و سیره ایشان هستند.(نساء، آیه ۶۹؛ بقره، آیات ۱۳۰ و ۱۳۱؛ یوسف، آیه ۱۰۱)
  5. بندگان خاص: صالحان، بندگان خاص خدا هستند و از همین جهت شایسته دست یابی به مقامات دنیوی و اخروی هستند. خلافت ایشان برخاسته از دست یابی ایشان به مقام بندگی خاص و تجلی و مظهریت صفات الهی و مستخلف عنه است. پس خلافت جهانی شایسته چنین افرادی است که در بندگی به اوج رسیده و صلاح ملکه و مقوم ذات ایشان شده است.(انبیاء، آیه ۱۰۵)
  6. مقومیت صلاح: از نظر قرآن کسی صالح است که صلاح ملکه هویتی و شخصیتی بلکه مقوم ذاتی ایشان شده باشد، به طوری که آن چه از ایشان به چشم می آید و قوام و استواری آنان را شکل می دهد، همین صلاح است.(همان)
  7. بهره مندى از امداد خدا: صالحان به سبب جایگاه قرب و منزلت خویش به خداوند و مظهریت در صفات ربوبیتی، از همه نوع امدادات الهی بهره مند هستند؛ زیرا تحت ولایت کامل و مطلق خداوند قرار دارند؛ چنان که خداوند به صراحت در این باره می فرماید: إِنَّ وَلِیِّیَ اللَّهُ الَّذِی نَزَّلَ الْکِتَابَ وَهُوَ یَتَوَلَّى الصَّالِحِینَ ؛ بى‏ تردید ولی و سرپرست من آن خدایى است که قرآن را فرو فرستاده و همو متولی امور شایستگان است.(اعراف، آیه ۱۹۶)
  8. بهره مندى از تفضّل خدا: صالحان به سبب جایگاه قرب خویش از تفضّل خاص خدا بهره مند هستند و خداوند فراتر آن چه به دیگران داده از فضل خویش به ایشان از نعمت های گوناگون می بخشد.(نساء، آیات ۶۹ و ۷۰) بنابراین، مدیریت و حاکمیت آنان فراتر از حاکمیت و مدیریت دیگران خواهد بود.
  9. بهره مندى از رحمت خدا: بر همین اساس آنان هم چنین از رحمت خاص الهی بهره مند خواهد بود و این رحمت خاص را در سیر و سلوک خویش با امت و جامعه و محیط زیست نشان می دهند. (انبیاء، آیات ۷۵ و ۸۶) بسیاری از پیامبران، آرزومند دست یابی به مقام صالحان و بهره مندی از مواهب و فضایل و مقامات آن بودند.(همان؛ غافر، آیات ۸ و ۹)
  10. بهره مندى از حمایت و سلام فرشتگان: صالحان از حمایت هایی خداوندی از طریق فرشتگان برخوردار بوده و آنان نه تنها برای صالحان دعا و نیایش می کنند، بلکه با سلام و صلوات در خدمت ایشان هستند؛ هر چند که تجلی کامل آن در بهشت و قیامت است ولی بهره مندی آنان به آخرت بستگی ندارد، از همین روست که پیامبر(ص) به عنوان افضل صالحان هستی از چنین حمایت های فرشتگان در امور حتی جنگی بهره مند بود.(رعد، آیات ۲۳ و ۲۴؛ انفال، آیات ۹ و ۱۰ و آیات دیگر)
  11. بهره مندى از نعمت خاص خدا: بهره مندى صالحان، از نعمت خاص الهى از دیگر اموری است که در قرآن برای صالحان بیان شده است. این نعمت های خاص همان چیزی است که خداوند در سوره حمد مطرح و از مردمان خواسته به عنوان اذکار نماز روزانه بارها آن را از خدا بخواهند.(نساء، آیه ۶۹ ؛ قلم، آیات ۴۹ و۵۰)
  12. شجاعت و مقاومت: صالحان انسان هایی شجاع و مقاوم و هوشیار در برابر کید و مکر و توطئه ها هستند و از هیچ چیز هراس ندارند؛ زیرا تنها از خدا خشیت عالمانه دارند؛ چرا که خود را تحت ولایت الهی دانسته و متولی امور خویش را خداوند قرار داده اند. همین توجه صالحان به ولایت و سرپرستى خدا برایشان، عامل مقاومت آنان در مبارزه با اهل شرک و نهراسیدن از توطئه هاى آنان می شود.( اعراف، آیات ۱۹۵ و ۱۹۶)
  13. پرهیز از ترک اولى: صالحان در مقام قرب فرائض و مقام دیدن و رویت هستند؛ همین امر موجب می شود تا هر چیزی را چنان که هست ببینند و کسی که نجاست و زشتی و خباثت عملی را می بیند به آن گرایش نمی یابند و انگیزه ای برای انجام آن ندارد. از همین روست که صالحان به هیچ مکروهی عمل نمی کنند و هیچ ترک اولی ندارند و تلاش می کنند تا هر آن چه را که خدا خواسته به بهترین وجه انجام دهند. پس نه فکر پلید و گناه در ذهن دارند و نه قلب گرایش به پلیدی داشته و نه حاضر است ترک اولی را انجام دهد. از همین روست که خداوند به صراحت از ترک اولی صالحان سخن گفته است. این مطلب از آیات بسیاری که درباره پیامبر(ص) وارد شده به دست می آید. البته از داستان حضرت یونس(ع) نیز این معنا به دست می آید؛ زیرا ایشان ترک اولی داشته و از آن توبه می کند و خداوند او را جزو صالحان قرار می دهد که ترک اولی ندارند.(قلم، آیات ۴۸ و ۵۰) به سخن دیگر، ایشان پیش از رسیدن به مقام صالحان، ترک اولی داشته است؛ ولی چون توبه می کند به مقام صالحانی می رسد که دیگر ترک اولی هم ندارند.
  14. پیشتازى دایمی در خیرات: سرعت و پیشتازى در خیرات، از فضایل صالحان است. البته ایشان هماره به این عمل مشغول بوده و صفت فعل دایمی و همیشگی ایشان است. خداوند درباره ایشان می فرماید: ویُسـارِعونَ فِى الخَیراتِ واُولـئِکَ مِنَ الصّــالِحین؛ و در خیرات شتاب می گیرند و آنان از صالحان هستند.( آل عمران، آیه ۱۱۴) خداوند با آوردن فعل مضارع بر استمرار و داوم این عمل از سوی آنان تاکید می کند.
  15. تلاوت آیات خدا و شب زنده داری: تلاوت آیات الهى در دل شب، از خصوصیات و فضایل صالحان است. این امر موجب می شود تا ایشان هماره در مسیر درست حرکت کنند و به محاسبه نفس پرداخته و دمی به سبب مشکلات و گرفتاری دنیا و حل امور امت ، از خود غافل نشوند و برای تربیت و تزکیه نفس تا توان و استطاعت دارند تلاش کنند. (آل عمران، آیات ۱۱۳ و ۱۱۴)
  16. اواب: صالحان داراى روحیّه خاص هستند و هماره به سوی خدا در هر کاری باز می گردند و از منشا و خاستگاه اصلی بهره می شوند. (اسراء، آیه ۲۵)
  17. خاشع در برابر والدین: از دیگر فضایل آنان این است که در برابر والدین بسیار خاشع هستند و آنان را همانند مرغ مادر زیر بال و پر محبت خویش می گیرند و فراتر از احسان از مقام اکرام به آنان خدمت می رسانند. (اسراء ، آیات ۲۴ و ۲۵
  18. حاکمیّت جهانی: حاکمیّت و وراثت صالحان بر زمین، بشارت و وعده مؤکد خدا در زبور و تورات است که قرآن نیز آن را تاکید می کند. بنابراین، آنان شایستگان حاکمیت و وراثت الهی هستند و حکومت جهانی و حاکمیت حق آنان به عنوان جعل الهی است. (انبیاء، آیه ۱۰۵؛ مجمع البیان، ج ۷ – ۸ ، ص ۱۰۶؛ الکشّاف، ج ۳، ص ۱۳۸)
  19. حلم و بردباری: صالحان فراتر از صبر و شکیبایی در مقام حلم و بردباری عقلانی هستند. از همین روست که هماره بر عقلانیت عمل کرده و هیجان زده وارد کاری نمی شوند و کنش و واکنش ندارند. آنان چون خود دارای این صفات هستند می خواهند تا فرزندان خویش نیز دارای این صفت خوب باشند.(صافات، آیات۱۰۰ و ۱۰۱)
  20. رستگارى: از نظر قرآن، رستگاری و پیروزی بزرگ از آن آنان است؛ زیرا در دنیا کاری می کنند که بهشت برای ایشان ثابت است. از همین روست که خداوند وعده ورود صالحان به بهشت عدن و مصون بودن آنان از بدى و عذابهاى قیامت را برای ایشان به عنوان رستگارى بزرگ بیان می کند تا دیگران بدانند هر کسی مسئولیت حاکمیت و حکومت و ولایت الهی را به دست نگرفته است؛ بلکه کسانی عهده دار این مسئولیت هستند که خود اهل بهشت هستند و خداوند بهشت را برای ایشان تضیمن کرده است.( غافر، آیات ۸ و ۹)
  21. سجده دایمی: صالحان هماره در سجده هستند و سجده در برابر خدا به طور دایمی فعل ایشان است؛ زیرا امور دنیا و مسایل حکومت و ولایت ایشان را از عبودیت و نماز به ویژه سجده اطاعت و بندگی در برابر خدا باز نمی دارد ؛ از این روست که خداوند با تعبیر فعل مضارع و مستقبل از دوام سجده های طولانی و دایمی ایشان به عنوان یکی از فضایل صالحان یاد کرده است.(آل عمران، آیات ۱۱۳ و ۱۱۴)
  22. صبر: از نظر قرآن، صبرپیشگان، انسانهایى شایسته و در زمره صالحان هستند. بنابراین، صالحان دارنده صبر سه گانه صبر بر طاعت، صبر از معصیت، صبر در مصیبت معروف و مشهور هستند؛ زیرا مدیریت جامعه و حکومت و ولایت بر امت نیازمند این سه گانه است.(رعد، آیات ۲۳ و ۲۴؛ انبیاء، آآیات ۸۵ و ۸۶)
  23. قیام: از دیگر صفات برجسته صالحان که ایشان را شایسته خلافت و ولایت الهی کرده است، قیام صالحان، در راه اطاعت و بندگى خدا است. بنابراین، در هر کاری خیری از جمله اجرای عدالت قسطی اهل قیام بوده و هرگز از پا نمی نشنیند تا شریعت و احکام و فلسفه اسلام را در جامعه اجرایی کنند.(حدید، آیه ۲۵؛ آل عمران، آیات ۱۱۳ و ۱۱۴؛ مجمع البیان، ج ۱ – ۲، ص ۸۱۶)
  24. مدارا: رفق و مدارا و عدم سخت گیرى، از نشانه ها و فضایل صالحان است؛ زیرا حکومت بر مردم نیازمند این عنصر حیاتی و فضلیت اخلاقی و رفتاری است. (قصص، آیه ۲۷)
  25. امر به معروف و نهى از منکر: اصولا وظیفه حاکمیتی حکومت الهی بر اساس آیات ۳۹ تا ۴۱ سوره حج، قیام به اجرای امر به معروف و نهی از منکر است. از همین روست که صالحان خود مهم ترین ناهیان و آمران هستند. از همین روست که در صفات ایشان این مساله مورد توجه قرار گرفته است که ایشان آمر به معروف و ناهی از منکر هستند.(آل عمران، آیه ۱۱۳ و ۱۱۴)
  26. نیک فرجامى: تاکید بر نیک فرجامی صالحان از آن رو در قرآن می شود که مردم ایشان را نه تنها حاکم و ولی الله خویش قرار دهند، بلکه آنان را اسوه و سرمشق همه زندگی خود دانسته و از سنت و سیره آنان پیروی کرده تا سعادت دنیا و آخرت را برای خود رقم زنند.(منافقون، آیه ۱۰) از همین روست که خداوند در آیه ۱۰۵ سوره انبیاء ایشان را وارث دنیا و آخرت دانسته است تا این گونه تشویق و ترغیبی برای سرمشق قرار گرفتن از سوی مردمان شود.
  27. حکمت: صالحان برخوردار از حکمت هستند. این امر موجب می شود تا فلسفه و اهداف واقعی هر چیزی را بدانند و بشناسند و بر اساس آن رفتار کنند.(شعراء، آیه ۸۳) زیرا یکی از معانی حکم در آیه همان حکمت است که فصل الخطاب هر امری از جمله حکم و حکومت نیز خواهد بود.
  28. انفاق و صدقه: از مهم ترین صفات صالحان بخشندگی مالی در قالب انفاق و صدقات مالی است.(توبه، آیه ۷۵؛ منافقون، آیه ۱۰)

آن چه بیان شد، گوشه ای از صفات حاکمان اسلامی بر اساس اصل حاکمیت صالحان است. ابعاد دیگری از این مساله در جایی خود مورد بحث و بررسی قرار می گیرد.