صداقت در صدقات و آثار آن

صدقه

بسم الله الرحمن الرحیم

صدقه، به اموالی می‌گویند که به قصد قُربَت در راه خدا داده می‌شود. صدقه یا واجب است یا مستحب که در آیات قرآن و روایات مصارف و شرایط آن بیان شده است. طبق روایات، صدقه دادن نه تنها موجب کم شدن اموال انسان نمی‌شود، بلکه برکت و یا افزایش اموال را نیز به دنبال دارد. بنابر آیات و روایات گیرنده صدقه خداوند است لذا بهتر است که صدقه از اموال پاک باشد و به صورت پنهانی داده شود. برای صدقه در روایات آثار زیادی از جمله شفای مریض، طولانی شدن عمر بیان شده است.

صدقه کمک مالی به دیگرانی است که ناتوان از تامین نیازهای حتی ابتدایی خویش هستند. از این روست که صدقه دهندگان به عنوان اهل احسان شناسایی و معرفی می شوند. بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، صدقه مالی از سوی مومنان به معنای جمع میان حسن فاعلی و حسن فعلی است. مومن در صدقه مالی، صداقت و راستی خویش را نشان می دهد و قول و اعتقاد خویش را با فعل و عمل خویش تصدیق می کند. این گونه است که در صدقه، اخلاص خودنمایی می کند و آثار و برکاتش نیز به شکل مضاعف و دو چندان نصیب صدقه دهنده می شود؛ چرا که رضایت و خشنودی خدا، به طور طبیعی آثاری دارد که از راه دیگر تحقق نمی یابد.(بقره، آیه ۲۶۴؛ حدید، آیه ۱۸)

از نظر آیات قرآنی، صدقه در کنار نماز دارای جایگاه بسیار ارزشمندی در تعالیم و آموزه های وحیانی قرآن دارد(قیامت، آیات ۳۱ و ۳۲) به طوری که خدا در قرآن، صدقه را از بهترین و ارزشمندترین کارها دانسته است(بقره، آیه ۲۸۰؛ مجادله، آیه ۱۲)؛ زیرا واجب شدن صدقه ـ و نه هر عمل پسندیده دیگر ـ بر کسانى که مى خواستند با پیامبر(صلى الله علیه وآله) نجوا کنند و با آن حضرت گفتگوى محرمانه داشته باشند، بیانگر این معنا است که صدقه از نظر خدا بسیار ارزشمند و از بهترین کارها است؛ افزون بر این که خدا صدقه دادن را به منزله قرض دادن به خدا معرفی کرده است.(حدید، آیه ۱۸)

هم چنین از نظر قرآن، انسان اگر بخواهد شکر نعمتی را به جا آورد، می بایست از هر چه خدا داده به دیگران نیز ببخشند تا این گونه شکر عملی را به جا آورند. بنابراین کسی که صدقه نمی دهد و به جای آن دنبال ربا و رباخواری می رود در حقیقت نسبت به نعمت کفران نموده و ناسپاس است(بقره، آیه ۲۷۶)؛ زیرا از مقابله ربا با صدقه در این آیه استفاده مى شود که این دو در آثار و تبعات متضادّ یک دیگرند، بنا بر این چون رباخوارى نشانه ناسپاسى و گناهکارى است، صدقه دادن، نشانه سپاسگزارى و فرمانبرى است.

در آیات قرآنی نکاتی درباره صدقه بیان شده که برخی از آن ها در این جا بیان می شود. بی گمان مراعات این امور و دانستن آن ها می تواند در شیوه و سبک زندگی ما تاثیر شگرفی به جا گذارد:

  1. صدقه قرض به خدا: از نظر قرآن، کسی که صدقه می دهد در حقیقت به خدا قرض می دهد و با این کار خویش خدا را نسبت به خویش مقروض می کند. این قرض به خدا افزون بر این که مالش را پر برکت و دو چندان می کند، بلکه خدا مزد کریمانه ای به او می دهد.(حدید، آیه ۱۸)
  2. صدقه به نسبت به دارایی: مردم از نظر دارایی در یک سطح نیستند؛ بنابراین، نمی توان عددی کم یا زیادی را به عنوان مقدار صدقه تعیین کرد. البته در برخی از اقسام صدقه مانند صدقه واجب چون خمس و زکات نسبتی چون یک پنجم در خمس بیان شده است. پس شخص باید بیست درصد از مال خویش را به عنوان خمس بپردازد. در صدقات مستحب نیز بهتر است که انسان هماره نسبتی را در نظر داشته باشد. پس «هر که بامش بیش برفش بیش تر». از نظر قرآن حتی کسانی که از نظر مالی تهیدست هستند به مقدار توان خویش صدقه بدهند؛ چرا که مقدار مال صدقه در ارزشگذاری تاثیری ندارد و هر کسی باید به توان خودش در این راه گام بردارد؛ زیرا خدا در آیه ۷۹ سوره توبه خواهان دادن صدقه از سوی تهیدستان است؛ چرا که صدقه اندک تهیدستان، مورد عنایت خاصّ خداوند است.
  3. تداوم صدقه: صدقه می بایست تداوم داشته باشد به طوری که صدقه دادن به عنوان ملکه و مقوم ذاتی شخص در آید(احزاب، آیه ۳۵؛ حدید، آیه ۱۸)؛ زیرا جمله اسمیّه «إنّ المصّدّقین و … » مفید ثبات و استمرار است. پس اگر در قرض الحسنه شرط استمرار نیست، چرا که جمله فعلیه است، اما در صدقه می بایست به گونه عمل کرد که این عمل به عنوان صفت و ملکه شخص در آید.
  4. پاداش خدا: صدقه دهنده چون به خدا قرض می دهد، خدا ضامن مال او خواهد شد، به طوری که مال اندکش را دو چندان می کند. به سخن دیگر، صدقه از اعمالی است که خدا خود پاداش صدقه دهنده را خواهد داد. هم چنین این پاداش مضاعف و چند برابر آن چیزی است که پرداخت شده است.(یوسف، آیه ۸۸)
  5. حبط صدقه: خدا به صدقه دهندگان هشدار می دهد که با منت و آزار کاری نکنند که صدقات ایشان حبط و تباه شود و آثار و برکاتی بر آن مترتب نشود.(بقره، آیات ۲۶۴ و ۲۶۶)
  6. بخشش از فضل الهی: از نظر قرآن، بهتر است که هر کسی از هر چه خدا به او داده چیزی را به دیگران بدهد که نیازمند یا سائل هستند(ذاریات، آیه ۱۹؛ معارج، آیات ۲۴ و ۲۵)؛ اما برخی از مردم هم چون منافقان با آن که تعهد می سپارند که اگر خدا فضلی به ایشان داشته باشد، از آن فضل به دیگران بخشش کنند، هنگام دریافت فضل الهی، بخل می ورزند و بر خلاف تعهد خویش عمل می کنند.(توبه، آیات ۷۳ تا ۷۶) از این آیات به دست می آید که یکی از عوامل و موجبات صدقه بهره مندی انسان از فضل الهی است.
  7. بخشش بدهی تهیدست: از نظر قرآن کسانی که قرض الحسنه می دهند، وقتی در می یابند شخص قرض گیرنده تهیدست و ناتوان از پرداخت قرض خودش است، بهتر است که آن را به عنوان صدقه حساب کرده و آن را ببخشند که خود قرض به خدا است.(بقره، آیات ۲۷۸ تا ۲۸۰) در حقیقت اگر مهلتی به قرض گیرنده داده شده و سپس آن مهلت تمدید شده ولی معلوم شده است که شخص توان پرداخت ندارد، آن مبلغ را به عنوان صدقه در راه خدا حساب کرده و به تهیدست ببخشد تا این گونه برای قیامت خویش چیزی ذخیره کند.(بقره، آیات ۲۸۰ و ۲۸۱)
  8. بخشش خون بها: هم چنین از نظر قرآن بخشیدن از خون بها از سوی خانواده مقتول به عنوان صدقه کاری پسندیده است.(نساء، آیه ۹۲)
  9. جواز درخواست صدقه: از نظر آموزه های وحیانی قرآنی، کمک مالی به دیگران در قالب انواع و اقسام انفاقات و صدقات مالی امری پسندیده است؛ پس بهتر است انسان به کسانی که نیازمند هستند مبالغی از مال الله در اختیار بدهد؛ زیرا هر چه که انسان در اختیار دارد از جمله مال ، مال الهی است که به امانت در اختیار ما قرار داده شده است.(نور، آیه ۲۴؛ ذاریات، آیه ۱۹؛ معارج، آیات ۲۴ و ۲۵) البته اگر کسی نیازمند شد می تواند دست نیاز به سوی مردم دراز کند و از دیگران کمک مالی و صدقه بخواهد؛ چنان که برادران یوسف(ع) درخواست صدقه داشتند(یوسف، آیه ۸۸)؛ زیرا جمله «و تصدّق علینا» احتمال دارد به معنای درخواست رهایى بنیامین باشد؛ زیرا به نظر برادران یوسف، بنیامین در حکم بنده و مملوک یوسف بوده است، و نیز احتمال دارد هم درخواست آزادى بنیامین و هم کالاى مورد نیازشان باشد.(المیزان، ج ۱۱، ص ۲۳۵) پس هر گونه درخواستی از سوی نیازمند به کسانی که توان مالی یا قدرتی دارند، از نظر قرآن جایز و روا است.
  10. امر و دعوت به صدقه: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، امر و دعوت دیگران به دادن صدقه جایز و روا است؛ از همین روست که در آیه ۱۱۴ سوره نساء، در مساله نجوا از «امر بصدقه» سخن به میان آمده است.(المیزان، ج ۵، ص ۸۱)
  11. ایمان به خدا و معاد: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، اموری در ترغیب انسان به دادن صدقه نقش اساسی دارد که از جمله آن ها می توان به معاد و مرگ اشاره کرد. از نظر قرآن، ایمان و توجّه به ویژگى مرگ و بعد از آن، برانگیزاننده انسان به صدقه و انجام دادن عمل صالح است.(منافقون، آیه ۱۰)
  12. مقام صالحان: اعمال صالح اموری است که بهترین وضعیت را برای خود انسان و دیگران فراهم می آورد و تضادها و نزاع های مخرب را از میان می برد. در میان اعمال صالح برخی از اعمال است که انسان را به مقام صالحان می رساند و صلح را جزو ملکه و مقومات ذاتی انسان می کند. از نظر قرآن، صدقه از جمله اعمال صالحی است که انسان را به این مقام رسانده و آثار و برکات آن را برایش رقم می زند.(توبه، آیه ۷۵)
  13. صدقه کفاره: برخی از اعمال به عنوان گناه تلقی می شود. برای رهایی از آثار و تبعات آن غیر از استغفار و توبه لازم است تا صدقاتی داده شود. از جمله می توان به روزه یا صدقه و یا قربانى، به عنون فدیه و کفّاره تراشیدن سر قبل از قربانى، براى مُحرم معذور اشاره کرد که در قرآن بیان شده است.(بقره، آیه ۱۸۶)
  14. صدقه برتر: از نظر قرآن، هر صدقه ای با اخلاص و صداقت که به دور از ریا و اذیت و آزار باشد، از صدقات برتری است که آثار بسیاری بر آن مترتب خواهد شد.(بقره، آیات ۲۶۳ و ۲۶۴)
  15. جواز صدقه به غیر مسلمان: از نظر قرآن پرداخت صدقات مستحبی به غیر مسلمان جایز و روااست(بقره، آیه ۲۷۲)؛ زیرا نقل شده، مسلمانان از پرداخت صدقه به غیر همکیشان خود خوددارى مى کردند. در این باره از رسول خدا(صلى الله علیه وآله)کسب اجازه کردند، آیه یاد شده نازل شد. درباره ارتباط دو آیه، وجوهى گفته شده؛ از جمله: لازم نیست براى مسلمان شدن افراد، صدقه دادن به آنان را ممنوع کنى؛ در این صورت مقصود، اباحه صدقه مستحبّى به کافران است. (مجمع البیان، ج ۱ – ۲، ص ۶۶۳)
  16. صدقه آشکار و نهانی: از نظر قرآن، گاه لازم است تا صدقات آشکار و گاه نهانی باشد؛ اصولا صدقات آشکار موجب تشویق و ترغیب دیگران به انجام این عمل می شود؛ اما گاه لازم است تا انسان با صدقات نهانی ضمن حفظ حرمت عفت و عرض مومنان، برای اخلاص عمل از هر گونه رفتاری که شائبه ریا و خودنمایی دارد، جلوگیری کند. به هر حال، دادن صدقات آشکار و نهان باید در دستور کار هر مسلمانی باشد؛ هر چند که گفته شده صدقات نهانی برتری و ارزش بیشتری دارد، ولی گاه لازم است آشکارا صدقات داده شود. دادن صدقات نهانی به فقیران موجب می شود تا برخی از گناهان شخص تکفیر و پاک شود.(بقره، آیه ۲۷۱) البته برخى گفته اند: پسندیده بودن صدقه آشکار مربوط به صدقات واجب است؛ امّا صدقات مستحبّى را خوب است که پنهانى پرداخت کرد.(مجمع البیان، ج ۱ – ۲، ص ۶۶۲ ؛ التفسیر المنیر، ج ۲، ص ۶۷ )
  17. صدقه عامل محبت خدا: از نظر قرآن کسانی که صدقه می دهند افزون بر این که سپاس عملی نسبت به نعمت های خدایی را نشان می دهند، موجبات محبت الهی را نیز فراهم می آورند و محبوب خدا می شوند.(بقره، آیه ۲۷۶)
  18. مغفرت الهی: با صدقه می توان آمرزش گناهان را امید داشت و به مغفرت الهی دست یافت.(احزاب، آیه ۳۵)
  19. رغبت در صدقه: بهترین صدقه این است که از روی میل و رغبت باشد نه به عنوان کفاره یا دفع و رفع بلا، هر چند که چنین صدقاتی نیز مقبول است(توبه، آیه ۷۹)؛ زیرا «مطوّعین» از «طوع» به معناى انقیاد و ضدّ کُره است. (مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص ۵۲۹) از مقابله «المطوّعین من المؤمنین» در دادن صدقات با «الّذین لایجدون إلاّ جهدهم» استفاده مى شود که مقصود از مطوّعین، مؤمنان برخوردار از مواهب مادّى است. (المیزان، ج ۹، ص ۳۵۱)
  20. مال خوب: در صدقه بهتر است که انسان از بهترین مال خویش به دیگران ببخشد (حدید، آیه ۱۸)؛ زیرا احتمال دارد واژه «حسناً» به مرغوبیّت مالى اشاره باشد که به گونه صدقه پرداخت مى شود. از نظر قرآن، حتی بهتر است که از چیزی بدهد که دوست دارد.(آل عمران، آیه ۹۲) از نظر قرآن، در عمل صالحی چون صدقه دادن قبل از هر چیز، صدقه باید از اموال حلال و خوب و سالم باشد.(بقره، آیه ۲۶۷)
  21. حفظ آبرو: بهتر است هنگام صدقه به گونه ای عمل شود که آبروی شخص گیرنده حفظ شود. از همین رو حفظ حیثیّت و آبروى دریافت کننده مال، از آداب صدقه دانسته شده است.(بقره، آیه ۲۶۳)
  22. دست خدا: انفاق کننده هرگز خود را مالک حقیقی تصور نکرده، بلکه خود را واسطه بین خدا و خلق بداند.(بقره، آیه ۲۶۵؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۸۰ش، ج۲۳، ص۳۲۴)