شیوه های برخورد با دشمن

کفار

بسم الله الرحمن الرحیم

واژه «عدو» در زبان و فرهنگ قرآنی به معنای «دشمن»، متضمن مفاهیمی چون تجاوز و دویدن است. در حقیقت دشمن کسی است که به حدود و مرزهای الهی بسنده نمی کند و شتابان و بی درنگ و تامل از خط قرمزها عبور می کند. به طور طبیعی، دشمن کسی است که بر اساس قوانین انسانی و عقلی عمل نمی کند، چه رسد که موازین شرعی را نیز مراعات کند.

با توجه به این ویژگی های دشمن این پرسش مطرح است که با دشمن چگونه برخورد داشته باشیم و چه شیوه ها و روش هایی را به کار گیریم که نه تنها دشمن را دفع کنیم و او را از رسیدن به مقاصدش بازداریم، بلکه به گونه ای عمل کنیم تا خودمان از حدود الهی تجاوز و تعدی نکنیم.

شرایط مقابله با دشمن

از نظر قرآن برای مقابله با دشمن می توان از شیوه هایی بهره گرفت که مشروع و معقول و مقبول باشد. افزون بر آن ها لازم است تا حتی در مقابله با دشمن اصول اخلاقی نیز مراعات شود و هرگز اجازه الهی برای دفاع و دفع شیطنت دشمن به معنای عبور از خطوط قرمز حتی اصول اخلاقی نیست و لازم است تا اصول اخلاقی در مقابله با دشمن مراعات شود؛ زیرا هرگز هدف خیر و نیک، موجب نمی شود تا استفاده از هر وسیله ای مجاز و قابل توجیه باشد؛ زیرا برای احقاق حق و اجرای عدالت لازم است تا عدالت مورد استفاده قرار گیرد و عبور از خطوط عدالت نه تنها موجب نمی شود تا حقی احقاق نشود، بلکه عدالتی نیز ذبح شود. بنابراین چنین روش و شیوه ای بر خلاف اصول الهی عدالت است و می بایست از آن اجتناب و پرهیز شود. با توجه به این مسایل است که در آیات قرآنی شرایطی برای مقابله با دشمن بیان شده است که از جمله آن ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. رعایت اخلاق نیک: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، در تقابل با دشمن و دفاع از مرزهای عقیده و سرزمین و نیز جان و مال و عرض؛ یعنی حتی دفاع از حوزه های اقتصادی و ارزشی و فرهنگی، لازم است تا انسان ارزش های الهی اخلاقی را مراعات کند و بیرون از دایره اخلاق نیک با دشمن مواجه ای نداشته باشد؛ زیرا از نظر آموزه های وحیانی قرآن، هرگز بدی با خوبی در یک سطح نیست؛ و برای دفع بدی بهتر است از نیکی در مرتبه نخست استفاده کرد. بنابراین در صورتی که دشمنی کنش زشت و بدی را انجام داد، در گام نخست بهتر است تا با نیکی آن را دفع کرد تا رابطه ای دشمنی به رابطه دوستی نزدیک در سطح ولایت و دوستان گرمابه و گلستان تبدیل شود و به توفیق الهی کدورت ها و دشمنی ها از میان برود و جای دوستی بنشیند(فصلت، آیه ۳۴)؛ چنان که برخورد امام حسن مجتبی(ع) با مرد شامی موجب شد تا دشمنی از میان برود و ایشان به دوستداران اهل بیت(ع) تبدیل شده و تحت ولایت الله درآید؛ البته اگر این شیوه نیکوکاری پاسخ درستی دریافت نکرد، می توان در مرتبه دوم، به مقابله به مثل رو آورد و تنها در همان سطحی که بدی می کند واکنش نشان دهد و حتی کم ترین تجاوز و تعدی از آن را نداشت تا این گونه عدالت که مقبول و معقول همه عالم و آدم است، مراعات و حفظ شود و کم ترین تجاوزی از اصول عدالت صورت نگیرد.(بقره، آیه ۱۹۴؛ نحل، آیه ۱۲۶) البته از نظر قرآن، برخورد نیک در برابر کنش بد افراد دیگر از جمله دشمنان، بسیار سخت و دشوار است و تنها کسانی از عهده چنین واکنشی بر می آیند که از صابران و شکیباورزان باشند.(فصلت، آیات ۳۴ و۳۵) بنابراین، کسانی که اهل صبر نیست، نمی توانند در برابر ظلم و دشمنی و تجاوزگری و بدی دیگران از جمله دشمنان واکنش نیک انجام دهند و با عصبانیت و هیجان زدگی همان مقابله به مثل را انجام می دهند که در سطح زندگی و سبک زندگی مومنانه نیست؛ زیرا پیامبر(ص) برانگیخته شده است تا سطح زندگی مومنان را به سطح محاسن و مکارم اخلاقی بالا برد و این گونه نه تنها عفو و گذشت داشته باشند، بلکه در برابر بدی بدکاران به آنان نیکو روا دارند؛ چنان که کریم اهل بیت(ع) امام حسن مجتبی(ع) در برابر شامی انجام داد.
  2. رعایت تقوای الهی: تقوای الهی به معنای گرفتن سپر در برابر هر چیزی است که خشم و غضب الهی را موجب می شود. از نظر آموزه های وحیانی قرآن، عمل به اوامر و نواهی الهی حتی اگر در قالب مستحب یا مکروه بلکه حتی مباح در مواردی باشد، به معنای کسب تقوای الهی است. از همین روست که تقوای الهی به تقوای عام و خاص و اخص تقسیم شده است. کسب تقوای اخص، همان حق تقاته است که در قرآن از آن یاد شده است.(آل عمران، آیه ۱۰۲) بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، کسب تقوای الهی با انجام عبودیت در چارچوب شرایع شدنی است.(بقره، آیه ۲۱) بنابراین انسان می بایست مطابق توضیح المسایل سبک زندگی خود را سامان دهد و اعمالش مطابق آن باشد. البته خدا در قرآن بیان می کند که دو عمل از اعمال صالح از ویژگی خاصی برخوردار هستند؛ زیرا نزدیک ترین اعمال به تقوای الهی و کسب آن هستند. نخستین عمل صالح از نظر قرآن، اقامه عدالت قسطی است؛ به معنا که بر اساس آموزه های وحیانی اسلام که از عقل سلیم و نقل وحیانی معتبر به دست می آید و کشف می شود، حقوق هر کسی را شناخته و سهم و قسط هر کسی را اقامه کرده و به او پرداخت شود. به این معنا که سهم و حق گیاهان و جانوران و انسان ها شناخته و به او داده شود، و در این باره هرگز کوتاهی انجام نشود.(حدید، آیه ۲۵) در این باره نیز فرقی میان دوست و دشمن نیست و باید مومنان به عنوان «قوامین بالقسط» به شدت مراقب این معنا باشند که قسط و سهم دشمن ادا شود و خارج از عدالت قسطی با او مواجه و برخوردی صورت نگیرد.(نساء، آیه ۱۳۵؛ مائده، آیه ۸) دومین عمل صالح که نزدیک ترین حالت به تقوای الهی است، عفو و گذشت از خطا و گناه دیگران حتی دشمنان است؛ زیرا این نوع واکنش نسبت به دیگران فراتر از عدالت حتی عدالت قسطی به معنای ایثار و از خودگذشتگی است که از محاسن و مکارم اخلاقی شمرده می شود.(بقره، آیه ۲۳۸) به هر حال، خدا بارها به این نکته توجه می دهد که اجتماع اسلامی بر پایه «تعاون بر برّ و تقوا» شکل گرفته است و از هر گونه همکاری و تعاون مبتنی بر گناه و تجاوز اجتناب می شود.(مائده، آیه ۲)
  3. اجتناب از رفتارهای نادرست و تحریک آمیز: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، مومنان در برابر دشمن می بایست شکیبا و صابر باشند و از هر گونه رفتار تحریک آمیز و نادرستی پرهیز و اجتناب کنند. بنابراین، مثلا نمی توان به عقاید و مذاهب دشمنان طعنه زد و خدایان دروغین ایشان را دشنام داد و سبّ و لعن روا داشت؛ زیرا این گونه رفتارهای تحریک آمیز با دشمن آنان را جریحه کرده و دشمنی را افزایش می دهد و خصومت ها و کینه ها به حد و اندازه عمیق می شود که دیگر قابل اصلاح و تبدیل به مودت نیست و آنان را با اسلام و مسلمین دشمن خونی می کند.(انعام، آیه ۱۰۸)
  4. دشمن شناسی و هوشیاری: از مهم ترین رفتارهایی که نسبت به دشمن می بایست در پیش گرفت، دشمن شناسی است؛ زیرا دشمن شناسی به ما کمک می کند تا افزون بر این قدرت های دشمن را بشناسیم، از نقاط ضعف دشمن نیز آگاه شویم. هم چنین دشمن شناسی به کمک می کند تا بتوانیم اهداف و انگیزه ها وی را بشناسیم وبرای مقابله آن نقشه راهی را داشته باشیم. هم چنین دشمن شناسی کمک می کند تا کنش تحریک آمیز نداشته باشیم و به نقاط قرمز او که موجب تشدید دشمنی می شود حمله به ویژه فرهنگی نداشته باشیم؛ زیرا حملات فرهنگی به ارزش های دشمن می تواند دشمن را جریح سازد و کینه ها را عمیق تر کند.(انعام، آیه ۱۰۸؛ نساء، آیات ۴۴ و ۴۵) از آن جایی که از نظر آموزه های وحیانی قرآن، دشمن ترین دشمن انسان، هواهای نفسانی است، باید پیش از این که از دشمن بیرونی ضربه بخوریم از حامی داخلی او در امان باشیم و مدیریت نفس خویش را به دست گیریم، هم چنین از آن جایی که دشمن نادیدنی به نام شیطان در کمین ماست و او سوگند خورده تا خودش ضربه بزند و حتی انسان ها را علیه انسان ها بسیج کند ، می بایست به شیوه های ایجاد دشمنی ابلیس آشنا شویم، زیرا این ابلیس است که انسان ها را به جان هم می اندازد.(جاثیه، آیه ۲۳؛ ناس، آیات ۴ و۵؛ اعراف، آیه ۲۷؛ مائده، آیه ۹۱) در صورت شناخت دشمن و امکانات و اهداف و مواضع اوست که می توان برای هر یک نقشه راه مناسبی تهیه و ابزارهای مناسبی نیز به کار گرفت(کهف، آیات ۸۲ تا ۹۲) و با هوشیار و «حذر» توانست دشمن را از رسیدن به اهدافش نومید کرد و موفقیت را برای خود و امت به ثبت رسانید.(نساء، آیات ۷۱ و ۱۰۲)

شیوه های شناخت دشمن

از آن جایی که دشمن شناسی یک مساله اساسی و ریشه ای در حوزه شیوه برخورد با دشمن است، لازم است تا دشمن را شناخت و برای مقابله و دفع تجاوزات دشمن سیاست و برنامه ریزی داشت. پیچیدگی دشمن و نهان کاری در بسیاری از موارد و بهره گیری از دوستان و حامیان داخلی موجب می شود تا انسان به سادگی نتواند دشمن خویش را بشناسند؛ چنان که خدا در قرآن به انسان ها هشدار می دهد که دو دشمن اصلی یعنی هواهای نفسانی و وسوسه های شیطانی گاه چنان است که انسان گمان می کند این فکر شیطانی ازآن خود اوست، در حالی که این ها خواسته های شیطان است که از زبان نفس خویش زمزمه می شود. بنابراین، لازم است تا برای شناخت دشمن از شیوه ها و روش هایی بهره گرفته شود تا دوست واقعی از دشمن بازشناخته شود و کسانی که مدعی دوستی و در اصل دشمن هستند شناخته و مهار و دفع شوند. از جمله شیوه های شناخت و شناسایی دشمن از نظر قرآن عبارتند از:

  1. بدخواهی: دوست هرگز بد انسان را نمی خواهد. بنابراین، کسی که بدخواهی دارد و خواهان بد انسان است، هرگز دوست انسان به شمار نمی آید، بلکه دشمن اوست که می بایست شناخته و دفع شود.(آل عمران، آیات ۱۱۸ تا ۱۲۰) کسانی که به جای آرامش و آسایش انسان، خواهان رنج او هستند و انسان را در رنج می افکند، هرگز دوست انسان به شمار نمی آیند و نمی توان به چنین دوستانی که دشمن تر از هر دشمنی است اعتماد کرد.(همان)
  2. نابودگران اقتصادی و امنیت غذایی: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، اقتصاد مایه قوام اجتماع است و خیمه اجتماع بر عمود اقتصاد بر پا و اقامه می شود.(نساء، آیه ۵) بنابراین، هر کسی که به این ستون اصلی اجتماع به هر شکلی ضربه می زند، دشمن آن امت و اجتماع است و می بایست به دفع چنین افرادی اقدام کرد. از آن جایی که امنیت غذایی از مهم ترین مسایل اقتصادی اجتماع است، کسانی که به تخریب کشتزارها و منابع غذایی اجتماع حمله می کنند، دشمن ترین دشمنان هستند که می بایست آنان را شناخت ودفع کرد. این تخریب ممکن است از طریق برنامه زیست محیطی و باعناوین حقوق گیاهی و جانوری و محیطی و مانند آن ها انجام شود و مثلا منابع آبی سرزمین را تخریب کنند که امکان کشت و زراعت از دست برود. بنابراین، دشمن تنها از شیوه مستقیم تخریب منابع غذایی وکشتزارها وارد نمی شود بلکه حتی ممکن است با شیوه هایی جدید چون سموم، کودها، شیوه های تخریبی تراریخته ها و مانند آن ها وارد عمل شود و اقتصاد امت و مردم را نابود و تباه سازد.(بقره، آیات ۲۰۴ و ۲۰۵)
  3. بدعت گذاران دینی: دین اسلام مجموعه ای از عقاید و اخلاق و قوانین است که دشمنان بر آن هستند تا این فلسفه و سبک زندگی مومنان را تخریب کنند. بنابراین، هر کسی که به تخریب آن می پردازد دشمن است حتی اگر به ظاهر عالم و راهب و احبار و دانشمند باشد و عناوین دهان پرکنی و مقامات چشم پرکنی داشته باشد؛ زیرا در طول تاریخ بدعت از سوی همین افراد در شرایع اسلامی از جمله شریعت موسوی و عیسوی(ع) انجام شده است و اینان در خدمت اهداف شیطان عمل کرده اند.(نساء، آیه ۴۶؛ مائده، آیات ۱۳ و ۴۱ و آیات دیگر) بنابراین، یکی از راه های شناخت دشمن از دوست توجه به مساله بدعت گذاری در دین است؛ زیرا این شیطان دشمن سوگند خورده است که با بدعت در دین اسلام بر آن است تا به مقاصد شوم و پلید خویش دست یابد، هر چند که این کار با دستان به ظاهر عالمان اسلامی انجام می شود.(بقره، آیات ۱۶۸ و ۱۶۹)
  4. دستور به بدی: از شیوه های شناخت دوست از دشمن، نگاه به فرمان ها و توصیه های آنان است. از نظر قرآن، دشمنان وقتی اوامر و توصیه هایی می دهند، در راستای بدی و بدکاری است؛ زیرا خود انسان های بدی هستند که بدکاری را تشویق و ترغیب کرده و می خواهند آن را گسترش دهند و این گونه جامعه و امت را از درون فروپاشند. در حقیقت در یک جنگ نرم فکری و فرهنگی بر آن هستند تا افکار وعقاید و هنجارهای اجتماعی از نیکوکاری به بدکاری تبدیل شود.(بقره،آیات ۱۶۸ و۱۶۹)
  5. دستور به زشکاری: همان طوری که دشمنان به بدکاری و «سوء و سیئات» فرمان می دهند، به فحشاء و منکرات فرمان داده و مشوق اصلی این امور هستند؛ زیرا با هنجار شکنی و تبدیل ضد ارزش ها به ارزش ها می توانند از نظر فرهنگی جامعه را نابود و به تباهی بکشاند؛ زیرا از نظر قرآن، این تقوای الهی در کنار ایمان و عمل صالح است که می تواند برکات گوناگون را به اجتماع هدیه کند و ببخشد(اعراف، آیه ۹۶) و هرگاه این تقوا از میان رفت و به جای آن بی تقوایی و بدکاری و زشتکاری نشست، آن جامعه از همه گونه برکات و نعمت های الهی و بهره مندی های اقتصادی محروم می شود.(رعد، ایه ۱۶؛ انفال، آیه ۵۳) پس دشمن کسی است که به این امور فرمان داده و توصیه و سفارش می کند و رسانه هایش در خدمت این اهداف شوم و پلید هستند.
  6. فسادگری: ازنظر آموزه های وحیانی قرآن، دوست کسی است که در مسایل شخصی یا اجتماعی دنبال اصلاح امور است و اگر حتی اختلاف خانوادگی وجود داشته باشد، با پا درمیانی به اصلاح آن می پردازد.(انفال، آیه ۱؛ حجرات، آیات ۹ و ۱۰) اما کسی که به جای اصلاح گری به افساد و فسادگری رو می آورد، این شخص دشمن مردم و امت است.(بقره، آیات ۲۰۴ و ۲۰۵) البته وقتی به ظاهر این افراد نگاه می شود از وضعیت جسمی و مالی آنان ممکن است شگفت زده شویم؛ زیرا از نظر مالی و جسمی در بهترین وضعیت هستند و انسان گمان می کند که ایشان انسان های خوشبختی هستند و چون آرامش و آسایش دارند، پس می توانند سرمشق زندگی باشند و گوش دادن به سخنان و توصیه های آنان به معنای کسب خوشبختی و توفیق در این امر است؛ اما باید دانست که این ظاهر گول زننده مثل ظاهر گول زننده قارون است که به ناگاه دچار نابودی و نیستی می شوند. پس نباید به ظاهر حال افراد قضاوت کرد و آنان را انسان های موفق و یا دوست دانست و برابر توصیه های آنان عمل کرد که چیزی جز فساد وتباهی نیست.(همان)
  7. بغض آشکار: از نظر قرآن، دشمن نسبت به امت اسلام محبت ندارد بلکه بغض دارد و اگر مومنان نسبت به آنان محبت داشته باشند آنان حتی در سخنان خویش بغض خود را آشکار می کنند؛ زیرا از خوشبختی امت در رنج و عذاب هستند و رو دیدن سعادت مردم را ندارند.(آل عمران، آیه ۱۱۸)
  8. نسل کشی: دشمن کسی است که دوست ندارد امت اسلام دارای نسلی باشد تا بقای آن را تضمین کند. از این روست که حتی با تغییر در دارو و درمان و ایجاد انواع بیماری از طریق گیاهان و جانوران تراریخته زیانبار به نسل کشی می پردازند. به عنوان نمونه برای عقیم سازی فرزندان ایران اسلامی از طریق پوشک بچه اقدام کردند که خود بیانگر عمق دشمنی و کینه آنان از امت اسلام است. در این مسایل هماره منافقان و دوستان داخلی آنان در خدمت اهداف و برنامه ها وسیاست های آنان هستند و به آنان کمک می رسانند و دستورهای آنان را اجرایی می کنند.(بقره، آیات ۲۰۴ و ۲۰۵)
  9. همراهی با دشمن: از راه های شناخت دشمن از دوست، نگاه به ارتباط افراد اجتماع است. اگر کسانی از امت با دشمنان در ارتباط پنهان و نهان هستند، اینان خود دشمنی هستند که می بایست به مقابله و دفع آنان پرداخت. هر گونه ارتباط گیری با دشمن به ویژه به شکل نهانی خود گواهی روشن برای دشمنی این افراد نسبت به امت است.(آل عمران، آیه ۱۱۸؛ نساء، آیات ۸۱ و ۸۲؛ منافقون، آیه ۴)