صداقت صدیقین والامقام

بسم الله الرحمن الرحیم

مقامات انبیاء، شهداء، صلحاء و صدیقین، از اموری است که هر کسی دوست می دارد از آن بهره مند باشد، و اگر نتوانست به این مقامات برسد، دست کم همدم و رفیق آنان در دنیا و آخرت باشد(نساء، آیه ۶۹)؛ زیرا این مقامات بیانگر میزان تقرب افراد به خدای تبارک و تعالی و بهره مندی از مقام مقربین است به طوری که می توانند در دنیا با «بسم الله»(هود، آیه ۱۱) و در آخرت با «سبحانک اللهم»(یونس، آیه ۱۰) در مقام خالقیت قرار گیرند و به «خلق اذنی» بپردازند(مائده، آیه ۱۱۰؛ آل عمران، آیه ۴۹) و مثلا بهشت آفرین باشند و روح و ریحان و جنت نعیم بیافرینند.(واقعه، آیات ۸۸ و ۸۹؛ انسان، آیه ۶) این بدان معنا است که مقربان درگاه الهی تنها در آخرت از توانایی های خاص برخوردار نیستند، بلکه جواز تصرفات تکوینی در دنیا نیز برایشان صادر شده است؛ زیرا به عنوان مظاهر اسمای الهی از مقام خلافت الهی و مظهریت در ربوبیت و پروردگاری برخوردار هستند؛ از این رو، تصرفات ایشان در کائنات در دنیا و آخرت به شکل تکوینی و به اذن الهی امری طبیعی و از شئون خلافت الهی در خالقیت و ربوبیت به عنوان مظاهر الهی است.(بقره، آیات ۳۰ و ۳۱ و ۱۳۸؛ آل عمران، آیات ۴۹ و ۷۹؛ مائده، آیه ۱۱۰)

در آیات قرآنی، با عناوین اسمی چون انبیاء، شهداء، صلحاء و صدیقین تلاش شده تا شاخص های صفتی این مقربان تعریف و به دیگران شناسانده شود و این گونه امکان اکتساب این صفات برای سالکان و رهروان طریقت تقرب و حقیقت فراهم آید؛ چرا که حتی شاخص نبوت هر چند دارای یک وجه غیر اکتسابی بلکه تفضلی است؛ اما همین نبوت یک وجه اکتسابی دارد که قابل دسترسی برای همگان است؛ زیرا هر کسی می تواند از نبوت غیر تشریعی بهره مند شود و به انباء غیبی در مقام «مرتضی» بهره مند شود(جن، آیات ۲۶ و ۲۷)؛ چنان که بهره مند از وحی به این معنا برای همگان از جمله مادر حضرت موسی(ع) در آیات قرآنی به شرط تحقق شروط خاص اثبات شده است.(قصص، آیه ۷)

خدا در قرآن به صراحت به این نکته توجه می دهد که می توان با اطاعت از خدا و رسول الله، جزو کسانی قرار گرفت که به عنوان «منعم علیه» شناخته می شوند؛ یعنی کسانی که خدا به ایشان «نعمتی خاص» را ارزانی داشته است که از مهم ترین آن ها نعمت اسلام و ولایت است.(مائده، آیه ۳) خدا در این باره می فرماید: وَمَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَئِکَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ مِنَ النَّبِیِّینَ وَالصِّدِّیقِینَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِینَ وَحَسُنَ أُولَئِکَ رَفِیقًا ذَلِکَ الْفَضْلُ مِنَ اللَّهِ وَکَفَى بِاللَّهِ عَلِیمًا ؛ و کسانى که از خدا و پیامبر اطاعت کنند در زمره کسانى خواهند بود که خدا ایشان را با نعمت خاص خویش گرامى داشته ؛ یعنى با پیامبران و راستان و شهیدان و شایستگانند؛ و آنان چه نیکو رفیق و همدمانند. این تفضل از جانب خداست؛ و خدا بس داناست.(نساء، آیات ۶۹ و ۷۰)

بر اساس اصل اساسی امکان تغییر در نفوس انسانی(رعد، آیه ۱۱؛ انفال، آیه ۵۳) این امکان برای همگان فراهم است تا افزون بر کرامت ذاتی(اسراء، آیه ۷۰) بتوانند از کرامت اکتسابی (تحریم، آیه ۱۳) در قالب حرکت در صراط مستقیم هدایت تکوینی(طه، آیه ۵۰) و هدایت تشریعی پاداشی ارادی(بقره، آیات ۲ تا ۵) بتوانند از کسانی قرار گیرند که خدا به تفضل آنان را به مقام انبیاء تشریعی رسانیده و فضایلی را به آنان عنایت کرده است؛ زیرا خدا در قرآن به مردمان آموخته است تا این گونه راه هدایت کمالی را از او بخواهند و جزو «منعم علهیم» قرار گیرند که در آیه ۶۹ سوره نساء آنان را با اسم و صفت یاد کرده است. خدا در آیات سوره حمد می فرماید: اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ صِرَاطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَلَا الضَّالِّینَ؛ ما را به راه راست هدایت فرما؛ راه آنان که گرامى‏ شان داشته اى، نه راه مغضوبان، و نه راه گمراهان.(حمد، آیات ۶ و ۷)

از مجموع آیات قرآنی از جمله آیات ۶ و ۷ سوره حمد و ۶۹ و ۷۰ سوره نساء به دست می آید که راه بهره مندی از تفضل الهی و رسیدن به مقامات انبیاء، شهداء، صلحاء و صدیقین برای هر کسی باز است؛ زیرا اگر کسی بخواهد به این مقامات برسد می بایست با اطاعت از خدا و پیامبرش در صراط مستقیم اسلام به بندگی بپردازد و تقوای الهی را کسب نماید که معیار سنجش کرامت انسانی است به طوری که هر که از درجات بالاتر تقوای الهی برخوردار باشد، به همان میزان از کرامت و تقرب بیش تری سود می برد.(بقره، آیه ۲۱؛ مائده، آیه ۹۳ ؛ انفال، آیه ۲؛ توبه، آیه ۱۲۴؛ و آیات دیگر)

به سخن دیگر، اگر فضل الهی به شکل خاص پیامبران و انبیاء را در بر گرفته است(بقره، آیه ۲۵۳؛ اسراء، آیه ۵۵؛ انعام، آیه ۸۶)، همین فضل الهی می تواند به شکل دیگری همه مومنانی را در بر گیرد که در صراط مستقیم اسلام و شرایع آن گام برداشته و به اطاعت از خدا و رسولش بپردازند.(نساء، آیات ۶۹ و ۷۰) بنابراین، راه رسیدن به این مقامات برای همگان باز است، هر چند که ممکن است به مقام پیامبران تشریعی نرسند؛ زیرا این مقام با ختم نبوت بسته شده است.(احزاب، آیه ۴۰)

صدیقین از مقربان الهی

از نظر قرآن، یکی از شاخص هایی مقربان الهی «صداقت در مقام صدیقین» است که در آیات قرآنی بیان شده است. صدّیقین از صدق گرفته شه است. صدق به معناى مطابقت کلام با اعتقاد گوینده و واقع است .( مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص ۴۷۸، «صدق».)

مفرد صدیّقین، همان صدیّق است. در مفهوم قرآنی آن نظرات و آرای گوناگونی مطرح شده است. برخی از مهم ترین مفاهیم گفتهه شده موارد زیر است:

الف: آن که در نهایت راستگویى است ؛( لسان العرب، ابن منظور، ج ۷، ص ۳۰۷، «صدق».)

ب: آن که همواره حق و پیامدهاى آن را تصدیق مى کند؛ ج. آن که رویّه و عادتش به راستى است؛

د. آن که بدون تردید، دستورهای خدا و انبیا را تصدیق مى کند؛( مجمع البیان، طبرسی، ج ۳ – ۴، ص ۱۱۰ – ۱۱۱.)

هـ. آن که هرگز دروغ نمى گوید؛ گفتار و عملش بر طبق حق بوده، و حقایق اشیا را مى بیند.( المیزان، طباطبایی، ج ۴، ص ۴۰۸)

بی گمان آن چه حقیقت مفهوم قرآنی از «صدیقین» را بیان کرده همین تفسیر اخیر از علامه طباطبایی است؛ زیرا کسی در مقام صدیقین قرار می گیرد که از راستی و صداقت به تصدیق حق برسد و آن را در قول و فعل راست بداند و بدان پای بند باشد و در این حرکت خویش به جایی برسد که حقایق چیزها را ببیند و بر اساس آن عمل کند؛ زیرا اگر کسی حقایق چیزها را نبیند نمی تواند با یقین آن را تصدیق و در عمل در مقام عزم ثبات قدم داشته باشد؛ در حقیقت، لازمه عزم در عمل و ثبات قدم و استقامت در امور، دیدن و رویت حقایق در مقام جزم قطعی است به طوری که در مقام علمی«شک و ریب» در آن راه نیابد و در مقام عملی نیز به «تردید» نیافتد و از روی «ظلم و علو»، استیقان و یقین خویش را تکذیب نکند؛ زیرا هستند کسانی در مقام علمی «یقین» دارند، ولی در مقام عمل «جحد» و انکار می ورزند؛ چنان که فرعون و فرعونیان با بصائر الهی به بصیرت رسیده بودند؛ ولی به سبب «علو و ظلم» به جحد و انکار پرداختند(نمل، آیه ۱۴) و سامری و بلعم باعورا نیز این گونه به جای تصدیق به تکذیب عملی رو آوردند و علم ایشان سودی برایشان نداشت.(طه، آیه ۹۶؛ اعراف، آیه ۱۷۶)

چنان که گفته شد، صدیقین از مقربان الهی هستند؛ زیرا مقربان الهی همان کسانی هستند که خدا از ایشان به عنوان «منعم علیهم» یاد کرده و در سوره های حمد و نساء به توصیف ایشان پرداخته است.

ویژگی های اساسی صدیقین

از نظر قرآن، همه صفات و ویژگی هایی که برای مقربان بیان شده، برای صدیقین نیز مطرح است. با این همه، چند ویژگی به عنوان شاخص هایی ایشان را از دیگر مقربان الهی جدا می سازد. این ویژگی ها و شاخص های اساسی عبارتند از:

  1. اوج صداقت و تصدیق: چنان که گفته شد، این دسته از مقربان به سبب صداقت و تصدیق از دیگر مقربان جدا می شوند. مراد از صدیق بودن این افراد چیزی است که پیش از این توضیح داده شده است.
  2. رویت و دیدن حقایق: چنان که بیان شد، صدیقین در مرتبه ای از یقین قرار دارند که می توان گفت که از مراتب عالی یقین است؛ زیرا آنان می توانند حقایق را ببیند و آن را تصدیق کنند.( المیزان، طباطبایی، ج ۴، ص ۴۰۸) دست کم می توان برای صدیقین مقام «علم الیقین» و «عین الیقین» را اثبات کرد. البته اثبات این دو مقام به معنای نفی مقام سوم یعنی «حق الیقین» برای آنان نیست؛ زیرا به نظر می رسد که مظهریت در اسمای الهی و متالهین بودن ایشان آنان را در مقام حق الیقین قرار می دهد و به حکم مقربان از این مقام بهره مند هستند که بالاتر از آن مقامی در یقین تقوایی نیست.(واقعه، آیات ۸۸ و ۸۹ و۹۵)
  3. نورانیت خاص: از نظر قرآن، شهداء و صدیقین دارای نورانیتی خاص هستند که در دنیا و آخرت با ایشان همراه است. البته از آن جایی که جهان آخرت مقام ظهور باطن و ملکوت هر چیزی است، این نورانیت در آخرت بیش تر نمودار می شود و به چشم می آید. خدا در این باره می فرماید: وَالَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ أُولَئِکَ هُمُ الصِّدِّیقُونَ وَالشُّهَدَاءُ عِنْدَ رَبِّهِمْ لَهُمْ أَجْرُهُمْ وَنُورُهُمْ وَالَّذِینَ کَفَرُوا وَکَذَّبُوا بِآیَاتِنَا أُولَئِکَ أَصْحَابُ الْجَحِیمِ ؛ و کسانى که به خدا و پیامبران وى ایمان آورده‏ اند، آنان همان صدیقان هستند و پیش پروردگارشان گواه و شاهد خواهند بود و ایشان راست اجر و نورشان و کسانى که کفر ورزیده و آیات ما را تکذیب کرده‏ اند، آنان همدمان آتشند. (حدید، آیه ۱۹) این نور که نورالله است هماره با کسانی است که مظهر الله و اسمای حسنای آن باشند. همان نوری است که هستی را روشن کرده و همه هستی مظاهر آن نور شده اند.(نور، آیه ۳۵) جلوه های خاص این نور را می توان در نور اسلام و ایمان و وحی و ولایت یافت که در آیات قرآنی به صراحت بیان شده است. البته نوری که صدیقین با خود دارند، یک نور خاص مخصوص ایشان است. از همین روست که از آن به « نُورُهُمْ» یعنی نور خودشان تعبیر شده است؛ نه « نُورُلهُمْ» نور برایشان. پس این نور ذاتی ایشان است نه یک نوری که از بیرون و به عنوان نور عرضی با ایشان همراه باشد.
  4. هدایت ویژه: در آیات قرآنی از انواع و اقسام هدایت سخن به میان آمده است که شامل هدایت عمومی و فراگیری تکوینی برای همه آفریده (طه، آیه ۵۰) تا هدایت عمومی تشریعی برای همه بشریت تا هدایت پاداشی خاص برای برخی از مومنان. از نظر قرآن، صدیقین از هدایت ویژه خاص پاداشی برخوردار هستند که ایشان را از هر گونه ضلالت و غضب و مانند آن ها در امان نگه می دارد. این همان هدایت تفضلی است که افزون بر پیامبران این گروه از مومنان نیز از آن بهره مند می شوند.(نساء، آیات ۶۸ تا ۷۰)
  5. گواهی اعمال بندگان: از نظر قرآن، صدیقین به درجه ای از درجات رسیده اند که می توانند به سبب صداقت و دیدن و رویت حقایق هستی و تصدیق آن، گواهان اعمال دیگران باشند و به عنوان شاهدان در قیامت به شهادت برخیزند. بی گمان دست یابی به این مقام زمانی خواهد بود که شخص بتواند نیات و باطن و ملکوت افراد و اعمال و نیات آنان را بداند و بببیند. از ان جایی که صدیقین این گونه هستند می تواند تحمل شهادت کرده و در آخرت گواه و شاهد اعمال امت باشند(حدید، آیه ۱۹) ؛ زیرا برخى «والشهداء» را عطف بر «الصدیقون» دانسته و گفته اند: یعنى صدیقون از شهدا هستند و شاهد بودن آنان از این جهت است که در قیامت، شاهدان بر امّتها هستند؛ بنابراین شهادت به معناى خبر دادن به چیزى است که حقى را ثابت کرده و براى آن ثواب یا کیفر داده شود.(تفسیر التحریروالتنویر، ج ۱۳، جزء ۲۷، ص ۳۹۷) پذیرش شهادت صدیقین در قیامت به معنای آن است که این دسته به جایی رسیده اند که از عصمت برخوردارند. این بدان معنا خواهد بود که عصمت از صفات و ویژگی های صدیقین است.
  6. اطاعت محض از خدا و رسول الله: از نظر قرآن، مقربان مطیع فرمان خدا هستند و جلوه این اطاعت نیز چیزی جز اطاعت از رسول الله نخواهد بود. از همین روست که فعل اطاعت بدون تکرار در آیه ۶۹ سوره نساء بیان شده است تا معلوم شود که اطاعت از خدا تنها در اطاعت از رسول الله معنا می یابد. بنابراین، تنها کسانی می توانند به مقام صدیقین برسند که هیچ گونه معصیتی را نسبت به رسول الله (ص) نداشته و در مقام اجتهاد در مقابل نص قرار نگیرند. پس هر کسی که اما و اگری سخن و قول وتقریر و فعل رسول الله(ص) داشته باشد، از صدیقین خارج است و نمی توان او را فاروق صدیق نامید یا عنوان صدیق را بر او بار کرد؛ زیرا این مقام صدیق مقامی بس بزرگ برای کسانی است که مطیع محض رسول الله(ص) هستند.
  7. بهره مند از تفضل خاص الهی: چنان که گفته شد، برخی از مقامات تفضل الهی است. فضل و تفضل الهی به دو قسم ابتدایی و پاداشی تقسیم می شود. تفضل به پیامبران برای نبوت از مصادیق تفضل ابتدایی است که خدا به هر کسی بخواهد می دهد(زخرف، آیات ۳۱ و ۳۲)؛ البته کسانی که در مسیر صراط مستقیم قرار می گیرند و به مراحل عالی در مقام «منعم علیهم» قرار می گیرند، از تفضل پاداشی الهی برخوردار خواهند شد. صدیقین از کسانی هستند که از این تفضل خاص الهی بهره مند شده اند.(نساء، آیات ۶۸ تا ۷۰)
  8. ایمان به خدا و همه پیامبران: از نظر قرآن دست یابی به مقام صدیقین نیازمند آن است که شخص به خدا و همه پیامبران بدون استثناء ایمان آورده و اطاعت امر ایشان کند.(حدید، آیه ۱۹)
  9. تقدم رتبی صدیقین: از نظر قرآن، پس از پیامبران، صدیقین قرار می گیرند؛ زیرا مقام صدیقین از شهداء و صالحین برتر است؛ از همین روست که قبل از آنان ذکر شده است(نساء، آیه ۶۹)؛ زیرا ترتیب ذکری بیانگر ترتیب رتبی و درجه و مقامی آنان است.
  10. پاداش های خاص اخروی: مقربان با این که در یک عنوان عام با هم برابر هستند، ولی در میان خودشان نیز دارای مراتب و درجاتی هستند. از همین روست که برای هر کسی از آنان پاداش های خاصی است که برای دیگران نیست. از نظر قرآن، برای صدیقین نیز پاداش های خاص و انحصاری است(حدید، آیه ۱۹)؛ زیرا تقدیم «لهم» بر «أجرهم» افاده حصر مى کند؛ یعنى پاداش آنان (صدّیقان و…) تنها از آنِ ایشان است و به کسى دیگر داده نمى شود.